زندگی

از خدا پرسيدم:خدايا چطور مي توان بهتر زندگي کرد؟

خدا جواب داد :گذشته ات را بدون هيچ تاسفي بپذير.

با اعتماد زمان حال ات را بگذران و  بدون ترس براي آينده آماده شو.

ايمان را نگهدار و  ترس را به گوشه اي انداز .

شک هايت را باور نکن و  هيچگاه به باورهايت شک نکن.

زندگي شگفت انگيز است فقط اگربدانيد که چطور زندگي کنيد.

مهم اين نيست که قشنگ باشي ، قشنگ اين است که مهم باشي! حتي براي يک نفر.

مهم نيست شير باشي يا آهو مهم اين است با تمام توان شروع به دويدن کني.

كوچك باش و عاشق.. كه عشق مي داند آئين بزرگ كردنت را .

بگذارعشق خاصيت تو باشد نه رابطه خاص تو باکسي .

موفقيت پيش رفتن است نه به نقطه ي پايان رسيدن .

فرقى نمي كند گودال آب كوچكى باشى يا درياى بيكران... زلال كه باشى، آسمان در توست

   

نلسون ماندلا

اولین اردوی انتخابی هیمالیانوردی – استان تهران سال 88

 
برگزاری اولین اردوی آمادگی و انتخابی هیمالیانوردی
 آقایان و بانوان
  استان تهران سال 88


 
پیرو اطلاعیه قبلی کمیته همالیانوردی هیئت استان تهران،اولین اردوی انتخابی هیمالیانوردی استان تهران – سال 88 ، در روزهای پنج شنبه و جمعه 3 و 4 بهمن ماه در منطقه توچال برگزار خواهد شد.
مراسم افتتاحیه و  ثبت نام این اردوها ساعت 10 صبح پنجشنبه 3 بهمن 87، با حضور مسئولین در پناهگاه شیرپلا خواهد بود، پس از افتتاحیه بانوان بروی مسیر اصلی قله توچال و آقایان برروی یال چهار­پالون فعالیت خواهند نمود.


افراد شرکت کننده ضمن به همراه داشتن تجهیزات کامل یک برنامه دو روزه زمستانه، وسایل شب مانی، تغذیه و ... به همراه مدارک ذیل هنگام ثبت نام، ساعت 10 صبح پنجشنبه 3 بهمن 87 در پناهگاه شیرپلا حضور بهم رسانند، عدم ارائه هر یک از مدارک خواسته شده موجب خواهد شد، نامبردگان جهت شرکت در اردوی بعد مشروط تلقی گردند.
*  لازم به ذکر است بیش از یک نوبت غیبت موجه، موجب مردودی خواهد گردید.
مدارک مورد نیاز:
1.     معرفی نامه از هئیت/ حوزه/ باشگاه/ گروه
2.     کارت بیمه ورزشی
3.     یک برگ رونوشت صفحه اول شناسنامه
4.     یک قطعه عکس 4*3
5.     یک برگ رونوشت حکم کارآموزی برف و یخ یا ریز نمرات
6.     گواهی صحت و سلامت از پزشک
 
از : سایت هئیت کوه نوردی استان تهران

Are You Going To Finish Strong? - Nick Vujicic Video

Awesome video! If you watch only one video today make sure it is this one! Nick Vujicic has no limbs but he leads an incredible life!.....
با سلام به دوستان
خوب چرا این پست رو برای نشاط کوهستان انتخاب کردم ، برای اینکه امید و حرکت را در زندگی این مرد دیدم ، در جایی که فاقد دست و پا می باشد با نشاط کامل زندگی می کند و در بسیار از موارد از آنهایی که دست و پا دارند نیز پیشی گرفته است . دیدگاهش نسبت به زندگی خواندنی است . برای آشنایی بیشتر فیلم زیر رو دانلود کرده و ببینید آنوقت شما هم تصدیق خواهید کرد .
 
Nick Vujicic
Nick Vujicic
Life Without Limbs

We all take many things for granted and easily lose perspective of what is really important in our lives. Nick Vujicic was born without arms or legs. He has had to learn to adapt to this, and has achieved the seemingly impossible. In recent years, he has learned to become independent and can now take care of all of his personal needs. He can do everything from brushing his teeth, combing his hair, clothing, taking care of personal hygiene and even shaving. He moves around the house by jumpin' around and, outside the house, he has an electric wheelchair. He loves to swim, fish and play soccer. Nick Vujicic graduated from college with a Bachelor of Commerce majoring in Financial Planning and Accounting. He trades stock options in addition to brokering real estate.

Nick has brought back that refreshing positive focus to many employees of companies who value the importance of keeping their team motivated. He has spoken at annual conferences and at business-related seminars.

Nick Vujicic shares how there were several times when life would seem hopeless and not worth living for. He takes the audience on an emotional and captivating journey that lets them experience a taste of the adversity Nick faced. The key turning points in his attitude from depression to joy are truly inspirational. He reveals the secret of how to unleash the limits on their goals and dreams and imparts strength to never give up.

 http://jp.youtube.com/watch?v=a8Cwx2UbTJA&feature=related

از نوشین نقوی بابت ارسال این ایمیل زیباشون تشکر می کنم .

بهترین کاری رو که می تونیم انجام می دیم ؟

    توی یه سرزمین دو برادر پهلوان زندگی میکردند. برادر بزرگتر به نام فیلیپ برادر کوچک هم رابین بود. 
در یکی از روزها پادشاه دو برادر را به قصر خود دعوت کرد. پادشاه پس از خوش آمدگویی به آنها گفت که 
دشمن به مرز شمالی این کشور حمله کرده و شما تنها کسانی هستید که میتونید از ما در برابر دشمنان حفاظت کنید. بعد از تجهیز کردن این دو برادر را راهی این نبرد کرد. دو برادر به راه افتادن و به نزدیک اون شهر مرزی رسیدن. ولی چون شب بود خواستن شب رو اونجا استراحت کنن. صبح که شد فیلیب به رابین گفت تو برو به جنگ من اینجا میمونم و اگر کسی تو رو شکست داد و خواست از اینجا رد بشه من جلوشو میگیرم. هر چی باشه من بزرگترم و قویتر. رابینم که پسر خوب و حرف گوش کنی بود به راه افتاد .

    اما بعد از دو روز وقتی که فیلیپ داشت آهو رو روی اجاقی که درست کرده بود کباب می کرد دید که رابین داره از دور میآد و کاملاً زخمی شده .به سمت اون رفت و ازش پرسید که چی شد؟ 
رابین هم کل ماجرا رو توضیح داد و در مورد جنگ با 70 پیاده و 10 سوار صحبت کرد.. 
فیلیپ به محض اینکه فهمید جنگ تموم شده سوار بر اسبش شد و به سمت کارزار رفت و شروع کرد به جمع آوری غنائم. 
اون با خودش گفت که پادشاه حتماً از دیدن این همه طلا خوشحال میشه. 
بعد برگشت و با برادرش به سمت قصر پاشاه به راه افتادن. 
وقتی به نزدیکی قصر رسیدن فهمیدن که پل روی رود بزرگ ریخته شده 
و اونا واسه رسیدن به قصر مجبورن که از وسط آب رد بشن. 
رابین خیلی راحت از اون رودخونه رد شد ، اما فیلیپ از اونجایی که بارش سنگین بود اسبش وسط آب افتاد و همه طلاها ریخت توی آب. 
فیلیپ هرکاری کرد نتونست اسبشو نجات بده و هم طلاها رو از دست داد هم اسبشو. 
خلاصه اونا رسیدن به قصر و پادشاه به گرمی از اونها استقبال کرد. 
پس از خوردن شام پادشاه یه نگاهی به دو برادر انداخت و گفت : خب از جنگ برام بگین و از پهلوانهای دشمن. بگین از اینکه چه جوری پیروز شدین. 
رابین شروع کرد به تعریف و زخمهای روی دست و صورتش به این قضیه شهادت میداد. 
بعد از صحبتهای رابین پاشاه نگاهی به فیلیپ انداخت. اما اونجا فقط یه صندلی خالی بود.. 
چون فیلیپ واسه گفتن حرفی نداشت. 
اون خودش رفت و تصمیم گرفت از این به بعد به جای اینکه به فکر خودش توکل کنه و فکر کنه که داره درست تصمیم می گیره  بیشتر فکر کنه و نظر دیگران روهم بپرسه.

ما هم خیلی وقتها مثل فیلیپیم. 
فکر میکنیم که بهترین کاری رو که میتونیم داریم انجام میدیم. اما حقیقت چیز دیگست. 
خیلی وقتا خدا دوست نداره که ما خیلی از کارها رو که فکر میکنیم درسته انجام بدیم. 
خدا دوست داره ما آدما ازش بپرسیم: 
ای خدای من، تو از من چی می خوای؟
ای خدایی که به من عقل دادی، 
من می دونم که تو از من داناتر و حکیم تری، پس لطفاً بهم بگو چه جوری باید به خلق تو کمک کنم که تو منو سر بلند کنی؟ 
بگو چه جوری باید چه جوری این کارو بکنم. و ...

بله دوستای خوبم. خدا دوست داره که ما باهاش حرف بزنیم... ازش بپرسیم. 
شک نکنید که خدا صداتونو می شنوه و بهتون جواب میده اگه بهش ایمان داشته باشین. 
اون همتونو دوست داره.

فقط یه جمله دیگه میگم.. 
مواظب باشین تو بهشت اومدنی مثل فیلیپ دست خالی نیاین.

منطقهٔ حفاظت شدهٔ گنو، بندر‌عباس

     اين منطقهٔ حفاظت‌شده در ۲۹ کيلومترى شمال غربى شهرستان بندرعباس واقع شده است. اين کوه در مقايسه با آب و هواى گرم بندرعباس داراى آب و هواى نسبتاً معتدل است و به همين مناسبت از اهميت خاصى برخوردار مى‌‌باشد. پوشش گياهى آن بسيار جالب و قابل‌توجه است؛ به طورى که ادارهٔ‌ محيط زيست هرمزگان براى حفظ و حراست از آن‌ها تمام پوشش گياهى اين منطقه را مورد حفاظت و کنترل خود در آورده است. 
    www.neshate-koohestan.tk
تنوع پوشش گياهى اين کوه، از دامنه تا قلهٔ کوه، مشتمل بر انواع درختان گرمسيرى، ‌ استپ بيابانى، استپ کوهپايه‌‌اى و گونه‌هاى گياهى نواحى سردسيرى است. در دامنهٔ کوه، ابتدا بوته‌هاى پراکنده‌اى رشد کرده‌اند که انواع خانوادهٔ گندميان، گون و تک درخت‌هاى مغير (مغيلان) در ميان آن‌ها وجود دارد. بالاتر از دامنه، نوع گياهان تغيير مى‌کند؛ به طورى که در ارتفاع ۱۸۰۰ مترى، بادام وحشى گونهٔ غالب را تشکيل مى‌دهد؛ در حالى که ديگر گونه‌هاى ياد شده، ‌ در ارتفاع ۲۳۰۰ مترى مشاهده مى‌شوند. به علت کاهش دما، درختان سردسيرى نظير کاج، سرو، زيتون وحشى و شمشاد وحشى به صورت انبوه روييده‌اند. انبوهيِ اين درختان در استان هرمزگان تعجب‌آور است. درختان اين ناحيه هرازگاهى در اثر صاعقه در وسعت زيادى آتش مى‌‌گيرند. از گياهان ديگر ارتفاعات گنو، انواع گياهان دارويى است که مورد توجه محققان و پژوهشگران مى‌باشند.www.neshate-koohestan.tk  ستوده

      
كوهستان گنو يكي از جالبترين نمونه هاي معرف رشته كوههاي زاگرس بشمار مي آيد. اين كوهستان در جنوب شرقي رشته زاگرس واقع شده است. كوه گنو پس از كوههاي هماگ 3267 متر، كوه سيرو 2972متر، كوه شب 2731 متر، كوه نيان 2642 متر، كوه باز 2437 متر، ششمين كوه مرتفع استان هرمزگان مي باشد. گنو از نظر مكاني در شمال غربي شهر بندرعباس قرار گرفته است و جاده اصلي بندرعباس به سيرجان از شرق و جاده بندرعباس به بندر لنگه از جنوب آن مي گذرد.

كوهستان گنو با ابعادي معادل 34 كيلومتر طول و 5 تا 15 كيلومتر عرض، مساحتي بالغ بر 350 كيلومتر مربع را در بر مي گيرد.

چند راه دستيابي به قله گنو :

جبهه جنوبي : از طريق جاده بندرعباس به بندر لنگه ( روستاي ايسين ، تازيان ) و جاده كوهستاني ايستگاه تلويزيون ( 32 كيلومتر ) - پاسگاه محيط باني سرحد گنو - چشمه رمر- چشمه سرچربه - سنگ قرار- قله نصيري

جبهه جنوبي : از طريق جاده بندرعباس به بندر لنگه ( روستاي ايسين ، تازيان ) و جاده كوهستاني ايستگاه تلويزيون ( 32 كيلومتر ) - پاسگاه محيط باني مركزي ( واقع در ابتداي جاده ايستگاه ) - آب بند چوبي - مسيل تنگ سياه - دره تنگ سياه - چشمه پركوه - سنگ قرار - قله نصيري

جبهه جنوبي : از طريق جاده بندرعباس به بندر لنگه ( روستاي ايسين ، تازيان ) و جاده كوهستاني ايستگاه تلويزيون ( 32 كيلومتر) - پاسگاه سر محيط باني ( واقع در ابتداي جاده ايستگاه ) - آب بند چوبي - مسيل تنگ سياه - دره تنگ سياه - چشمه پركوه - صعود جبهه جنوبي قله قلات سرپهن - عبور از خط الراس مركزي - قله نصيري

جبهه شرقي ( يال آبگرم ) : از طريق كيلومتر 25 محور اصلي بندرعباس به سيرجان - آبگرم گنو - چشمه انارون - گردنه كهنوج - روستاي كهنوج بالا - قله سرجوتون- جاده آسفالته ايستگاه تلويزيون - در جهت غرب قله هاي بازگرد - دو برار - زندان زرد - قلات نصيري

جبهه شمالشرقي ( تنگ باغ ) : از طريق كيلومتر 30 محور اصلي بندرعباس به سيرجان - 12 كيلومتر جاده خاكي در جهت غرب - روستاي تنگ باغ - روستاي كهنوج بالا - قله سرجوتون - جاده آسفالته ايستگاه تلويزيون - در جهت غرب قله هاي بازگرد - دو برار - زندان زرد - قلات نصيري

جبهه غربي ( سلكوه ) : از طريق جاده بندرعباس به بندر لنگه ( روستاي ايسين ، تازيان ) - روستاي قلات بالا - به موازات ريل قطار - روستاي سلكو - چشمه سلكوه - صعود خط الراس غربي ( قلل: سلاورو ، قلات سرپهن ، قلات نصيري )

قلل معروف منطقه :
    قلات نصيري 2349 متر، استيري 1546 متر، قلات سرپهن 2175 متر، دو برار 2282 متر، بازگرد 2233 متر ، زندان زرد 2309 متر، تاسيسات صدا و سيما 2330 متر، سرجوتون 2254 متر، كهنوج 1813متر، سه سرخ 1122 متر، گودبوني 1895 متر

 

از سایت بیابان ها و کویرهای ایران -مهدی معماری

نيكي و بدي

    لئوناردو داوينچي موقع کشيدن تابلو "شام آخر", دچار مشکل بزرگي شد: مي بايست "نيکي" را به شکل عيسي" و "بدي" را به شکل "يهودا" يکي از ياران عيسي که هنگام شام تصميم گرفت به او خيانت کند, تصوير مي کرد. کار را نيمه تمام رها کرد تا مدل هاي آرماني اش را پيدا کند.

روزي دريک مراسم همسرايي, تصوير کامل مسيح را در چهره يکي از جوانان همسرا يافت. جوان را به کارگاهش دعوت کرد و از چهره اش اتودها و طرح هايي برداشت.سه سال گذشت. تابلو شام آخر تقريباً تمام شده بود ؛ اما داوينچي هنوز براي يهودا مدل مناسبي پيدا نکرده بود.کاردينال مسئول کليسا کم کم به او فشار مي آورد که نقاشي ديواري را زودتر تمام کند. نقاش پس از روزها جست و جو , جوان شکسته و ژنده پوش مستي را در جوي آبي يافت. به زحمت از دستيارانش خواست او را تا کليسا بياورند , چون ديگر فرصتي براي طرح برداشتن از او نداشت. گدا را که درست نمي فهميد چه خبر است به کليسا آوردند, دستياران سرپا نگه اش داشتند و در همان وضع داوينچي از خطوط بي تقوايي, گناه و خودپرستي که به خوبي بر آن چهره نقش بسته بودند, نسخه برداري کرد.

وقتي کارش تمام شد گدا, که ديگر مستي کمي از سرش پريده بود, چشمهايش را باز کرد و نقاشي پيش رويش را ديد, و با آميزه اي از شگفتي و اندوه گفت: "من اين تابلو را قبلاً ديده ام!" داوينچي شگفت زده پرسيد: کي؟! گدا گفت: سه سال قبل, پيش از آنکه همه چيزم را از دست بدهم. موقعي که در يک گروه همسرايي آواز مي خواندم , زندگي پراز روً يايي داشتم, هنرمندي از من دعوت کرد تا مدل نقاشي چهره عيسي بشوم!."

”مي توان گفت: نيکي و بدي دورروي يك سكه هستند ؛ همه چيز به اين بسته است که هر کدام کي سر راه انسان قرار بگيرند.”

پائولو کوئيلو

آتش امید

      تنها بازمانده ي يك كشتي شكسته به جزيره ي كوچك خالي از سكنه اي افتاد. او با دلي لرزان دعا كرد كه خدا نجاتش دهد. اگر چه روزها افق را به دنبال ياري رساني از نظر مي گذراند كسي نمي آمد. سر انجام خسته و از پا افتاده موفق شد از تخته پاره ها كلبه اي بسازد تا خود را از عوامل زيان بار محافظت كند و دارا يي هاي اندكش را در آن نگه دارد.
اما روزي كه براي جستجوي غذا بيرون رفته بود' به هنگام برگشتن ديد كه كلبه اش در حال سوختن است و دودي از آن به سوي آسمان ميرود. متاَسفانه بدترين اتفاق مممكن افتاده و همه چيز از دست رفته بود.

از شدت خشم و اندوه در جا خشكش زد.فرياد زد: "خدايا تو چطور راضي شدي با من چنين كاري بكني؟"

صبح روز بعد با بوق كشتي اي كه به ساحل نزديك مي شد از خواب پريد. كشتي اي آمده بود تا نجاتش دهد. مرد خسته ' از نجات دهندگانش پرسيد: "شما ها از كجا فهميديد من در اينجا هستم؟"

آنها جواب دادند: " ما متوجه علايمي كه با دود مي دادي شديم."

وقتي اوضاع خراب مي شود' نا اميد شدن آسان است. ولي ما نبايد دلمان را ببازيم ' چون حتي در ميان درد و رنج ' دست خدا در كار زندگي مان است. پس به ياد داشته باش : دفعه ي ديگر اگر كلبه ات سوخت و خاكستر شد ' ممكن است دود هاي برخاسته از آن علايمي باشد كه عظمت و بزرگي خدا را به كمك مي خواند.

نشریه صعود

دنی DANY

دنی اسم این حیون با مزه است که در مسیر ایستگاه پنج تله کابین توچال روز جمعه کلی باعث خنده و شادی ما شد . گفتم شما هم شاید از اون خوشتون بیاد چند عکس از دنی تقدیم حضورتون می کنم . هر کسی می تونه شادی و نشاط رو به شما انتقال بده ، در عوض شما هم بهانه کوچک برای شاد زیستن را بپذیرید و شرایطی را مهیا نمایید که دیگران نیز شاد شوند .

 www.neshate-koohestan.tk    871028

www.neshate-koohestan.tk  871028

www.neshate-koohestan.tk  871028

دعوت به همکاری تیم های ویژه کوهستان

شنبه 28 دی1387 ساعت: 12:14 توسط:كامبيز عدناني

سلام استاد خسته نباشيد دست شما هم دردنكنه بابت مطالب زيباتون يك اطلاعيه داشتم خواستم جنابعالي و بقيه علاقه مندان هم باخبر كنم براي همين جسارت كردم و توي وبلاگ شما ارسال كردم اگر صلاح مي دانيد جهت اطلاع ديگر عزيزان توي وبلاگ زيباتون نصب شود
متشكرم سيد كامبيز عدناني فرقاني

 تيم ويژه امداد و نجات كوهستان جمعيت هلال احمر شميرانات داوطلب

 مي پذيردجمعيت هلال احمر شميرانات جهت تكميل كادر عملياتي و درماني

 تيمهاي ويژه كوهستان از ميان علاقه مندان به صورت داوطلب دعوت به همكاري مي نمايد

شماره تماس 22803533 در ساعات اداري ‌

داستان معروف کوهنورد

   کوهنوردي می‌خواست از بلندترین کوه ها بالا برود. او پس از سالها آماده سازی، ماجراجویی خود را آغاز کرد ولی از آنجا که افتخار کار را فقط برای خود می خواست، تصمیم گرفت تنها از کوه بالا برود.
شب، بلندی های کوه را تماماً در برگرفته بود  و مرد هیچ چیز را نمی دید. همه چیز سیاه بود  و ابر روی  ماه و ستاره ها را پوشانده بود. همانطور که از کوه بالا می رفت، چند قدم مانده به قله کوه، پایش لیز خورد و در حالی که به سرعت سقوط می کرد، از کوه پرت شد. در حال سقوط فقط لکه های سیاهی را در مقابل چشمانش می دید. و احساس وحشتناک مکیده شدن به وسیله قوه جاذبه او را در خود می گرفت. همچنان سقوط می کرد و در آن لحظات ترس عظیم، همه ی رویدادهای خوب و بد زندگی به یادش آمد.اکنون فکر می کرد مرگ چقدر به او نزدیک است.
ناگهان احساس کرد که طناب به دور کمرش محکم شد. بدنش میان آسمان و زمین معلق بود و فقط طناب او را نگه داشته بود. و در این لحظه ی سکون برایش چاره ای نمانده جز آن که فریاد بکشد:
" خدایا کمکم کن"
ناگهان صدایی پر طنین که از آسمان شنیده می شد، جواب داد:
" از من چه می خواهی؟ "
- ای خدا نجاتم بده!
- واقعاً باور داری که من می توانم تو را نجات بدهم؟
- البته که باور دارم.
- اگر باور داری، طنابی که به کمرت بسته است  را پاره کن!
.... یک لحظه سکوت... و مرد تصمیم گرفت با تمام نیرو به طناب بچسبد.
چند روز بعد در خبرها آمد: یک کوهنورد یخ زده را مرده پیدا کردند. بدنش از یک طناب آویزان بود و با دستهایش محکم طناب را گرفته بود.
او فقط یک متر با زمین فاصله داشت!

برنامه زمستانی صعود به  ارتفاعات توچال جمعه 27/10/87

با سلام به دوستان
برنامه کوهپیمایی زمستانی صعود به ارتفاعات توچال از مسیر ولنجک توسط گروه کوهنوردی پژوهشکده مهندسی جهاد کشاورزی برگزار شد . هوا بسیار عالی و آفتابی بود ، از ایستگاه دوم تا ایستگاه پنج مسیر پوشیده از برف بود . منتظر تصاویر برنامه باشید

نفرات شرکت کننده :
      غلامرضا اینانلو (سرپرست)- پرویزستوده شایق - کریم حسن پور - علی اصغر صادقی - مهدی اینانلو - محمد حامدانسانیت - حبیب حامد انسانیت - غلامرضا حبیبی فر - مصطفی فلاح زاده - غلامرضا  فتاحی -روح الله رحیمی - مهرابی - فلاح زاده (میهمان)- دین محمدی -ابوالقاسم تشکری -اصغر اینانلو - سیامک معززی

www.neshate-koohestan.tk

نشاط کوهستان

آلبوم تصاویر این برنامه اینجاست = کلیک کنید

داستان مومن بی خرد

   مرد مومنی، به طرزی ناگهانی تمام ثروتش را از دست داد. چون می‌دانست خدا او را به نحوی کمک خواهد کرد. دست به دعا برداشت: «پروردگارا! بگذار که من در بخت آزمایی برنده شوم.»

او سال ها و سالها دعا کرد و اما همچنان فقیر ماند.

سرانجام روزی مرد و از آنجا که مرد بسیار با ایمانی بود، بلافاصله به بهشت برده شد.

وقتی به آنجا رسید، از وارد شدن سرباز زد. او گفت که تمام عمرش را مطابق تعالیم مذهبیش زیسته‌است، اما خدا هرگز اجازه نداده است که در مسابقه بخت آزمایی برنده شود. با انزجار گفت:«هر چه به من وعده داده بودی،‌ دروغ بود.»

خداوند جواب داد: «من همیشه برای کمک کردن به تو آماده بودم. اما با وجود این که من می‌خواستم کمکت کنم، تو حتی یک بلیط بخت آزمایی هم نخریدی.»

فرشته ها زن هستند

    يه زوج ۶۰ ساله به مناسبت سی و پنجمين سالگرد ازدواجشون رفته بودند بيرون كه يه جشن كوچيك دو نفره بگيرن .

وقتی توی پارك زير يه درخت نشسته بودند يهو يه فرشته كوچيك خوشگل جلوشون ظاهر شد و گفت: چون شما هميشه يه زوج فوق العاده بودين و تمام مدت به همديگه وفادار بودين من برای هر كدوم از شما يه دونه آرزو برآورده ميكنمزن از خوشحالی پريد بالا و :گفت! چه عالی! من ميخوام همراه شوهرم به يه سفر دور دنيا بريم .

فرشته چوب جادوييش رو تكون داد و پوف! دو تا بليط درجه اول برای بهترين تور مسافرتی دور دنيا توی دستهای زن ظاهر شد .حالا نوبت شوهر بود كه آرزو كنه. مرد چند لحظه فكر كرد و گفت:… اين خيلی رمانتيكه ولی چنين بخت و شانسی فقط يه بار توی زندگی آدم پيش مياد ! بنابراين خيلی متاسفم عزيزم آرزوی من اينه كه يه همسری داشته باشم كه ۳۰ سال از من كوچيكتر باشه.زن و فرشته جا خوردند و خيلی دلخور شدند. ولی آرزو آرزوئه و بايد برآورده بشه !!!فرشته چوب جادوييش رو تكون داد و پوف! مرد ۹۰ سالش شد

!!!نتيجه اخلاقی: مردها ممكنه زرنگ و بدجنس باشند ، ولی فرشته ها زن هستند

داستان زیبای خیرات

سفره افطارش در بین آشنایان و اقوام معروف بود. روزهای تاسوعا و عاشورا، دو نوع غذا نذری می‌پخت و شب عید به همه معلمان فرزندش سکه طلا هدیه می‌داد.
زمانی که همسایه‌اش فوت کرده بود دسته گل سفارشی‌اش آنقدر بزرگ بود که از درب منزل کوچک متوفی، رد نشد و مجبور شدند آن را دم در بگذارند.

وقتی مردی که در مراسم ختم کنار او نشسته بود و از بدبختی و بیچارگی مرد فوت شده و آینده نامعلوم دو بچه یتیم باقی مانده صحبت می‌کرد، او در فکر این بود که کارت ویزیتش را فراموش کرده روی دسته گل بگذارد؛ و باید حتما موقع خروج این کار را انجام دهد.

داستان خواندی قورباغه ی بزرگ

    در نيمه روز قورباغه ها جلسه اي گذاشتند. يكي از آن ها گفت: اين غير قابل تحمل است. حواصيل ها روز ما را شكار مي كنند و راكون ها شب كمين ما را مي كشند.
ديگري گفت: بله. هريك به تنهايي به حد كافي بد هستند اما هر دو، حواصيل ها و راكون ها با هم يعني ما يك لحظه آرامش نخواهيم داشت. بايد حواصيل ها را از آبگير بيرون كنيم. بايد دورشان كنيم.
بله، همه ي قورباغه ها تاييد كردند. حواصيل ها را دور كنيم، حواصيل ها را دور كنيم.
اين صدا توجه حواصيلي را كه آن نزديكي ها در حال شكار بود جلب كرد.
گفت: چي شنيدم ، كي رو دور كنيد؟
قورباغه ها به منقارش نگاه كردند كه مثل خنجر بود. فرياد زدند: راكون ها را، راكون ها را بايد دور كرد. حواصيل گفت: من هم فكر كردم همين رو گفتيد وبه اهيگيري ادامه داد.
قورباغه ها ادامه دادند : راكون ها ، راكون ها را دور كنيم!
بعد از اين تصميم مشكلي پيش آمد ، حالا چه كسي بايد به راكون ها حكم اخراج را مي داد . يكي بعد از ديگري انتخاب مي شدند و كنار مي كشيدند . بالاخره قورباغه امريكايي انتخاب شد.
«البته از همه بزرگ تر و براي اين كار ازهمه بهتره.»
قورباغه امريكايي كه در تمام مدت ساكت بود گفت: «بله، من بزرگم اما راكون ها بزرگتر هستند. من يكي ام اما اونا يك لشكر.»
يكي از قورباغه ها داوطلب شد. «خوب من هم با تو مي آم.»
«بله ما هم مي آييم.» قورباغه ها موافقت كردند. «بله ما همه مي آييم ما همه خواهيم آمد.»
قورباغه بزرگ گفت:« و هر طوري كه شد شما با من مي مونيد»
يكي از قورباغه ها گفت :« مثل سايه همراه تو خواهيم آمد.»
قورباغه ها ي ديگر موافقت كردند : «بله مثل سايه، مثل سايه»
قورباغه امريكايي هنوز بي ميل بود . بقيه هم تمام مدت عصر در حال اثبات وفاداريشان بودند. بالاخره باز تكرار كردند كه مثل سايه دنبال او خواهند بود و او پذيرفت نماينده آن ها باشد . خورشيد غروب كرد. حواصيل ها به آشيانه شان در بالاي آبگير پرواز كردند. هنگام شفق قورباغه امريكايي گفت: «راكون ها به زودي خواهند آمد. اما شما همه كنارم خواهيد بود مثل سايه ، نه؟»
قورباغه ها هم صدا گفتند :«مثل سايه، مثل سايه»
ستاره ها در آسمان بدون ماه مي درخشيد. هوا خيلي تاريك بود. نور ستاره ها اينقدر بود كه بشود راكون ها را ديد وقتي كه بالاخره از زير بوته ها ظاهر شدند. يك مادر و بچه هايش.
قورباغه امريكايي به درون بركه جست زد و فرياد كشيد: پست فطرت ها دور شويد.
راكون ها ي ياغي از اين بركه دور شويد. شما تبعيد شديد.
مادر راكون گفت: راستي؟ بچه راكون ها شروع كردند به صدا دادن و اظهار ناخشنودي كردند. با اين كه قورباغه امريكايي از ترس مي لرزيد اما خودش را نباخت.
به دستور چه كسي ما تبعيد شديم؟
قورباغه امريكايي گفت: همه ما . منتظر بود جماعتي از او حمايت كنند. اما فقط سكوت بود و قورباغه بزرگ درست قبل از بلعيده شدن، برگشت و ديد كه تنها است.
بيشتر دوستان كمي قبل از اينكه اقدام كنيد قول خود را فراموش مي كنند ، چون حتي سايه شما در تاريكي ترک تان مي كند

تابلوی زیبایی از طبیعت

سلام
    دوستان عزیز شما از طبیعت چه تابلوهایی در ذهن دارید ؟ کوه های سربه فلک کشیده را در ذهن می پرورانید ، به دریاها زیاد توجه می کنید و یا جریان رودخانه ها و موسیقی دلنواز اون برایتان ماندگارتره . ویا نه ممکنه به جنگل برید و تابلوی تصاویر درختان با برگهای رنگارنگ توجه شما رو بیشتر به خودش جلب می کنه . خوب طبیعت کویر و نمک زارهای بی آب و علف نیز خود تابلویی بی بدیل از طبیعت و زیبایی اونه . این تابلو ها در حال کلی است . نمی شود ریزتر به دنیای سنگها و گل سنگ ها توجه کنیم . به شکل های مختلف دانه های برف بیاندیشیم ؟
به تار نماهای عنکبوتی بیاندیشیم که در جنگل مسیر را سد کرده اند و حتی به سازه های حشرات و مورچگان بیاندیشیم ، کف ها و حباب های  تشکیل شده روی آب شاید بدانید که نازک ترین لایه های آبی طبیعی را شکل می دهند . بلورهای برف و قندیل های تشکیل شده و آبشارهای یخ زده توجه شما را جلب نکرده است . رقص گیاهان بستر جوی ها و رودخانه ها چطور ؟ گل های مرداب را فراموش نکرده ام و حتی صدای موزون قورباغه های برکه آب را هم ، سر بر آسمان بر می دارم ، پرتوهای نورانی خورشید و اشکال مختلف ابرها و نم نم باران ، تابلو دیگری را در ذهنم به تصویر در می آورد . رقص دانه های بارش برف و دفتر سفیدی که در دشت و ارتفاعات بر جای می گذارد . زمستان زیبا را معرفی می کند . برخورد وزش باد را در سینه کش کوه بر گونه را چگونه فراموش خواهم کرد . تابلوهای آسمان شب نیز شیفتگان خود را دارد ، رویاهای کودکی مان را با تماشای ستارگان در شب سپری کردیم ، صور فلکی را هم می شود در تابلویی جا داد و داستانها برایش نوشت .
صدای خش خش برگ های پاییزی ، حرکات نمایش جدا شدن خدا حافظی برگ های پاییزی از درختان و حتی اشکال خارق العاده تشکیل شده در غار ها و اعماق زمین ، بستر های خاکی و پوشیده از شقایق های دشت ، امواج دریا و گندزارها و خندیدن آدمها و کودکان پاک ، بازی پروانه ها و جهیدن ملخ ها و . . . .
زیبا دیدن یک هنر است . من مطمئن هستم چشمان زیبا بین شما هنرمندند ، چون تابلوهای بسیار در ذهن دارند که شاید دیگری از دیدن آن محروم بوده است .

نشاط کوهستان  - ستوده

ساعتي در خود نگر تا كيستي                   از كجائي وز چه جائي چيستي
در جهان بهر چه عمري زيستي                 جمع هستي را بزن بر نيستي 

بهشت و جهنم

یک مردِ روحانی، روزی با خداوند مکالمه ای داشت: "خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟"
خداوند آن مرد روحانی را به سمت دو در هدایت کرد و یکی از آنها را باز کرد؛ مرد نگاهی به داخل انداخت. درست در وسط اتاق یک میز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن یک ظرف خورش بود؛ و آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد!
افرادی که دور میز نشسته بودند بسیار لاغر مردنی و مریض حال بودند. به نظر قحطی زده می آمدند. آنها در دست خود قاشق هایی با دسته بسیار بلند داشتند که این دسته ها به بالای بازوهایشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پُر کنند. اما از آن جایی که این دسته ها از بازوهایشان بلند تر بود، نمی توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند.
مرد روحانی با دیدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگین شد. خداوند گفت: "تو جهنم را دیدی!"

آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد. آنجا هم دقیقا مثل اتاق قبلی بود. یک میز گرد با یک ظرف خورش روی آن، که دهان مرد را آب انداخت!
افرادِ دور میز، مثل جای قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و تپل بوده، می گفتند و می خندیدند. مرد روحانی گفت: "نمی فهمم!"

خداوند جواب داد: "ساده است! فقط احتیاج به یک مهارت دارد! می بینی؟ اینها یاد گرفته اند که به همدیگر غذا بدهند، در حالی که آدم های طمع کار تنها به خودشان فکر می کنند!"

پوشاک کوهنوردی

مقدمه:

همان مطلبی که بارها به شیوه های گوناگون شنیده اید یا مطالعه کرده اید. پوشاک در کوهنوردی در حال حاضر یک صنعت تخصصی ، یک بازار پر رونق اقتصادی و یک ضرورت غیر قابل انکار در کوهنوردی به خصوص در برنامه های زمستانی و ارتفاعات بلند است.

بررسی :

استفاده از پوشاک کوهنوردی برای رسیدن به ایده آلهای زبر است:

خشک ، گرم ، راحت و سالم ماندن با لباسهایی کم حجم تر و سبک تر تا جای ممکن در طول اجرای برنامه کوهنوردی و به طبع هر چه پوشاکی که انتخاب می کنیم دقیق تر و تخصصی تر باشد به این اهداف بیشتر نزدیک خواهیم شد و البته هزینه های گزاف تری نیز باید پرداخت کنیم.

دسته بندی سنتی پوشاک کوهنوردی:

اکثر کوهنوردان با واژه هایی چون لایه اول یا بیس (base layer) ، لایه میانی (middle layer)  و لایه بیرونی ، گورتکس (outer layer , out shell) آشنایی دارند . این تقسیم بندی چندین سال است که در تقسیم بندی پوشاک کوهنوردی به 3 طبقه جدا استفاده می شود. هرکدام از لایه ها وظیفه تامین دسته به خصوصی از اهداف استفاده از لباس کوهنوردی را بر عهده دارند که بدین شکل است : لایه اول برای خشک و تمیز نگاه داشتن بدن در طول فعالیت ، لایه دوم برای حفظ گرما و تامین دمای مناسب بدن چه در طول فعالیت و چه به هنگام استراحت در کمپ یا توقف ها ، لایه سوم و بیرونی جهت محافظت از باد ، باران و برف .

