اینجا ایران است ... قلعه تاریخی زیویه

 با درود و سلام ،

ادامه سفر هفتم  صعود قلم به منطقه استان آذربایجان غربی و کردستان

چهارشنبه 10 خرداد 91 از تهران حرکت کردیم شب را در بناب میهمان همنورد عزیز آقای پورعلی بابا بودیم

پنجشنبه 11 خردادا 91 به مهاباد رسیدیم ، میهمان کانون کوهنوردان اوراز بود و شب در مهاباد بودیم

جمعه 12 خرداد 91 حرکت صعود قلم آغاز شد شب را در جنگل پردانان نزدیک آبشار خرپاپ در کمپ بودیم

شنبه  13خرداد 91 پس از برنامه صعود قلم به سمت سردشت حرکت و شب را کنار آبشار شلماش بودیم

یکشنبه 14 خرداد 91 از آبشار شلماش به سمت شهر ربط و سپس بازدید چشمه گراوان و شب در بانه بودیم

دوشنبه 15خرداد 91 حرکت از بانه به سمت سقز بازدید از قلعه زیویه و غار کرفتو شب در هیدج زنجان بودیم

دوشنبه 16 خرداد 91 حرکت از هیدج و عصر همانروز در تهران و پایان برنامه بود .....

پس از یک شب اقامت در بانه و گشت و گذاری در بازار آن ، به سمت سقز از بانه خارج شدیم ، در مسیر به شهر صاحب رفتیم و از آنجا مسیر غار کرفتو را پی گرفتیم 27 کیلومتر مانده به غار کرفتو تابلو قلعه زیویه را در یک سه راهی خواهید دید .

حالا در مورد زیویه گزارش بازدید از این قلعه را تقدیم حضورتان می نمایم ، شاید شما بازدیدی از این تپه تاریخی نداشته باشید و با خواندن این مطلب انگیزه لازم برای سفر با این بخش از کشورمان را پیدا کنید، ما به قصد بازدید غار کرفتو رفته بودیم که در مسیر با تابلویی این قلعه برخورد کردیم و چون فاصله زیادی از مسیرمان نداشت ابتدا از این قلعه بازدیدو سپس به سمت غار کرفتو راهی شدیم که در پست های آینده گزارش آنرا نیز درج خواهم کرد .   در مسیر سقز به دیواندره به شهرستان صاحب سپس به سمت غار کرفتو ، در مسیر این تابلو را خواهید دید .....

تپه ایی که قلعه زیویه در بالای آن قرار داد

روستای زیویه از بالا تپه قلعه زیویه

تابلو اطلاعات قلعه زیویه


تصاویری از قسمت های داخلی این قله که با دوربین دیجیتال کانن مدل IXY 50s تهیه شده تقدیم شما

ته ستون های بجا مانده از تالاری با شکوه


قلعه زیویه در 55 كیلومتری جنوب شرقی سقز بر روی تپه ای نسبتا مرتفع كه به محیط اطراف اشراف كامل دارد بنا شده و اكنون تنها بخش هایی از آن باقی مانده است . در مورد عظمت و اهمیت تپه زیویه مطالب بسیاری در كتاب ها نوشته شده است . از حفاری های این تپه كه اكثرا در گذشته و به صورت غیر مجاز بوده اشیای زیادی به دست آمده كه یعضی از آنها در موزه های داخلی و بسیاری هم در موزه های خارج هستند . از جمله اشیای به دست آمده قطعات عاج منقوش بوده كه نقوش حیوانی و صحنه شكار اساطیر روی آنها حك شده و از ارزش ویژه ای برخوردار است . از روی چند قطعه از آنها ، نقش برجسته آبیدر سنندج طراحی ، بزرگ نمایی و ساخته شده است . گردنبند طلا و سر عقاب طلائی ا دیگر نمونه های اشیای كشف شده تپه زیویه هستند كه از ارزش زیادی برخوردارند . آثار این تپه مربوط به هزاره اول قبل از میلاد است .

تا درودی دیگر

اطلاعات بیشتر :


این قلعه تاریخی و باستانی 3500 ساله، یکی از شاهکارهای معماری بشریت در سده نهم تا ششم پیش از میلاد است.