لایه اول :نشاط کوهستان

این پوشاک شامل پیراهن ، شلوار ، دستکش ، کلاه و حتی جوراب می شود. پوشاک این گروه در تماس مستقیم با بدن و پوست بوده و وظیفه انتقال رطوبت بدن ناشی از تعرق از پوست به بیرون لباس ( و لایه های بعدی) را بر عهده دارند تا بدن ما تا جای ممکن خشک بماند. در مدلهای فنی و گران قیمت تر خاصیت ضد باکتری و میکروبی نیز به این لباسهای اضافه شده تا از بروز بیماری به خصوص بیماری های پوستی جلوگیری کند زیرا که ممکن است در یک برنامه صعود به ارتفاعات بلند در مدت زمان طولانی امکان استحمام برای کوهنورد وجود نداشته باشد. نکته اصلی پوشاک لایه جذب بودن یا همان استرچ بودن آنهاست. حتما هر پوشاکی از کلاه تا دستکش برای این لایه انتخاب می کنید باید جذب بدن شما باشد مانند لباس غواصی تا به شما آزادی عمل و راحتی در کار را بدهد و با تماس نزدیک تر با سطح پوست سریع تر رطوبت بدن شما را گرفته و شما را خشک نگه دارد. اگر دقت کرده باشید اکثر لباسهای لایه اول کوهنوردی به رنگ مشکی یا رنگی تیره است. دلیل آن این است که هر چه رنگ لباس تیره تر باشد خاصیت محافظت از اشعه ماورای بنفش آن همان SPF بیشتر می شود و بدن شما بیشتر محافظت خواهد شد به طوری که رنگ مشکی 5 برابر رنگ سفید این خاصیت را دارا است. اگرچه معمولا روی این لایه ما از لایه های دوم ویا سوم نیز استفاده می کنیم اما بسیار پیش می آید حتی در یک برنامه زمستانی به دلیل تابش مستقیم آفتاب روی سطوح پر برف و درخشان در یک هوای صاف و بدون باد با اندکی فعالیت روز گرم و پر حرارتی را تجربه می کنیم و تنها چیزی که بر تن داریم لایه های اول است و در این حالت از آسمان توسط خورشید و از زمین توسط انعکاس اشعه توسط برفها در معرض آسیبهای شدید اشعه ماورای بنفش هستیم به خصوص که در ارتفاعات شدت این اشعه نیز به خاطر غلظت کمتر هوا بیشتر است و اینجاست که رنگ مشکی و خاصیت ضد اشعه بودن لباس ارزش خود را به خوبی نشان می دهد.

یکی از مهمترین پوشاکی که به نظر من در کوهنوردی زیاد جدی گرفته نمی شود ولی بسیار بسیار حیاتی است استفاده از دستکش لایه اول در برنامه های زمستانی است. بارها شده که می بینیم کوهنوردان دستکشهای گرانقیمت و ضخیم کوهنوردی خریداری می کنند ولی در زیر آن دستکش جذب لایه اول استفاده نکرده اند و همین افراد در حین برنامه به دلیل اینکه برای برخی کارهای ریز و ظریف نمی توانند با دستکش ضخیم خود کار را انجام دهند یا از انجام آن کار که ممکن است ضروری باشد یا ارزشمند صرف نظر می کنند و یا با در آوردن دستکش و در معرض سرما زدگی قرار دادن دست با ریسکی بالا کار را انجام می دهند در حالیکه اگر در زیر دستکش ضخیم و گرم خود از یک جفت دستکش لایه اول جذب نیز استفاده کنند می توانند با خیالی آسوده و بدون نگرانی از سرمازدگی دست ، دستکش ضخیم را در آورده و کار چند دقیقه ای خود را بدون استرس و تحمل سرما به دقت انجام دهند. کارهایی مثل در آوردن خوراکی و آب از جیب یا کوله پشتی ، مرتب کردن وسیله ای که به کوله پشتی بسته ایم ، برپایی یا جمع کردن چادر ، بستن یا محکم کردن بند کفش و یا کرامپون ، عکاسی و فیلمبرداری از صحنه ها  و زیبایی های مسیر به خصوص بر روی قله .

از موارد مهم دیگر استفاده از کلاه ضد طوفان از نوع لایه اول است . استفاده از کلاههای ضد طوفان که حالت جذب ندارند باعث می شوند که کوهنورد احساس راحتی به هنگام استفاده از آنرا نداشته باشد و به خصوص در شرایط طوفان و باد با حرکت و ایجاد ضربه روی صورت کوهنورد ایجاد ناراحتی و استرس کند . کلاه ضد طوفان ذاتا پوشاک راحت و دلخواهی نیست پس حداقل راحت ترین نوع آنرا که از نوع لایه اول و جذب است انتخاب کنید تا زجر کمتری بکشید به خصوص اینکه اصولا این وسیله را در شرایط سخت استفاده می کنیم. از آنجا که لباس بیرونی ما دارای کلاه هستند جهت جلوگیری از نفوذ باد و باران  و افزیش گرما از آنها کمک می گیریم .

پیراهن و شلوار لایه اول در دو مدل زمستانی و تابستانی تولید می شوند . در نوع تابستانی  که فوق العاده سبک است خاصیت گرمایی در نظر گرفته نشده بلکه تبادل هوا بیرون و داخل لباس نیز در نظر گرفته شده تا بدن خنک بماند و در یک فعالیت گرم تابستانی فرد گرما زده نشود. پیراهن و شلوار لایه اول زمستانی از نوع پشم مصنوعی بوده که بدن را در حین فعالیت گرم نگه می دارند و تا حدودی نیز در مقابل نفوذ باد نیز مقاوم هستند و سنگین تر نیز می باشند . معمولا کارخانه های تولید کننده در توضیحات این لباسها نوع لایه اول را به لحاظ تابستانی بودن یا زمستانی بودن مشخص می کنند اما آنچیز که برای لایه اول زمستانی شناخته شده و معتبر است تولیدات کارخانه پلارتک (Polartec) است که کارخانه های زیادی از محصولات این شرکت در تولیدات خود استفاده می کنند. می توانید لایه اول تابستانی را فراموش کنید و با لباسهای ساده تر برنامه های ارتفاعات تا 4000 متری و یکی دو روزه خود را در فصل گرم انجام دهید اما حداقل استفاده از دستکش و پیراهن لایه اول را در برنامه زمستانی رعایت کنید زیراکه معمولا بیشترین آسیب در زمستان از این دو ناحیه است در بحث مربوط به سرمازدگی به خاطر در معرض مسقتیم باد و سرما قرار داشتن دستها یا به جهت خیس بودن پیراهن.

 

لایه میانی:نشاط کوهستان

این پوشاک را بر روی پوشاک لایه اول می پوشند و هدف گرم نگه داشتن بدن است از این رو به آن لایه گرمایی (insulation)  نیز می گویند. لایه میانی ممکن است یک یا چند لباس از جنس پشم مصنوعی مثل تولیدات کارخانه Polartec باشد یا پوشاکی از جنس الیاف مصنوعی و یا پر . پوشاک گرمایی از جنس پشم مصنوعی برای گرم نگه داشتن بدن حین فعالیت  در یک روز بسیار سرد یا یک فعالیت بسیار سبک است . به این معنا که گرم نگه داشتن بدن شما منوط به انجام فعالیت است آنگاه این لباس گرما را کمتر از دست داده و شما احساس تعادل می کنید اما اگر برای دقایقی متوقف شوید رفته رفته احساس سرما به شما باز می گردد. از این رو به این پوشاک لایه فعال یا Active layer می گویند یعنی پوشاک در زمان فعالیت. اما از پوشاک جنس الیاف یا پر جهت حفظ دما و گرم نگه داشتن بدن زمانی که فعالیتی ندارید استفاده می شود مثل توقف های طولانی تر ، داخل چادر و استراحت. در واقع عمدتا هرجا پوشاک به عنوان لایه میانی یا Middle layer دسته بندی شد منظور همان Active Layer است و هرجا پوشاک به عنوان Insulation عنوان شد منظور پوشاک پر یا الیاف است . پس این نکته را در نظر داشته باشید اگر چند دست هم پوشاک میانی پشم مصنوعی بپوشید و در یک شب زمستان داخل چادر بروید پس از مدتی حتما با احساس سرمای زیاد مجبور به تحرک می شوید تا خود را گرم کنید و در برنامه های زمستانی برای مواقع اضطراری هم که شده حتما باید در برنامه ای یک روزه نیز حداقل کت پر یا الیاف همراه داشته باشید .

اگر قصد شب مانی در یک برنامه زمستانی را دارید کلید استراحت راحت در چادر به لحاظ پوشاک نشاط کوهستان استفاده از کت پر و جوراب پر است به خصوص هنگام خواب بهترین پوش کفش دوپوش نیز راحتی و گرمای یک جفت جوراب پر را به شما نمی دهد.

 

 

لایه بیرونی :

نشاط کوهستاناین لایه در ایران عمدتا با نام گرتکس شناخته می شود که نام یک کمپانی تولید پارچه است . درست مثل لایه اول زمستانی و لایه میانی که با نام پلار در ایران شناخته شده و منظور پوشاک از جنس پشم مصنوعی است. این لایه آخرین لباسی است که می پوشیم و پوشاک در معرض فضای آزاد قرار می گیرد. بنابراین این پوشاک ضد باد و ضد آب است و رطوبت یا همان بخار آبی که از لایه اول به میانی و سپس به آن رسیده را نیز به بیرون باید بتواند انتقال دهد تا چرخه خشک ماندن بدن با چرخه خشک ماندن لباسها کامل شود. به عمل انتقال بخار آب از لباس به بیرون اصطلاحا تنفس می گویند. گتر کوهنوردی پوشاکی است که فقط در این لایه وجود دارد.گتر ، شلوار و کاپشن این لایه از پوشاک واجب برنامه های زمستانی حتی یک روزه است. شلوار و کاپشن این لایه در انواع یک لایه ، دولایه و سه لایه تولید می شود که سبک تر وخنک تر تا گرم تر و سنگین تر و البته گرانتر می باشد. بسته به نوع برنامه و سایر پوشاک لایه اول و دوم اینکه از چند لایه آن استفاده کنید را باید متوجه شوید. این لایه خود با دو دسته بندی جداگانه معرفی میشوند یکی لایه نرم Soft shell و یکی لایه سخت Hard shell.

لایه نرم پوشاکی از جنس پشم مصنوعی اما بسیار مقاوم در برابر باد و رطوبت است و در مقابل Hard Shell پوشاکی از جنس نوعی پلاستیک است که به پارچه چسبانده یا اصطلاحا لمینیت شده که قابلیت تنفس بالایی دارد و صد در صد ضد باد و آب است. معایب و مزایای هرکدام چیست؟ نوع نرم خاصیت گرمایی بالایی دارد و می تواند کار لایه میانی را هم انجام دهد یعنی می توانید لایه میانی را حذف کنید و با دو لایه  یکی لایه اول و بر روی آن لایه نرم بیرونی یک برنامه در هوای سرد انجام دهید و از سبکی ، گرمی و تنفس بالای پوشاک خود لذت ببرید. اما این پوشاک ضد آب و باد نیست بلکه مقاوم در برابر باد و آب است یعنی اینکه به راحتی خیس نمی شوند و آب جذب نمی کنند و درصد بالایی از نفوذ باد نیز جلوگیری می کنند پس در هوایی بدون بارندگی یا با بارش خفیف مناسب هستند . بنابر این مزایای آنها تنفس بالاتر نبست به نوع سخت ، آزادی عمل و راحتی بیشتر در تن کوهنورد ، گرمای بیشتر و امکان حذف لایه میانی است و عیب آن این است که برای شرایط بسیار سخت به لحاظ بارندگی یا فعالیت طولانی مدت در بارش مناسب نیست . اما نکته ای که وجود دارد این است که عمدتا ما تنها در شرایطی اقدام به صعود می کنیم که مناسب استفاده از نوع نرم است مگر در صعودهای ارتفاعات بسیار بلند و یا گیرافتادن در شرایطی پیش بینی نشده. دقت کنید اگر از نوع نرم میخواهید استفاده کنید حتما از نوع کلاه دار بوده و کلاه آن نیز از نوع جنس خود لباس باشد و از جنس متفاوت و نازک نباشد و الا چیزی که خریداری کرده اید بیشتر به لایه میانی شباهت دارد تا استفاده به عنوان لایه بیرونی.

 

چند نکته :

برای دستکش یکی از بهترین ترکیب ها استفاده از دستکش جذب لایه اول ، یک جفت دستکش گرم پنج انگشتی به عنوان لایه میانی و یک جفت روکش دستکش  ضد آب و باد تنفسی سبک 2 انگشتی به عنوان لایه بیرونی است که نسبت به سختی شرایط می توانید از آنها استفاده کنید.

لباس های خیس خود را در چادر ابتدا در چادر آویزان کنید و موقع خواب به داخل کیسه خواب ببرید تا فردا صبح برای ادامه کار در برنامه زمستانی لباسهایتان خشک و قابل استفاده باشند. به جورابها و خشک کردن آنها اهمیت دهید و اگر احساس می کنید ممکن است تا فردا صبح نیز داخل کیسه خواب خشک نشوند آنها را موقع خواب زیر پیراهن خود و روی شکمتان بگذارید تا خشک شوند.

لباسهای بیرونی و گترهای خود را قبل از آمدن داخل چادر در برنامه های زمستانی ابتدا با برس یا فرچه کوچکی که همراه خود می برید از برف پاک کنید و سپس داخل چادر بروید تا برفهای روی لباسهایتان کل وسایل چادر را خیس نکند و خود لباسها نیز سریع تر خشک شوند.

لباسها اکثرا از الیاف مصنوعی و قابل اشتعال تهیه شده اند. از قرار دادن آنها نزدیک شعله آتش برای خشک کردن جدا بپرهیزید که بسیار خطرناک است همچنین در تماس با اشیاع داغ نیز آسیب پذیر هستند.

هرگز لباسهای کوهنوردی خود را اتو نکنید ، با آب داغ و مواد شوینده قوی شستشو نکنید. از آب ولرم و شوینده های ملایم مانند صابون ها برای این منظور استفاده نمایید و برای خشک کردن  آنها نیز لباسها را در سایه قرار دهید تا به آرامی خشک شوند و در مقابل آفتاب آنها را پهن نکنید.

هنگام فعالیت با لباسهای کوهنوردی از آنجا که از تنفس بالایی برخوردارند بدن شما کمتر خیس شده و شما تعرق بدنتان را کمتر متوجه می شوید لذا چنانچه بیش از حد نیاز لباس به تن داشته باشید با تعرق شدید در حال از دست دادن آب با ارزش از بدن هستید بدون آنکه شاید احساس کنید. از طرفی پس از توقف برای استراحت چنانچه لباس ضد بادی به تن ندارید اولین کار پوشیدن آن است تا باد به بدن مرطوب شما نخورده و سرما شما را فرا نگیرد چراکه بدن شما برای گرم کردن مجدد بدن و جبران آن باید کالریهای با ارزشی را که برای صعود پس انداز کرده اید را برای گرم کردن شما به هنگام توقف و استراحتهای بین راه مصرف کند.پس کم کردن و اضافه کردن به موقع لباس ها در حین صعود یکی از مهارتهای کوهنوردی است که علارغم بی میلی و بی حوصلگی در هنگام صعود به این کار باید آنرا تمرین کنید و برای خود عادی سازید.

اگر پیراهن لایه اول یا میانی انتخاب کرده اید که دارای کلاه است اما این کلاه لباس را گرانتر کرده به نظر من ارزشش را دارد که این هزینه را بپردازید و در برنامه همواره کلاهی در دسترس برای استفاده سریع داشته باشید.

از وبلاگ چال - توحید نوروزی

چهارمین دوره بازآموزی کوهپیمایی - بانوان (3)

 
نتایج بازآموزی مربیان درجه 3 کوهپیمائی بانوان
سراسر کشور – سال 1387

نتایج چهارمین دوره بازآموزی کوهپیمایی سال 1387 مربیان درجه 3 کوهپیمایی بانوان سراسر کشور به شرح ذیل اعلام می گردد. تاریخ اعتبار بازآموزی ار تاریخ 25 آذر 87 لغایت 30 آبان 88 می باشد.
کلیه کلاس ها می بایست طبق دستورالعمل های اجرائی کارگروه کوهپیمایی برگزار گردد در غیر این صورت فاقد ارزش آموزشی بوده و توسط این کارگروه باطل اعلام می گردد.
بخشی از دستوالعمل دوره ها :
اعتبار بازآموزی:
-  اشخاصی که در چهارمین دوره بازآموزی کوه پیمایی سال 1387 شرکت داشته اند از تاریخ 25 آذر 87 لغایت 30 آبان 88 مجاز به فعالیت آموزشی می باشند.
-  اعتبار بازآموزی مربیان درجه 1 و 2 و پیش کسوت و درجه 2 سنگنوردی که در دوره بازآموزی سراسری سنگنوردی شهریور 1385 شرکت داشته اند تا تاریخ 30 شهریور 88 می باشد.
-  تاریخ برگزاری دوره بازآموزی و انتقالی ویژه مربیان پیش کسوت درجه یک و مربیان سنگنوردی که در بازآموزی سال 1384 شرکت داشته اند متعاقباً اعلام می گردد.



نتایج بازآموزی مربیان درجه 3 کوهپیمائی بانوان سراسر کشور – سال 1387
تاریخ اعتبار بازآموزی از تاریخ 25 آذر 87 لغایت 30 آبان 88

ردیف نام نام خانوادگی استان نتیجه کد آموزش
1 فریبا حسن زاده آذربایجان غربی مدرس کارآموزی کوه پیمایی 1001-706/87
2 مریم گل میرزایی فرد اردبیل مدرس کارآموزی کوه پیمایی 1002-706/87
3 آذر غازی اصفهانی اصفهان مدرس کارآموزی کوه پیمایی 1003-706/87
4 پرستو ابریشمی تهران مدرس کارآموزی کوه پیمایی 1004-706/87
5 ژاله نظریان تهران مدرس کارآموزی کوه پیمایی 1005-706/87
6 سمیرا ابراهیم زاده تهران مدرس کارآموزی کوه پیمایی 1006-706/87
7 صفیه گودرزی تهران مدرس کارآموزی کوه پیمایی 1007-706/87
8 فاطمه محمدی تهران مدرس کارآموزی کوه پیمایی 1008-706/87
9 فریبا فیروزی تهران مدرس کارآموزی کوه پیمایی 1009-706/87
10 فهیمه پاکروان تهران مدرس کارآموزی کوه پیمایی 1010-706/87
11 فیروزه شریف زاده تهران مدرس کارآموزی کوه پیمایی 1011-706/87
12 لیلا عرابچی تهران مدرس کارآموزی کوه پیمایی 1012-706/87
13 مرضیه دهقانی تهران مدرس کارآموزی کوه پیمایی 1013-706/87
14 معصومه فریار تهران مدرس کارآموزی کوه پیمایی 1014-706/87
15 معصومه نظرزاده تهران مدرس کارآموزی کوه پیمایی 1015-706/87
16 نادره باقری سعادت تهران مربی کارآموزی کوه پیمایی 1016-706/87
17 نادیا اسمی خانی تهران مدرس کارآموزی کوه پیمایی 1017-706/87
18 ناهید ناصری تهران مدرس کارآموزی کوه پیمایی 1018-706/87
19 طاهره حسن نژاد خراسان رضوی مدرس کارآموزی کوه پیمایی 1019-706/87
20 منصوره ابراهیمی خراسان رضوی مدرس کارآموزی کوه پیمایی 1020-706/87
21 آمنه فنودی سیستان و بلوچستان مدرس کارآموزی کوه پیمایی 1021-706/87
22 لیلا آسیابانی سیستان و بلوچستان مدرس کارآموزی کوه پیمایی 1022-706/87
23 الهه زارع فارس مدرس کارآموزی کوه پیمایی 1023-706/87
24 زرتاج گندم ریز فارس مدرس کارآموزی کوه پیمایی 1024-706/87
25 زهرا طاقدیسی فارس مدرس کارآموزی کوه پیمایی 1025-706/87
26 زهرا کلانتری فارس مدرس کارآموزی کوه پیمایی 1026-706/87
27 فاطمه بابایی فارس مدرس کارآموزی کوه پیمایی 1027-706/87
28 لعبت موسوی فارس مدرس کارآموزی کوه پیمایی 1028-706/87
29 لیلا کریمی فارس مدرس کارآموزی کوه پیمایی 1029-706/87
30 معصومه خلیل زاده فارس مدرس کارآموزی کوه پیمایی 1030-706/87
31 منیجه باغی فارس مدرس کارآموزی کوه پیمایی 1031-706/87
32 زهرا مسرور قم مدرس کارآموزی کوه پیمایی 1032-706/87
33 مهری امینی قم مدرس کارآموزی کوه پیمایی 1033-706/87
34 آوانت کرمی کردستان مدرس کارآموزی کوه پیمایی 1034-706/87
35 سروه مراد سلیمی کردستان مدرس کارآموزی کوه پیمایی 1035-706/87
36 طاهره عابری کردستان مربی کارآموزی کوه پیمایی 1036-706/87
37 زهرا عبائی ساروی گلستان مدرس کارآموزی کوه پیمایی 1037-706/87
38 ستاره بنامتجدد امروز گیلان مدرس کارآموزی کوه پیمایی 1038-706/87
39 کتایون حسن زاده کیابی گیلان مدرس کارآموزی کوه پیمایی 1039-706/87
40 هاجر متولی گیلان مدرس کارآموزی کوه پیمایی 1040-706/87
41 بهاره قبادی بیستونی مازندران مدرس کارآموزی کوه پیمایی 1041-706/87
42 شایسته مرادطلب مرکزی مدرس کارآموزی کوه پیمایی 1042-706/87
43 شکوفه مرادطلب مرکزی مدرس کارآموزی کوه پیمایی 1043-706/87
44 طاهره نادری مرکزی مدرس کارآموزی کوه پیمایی 1044-706/87
45 طیبه نادری مرکزی مدرس کارآموزی کوه پیمایی 1045-706/87
46 صدیقه سنگرزاده هرمزگان مدرس کارآموزی کوه پیمایی 1046-706/87
47 فرخنده معماری هرمزگان مدرس کارآموزی کوه پیمایی 1047-706/87
48 رضوان سلماسی همدان مدرس کارآموزی کوه پیمایی 1048-706/87

مدرس مشروط: مربیان درجه 3 کوهپیمایی که در بازآموزی سال 1387 عنوان مدرس مشروط را کسب نموده اند می بایست در 2 دوره کلاس کارآموزی کوهپیمایی بعنوان مربی فعالیت نمایند و پس از کسب امتیاز مطلوب عنوان مدرس دوره کارآموزی کوهپیمایی را کسب می نمایند.
مدرس: شخصی است که مسئولیت تدریس در کلاس مستقیماً به عهده او می باشد.
مربی: شخصی است که در کلاس زیر نظر مدرس به تدریس می پردازد.

اردوهای آمادگی و انتخابی هیمالیانوردی

اطلاعیه هیئت کوهنوردی استان تهران :
برنامه اردوهای آمادگی و انتخابی هیمالیانوردی آقایان و بانوان سال 87

پیرو اطلاعیه قبلی کمیته همالیانوردی هیئت استان تهران، برنامه اردوهای آمادگی و انتخابی هیمالیانوردی آقایان و بانوان سال 87 مطابق جداول ذیل اعلام می گردد.
افراد شرکت کننده ضمن به همراه داشتن تجهیزات کامل یک برنامه دو روزه زمستانه، وسایل شب مانی، تغذیه و ... به همراه مدارک ذیل هنگام، ثبت نام ساعت 10 صبح پنجشنبه 3 بهمن 87 در پناهگاه شیرپلا حضور بهم رسانند، عدم ارائه هر یک از مدارک خواسته شده موجب خواهد شد نامبردگان جهت شرکت در اردوی بعد مشروط تلقی گردند.
لازم به ذکر است بیش از یک نوبت غیبت موجه، موجب مردودیت خواهد گردید.


مدارک مورد نیاز:
1- معرفی نامه از هئیت/ حوزه/ باشگاه/ گروه
2- کارت بیمه ورزشی
3- یک برگ رونوشت صفحه اول شناسنامه
4- یک قطعه عکس 4*3
5- یک برگ رونوشت حکم کارآموزی برف و یخ یا ریز نمرات
6- گواهی صحت و سلامت از پزشک
جدول اردوی انتخابی آقایان – زمستان 1387

ردیف

عنوان

تاریخ برگزاری

پذیرش

1

قله توچال

پنج شنبه و جمعه
3 و 4 بهمن ماه

شیرپلا
 پنج شنبه ساعت 10 صبح

2

قله صاد – طالقان

چهارشنبه الی جمعه
16 الی 18 بهمن ماه

طالقان – شهرک – اداره تربیت بدنی
چهارشنبه ساعت 8 تا 10 صبح

3

قله دارآباد

پنج شنبه و جمعه
1 و 2 اسنفد

قهوه خانه عینی انتهای دره دارآباد
پنج شنبه ساعت 10 صبح

4

منطقه افجه
قله آتشکوه – ریزان

پنج شنبه و جمعه
22 و 23 اسنفد

لواسان – دفتر هیئت کوه نوردی
پنج شنبه ساعت 10 صبح


جدول اردوی انتخابی بانوان – زمستان 1387

ردیف

عنوان

تاریخ برگزاری

پذیرش

1

قله توچال

پنج شنبه و جمعه
3 و 4 بهمن ماه

شیرپلا
 پنج شنبه ساعت 10 صبح

2

قله شاه البرز طالقان

چهارشنبه الی جمعه
16 الی 18 بهمن ماه

طالقان – شهرک – اداره تربیت بدنی
چهارشنبه ساعت 8 تا 10 صبح

3

قله دارآباد

پنج شنبه و جمعه
15 و 16 اسنفد

قهوه خانه عینی انتهای دره دارآباد
پنج شنبه ساعت 10 صبح

چهارمین دوره بازآموزی کوهپیمایی - آقایان(3)

اطلاعیه تکمیلی :

نتایج بازآموزی مربیان درجه 3 کوهپیمائی آقایان
سراسر کشور – سال 1387

نتایج چهارمین دوره بازآموزی کوهپیمایی سال 1387 مربیان درجه 3 کوهپیمایی آقایان سراسر کشور به شرح ذیل اعلام می گردد. تاریخ اعتبار بازآموزی ار تاریخ 25 آذر 87 لغایت 30 آبان 88 می باشد.
کلیه کلاس ها می بایست طبق دستورالعمل های اجرائی کارگروه کوهپیمایی برگزار گردد در غیر این صورت فاقد ارزش آموزشی بوده و توسط این کارگروه باطل اعلام می گردد.
بخشی از دستوالعمل دوره ها :
اعتبار بازآموزی:
-  اشخاصی که در چهارمین دوره بازآموزی کوه پیمایی سال 1387 شرکت داشته اند از تاریخ 25 آذر 87 لغایت 30 آبان 88 مجاز به فعالیت آموزشی می باشند.
-  اعتبار بازآموزی مربیان درجه 1 و 2 و پیش کسوت و درجه 2 سنگنوردی که در دوره بازآموزی سراسری سنگنوردی شهریور 1385 شرکت داشته اند تا تاریخ 30 شهریور 88 می باشد.
-  تاریخ برگزاری دوره بازآموزی و انتقالی ویژه مربیان پیش کسوت درجه یک و مربیان سنگنوردی که در بازآموزی سال 1384 شرکت داشته اند متعاقباً اعلام می گردد.

نتایج بازآموزی مربیان درجه 3 کوهپیمائی آقایان سراسر کشور – سال 1387

تاریخ اعتبار بازآموزی از تاریخ 25 آذر 87 لغایت 30 آبان 88

ردیف

نام

نام خانوادگی

استان

نتیجه

کد آموزش

1

بابک

مصطفایی نعیم

آذربایجان غربی

مدرس کارآموزی کوه پیمایی

1001-6/87

2

حسین

سیفی تقی دیزح

اردبیل

مدرس کارآموزی کوه پیمایی

1002-6/87

3

محسن

سعیدی

اصفهان

مدرس کارآموزی کوه پیمایی

1003-6/87

4

پیمان

شاکرینی

اصفهان

مدرس کارآموزی کوه پیمایی

1004-6/87

5

علی

بخش بهمن زیاری

اصفهان

مدرس کارآموزی کوه پیمایی

1005-6/87

6

احمد

رفیعی

تهران

مربی کارآموزی کوه پیمایی

1006-6/87

7

یحیی

ثروت

تهران

مدرس کارآموزی کوه پیمایی

1007-6/87

8

ولی

شرفی

تهران

مربی کارآموزی کوه پیمایی

1008-6/87

9

مجتبی

کمالی

تهران

مدرس کارآموزی کوه پیمایی

1009-6/87

10

بشیر

شریف نیا

تهران

مدرس کارآموزی کوه پیمایی

1010-6/87

11

جواد

شهرابی

تهران

مدرس کارآموزی کوه پیمایی

1011-6/87

12

داود

احمدیان

تهران

مدرس کارآموزی کوه پیمایی

1012-6/87

13

پرویز

ستوده

تهران

مدرس کارآموزی کوه پیمایی

1013-6/87

14

محمد

حسین خانی

تهران

مربی کارآموزی کوه پیمایی

1014-6/87

15

محرم

محمودی

تهران

مدرس کارآموزی کوه پیمایی

1015-6/87

16

علی

توکلی یدکی

تهران

مربی کارآموزی کوه پیمایی

1016-6/87

17

علی

افشار

تهران

مدرس کارآموزی کوه پیمایی

1017-6/87

18

فرهود

فرهادی

تهران

مدرس کارآموزی کوه پیمایی

1018-6/87

19

فرهاد

بهمنی

چهارمحال بختیاری

مدرس کارآموزی کوه پیمایی

1019-6/87

20

سید علی

حسینی

چهارمحال بختیاری

مدرس کارآموزی کوه پیمایی

1020-6/87

21

رضا

خوشدل

خراسان رضوی

مدرس کارآموزی کوه پیمایی

1021-6/87

22

مهدی

مودلی

خراسان شماالی

مدرس کارآموزی کوه پیمایی

1022-6/87

23

حسن

مدقالچی

زنجان

مدرس کارآموزی کوه پیمایی

1023-6/87

24

سید یوسف

هاشمی

سمنان

مدرس کارآموزی کوه پیمایی

1024-6/87

25

سید حمیدرضا

هاشمی

سمنان

مدرس کارآموزی کوه پیمایی

1025-6/87

26

امین

امینیان

سمنان

مدرس کارآموزی کوه پیمایی

1026-6/87

27

محمدرضا

چالاک

فارس

مدرس کارآموزی کوه پیمایی

1027-6/87

28

ذوالفقار

درستکار

فارس

مدرس کارآموزی کوه پیمایی

1028-6/87

29

محمد هادی

چمن فر

فارس

مدرس کارآموزی کوه پیمایی

1029-6/87

30

محمد

کریمی

فارس

مدرس کارآموزی کوه پیمایی

1030-6/87

31

امید

اکبرزاده

فارس

مدرس کارآموزی کوه پیمایی

1031-6/87

32

علی اصغر

ترابی

فارس

مدرس کارآموزی کوه پیمایی

1032-6/87

33

اصغر

لطفی

قزوین

مدرس کارآموزی کوه پیمایی

1033-6/87

34

حامد

رزاقی

قم

مدرس کارآموزی کوه پیمایی

1034-6/87

35

فریبرز

الفتی

قم

مدرس کارآموزی کوه پیمایی

1035-6/87

36

لقمان

رفیعی

کردستان

مربی کارآموزی کوه پیمایی

1036-6/87

37

یدال...

نگهداری

کردستان

مدرس کارآموزی کوه پیمایی

1037-6/87

38

شیر علی

قیصرپور

کهکیلویه و بویراحمد

مدرس کارآموزی کوه پیمایی

1038-6/87

39

امید

کاظمی

گلستان

مربی کارآموزی کوه پیمایی

1039-6/87

40

علی مراد

منوچهری

گلستان

مدرس کارآموزی کوه پیمایی

1040-6/87

41

محمد حسین

دادخواه

گلستان

مدرس کارآموزی کوه پیمایی

1041-6/87

42

محمدرضا

حفظ الصحه

گلستان

مربی کارآموزی کوه پیمایی

1042-6/87

43

عزت ال...

فردین

لرستان

مربی کارآموزی کوه پیمایی

1043-6/87

44

علی محمد

مرادیانی

لرستان

مربی کارآموزی کوه پیمایی

1044-6/87

45

حسین

جودکی

لرستان

مدرس کارآموزی کوه پیمایی

1045-6/87

46

داود

لشگری

مازندران

مدرس کارآموزی کوه پیمایی

1046-6/87

47

پرویز

مشهدی

مازندران

مدرس کارآموزی کوه پیمایی

1047-6/87

48

شادال...

قبادی

مازندران

مدرس کارآموزی کوه پیمایی

1048-6/87

49

حسن

لقایی

مازندران

مربی کارآموزی کوه پیمایی

1049-6/87

50

حسن

گندی

مرکزی

مدرس کارآموزی کوه پیمایی

1050-6/87

51

مرتضی

جعفری

یزد

مدرس کارآموزی کوه پیمایی

1051-6/87

مدرس مشروط: مربیان درجه 3 کوهپیمایی که در بازآموزی سال 1387 عنوان مدرس مشروط را کسب نموده اند می بایست در 2 دوره کلاس کارآموزی کوهپیمایی بعنوان مربی فعالیت نمایند و پس از کسب امتیاز مطلوب عنوان مدرس دوره کارآموزی کوهپیمایی را کسب می نمایند.

مدرس: شخصی است که مسئولیت تدریس در کلاس مستقیماً به عهده او می باشد.

مربی: شخصی است که در کلاس زیر نظر مدرس به تدریس می پردازد.

فرق دیوانه و احمق

  مردی در هنگام رانندگی، درست جلوی حياط يک تيمارستان پنچر شد و مجبورشد همانجا به تعويض لاستيک بپردازد. هنگامی که سرگرم اين کار بود، ماشين ديگری به سرعت ازروی مهره های چرخ که در کنار ماشين بودند گذشت و آنها را به درون جوی آب انداخت و آب مهره ها را برد.
مرد حيران مانده بود که چکار کند.
تصميم گرفت که ماشينش را همانجارها کند و برای خريد مهره چرخ برود.
در اين حين، يکی از ديوانه ها که از پشت نرده های حياط تيمارستان نظاره گر اين ماجرا بود، او را صدا زد و گفت:
از ٣ چرخ ديگر ماشين، از هر کدام يک مهره بازکن و اين لاستيک را با ٣ مهره ببند و برو تا به تعميرگاه برسی.
آن مرد اول توجهی به اين حرف نکرد ولی بعد که با خودش فکر کرد ديد راست می گويد و بهتر است همين کار را بکند.
پس به راهنمايی او عمل کرد و لاستيک زاپاس را بست.
هنگامی که خواست حرکت کند رو به آن ديوانه کرد و گفت: «خيلی فکر جالب و هوشمندانه ای داشتی.
پس چرا توی تيمارستان انداختنت؟
ديوانه لبخندی زد و گفت: من اينجام چون ديوانه ام. ولی احمق که نيستم!

 با تشکر از آقای حسین اینانلو

ارتفاعات توچال از ایستگاه پنج

جمعه ۱۹/۱۰/۸۷

نشاط کوهستان را ببینید www.neshate-koohestan.tk

نشاط کوهستان

نشاط کوهستان

ستوده

نظام پیشنهادات

www.neshate-koohestan.tk

پیدایش کوهها از دیدگاه قرآن کریم

سپری شدن کوهـهـا مانند ابـرهـا


« و کوهها را می بينی گمان می کنی ثابت هستند، در حاليکه مانند ابرها سپری می شوند».


«مُرور»: در اصل بمعنی: آمدن و گذشتن و رفتن است، و در معنی ضمنی خود بمعنی: سپری شدن يا نمودن است. و در آيه منظور از آمدن و رفتن و درگذشتن ياسپری شدن: متولد شدن و زندگی نمودن و مردن است.
نکته آيه: کوهها مانند ابرها سپری می شوند:



با تابش خورشيد به درياها و اقـيانوسها و آبهای سطح زمين، آب بخار میشود و به جو می رود. بعد ابر شکـل می گيرد و در بارش آب مجدداً به زمين برمی گردد. اين روند و فرايند هميشگی تولد و زندگی و مرگ ابرها است.
کوهـها يا بر اثر فـشار درونی زمين به بالا شکل می گيرند، يا بر اثر فشار به بالا در جائی و کشش به پائـيـن در جای ديگر شـکـل می گيرند، يا بر اثر برخورد دو لايه زمين و چين خوردن زمين، و يا بـر اثر آتشفشان ايجاد می شوند، و ضمن صدها هزار و ميليونها سال بر اثر عوامل فرسايش خرد شده و به دشتها و درياها برده می شوند و از آنها چيزی نمانده و با زمين يکسان می شـوند و کوهـهـای جـديـد ديگـری در جـاهـای ديگر ايجاد می شود. و يا همزمان با فرسوده شدن و بين رفتن
آنها از بالا و از بيرون، فـشار درون زمينی پـيـوسـتـه آنـها را بلند می کند. اين روند و فرايند زندگی کوهها مانند روند و فرايند زندگی ابرها است. و به اين شکل کوهـهـا کـه بـه گـمـان ما "ثابت، استوار و پابرجا" هستند مانند ابرها "سپری" می شوند

منبع  http://www.mohamra.blogfa.com

يافته تازه درباره اکسیژن خون کوهنوردان

همشهري- دانشمندان از مدت‌‌ها پیش حدس زده بودند که میزان اکسیژن خون کوهنوردان در ارتفاعات زياد افت می‌کند
اکنون یک بررسی جدید این حدس را تایید می‌کند و نشان می‌دهد که میزان اکسیژن خون این کوهنواردان به پایین‌ترین حدی که تا به حال در انسان یافت شده است،‌ می‌رسد، یعنی به طور قابل‌توجهی پایین‌تر از میزان اکسیژن خون بیمارانی که در وضعیت بحرانی از لحاظ تنفسی به سر می‌برند.

این اندازه‌گیری‌ها در ارتفاع
8400 متری بوسیله گروهی از دانشمندان در یونیورسیتی کالج لندن انجام شد که سفر اکتشافی را به اورست ترتیب داده بودند و نمونه‌‌های خون را از شریان‌های ساق‌ پای کوهنوردان بعد از رسیدن آنها به قله جمع‌آوری کردند.

میزان اکسیژن خون این کوهنوردان نزدیک به آستانه حد تحمل انسان بود، یعنی میزانی از اکسیژن خون که در سطح دریا تنها در بیماران مشرف به موت دیده می‌شود.

این پژوهش می‌تواند به ابداع درمان‌های بهتر برای بیماران دچار بیماری بحرانی کمک کند.

این گروه با محفظه‌‌های اکسیژن به اورست صعود کرده بودند و در 20 دقیقه قبل از آزمایش ماسک‌های اکسیژن خود را برداشته بودند تا ریه‌های‌شان با فشار کم اکسیژن جو در آن ارتفاع متعادل شود. خون جمع‌آوری شده از چهار نفر از اعضای گروه را در حالت درازکشیده،‌ در طول دو ساعت برای بررسی به آزمایشگاهی که در اردوگاه گروه در ارتفاع 6400 متری در اورست برپاشده بود، فرستاده می‌شد.

در این ارتفاع،‌ فشار جو حدود 35 درصد فشار هوا در سطح دریاست.

میزان میانگین اکسیژن برای چهار کوهنورد 24.6 میلی‌متر جیوه -– و پایین‌ترین میزان ثبت‌شده 19.1 میلی متر جیوه بود؛ میزان عادی اکسیژن خون در انسان‌ها بین 90 تا 105 میلی‌متر جیوه است. بیمارانی که میزان اکسیژن خون‌شان به زیر 60 میلی‌متر جیوه سقوط می‌کند، به طور شاخص در حالت بیماری بحرانی محسوب می‌شوند.

به گفته مایک گاکوت، سرپرست این گروه و مدرس ارشد پزشکی مراقبت بحرانی در یونیورسیتی کالج لندن، کوهنوردان همچنین در نتیجه کاهش فشار هوا ارتفاعات بالا دجار تجمع مایع در ریه‌های‌شان می‌شوند، که ممکن است این عامل هم در کاهش شدید میزان اکسیژن خون در آنها نقش داشته باشد.

بسیاری از مداخلات پزشکی تا به حال به هدف بازگرداندن میزان اکسیژن در سلول‌های قرمز خون در بیماران دچار وضعیت بحرانی، به حالت عادی،‌ بی‌تاثیر یا زیانبار از کار درآمده‌اند.
بیماران بستری در میزان فشار استاندارد حوی پایین 0.078 اتمسفر دچار وضعیت بحرانی تلقی می‌شوند ، که 0.046 اتمسفر بالاتر از میانگین میزان اکسیژن در این چهار کوهنورد بود.

این نتایج که در شماره 8 ژانویه نشریه پزشکی نیوانگلند منتشر شده است، ممکن است الهام‌بخش پزشکان در ارزیابی دوباره راهبردهای درمانی برای مراقبت از بیماران در مراقبت‌های بحرانی طولانی‌مدت مانند بیماران دچار سندروم زجر تنفسی حاد (ARDS)، فیبروز کیستیک، آمفیزم، شوک سپتیک، سندروم "نوزاد کبود" و سایر بیماری‌های بحرانی باشد.
در همين ارتباط
                                              از : کوه قاف

نیایش طبیعت

هنگامی که در سکوت شب گوش فرا دهی خواهی شنید که کوهها و دریاها و جنگلها با خود کم بینی و هراس خاصی نیایش می کنند.
جبران خلیل جبران

www.neshate-koohestan.tk   ستوده

ستوده www.neshate-koohestan.tk

www.neshate-koohestan.tk   ستوده

اهميت كوه‌ها

     كوه‌ها، چه از نظر گستره‌اي كه به زمين دارند، و چه از نظر شكل، و نيز تاثير در طبيعت، از مهم‌ترين ساختارهاي كره‌ي زمين هستند. كوه‌ها يك پنجم سيماي زمين را تشكيل مي‌دهند؛ زيستگاه دست كم يك دهم از مردم جهان‌اند؛ يك سوم از مردم جهان از جنبه‌ي غذا، برق، چوب و مواد معدني به كوه‌ها وابسته‌اند؛ و نيمي از آب شيرين مصرفي مردم جهان از كوه‌ها سرچشمه مي‌گيرند.

    مطابق يك اصل بوم شناختي (ecologic) هر اندازه پستي و بلندي يا چين و شكن منطقه‌اي بيشتر باشد، «تنوع زيستي» يعني گوناگوني جانوران و گياهان آن منطقه، بيشتر خواهد بود. به اين دليل در كوه‌ها، گونه‌هاي بسيار متنوع جانوري و گياهي را مي‌توانيم ببينيم؛ پاره‌اي از گونه‌هاي گياهي در سمت سايه‌گير صخره‌ها و دامنه‌ها، و پاره‌اي ديگر در سمت آفتاب‌گير رشد مي‌كنند. پاره‌اي از آنها در ارتفاع‌هاي پايين كه گرم‌تر هستند،و پاره‌اي ديگر در ارتفاع‌هاي بالاتر كه سردتر هستند مي‌رويند. جانوران گوناگون هم با استفاده از پوشش گياهي متنوع، و در پناه امكاني كه صخره‌ها و غارهاي كوهستان براي زيست آنان فراهم مي‌سازد، جمعيت‌هاي قابل توجهي را شكل مي‌دهند. به اين ترتيب، در مجموعه‌ي كوهستان‌ها و كوه‌پايه‌ها، «گيا» (حيات گياهي منطقه = flora) و «زيا» (حيات جانوري منطقه = fauna) تنوع چشم‌گير دارد.

كوهستان، جز آن كه بستر انبوهي از گياهان و زيستگاه گونه‌هاي جانوري خاص خود است، امروزه با از ميان رفتن طبيعت دشت‌ها به دليل فعاليت‌هاي كشاورزي و صنعتي و شهرسازي، به پناهگاه پاره‌اي از گونه‌ها كه از دشت‌ها رانده شده‌اند، بدل گشته است. در سرزمين‌هايي كه پيشينه‌ي تمدني ديرين دارند - مانند ايران - طبيعت بكر معمولاً فقط در كوه‌ها باقي مانده است، زيرا دشت‌ها از قرن‌ها پيش مورد بهره‌برداري سنگين انسان بوده است. براي مثال، در ايران جنگل را فقط در كوه‌ها مي‌توان يافت، و در نواحي هموار جز چند «لكه‌»ي كوچك، چيزي از جنگل باقي نمانده است.

كوه‌ها، برج‌هاي آب

كوه‌ها، سدهايي هستند در برابر جريان هواي كره‌ي زمين، هوا و رطوبتي كه در آن است، در برخورد با كوه به بالا رانده و در نتيجه سرد و متراكم مي‌شود. در اين حال، امكان بارش باران و برف فراهم مي‌شود. بارش‌ها يا از شكاف‌ها و حفره‌هاي كوهستان به عمق زمين نفوذ مي‌كنند - و به اين ترتيب از تبخير شدن درامان مي‌مانند و در پايين دست ظاهر مي‌شوند - يا به شكل برف ذخيره مي‌شوند و از محل اين ذخيره، امكان جريان يافتن پيوسته‌ي جويبارها و رودها فراهم مي‌آيد. اگر كوه‌ها نبودند، در سرزميني مانند ايران، بارش از آن چه كه هست كم‌تر مي‌شد و در تابستان‌ها هيچ روانابي نداشتيم. بنابراين مي‌توان گفت كه كوه‌ها، برج‌هايي هستند كه آب را ذخيره مي‌كنند و در طول سال، دامنه‌ها و كوه‌ پايه‌ها و دشت‌ها را با جريان «كنترل شده»‌ي آب سيراب مي‌سازند.

كوه‌ها، سرچشمه‌ي رودها و سرمنشاء تمدن

بسياري از تمدن‌هاي جهان، در كناره‌ي رودخانه‌هايي كه از كوه‌ها سرچشمه مي‌گيرند، پديد آمده‌اند؛ تمدن «ميان رودان» (بين‌النهرين) كه از قديمي‌ترين تمدن‌هاي جهان است، در كناره‌هاي دجله و فرات شكل گرفت. در مرزهاي كنوني ايران، تمدن بزرگي كه در سيستان وجود داشته و بقاياي آن به نام «شهر سوخته» معروف است، در كناره‌هاي رود هيرمند - و تمدن تازه كشف شده‌ي جيرفت در كناره‌هاي هليل رود شكل گرفته بودند. منشا تمامي آب‌هاي جاري و بخش عمده‌اي از آب‌هاي زيرزميني ايران، كوه‌ها هستند و به اين دليل زندگي در اين سرزمين به طور كلي مديون كوه‌ها است. در ديگر نقاط جهان هم، رودهايي كه از كوه‌ها سرچشمه مي‌گيرند، آباداني و بركت را براي دشت‌ها به ارمغان مي‌برند. براي نمونه مي‌توان از رود زرد در چين و رودخانه‌ي گنگ در هند نام برد كه از كوه‌هاي هيماليا سرچشمه مي‌گيرند، يا رود سند در پاكستان كه از كوه‌هاي قراقوروم جاري مي‌شود، و رود راين در اروپا كه از كوه‌هاي آلپ سرچشمه مي‌گيرد.

كوهستان، خاستگاه فرهنگ و تنوع فرهنگي

سرزمين‌هاي كوهستاني، كم و بيش به صورت جدا از يكديگر و دور از دشت‌ها، حامل فرهنگ‌هاي گوناگوني هستند كه در گذر طولاني زمان به دست قوم‌ها و گروه‌هاي انساني مختلف پديد آمده‌اند. رنگارنگي تمدن‌ها و جلوه‌هاي چشم‌گير زيست انساني، تا حد بسياري نتيجه‌ي تنوع فرهنگي شكل گرفته در كوهستان‌ها است.

كوه‌ها حدود دو سوم سطح ايران را دربرمي‌گيرند (حدود 86 ميليون هكتار كوه‌هاي مرتفع و 30 ميليون هكتار كوه‌پايه‌ها و تپه‌هاي مرتفع)، و تقريباً نيمي از روستاهاي كشور كه محل بيشتر فعاليت‌هاي كشاورزي و دام‌پروري هستند، در نواحي كاملاً كوهستاني قرار دارند. شيوه‌هاي متفاوت زندگي در كوهستان و دور بودن محل‌هاي زندگي كوه‌نشيني از يكديگر و دسترسي دشوار به آنها، موجب شكل گرفتن فرهنگ و آداب گوناگون شده است. در ايران، بسياري از زبان‌ها و نيم‌زبان‌ها و گويش‌ها، آوازها، گوشه‌هاي موسيقي، رقص‌ها، شيوه‌هاي معماري و دست بافت‌ها (فرش، گليم، و ...) خاستگاه كوهستاني دارند.

يكي از شيوه‌هاي جالب توجه زيست انساني كه پيوند تنگاتنگي با كوهستان دارد، زندگي عشايري است. اين شيوه، بيش از هر جاي ديگر جهان، در ايران متداول بوده است، و نمونه‌ي استفاده‌ي هوشمندانه و كم و بيش «پايدار» از مرتع‌هاي كوه و دشت است. البته امروزه، با افزايش جمعيت انساني و زياد شدن تعداد دام‌ها، ساخت و ساز در مسيرهاي «ييلاق - قشلاق» و نيز الزام‌هاي زندگي نوين، ديگر زندگي عشايري به شكل گذشته نمي‌تواند دوام آورد. اما، مي‌توان از زيست‌ِ سازگار با طبيعت كه ايل‌ها و طايفه‌هاي عشايري در گذشته داشتند، درس‌هاي ارزنده‌اي براي زندگي امروزين گرفت. از دستاوردهاي هنري عشاير ايران، مي‌توان به قالي‌ها و گليم‌هاي دست بافت ايل قشقايي (ايل بزرگي كه طول مسيرهاي ييلاق - قشلاق آن چندصد كيلومتر بوده است) اشاره كرد. اين دست بافته‌ها به دليل محيط‌هاي متنوع زندگي كه آفرينندگان آن داشته‌اند، و به خاطر برخورداري آنان از طبيعت رنگارنگ و پرجلوه‌ي كوه‌ها و كوه‌پايه‌ها، چنان تنوعي در طرح‌ها و چنان سرزندگي در رنگ‌ها و اصالت در مواد اوليه دارند كه موجب شهرت بي‌نظير آنها در جهان شده است.

كوه‌ها، الهام بخش شاعران و نويسندگان و عارفان بوده، و موضوع بسياري از اسطوره‌ها و داستان‌هاي دلكش، با كوه ارتباط دارد. براي نمونه، مي‌توان به داستان زندگي زال پدر رستم - معروف‌ترين پهلوان اسطوره‌اي ايران- اشاره كرد كه در كوهستان بزرگ شد، و سيمرغ پرنده‌ي افسانه‌اي كه ياور فرهيختگان است- و آن هم مطابق داستان‌هاي ايراني در كوه مي‌زيد - از زال مراقبت كرد، و بعدها چندبار به رستم ياري رساند. داستان پركشش ديگر، اسطوره‌ي آرش كمان‌گير است كه پرتاب تير سرنوشت‌ساز او از فراز البرز كوه (يا دماوند) مرز كشور ايران را با توران تعيين كرد.

در بسياري از دين‌ها و باورها، كوه‌ها مكان‌هاي پاكيزه و مقدس به شمار مي‌روند. در باورهاي كهن ايراني، مهر يا ميترا فرشته‌ي روشنايي و نگاهبان عهد و پيمان، همچنين آناهيتا فرشته‌ي نگاهبان آب، در كوه جايگاه دارند. پيدا است كه آب خيز بودن كوه‌ها، در سرزمين كم آب ايران جايگاه پرارجي را به آنها بخشيده است.

كوه‌ها، تفرج‌گاه‌هاي بي‌مانند

از ديرباز، انسان‌ها براي بهره‌مند شدن از هواي فرح‌بخش و تماشاي گل و گياه و شنيدن نواي دلكش رودها، به كوه مي‌‌رفته‌اند. فردوسي مي‌گويد:

كنون خورد بايد مي‌خوش گوار                                  كه مي‌ بوي مشك آيد از كوهسار

هوا پرخروش و زمين پر ز جوش                              خنك آن كه دل شاد دارد به نوش

همچنين، براي دور كردن اندوه و راندن بي‌قراري به كوه‌پيمايي مي‌پرداخته‌اند؛ نظامي در داستان خسرو و شيرين مي‌گويد كه فرهاد از دل تنگي راه كوه و دشت را پيش گرفت:

گرفته كوه و دشت از بي‌قراري                                 وزو در كوه و دشت افتاده زاري

نيمايوشيج، شاعر بزرگ معاصر در چندين شعر به توصيف كوه‌ها و كوه‌پيمايي مي‌پردازد و از عشق خود به كوهستان و مردم كوه‌نشين سخن مي‌گويد. او شعر معروف «افسانه» را از «دره‌اي سرد و خلوت» و با توصيف بادِ سر كوه «نوبن» كه زبان به سخن مي‌گشايد، آغاز مي‌كند.

امروزه، بخش مهمي از اوقات فراغت انسان‌ها، به گردش در طبيعت و انجام وزش‌هايي كه در محيط‌هاي طبيعي انجام مي‌شوند، اختصاص دارد. پياده‌روي در كوهستان و نيز كوه‌نوردي جدي از مهم‌ترين تفريح‌ها و ورزش‌هاي طبيعي هستند. در كشور اتريش حدود ده درصد مردم به كوه‌نوردي مي‌پردازند، و در ايران، هر هفته در روزهاي تعطيل صدها هزار نفر براي كوه‌گردي يا كوه‌نوردي به كوهستان مي‌روند. نه تنها كساني كه رشته‌ي ورزشي مورد علاقه‌شان، كوه‌نوردي است، بلكه افرادي كه به ورزش‌هاي ديگر - مانند فوتبال، كشتي، دو و ميداني - هم مي‌پردازند، براي افزايش ظرفيت ششي و تقويت ماهيچه‌هاي پا و تواناتر شدن قلب خود، كوه‌پيمايي مي‌كنند.

آرامشي كه با تماشاي چشم‌اندازهاي پرشكوه كوهستان و غرقه گشتن در زيبايي و سكوت آن به دست مي‌آيد، براي انسان پركار امروزين كه در فضاهاي تنگ و پر سر و صدا كار مي‌كند، نعمتي بزرگ و باارزش است.

از سایت آرش

ضد پيري

  در برنامه غذایی خود همیشه تنوع ایجاد کنید  یعنی همیشه یک نوع غذا نخورید  اگر امروز قورمه سبزی خورید  فردا خورشت یا ... بخورید

 غذای خود را با پیاز بخورید زیرا ویتامین های زیادی دارد و به هضم غذا   کمک می کند (البته مسواک بعداز مصرف فراموش نشود)  

  عامل پیری :

   قند خون باعث پیری می شود تحقیقاتی که دانشمندان دانشگاه راکفلر نیویورک  انجام داده اند ،چربیها بیش از هر عامل دیگری باعث افزایش قند خون می شوند  و هر چه چربی زیاد تری بخوریم قند خون ما بیشتر افزایش می یابد

     غذاهای کم چربی و پر از فیبر(سبزی و میوه ) قادرند پیشرفت زمان را علیه  پیری شما کند سازند  و نگذارند شما مفت و مسلم پیر و فرتوت شوید .

  ضد پیری:

   باید رژیم غذایی کم چربی و پرفیبر (سبزی ومیوه)  داشته باشیم باید ورزش مرتب و منظم انجام دهیم  پر خوری نکنیم و بایستی به اندازه کافی غذا بخوریم  و اگر روزه هستیم  به اندازه بخوریم نه اینکه تا جایی که شکم  جواب میدهد بخوریم  ( بخوريد تا سير شويد نه اينكه خسته شويد )

  مهمترین چیزی که ضد پیری است این است که همیشه بخندیم و شاد و با نشاط  باشیم

همانقدر که دیدی!

     در بعدازظهری گرم شیوانا قدم زنان از کنار درختی می گذشت. جوانی را دید که زیرسایه درخت دراز کشیده و خوابیده است. ناگهان با صدای قدم شیوانا جوان هراسان از جا پرید و سرجایش نشست و نگاهی به شیوانا انداخت و لبخندی زد و دوباره درازکشید که بخوابد!

شیوانا بالای سرجوان ایستاد و با لبخند پرسید:" چه شد دوباره خوابیدی!؟" جوان چشمانش را نیمه باز کرد و پاسخ داد:" خواب شیرینی می دیدم که درست در لحظه جالب آن از خواب پریدم! می خواهم دوباره بخوابم و دنباله آن را ببینم!"

شیوانا پرسید :" خوابی که دیدی راجع به چی بود؟"

جوان پاسخ داد:" یکی از آرزوهایم که در بیداری گمان نکنم به آن برسم در خواب به حقیقت پیوسته بود!"

شیوانا سری تکان داد و راه خود را گرفت تا برود و در همان زمان با صدای بلند خطاب به پسر گفت:" فقط خواب نبین! خوابت را واقعی کن! آن رویای شیرین در خواب تو واقعی شد تا اتفاق افتادنش را باور کنی. از این به بعد نوبت توست که این باور را در زندگی واقعی به حقیقت تبدیل کنی. پس بی جهت با خوابیدن دوباره منتظر بقیه رویا نباش. بقیه رویا را باید خودت در بیداری بسازی!"

     من معتقدم که زندگی ، دائماً استقامت و پایمردی ما را مورد آزمایش قرار می دهد ، و  بزرگترین پاداش های زندگی متعلق به کسانی است که برای رسیدن به خواسته شان  هرگز از تلاش باز نمی ایستند و از هیچ کوششی فروگذار نمی کنند . این افراد قادرند کوهها را جابه جا کنند . ممکن است ساده به نظر برسد ، ولی این همان تفاوتی است که میان دو گروه از انسانها وجود دارد : کسانی که زندگی ایده آل دارند و کسانی که زندگیشان در حسرت سپری می شود .

آنتونی رابینز

پرندگان را دریابیم

گاهی خدا به صورت پرنده ای کوچک و گرسنه در زمستانی سرد و یخبندان سرراهمان ظاهر می شود تا ببیند آیا بخشی از غذای خود را به او تعارف می کنیم.

پرندگان را در یخبندان زمستان پشت پنجره رها نکنیم.آنها هم می توانند برای ما دعا کنند.

ستوده   www.neshate-koohestan.tk

از نظرات شما :


چهارشنبه 25 دی1387 ساعت: 13:9 توسط:علیرضا حسن خانی

با همدیگر مهربان باشیم ، باطبیعت مهربان باشیم ، با موجودات زنده مهربان باشیم ، بخصوص با پرندگان مهربان باشیم ، با آنها دوستی باشیم نه اینکه آنها را شکار کنیم ، چون آن شیرینی که در محبت و مهربانی است در موارد دیگر نیست. واقعاً از این عکس که یک پرنده چقدر اعتماد دارد بسیار بسیار لذت بردم جناب آقای مهندس ستوده از زحمات شما خیلی سپاسگزارم وقتی وارد این سایت می شوم همیشه لذت می برم اجر و لذت شما نزد خدا محفوظ باشد.

قسمتی ار وصیت نامه ادوارد ادیش ، یکی از بزرگترین تاجران امریکایی در سن 76 سالگی ...

  من ادوارد ادیش هستم که برای شما می نویسم ، یکی از بزرگترین تاجران امریکایی با سرمایه ای هنگفت و حساب بانکی که گاهی خودم هم در شمردن صفرهای مقابل ارقامش گیج می شوم ! دارای شم اقتصادی بسیار بالا که گویا همواره به وجودم وحی می شود چه چیز را معامله کنم تا بیشترین سود از آن من شود  ، البته تنها شانس و هوش نبود من تحصیلات دانشگاهی بالایی هم داشتم که شک ندارم سهم موثری در موفقیتهای من داشت .

یادم هست وقتی بیست ساله بودم خیال  می کردم اگر روزی به یک چهلم سرمایه فعلیم برسم خوشبخترین و موفقترین مرد دنیا خواهم بود و عجیب است که حالا با داشتن سرمایه ای چهل برابر بیشتر از آنچه فکر می کردم باز از این حس زندگی بخش در وجودم خبری نیست .

من در سن 22 سالگی برای اولین بار عاشق شدم . راستش آنوقتها من تنها یک دانشجوی ساده بودم که شغلی و در نتیجه حقوقی هم نداشتم . بعضی وقتها با تمام وجود هوس می کردم برای دختر موردعلاقه ام هدیه ای ارزشمند بگیرم تا عشقم را باور کند و کاش آن روزها کسی بود به من می گفت که راه ابراز عشق خرید کردن نیست که اگر بود محل ابراز عشق دلباخته ترین عاشق ها ،  فروشگاهها می شد !! 

کسی چیزی نگفت و من چون هرگز نتوانستم هدیه ای ارزشمند بگیرم هرگز هم نتوانستم علاقه ام را به آن دختر ابراز کنم و او هم برای همیشه ترکم کرد . روز رفتنش قسم خوردم دیگر تا روزی که ثروتی به دست نیاوردم هرگز به دنبال عشقی هم نباشم و بلند هم بر سر قلبم فریاد کشیدم : هیس ، از امروز دگر ساکت باش و عجیب که قلبم تا همین امروز هم ساکت مانده است ...

و زندگی جدید من آغاز شد …

من با تمام جدیت شروع به اندوختن سرمایه کردم ، باید به خودم و تمام آدمها ثابت می کردم کسی هستم . شاید برای اثبات کسی بودن راههای دیگری هم بود که نمی دانم چرا آنوقتها به ذهن من نرسید ...

دیگر حساب روزها و شبها از دستم رفته بود . روزها می گذشت ، جوانیم دور میشد و به جایش ثروت قدم به قدم به من نزدیکتر می شد ، راستش من تنها در پی ثروت نبودم ، دلم می خواست از ورای ثروت به آغوش شهرت هم دست یابم و اینگونه شد ، آنچنان اسم و رسمی پیدا کرده بودم که تمام آدمهای دوروبرم را وادار به احترام می کرد و من چه خوش خیال بودم ، خیال می کردم آنها دارند به من احترام می گذارند اما دریغ که احترام آنها به چیز دیگری بود .

آن روزها آنقدر سرم شلوغ بود که اصلا وقت نمی کردم در گوشه ای از زنده ماندنم کمی زندگی هم بکنم ! به هر جا می رسیدم باز راضی نمی شدم بیشتر می خواستم ، به هر پله که می رسیدم  پله بالاتری هم بود و من بالاترش را می خواستم و اصلا فراموش کرده بودم اینجا که ایستادم همان بهشت آرزوهای دیروزم بود کمی در این بهشت بمانم ، لذتش را ببرم و بعد یله بعدی ، من فقظ شتاب رفتن داشتم حالا قرار بود کی و کجا به چه چیز برسم این را خودم هم نمی دانستم !

اوایل خیلی هم تنها نبودم ، آدمها ی زیادی بودند که دلشان می خواست به من نزدیکتر باشند ، خیلی هاشان برای آنچه که داشتم و یکی دو تا هم تنها برای خودم و افسوس و هزاران افسوس که من آن روزها آنقدر وقت نداشتم که این یکی دو نفر را از انبوه آدمهایی که احاطه ام کرده بودند پیدایشان کنم ، من هرگز پیدایشان نکردم و آنها هم برای همیشه گم شدند و درست ازروز گم شدن آنها تنهایی با تمام تلخیش بر سویم هجوم آورد . من روز به روز میان انبوه آدمها تنها و تنها تر میشدم و خنده دار و شاید گریه دارش اینجاست هیچ کس از تنهایی من خبر نداشت و شاید خیلیها هم زیر لب زمزمه می کردند : خدای من ، این دگر چه مرد خوشبختیست ! و کاش اینطور بود ...

و باز روزها گذشت ، آسایش دوش به دوش زندگیم راه می رفت و هرگز نفهمیدم آرامش این وسط کجا مانده بود ؟

 ایام جوانی خیال می کردم ثروت غول چراغ جادوست که اگر بیاید تمام آرزوها را براورده می کند و من با هزاران جان کردن آوردمش اما نمی دانم چرا آرزوها ی مرا براورده نکرد ...

 کاش در تمام این سالها تنها چند روز، تنها چند صبح بهاری پابرهنه روی شنها ی ساحل راه می رفتم تا غلفلک نرم آن شنهای خیس روحم را دعوت به آرامش می کرد  .  

کاش وقتهایی که برف می آمد من هم گوله ای از برف می ساختم و یواشکی کسی را نشانه می گرفتم و بعد از ترس  پیدا کردنم تمام راه را بر روی برفها می دویدم .

کاش بعضی وقتها بی چتر زیر باران راه می رفتم ، سوت می زدم ، شعر می خواندم ،

کاش با احساساتم راحتر از اینها بودم ، وقتهایی که بغضم می گرفت یک دل سیر گریه می کردم و وقت شادیم قهقهه خنده هایم دنیا را می گرفت ...

 کاش من هم می توانستم عشقم را در نگاهم بگنجانم و به زبان چشمهایم عشق را می گفتم ...

کاش چند روزی از عمرم را هم برای دل آدمها زندگی می کردم ، بیشتر گوش می کردم ، بهتر نگاهشان می کردم ...

شاید باورتان نشود ، من هنوز هم نمی دانم چگونه می شود ابراز عشق کرد ، حتی نمی دانم عشق چیست ، چه حسیست تنها می دانم عشق نعمت باشکوهی بود که اگر درون قلبم بود من بهتر از اینها زندگی می کردم ، بهتر از اینها می مردم .

من تنها می دانم عشق حس عجیبیست که آدمها را بزرگتر می کند . درست است که می گویند با عشق قلب سریعتر می زند ، رنگ آدم بی هوا می پرد ، حس از دست و پای آدم می رود  اما همانها می گویند عشق اعجاز زندگیست ، کاش من هم از این معجزه چیزی می فهمیدم  ...

کاش همین حالا یکی بیاید  تمام ثروت مرا بردارد و به جایش آرام حتی شده به دروغ ! درون گوشم زمزمه کند دوستم دارد ، کاش یکی بیاید و در این تنهایی پر از مرگ مرا از تنهایی و تنهایی را از من نجات دهد ، بیاید و به من بگوید که روزی مرا دوست داشته است ، بگوید بعد از مرگ همواره به خاطرش خواهم ماند ، بگوید وقتی تو نباشی چیزی از این زندگی ، چیزی از این دنیا ، از این روزها کم می شود .

راستی من کجای دنیا بودم ؟

آهای آدمها ، کسی مرا یادش هست ؟؟؟

اگر هست تو را به خدا یکی بیاید و در این دقایق پر از تنهایی به من بگوید که مرا دوست داشته است ...

امین باشید

  در یک دهکده­ای دور افتاده دو تا دوست زندگی می­کردند. یکی از اونها سیلاس و دیگری آلپای بود. این دو تا از کودکی با هم بزرگ شده بودن. انقدر این دو رابطه خوبی با هم داشتن که نصف اهالی دهکده فکر می­کردن که این دو نفر با هم برادرن. با این حال که هیچ شباهتی به هم نداشتن. اما این حرف اهالی نشون از اوج محبتی بود که بین این دو نفر بود. همیشه آلپای و سیلاس راز دلشون رو به همدیگه می­گفتن و برای مشکلاتشون با هم فکر میکردن و یه راه چاره پیدا می­کردن. اما اکثر اوقات سیلاس این مسائل رو بدون اینکه آلپای بدونه با دوستای دیگش در میون می­ذاشت.

 وقتی آلپای متوجه این کار سیلاس می­شد ناراحت می­شد اما به روش هم نمی­آورد. چون انقدر سیلاس رو دوست داشت که حاضر نبود حتی برای یک دقیقه تلخی این رابطه رو شاهد باشه.  به خاطر همین احترام سیلاس رو نگه می­داشت و باز هم مثل همیشه با اون درد دل می­کرد. سالها گذشت و آلپای ازدواج کرد و رفت سر خونه زندگیش، اما این رابطه همچنان ادامه داشت و روز  به روز عمیق­تر می­شد. یه روز آلپای می­خواست برای یه کار خیلی مهم با خانوادش بره به شهر. به خاطر همین اومد و به سیلاس گفت من دارم می­رم شهر، اما اگه امکان داره این کیسه پول رو توی خونت نگهدار تا من از شهر برگردم. سیلاس هم پول رو گرفت و رفیقش رو تا دروازه خروجی بدرقه کرد. وقتی داشت به خونه برمی­گشت، سر راه رفت پاتوق خودش و شروع کرد با دوستاش تفریح کردن. هوا دیگه داشت کم­کم تاریک می­شد و سیلاس با دوستاش می­خواست خداحافظی کنه. اما دوستاش گفتن هنوز که زوده چرا مثل هر شب نمی­ری؟ اونم گفت که پولهای آلپای توی خونست و باید زودتر بره خونه و از پولها مراقبت کنه. خلاصه خداحافظی کرد و رفت. وقتی رسید خونه سریع غذاشو خورد و رفت توی اتاقش. پولها رو هم گذاشت توی صندوقش و گرفت تخت تخت خوابید.. بی­خبر از اتفاقی که در انتظارش بود.

بله درست حدس زدید. چند نفر شبونه ریختن توی خونه و پولها رو با خودشون بردن. سیلاس صبح که از خواب بیدار شد متوجه این موضوع شد و از ناراحتی داشت به قول خودمون آنفاکتوس می­زد.

 تمام زندگیش رو هم اگه می­فروخت نمی­تونست اون پول رو آماده کنه. از ناراحتی لب به غذا هم نزد. دم دمای غروب بود که دید صدای در می­آد. در رو که باز کرد دید آلپای اومده تا پولها رو با خودش ببره. وقتی سیلاس ماجرا رو براش تعریف کرد، آلپای به جای اینکه ناراحت بشه و از دست سیلاس عصبانی باشه، شروع کرد به خندیدن و گفت می­دونستم، می­دونستم که بازم مثل همیشه نمی­تونی جلوی زبونت رو بگیری. اما اصلاً نترس. چون من فکرشو می­کردم که این اتفاق بیافته. به خاطر همین چند تا سکه از آهن درست کردم و توی اون کیسه ریختم و اصل سکه­ها رو توی خونه خودم نگه داشتم و چون می­دونستم که کسی از این موضوع با خبر می­شه و تو به همه می­گی که سکه­ها پیش تو بوده، خونه من امن تر از تو بود. الآن هم اصلاً نگران و ناراحت نباش شاید از دست من و این رفتارم ناراحت بشی، اما این درسی برات می­شه که همیشه مسائلی رو که دیگران با تو در میون می­ذاره توی قلبت محفوظ نگه داری.

سالها گذشت و سیلاس از اون اتفاق یه درس بزرگ گرفت. اینکه راز دیگران مثل راز دل خودش می­مونه و باید برای حفظ اون راز تلاش کنه. همونطور که خودش از فاش شدن راز دلش ناراحت می­شه دیگران هم  از این موضوع ناراحت می­شن.

وبلاگها و سايتهاي كوهنوردي :

آناپورنا ..................آنا فراهانی
آپادانا . . . .. . . . . . . مهدي عابدي
آرام كوه . . . . . . . . . عباس ثابتيان
آزاد كوه . . . . . . . . . .عباس جعفري
آزاد كوه . . . . . . . . .سوسن رئيسي
آذرخش . . . . . . . . . . . . .آذرخش
آماتور . . . . . . . . . . . محمد و مهنا
آواز هاي كوه . . . . . حميد وطن خواه
آواي كوه . . . . . . . . . . . آرش نقافي
آويسا رودگون . . . . . . . مينا رحيمي
آيريكان . . . . . . . . . سياوش يالپانيان
از دماوند تا علم كوه . . . . .رضا فتحي
از ريشه ها تا ميوه ها . . . . . ..داراب
اسطوره ي آزادي . . . . . . . .علي.ك
اشترانكوه . . . . . . .احسان سالاروند
افشين رمضاني. . . . . افشين رمضاني
الوند پرس . . . . . . .جواد گياه شناس
اميد كوهستان . . . . . . اميد عزت پور
بازگشت سيزيف . . . . . . . . سيزيف
با كوهستان . . . . . . علي حاج سعيد
با لاتر از 4000 متر . . . قاسم فرهادي
با لاتر ازابرها . . . . . . . . . . . .شهريار
برج سينا . . .. . . . احسان بشيرگنجي
بلك راك . . . . . . . . . . بهنام عندليب
بدنبال بينهايتيم در اوج. . . . . .همطناب
بيستون . . . . . . .زهرا جليليان(ري را)
بينالود . . . . . . . .سعيد حاجي بيگلو
پاكت عكس شوشتر . . . . . . . . داوود
پرچنان . . . . . . . . . . . . . . . سهيل
پرواز را به خاطر . . . . . . علي اطاعت
پزشكي كوهستان . . . . فريد عباسي
پسر كوهستان . . .. . . پسر كوهستان
پيك لجور . . . . . . . . . . محمد جلالي
تاريانا . . . . . . . . . . . . علي عليياري
تبريز كوه . . . . . . . . . . . . تبريزكوه
تهران كوه . . . . . . .عبدالله عزيزالهي
تور كوهنوردي . . . . . . .محمد نوروزي
جامعه كوهنوردان ايراني .. م.خ. قاضي
جاي رسيدن. . .. . . . . . . پري(شايد)
جايي نزديك آسمان . . . . امير چاييچي
چنگ الماس . . . . . . . حامد منصوري
خانه باد . . . . . . . . حميدرضا دهقاني
داستان كوه . .. . . . . . رامين شجاعي
داغلار. . . . . . . علي عبدالهي مطلق
دام زاد. . . . . . . . . . . منصور احمدي
دختر آسمان. . . . . . . . . ليلا عباسي
در جستجوي سختي. . . . پژمان ترابي
در هم بر هم . . . . . . . . . . . مرصاد
درياي سرخ سرخ. . . . . . . . . شقايق
دنياي عمودي من. . . . . . حامد محبي
ديده بان كوهستان . . . عباس محمدي
ديواره هاي بلند و. . شهرام عباس نژاد
زبانشناسي و .......مجيد باغيني پور
سازم را كوك ميكنم . . . مهري جعفري
سپهر . . . . . . . . . . مينو/سعيد صبور
سرپهنگي . . . . . . . ساجده كشميري
سرود كوهستان . . . . . فرشيد فاريابي
سكوت . . . . . . . . . افشين رمضاني
طلوع سپيده . . . . . . مسعود عسگري
طنز كوه . . . . . . . . . فرشيد داوودي
عشق كوهنوردي. . . . . . . . . . سونيا
عكس و ديگر هيچ. . . مهدي گلمحمدي
عنكبوت كوهنورد. . . . . هادي بهادري
فالوده . . . . . . . . . مصطفي اعلايي
فانوس . . . . . . . . . مليكا شريعت يار
فرهنگ كوه . . . . . . . . . سعيد صبور
قلمرو بامهاي. .. شاهين/شهاب كمالي
قله هاي مه گرفته . . . . حسام/هادي
كتري. . . . . . . . . . . . . احمد رضوي
كلاغ ها . . . . . . . . . . . فرامرز نصيري
كلاهه . . . . . .. . . . .محسن عسگري
كلماتي از يك كوهنورد. . . . م. صالحي
كليمانجارو. . . . . . . . حسين سرافراز
كوچه خاكي. . . . .... رضا موسوي
كوه . . . . . . . . . . . . حسن نجاريان
كوه . . . . . . . . . . . . . مجتبي مروج
كوه انتظارخدا. . . . . . افسانه پاكدامن
كوه بان . . . . . . . . . . . . . . . طارق
كوه در من. . . . . . . . . مهدي معماري
كوه عشق زندگي . . . . . . امير طالبي
كوهستان. . . . . . . . . .راميار كاميار
كوهستان. . . . . . . . . .جابر يوسفلو
كوه-فلسفه. . . . . . . . . . . منصوري
كوه قاف . . . . . . . . . . . رضا زارعي
كوهها آدمها طبيعت . . . . قربان رباني
كوهنورد . . . . . . . . . . حميد شريعتي
كوهنورد . . . . . . . . . . . نويد عظيمي
كوهنوردي . . . . . . . . . . رضا آموزگار
كوهنوردي فني . . . . . . نيما ابوكاظمي
كوهنوردي نشان زندگي...حميد شفقي
كوهنوردي وسلامتي...ف. شيرمحمدلي
كوه نوشت . . . . . . . .حسين رضايي
گزارشات صعود . . . . . . . علي قادري
گفتارهاي من . . . . . . علي اكبر قلمي
لبخند به زندگي . . . . . . . سعيد فروتن
لوتسه . . . . . . . . . . فرشته خادمي
ما 120 نفر . . . . . . مهدي رضايي پور
مثه يه كوه بلند . . . . . . علي و شهرام
مسير جادويي. . . . . . . مهدي سيدي
من زندگي و كوله ام. . . . . . . . امين
من كوه تنهايي .. . . . . حامد حصاري
نشاط کوهستان ........... پرویز ستوده شایق
نگين علم كوه . . . . . حسين شهلايي
نوپتسه . . . . . . . احسان حسين نژاد
واگويه هايم . . . . . . . . . . . . . باران
وبلاگ چال . . . . . . . . . توحيد نوروزي
ولاش . . . . . . . . . .. . . . . . . بهروز
يادداشت هاي كوه . محمد نصيري فرد
ياران كوه . . . . . . . . احسان ذكاوتي
يادداشتهاي كوهنورد...محمد والي نژاد
يادي از لحظه ها . . . . . مهسا احمدي

سايت هاي كوهنوردي :

 

گروهها ،انجمنها و هيئت هاي كوهنوردي :

هواشناسي كوه ها و شهرها :

از : دیتا کوه

کسانی که خود را جراحی کردند

 شاید باور کردنش برای شما دشوار باشد، ولی شرایط سخت یا دیوانگی و شیدایی افرادی را بر آن داشته است که خودشان را عمل جراحی کنند. بعضی از این افراد پزشک بودند، بعضی‌ها هم هیچ سررشته‌ای از طبابت نداشتند و فقط میل به بقا در شرایطی سخت، آنها را وادار به چنین کار باورنکردنی‌ای است. یکی از این داستان های که مربوط به یک کوهنورد می باشید تقدیم حضورتان می نمایم .

 آرون رالستون  نوع عمل: قطع کردن دست راست
رالستون یک مهندس مکانیک آمریکایی است، او که عاشق کوهنوری است، کارش را به عشق کوهنوری رها کرده بود و قصد داشت به قلل مرتفع صعود کند. در یکی از همین کوهنوردی‌ها در سال ۲۰۰۲، تخته‌سنگی روی دست راست او افتاد. ۵ روز تمام او تلاش کرد که تخته‌سنگ را جابجا کند، اما موفق نشد. گرسنگی و تشنگی توان را از او گرفت و سرانجام او تصمیم گرفت با چاقویی، دستش را قطع کند.

او چاقوی کندی در اختیار داشت و با زجر بسیار بافت نرم دستش را برید، کار قطع کردن تاندون‌ها دشوارتر بود و او مجبور شد با آنها را پاره کند. اما قطع کردن دست، هم پایان کار نبود، او با وسیله نقلیه‌اش ۸ مایل فاصله داشت و مجبور بود با خونریزی و درد ۸ مایل را هم راه برود. سرانجام او به کوهنوردان دیگری برخورد که نجاتش دادند.

اما این واقعه تلخ، باعث نشد او دست از کوهنوردی بردارد، او با استفاده از یک دست مصنوعی همچنان کوهنوردی می‌کند و از آن لذت می‌برد.

او کتابی هم در مورد این حادثه و بازگشتش به کوهنوردی با عنوان Between a Rock and a Hard Place نوشته است. او قصد دارد سال ۲۰۱۰ به کوه اورست صعود کند. هدف او از این صعود، آگاهی دادن به مردمان زمین در مورد خطرات تغییر آب و هوا است.

حکایت خورشید و باد

     روزي خورشيد و باد با هم در حال گفتگو بودند و هر كدام نسبت به ديگري ابراز برتري ميكرد، باد به خورشيد مي گفت كه من از تو قويتر هستم، خورشيد هم ادعا ميكرد كه او قدرتمندتر است. گفتند بياييم امتحان كنيم، خب حالا چه طوري؟

ديدند مردي در حال عبور بود كه كتي به تن داشت. باد گفت كه من ميتوانم كت آن مرد را از تنش در بياورم، خورشيد گفت پس شروع كن. باد وزيد و وزيد، با تمام قدرتي كه داشت به زير كت اين مرد مي كوبيد، در اين هنگام مرد كه ديد نزديك است كتش را از دست بدهد، دكمه هاي آنرا بست و با دو دستش هم آنرا محكم چسبيد.

باد هر چه كرد نتوانست كت مرد را از تنش بيرون بياورد و با خستگي تمام رو به خورشيد كرد و گفت: عجب آدم سرسختي بود، هر چه تلاش كردم موفق نشدم، مطمئن هستم كه تو هم نمي تواني.

خورشيد گفت تلاشم را مي كنم و شروع كرد به تابيدن، پرتوهاي پر مهرش را بر سر مرد باريد و او را گرم كرد. مرد كه تا چند لحظه قبل با تمام قدرت سعي در حفظ كت خود داشت ديد كه ناگهان هوا تغيير كرده و با تعجب به خورشيد نگريست، ديد از آن باد خبري نيست، احساس آرامش و امنيت كرد.

با تابش مدام و پر مهر خورشيد او نيز گرم شد و ديد كه ديگر نيازي به اينكه كت را به تن داشته باشد نيست بلكه به تن داشتن آن باعث آزار و اذيت او مي شود. به آرامي كت را از تن بدر آورد و به روي دستانش قرار داد.

باد سر به زير انداخت و فهميد كه خورشيد پر عشق و محبت كه بي منت به ديگران پرتوهاي خويش را مي بخشد بسيار از او كه مي خواست به زور كاري را به انجام برساند قويتر است.

معنای دوم عشق

    روزي يكي از خانه هاي دهكده آتش گرفته بود. زن جواني همراه شوهر و دو فرزندش در آتش گرفتار شده بودند. شيوانا و بقيه اهالي براي كمك و خاموش كردن آتش به سوي خانه شتافتند. وقتي به كلبه در حال سوختن رسيدند و جمعيت براي خاموش كردن آتش به جستجوي آب و خاك برخاستند شيوانا متوجه جواني شد كه بي تفاوت مقابل كلبه نشسته است و با لبخند به شعله هاي آتش نگاه مي كند. شيوانا با تعجب به سمت جوان رفت و از او پرسيد:" چرا بيكار نشسته اي و به كمك ساكنين كلبه نرفته اي!؟"
      جوان لبخندي زد و گفت:" من اولين خواستگار اين زني هستم كه در آتش گير افتاده است. او و خانواده اش مرا به خاطر اينكه فقير بودم نپذيرفتند و عشق پاك و صادقم را قبول نكردند. در تمام اين سالها آرزو مي كردم كه كائنات تقاص آتش دلم را از اين خانواده و از اين زن بگيرد. و اكنون آن زمان فرا رسيده است."

شيوانا پوزخندي زد و گفت:" عشق تو عشق پاك و صادق نبوده است. عشق پاك هميشه پاك مي ماند! حتي اگر معشوق چهره عاشق را به لجن بمالد و هزاران بي مهري در حق او روا سازد.

عشق واقعي يعني همين تلاشي كه شاگردان مدرسه من براي خاموش كردن آتش منزل يك غريبه به خرج مي دهند. آنها ساكنين منزل را نمي شناسند اما با وجود اين در اثبات و پايمردي عشق نسبت به تو فرسنگها جلوترند. برخيز و يا به آنها كمك كن و يا دست از اين ادعاي عشق دروغين ات بردار و از اين منطقه دور شو!"

اشك بر چشمان جوان سرازير شد. از جا برخاست. لباس هاي خود را خيس كرد و شجاعانه خود را به داخل كلبه سوزان انداخت. بدنبال او بقيه شاگردان شيوانا نيز جرات يافتند و خود را خيس كردند و به داخل آتش پريدند و ساكنين كلبه را نجات دادند. در جريان نجات بخشي از بازوي دست راست جوان سوخت و آسيب ديد. اما هيچكس از بين نرفت.

روز بعد جوان به درب مدرسه شيوانا آمد و از شيوانا خواست تا او را به شاگردي بپذيرد و به او بصيرت و معرفت درس دهد. شيوانا نگاهي به دست آسيب ديده جوان انداخت و تبسمي كرد و خطاب به بقيه شاگردان گفت:" نام اين شاگرد جديد "معناي دوم عشق" است. حرمت او را حفظ كنيد كه از اين به بعد بركت اين مدرسه اوست

فرمانروا و سردار

    فرمانروايي كه مي كوشيد تا مرزهاي جنوبي كشورش را گسترش دهد، با مقاومت هاي سرداري محلي مواجه شد و مزاحمت هاي سردار به حدي رسيدكه خشم فرمانروا رابرانگيخت ، بنا براين او تعداد زيادي سرباز را مامور دستگيري سردار كرد . عاقبت سردار و همسرش به اسارت نيروهاي فرمانروا در آمدند و براي محاكمه و مجازات به پايتخت فرستاده شدند. فرمانروا از سردار پرسيد : اي سردار ، اگر من از گناهت بگذرم و آزادت كنم ، چه ميكني ؟

سردار پاسخ داد : اي فرمانروار، اگر از من بگذري به وطنم باز خواهم گشت و تا آخر عمر فرمانبردار تو خواهم بود. فرمانروا پرسيد : و اگر از جان همسرت در گذرم ، آن گاه چه خواهي كرد؟

سردار گفت : آن وقت جانم را فدايت خواهم كرد ! فرمانروا از پاسخي كه شنيد آن چنان يكه خورد كه نه تنها سردار و همسرش را بخشيد بلكه او را به عنوان استاندار سرزمين جنوبي انتخاب كرد.

سردار هنگام بازگشت از همسرش پرسيد : آيا ديدي سرسراي كاخ فرمانروا چقدر زيبا بود ؟ دقت كردي صندلي فرمانروا از طلاي ناب ساخته شده بود؟ همسر سردار گفت : راستش رابخواهي ، من به هيچ چيز توجه نكردم .

سردار با تعجب پرسيد : پس حواست كجا بود ؟ همسرش در حالي كه به چشمان سردار نگاه مي كرد به او گفت : تمام حواسم به تو بود . به چهره مردي نگاه ميكردم كه گفت حاضر است به خاطر من جانش را فد ا كند!

کار با GPS

 ثبت مسیر تله کابین توچال تا ایستگاه ۵ ، مسیر از پارکینگ شروع شده در ایستگاه دوم و پنجم و نیز یک نقطه بین ایستگاه ۵ و ۲ ثبت گردیده است . ۸۷۱۰۱۹

نشاط کوهستان ستوده

 

Direction/name

Distance

Leg length

Course

Position

Elevation

1.

PARKING VELNJK

0 m

---

---

N35 48.850 E51 24.043

1804 m

2.

STATION 1

802 m

802 m

38° true

N35 49.189 E51 24.374

1926 m

3.

STATION 2

2.2 km

1.4 km

9° true

N35 49.943 E51 24.517

2421 m

4.

Point      043

4.2 km

2.0 km

335° true

N35 50.904 E51 23.969

2887 m

5.

STATION 5

5.3 km

1.1 km

342° true

N35 51.484 E51 23.733

2937 m

عرضه کوچکترین ردیاب GPS جهان ( قابل توجه کوهنوردان سبک بار )

کوچک‌ترین دستگاه ردیاب مبتنی بر سامانه‌ موقعیت‌یاب جهانی از سوی یک شرکت انگلیسی عرضه نشاط کوهستان -  ستوده شد. این دستگاه که VELO نام دارد از یک سیم‌کارت سلولاری و فن‌آوری GSM برای سرویس‌های مکان یاب و موقعیت‌یاب جهانی استفاده می‌کند.  دستگاه مذکور که به عنوان کوچک‌ترین ردیاب GPS تبلیغ شده، ویژه‌ ردیابی موتورها و سایر وسایل نقلیه‌ی ورزشی پرسرعت ساخته شده است.  دستگاه VELO در کنار مکان‌یابی موقعیت کاربر، یک حسگر حرکت مکمل دارد که اگر بدون اجازه جابه‌جا شود، به صاحبش هشدار می دهد و به محض هشدار،این دستگاه با صاحبش تماس می‌گیرد تا حادثه را به اطلاع وی برساند و صاحب آن می‌تواند با GPS ارتباط برقرار کرده و ردیابی آن را آغاز کند. عمر باتری این دستگاه در شرایط مساعد چهار تا پنج روز است و این دستگاه می‌تواند از طریق یک منبع برق خارجی مانند آداپتور یا با استفاده از باتری خود شارژ شود.  گفتنی است حافظه‌ این دستگاه همچنین می‌تواند برای ذخیره‌ اطلاعات مربوط به مکان‌ها و مسیرها مورد استفاده قرار گیرد.  این شرکت قصد دارد تا با ساختن مدلهای مختلف با کابردهای مختلف از این نوع جی پی اس بخصوص برای کوهنوردی و طیعت گردی به آمار فروش بیشتری دست پیدا کند .

منبع : آی تی ایران

هنر پیاده روی

  • با استفاده از نقشه ، سفر خود را برنامه ریزی کنید و نقاط مقصد خود را در طول یک روز مشخص کنید . مقصد مورد نظر شما باید به اندازه همه افراد گروه سرپناه داشته باشد د رغیر اینصورت باید به فکر تجهیزات مورد نیاز کمپینگ باشید . مسیرها باید به گونه ای انتخاب شود که همه افراد گروه انرژی کافی برای لذت بردن از سفر را داشته باشند . مطمئن شوید که همه افراد گروه موافق هستند و توانایی فیزیکی و تجربه کافی برای رسیدن به اهداف مورد نظر را دارند . برای مواقع اظطرارینیز برنامه ریزی ذخیره داشته باشید . سفرنامه خود را به فرد مسئولی بسپارید و تاریخ برگشت خود را نیز اطلاع دهید .
  • لیستی از تمام تجهیزات مورد نیاز سفر ، فراهم کنید که شامل لیست کمکهای اولیه و دیگر وسایل مورد نیاز مواقع اظطراری در آن منطقه بخصوص است مثل آب اضافه در مناطق خشک . مطمئن شوید از افراد گروه کسی بار اضافه با خود برنمی دارد
  • سفر را به آرامی شروع کنید تا بدنتان گرم شود و قدمهایتان هماهنگ شود . کفشها باید مناسب و کوله پشتی شما راحت و متعادل باشد .
  • لباس راحت و سبک بپوشید سر خود را بپوشانید مطمئن شوید لباس و تجهیزات مناسب در شرایط پیش بینی نشده سفر را همراهخود برداشته اید .
  • سفر را به آرامی دنبال کنید و عجله نکنید .
  • هرچند وقت یکبار بایستید ، کوله پشتی را در آورده و بازوهایتان را بکشید و حرکت دهید .پیشرفت خود را روی نقشه چک کنید . اگر می بینید به خاطر سختی راه و یا کندی افراد از برنامه خود عقب افتاده اید مقصد جدیدی را بلافاصله در نظر بگیرید. مثلا” اگر مشکلات جدی پیش آمده و یا رسیدن به مقصد مورد نظر در زمان مشخص شده بعید به نظر می آید می توانید روی کمپینگ حساب کنید . به یاد داشته باشید که اگر در ابتدای راه با مشکلاتی روبه رو شدید تا آخر سفر ، برنامه دچار مشکل خواهد شد . اگر روحیه افراد خیلی مناسب و آماده نیست بهتر است سفری که با مشکل آغاز شده اجرا نشود.
  • از سربالایی ها به شکل زیگزاگ بالا بروید . این کار انرژی شما را بیشتر حفظ می کند و می توانید مسافت بیشتری را پیاده روی کنید . و روز بعد دچار نقباظ عضلانی کمتری شوید .
  • وقتی از تپه ای بالا می روید مراقب قدم برداشتن خود باشید . وزن شما باید به شکل هماهنگ از پای راست به پای چپ منتقل شود . وقتی که پای راست شما در جای خوب و مناسب قرار گرفت ، وزن خود را بر روی آن منتقل کنید و به سمت بالا حرکت کنید .
  • وقتی که از سراشیبی پائین می روید بندهای شانه ای کوله پشتی خود را محکم کنید زیرا اگر کوله پشتی مدام جابجا شود تعادل تان بهم می خورد . پوتین های خود را چک کنید و مطمئن شوید که بندها محکم بسته شده به طوری که انگشتان شست پا ، جلوی کفش را لمس نمی کند (پا به جلو نمی لغزد) اگر تشخیص این کار سخت است بهتر است یک جفت جوراب اضافی بپوشید .

چگونه از سراشیبی پائین بیایید :

  • در سفر همیشه فرض کنید که مشکلات بر سر راه هستند ، خود را برای هرگونه اتفاق غیر منتظره ای آماده کنید . هنگام پایین آمدن از دامنه ها و سراشیبی مطمئن شوید که در وضعیت تعادل قرار دارید به طوری که می توانید به شکل زیگزاگ به پایین آمدن ادامه دهید . در حین پایین آمدن مواظب صخره ها یا قسمتهایی از زمین که برف نشسته ، باشید . همیشه برای رها کردن کوله پشتی تان به هنگام سقوط آمادگی داشته باشید .

مشکلاتی که امکان دارد با آن مواجه شوید :

  • عبور از نهریا رودخانه ، سنگ های لغزنده ، لزج و در حال حرکت
  • خالی شدن ناگهانی خاک زیر یا روی صخره
  • حرکت از روی صخره هایی که روی آنها خزه روییده
  • شبنم صبحگاهی روی صخره ها ، کنده درختان و سبزه ها ، که آنها را لغزنده می کند .
  • سرماریزه صبحگاهی که مانند شبنم صبحگاهی شاید مشکل زا باشد .
  • کنده درخت ها و تکه چوبهایی که در آب افتاده ، مراقب آنها باشید زیرا ممکن است جابجا شوند ، لغزنده باشند و یا هنگام عبور از رودخانه پوست آنها به راحتی کنده شود
  • رگ به رگ شدن زانو

از : آوای کلوت

نکات آموزشی کوهنوردی

۱-کوهنوردی را از کجا آغاز کنیم ؟

 اگر ورزش کوهنوردی را تازه شروع کرده اید در ابتدای کار ممکن است مسایل و مشکلاتی برای شما بوجود بیاید با پیدا کردن یک همراه با تجربه یا دوستی که از هر نظر با شما هماهنگی دارد ، کار را تا حدی آسان می کند . باید بدانید که یک فرد کارکشته و شایسته می تواند راهنمای خوبی برای شما باشد . اگر تازه وارد هستید از اوایل خرداد تا اواخر مهر رابرای کوهنوردی انتخاب کنید چون در فصول دیگر خضوضا” زمستان ، خطراتی از قبیل بهمن ، سرمازدگی ، سر خوردن ، کولاک ، و طوفان و گم شدن در مه و غیره پیش می آید هرگز تنها به کوه نروید . حتی یک کوهنورد با تجربه هم ممکن است به دلیل پیچ خوردن مچ پایش نتواند حرکت کند و اگر همراه نداشته باشد ممکن است جان خود را از دست بدهد . کوهنوردی ورزش گروهی است و در هیچ رشته ای از این ورزش ، تکروی جایی ندارد .
 ۲- طرح یک برنامه کوهنوردی 
در یک برنامه کوهنوردی یک روزه یا چند روزه ، باید هدف و مقصد خود را نسبت به مسافتی که در طول روز می پیمایید و روشنایی هوا ، شرایط جوی و مکانی و تجربه و نیروی اعضای تیم تنظیم کنید .
  ۳- اطلاعات مقدماتی درباره منطقه مورد نظر جمع آوری کنید
 نام و ارتفاع قله مورد نظر و موقعیت های جغرافیایی آن را از قبل شناسایی کنید . قبل از حرکت و برنامه رفتن به منطقه ، دوستان کوهنورد و خانواده خود را در جریان صعودتان قرار دهید و آدرس منطقه مورد نظر و مبدا” صعود را روی کاغذ بنویسید تا در صورت لزوم ، اطلاع کافی در اختیار نجات دهندگان شما باشد .

  ۴- نحوه حرکت و اجرای یک برنامه کوهنوردی

 شما کوهنوردان باید انرژی خود را به سه قسمت انرژی صعود ، فرود و انرژی ذخیره ، تقسیم کنید و در هنگام حرکت ، گامی ثابت و یکنواخت را برگزینید ، به طوری که بتوانید ساعت ها آن را حفظ کنید بدون آنکه توقفی داشته باشید یا بدنتان عرق کند . در سربالایی   از تند رفتن خودداری کنید ، در شیبهای تند در موقع بالارفتن و حتی پایین آمدن با قدمهای کوتاه و به صورت مارپیچ حرکت کنید . در حرکت ، باید ضربان قلب و برداشتن پاها هماهنگ باشد و باید خودتان این هماهنگی را بدست آورید . نفر اولی که راس گروه حرکت می کند باید طول گامهای خود را با طول گامهای ضعیف ترین نفر در گروه هماهنگ نماید .  

 ۵- تنفس در کوهستان

 باید عمیق و آرام نس بکشیدو عمل دم را از بینی انجام دهید . زیرا تنفس از راه دهان باعث تشنگی و خستگی گلو و در هنگام سردی هوا باعث سرماخوردگی و چرک کردن لوزه ها می شود . توجه داشته باشید که تعداد ضربان قلب شما در دقیقه بیش از حد بالا نرود ، مدت استراحت های موقت نباید بیش از ۱۰ الی ۱۵ دقیقه به طول انجامد چرا که بدن کوهنورد کم کم سرد می شود و حالت خشکی پیدا می کند . این امر ، حرکت مجدد را با مشکلات روبه رو می سازد .

 ۶- تغذیه در کوهستان
۱- برای اجرای یک برنامه کوهنوردی یک روزه یا چند روزه باید از چند روز قبل با یک رژیم غذایی مقوی به ذخیره انرژی در بدن پرداخت .
۲- غذای کوهستان باید مقوی ، مذغذی، زود هضم ، سبک و پرکالری باشد .
۳- برای تلاشهای سنگین باید به بدن خود مواد کالری زا مخصوص برسانیم . مثلا” هر صد گرم بادام و گردو از ۳۰۰ تا ۴۰۰ کالری انرژی دارند .
۴- هنگام فعالیت کوهنوردی بدن ما به ۵/۲ تا ۴ لیتر آب در شبانه روز نیاز دارد . البته این امر به حرارت محیط و فعالیت بدن ما بستگی دارد .
۵- به علت فعالیت ، بدن ما مقداری آب ، نمک ، پتاسیم و فسفر را از دست می دهد . پس لازم است هنگام مصرف آب و غذا کمی نمک به آنها اضافه کنیم تا از گرفتگی عظلات و بر هم خوردن تعادل بدن مصون باشیم .
۶- آب برف کاملا” خالص و فاقد مواد معدنی است . برای جلوگیری از اسهال و پایین آمدن فشار خون می توان به آن قند ، نمک یا عصاره میوه اضافه کرد .
۷- پس از یک فعالیت شدید ، آب سرد به کلیه ها و ریه ها و دستگاه گوارش صدمه می زند . پس آب را بعد از کمی استراحت و خنک شدن بدن نوش جان کنید .
۸- همیشه مقداری مواد غذایی اضافه همراه داشته باشید ، زیرا ممکن است به علل مختلف به آن نیازمند شوید .
۹- به تاریخ مصرف و باد کردگی قوطی مواد کنسرو شده توجه داشته باشید .
۱۰- قبل از شروع برنامه و در خلال آن هیچگاه با شکم پر اقدام به صعود نکنید . احتیاج بدن به اکسیژن برای هضم غذا در ارتفاع و به خصوص در هنگام صعود ممکن است شما را با مشکل روبه رو سازد . در صورت امکان ، بعد از صرف غذا ، برای حداقل یک ساعت استراحت کنید . در غیر این صورت به مقدار کم ب طور متناوب بخورید و بیاشامید .
۱۱- هر چه ارتفاع مسیر شما بالاتر می رود باید از غذاهایی که زود هضم می شوند استفاده کنید زیرا مواد غذایی دیر هضم باعث تهوع می شود .
۱۲- هنگام شب با استفاده از سوپ ، آب و املاح و مواد دفع شده بدن را جایگزین کنید .
۱۳- در استراحت های بین راه از بیسکویت ، شکلات ، میوه های خشک و پرتقال استفاده کنید.
۱۴- مصرف سیر در کوه ، مقاومت بدن را در سرما و گرما افزایش می دهد . از سیر فقط در روزهای اول برنامه استفاده کنید ، زیرا مصرف این ماده در ارتفاعات باعث تند شدن نبض می شود .

  ۷- پیشگیری

استفاده از ویتامین Eتماس با نور خورشید باید به حداقل برسد باید حداقل ۲۰ دقیقه قبل از تماس با نور خورشید از ضد آفتاب ها استفاده کرد و در مدت تماس با نور خورشید باید این ترکیبات بر روی پوست ، وجود داشته باشد . ضد آفتابها را باید پس از تعریق زیاد و با شستن صورت مجددا” استفاده کنید . استفاده از کلاه یا پوشش مناسب دیگر عینک های ضد آفتاب نه فقط باعث محافظت چشم ها از اشعه ماورای بنفش می گردد ، بلکه از چین و چروک در اطراف پلک نیز پیشگیری می کند.  

 ۸- وسایل و پوشاک لازم
        
وسایل و پوشاک انفرادی :
کفش سبک راهپیمایی – کفش نیمه سنگین کوهنوردی – جوراب کوهنوردی –  پیراهن شلوار و پولار کوهنوردی – دستکش کوهنوردی – انواع عینک کوهنوردی – گتر – پانچو(شنل باران) – کاپشن و شلوار بادگیر – کت پر و یا ویسکوز – کوله پشتی – زیر انداز – کیسه خواب پر و یا ویسکوز – کلاه کوهنوردی – کرامپون (یخ شکن) – هدی لایت ، چراغ قوه با لامپ و باطری اضافه – ظرف آب – جعبه کمکهای اولیه –جعبه نجات - طناب انفرادی – طنابچه - قطب نما و نقشه مسیر – سوت – چاقو ، دربازکن و کبریت – باتون و کلنگ
        
وسایل  گروهی :چادر کوهنوردی – پوشش ضد آب – ارتفاع سنج – ظروف غذا و لوازم پخت و پز – چراغ خوراک پزی – کپسول روشنایی – کتری و قوری - جی پی اس

 ۹- چیدن کوله پشتی

وزن کوله پشتی نباید از وزن بدن کوهنورد بیشتر باشد زیرا به زانو و ستون فقرات آسیب می رساند . معمولا” اجسام سنگین تر را اول داخل کوله پشتی گذارده و وسایل سبکتر را روی آن قرار می دهند . کوله پشتی نباید لق بزند و یا به اصطلاح شکم دهد . مواد غذایی یا آبدار باید در کیسه پلاستیکی جداگانه بسته بندی شده و در کوله پشتی قرار گیرد . اجسام نوک تیز یا سنگین باید طوری چیده شوند که با پشت یا کتف تماس نداشته باشد .    

از : آوای کلوت

مدرسه

صبحی مادری برای بیدار کردن پسرش رفت.‏

مادر: پسرم بلند شو. وقت رفتن به مدرسه ‏است.‏

پسر: اما چرا مامان؟ من نمی خوام برم ‏مدرسه.‏

مادر: دو دلیل به من بگو که نمی خوای بری ‏مدرسه.‏

پسر: یک که همه بچه ها ازمن بدشون می یاد.

دو همه ‏معلم ها از من بدشون می یاد.‏

مادر: اُه خدای من! این که دلیل نمی شه.

زود باش تو ‏باید بری به مدرسه.

پسر:پس مامان دو دلیل برام بیار که من باید برم مدرسه

‏مادر : ‏اول اینکه ، تو الآن پنجاه و دو سالته.

دوم : اینکه تو مدیر اون مدرسه هستی

امام حسین (ع)

 در هندوستان عده ای از بازرگانان هندو بت پرست به حضرت  سیدالشهدا علیه السلام بسیار معتقد هستند و علاقه خاصی به  مولا دارند .  و برای اینکه مال شان برکت پیدا کند با آنها حضرت معامله می کنند  یعنی هر سال مقداری از سود و بهره کسب و کارشان را در راه  عزاداری آن حضرت  خرج می کنند و بعضی از آنها در روز عاشورا با همراهی شیعیان  آنجا شربت و فالوده و بستی درست می کنند و به عزاداران  امام حسین علیه السلام می دهند .  و خودشان هم به حال عزا می ایستند و بعضی از آنها  مقدار پولی را که در سال برای سیدالشهدا علیه السلام کنار گذاشته اند به شیعیان می دهند  تا در مراکز عزاداری صرف کنند . یکی از آنها (هندوها ) که هر سال برای عزاداری امام حسین خرج می کرده  نقل می کند  وقتی یکی از آنها مرد به رسم مذهب هندو  جنازه اش را با آتش می سوزاندند و تمام بدنش به جز دست و قطعه  ای از سینه اش خاکستر شد آن دو عضو  را آتش نسوزانده بود . 
 بستگانش قضیه را فهمیدند و آن دو قسمت از بدن را آوردند به  قبرستان شیعیان و گفتند : این دو عضو مربوط به حسین (ع) شماست و باید در کنار شیعیان حسین (ع) دفن شود . 

انسان ها را همان طور که هستند بپذیریم

وبلاگ "نشاط كوهستان"
انسان‌ها را همان طور كه هستند بپذيريمwww.neshate-koohestan.tk

خبرگزاري فارس: هر يك از ما عيب‌ها و كاستي‌هاي خود را داريم؛ ولي همين كاستي‌ها و عيب‌هاست كه زندگي ما را دلپذير و شيرين مي‌سازد. ما بايد انسان‌ها را همان طور كه هستند بپذيريم و خوبي‌هايي را كه در آنهاست ببينيم.


به گزارش خبرنگار "سرويس فضاي مجازي" خبرگزاري فارس، پرويز ستوده شايق نويسنده وبلاگ "نشاط كوهستان" در تازه‌ترين پست‌ وبلاگ خود با استفاده از يك داستان چيني موضوعي را با عنوان "نمايه‌اي از خرد باستان" مطرح كرده است.
برپايه اين گزارش در اين وبلاگ مي‌خوانيم:

يك پيرزن چيني دوكوزه آب داشت كه آنها را به دو سر چوبي كه روي دوشش مي‌گذاشت، آويخته بود و از اين كوزه‌ها براي آوردن آب از جويبار استفاده مي‌كرد.
يكي از اين كوزه‌ها ترك داشت، در حالي كه كوزه ديگر بي عيب و سالم بود و همه آب را در خود نگه مي‌داشت.
هر بار كه زن پس از پركردن كوزه‌ها، راه دراز جويبار تا خانه را مي‌پيمود، آب از كوزه‌اي كه ترك داشت چكه مي‌كرد و زماني كه زن به خانه مي‌رسيد، كوزه نيمه پر بود.
دو سال تمام، هر روز زن اين كار را انجام مي‌داد و هميشه كوزه‌اي كه ترك داشت، نيمي از آبش را در راه از دست مي‌داد.
البته كوزه سالم و بدون ترك خيلي به خودش مي‌باليدغ ولي بيچاره كوزه ترك‌دار از خودش خجالت مي‌كشيد از عيبي كه داشت و از اين كه تنها نيمي از وظيفه‌اي را كه برايش در نظر گرفته بودند، مي‌توانست انجام دهد.
پس از دو سال سرانجام روزي كوزه ترك‌دار در كنار جويبار به زن گفت: من از خويشتن شرمسارم. زيرا اين شكافي كه در پهلوي من است، سبب نشت آب مي‌شود و زماني كه تو به خانه مي‌رسي، من نيمه پر هستم.
پيرزن لبخندي زد و به كوزه ترك‌دار گفت: آيا تو به گل‌هائي كه در اين سوي راه، يعني سوئي كه تو هستي، توجه كرده‌اي؟ مي‌بيني كه در سوي ديگر راه گلي نروئيده است.
من هميشه از كاستي و نقص تو آگاه بودم، و براي همين در كنار راه تخم گل كاشتم تا هر روز كه از جويبار به خانه بر مي‌گردم تو آنها را آب بدهي.
دو سال تمام، من از گل‌هائي كه اينجا روئيده‌اند چيده‌ام و خانه‌ام را با آنها آراسته‌ام. اگر تو اين ترك را نداشتي، هرگز اين گل‌ها و زيبائي آنها به خانه من راه نمي‌يافت.
هر يك از ما عيب‌ها و كاستي‌هاي خود را داريم. ولي همين كاستي‌ها و عيب‌هاست كه زندگي ما را دلپذير و شيرين مي‌سازد.
ما بايد انسان‌ها را همان طوركه هستند بپذيريم و خوبي‌هايي را كه در آنهاست ببينيم.
از كاستي‌هاي خود نهراسيم زيرا خداوند در راه زندگي ما گل‌هائي كاشته است كه كاستي‌هاي ما آنها را مي‌روياند.
براي همه شما كوزه‌هاي ترك برداشته آرزوي خوشي مي‌كنم و يادتان باشد كه گل‌هائي را كه در سمت شما روئيده‌اند ببوئيد.

*تاكيد مي‌شود؛ انتشار مطالب وبلاگ‌ها در "سرويس فضاي مجازي" به معناي تاييد محتواي آن‌ها نيست و صرفاً به منظور گسترش فرهنگ تعامل و نقد صورت مي‌گيرد.
انتهاي پيام

تعزیه

 این آدمها هیچکدام بازیگر تئاتر ، سینما یا تلویزیون نیستند . در هیچ نمایش خیابانی هم شرکت نداشته اند . اما روز عاشورا تمام تلاش خود را برای به تصویر کشیدن وقایع مظلومیت امام حسین (ع) در کربلا می کنند . فرقی نمی کند بیننده داشته باشند یا نه ، عشق حسینی آنها را همه ساله گرد هم آورده تا ارادت خود را به آقا امام حسین و یاران با وفایش نشان دهند .

تعزیه شایقی ها در تهران

یا حسین مظلوم ادرکنا

تصاویر دیگر از تعزیه شایقی ها در عاشورای حسینی = کلیک کنید

مادرم يك چشم داشت و من از او متنفر بودم

وبلاگ "نشاط كوهستان"

خبرگزاري فارس: مادرم يك چشم داشت و من از او متنفر بودم...كاش زمين دهن وا مي‌كرد و منو ..كاش مادرم يه جوري گم و گور مي‌شد...

به گزارش خبرنگار فضاي مجازي خبرگزاري فارس، پرويز ستوده شايق نويسنده وبلاگ "نشاط كوهستان" مطلبي را با عنوان "يك داستان بسيار زيبا" در يكي از پست‌هاي وبلاگ خود منتشر كرده است.
برپايه اين گزارش در اين پست وبلاگ مي‌خوانيم:

مادر من فقط يك چشم داشت. من از اون متنفر بودم ... اون هميشه مايه خجالت من بود... اون براي امرار معاش خانواده براي معلم ها و بچه مدرسه‌اي‌ها غذا مي‌پخت... يك روز اومده بود دم در مدرسه كه به من سلام كنه و منو با خود به خونه ببره خيلي خجالت كشيدم. آخه اون چطور تونست اين كار رو بامن بكنه... به روي خودم نياوردم، فقط با تنفر بهش يه نگاه كردم وفوراً از اونجا دور شدم.
روز بعد يكي از همكلاسي‌ها منو مسخره كرد و گفت: هووو .. مامان تو فقط يك چشم داره
فقط دلم مي‌خواست يك جوري خودم رو گم و گور كنم.
كاش زمين دهن وا مي‌كرد و منو ..كاش مادرم يه جوري گم و گور مي‌شد...
روز بعد بهش گفتم اگه واقعاً ميخواي منو شاد و خوشحال كني چرا نمي‌ميري
اون هيچ جوابي نداد....
حتي يك لحظه هم راجع به حرفي كه زدم فكر نكردم، چون خيلي عصباني بودم.
احساسات اون براي من هيچ اهميتي نداشت... دلم مي‌خواست از اون خونه برم و ديگه هيچ كاري با اون نداشته باشم؛ سخت درس خوندم و موفق شدم براي ادامه تحصيل به سنگاپور برم
اونجا ازدواج كردم، واسه خودم خونه خريدم، زن و بچه و زندگي...
از زندگي، بچه ها و آسايشي كه داشتم خوشحال بودم تا اينكه يه روز مادرم اومد به ديدن من
اون سال‌ها منو نديده بود و همينطور نوه‌ها شو؛ وقتي ايستاده بود دم در بچه‌ها به اون خنديدند و من سرش داد كشيدم كه چرا خودش رو دعوت كرده كه بياد اينجا، اونم بي‌خبر...
سرش داد زدم : چطور جرات كردي بياي به خونه من و بجه‌ها رو بترسوني؟!
گم شو از اينجا! همين حالا...
اون به آرامي جواب داد: " اوه خيلي معذرت مي‌خوام مثل اينكه آدرس رو عوضي اومدم" و بعد فورا رفت و از نظر ناپديد شد.
يك روز يك دعوت نامه اومد در خونه من درسنگاپور براي شركت در جشن تجديد ديدار دانش آموزان مدرسه
ولي من به همسرم به دروغ گفتم كه به يك سفر كاري ميرم.
بعد از مراسم، رفتم به اون كلبه قديمي خودمون؛ البته فقط از روي كنجكاوي.
همسايه‌ها گفتن كه اون مرده... ولي من حتي يك قطره اشك هم نريختم
اونا يك نامه به من دادند كه اون ازشون خواسته بود كه به من بدن
"اي عزيزترين پسر من، من هميشه به فكر تو بوده‌ام، منو ببخش كه به خونت تو سنگاپور اومدم و بچه‌هاتو ترسوندم، خيلي خوشحال شدم وقتي شنيدم داري ميآي اينجا ولي من ممكنه كه نتونم از جام بلندشم كه بيام تورو ببينم ... وقتي داشتي بزرگ مي‌شدي از اينكه دائم باعث خجالت تو شدم خيلي متاسفم؛ آخه ميدوني... وقتي تو خيلي كوچيك بودي تو يه تصادف يك چشمت رو از دست دادي...به عنوان يك مادر نمي‌تونستم تحمل كنم و ببينم كه تو داري بزرگ ميشي با يك چشم بنابراين چشم خودم رو دادم به تو... براي من اقتخار بود كه پسرم مي‌تونست با اون چشم به جاي من دنياي جديد رو بطور كامل ببينه؛ با همه عشق و علاقه من به تو.
انتهاي پيام


از نظرات بسیار خوب شما :
پنجشنبه 19 دی1387 ساعت: 13:30 توسط:عبدی - از آران بید گل

با سلام.

هر کسی در زندگیش اشتباهاتی دارد .فی الواقع این هم نوعی از اشتباهات این موجود دو پا است .از خداوند متعال خواهانم همه کسانی که در زمان حیات والدینشان به آنها بی احترامی کرده اند یا کم گذاشته اند قبل از مر گشان پشیمان شوند وجبران کنند آنها آنقدر مهربانند که حتی اگر احساس کنند فرزندانشان پشیمان شده اند انها را میبخشند.
ولی نکته ای بسیار بسیار ظریف در این مهم گنجانده شده ومن به حکم وظیفه آن را به همه تقدیم میکنم.
برای پی بردن به اهمیت موضوع به کلام کتاب مطلق رجوع میکنم :
خداوند میفرماید بعد از من" احترام به والدین در اولویت است" .با همه احترام به ائمه و پیامبر خداوند والدین را در اولویت قرار داده است .این موضوع چهار بار به کرات در قرآن گفته شده.
دوم اینکه تقریبا هر چیزی در این دنیا قابل بر گشت است ولی مواردی خاص وجود دارد که اگر در زمان لازم صورت نگیرد بعد از ان محال ومطلق است وآن راضی نبودن والدین از فرزندانشان بعد از مرگ است .
وآخر اینکه یکی از دلایل این موضوع احترام سلسله مراتبی این به بزرگتر از خود برای آرامش بشر ونبود جنگ وخون ریزی ست.
اگر چنین اتفاقی برای هر کس بیفتد قطعا و100% نظام طبیعت انتقام سختی از او خواهد گرفت وهر چه تلاش کند کا ر خیر انجام دهد حتی به در جات والای انسانی برسد خوار وبدبخت خواهد بود. چرا که کلام دستوری وتکلیفی آفریدگار خود را به زمین انداخته امید وارم همه به والدین خود خدمت کنند واگر کسی نمی تواند این کار را کند آنها را به احترام به پدر ومحبت به مادر دعوت میکنم.واگر به هر دلیلی به این بسنده نمی کنند آخرین راه حل را به آنها میگویم :سلب آسایش آنها نکنید وآزارتان به آنها نرسد.بدرود

پنجشنبه 19 دی1387 ساعت: 8:16 توسط:ع-نوری از اصفهان

آقاي ستوده
باسلام
اين داستان زيبا كه توجه خبرگزاري فارس را نيز برانگيخته مرا به ياد قطعه شعري از يكي از شعراي اخير انداخت كه وقتي جواني نادان براي رسيدن به معشوقه اش طبق درخواست او مادر خود را كشت هنگامي كه جهت زدودن آثار جرم جسد بيجان يا نيمه جان او را به درون چاهي نهاد
از درون چاه صداي ضعيف مادرش را شنيد به اين مضمون كه اي فرزندم مواظب باش كه به درون چاه سقوط ننمايي. به واقع قلب مادر يكي از رئوف ترين ومهربان ترين وبا گذشت ترين قلبهاست .

داستان کوتاه ادبی

     مردی هر روز در بازار گدايی می‌کرد و مردم هم حماقت او را دست می‌انداختند. دو سکه به او نشان می‌دادند که يکی از طلا بود و يکی از نقره. اما مرد گدا هميشه سکه نقره را انتخاب می‌کرد.
اين داستان در تمام منطقه پخش شد. هر روز گروهی زن و مرد می‌آمدند و دو سکه به او نشان می‌دادند و مرد گدا هميشه سکه نقره را انتخاب می‌کرد.
تا اينکه مرد مهربانی از راه رسيد و از اينکه مرد گدا را آنطور دست می‌انداختند٬ ناراحت شد. در گوشه ميدان به سراغش رفت و گفت: هر وقت دو سکه به تو نشان دادند٬ سکه طلا را بردار. اينطوری هم پول بيشتری گيرت می‌آيد و هم ديگر دستت نمی‌اندازند.
مرد پاسخ داد: حق با شماست٬ اما اگر سکه طلا را بردارم٬ ديگر مردم به من پول نمی‌دهند تا ثابت کنند که من از آنها احمق‌ترم. شما نمی‌دانيد تا حالا با اين کلک چقدر پول گير آورده‌ام.
نتیجه اخلاقی : اگر کاری که می‌کنی٬ هوشمندانه باشد٬ هيچ اشکالی ندارد که تو را احمق بدانند.!

منبع: پدران٬ فرزندان٬ نوه‌ها - پائولو کوئليو

کربلایی محمود

    شور و شوقی عجیبی در کوچه های روستایی در شمال شرق کشور حکم فرماست ، همه سیاه پوش شده اند . مردان لباس سیاه بلندی به تن کرده اند که تا زمین می رسد ، در پشت کمرشون دو شکاف بزرگ برای برخورد مستقیم زنجیر به بدنشان دیده می شود . وله وله میان بچه بیشتر از بزرگتر هاست . من مانند سایر بچه به دنبال زنجیر هستم تا با اون عزاداری کنم . زنجیرها همه بزرگ هستند ، با چند بار بالا و پایین آوردن خسته می شوم . به دنبال زنجیری کوچکتر هستم .یک مادر مهربونی صدام می کنم با لهجه شیرین آذری میگه : گَه با شوا دولانیم یعنی بیا قربونت برم ، یه زنجیر کوچیک با حلقه های زرد تو دستان می زاره و میگه : کالبای ماحمده دِ بیزی دَ دعا السین  یعنی به کربلایی محمود بگو ما را هم دعا کنه ، آخه کربلای محمود اسم پدر من بود ، مداح اهل بیت بود .
صداشو از دور شنیدم :
مظلوم (این صدای پدرم بود) ..................................حسین( این صدای جمیعت بود )
عطشان ...............................حسین
اباعبدالله ..............................حسین
سوسوز قالان ........................حسین
قولاری قلم .......................... ابوالفضل
خیمه سی یاتان ................... ابوالفضل
.
پرچم و کتل هایی در جلو دسته حرکت می کرد ، ما هم در صف بودیم . سرما هیچ تاثیری در عزاداری ما نداشت . نمی دانم چرا قسمت بچه صف ها منظم نمی شد . یکی وسط دسته بود ما رو به خط می کرد ولی هنوز به انتهای صف نرسیده بود که دوبا صف بهم می خورد ،عالم بچگی بود و عزاداری برای شهادت امام حسین (ع) ، هیچکس بر ما خرده نمی گرفت .
 رفته رفته بر جمعیت دسته افزوده می شد ، کربلایی محمود که در آن موقع به حج مشرف نشده بود نوحه ها را یکی پس از دیگری می خواند عشق حسین و اولاد حسین در گوشت و پوست و استخوانش رخنه کرده بود .
این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست       این چه شمعی است که دلها همه پروانه اوست

سال 88 صعود به قلل 7 و 8 هزار متری - اطلاعیه هیئت کوهنوردی تهران

 
برنامه صعودهای بلند و هیمالیانوردی استان تهران
صعود به قلل 7 و 8 هزار متری
سال 88


به اطلاع می رساند هیئت کوهنوردی و صعودهای ورزشی استان تهران پیرو نظرات مطرح شده نمایندگان هیئت ها/ حوزه ها/ باشگاه ها/ گروه های تابعه در جلسه مورخ 28 مهرماه 87 کمیته همالیانوردی هیئت استان تهران، خط مشی صعودهای برون مرزی سال 88 استان تهران را به شرح ذیل اعلام می نماید:

  1. باشگاه ها و گروه هایی که توان اجرای صعودهای بلند بصورت مستقل را دارند، لازم است حداقل 3 ماه قبل از برنامه مراتب را کتباً به این هیئت اعلام نمایند تا این هیئت نیز ضمن بررسی و انعکاس به فدراسیون کوه نوردی و صعودهای ورزشی، حمایت و پی گیری های لازم را در حد توان جهت اجرای برنامه های مذکور به انجام برساند.
  2. جهت هیئت ها / حوزه ها/ باشگاه ها/ گروه هایی که توان اجرای صعودهای مستقل را ندارند این هیئت از طریق برگزاری اردوها و انتخاب نفرات در سال 88 برای صعود آقایان به یکی از قلل بالای 8000 متر در کشور پاکستان و صعود بانوان به یکی از قلل بالای 7000 متر را برنامه ریزی خواهد نمود.


لذا خواهشمند است حوزه ها، باشگاه ها و گروه ها نسبت به معرفی 3 نفر و هیئت های شهرستان ها نسبت به معرفی 4 نفر از افرادی که توانائی لازم و مدرک کارآموزی برف را دارا می باشند حداکثر تا تاریخ 25دی ماه 87 به این هیئت اقدام نمایند. شایان ذکر است هیئت ها / حوزه ها/ باشگاه ها/ گروه های معرفی کننده و یا افراد معرفی شده لازم است پیش بینی های لازم جهت تامین هزینه های مربوط و تهیه تجهیزات لازم این صعود را داشته باشند.
توجه 1: به پاسخ هایی که بعد از پایان ساعت اداری 25 دی ماه 87 به این هیئت ارسال گردد ترتیب اثر داده نخواهد شد.
توجه 2: برنامه اردوهای آمادگی و انتخابی از ابتدای بهمن ماه آغاز خواهد شد.

درسرزمين وطبيعت شرق مديترانه چه ميبينيم؟!!!

   سالها با یاد حماسه عاشورای سالار شهیدان عزا داری  کرده ایم وحسینی که هزارو سیصد سال پیش در برابر مصداق ظلم زمانش یزید ویزیدیان ایستاد وپیام هل من ناصر ینصرنیش گوشنواز تمام عالمیان وتاریخ بشری شد که انسانهای آزاده  هرگز زير بار ظلم وبيدادگري نخواهند رفت اما امروز همگان  با توجه به گسترش وسايل ارتباط جمعي شاهد آن هستنیم كه يكي از بزرگترين فجايع بشري به دست سفّاكترين حاكمان قلدر گردنكش وحشي صفت  كه نام تمدّن را باخود به يدك ميكشند درحال وقوع است وبه عینه  میبینیم همان كساني كه حيواني را نوازش ميكنند ولي درگوشه اي ازجهان انسانهايي را ازخانه وكاشانه خود به ترفندهاي گوناگون رانده وآواره اين سو وآنسوي جهان کرده وخود از سوی دیگر جهان آمده وبه زور وقلدری ودر پناه زر وسیم واسلحه وکمک شیاطین عالم چایگزینشان شده اند ولي تعداد زيادي از آنها كه نتوانسته يا نخواسته اند وطنشان را ترک کنند آنها را در قفسي به نام سرزمين غزه محصور نموده وبه جرم اينكه خواهان آزادي واحقاق حق  خود هستند بزرگترين جنايت تاريخ بشري را درحقّشان روا ميدارند وهمان افسانه ي هولوكاست كه این دون ضفتان سفّاک براي مظلوميت خود ساخته ويا به فرض واقع توسط ديگران در مقطعي از تاريخ برايشان به وجودآورده اند رابرسر انسانهاي ديگري كه هيچ نقشي در آن مقطع تاريخي نداشته اند را به جنايتی هولناكتر ازحکایت هولاكاست برسراین مظلومان بیگناه تبديل نموده اند.

آري اين ظلمي است كه سردمداران  جامعه مدني امروز  آن را مرتكب ميشوند ننگي است برچهره دمكراسي  خواهي  ومردم سالاري دروغين كه به ريا دين ومذهب وآزاده خواهی را نيزچاشني آن مي نمايند وميگويند جنايات ما هديه ايست براي رهایی وآزادي انسانها!!!! . بارالها ما درسرزمين وطبيعت زيباي شرق مديترانه كه جاي پاي پيامبران الهي نيز برآن نقش بسته است چه ميبينيم!!! زشتي هاي كشتارزنان وکودکان فلسطینی  به دست  صهيو نيستهای غاصب را ويازيبايي حماسه مقاومت ،  انكار كه يزيديان سفّاكتر وعمروعاص ها وشريح قاضي ها مگّارترازقبل زنده شده اند و تمام كساني كه به چرب وشيرين دنيا دل بسته اند يا به آنها كمك نموده ويا از آنها تبعيت كرده ويااينكه سکوت مرگباروخفّت باری را پیشه نموده اندکه انبوهی از مردم بیگناه اين چنين مظلومانه مقابل چشمان عالمیان زیر آتش بمبهای هواپیماها وگلوله توپهای مدرن قطعه قطعه شوند كه اگر انساني بميرد بهتر از اين استكه شاهد چنين جنايات هولناكي توسط این ددمنشان انسان نما بوده وسكوت خفت بار مجامع بين المللي وسازمانهاي  باصطلاح حقوق بشررا نظاره گر باشد وحتي دربعضي ازمجامع خودمان براي شانه خالي كردن از مسئوليت، توجیه وامّا واگر بشنود درحالي كه بعضي از اينان انکار که فریادهای یا حسین هرگز به گوشهایشان نرسیده وقلیلی نیز به ظاهر درزير علم حسين(ع) سينه ميزنند واشك ميريزند وبعضیشان نيزدانسته یاندانسته به جاي اينكه خشمشان را در برابر سفّاكان عالم  نشان دهند به نام عشق!ویا بهتر بگوییم از سر نادانی ولجبازی وتحجّر برسر خود  خراشي وارد كرده وخون جاري مي نمايند. درصورتيكه ازسر وتن فرزند بیگناه ومعصوم مسلمان فلسطيني اين چنين خون جاري است.         

ای کوه ها ، ای دشتها ،ای رودها، ای دریاهاودر یک کلام ای طبیعت حیات بخش وزیبا، من بعنوان یک دوست دار طبیعت بر این باورم که اگر به انتظار مصلح انتقام گیر این بیگناهان و سایر مظلومان تاریخ نبودید که خداوند وعده آن را در قرآنش داده است به اذن آن معبود بی همتاچنان لرزه بر اندامتان می افتاد که برای زدودن این پلشتیها تمامی زمینیان را درخود فرو میبردید ولیکن شما در انتظار آنید که این مصلح حق به دعوت انسانهایی که باعمل وایستادگی خود دربرابر ظالمان، زمینه ظهورش را فراهم میکنند فرجش هرچه زودترحاصل گردیده و با طنین عدالت خواهی آن وارث صالحان، انتقام تمامی مظلومان رااز چنین ظالمانی گرفته وگستره این طبیعت زیبا وحیات بخش راسرشار از عدل وداد نماید.

به امید آن روز

از وبلاگ طبیعت را زیبا باید دید - عبدالحسین نوری

سی قله سی صعود  - اطلاعیه هیئت کوهنوردی تهران

صعود سراسری کوهنوردان تهرانی به سی قله
بهمن 87

هئیت کوهنوردی و صعودهای ورزشی استان تهران در نظر دارد به مناسب سی امین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی طبق جدول ذیل، از تاریخ 16 لغایت 18 بهمن ماه سی قله رشته کوه البرز واقع در منطقه طالقان را صعود نماید.
خواهشمند است جهت شرکت در برنامه، با توجه به آمادگی تیمی و تجهیزان زمستانه، نفرات و قله مورد نظر را کتبا تا تاریخ 25 دی ماه به هئیت کوهنوردی استان تهران اعلام نموده تا سایر هماهنگی های لازم بعمل آید.

زمان گردهمایی: چهارشنبه 16 بهمن ماه    
مکان گردهمایی: طالقان – شهرک – اداره تربیت بدنی مجموعه ورزش شهید رجایی
ثبت نام کوهنوردان: چهارشنبه 16 بهمن ماه     ساعت 8:00 لغایت 10:30
مراسم افتتاحیه: ساعت 11:00 لغایت 13:00



جدول اطلاعات سی قله، زمان حرکت و استقرار تیم های کوه نوردی به مبداء صعود

ردیف

نام قله

ارتفاع (متر)

محل استقرار شب اول

تاریخ حرکت

مبداء صعود

تاریخ اجرا

1

بام

4100

مسجد پراچان

15 بهمن شهرک طالقان

روستای پراچان

17 و 18 بهمن ماه

2

خرسان جنوبی

4620

مسجد پراچان

15 بهمن شهرک طالقان

روستای پراچان

17 و 18 بهمن ماه

3

خرمن چر

4100

مسجد پراچان

15 بهمن شهرک طالقان

روستای پراچان

17 و 18 بهمن ماه

4

ستاره و مناره

4379

مسجد پراچان

15 بهمن شهرک طالقان

روستای پراچان

17 و 18 بهمن ماه

5

قله و قلعه براچان

3150

مسجد پراچان

15 بهمن شهرک طالقان

روستای پراچان

17 و 18 بهمن ماه

6

کلوان 1

4050

مسجد پراچان

15 بهمن شهرک طالقان

روستای پراچان

17 و 18 بهمن ماه

7

کلوان 2

4150

مسجد پراچان

15 بهمن شهرک طالقان

روستای پراچان

17 و 18 بهمن ماه

8

گردانکوه

4450

مسجد پراچان

15 بهمن شهرک طالقان

روستای پراچان

17 و 18 بهمن ماه

9

گرگ سو

4050

مسجد پراچان

15 بهمن شهرک طالقان

روستای پراچان

17 و 18 بهمن ماه

10

لشگرک 1

4256

مسجد پراچان

15 بهمن شهرک طالقان

روستای پراچان

17 و 18 بهمن ماه

11

لشگرک 2

4014

مسجد پراچان

15 بهمن شهرک طالقان

روستای پراچان

17 و 18 بهمن ماه

12

میش چال

4042

مسجد پراچان

15 بهمن شهرک طالقان

روستای پراچان

17 و 18 بهمن ماه

13

میش چال 1

4028

مسجد پراچان

15 بهمن شهرک طالقان

روستای پراچان

17 و 18 بهمن ماه

14

میش چال 3

4044

مسجد پراچان

15 بهمن شهرک طالقان

روستای پراچان

17 و 18 بهمن ماه

15

کاهار بزرگ

4100

مدرسه گته ده

15 بهمن شهرک طالقان

روستای گته ده

17 و 18 بهمن ماه

16

کاهار نو

4000

مدرسه گته ده

15 بهمن شهرک طالقان

روستای گته ده

17 و 18 بهمن ماه

17

ناز

4108

مدرسه گته ده

15 بهمن شهرک طالقان

روستای گته ده

17 و 18 بهمن ماه

18

آلانه سر

4400

مدرسه تاریان

15 بهمن شهرک طالقان

روستای ناریان

17 و 18 بهمن ماه

19

ماسه چال

4200

مدرسه تاریان

15 بهمن شهرک طالقان

روستای ناریان

17 و 18 بهمن ماه

20

ایوانه

2400

امام زاده علاالدین

ساعت 16 بعد ازظهر 16 بهمن شهرک طالقان

روستای اورازن

17 بهمن ماه

21

خرسان کوه

3120

اردوگاه آموزش و پرورش میاندوند

ساعت 16 بعد ازظهر 16 بهمن شهرک طالقان

روستای اورازن

17 بهمن ماه

22

شاه کرم

3250

امام زاده علاالدین

ساعت 16 بعد ازظهر 16 بهمن شهرک طالقان

روستای اورازن

17 بهمن ماه

23

میلین و دوهاله

3100

مدرسه مهران

ساعت 16 بعد ازظهر 16 بهمن شهرک طالقان

روستای مهران

17 بهمن ماه

24

ارژنگ

2850

اردوگاه آموزش و پرورش میاندوند

ساعت 16 بعد ازظهر 16 بهمن شهرک طالقان

روستای میناوند

17 بهمن ماه

25

صاد

4000

مدرسه نویز

ساعت 16 بعد ازظهر 16 بهمن شهرک طالقان

روستای نوبز

17 و 18 بهمن ماه

26

گرچه ویا

3950

مدرسه نویز

ساعت 16 بعد ازظهر 16 بهمن شهرک طالقان

روستای نوبز

17 و 18 بهمن ماه

27

شاه البرز

4200

شهرک تربیت بدنی

ساعت 4 صبح 17 بهمن

روستای حسنجون

17 و 18 بهمن ماه

28

کله سنگ

3250

شهرک تربیت بدنی

ساعت 4 صبح 17 بهمن

روستای دنبلید

17 بهمن ماه

29

قزانچال

3100

شهرک تربیت بدنی

ساعت 4 صبح 17 بهمن

روستای ورکش

17 بهمن ماه

30

گز آنایورد

3300

شهرک تربیت بدنی

ساعت 4 صبح 17 بهمن

روستای ورکش

17 بهمن ماه

 

 

تاریخ مختصر کوه نوردی

كوه‌نوردي، بخشي از تجربه‌ي انسان در زيستن بر زمين است، چرا كه بسياري از منطقه‌هاي زمين كوهستاني است و آدمي براي گذر از اين سرزمين‌ها به مهارت‌هاي ويژه نياز داشته است. تسلط بر اين مهارت‌ها، انسان عادي را به «كوه‌نورد» بدل مي‌سازد. از ديرباز، اشخاصي وجود داشته‌اند كه ماهرانه از كوه‌ها - حتي صخره‌هاي دشوار- بالا مي‌رفته‌اند (در پاره‌اي از سفرنامه‌ها و ديگر نوشته‌هاي قديمي اران، از اين افراد به عنوان «كوه رو» نام برده شده) و اين كار را براي شكار، معدن كاوي، چراندن دام، جمع‌آوري هيزم يا گياهان علوفه‌اي و دارويي، يا به منظور فعاليت‌هاي نظامي و ... انجام مي‌داده‌اند.

ويل دورانت، تاريخ نگار بزرگ، تاريخ سرزمين پارس را با شرح زندگي قوم ماد آغاز مي‌كند؛ او مي‌نويسد: «مادها از نژاد هند و اروپايي به شمار مي‌روند و محتمل است كه در تاريخ هزار سال قبل از ميلاد از كناره‌هاي درياي خزر به آسياي باختري آمده باشند ... اين قوم، در كوه‌هايي كه به عنوان جايگاه خود در ايران انتخاب كرده بودند، مس، آهن، سرب، سيم و زر، سنگ مرمر، و سنگ‌هاي گران بها به دست آوردند. و چون قومي نيرومند بودند و زندگي ساده‌اي داشتند، به كشاورزي بر دشت‌ها و دامنه‌هاي تپه‌هاي منزلگاه خود پرداختند و زندگي آسوده‌اي براي خويش فراهم ساختند.» رفتن به كوه‌ها از جهت ديگري نيز ضروري بوده است: در شرايط حمله‌ي بيگانگان به سرزمين مادري (كه در تاريخ ايران بسيار رخ داده است)، كوهستان پناهگاه مبارزان بوده است. تاريخ كشور ما پر است از جنبش‌هاي آزادي خواهانه و ضد بيگانه كه پايگاه دست اندركاران آن، كوهستان بوده است.

ورزش کوه نوردی در جهان

 خاستگاه ورزش كوه‌نوردي را «كشورهاي آلپي» اروپا (فرانسه، ايتاليا، اتريش، سوييس) مي‌دانند. بسياري از اهالي اين كشورها به دليل وجود رشته كوه آلپ، از ديرباز با فن پيمايش كوه‌ها آشنا بوده‌اند. چند مورد از كوه‌نوردي‌هايي را كه نه به منظور شكار و معدن كاوي و ك شورگشايي ...بلكه فقط براي كوه‌نوردي (دست يافتن به قله‌ها و گردنه‌ها، نورديدن راه‌هاي نو) انجام شده است، مي‌توان در قرن‌ها قبل هم ديد؛ مثلاً صعود پت راركا (petrarca) اهل ايتاليا به قله‌ي كوه و انتو (Mont Ventox) در سال 1336 ميلادي. اما كار جدي‌تر كوه‌نوردي صدها سال پس از اينها آغاز شد. در سال 1760 يك دانشمند ثروتمند سوييسي از منطقه‌ي مون بلان Mont Blanc): بلندترين كوه آلپ كه 4807 متر ارتفاع دارد) ديدن كرد و گفت به هر كس كه بتواند تا قله‌ي اين كوه برود، جايزه‌اي خواهد داد. پس از چندين تلاش، سرانجام در 18 اوت 1786 يك پزشك به نام دكتر پاكار (Paccard) و يك راهنماي محلي به نام بالما (Balmat) اهل فرانسه توانستند پا بر قله‌ي مون بلان بگذارند.

از ميانه‌هاي قرن نوزدهم، كوه‌نوردي شكل باز هم جدي‌تر و پيوسته‌تري به خود گرفت؛ در سال 1854، آلفرد ويلز (Alfred wills) به قله‌ي 3701 متري وترهورن (Wetterhorn) در كوه‌هاي آلپ صعود كرد. از اين سال، دوره‌اي آغاز شد كه به «عصر طلايي كوه‌نوردي» معروف شد؛ در اين دوره، كوه‌هاي بلند آلپ‌ها يكي پس از ديگري صعود شدند. فتح قله‌ي سنگي و دشوار مترهورن (Matterhorn: 4477 متر) در سال 1865 به دست ادوارد ويمپر (E.Whymper) و همراهانش كه در جريان آن چهار نفر كشته شدند، پايان «عصر طلايي» كوه‌نوردي است. پس از آن، كوه نوردان جسور و نوآور ديگر فقط به دست‌يابي به قله‌ها نمي‌انديشيدند، بلكه در انديشه‌ي صعود از ديوارهاي سنگي و يخي دشوار و به جا گذاشتن «ركود»هاي جديد بودند.

نخستين باشگاه كوه‌نوردي جهان، به نام آلپاين كلاب (The Alpine Clube) در سال 1858 در انگلستان پايه‌گذاري شد و در چند سال پس از آن، باشگاه‌هاي مشابه در كشورهاي اتريش، سوييس، ايتاليا و ... تاسيس شد.

امروزه، ورزش كوه‌نوردي، دل مشغولي و حتي حرفه‌ي افراد بي‌شمار است: ميليون‌ها نفر به شكل تفنني كوه‌نوردي مي‌كنند، و هزاران نفر با كوه‌نوردي، سنگ نوردي، راهنمايي كوه‌پيمايان، اسكي كوه‌نوردي، توليد و فروش وسايل كوه‌نوردي زندگي مي‌كنند.

کوه نوردی در ایران

ابوالفضل صدري در كتاب «تاريخ ورزش» مي‌نويسد: «از 1295 شمسي كه ميرمهدي ورزنده از بلژيك و تركيه به ايران آمد، ورزش در آموزشگاه‌هاي كشور شكل گرفت. قبل از ايشان فقط در مدارس نظام، به وسيله‌ي بعضي از افسران خارجي از قبيل اتريشي‌ها و روس‌ها و سوئدي‌ها به طور ناقص تعليمات ورزش داده مي‌شد.» صدري همچنين اشاره مي‌كند كه نخستين باشگاه ورزشي در تهران در همان سال‌ها تاسيس شد. نام اين باشگاه، «كلوب ايران» بود كه عده‌اي از اشراف و اعيان و نمايندگان سياسي خارجي پايه‌ي آن را گذاشته بودند و در آن به اسب سواري و چوگان و ورزش‌هاي ديگري پرداختند

«قانون ورزش اجباري در آموزشگاه‌ها» در 14 شهريور 1304 به تصويب مجلس شوراي ملي رسيد، و «انجمن پيشاهنگي و تربيت بدني» (كه بعدها به سازمان تربيت بدني تغيير نام داد) در 27 فروردين 1313 به ثبت رسيد. فدراسيون‌هاي ورزشي - از جمله فدراسيون كوه‌نوردي - در سال 1326 تشكيل شدند.

كوه‌نوردي گروهي از سال 1311 به همت منوچهر مهران و عده‌اي ديگر در مشهد آغاز شد. مهران در سال 1323 سرپرستي يك كاروان چهل نفره را در صعود به قله‌ي دماوند به عهده داشت، و پس از اين برنامه، پيشنهاد تاسيس يك باشگاه رسمي كوه‌نوردي را داد كه مورد استقبال آن صعودكنندگان و مسئولان ورزش قرار گرفت. منوچهر مهران از همين سال پايه‌ي باشگاه نيرو و راستي را مي‌گذارد كه يك بخش مهم از قعاليت‌ آن، كوه‌نوردي بود.

چگونه به کوه برویم ؟

       پيش از آن كه به كوه برويم، بايد بدانيم كه ورزش در طبيعت، تفاوت بنيادي با ورزش‌هاي ديگر دارد. نخست اين كه محيط اين ورزش (كوهستان) دست ساخته‌ي انسان نيست، بلكه حاصل ميليون‌ها سال كار عوامل پيچيده‌ي طبيعي است، و به اين دليل اگر آسيبي به محيط كوهستان وارد سازيم. جبران آن به سادگي ميسر نخواهد بود. ديگر آن كه عامل‌هاي موجود در كوهستان بسيار نيرومند، و تحرك آنها تا حد زيادي پيش‌بيني نشدني است، و از اين رو خطر براي ورزشكار بي‌احتياط و ناآزموده بسيار زياد است.
يكي از كوه‌نوردان باتجربه گفته است كه در كوه‌نوردي دو چيز را بايد بياموزيم:
    اصول ايمني در كوهستان براي آن كه به خود آسيب نرسانيم،
و اصول حفاظت در كوهستان براي آن كه به كوه آسيب نرسانيم.

نخستين برنامه‌هاي كوه‌پيمايي خود را بهتر است كه همراه فرد يا گروهي باتجربه اجرا كنيد. معمولاً اينان مي‌دانند كه رفتن به چه منطقه و تا چه ارتفاعي براي يك مبتدي مفيد و جذاب است. همچنين مي‌دانند كه چه وسايل و موادي براي شما لازم است. در عين حال بهتر است كه خودتان به ايشان توضيح دهيد كه تاكنون چه كارهاي كوه‌نوردي كرده‌ايد، و بگوييد كه قصد نداريد در ابتداي فعاليت‌هاي جدي خود، كار برجسته و دشواري انجام دهيد!

در نخستين برنامه‌هاي خود سعي نكنيد كه پا به پاي كساني باشيد كه بيشتر كوه‌نوردي كرده‌اند، چرا كه ممكن است خود را بسيار خسته كنيد يا به خطر اندازيد. به ويژه اگر با اعضاي يك گروه يا باشگاه كوه‌نوردي حركت مي‌كنيد، توجه داشته باشيد كه در اين جمع‌‌ها معمولاً اشخاص ماجراجو و نترسي پيدا مي‌شوند كه پا را از «حاشيه‌هاي اطمينان» فراتر مي‌گذارند؛ شايد اين اشخاص، آگاهانه براي گذر ار مرزهايي (به جا گذاشتن «ركورد» و ...) خود را مثلاً درگير يك مسير سنگي دشوار كنند، يا قصد صعود سريع به قله را داشته باشند. اما شما به اين وسوسه دچار نشويد كه خود را قوي نشان دهيد- درعوض، بهتر است به سرپرست برنامه توضيح دهيد كه مي‌خواهيد بدون فشار آوردن بر خود و بدون پذيرش خطر از كوه لذت ببريد. درواقع، سرپرست برنامه‌اي كه اشخاص مبتدي يا كارآموز را با گروه خود به كوه مي‌برد، بايد اين موضوع را بداند، اما شما هم از تذكر فروتنانه و محترمانه خودداري نكنيد. در آينده، وقت براي يادگيري و انجام كارهاي دشوارتر خواهيد داشت!

نخستين برنامه‌هاي كوه ‌نوردي شما بايد در فصل گرم سال باشد (نيمه جنوبي كشور: فروردين تا آبان، نيمه شمالي كشور: اواخر ارديبهشت تا نيمه‌ي مهرماه) و زماني كه صرف بالا رفتن مي‌كنيد از سه چهار ساعت بيشتر نباشد. وسايلي كه براي چنين برنامه‌هايي لازم داريد، مي‌تواند بسيار ساده باشد: يك كفش ورزشي كه زيره‌ي ضخيم و كمي نرم (براي جلوگيري از سر خوردن) داشته باشد، يك كوله پشتي كوچك، يك شلوار و پيراهن آزاد، پيراهن بادگير، عينك آفتابي ضد اشعه‌ي فرابنفش (UV protection) ، كرم ضد آفتاب، حدود دو ليتر آب (اگر مطمئن هستيد كه چشمه‌ي آب پاكيزه‌اي سرراهتان هست، يك قمقمه‌ي يك ليتري كافي است)، كمي تنقلات، نان، و ميوه و ديگر اقلام خوراكي.

هيچ‌گاه شيفته‌ي وسايل و پوشاك رنگارنگي كه در دست و برتن ديگران (يا احتمالاً در مجله‌هاي كوه‌نوردي) مي‌بينيد، نشويد. براي خريد هميشه فرصت هست و پيوسته چيزهاي نو به بازار مي‌آيند؛ خيلي معقولانه و صرفه‌جويانه ببينيد كه به راستي چه چيزي موردنيازتان است و اگر فلان پوشاك يا وسيله را بخريد چند درصد به شما كمك مي‌كند تا به هدف خود برسيد؟ آيا نمي‌شود با كمي خوش فكري، از آن چه كه داريد به گونه‌اي استفاده كنيد كه كارتان را راه بياندازد؟ براي مثال، مي‌توان براي كوه‌نوردي‌هاي چند ساعته تا يك روزه به جاي خريدن كوله پشتي‌هاي نو و گران بها، از همان كوله‌پشتي كه به مدرسه مي‌برديد يا كوله‌ي دست دوم دوست‌تان استفاده كنيد. يا در مراحل بعدي كه نياز به كيسه خواب داشتيد، مي‌توانيد به جاي خريد يك كيسه خواب عالي و گرم- كه بسيار گران است- يك كيسه خواب متوسط بخريد، و به جاي آن كه در كيسه خواب عالي خود مجبور شويد همه‌ي پوشاك خود را درآوريد، با پوشاك كامل و حتي كت پر بخوابيد.

به دنبال كالاهاي «مارك‌دار» و معروف خارجي هم نگرديد؛ امروزه به راستي دشوار است كه دريابيد كالاي موردنظر شما با فلان مارك معروف، در كشور اصلي يا با استانداردهاي اصلي ساخته شده يا در چين و تايلند و ... بهتر است در هر مورد كه ممكن است، كالاهاي ساخت داخل را بخريد كه هم ارزان‌تر هستند، و هم در بسياري موارد بهتر از انواع چيني و تايلندي؛ هم اگر عيبي پيدا كنند، مي‌توانيد براي تعويض يا تعمير به سازنده‌ي آن مراجعه كنيد. در عين حال، خريد كالاهاي ايراني به پيشرفت اقتصاد كشور كمك مي‌كند، و انتقادها و پيشنهادهاي شما در مورد كيفيت كالا مي‌تواند آنها را بهتر كند. در انتخاب هر وسيله، بكوشيد از نظر كساني كه از آن استفاده كرده‌اند، بهره ببريد و تا حد امكان، پيش از خريد نمونه‌اي از آن را كه در اختيار دوستان‌تان است، امتحان كنيد. و در هر حال با كوه‌نوردان يا فروشندگان با تجربه مشورت كنيد.

يكي از وسايلي كه خوب است از همان نخستين روزهاي كوه‌نوردي به كار برد آن عادت كنيم، چوب دست يا باتوم (در اصل: baton) پياده‌روي است. باتوم، به تقسيم وزن بدن و انتقال بخشي از ضربه‌ها و فشارها به دست كمك مي‌كند، و به اين ترتيب از فشار بيش از حد به زانوها كه اندام‌هايي بسيار حساس هستند، جلوگيري مي‌كند. باتوم، در حفظ تعادل و جلوگيري از زمين خوردن و نيز پيچ خوردن پا كه مي‌تواند به مچ پا آسيب برساند، بسيار موثر است.

عکس از مدیر نشاط کوهستان  ستوده منطقه وروشت

منبع:سایت باشگاه آرش

درس زندگی

آموخته ام ...... بهترين كلاس درس دنيا كلاسي است كه زير پاي پير ترين فرد دنياست .
آ‌موخته ام ...... وقتي كه عاشق هستيد عشق شما در ظاهر نيز نمايان مي شود.
آموخته ام ...... تنها كسي كه مرا در زندگي شاد مي كند كسي است كه به من مي گويد : تومرا . شاد كردي .
آموخته ام ...... داشتن كودكي كه در آغوش شما به خواب رفته زيباترين حسي است كه در دنيا وجود دارد .


آموخته ام ...... كه هرگز نبايد به هديه اي از طرف كودكي ( نه ) گفت .
آموخته ام ...... كه هميشه براي كسي كه به هيچ عنوان قادر به كمك كردنش نيستم دعا كنم .
آموخته ام ...... كه مهم نيست كه زندگي تا چه حد از شما جدي بودن را انتظار دارد ،‌ همه ما احتياج به دوستي داريم كه لحظه اي با وي به دور از جدي بودن باشيم .


آموخته ام ...... كه زندگي مثل يك دستمال لوله اي است هر چه به انتهايش نزديكتر مي شويم سريعتر حركت مي كند .
آموخته ام ...... كه پول شخصيت نمي خرد .
آموخته ام ...... كه تنها اتفاقات كوچك روزانه است كه زندگي را تماشايي مي كند

آموخته ام ...... كه چشم پوشي از حقايق آنها را تغيير نمي دهد .
آموخته ام ...... كه اين عشق است كه زخمها را شفا مي دهد نه زمان .
آموخته ام ...... كه وقتي با كسي روبرو مي شويم انتظار لبخندي از سوي ما را دارد .
آموخته ام ...... كه هيچ كس در نظر ما كامل نيست تا زماني كه عاشق بشويم.
آموخته ام ...... كه زندگي دشوار است اما من از او سخت ترم .
آموخته ام ...... كه فرصتها هيچگاه از بين نمي روند ،‌ بلكه شخص ديگري فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد كرد.
آموخته ام ...... كه لبخند ارزانترين راهي است كه مي شود با آن نگاه را وسعت داد.
آموخته ام ...... كه نمي توانم احساسم را انتخاب كنم اما مي توانم نحوه بر خورد با آنرا انتخاب كنم.
آموخته ام ...... كه همه مي خواهند روي قله كوه زندگي كنند ، اما تمام شادي ها و پيشرفتها وقتي رخ مي دهد كه در حال بالا رفتن از كوه هستيد .


آموخته ام ...... بهترين موقعيت براي نصيحت در دو زمان است : وقتي كه از شما خواسته مي شود ،‌ و زماني كه درس زندگي دادن فرا مي رسد .

آموخته ام ...... كه گاهي تمام چيزهايي كه يك نفر مي خواهد فقط دستي است براي گرفتن دست اوست و قلبي است براي فهميدن وي .


از نظرات شما :
شنبه 14 دی1387 ساعت: 12:11 توسط:علی توبه
ضمن عرض تسلیت بمناسبت ایام سوگواری سالار شهیدان به تمام مریدان آنحضرت و ابراز همدردی با مردم مظلوم غزه به استحضار می رساند من همیشه شما را دوست دارم و طاقت جدایی دوستان و عزیزان را ندارم. با تشکر

دوره عملی GPS برگزار شد

با سلام به دوستان
دوره عملی نقشه خوانی و مسیر یابی توسط GPS امروز جمعه 13/10/87 در ارتفاعات فرحزاد برگزار شد .
این دوره عملی در هوایی بسیار خوب و کمی سرد با حضور کوهنوردان پژوهشکده مهندسی جهاد با موفقیت کامل اجرا گردید .  تصاویر این برنامه بر روی نشاط کوهستان قرار خواهد گرفت .
شاد و تندرست باشید.

مدرس دوره : مهندس کاوه کاشفی

نفرات شرکت کننده در برنامه آموزش عملی GPS جمعه 871013

نشاط کوهستان     www.neshate-koohestan.tk

برای دیدن بقیه تصاویر = اینجا کلیک کنید

از نظرات شما :


شنبه 14 دی1387 ساعت: 8:36 توسط:نوربخش شمس

باسلام
ضمن عرض تسلیت بمناسبت ایام سوگواری سالار شهیدان به تمام مریدان آنحضرت و ابراز همدردی با مردم مظلوم غزه به استحضار می رساند که اینجانب بعد از این دوره به این نتیجه رسیدم که چقدر جمله گرانقدر حضرت رسول ارزشمند است که می فرمایند زگهواره تا گور دانش بجوی هرچقدر جلوتر می روی بیشتر با بزرگی وعظمت خداوند آشنا می شوی .
در اینجا جا دارد شخصا از کسانی که باعث بوجود آمدن این امکان شدند که تعدادی از همنوردان بتوانند با آموزش علمی نقشه خوانی و استفاده از جی پی اس آشنا شوند بخصوص آقایان ستوده و غریب زاد ودیگر عزیزان تشکر و قدردانی نمایم وآرزوی توفیق روزافزون برای تمام دوستان در تمام مراحل زندگی را دارم.

برادر کوچک شما -- شمس


شنبه 14 دی1387 ساعت: 12:5

توسط:علیرضا حسن خانی

با عرض تسلیت به مناسبت شهادت سالار شهیدان و 72 از یارانآن حضرت و ضمن آرزوی توفیق به همگی همنوردان خودم
از آنجائیکه دوره دو روزه نقشه خوانی و GPS بسیار عالی برگزار شد و ضمن تشکر از همه دوستانی که در این دوره شرکت کرده بودند و کسانی که به نحوی دست اندار این دوره بودند و تشکر ويژه از برادران عزیزوگرامی خودم آقایان غریب زاد و ستوده دارم.
دوستدار شما و دوستدار طبیعت - حسن خانی

ستاد اطلاع رسانی و پیشگیری از حوادث کوهستان

سلام دوستان
      مراسم اختتامیه ستاد اطلاع رسانی و پیشگیری از حوادث کوهستان در ارتفاعات شمال تهران برای زمستان ۱۳۸۷ در روز پنجشنبه مورخ ۱۲/۱۰/۸۷ در ساعت ۳۰/۱۴ لغایت ۳۰/۱۶ در محل آمفی تئاتر سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران برگزار شد.
در این مراسم جناب آقای مهندس شعاعی ریاست فدراسیون کوهنوردی ، مهندس کاشفی رئیس هئیت کوهنوردی و صعود های ورزشی در ارتباط با اقدامات انجام شده در این خصوص سخنرانی کردند .
همچنین از مربیان و مدرسان این دوره تقدیر و تشکر به عمل آمد .

هدف این ستاد چیست ؟
      در این ستاد بیش از ۲۰۰ کوهنورد زبده گرده هم آماده اند، آموزش های لازم را دیده اند و در محل های پر تردد کوهنوردی مستقر می شوند و راهنمایی های لازم را به کوهنوردان ارائه می نماید و احیاناً سوالاتی در خصوص مقصد کوهنوردی و تجهیزات مورد نیاز صعود کوهنوردان خواهند داشت که تماماً در راستای پیش گیری از حوادث احتمالی در کوهستان  می باشد .
  چنانچه شما یکی از افرادی هستید که در مسیر این ستاد قرار دارید پیشنهاد می کنم حتما مسیر خود را به اطلاع این عزیزان اطلاع دهید تا در صورت وقوع حادثه بتوانند اقدامات اطلاع رسانی را به مراجع ذیصلاح انجام دهند .و یا اگر راهنمایی خاصی نیاز دارید می توانید از آنها سوال نمایید .
در شهرستان چنانچه این ستاد ها فعال نیستند پیشنهاد می شود حتماً مسیر حرکت و صعود خود را به امداد و نجات منطقه یا ارگانهایی که در راستای امداد رسانی فعالیت می کنند برسانید .

بنده به اتفاق دوستانم آقایان غلامرضا اینانلو و خسرو یوسفی در این جلسه حضور داشتم .

عکس از نشاط کوهستان 871012

عکس از نشاط کوهستان  871012

تصاویر بیشتر = کلیک کنید

دوره آموزش نقشه خوانی و مسیر یابی با GPS

 قسمت تثوری دوره فوق امروز پنجشنبه ۱۲/۱۰/۸۷ در محل سالن آمفی تئاتر شهیدساسانی پژوهشکده مهندسی جهاد کشاورزی با حضور ۲۵ نفر از اعضاء گروه کوهنوردی برگزار شد . فردا دوره عملی جمعه برگزار خواهد شد .

همایشگاه شهید ساسانی پژوهشکده مهندسی 871012

سال نو مبارک

نشاط کوهستان نشاط کوهستان سال خوب و خوش میلادی برایتان آرزومند است

رنگ دل

درابتدا ایستاده ام وتورامی بینم که تا انتهارفته ای
وبازنگشته ای،رفتن خودانگیزه است
وماندن تلاش برای حفظ گذشته
آنچه درآینده نخواهد بود
توراهی یی به دیاری که آسمان آبی است
اما من می دانم
آسمان هرگز آبی نبوده است
آنها که آسمان را آبی دیده اند
بی شک ازپشت شیشه های آبی آنرانگریستند
آسمان هیچ رنگی نیست
جز رنگ دل آدم ها
آن وقت که رنگ دلت آبی شد
آسمان را آبی خواهی دید
بازگرد
وباخاطره های آبی ات زندگی کن

از : یه دوست  

سلام بر حسین (ع)

نشاط کوهستان

در محرم قلب سوزان می خرند

در محرم چشم گریان می خرند
 

در محرم هر كه شد  محرم به دوست

عطر بوی كربلا در قلب اوست

 

در محرم دل هوایی می شود

با نگاهی كربلایی می شود

 

در محرم شیعیان زاری كنند

همره مهدی عزاداری كنند

آی آدمها چی تو چنته دارید؟

زندگی یک فرصت محدود { ....... } است. توی این محدودیت چه چیزهایی می خوای برای خودت در نظر بگیری. مهمترین چیز خود تو هستی. می خوای تو سبد کوچک زندگی غم ‏‏‏‎‏‏؛ درد ؛رنجش ؛کینه و گلایه از دیگران ؛ افسوس ؛ حسد ؛ بخل ؛ تکبر؛ ریا و افکار منفی و بدبینی بگذاری یا . . .
یآ میخوای توی سبد عمرت عشق ؛ محبت و مهرورزی ؛ لبخند ؛ صداقت :گذشت و بخشش ؛ یکرنگی؛ مثبت بینی و انسانیت بگذاری . 

     آی آدمها که فکر می کنید سبد دلتون خیلی با ارزشه؛ یک بار هم که شده یک نگاه توش بیاندازید ..
باور کنید خدا یک فرصت خیلی کم داده تا روی این زمین گرد ؛ ویژگیهای او را که محبت و مهربانی گذشت و انصاف ؛ خیر اندیشی و شادی و عشق است را تمرین کنیم و خودمون رو برای ورود به مجلس خوبان آماده کنیم . 

    این فرصت همونقدره که جلوی آینه خودت را آرایش و پیرایش می کنی تا در میهمانی جلوه گر شوی از همین لحظه دست به کار شو . اولین لبخند را جلو آینه از ته دل بزن و خدا مهربونمون را شکر کن. حالا لبخند خودت را نثار خانواده و دوستانت کن. همیشه همه جا و همه وقت عزیزان من ، آدمهای روی زمین ، بیایید  هر روز صبح با خود عهد کنیم  که تا شب حداقل یک عمل مهر آمیز  انجام دهیم .  تا شب لبخند بر لبی بنشانیم و تا شب  دلی را شاد کنیم. بیایید هر صبح با سلامی برقرص آسمان تبسّم کنیم .دفتری اختیار کنیم و عمل خوب مهرورزی را هر روزه ثبت کنیم. مثل حسابداری کوچک زندگی، این معامله پر منفعت با خدا و انسانیت را جاودانه کنیم.


هر روز یک کار نیک انجام بده


 نگاه توست که رنگ دگر دهد به جها ن

اگر که دل بسپاری به  مهر ورزیدن

اگر که خو نکند دیده ات به بد  دیدن

امید توست که در خارزار، کوه ،کویر

اگر بخواهد ، صد   باغ ارغوان دارد .

دلت  به نور  محبت ، اگر بود  روشن

تو را همیشه چون گل ، تازه و جوان دارد

فریدون مشیری

 

این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست .

این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست          این چه شمعی است که دلها همه پروانه اوست

 

 

www.neshate-koohestan.tk  نشاط کوهستان

نشاط کوهستان

ویلون‌نوازی در مترو

    در یک سحرگاه سرد ماه ژانویه، مردی وارد ایستگاه متروی واشینگتن دی سی شد و شروع به نواختن ویلون کرد. این مرد در عرض ۴۵ دقیقه، شش قطعه ازبهترین قطعات باخ را نواخت . از آنجا که شلوغ ترین ساعات صبح بود، هزاران نفر برای رفتن به سر کارهای‌شان به سمت مترو هجوم آورده بودند.

سه دقیقه گذشته بود که مرد میانسالی متوجه نوازنده شد. از سرعت قدم‌هایش کاست و چند ثانیه‌ای توقف کرد، بعد با عجله به سمت مقصد خود براه افتاد.

یک دقیقه بعد، ویلون‌زن اولین انعام خود را دریافت کرد. خانمی بی‌آنکه توقف کند یک اسکناس یک دلاری به درون کاسه‌اش انداخت و با عجله براه خود ادامه داد.

چند دقیقه بعد، مردی در حالیکه گوش به موسیقی سپرده بود، به دیوار پشت‌ سر تکیه داد، ولی ناگاهان نگاهی به ساعت خود انداخت وبا عجله از صحنه دور شد،

کسی که بیش از همه به ویلون زن توجه نشان داد، کودک سه ساله‌ای بود که مادرش با عجله و کشان کشان به همراه می ‌برد. کودک یک لحظه ایستاد و به تماشای ویلون‌زن پرداخت، مادر محکم تر کشید وکودک در حالیکه همچنان نگاهش به ویلون‌زن بود، به همراه مادر براه افتاد، این صحنه، توسط چندین کودک دیگر نیز به همان ترتیب تکرار شد، و والدین‌شان بلا استثنا برای بردنشان به زور متوسل شدند  .

در طول مدت ۴۵ دقیقه‌ای که ویلون‌زن می نواخت، تنها شش نفر، اندکی توقف کردند. بیست نفر انعام دادند، بی‌آنکه مکثی کرده باشند، و سی و دو دلار عاید ویلون‌زن شد.

وقتیکه ویلون‌زن از نواختن دست کشید و سکوت بر همه جا حاکم شد، نه کسی متوجه شد. نه کسی تشویق کرد، ونه کسی او را شناخت.

هیچکس نمی‌دانست که این ویلون‌زن همان (جاشوا بل ) یکی از بهترین موسیقیدانان جهان است، و نوازنده‌ی یکی از پیچیده‌ترین فطعات نوشته شده برای ویلون به ارزش سه ونیم میلیون دلار، می‌باشد.

جاشوا بل، دو روز قبل از نواختن در سالن مترو، در یکی از تاتر های شهر بوستون، برنامه‌ای اجرا کرده بود که تمام بلیط هایش پیش‌فروش شده بود، وقیمت متوسط هر بلیط یکصد دلار بود.

این یک داستان حقیقی است،نواختن جاشوا بل در ایستگاه مترو توسط واشینگتن‌پست ترتیب داده شده بود، وبخشی از تحقیقات اجتماعی برای سنجش توان شناسایی، سلیقه و اولويت ‌های مردم بود.

نتیجه: آیا ما در شزایط معمولی وساعات نا‌مناسب، قادر به مشاهده ودرک زیبایی هستیم؟ لحظه‌ای برای قدر‌دانی از آن توقف می‌کنیم؟ آیا نبوغ وشگرد ها را در یک شرایط غیر منتظره می‌توانیم شناسایی کنیم؟

یکی از نتایج ممکن این آزمایش میتواند این باشد،
اگر ما لحظه‌ای فارغ نیستیم که توقف کنیم و به یکی از بهترین موسیقیدانان جهان که در حال نواختن یکی از بهترین قطعات نوشته شده برای ویلون، است، گوش فرا دهیم ،چه چیز های دیگری را داریم از دست میدهیم؟  

----------------------------------------------
به نقل و ترجمه از     Effective club    و  تشکر از دکتر اینانلو

ضد عفوني آب در برنامه های كوهنوردی

 ماده ضد عفونی کننده پرکلرین را بشناسیم
پرکلرین یا گرد کلر چیست؟
پرکلرین (هیپو کلریت کلسیم) ماده ایست سفید رنگ با خاصیت گندزدایی که جهت ضدعفونی آب ـ سبزی ـ میوه ـ ظروف ـ حمام ـ توالت و محلهای آلوده بکار میرود.
این ماده معمولا در بازار با درجه خلوص ۶۰ - ۷۰ درصد عرضه میشود.
پیشگیری از بیماری به مراتب ساده تر و ارزان تر از درمان است
عامل بسیاری از بیماریهای واگیر رودهای (وبا و...)موجوداتد بسیار ریزی هستند که با چشم دیده نمی شوند.این موجودات با خوردن آب ـ سبزی ـ و میوه آلوده ویا از طریق انتقال آنها توسط دست یا حشرات به مواد غذایی و ظروف وارد بدن انسان شده و ایجاد بیماری مینماید.
یکی از راههای پیشگیری از ابتلا به بیماریهای واگیر روده ای ضد عفونی کردن آب های آشامیدنی و مصرفی و میوه و سبزیجات با محلول پرکلرین می باشد.


طریقه ضد عفونی آب مصرفی خانگی:

اگر آب آشامیدنی شما از آب لوله کشی شهر تامین نمی شود بهتر است آب آشامیدنی خود را جهت اطمینان کامل بطریق زیر ضد عفونی نمایید.
توجه کنید:هر آبی ـ بدون توجه به منبع ، زلالی ویا رنگ و بو و مزه آن ـ غیر بهداشتی
محسوب میشود مگر اینکه با کلر ضد عفونی شود.
سه قاشق مربا خوری(۱۵ گرم) گرد پر کلرین را در یک بطری(رنگ بطری تیره باشد) یک لیتری آب اضافه نموده(به این محلول محلول مادر میگویند) و بهم بزنید. و سپس هفت قطره از این محلول(محلول مادر) را به یک لیتر آب اضافه نموده و بهم بزنید. پس از نیم ساعت با اطمینان خاطر مصرف نمایید.

 چند نکته مهم:
• پودر کلر را میتوانید از مراکز بهداشتی که در تمام کشور فعال هستند واحد بهداشت محیط بصورت رایگان تهیه کنید (همان جاهایی که بچه هارا واکسن میزنند).
• اگر پودر کلر مدتی بماند( بیش از یک تا دو هفته )هنگام استفاده آب را تلخ میکند پس برای هر برنامه باید کلر تازه تهیه کنید .
• در هر برنامه همان ۱۵ گرم که صرف تهیه محلول مادر میشود برای شما کافیست.
• پودر کلر را در ظرفهای کوچک شیشه ای یا پلاستیکی جای دارو دور از نور در جایی خشک و تاریک نگهداری کنید وگرنه تبخیر می شود.
• پودر کلر را در کنار مواد غذایی یادر ظرفهای سر باز نگهداری نکنید و گرنه بوی آن در تمام محوطه پخش میشود ( مثل بویی که در استخرها می آید ).بهتر است حتی پودر درون ظروف سربسته را هم در هوای آزاد و نه در کنار وسیائلتان بگذارید ودر یک جای سایه دار.
• محلول مادر را که درست کردید ( ۱۵ گرم در یک لیتر آب)مقداری از آن را در یک ظرف کوچک دارای سر قطره چکان ( این ظرف ها را میتوانید از داروخانه ها تهیه کنید)بریزید. ظرفتان را در یک فویل آلمینیومی بپیچید و آن را در چند لایه پلاستیک بگذارد.هفت قطره از این محلول برای یک لیتر آب کافیست( تقریبا ۱۱ قطره برای یک بطری ۵/۱ لیتری آب ) .
• توجه کنید محلول شما مثل وایتکس دارای خاصیت رنگبری است پس دقت کنید در هنگام حمل و نقل ویا زمان استفاده روی لباسها یا وسایلتان نریزد.
• پس از اظافه کردن کلر به آب حتما نیم ساعت صبر کنید بعد از آب استفاده کنید
• کلر رنگ بو یا مزه آب را چندان عوض نمیکند.
• از پودر کلر میتوانید برای ضد عفونی کردن سبزیجات میوه ها و اماکن و ظروف هم استفاده کنید که نحوه آنرا میتوانید از کارشناسان بهداشت محیط جویا شوید.
• اگر آب تصفیه شده در اختیار ندارید برای حفظ سلامت خود آبهای چاه ، چشمه و بخصوص آبهای جاری را حتما با کلر ضد عفونی کنید .
• در برنامه های چند روزه حتما به این نکته توجه دو چندان کنید.
• ضمنا در برنامه هاي كوهنوردي از قرص هاي كلر هم مي توان استفاده كرد ولي متاسفانه در بازار ايران كمتر يافت ميشود ولي در كشورهاي نپال و پاكستان كه احتمال آلودگي آب نيز بيشتر است از طريق داروخانه ها قابل خريداري مي باشد.
• با رعایت بهداشت بدون بیماری و با آرامش سفر کنید و از کوهستان زیبا لذت ببرید. 

گردآوری:  دكتر فرید عباسی

5  آموزه  کاربردی مديريت و سرپرستي در کوهنوردي (قسمت آخر)   

1.      هنگام صعود به ويژه زمان حمله به قله بهتراست مقداري از راه را  قبل از روشن شدن كامل هوا طي كنيد تا در صورت بروز وقفه يا مشكلي در طي مسير ، زمان كافي براي جبران آن و باز گشت به محلي امن داشته باشيد .

2.      اگر به دلايلي يك يا چند قسمت از طرح پيش بيني شدة صعود به تاخير افتاد و يا قابل اجرا نبوده با حوصله و درايت ،‌ حتي الامكان صعود را  ادامه دهيد و پيش روي كنيد . هر چند ، گاه مجبور خواهيد بود قسمتي از برنامه را تغيير داده ، يا حتي از كل صعود صرفنظر كنيم

3.      زمانبندي درست و دقيق از ويژگي هاي يك صعود خوب است كه شانس موفقيت شما را افزايش خواهد داد .

4.      قبل از شروع صعود هاي سنگين و دشوار ، در برنامه ريزي هايتان زمان بيشتري براي آن منظور كنيد تا مشكلات و خطرات ناشي از كمبود وقت در امان مانده ، صعودي لذت بخش و موفق داشته باشيد .

5.      اگر مي خواهيد در كوه دردسرهاي زيادي گريبان گير   شما نگردد ، در مورد زمان شروع حركت ، استراحتها و تقسيم مراحل صعود و فرود به گونه اي عمل كنيد كه همواره زماني اضافي در مقابل خود داشته باشيد .

10آموزه  کاربردی مديريت و سرپرستي در کوهنوردي (قسمت پنجم)   

1.      عكاسي و فيلمبرداري از كوهنورداي بسيار لذت بخش است و موجب ثبت وقايع و خاطرات خواهد شد ، اما هرگز آنقدر مهم نيست كه زمان محاسبه شده و مسير مورد نظر شما را براي صعود يا فرود به هم بخورد و باعث ايجاد خطر گردد .

2.      اگر قصد صعود به قله اي را داريد ،‌همواره شبها زودتر بخوابيد تاهنگام صبح زودتر و با شادابي و راحتي از خواب برخيزيد .

3.      در صورت امكان ، زمان صعود را به گونه اي انتخاب كنيد كه مصادف با درخشش مهتاب بر كوهستان باشد تا بتوانيد شبها از روشنايي طبيعي آن نيز استفاده نماييد .

4.      روستاييان ، چوپانان و عشاير به دلايل خاص اجتماعي ،‌ شغلي و سنتي هرگز به ساعت و فواصل زماني بين محلها در كوه توجهي ندارند . لذا تكيه بر زمانهاي ارائه شده توسط آنها ممكن است شما را با مشكلات زيادي روبرو نمايد .

5.      تعويض و استفادة بجا از پوشاك مناسب در كوه و هنگام فعاليت موجب كاهش تعرق مي شود و در نتيجه مانع از بروز سرما خوردگي و كمر درد شما خواهد شد .

6.      در فصول گرم سال ساعت حركت و رسيدن به مقصد را به گونه اي انتخاب كنيد كه تا حد ممكن در ساعات ظهر ( حداكثر گرما ) در فعاليت نباشيد . عدم توجه به اين موضوع  علاوه بر كاستن از انرژي و توان جسماني شما ، موجبات

صعودي ناخوشايند همراه با سختي فراهم مي آورد .

7.      همواره سعي كنيد با زمانبندي دقيق در صعود ها از غافلگير شدن و بيواك اجباري جلوگيري نماييد .

8.      يك كوهنورد بايد از جهت قدرت روحي و جسمي بسيار آماده باشد ، زيرا اكثر ورزشها حداكثر چند دقيقه تا چند ساعت طول مي كشد و بالاخره و با هر نتيجه اي زمان استراحت و آرامش فرا مي رسد . اما در كوهنوردي معمولاً روزها يا هفته هاي متوالي براي صعود  ، وقت لازم است و اين ويژگي ما را وا مي دارد قبل از رفتن به كوه ،‌ خود را به مهارتها و فنون خاص مجهز و آراسته كنيم .

9.      در صعود به كوههاي بلند يا مناطق نا آشنا همواره زماني اضافي براي اجراي برنامه در نظر بگيريد تا در صورت بروز مشكل يا وقفه اي در صعود بتوانيد از آن استفاده كرده ، مجبور به عقب نشيني نگرديد .

10. تشخيص و طبقه بندي اولويتها در هنگام حوادث و تصميم گيري بجا ، ا ز ويژگيهاي بارز يك كوهنورد و بخصوص سرپرست گروه است . براي تقويت اين توان تشخيص ، نياز به مطالعه ، تعقل ، تمرين و تمركز خواهيد داشت .

10آموزه  کاربردی مديريت و سرپرستي در کوهنوردي (قسمت چهارم)   

1.      قبل از حركت تمامي جزئيات مسير را تا ابتداي محل شروع كوهنوردي با راننده وسيله نقليه در ميان گذارده ، احتمالاتي چون راه خاكي ، جاده نامناسب ، شيبه يا گردنه هاي سر راه و زمان لازم براي طي آنها را با و ي مطرح نماييد تا د رمرحله اجرا دچار مشكل نگرديد . به خاطر داشته باشيد كه رانندگان الزاماً كوهنورد نيستند و شايد علاقه چنداني به ورزش يا كوه نيز نداشته باشند ، بنابراين انتظارات ما از آنها بايد منطقي و بجا باشد .

2.      اگر با مسئول حيواناتي كه بار شما را به محل مورد نظرتان مي رساند قرار گذاشته ايد كه در محل خاصي بار گذاري كند ، كاملاً به وي تاكيد نماييد كه در اين مورد دقت به خرج دهد و برنامة حركت خودتان نيز به گونه اي باشد كه قبل از تاريكي هوا حتماً در محل مذكور باشيد . در غير اين صورت مشكلاتي جدي از جهت شب ماني و كمبود وسايل پيش رو خواهيد داشت .

3.      قبل از هر صعود در نشستي همگاني با نقاط قوت و ضعف يكديگر آشنا شويد . اين كار امكان برقراري حمايتي كامل و همه جانبه از يكديگر و به خصوص از نفرات ضعيف تر گروه را فراهم مي سازد .

4.      هميشه علاوه بر دقت و تامل فراوان در طراحي مسير ، به ياد مسير بازگشت نيز باشيد و در همان حال سعي كنيد راههاي بهتر و مطمئن تر را شناسايي و علامتگذاري كنيد و يا حداقل به خاطر بسپاريد تا در برگشت به دلايلي نظير خستگي ، تاريكي ، ديد نا كافي وگاه عجله گرفتار قسمتهاي خطر ناك يا پرتگاهها نگرديد .

5.      در طراحي صعود ها بايد همه عوامل موثر بركيفيت صعودرا مد نظرداشته باشيد . حوادث و سوانح احتمالي ، هواي بد ، امكان يا عدم امكان استراحتهاي بين راه ،‌ زمان تلف شده براي راهيابي ، عكاسي و تصوير برداري ،‌جستجوي آب ، تغذيه ، درمان و حمايت افراد ضعيف و بيمار ، كندي حركت ناشي از تعدد نفرات گروه ، تجربه و وضعيت جسماني و رواني ساير همراهان و . . . . از عوامل شايان ذكر هستند .

6.      اگر در صعودي خاص يك يا چند بار دچار شكست و مشكل شده ايد قبل از تلاشي مجدد . ضمن مرور علل شكستهاي قبلي با افراد با تجربه و آگاه در خصوص صعودهاي دشوار و بلند و بخصوص در زمينه صعود به منطقه مورد نظر مشاوره كرده و راههاي بهتر و عملي تر آن را در يابيد .

7.      كوهنوردي ورزشي كاملاً گروهي است و بسياري از ارزشهاي آن نيز وامدار همين خصيصه است ، اما تعيين نفرات صعود كننده همواره بايد با تدبيرو محاسبه ودر فضايي به دور از هر گونه فشار و تعارف صورت پذيرد . در غير اين صورت پيامدهاي منفي متعددي گريبانگير شما مي شود و با موفقيت نيز  فاصله خواهد گرفت .

8.      شايد بتوان گفت موفقيت تمامي صعود ها به طور مستقيم به تامين آب آشاميدني گروه بستگي دارد . از اين جهت در طراحي برنامه و جزئيات آن هميشه به فكر چگونگي تامين آب در نقاط مختلف مسير صعود باشيد .

9.      به وسيله تصوير سازي ذهني ، حتي در خانه و هنگام استراحت نيزمي توانيد به تمرين كوهنوردي بپردازيد . با مشابه ساي مسير مورد نظر و جزئيات رفتار و حركات خود مي توانيد از مسير مذكور صعود يا فرود آييد و در اين ميان تمامي احتمالات را به تدريج در ذهن خود طرح نموده ،‌عكس العمل مناسب را براي هر يك انتخاب و اجرا كنيد .

10. در ماههاي گرم سال به خصوص اگر ميزان بارش برف در سال قبل قابل توجه نبوده باشد ، بايد در محاسبات خود كم آبي يا خشكي كامل برخي چشمه هاي مسير صعود را در نظر بگيريد .

مرا فراموش نکنید

روزی پدری در اتاق خود به شدت سرگرم کار بود و مشغول بررسی نامه ها و تنظیم قرار ملاقات و ... بود.

به طوری که وقتی دخترش به او نزدیک شد متوجه نشد. دختر پس از کمی سکوت گفت:

- بابا چیکار می کنید؟

- دخترم دارم قرار ملاقات هام رو توی دفترم می نویسم.

باز مجدداً دختر پس از چند لحظه سکوت گفت:

- بابا آیا اسم من هم در اون دفتر هست؟

 درسته ما آدمها انقدر خودمون رو سرگرم زندگی می کنیم که خیلی ها رو فراموش می کنیم. این دنیای بزرگ اونقدر مشغله برای ما می تراشه که واقعاً بزرگترین و نزدیکترین رو فراموش می کنیم.

خدا ما رو نیافریده تا ما خودمون رو اونقدر سرگرم زندگی کنیم که حتی فرصت نکنیم باهاش دو کلمه حرف بزنیم. خدا می خواد تا حداقل چند دقیقه از روز با ما صحبت بکنه. مطمئناً اگر همه ما صدای خدا رو می شنیدیم الآن بهمون می گفت : آیا اسم من توی اون دفتر هست؟

با آرزوی اینکه اولین اسم توی دفتر برنامه روزانه ما خدا باشه.

منتظر نظراتتون در نشاط کوهستان هستم

10آموزه  کاربردی مديريت و سرپرستي در کوهنوردي (قسمت سوم)   

 1.       سرپرست يك گروه كوهنوردي بايد بداند كه گاه يك كلام يا تصميم به ظاهر ساده او ضامن بقاء ، موفقيت و سرفرازي  گروه است و يا بر عكس مي تواند موجب از هم گسيختگي و شكست گروه ويا حتي وقوع خسارات جبران ناپذير ديگر گردد .

2.       در مقام سرپرستي گروه كوهنوردي بايد سعي كنيد بيش ازپيش بر فضايل اخلاقي و رفتاري خود بيافزاييد . همواره چشمهاي زيادي نظاره گر شماست و چون الگوي آرماني به شما خواهند نگريست .

3.       سرپرست يك گروه كوهنوردي ضمن دارا بودن قاطعيت و جديت در امور و وظايف مربوط به خود بايد با درايت كامل ارتباطي منطقي و صريح با سايرين برقرار نموده ، هميشه راه بيان نظرات و گفت و شنود با ديگران را نيز باز نگه دارد .

4.       هنگام برفكوبي مسيرها دشوار ، سرپرست برنامه با زير نظر داشتن نفر نخست و با تعويض بموقع وي مي بايد مانع خستگي مفرط و از كار افتادگي او را در ادامه مسير شود .

5.       به عنوان سرپرست يك برنامه ( گروه ) ضمن كنترل اوضاع ، برخي مواقع به سايرين نيز اجازه دهيد با استفاده از ذوق و خلاقيت خود كارها را انجام داده ، در تصميم گيريها مشاركت نمايند . اين كار موجب بالندگي و اعتماد به نفس آنها خواهد شد و البته نظارت براين شرايط وظيفه اي مهم و دشوار است كه بر عهده شماست .

6.       نظارت سرپرست بر اركان و اعضاي گروه هرگز به معني وادار ساختن ديگران به اطاعت محض از وي و حركت در كانالي تكراري ، محدود و بدون ابتكار عمل نمي باشد . بايد بدانيم اين نوع نگرش و برخورد لطمات شديدي به علاقه و انگيزه و نيز پيشرفت سايرين وارد خواهد ساخت .

7.       طراحي برنامه هاي كوهنوردي موضوعي است كاملا‎‍‍÷÷ً فني و با اهميت كه هر گونه عدم جديت و سهل انگاري در آن مي تواند صدمات متعدد و جبران ناپذيري  را از جهات متفاوت به گروه تحميل نمايد .

8.       هنگام كسب اطلاعات و جزئيات از نحوه و مسير صعود از افراد ديگر دقت كنيد تا شرايط گروه خود را با ديگران بدرستي مقايسه كرده ، در زمانبندي ، تهيه تداركات ، نحوه صعود و ساير  ويژگيها دچار اشتباه نگرديد.

9.       صعود هاي عمومي با شركت خانواده ها ( حتي به صورت گلگشت ) دقت نظر  و توجه بيشتر شما را طلب مي كند . مثلاً اگر احتمال بد  شدن هوا و بارندگي را مي دهيد ، بايد محل و مسير حركت را به گونه اي برگزينيدكه مكانهاي امن و محفوظ ( مانند كلبه ) در دسترس شما بوده ، يا حداقل از مبدا‏‎‎ حركت زياد فاصله نگيرد تا بازگشت سريع و حمايت يا امداد رساني به نفرات همراهتان ميسر باشد .

10.   با برنامه ريزي و زمانبندي صحيح و اجراي دقيق آن هرگز نگران كمبود وقت در كوهنوردي نخواهيد بود .

 مرجع : کتاب مدیریت و سرپرستی گروه های کوهنوردی - نوشته پرویز ستوده شایق

10آموزه  کاربردی مديريت و سرپرستي در کوهنوردي (قسمت دوم )   

1.       سرپرست گروه ازجهات مختلف مانند توانايي وشخصيتي ،‌ اجتماعي و گروهي ، علمي و فني ،‌ منطق واستدلال و نيز در امور برون گروهي بايد داراي حداكثر توان و آگاهي باشد . در غير اين صورت هرگز نخواهد توانست به رسالت خود به نحو مطلوب عمل نمايد .

2.       شناخت كامل نسبت به وضعيت نفرات گروه و كنترل افراد خسته ، بيمار و ضعيف تر در طول صعود كاري است كه نياز به توجه و دقت وافر دارد .

3.       انتقاد پذيري ، احترام به نظرات ديگران ،‌وقت شناسي ، توجه به انظباط فردي و گروهي ، آگاهي از علوم كوهنوردي و اصول نوين وعلمي آن ، از ابزارهاي مديريتي مستحكم و موفق در كوهنوردي است .

4.       استفاده از راهنماي محلي در بسياري مناطق متداول مي باشد و گاه حضور يك بلد محلي نقش بسزايي در موفقيت يك برنامه كوهنوردي دارد .  اما هرگز اجازه ندهيد سرپرستي برنامه شما با حضور اين افراد دچار اختلال و چند گانگي شود . تعيين سرعت و آهنگ حركت گروه و زمان استراحتها در نهايت بايد با نظر و تدبير مسئولين گروه انجام شود .

5.       تقاضاي كمك و مشورت از افراد خبره و مراجعه به صاحب نظران در كوهنوردي نشانه ناتواني و ضعف نيست ، بلكه نشاندهنده تدبير ، منطق و مديريت شما خواهد بود .

6.       تعيين سرپرست واحد براي صعود هاي مشترك ما بين گروههاي كوهنوردي از بديهي ترين و مهمترين اقدامات است . هرگونه سهل انگاري در اين خصوص مي تواند كيفيت اجراي برنامه هاي كوهنوردي را تنزل دهد .

7.       تخمين و برآورد توان جسمي و رواني افراد گروه از وظايف خطير سرپرست مي باشد . هر گونه كم توجهي در انتخاب نفرات جهت صعود هاي دشوار ، تبعات زيادي در پي خواهد داشت . در اين گونه صعود ها به دليل وجود فشار هاي روحي و جسمي شديد به سرعت توان آدمي تحليل رفته ، فضاي تفاهم و دوستي در گروه در معرض خطر قرار خواهد گرفت .

8.       امكان خستگي زودرس و بروز صدمات فيزيكي يا رواني نزد كودكان و افراد مسن در كوهنوردي بسيار بالاست و شما مي بايست با درايت و هوشياري مراقب اين مسايل بوده ، رفتار آنها را به دقت پيگيري و كنترل نماييد .

9.       با ميدان دادن به افراد مبتدي در تصميم گيريها و عرصه عمل        مي توانيد ضمن نظارت بر كيفيت انجام امور ، زمينه تقويت قدرت روحي ، اعتماد به نفس ، توان تكنيكي و در نهايت ترقي آنها را راهم آوريد .

10.   موفقيت يك سرپرست وابسته به آن است كه علاوه بر تسلط و آشنايي به شرايط تكنيكي و جسماني نفرات گروه خود به خصايص روحي ، رفتاري و اخلاقي آنها نيز آگاهي و اشراف داشته باشد تا هنگام برخورد با شرايط و حالات متفاوت تصميمي عقلاني و صحيح اتخاذ نمايد .

 

10آموزه  کاربردی مديريت و سرپرستي در کوهنوردي   (قسمت اول )

1.       اگر هنوز تجربه و اطلاعات لازم براي مديريت ، سرپرستي و طراحي برنامه هاي کوهنوردي را نداريد يا بايد اين کار را به فرد مناسب ديگري واگذاريد و يا از مشورت و راهنمايي پيگير افراد با تجربه تر بهره مند شويد .

2.       مديريت وسرپرستي گروههاي کوهنوردي کاري است بسيار مهم و دشوار که نياز به تواناييهاي خاصي دارد و بدون ترديد در تعداد معدودي از کوهنوردان موجود است ، مشروط بر آن که منظور ما از سرپرست فردي کارآمد ، با درايت ، با هوش ، توانا ، مستحکم و آگاه به تمامي امور کوهنوردي باشد .

3.       اگر هنوز تواناييها و خصايص لازم جهت هدايت و رهبري گروهي را دارا نيستيد ، هرگز به اين کار اقدام نکنيد و اطمينان داشته باشيد که بدينوسيله شانس بقاء و تداوم دوستيها را افزايش خواهيد داد .

4.       برقراري ارتباطي منطقي و كاربردي ما بين تمامي اجزاء و عوامل دخيل در كوهنوردي را مديريت در كوه مي دانيم كه براي نيل به اين ويژگي تلاش بسيار و علاقه اي وافر نياز  است . حضور در برنامه هاي كوهنوردي ، مطالعه كتب و گزارشهاي كوهنوردي ساير گروه ، ديدن فيلم هاي آموزش و . . . . كمك شايان توجهي جهت ارتقاء كيفي خواهد داشت .

5.       از مهمترين ملزومات دروني يك كوهنورد بويژه در سمت سرپرستي گروه ، قدرت تصميم گيري و توان مثبت فكري است كه علام بر ضريب هوشي افراد به ميزان تجربه و تسلط آنها بر علوم  كوهنوردي نيز بستگي دارد.

6.       گاه مجبور خواهيد بود با كم و زياد كردن سرعت حركت . انسجام و اعتدال را در فواص نفرات و آهنگ حركت گروه برقرارسازيد . تشخيص اين نكات ظريف از وظايف سرپرست برنامه بوده و بايد به گونه اي اعمال شود كه موجب اختلال در حركت عمومي گروه و مشكلات  نگردد .

7.       جوهر فردي در كوهنوردي نيز مانند ساير امور از اهميت فراواني برخوردار است . برخي افراد به طور  طبيعي داراي توانمنديهاي بيشتري در زمينه هاي فكري و عملي كوهنوردي هستند و سرپرست يك گروه با توجه بيشتر به اين افراد مي تواند نقش مهمي در شكوفايي نيروهاي آنها داشته باشد و در بحرانها نيز مي توان اين افراد را بهتر به كار گرفت و در راستاي نيل به هدف و موفقيت برنامه از كار آيي آنان استفاده نمود .

8.      تعداد نفرات صعود كننده ( کمترین و بیشترین ) مي بايست از قبل و با منظور نمودن ويژگي هاي منطقه ، شرايط گروه و تجهيزات موجود برآورد شود و هنگام انتخاب نفرات از برخوردهاي احساسي نيز پرهيز گردد .

9.      قبل از شروع صعود طي جلسه اي كليات و جزئيات برنامه صعود و ساير اطلاعات لازم در مورد وضعيت جغرافيايي و شرايط آب و هوايي محل نيز مي بايست به سمع و نظر تمامي نفرات صعود كننده برسد .

10.   بياد داشته باشيد كه سرپرست گروه بايد با تدبير ترين و از عالم ترين افراد گروه باشد و نه قوي ترين يا بهترين كوهنورد در گروه .

پیرترین دانشجوی ایرانی

 راستش تو دلم آفرین گفتم به همت سید قنبر حیدری و حیفم اومد تصاویر از ایشون را تقدیم حضور شما عزیزان نکنم . تقدیم به آنانی که فکر می کنند برای علم اندوزی دیر شده است .

سيد قنبر حيدري شيشوان ، پيرترين دانشجوي ايران در شهر تبريز  

www.neshate-koohestan.tk

www.neshate-koohestan.tk

 

غفلت نکنیم

سلام به دوستان و خوانندگان محترم نشاط کوهستان
   اول لازمه تشکر کنم از همه شما دوستان صمیمی و همراه من ، واقعاً جای خوشحالی داره که هر  روز به وبلاگ مراجعه کنی و نظرات مهربانانی چون شما رو بخونی . بسیاری از آن ها  عمومی و برخی به صورت خصوصی بدستم می رسه . نظراتی هم از طریق ایمیل دریافت می کنم . این بخش وبلاگ برام خیلی لذت بخشه چون ابراز عقیده شما رو توی اون می بینم . البته اونایی هم که نظر نمی دن و عادت به نظر دادن ندارن دوستشون دارم .چون در آمار بازدیدکنندگان هستند .
    راستی عنوان این پست رو غفلت نکنیم گذاشتم ، علت خاصی داره ، می دونید چیه من هر وقت یه مشکلی برام پیش می آد ، احساس می کنم خدا منو دوست داره ، برای امتحان من میاد یا تعبیر دیگه من اینه که مواظب منه و من هم پیش خودم فکر می کنم ، این مسئله یا مشکل خاص می تونست خیلی شدید تر باشه به همین خاطر خدا همه آدماشو دوست داره .
   من اول به خودم می گم یه کاری نکنیم که خدا ما رو آزمایش نکنه ، اگه مشکلی داشتیم از خدا بخواهیم در زودتر زمان ممکن اونو یه جوری نشونمون بده و من از خدا می خوام که هیچوقت بنده هاشو به حال خودشون رها نکنه . اگه خدا از بنده ایی روگردانی کنه اون وقته که باید نگران بشیم .

در این ایام اشک ها ارزش ویژه ایی دارند ، قیمتشون خیلی زیاده ، اگه دلتون با امام حسین (ع) بود و خواستید صداش بزنید اصلاً خجالت نکشید با صدای بلند دوستانتون رو دعا کنید . می دونید که دعای دل های شکسته خیلی زود مستجاب می شه . منم خواسته ام اینه شماها تندرست و با نشاط باشید و در دعاهاتون اگه یادتون اومدیم ما رو هم یاد بکنید .
                                                                         منتظر نظرات گرمتون هستم

محرم

السلام علیک یا ابا عبد الله الحسین(ع)
یا ابا عبدالله الحسین (ع) ادرکنا

www.neshate-koohestan.tk

دوره آموزش نقشه خوانی و مسیر یابی با GPS

قابل توجه اعضاء محترم گروه کوهنوردی پژوهشکده مهندسی
دوره آموزش نقشه خوانی و مسیریابی با GPS مطابق برنامه بشرح زیر در پژوهشکده مهندسی سالن شهید ساسانی برگزار خواهد شد .

استاد : مهندس کاوه کاشفی

پنجشنبه : ۱۲/۱۰/۸۷        ساعت شروع ۳۰/۷ صبح      کلاس تئوری 

جمعه     : ۱۳/۱۰/۸۷      مطابق هماهنگی با استاد دوره    کلاس عملی در ارتفاعات شمال تهران

نفرات ثبت نام شده :

     منصور ابولحسن - علی اصغر اینانلو - رضوان اله حق بیان - امیرحسین دزیانیان - سعداله سهلیان - علی محمدی - محرم علی محمدی - اصغر یوسفیه - حجت اله امیرآبادی - محمدرضا گلدوز - جلال رحیم پور -رضا غنی زاده - غلامحسین محمودانی - مهدی اینانلو - حبیب حامدانسانیت - علی اصغر صادقی - سیدحمید مصطفوی - محسن نوری - محمدکاظم نوروزی - علیرضا حسنخانی - نوربخش شمس - مسعود صادقپور - رضا نقدی - سیامک معززی - پیام جعفرزاده

 

خدایا چرا من ؟

درسی که آرتور اشي به دنیا داد

قهرمان افسانه اي تنيس ويمبلدون (Arthur Ashe) آرتور اشي به خاطر خون آلوده اي كه درجريان يك عمل جراحي درسال ۱۹۸۳دريافت كرد به بيماري ايدز مبتلا شد

ودربسترمرگ افتاد او ازسراسر دنيا نامه هائي از طرفدارانش دريافت كرد.

يكي از طرفدارانش نوشته بود :  

چراخدا تورا براي چنين بيماري دردناكي انتخاب كرد؟

آرتور در پاسخش نوشت :  

دردنيا  ۵۰ ميليون كودك بازي تنيس را آغاز مي كنند

 ۵ميليون ياد مي گيرند كه چگونه تنيس بازي كنند

۵۰۰هزارنفر تنيس رادرسطح حرفه اي يادمي گيرند

۵۰هزارنفر پابه مسابقات ‏مي گذارند ۵هزارنفر سرشناس مي شوند

۵۰ نفربه مسابقات ويمبلدون راه پيدامي كنند

۴ نفربه نيمه نهائي مي رسند و دونفر به فينال

وآن هنگام كه جام قهرماني را روي دستانم گرفته بودم

هرگز نگفتم خدايا چرا من؟

وامروز هم كه ازاين بيماري رنج مي كشم هرگز نمي توانم بگويم خدايا چرا من؟

دویدن ایمن در زمستان

زمستان نباید شما را مجبور کند که کفش‌های ورزشی‌تان را کنار بگذارید.
 این نکات ایمنی را هنگام دویدن در زمستان به یاد داشته باشید:

خودتان را گرم کنید
گرم کردن بدن در زمستان اندکی بیشتر طول می‌کشد، بنابراین پیش از شروع کردن به دویدن، دست کم پنچ دقیقه پیاده‌روی تند انجام دهید.
برای کمک به گرم شدن، چند دقیقه قبل از پوشیدن لباس‌های ورزشی‌تان، آنها را با یک خشک‌کن گرم کنید.
در زمستان هنگام دویدن قدم‌های کوتاه‌تری بردارید تا احتمال لیزخوردن و افتادن‌تان کاهش یابد. همچنین خودتان را از مکان‌های یخ‌زده و برف انباشته‌شده دور نگهدارید.
در چند لایه لباس بپوشید تا بتوانید هنگامی که بیش از حد گرم‌تان می‌شود، لباس‌‌تان را درآورید.
اگر هوا خیلی سرد است، روی تردمیل درون خانه بدوید.
فراموش‌ نکنید که پیش از دویدن، حین دویدن و پس از دویدن، به مقدار کافی مایعات بنوشید.  

شیرمرد کوچک -        از خاطرات جبهه جنگ

       اینجا یکی از موقعیت های پس گرفته شده از دشمن در ارتفاعات سومار در غرب کشور ایران ، هم مرز با عراق و مشرف به شهر مندلی عراق در سال 1361 است .
   ما از طرف بسیج به خط مقدم جنگ اعزام شده ایم . شب گذشته عملیات سنگین مسلم ابن عقیل در این منطقه به وقوع پیوست مواضع از قبل پیش بینی شده به همت بسیجیان دلاور یکی پس از دیگری تسخیر شد . ما مشغول تحکیم استحکامات خود هستیم .
   نوجوانی را می بینم که توجه مرا به خود جلب کرده است . من حتی نام فامیلی او را هم به یاد ندارم ، درسهای بسیاری از شهامت و مردانگی و بزرگی او آموختم . صفحه زندگی ام مربوط به این نوجوان هیچگاه از خاطراتم پاک نشده و نخواهد شد . نام او حیدر و وظیفه اش در خط مقدم ، شکارچی تانک دشمن با سلاح آر-پی-جی 7 بود ، برای شکار تانک به جلو رفته بود . تانک تی 72 یکی از شکارهایش بود که سالم به دستش رسیده بود . در عملیات های قبلی چندین بار مجروح شده بود ، دست چپش هنوز توی کچ بود و انگشتان دستش را گویی به چارمیخ کشیده اند ، ولی از بیمارستان فرار کرده و دوباره خودش رو جهت ضربه زدن به دشمن بعثی عراق به خط مقدم جبهه رسانده بود .
    من نام او را شیر مردکوچک گذاشتم ، او با سنی کم نترس بود و دل شیر داشت. نمی دانم می گفتند شناسنامه اش را دستکاری کرده است . به نظر بیش از 14 سال نداشت ولی گویا تجربه چند زندگی را به همراه دارد . یک تنه به خط دشمن می زد و تمام تلاش من برای جلوگیری از او جهت احتیاط بیشتر و رعایت قواعد و اصول جنگ همیشه ناکام می ماند . فرمانده ما چند ماه با حیدر تجربه جنگ داشت ، توصیه می کرد خودم را بابت نصیحت و توصیه حیدر خسته نکنم . من هم دیگر بجای نصیحت اوسعی کردم تا منش و رفتارهای او را الگو قرار دهم .
   نمازهای شبانه اش همراه با هق هق گریه اش مانند بچه ایی می ماند که تک و تنها در تاریکی از والدین خود به دور مانده است . نمازهای اول وقت او باورهایش را تقویت می کرد و لبخند های روی لبانش به رایگان در اختیار همه بود ، کمک به دیگران و انجام کارهای مشترک او زبانزده همه شده بود .
    باورم نمی شد که این گریه های شبانه او می تواند نیروی جنگندگی او را هزاران بار افزایش دهد . ولی من به چشم خود دیدم ، نمازهای سر وقت او را ، لبخندهای دائمی ،کمک به کارگروهی از او مردی ساخته بود بزرگ ، در آن سال شاید خود من هم سن و سال زیادی نداشتم ولی او را کامل تر از خویش یافتم و آرزو می کنم اگه این پیام بدستش می رسه بهش بگم که حیدر ، اون دکتره گروهان مقداد تیپ محمد رسول الله (ص) ، ( بعداً گروهان به گردان و تیپ به لشگر تبدیل شد )که به حرفاش گوش نمی دادی منم و شاید دیر فهمیدم بزرگیت را به همین خاطر آرزو می کنم هر جا که باشی سالم و تندرست باشی .

بسیجیان گم شده در پیج و خم زندگی امروز  - عاشقان پاک دیروز

منطقه عملیاتی سومار در غرب کشور در سال 1361

در نبرد بین روزهای سخت و انسانهای سخت ،
این انسانهای سخت هستند که می مانند نه روزهای سخت


از نظرات شما :
شنبه 7 دی1387 ساعت: 18:1 توسط:دوست
با سلام.
جناب ستوده چهره ات خیلی تغییر کرده دلت چطور؟
راستی آن زمانها به کوهنوردی علاقه داشتی یا اصلاَ فکر میکردی روزی کوهنورد شوی؟

یکشنبه 8 دی1387 ساعت: 7:53 توسط:قلخانی
پندار ما این است که ما مانده ایم و شهدا رفته اند اما حقیقت آن است که زمان، ما را با خود برده است و شهدا مانده اند. شهيد سيد مرتضي آويني
 

سومین جشنواره دو سالانه ی فیلم و گزارش های کوهنوردی

    سومین جشنواره دو سالانه ی فیلم و گزارش های کوهنوردی روز پنجشنبه و جمعه ۵و۶ دی ماه ۱۳۸۷ در آکادمی المپیک مجموعه انقلاب توسط انجمن کوه نوردان ایران برگزار شد .
بخشی از برنامه جشنواره به شرح زیر بود :

پنجشنبه : ۵/۱۰/۸۷
 - نمایش فیلم علم کوه   ساخته یوسف زمانیان
- نمایش فیلم قله ای در جزیره   ساخته حسن نجاریان
- نمایش فیلم در برابر باد  ساخته ابراهیم واقف
- میزگرد فیلم سازی با حضور داوران بخش فیلم
- نمایش فیلم عبور از ریگ جن
-نمایش فیلم کلون بستک به ازادکوه   ساخته توحیدنوروزی

جمعه : ۶/۱۰/۸۷
- صبح ساعت ۹ الی ۱۲ کارگاه فیلم سازی و  فیلمبردار کوهنوردی
- نمایش فیلم ۱۳ دقیقه ایی موانع و مشکلات کوهنوردی زنان در ایران برنده جایزه بین المللی
- بعداز ظهر
- نمایش فیلم سفر به آفریقا   ساخته مهدی گل محمدی
- نمایش فیلم دماوند     ساخته یوسف سورنی نیا
- میزگرد گزارش نویسی با حضور داوران بخش نوشتاری
- نمایش خارج از بخش مسابقه فیلم خانتنگری   ساخته رضا نظام دوست
- نمایش فیلم مستند جشنواره سوم

تصویر از جلسه گزارش نویسی وفیلم برداری کوهنوردی در سالن آکادمی المپیک 871005

آکادمی المپیک محل برگزاری جشنواره دوسالانه ی کوهنوردی 871005

 در ضمن یک کارگاه عملی فیلمبرداری و  فیلمسازی گزارش کوهنوردی در روز صبح جمعه توسط استاتید محترم فیلمبردار و فیلمساز کوهنوردی برگزار شد که بنده نیز به اتفاق سایر عزیزان علاقمند در آن حضور داشتم و بسیار آموزنده و مفید بود .

کارگاه عملی فیلم سازی و فیلم برداری کوهنوردی

با تشکر از:
مسئولین محترم انجمن کوه نوردان بابت برگزاری جشنواره
 اشکان افتخاری بابت اطلاع رسانی جشنواره به بنده
 

چندعکس دیگه = اینجا کلیک کنید

نتايج بازآموزي مربيان درجه 3 كوهپيمايي آقايان سال 87

سایت رسمی فدراسیون کوهنوردی جمهوردی اسلامی             سه شنبه, 03 دی 1387 15:34

ردیف

نام و نام خانوادگی

استان

مدرک

1

بابک مصطفایی نعیم

آذربايجان غربي

مدرس كارآموزي كوهپيمايي

2

حسین سیفی تقی دیزج

اردبيل

مدرس كارآموزي كوهپيمايي

3

محسن سعیدی

اصفهان

مدرس كارآموزي كوهپيمايي

4

پیمان شاکرینی

اصفهان

مدرس كارآموزي كوهپيمايي

5

علی بخش بهمن زیاری

اصفهان

مدرس كارآموزي كوهپيمايي

6

احمد رفیعی

تهران

مربي كارآموزي كوهپيمايي

7

یحیی ثروت

تهران

مدرس كارآموزي كوهپيمايي

8

ولی شرفی

تهران

مربي كارآموزي كوهپيمايي

9

مجتبی کمالی

تهران

مدرس كارآموزي كوهپيمايي

10

بشیر شریف نیا

تهران

مدرس كارآموزي كوهپيمايي

11

جواد شهرابی

تهران

مدرس كارآموزي كوهپيمايي

12

داود احمدیان

تهران

مدرس كارآموزي كوهپيمايي

13

پرویز ستوده  شایق

تهران

مدرس كارآموزي كوهپيمايي

14

محمد حسین خانی

تهران

مربي كارآموزي كوهپيمايي

15

محرم محمودی

تهران

مدرس كارآموزي كوهپيمايي

16

علی توکلی یدکی

تهران

مدرس كارآموزي كوهپيمايي

17

علی افشار

تهران

مدرس كارآموزي كوهپيمايي

18

فرهود فرهادی

تهران

مدرس كارآموزي كوهپيمايي

19

فرهاد بهمنی

چهارمحال بختياري

مدرس كارآموزي كوهپيمايي

20

سیدعلی حسینی

چهارمحال بختياري

مدرس كارآموزي كوهپيمايي

21

رضا خوشدل

خراسان رضوي

مدرس كارآموزي كوهپيمايي

22

مهدی مودتی

خراسان شمالي

مدرس كارآموزي كوهپيمايي

23

حسن مدقالچی

زنجان

مدرس كارآموزي كوهپيمايي

24

سید یوسف هاشمی

سمنان

مدرس كارآموزي كوهپيمايي

25

سید حمیدرضا هاشمی

سمنان

مدرس كارآموزي كوهپيمايي

26

امین امینیان

سمنان

مدرس كارآموزي كوهپيمايي

27

محمدرضا چالاک

فارس

مدرس كارآموزي كوهپيمايي

28

ذوالفقار درستکار

فارس

مدرس كارآموزي كوهپيمايي

29

محمدهادی چمن فر

فارس

مدرس كارآموزي كوهپيمايي

30

محمد کریمی

فارس

مدرس كارآموزي كوهپيمايي

31

امید اکبر زاده

فارس

مدرس كارآموزي كوهپيمايي

32

علی اصغرترابی

فارس

مدرس كارآموزي كوهپيمايي

33

اصغر لطفی

قزوين

مدرس كارآموزي كوهپيمايي

34

حامد رزاقی

قم

مدرس كارآموزي كوهپيمايي

35

فریبرز الفتی

قم

مدرس كارآموزي كوهپيمايي

36

لقمان رفیعی

كردستان

مدرس كارآموزي كوهپيمايي

37

یدالله نگهداری

كردستان

مربي كارآموزي كوهپيمايي

38

نیرعلی قیصرپور

كهگيلويه و بويراحمد

مدرس كارآموزي كوهپيمايي

39

امید کاظمی

گلستان

مربي كارآموزي كوهپيمايي

40

علی مراد منوچهری

گلستان

مدرس كارآموزي كوهپيمايي

41

محمدحسین دادخواه

گلستان

مدرس كارآموزي كوهپيمايي

42

محمدرضا حفظ الصحه

گلستان

مربي كارآموزي كوهپيمايي

43

عزت الله فردین

لرستان

مربي كارآموزي كوهپيمايي

44

علی محمد مرادیانی

لرستان

مربي كارآموزي كوهپيمايي

45

حسین جودکی

لرستان

مدرس كارآموزي كوهپيمايي

46

داود لشکری

مازندران

مدرس كارآموزي كوهپيمايي

47

پرویز مشهدی

مازندران

مدرس كارآموزي كوهپيمايي

48

شادالله قبادی

مازندران

مدرس كارآموزي كوهپيمايي

49

حسن لقایی

مازندران

مربي كارآموزي كوهپيمايي

50

حسن کندی

مركزي

مدرس كارآموزي كوهپيمايي

51

مرتضی جعفری

يزد

مدرس كارآموزي كوهپيمايي


                
  مدرس مشروط: مربيان درجه 3 كوهپيمايي كه در بازآموزي سال 1387 عنوان مدرس مشروط را كسب نموده اند مي بايست در 2 دوره كلاس كارآموزي كوهپيمايي بعنوان مربي فعاليت نمايند و پس از كسب امتياز مطلوب عنوان مدرس دوره كارآموزي كوهپيمايي را كسب مي نمايند.
مدرس: شخصي است كه مسئوليت تدريس در كلاس مستقيما به عهده او مي باشد.
مربي: شخصي است كه در كلاس زير نظر مدرس به تدريس مي پردازد.

 از سایت فدراسیون کوهنوردی

میلاد حضرت عیسی مسیح علیه السلام مبارک

   قرآن کریم : "مردم به او گفتند: ما چگونه با کودکی که در گهواره است سخن بگوییم."(مریم/29)
و پس از لحظاتی نوزاد لب به سخن گشود:

- "من بنده خدایم، او به من کتاب (آسمانی) عطا نموده و مرا پیامبر قرار داده است." (مریم/30)

میلاد حضرت مسیح مبارک                                  میلاد حضرت مسیح مبارک

 سالروز ميلاد پيامبر الهي كه ايام خجسته ولادت فرخنده‌او، پيام‌آور مهرورزي، صلح و پايه توحيد، عدالت و معنويت است، بر همه پيروان اديان الهي  مبارک باد

حضرت عیسی علیه‏السلام می‏فرمود:
«کسی که بدخو باشد، خود را
عذاب می‏دهد.
کسی که سخنش بسیار باشد، لغزش و خطاهایش نیز
 بیشتر است.
کسی که زیاد دروغ گوید، زیبایی‏اش از میان می‏رود
و
کسی که با مردم نزاع کند، مروّت و جوان‏مردی‏اش از بین رفتنی است».

Bushehr

www.neshate-koohestan.tk

www.neshate-koohestan.tk

 Persian Gulf

Palm Trees

www.neshate-koohestan.tk

Siniz

www.neshate-koohestan.tk

www.neshate-koohestan.tk

Borazjan Koroush Castle

زمستان خوش

با سلام
تصویر از زمستان خوش از مهرانکوه تقدیم به شما ، راستی شما راجع به زمستون چطوری فکر می کنید . لابد از اون دسته آدمایی هستید که تو خونه می مونید و به بهونه سرما از خونه در نمیایید . و یا نه کسی هستید که عده ایی رو جمع می کنید و به تفریح زمستونی می رود . آیا سرما یه جور تهدیده یا نه سرما هم مثل گرما می تونی برامون مفید باشه به شرطی که پیش بینی لازمه رو انجام داده باشم .
شما تو منطقه تون به برف دسترسی دارید . اصلا در طول زمستون چند بار برف بازی می کنید ؟
چرا خاطرات زمستانی ماندگاری بیشتری دارند ؟
چرا بچه ها همیشه از برف بازی لذت می برند ؟
چرا تیوب سواری هر چند زیاد طول نمی کشه ولی خاطرات بسیاری بجا می گذاره ؟
زمستون فقط برف نیست ، دیدن پرندگان نیازمند صحنه های دیگر قشنگی زمستونه ، شما یی که دور طاقچه پنجره ها برای پرندگان غذا می ریزید . فکر می کنید چقدر می شه از زمستون صحبت کرد ؟ آیا حرفای زمستانه تمومی داره ؟ بسیار از قصه های بزرگان خانواده در زمستون شکل می گیره ، زمستان بهانه خوبی برای دور هم بودن و با هم خندیدنه .

شما چی فکر می کنید ؟

www.neshate-koohestan.tk

يك روز زندگي  

    دو روز مانده به پايان جهان تازه فهميد كه هيچ زندگي نكرده است، تقويمش پر شده بود و تنها دو روز، تنها دو روز خط نخورده باقي بود.
پريشان شد و آشفته و عصباني نزد خدا رفت تا روزهاي بيشتري از خدا بگيرد، داد زد و بد و بيراه گفت، خدا سكوت كرد، جيغ زد و جار و جنجال راه انداخت، خدا سكوت كرد، آسمان و زمين را به هم ريخت، خدا سكوت كرد.
به پر و پاي فرشته ‌و انسان پيچيد، خدا سكوت كرد، كفر گفت و سجاده دور انداخت، خدا سكوت كرد، دلش گرفت و گريست و به سجده افتاد، خدا سكوتش را شكست و گفت: "عزيزم، اما يك روز ديگر هم رفت، تمام روز را به بد و بيراه و جار و جنجال از دست دادي، تنها يك روز ديگر باقي است، بيا و لااقل اين يك روز را زندگي كن."
لا به لاي هق هقش گفت: "اما با يك روز... با يك روز چه كار مي توان كرد؟ ..."
خدا گفت: "آن كس كه لذت يك روز زيستن را تجربه كند، گويي هزار سال زيسته است و آنكه امروزش را در نمي‌يابد هزار سال هم به كارش نمي‌آيد"، آنگاه سهم يك روز زندگي را در دستانش ريخت و گفت: "حالا برو و يک روز زندگي كن."

او مات و مبهوت به زندگي نگاه كرد كه در گودي دستانش مي‌درخشيد، اما مي‌ترسيد حركت كند، مي‌ترسيد راه برود، مي‌ترسيد زندگي از لا به لاي انگشتانش بريزد، قدري ايستاد، بعد با خودش گفت: "وقتي فردايي ندارم، نگه داشتن اين زندگي چه فايده‌اي دارد؟ بگذارد اين مشت زندگي را مصرف كنم.."


آن وقت شروع به دويدن كرد، زندگي را به سر و رويش پاشيد، زندگي را نوشيد و زندگي را بوييد، چنان به وجد آمد كه ديد مي‌تواند تا ته دنيا بدود، مي تواند بال بزند، مي‌تواند پا روي خورشيد بگذارد، مي تواند ....

او در آن يك روز آسمانخراشي بنا نكرد، زميني را مالك نشد، مقامي را به دست نياورد، اما ...

اما در همان يك روز دست بر پوست درختي كشيد، روي چمن خوابيد، كفش دوزدكي را تماشا كرد، سرش را بالا گرفت و ابرها را ديد و به آنهايي كه او را نمي‌شناختند، سلام كرد و براي آنها كه دوستش نداشتند از ته دل دعا كرد، او در همان يك روز آشتي كرد و خنديد و سبك شد، لذت برد و سرشار شد و بخشيد، عاشق شد و عبور كرد و تمام شد.

او در همان يك روز زندگي كرد.

فرداي آن روز فرشته‌ها در تقويم خدا نوشتند: "امروز او درگذشت، كسي كه هزار سال زيست!"

زندگي انسان داراي طول، عرض و ارتفاع است؛ اغلب ما تنها به طول آن مي انديشيم، اما آنچه که بيشتر اهميت دارد، عرض يا چگونگي آن است.

امروز را از دست ندهيد، آيا ضمانتي براي طلوع خورشيد فردا وجود دارد!؟
 
با تشکر از : وحید خیامی

برنامه صعود به قله آسمان کوه

به اطلاع اعضاء محترم گروه کوهنوردی پژوهشکده مهندسی می رساند برنامه صعود به قله آسمان کوه در منطقه ساوجبلاغ کرج ، روستای هیو  در روز جمعه ۶/۱۰/۸۷ برگزار خواهد شد .

سرپرست برنامه آقای یاوری     ۰۹۱۲۳۶۰۶۹۳۲ 

مسئول هماهنگی آقای غلامرضا اینانلو     ۰۹۱۲۲۶۳۲۶۱۵ 

کریسمس مبارک

 
بیا به سالی که جدید و تازست خوشامد بگیم، بیا تک تک لحظه هاشو گرامی بداریم، بیا این سال نوی پربرکت رو جشن بگیریم. کریسمس مبارک  

www.neshate-koohestan.tk

کریسمس مبارک   www.neshate-koohestan.tk

کفش کوهنوردی

باز هم مطالبی از کفش کوهنوردی اولین وسیله مورد نیاز یک کوهنورد:
از قديم معروف بوده است که پا قلب دوم انسان و مخصوصا کوهنوردان است . بنابراين کفش که محافظ پا است از مهمترين وسايل و پوشاک کوهنوردي به شمار مي رود . کفش هاي قديم از چرم ساخته مي شد که بنا به شرايط مورد استفاده ضخامت و تعداد لايه هاي چرم متفاوت بود . يکي از اشکالات کفش هاي چرمي زمستاني وزن بالاي آنها بود که با اختراع لايه ها و پارچه هاي جديد با عناوين گورتکس - سيمپاتکس و تينسوليت تا حدي اين نقيصه جبران گرديده است . لايه گورتکس که در انواع پوشاک زمستاني کوهنوردي نيز بکار مي رود داراي خاصيت يک طرفه بودن است ؛ يعني تنها از يک طرف کاملا ضد آب و باد است و در نتيجه از داخل بخار و گرماي ناشي از تعرق و فعاليت را بخارج مي فرستد و از خيس شدن پوشاک زير و سرمازدگي جلوگيري مي کند . لايه سيمپاتکس نيز مانند گورتکس ضد آب و ضد باد و داراي قابليت تنفسي است . لايه تينسوليت نيز گرمازا بوده و در کفش هاي زمستاني و سنگين بکار مي رود . زيره کفش کوهنوردي نيز از لايه هاي مخصوصي ساخته مي شود که معروف ترين آن ويبرام ايتاليا است . همچنين اخيرا لايه اي شوک گير نيز ساخته شده که فشار ضربه هاي وارده به کف پا را کاسته و پا ديرتر خسته مي شود و در سرازيري زانوها کمتر آسيب مي بيند .
با توجه به پيشرفت هايي که در زمينه ساخت کفش هاي کوهنوردي بدست آمده و به برخي از آنها در بالا اشاره شد ؛ امروزه براي هر نوع برنامه کوهنوردي و براي هر فصل و منطقه کفش خاصي ساخته شده و مورد استفاده قرار مي گيرد و ديگر عنوان کفش هاي چهار فصل يا همه کاره دور از ذهن مي باشد . به عنوان مثال در کفش هاي مخصوص سنگنوردي نوع کفش براي مرد و زن و همچنين بسته به جنس و نوع سنگ متفاوت مي باشد .

بطور کل مي توان کفش ها را به 6 دسته بزرگ به شرح زير تقسيم کرد :
1-کفش صعودهاي هيماليايي كه سه پوش و يا دو پوش هستند . نوع دوپوش از يک کفش کوچک و تنك مثل کفش رشته کشتي که بجاي بند داراي چسبک است تشکيل مي شود و اين کفش درون کفش اصلي که بزرگتر است قرار مي گيرد . مي توان شب در داخل چادر و کيسه خواب کفش بيروني را از پا درآورد و از پوش داخلي به عنوان جوراب و يا کفش داخل چادر استفاده کرد . در نوع سه پوش علاوه بر اين دو کفش يک لايه گتر بلند نيز بر روي کفش قرار مي گيرد که به دور کفش دوخته شده و تمام رويه و اطراف کفش را در بر مي گيرد . پوش دوم کفش يا از جنس چرم است و يا از جنس فايبر گلاس که نوع اخير شبيه کفش هاي اسکي است .
2- كفش كوهنوري سنگين در صعود هاي بلند زمستاني مانند ارتفاعات ايران بکار مي روند و داراي يک يا چند لايه فوق الذکر مي باشند و قابليت نصب کرامپون را هم دارند .
3- كفش كوهنوردي يا کفش نيمه سنگين که براي سه فصل اول سال مورد استفاده قرار مي گيرد .
4- كفش كوهپيمايي يا تركينك کفش هايي سبک است و براي صعود هاي يک روزه يا چند روزه سبک و کم ارتفاع بکار مي رود .
5- كفش راه پيمايي براي مسير هاي ساده و کفي استفاده مي شود . شبيه کفش هاي معمولي ورزشي و يا اسپرتکس هاي معروف مي باشند .
6- كفش سنگنوردي يا کتان سنگ جهت صعود هاي داخل سالن و يا سنگنوردي طبيعي بکار مي رود

نکات :
بعد از هر برنامه کفش را کاملا تميز کرده و داخل آن را با روزنامه پر کنيد تا هم رطوبت آن گرفته شود و هم حالت و فرم خود را حفظ کند .
هيچگاه کفش خيس را براي خشك شدن در برابر حرارت مستقيم مثل آفتاب و آتش قرار ندهيد .
اول فصل زمستان کفش چرمي را کاملا با پيه شتر و يا گوسفند چرب کنيد و محل دوخت ها را نيز با موم عسل بپوشانيد تا آب وارد کفش نشود .
هنگام شب خوابي در برنامه زمستاني کفش ها را با روزنامه پر کرده و داخل يک کيسه نايلني قرار داده و در انتهاي کيسه خواب قرار دهبد تا يخ نزند .در غير اينصورت صبح روز بعد به پا کردن کفشي مانند آهن غير ممکن است .

Ardabil

www.neshate-koohestan.tk

www.neshate-koohestan.tk

Khalkhal

Meshkin Shahr

www.neshate-koohestan.tk

www.neshate-koohestan.tk

Sheikh Safi

Sobatan Village

من هستم

من هستم

 بی قراری مه در آسمان
یادآور ناآرامی هاست
تهی و خالی از خاطره هاست
پوششی سپید بر بی قراری هاست
فریاد در مه را تجربه خواهم کرد
آن زمان که دیگر فریاد رسی نیست
رها و آزاد از گذشته نزدیک
راه تکرار دوباره را خواهم بست
جایگاهی در آسمان پر مه
در میان هوایی از صداقت
با خطی درشت خواهم نوشت
                                                  من هستم

با تشکر از یه دوست بابت شعر ارسالی

خستگی در کوه

مقدمه:

هر فعاليت بدنی نياز به تدارکات خاص خود دارد. شما حتی هنگامی که برای چند دقيقه در محيط کار خود پشت ميز نشسته ايد ممکن است احساس کسالت کنيد يا از خستگی شکايت نماييد و يا اگر ساعتی در خيابان قدم بزنيد باز ممکن است احساس خستگی کنيد. شدت اين احساس متغيير بوده و بستگی به نوع و شدت فعاليت و شرايط خاص موجود دارد. چنانچه می دانيم امروزه در تمامی رشته های ورزشی متخصصان و مربيان همگی توان و دانش خود را به کار گرفته اند تا هر اندازه که می توانند از شدت اين عامل کاسته و در عوض توانايي های ورزشکاران را بالا برند. رشته کوهنوردی نيز از اين مقوله مستثنی نيست. حتی بايد گفت با توجه به نوع فعاليت بدنی در اين ورزش و نيز مدت زمان زيادی که برای انجام کوهنوردی صرف می گردد, توجه به اين موضوع هنگام کوهنوردی از اهميت ويژه ای برخوردار می باشد. در ساير ورزش ها به دنبال بروز خستگی و تحليل قوای جسمی, ورزشکار يا امتياز از دست می دهد يا در نهايت با فرد ديگری تعويض می شود و به طور قطع هيچگونه خطر مهمی وی را تهديد نخواهد کرد اما در کوهنوردی و کوهستان خستگی برای يک کوهنورد معنايي ديگر در بر خواهد داشت.

به دنبال افت توان جسمی و در پی آن کاهش توان روانی فرد, علاوه بر محروم ماندن از ادامه برنامه و دست نيافتن به هدف, انواع خطرات وی را تهديد کرده و اين خطرات حتی می توانند فرد را از زندگی ساقط نمايند. در کوه کسی نمی تواند به جای شما تعويض شود و فرد همگروه شما نيز وظايف خاص خود را دارد. البته اين ورزش يک فعاليت کاملاً گروهی است و در موارد و مقاطع بسيار, افراد يک تيم کوهنوردی به ياری هم می شتابند و در واقع انجام برنامه, بدون همکاری يکايک افراد شرکت کننده در آن امکانپذير نخواهد بود. اما در کوهنوردی شرايط ويژه ای وجود دارد که آن را از ساير رشته های ورزشی جدا می سازد و به همين دليل می بايست هموراه با دست پر و آگاهی کامل به کوهنوردی مبادرت ورزيد.

حال ببينيم چرا ما احساس خستگی می کنيم و چه اقداماتی می توان برای به حداقل رسانيدن اين حالت انجام داد؟ انرژی ذخيره شده در بدن هر يک از ما به منظورهای مختلف مصرف شده و به ما اجازه فعاليت, تفکر و زيستن می دهد. به دنبال افزايش زمان يا شدت حرکات جسمی يا روحی مصرف انرژی نيز افزايش يافته و در پی آن احساس خستگی پديد می آيد. حال اگر ما بتوانيم مابين کسب و ذخيره انرژی با مصرف آن تعادل نسبی و اصولی برقرار نماييم توانسته ايم حداکثر استفاده را از آن ببريم. برای اينکه اين کار را هر چه بهتر انجام بدهيم ابتدا بايد بدانيم انرژی از کجا و چگونه به دست می آيد و راههای اتلاف آن کدام است.

عواملی چون فقر غذايي, نداشتن فعاليت مناسب بدنی, ورزش نکردن, عصبی بودن و استراحت ناکافی يا نامناسب, هر يک به نوعی بر ذخيره انرژی ما تأثير می گذارند. حال اگر هر يک از اين عوامل به تنهايي موجود باشند تا حدودی موجب بروز کسالت و خستگی می گردند و اگر دو يا چند عامل به طور همزمان و همراه وجود داشته باشند به همان نسبت قدرت و کارآيي فرد را بيش از پيش تحليل برده و موجب عدم موفقيت وی خواهند شد. به طور قطع هر يک از ما در اطراف خود انسانهايي را می شناسيم که سرشار از نشاط, انرژی و شور زندگی هستند و شايد انبوه مشکلات در اطراف آنها نتوانسته اند قدری از شادابی آنها بکاهند. اما به راستی علت اين موضوع چيست؟ دانشمندان معتقدند اين وضعيت تا حدی به ساختار شخصيتی و کيفيت روانی افراد بستگی دارد اما به جز اين عامل, مسايل ديگری نيز مطرح می باشد که در ادامه به تعدادی از آنها اشاره خواهد شد. منظور ما مدت و چگونگی خوابيدن است. نياز به خواب در افراد مختلف متفاوت است. به طور ميانگين انسان ها هفت الی هفت و نيم ساعت در شب می خوابند اما ميزان خواب لازم برای هر انسانی حداقل هشت الی نه ساعت است. تحقيقات در اين زمينه نشان داده است که يک ساعت خواب اضافی هوشياری را 30 الی 40 درصد افزايش می دهد. اين امر نشان دهنده اهميت استراحت کافی و به موقع است. در کوهنوردی به دشواری می توان برنامه دقيق و منظمی برای خواب طراحی و اجرا نمود. از طرفی عده ای معتقدند استراحت های کوتاه مدت و به دفعات می تواند به طور محسوس سبب کاهش خستگی و کسالت هنگام فعاليت شود. به اين منظور کافی است هنگام کار و فعاليت به مدت 10 الی 15 دقيقه به خودمان استراحت بدهيم تا به راحتی از مزايای اين استراحت های کوتاه مدت بهره مند شويم.

از عوامل مهم ديگری که خستگی فرد را تشديد می کند کم فعاليتی يا فعاليت بی موقع است. انجام حرکات نرمشی روزانه بطور منظم تا حد زيادی اکسيژن رسانی به قلب و ريه های شما را بهتر کرده و در نهايت توان بيشتری به شما می دهد. در کوهستان بنا به شرايط خاص موجود و منطقه ای که در آن هستيد می بايست با درايت و دقت, نيروی خود را در جای مناسب و به اندازه لازم صرف نماييد تا به هنگام نياز خصوصاً در راهپيمايي يا کوهنوردی های طولانی دچار مشکل نگرديد.

نکته ديگر در جهت کاهش خستگی, توجه به تغذيه می باشد که در اين خصوص هر قدر تنوع و نيز کيفيت غذای مصرفی در کوه بالاتر باشد به طور قطع بازدهی بيشتری عايد کوهنورد می گردد. از طرفی آهنگ و کيفيت حرکت کردن در کوهنوردی بسيار مهم است. بسياری از کسانی که به کوه می روند به دليل عدم آگاهی از جزئيات تکنيکی کوهنوردی و در عين حال بی تجربگی هنگام صعود به ارتفاعات, دچار مشکل می شوند. شايد اغلب اين افراد نيز هرگز متوجه نشوند که علت خستگی زودرس و به اصطلاح کم آوردن انرژی, غلط بودن نحوه راه رفتن و حرکت آنها بوده است. به طور قطع هر کوهنورد برای دستيابی به موفقيت و رفع فشارهای جسمی بی مورد بايد توجه لازم را به اين موضوع داشته باشد. هنگام حرکت در سربالايي ها همواره می بايست شيب قسمتی را که در آن حرکت می کنيد به طور تقريبی برآورد کرده و بر مبنای درجه شيب مذکور سرعت و آهنگ حرکت خود را تنظيم نماييد. شيب ها را می توان به چند قسمت تقسيم کرد:

1- شيب کم (تا 30 درجه)

2- شيب متوسط (30 تا 45 درجه)

3- شيب شديد (45 تا 55 درجه)

شيب های بيشتر از 55 درجه را بسيار شديد يا شيب سخت گويند. نکته مهم تشخيص حدود شيب در ابتدای مسير و تنظيم سرعت گروه است. در کوهپيمايي و قله نوردی بخصوص در شيب های تند هيچگاه سعی نکنيد سرعت غيرمنطقی داشته باشيد. زمان در اين شرايط عامل اصلی نبوده و و مهم موفقيت گروه و دستيابی همگی آنها به هدف است. سرعت بيش از حد در شيب های تند به طور قطع موجب تحليل انرژی شما خواهد شد و ميزان کالری مصرفی را بی جهت افزايش می دهد. بهترين روش حرکت در شيب های تند حرکت مارپيچی است. در اين شيوه علاوه بر صرفه جويي در مصرف کالری, افراد گروه می توانند هنگام حرکت در عين حال استراحتی نسبی داشته باشند. اگر مدت زمان صعود فردی را که به طور مارپيچ حرکت می کند با کسی که صعود غير تکنيکی انجام می دهد مقايسه نماييم به طور وضوح رکورد زمان فرد اول در مجموع بهتر خواهد بود. زيرا در اين نوع حرکت نياز به توقف های متعدد و استراحت های حين حرکت به مراتب کمتر خواهد بود و اين امر موجب صرفه جويي در انرژی خواهد شد.

فراهم آوردن پوشش مناسب حين کوهنوردی بسيار مهم است. اين امر بايد با در نظر گرفتن آب و هوای منطقه مورد نظر, ارتفاع ناحيه, فصل و نيز شرايط بدنی خود شما صورت پذيرد. پوشاک اضافی نيز هنگام حرکت موجب تعريق و در نهايت از دست رفتن آب بدن و در پی آن خستگی و ضعف خواهد شد. توجه به اين مسئله در هر فصلی ضروری است و بخصوص در فصول گرم سال مهمتر می باشد. به دنبال استفاده از لباس هايي که روکش پلاستيکی دارند (مثل بادگيرها) اگر هوا خيلی سرد نباشد به دليل جلوگيری از نفوذ هوا و تهويه در سطح بدن, سبب تعريق فراوان شده و موجبات ناراحتی شخص را پديد می آورند. بهتر است در ابتدای حرکت لباسهای ما کامل و گرم باشند ولی بعد از فعاليت و گرم شدن بدن از پوشش خود بکاهيم. از طرف ديگر پوشش ناکافی نيز سبب ضعف قوای جسمانی يا روحی فرد شده و به کيفيت کلی برنامه نيز صدمه وارد می سازد. بنابراين همواره بايد پوشاک مناسب فصل را همراه خود داشته باشيم و البته حتی در ماه های گرم تابستان جهت صعود به ارتفاعات می بايست لباسهای گرم و کافی همراه داشت. فراهم آوردن اين وسايل و امکانات در حد رفع نياز محتاج برنامه ريزی و داشتن تجربه کافی در اين زمينه می باشد. کوهنوردانی که به دليل همراه نداشتن يا عدم استفاده از پوشاک مناسب دچار سرما يا گرمازدگی می شوند, خود يا ساير اعضای گروه را در معرض خطری بی مورد قرار می دهند. فراموش نکنيد به هر علتی که شما يک يا چند وسيله ضروری را همراه نداشته باشيد به همان نسبت از درصد ايمنی و احتمال موفقيت شما کاسته خواهد شد و احتمال دارد گروه شما مجبور باشد فشاری مضاعف را تحمل نمايد. با قدری تأمل در        می يابيم عدم توجه به هر يک از عوامل فوق می تواند به نوعی سبب کم شدن نشاط و بروز خستگی زودرس و غيرمعمول در افراد شود.

در مورد ديگری که هميشه بايد به آن توجه کافی شود کفشی است که از آن استفاده می کنيد. راحتی, اندازه بودن و جنس مناسب کفش شما تا حد زيادی در تقليل خستگی و کاهش صدمه احتمالی به پای شما مؤثر بوده و عدم توجه به اين مهم می تواند لذت و آرامش شما را طی يک برنامه کوهنوردی از بين ببرد. اگر در برنامه های کوهنوردی يا راهپيمايي های طولانی و چند روزه شرکت کرده باشيد به طور يقين به اهميت کفش هنگام کوهنوردی پی برده ايد. سعی کنيد کفش کوهنوردی شما شخصی باشد و بنا به شرايط خاص يا به فوريت از کسی نگرفته باشيد. اگر از کفش فرد ديگری استفاده     می کنيد يا کفشی نو خريداری کرده ايد حداقل چند روز قبل از کوهنوردی کفش مذکور را به پا کرده تا به آن عادت کنيد و هنگام صعود شما را ناراحت نکند.

عامل ديگری که در کوهنوردی مهم بوده و در شرايط جسمی و روحی فرد تأثير به سزايي می گذارد انتخاب کوله پشتی است. اهميت کوله پشتی هم به اندازه کفش يا گاهی بيشتر از آن است. در اغلب برنامه ها کوهنورد مجبور است وسايل زيادی را با خود حمل کرده و به دوش بکشد. حال اگر کوله پشتی متناسب با برنامه انتخاب نشود (زياد از حد بزرگ, کوچک و يا بدبار باشد) تا اندازه زيادی از آرامش و راحتی فرد می کاهد. در واقع بايد گفت قرار دادن و چيدن وسايل در کوله پشتی به خودی خود نياز به تجربه و دانستن يکسری اصول دارد. برای مثال در مسيرهای صخره ای, يخچالی يا پرتگاه ها عدم تعادل بارها در داخل کوله پشتی بسيار خطرناک بوده و می تواند سلامت فرد را تهديد نمايد. سعی کنيد در اولين فرصت يک کوله پشتی مناسب برای خودتان تهيه نماييد.

علاوه بر مطالبی که ارائه شده نکات متعدد ديگری نيز وجود دارد که در بروز خستگی و کاهش قدرت فرد تأثير می گذارند و در ادامه به توضيح آنها می پردازيم. چنانچه گفته شد يکی از دلايل خستگی زودهنگام در کوهنوردی رعايت نکردن يا ندانستن اصول صحيح راه رفتن است.

البته فرمول بخصوصی برای اين منظور وجود ندارد و شايد بهترين راهنما در اين مواقع تجربه فردی باشد. اما به طور کلی می توان گفت عدم رعايت اين موضوع در بروز خستگی زودرس و از دست رفتن قوای کوهنورد بسيار مؤثر می باشد. توصيه می شود اندازه قدمها بيشتر از عرض شانه نباشد و اين اندازه از فردی تا فرد ديگر متغير خواهد بود. اين گونه قدم برداشتن به عضلات شما اجازه استراحتی نسبی مابين قدمها را می دهد. قدمهای بلند در شيب های تند موجب کشش بی مورد و اضافی رشته های عضلانی شده و فاز برگشت به حالت اوليه طولانی و مشکل تر خواهد شد. در اين گونه موارد فرد جلودار گروه نقش مهمی بر عهده دارد. آهنگ حرکت, سرعت و انتخاب مسير بسيار تعيين کننده بوده و به اين دلايل, شخصی که در جلوی تيم حرکت می کند می بايست دارای تجربه و تکنيک لازم برای ارزيابی مسير, وضعيت افراد گروه و محاسبه زمان لازم جهت صعود باشد.

هميشه به شکلی حرکت کنيد که نياز به استراحت های متناوب در طی مسير به حداقل برسد. نداشتن نظم و ترتيب هنگام حرکت و عدم رعايت اصول فوق در عملکرد کلی شما تأثير منفی خواهد گذاشت. استراحت ها و احتمالاً نشستن های زياد يا طولانی در حين حرکت يا صعود موجب افزايش خستگی شما خواهد شد. حتی الامکان سعی کنيد در شيب های تند و سربالايي ها بخصوص اگر هوا سرد باشد به صورت ايستاده استراحت کنيد. استراحت های شما بسيار کوتاه و حرکت شما يکنواخت باشد.

تنفس هنگام کوهنوردی می بايست از طريق بينی صورت پذيرد. البته اين کار در تمامی ورزش ها الزامی است. تنفس از راه دهان موجب افزايش تبخير مخاطی شده و درصد هيدراتاسيون (از دست دادن آب) بدن افزايش می يابد و در نهايت موجب ضعف و خستگی بيشتر خواهد شد. عده ای بنا به عادت, تنفس از راه دهان را راحت تر می دانند که اين افراد با تمرين می توانند تنفس از راه بينی را فرا گرفته و به صورت عادت درآورند. عده ديگری نيز به دلايل ناهنجاري هايي در ساختمان بدنشان قادر به اين کار نبوده يا آن را به سختی انجام می دهند. از اين گروه می توان به کسانی که درجاتی از انحراف تيغه بينی را دارند و يا مبتلا به پوليپ بينی يا کسانی که لوزه سومشان بزرگ است اشاره کرد. در اينها تنفس از راه بينی بسيار مشکل و عذاب آور می باشد. در اين افراد با رفع علت زمينه از طريق مناسب می توان به نتيجه دلخواه و مطلوب دست يافت. از طرفی تنفس از راه دهان به خصوص در فصول سرد سال موجب اتلاف حرارت بيشتری شده و در واقع شخص را به نوعی دچار کمبود انرژی می سازد. هر کوهنورد بايد سعی کند در کمترين زمان ممکن بيشترين تطابق را از جهت سرعت و نظم حرکت با محيط کوه به دست آورد. اين کار بايد به گونه ای انجام شود که تنفس و فعاليت قلبی وی دچار مشکل نگردد.

به طور کلی سرعت حرکت و اندازه قدم ها بر اساس وضعيت مسير و بخصوص شيب محل, برآورد شود. هر قدر شيب مسير بيشتر باشد از سرعت حرکت کاسته می شود و وقت بيشتر نياز است. هنگام پايين آمدن بايد سعی کنيد استراحت های متناوب داشته باشد. اگر عجله نداريد و از جهت وقت يا شرايط جوی در تنگنا نيستيد, با توقف های متعدد و مناسب مانع بروز خستگی و کوفتگی عضلانی شويد. به ياد داشته باشيد که شايعترين علت صدمات در کوهنوردی خستگی است.

منبع: فصلنامه کوه/ سال هفتم/ شماره بيست و هشتم/ دکتر مسعود حميدی

بهمن

بهمن : ريزش برف از ارتفاع در كوهستان بعلت سنگين شدن برف و عوامل خارجي ديگر .
 عوامل دروني موثر در ايجاد بهمن : شامل خود برف و بستر زير برف مي باشد . به عبارتي حجم ؛ جنس و لايه هاي برف به همراه ميزان شيب و وضعيت بستر در ايجاد بهمن موثر هستند .
عوامل بيروني موثر در ايجاد بهمن : ميتواند شامل صدا - حيوانات - باد - زلزله - كوهنوردان و ... باشد .
 نكات :
اگر ارتفاع برف تازه بين 15 تا 20 سانتيمتر باشد احتمال ريزش بهمن كم است !
اگر ارتفاع برف تازه بين 20 تا 30 سانتيمتر باشد احتمال ريزش وجود دارد !
اگر ارتفاع برف تازه بيش از 30 سانتيمتر باشد ريزش بهمن حتمي است !


   جنس برف :
به دو نوع است ؛
1 - برف خشك و يا پودري كه مشخصات آن سبكي - دارا بودن اكسيژن زياد در درون آن - بارش آن در دماي زير صفر درجه - نچسبيدن به لباس و به سختي در دست گلوله شدن است .
2 - برف خيس كه مشخصات آن سنگيني - نداشتن اكسيژن زياد - بارش در دماي صفر درجه - چسبيدن به لباس و گتر و راحت گلوله شدن در دست ميباشد .

لايه هاي برف :

اگر لايه پودري روي لايه يخ زده فشرده باشد بهمن حتمي است و اگر لايه هاي يخ زده و فشرده روي هم باشند احتمال وقوع بهمن بسيار كم است .
 
عوامل تاثير گزار در برف    :   

در دماي كم برف يخ مي زند پس هر چه دما پايين تر و هوا سردتر باشد احتمال ريزش بهمن كم تر است . باد باعث انباشته شدن برف و ريزش آن مي شود پس افزايش وزش باد برابر با افزايش خطر بهمن است . در ارتفاع بالا برف آب نمي شود و حجم برف زياد مي شود پس احتمال بهمن بيشتر است .
  شيب بستر :

در شيب 23 تا 60 درجه احتمال بهمن زياد است و در شيب هاي بيشتر و كمتر از اين مقدار احتمال ريزش بهمن بسيار كم است . بيشترين بهمن ها در شيب 30 تا 45 درجه رخ داده است . همچنين در شيب هاي محدب خطر بيشتر از شيب هاي مقعر يا فرو رفته است . در شيب محدب سرعت بهمن هر لحظه بيشتر مي شود و در شيب مقعر بالعكس .
  وضعيت بستر : اگر بستر زير برف يكنواخت باشد احتمال ريزش بهمن زياد مي شود و هر چه يكنواختي آن كمتر باشد و موانعي مانند سنگ و بوته و درخت در آن باشد احتمال ريزش بهمن كم مي شود .
  محدوده بهمن :

معمولا به دور از يال ها و خط الراس ها است و بيشتر بطرف مركز خط القعرها كوه است يعني فرورفتگي بين دو يال و زير خط الراس . و از بالا به پايين شامل سه بخش تاج بهمن - مسير بهمن و انتهاي بهمن مي باشد .
 انواع بهمن :
  بهمن خيس : به شكل تكه هاي شكسته شده برفي حركت مي كند . مانند بهمن نقاب هاي برفي .  

بهمن پودري يا خشك :

سرعت زيادي دارد و نيازي به تحريك خارجي نداشته و بعلت وزن خودش فرو مي ريزد و با ورود به مجاري تنفسي باعث مرگ فرد بهمن زده مي شود .
 نكاتي كه هنگام عبور از مسير بهمني بايد به آن توجه كرد :
  توقف گروه و دادن هشدار هاي لازم و مجهز شدن به نخ بهمن . افراد نيز نبايد به هم اتصال داشته باشند مگر اينكه عبور از مسير احتياج به كار فني و يخنوردي با حمايت داشته باشد كه بايد بصورت كرده دو نفره باشند .
نخ بهمن : طنابي است كم قطر حدود 6 ميليمتر به رنگ سفيد و قرمز كه با فلش و متراژ محل فرد حادثه ديده و فاصله با او را نشان مي دهد . اين طناب به كمر هر فردي كه قصد عبور دارد بسته مي شود بصورتيكه فلش ها بطرف شخص و نقطه صفر متراژ روي طناب بدور كمر وي باشد و انتهاي طناب نيز آزاد بدنبال فرد بر روي برف كشيده مي شود .
رعايت سكوت هنگام عبور.
  عبور بصورت انفرادي .
  قدم هاي بلند به هنگام عبور و استفاده از جاپاي نفر اول بمنظور جلوگيري از تشكيل خط برش برف .   بازكردن بند تجهيزات از خود مانند كوله و كلنگ و ... تا بتوان بمحض ريزش بهمن در يك ثانيه همه وسايل را از خود جدا كرده و بدور انداخت .
  بهترين زمان عبور حداقل 24 ساعت پس از آخرين بارش برف و بهنگام صبح زود و يا غروب خورشيد است كه هوا سردتر است و آفتاب به برف نمي خورد .
 برخلاف صعود از شيبهاي تند كه بصورت مارپيچ است ؛ صعود از شيب بهمني بايد بصورت مستقيم باشد .
 تا حد امكان از بالاي محدوده بهمن و نزديك به تاج بهمن عبور كنيم تا حجم برف كمتري بالاي سرمان باشد .

 نكاتي كه فرد بهمن زده بايد به آن توجه كند :
 دور كردن همه تجهيزات مخصوصا فلزي و برنده از خود .
 فرار كردن به محلهاي امن . يعني بصورت شنا خود را بروي بهمن بياورد و بطرف بالا و سمت چپ يا راست فرار كند.
 پوشاندن جلوي دهان و بيني .
 باز كردن فضايي در جلوي صورت و سينه با كشيدن نفس عميق جهت تنفس در زير برف .
 پيدا كردن جهت جاذبه زمين با انداختن آب دهان و در صورت امكان اقدام به حفاري بطرف بالا .

 نكاتي كه اطرافيان بايد به آن توجه كنند :
دنبال كردن مسيري كه فرد بهمن زده طي مي كند با چشم تا زمان پايان بهمن .
پيدا كردن نخ بهمن و وسايل فرد .
گشتن نواحي پايين تر از محل شروع بهمن و حركت فرد .
در صورت امكان استفاده از سوند ؛ ميله فلزي و باريك و بلند كه داخل برف فرو مي رود تا فرد را پيدا كنند.

آشنائی با چادر و چادر زدن در کوهنوردی

 انواع چادر :
1. انواع چادر از نظر نوع استفاده :
a. چادر های کمپینگ
بیشترین تنوع را در میان چادر ها دارند . بسته به تعداد نفرات استفاده کننده از چادر و نوع برنامه ; ابعاد و اشکال مختلفی را شامل می شوند .
b. چادرهای کوهنوردی
این گونه چادر ها دارای طراحی و اجزاء سازنده کاملا تخصصی می باشند
متناسب ارتفاع ; نحوه بکارگیری ; و دیگر ضرورتهای تیم های کوهنورد طراحی می شوند
c. چادرهای دیواره نوردی
از جمله چادر های بسیار مدرن و تکنیکی هستند که در مسیر های بلند بر روی دیواره ها بسیار ضروری می باشند

2. انواع چادر از نظر شکل ظاهری :
بطور کلی چادرها را بر اساس وضعیت تیرک ها به دو دسته تک تیرک و چند تیرک تقسیم می نمایند
از نظر فرم وشکل چادرها در انواع مختلفی طراحی می شوند مانند : چادرهای اردوگاهی ;خیمه ای ; تونلی; گنبدی ; چند وجهی و غیره
همچنین چادرها می توانند از لایه های مختلف روکش به منظور مقابله با باد ; بارش و حفظ گرمای درونی برخوردار باشند
همه چادر ها بطور کلی دارای دو بخش اصلی می باشند :

1. اسکلت نگهدارنده : که از جنس فلز ; چوب ; فایبرگلاس و یا کانالهای بادی می باشد
اسکلت چادر وظیفه نگهداشتن روکش را بعهده دارد و در واقع شکل دهنده
چادر می باشد

2. روکش چادر : که از انواع پارچه ها دوخته می شود و مانند سقف و دیواره های جانبی یک بنا فضائی بسته و محدود را بوجود آورده و از محیط باز اطراف مجزا می سازد

چادرهای کوهنوردی دارای ویژگیهای زیر می باشند :

1. سبک ; کم حجم و قابل حمل
2. سریع الاستفاده
3. مقاوم در برابر باد
4. عایق در مقابل رطوبت ( در قسمت کف )
5. دارای سیستم تهویه هوا

ویژگیهای محلی دربرقراری کمپ ( چادر زدن ):

یک چادر زمانی قابل استفاده است که دو اصل انتخاب محل مناسب و برپائی صحیح آن کاملا رعایت شود . در غیر این صورت از میزان کارآئی و راحتی و آرامش در چادر کاسته می شود .
وبژگیهای محلی که می توان در آن چادر را برقرار کرد بسیار متعدد است ولی مهمترین عواملی که باید رعایت شود به این ترتیب می باشند :
1. زیر چادر از هرگونه سنگ و بوته باید پاک باشد . زمینهای نرم خاکی و ماسه ای بهترین نوع انتخاب می باشند زیرا نرمی آن استراحت مطلوبی را بدنبال دارد و همچنین کف چادر صدمه نخواهد دید .
2. زمین رطوبت نداشته باشد
3. مکان مورد نظر حتی الامکان در پناه باشد تا در مواقع باد و توفان کمترین فشار به چادر وارد شود
4. محل انتخابی دور از محل ریزش بهمن ; سنگ ; سیل ; و در کنار دریا بالاتر از خطر مد و دور از برخورد امواج دریا با چادر باید در نظر گرفته شود
5. محل چادر باید زمینی هموار و بدون شیب باشد و در صورت اجبار باید تا آنجا که می شود زمین را هموار نمود
6. محل چادر باید دور از کناره راهها و در بالای آنها قرار داشته باشد تا افراد و وسایل نقلیه با آن برخورد نکنند و همچنین در اثر عبور و تردد در معرض ریزش سنگ قرار نگیرد .

روش صحیح برپائی چادر :
چادرهای جدید اکثرا دارای کف یک تکه می باشند که در اطراف آن حلقه ها یا بندهایی برای محکم کردن کفه به زمین ( بند مهار چادر ) تعبیه شده است .
برای نصب ;
ابتدا کفه چادر را قبل از زدن تیرکها باید به زمین محکم کرد به گونه ای که کف چادر هیچ گونه چروکی نداشته باشد و به حالی صاف و کشیده قرار گیرد .
سپس تیرکها را در جای مخصوص خود قرار داده
و بند های مهار آن را با میخ های مخصوص چادر به زمین متصل نمود
بدنه و سقف چادر بعد از برپائی صحیح باید کاملا کشیده و صاف باشد چون در غیر این صورت علاوه بر کم شدن حجم داخلی آن در مواقع بارندگی آب در بین چروکها جمع شده و به داخل نفوذ می کند و باد نیز با بدنه چادر در گودیها تماس بیشتری پیدا کرده و در نتیجه موجب کنده شده آن می شود .
در موقع نصب چادر جهت وزش باد را باید در نظر گرفت ; درب چادر هیچ گاه نباید در مقابل باد قرار گیرد چرا که موجب می شود باد; برف و باران و خاک را به داخل چادر ریخته و آنرا خیس و کثیف نماید .
از دیگر عوامل موثر در مقاومت چادر در برابر باد و توفان ; صحیح زدن میخ ها نگهدارنده است . میخها باید با زاویه های خلاف راستای کشش بند ها در زمین جای داده شود به گونه ای که بیشترین فشار را تحمل نماید
پس از نصب و برقراری چادر قرار دادن وسایل در گوشه های چادر به استحکام و شکل گیری بهتر آن کمک می کند

تذکر:
1. از روشن کردن هرگونه وسیله گرمایی و روشنائی که دارای شعله می باشد در چادر خود داری کنید . پوشش چادر قابل اشتعال بوده و ایجاد شعله در چادر می تواند خطر آفرین باشد . بهتر است طبخ غذا در خارج و دور از چادر انجام گیرد و برای روشنائی از چراغهای باطری دار استفاده شود برای گرم شدن در چادر از پوشاک گرم و کیسه خواب و یا کیسه آب گرم استفاده کنید
2. برای جلوگیری از ورود حیوانات موذی و گزنده و نفوذ سرما و بار و باران درب چادر فقط در زمان ورود و خروج باید باز شود
3. ظزفیت هر چادر مشخص است ; چادرها می توانند از یک نفره تا چند نفره طراحی شده باشند . استفاده بیش از ظرفیت موجب وارد آمدن خسارت به چادر می شود

4. در مواقعي كه احتمال بارندگي وجود دارد گود كردن اطراف چادر جهت جلوگيري از نفوذ آب به زير چادر ضروري است .

نکاتی در باره حفظ و نگهداری چادر :

1. از آنجا که چادر از پارچه ساخته شده است ; در تماس با اجسام تیز و برنده به سرعت پاره می شود به همین جهت باید در بسته بندی آن رقت شود تا میخ های چادر و تیرکها در کیسه ای محکم و به طور جداگانه در کنار چادر جای گیرد و از قرار دادن آنها در لابه لای چادر به صورت بدون حفاظ خود داری کرد . چادر را در روی باربند اتومبیل و زیر بارهای سنگین و تحت فشار قرار ندهید
2. هیچگاه چادر را بصورت خیس جمع نکنید و اگر مجبور به این کار شدید در اولین وقت مناسب آن را از کیسه مخصوص چادر خارج کرده و در هوای آزاد خشک نمائید
3. برای بیشتر شدن دوام کف چادر بهتر است قبل از نصب آن در زیر چادر پارچه و یا زیر انداز قرار دهید تا از برخورد مستقیم آن با سطح زمین جلو گیری شود
4. بند های چادر را تا حد لازم کشیده و سفت نمائید چرا که فشار بیش از حد موجب پاره شدن بند و یا بدنه چادر می شود
5. برای باز و بسته نمودن زیپ های چادر از دو دست استفاده کنید و بصورت صاف و بدون زاویه آنها را باز و بسته نمائید
6. تیرکها و میخها را همیشه در کیسه مخصوص آنها حمل کنید و از پخش کردن آنها در موقع نصب و یا جمع آوری چادر خود داری نمائید تا در زیر پا کج و شکسته نشوند و ضمنا از گم شدن آنها جلوگیری شود
7. همواره بعد از جمع آوری میخها و تیرکها آنها رابشمارید و از کامل بودن آنها در قبل و بعد از برنامه مطمئن شوید
8. از قرار دادن چادر در کنار مواد نفتی و شیمیائی و شستن آن با این مواد جدا خود داری نمائید
9. هرگونه پارگی کوچک و آسیب جزئی را قبل از زیادتر شدن آن ترمیم نمائید

خنده ایی از طرف خدا

www.neshate-koohestan.tk  نشاط کوهستان

يك داستان بسيار بسيار زيبا (فارسي و انگليسي)

 My mom only had one eye.  I hated her... she was such an embarrassment.

مادر من فقط یك چشم داشت . من از اون متنفر بودم ... اون همیشه مایه خجالت من بود

She cooked for students & teachers to support the family.

اون برای امرار معاش خانواده برای معلم ها و بچه مدرسه ای ها غذا می پخت

There was this one day during elementary school where my mom came to say hello to me.

یك روز اومده بود  دم در مدرسه كه به من سلام كنه و منو با خود به خونه ببره

I was so embarrassed. How could she do this to me?

 خیلی خجالت كشیدم . آخه اون چطور تونست این كار رو بامن بكنه ؟

I ignored her, threw her a hateful look and ran out.

 به روی خودم نیاوردم ، فقط با تنفر بهش یه نگاه كردم وفورا   از اونجا دور شدم

The next day at school one of my classmates said, "EEEE, your mom only has one eye!"

روز بعد یكی از همكلاسی ها منو مسخره كرد و گفت  هووو .. مامان تو فقط یك چشم داره

I wanted to bury myself. I also wanted my mom to just disappear.

فقط دلم میخواست یك جوری خودم رو گم و گور كنم .  كاش زمین دهن وا میكرد و منو ..كاش مادرم  یه جوری گم و گور میشد...

So I confronted her that day and said, " If you're only gonna make me a laughing stock, why don't you just die?!!!"

روز بعد بهش گفتم اگه واقعا میخوای منو شاد و خوشحال كنی چرا نمی میری ؟

اون هیچ جوابی نداد....                                                         My mom did not respond...

I didn't even stop to think for a second about what I had said, because I was full of anger.

 حتی یك لحظه هم راجع به حرفی كه زدم فكر نكردم ، چون خیلی عصبانی بودم .

I was oblivious to her feelings.

احساسات اون برای من هیچ اهمیتی نداشت

I wanted out of that house, and have nothing to do with her.

دلم میخواست از اون خونه برم و دیگه هیچ كاری با اون نداشته باشم

So I studied real hard, got a chance to go to Singapore to study.

 سخت درس خوندم و موفق شدم برای ادامه تحصیل به سنگاپور برم

Then, I got married. I bought a house of my own. I had kids of my own.  

اونجا ازدواج كردم ، واسه خودم خونه خریدم ، زن و بچه و زندگی...

I was happy with my life, my kids and the comforts

 از زندگی ، بچه ها و آسایشی كه داشتم خوشحال بودم

Then one day, my mother came to visit me.

تا اینكه یه روز مادرم اومد به دیدن من

She hadn't seen me in years and she didn't even meet her grandchildren.

اون سالها منو ندیده بود و همینطور نوه ها شو

When she stood by the door, my children laughed at her, and I yelled at her for coming over uninvited.

وقتی ایستاده بود دم در  بچه ها به اون خندیدند و من سرش داد كشیدم كه چرا خودش رو دعوت كرده كه بیاد اینجا  ، اونم  بی خبر

I screamed at her, "How dare you come to my house and scare my children!" GET OUT OF HERE! NOW!!!"

 سرش داد زدم  ": چطور جرات كردی بیای به خونه من و بجه ها رو بترسونی؟!"  گم شو از اینجا! همین حالا

And to this, my mother quietly answered, "Oh, I'm so sorry. I may have gotten the wrong address," and she disappeared out of sight.

اون به آرامی جواب داد : " اوه   خیلی معذرت میخوام مثل اینكه آدرس رو عوضی اومدم " و بعد فورا رفت واز نظر  ناپدید شد .

One day, a letter regarding a school reunion came to my house in Singapore .

یك روز یك دعوت نامه اومد در خونه من درسنگاپور برای شركت درجشن تجدید دیدار دانش آموزان مدرسه

So I lied to my wife that I was going on a business trip.

 ولی من به همسرم به دروغ گفتم كه به یك سفر كاری میرم .  

After the reunion, I went to the old shack just out of curiosity.

بعد از مراسم ، رفتم به اون كلبه قدیمی خودمون ؛ البته فقط از روی كنجكاوی .

My neighbors said that she is died.

همسایه ها گفتن كه اون مرده

I did not shed a single tear.

ولی من حتی یك قطره اشك هم نریختم

They handed me a letter that she had wanted me to have.

اونا یك نامه به من دادند كه اون ازشون خواسته بود كه به من بدن

"My dearest son, I think of you all the time. I'm sorry that I came to Singapore and scared your children.

 ای عزیزترین پسر من ، من همیشه به فكر تو بوده ام ، منو ببخش كه به خونت تو سنگاپور   اومدم و بچه ها تو ترسوندم ،

I was so glad when I heard you were coming for the reunion.

 خیلی خوشحال شدم وقتی شنیدم داری میآی اینجا

But I may not be able to even get out of bed to see you.

 ولی من ممكنه كه نتونم از جام بلند شم كه بیام تورو ببینم

I'm sorry that I was a constant embarrassment to you when you were growing up.

وقتی داشتی بزرگ میشدی از اینكه دائم باعث خجالت تو شدم خیلی متاسفم

You see........when you were very little, you got into an accident, and lost your eye.

آخه میدونی ... وقتی تو خیلی كوچیك بودی تو یه تصادف یك چشمت رو از دست دادی

As a mother, I couldn't stand watching you having to grow up with one eye.

به عنوان یك مادر نمی تونستم تحمل كنم و ببینم كه تو داری بزرگ میشی با یك چشم  

So I gave you mine.

بنابراین چشم خودم رو دادم به تو

I was so proud of my son who was seeing a whole new world for me, in my place, with that eye.

برای من اقتخار بود كه پسرم میتونست با اون چشم  به جای من دنیای جدید رو بطور كامل ببینه

With my love to you

با همه عشق و علاقه من به تو     


از نظرات خوب شما :

یکشنبه 1 دی1387 ساعت: 8:18

توسط:همنورد

با سلام .

اولین صبح زمستانیتان به خوشی وخوبی.
واقعاَ داستان زیبا وتکان دهنده ای بود .
قطعاَ همه ما در دوران کودکی .نوجوانی وجوانی نسبت به والدین خود قصورهایی داشته ایم که از روی جهل ما بوده ونیز به دلیل نادانی ما از جهان هستی .
وقتی آدمها بزرگ میشن وخود صاحب فرزند میشوند ورنج بزرگ کردن پاره تنش را مچشد تازه اون وقت به ژرفنای زحمات والدین خود وخصوصاً مادر پی میبرد. خدایا از تو میخواهم چنانچه نسبت به والدینم حتی کوچکترین رنجشی وارد کرده ام مرا ببخش وتلخی این سختی را فقط به خودم بچشان .آمین


یکشنبه 1 دی1387 ساعت: 12:52 توسط:حسین (مدیر وبلاگ PC For Life)
سلام آقاي ستوده
شب يلداتون (كه گذشت!!) مبارك باشه.
داستان زيبا و تكان دهنده اي بود. اميدوارم هيچ كس در حق والدينش كاري انجام نده كه بعد ها به خاطر اون كار شرمنده باشه. (به خصوص ما جوونا).
اميدوارم سالم و موفق باشيد.
 

یکشنبه 1 دی1387 ساعت: 10:4

توسط:متهور مهرابی

با سلام .

در زمستان سرد وزیبا برایتان آرزوی سرسبزی دلهایتان را دارم.
یکشنبه 1 دی1387 ساعت: 14:5 توسط:همنورد همکار
سلام جناب ستوده

فرارسیدن زمستان پاک و سپید را به شما تبریک میگم .
داستان بسیار جالب و پندآموزی بود.
امیدوارم این پند را آویزه گوش کنیم و هرگز فراموش نکنیم.
هدیه بسیار عالی در اولین روز زمستان بود.
پایدار و سر بلند باشید.