این قلعه بر روی تپه‌ای بنا شده که بر نواحی پیرامون آن مشرف بوده و تسلط کامل داشته است که امروزه از نظر گردشگری نیز چشم انداز بسیار زیبایی دارد.

زیویه هم از نظر معماری و هم از نظر آثار هنری یکی از شاخص‌ترین مکان‌های دوره تاریخی محسوب می شود و احتمالاً مربوط به اقوام مانایی است که محل حکومت آنها شمال غرب ایران بوده است.

موقعیت خاص طبیعی تپه زیویه در یک چشم انداز، علت اصلی و اساسی برای بنای چنین دژی را مسجل و مستدل می‌نماید به عبارت دیگر وضعیت تپه نسبت به ارتفاعات مجاور از نظر استراتژیک دارای اهمیت خاصی است.

برای نخستین بار از این بنای تاریخی در سالنامه‌های آشوری ذکری به میان آمده است و بیان شده که به دنبال شورش و طغیان اقوام مانایی (سده نهم تا ششم پیش از میلاد) از طریق قلعه این تپه عملیات‌های جنگی صورت گرفته است.

اعتبار و شهرت جهانی زیویه به سال 1325 باز می گردد که در اثر عوامل جوی و ریزش برف و باران قسمتی از راس تپه تخریب و آثار و اشیاء به صورت اتفاقی کشف شدند. اولین عملیات باستان شناسی در این منطقه توسط رابرت رایسون آمریکای در سال 1945 انجام گرفت.

در فاصله سال های 1325 تا 1323 یک یهودی به نام ایوب رب نوع به مدت 8 سال اقدام به کاووش کرد که متاسفانه در طول این 8 سال صدمات جبران ناپذیری متوجه این اثر باستانی شد. بیش از 80 درصد تپه زیویه مورد اکتشاف قرار گرفت و هدف این گروه تنها پیدا کردن اشیاء و آثار تاریخی برای فروش و تجارت بود.

در سال 1354 نصرالله معتمدی کاووش و بررسی اشیاء کشف شده در تپه باستانی زیویه را آغاز کرد و فعالیت وی در دو فاصله زمانی تا سال 1373 ادامه یافت. در دور دوم فعالیت های باستان شناسی معتمدی که 6 سال به طول انجامید آثار بسیار ارزشمندی در آن کشف شد.

فعالیتهای باستان شناسی در تپه باستانی زیویه از سال 1378 و توسط سیمین لک پور ادامه پیدا کرد و وی نیز حدود 11 فصل در این منطقه فعالیتهای باستان شناسی و کاووش خود را ادامه داد. در این مدت راه پله های سنگی، فضاهای جانبی و تالار ستون دار که از شاخص ترین بخش های آن است نیز کشف شد.

تالار ستون دار تپه باستانی زیویه دارای 16 ستون در دو ردیف 8 عددی است که پایه ستون‌ها سنگ و خود ستون‌ها نیز از خشت بوده اند که متاسفانه هم اکنون از ستونها هیچگونه اثری باقی نمانده است.

کلیه فعالیت‌های باستان شناسی و محافظتی این اثر باستانی در سال 82 متوقف و پس از وقفه‌ای 4 ساله دوباره از اواخر سال 86 از سر گرفته شد.

قلعه گرد کوه ، دژ فراموش شده دامغان

ببردندش از  پیش  فرخ  پدر           سوی گنبدان دژ پر از خاک سر

بدان دژش بردند بر کوهسار           ستون  آوریدند  از  آهن   چهار

( فردوسي)

گرد کوه و یا به گفته فردوسی ، گنبدان دژ ، دژیست در البرز کوه که اسفندیار پهلوان روئین تن ایرانی ، مدتی به فرمان پدرش گشتاسب در آنجا زندانی بود، این دژ باستانی در هجده کیلومتری غرب شهرستان دامغان واقع شده است و مسیر آن بوسیله یک جاده خاکی  به طول هشت کیلومتر از روستای حاجی آباد می گذرد، (  کوه گرد کوه به شکل گنبد میباشد و احتمالا به همین خاطر آن را بدین نام نامیده اند) .

 

گرد کوه در گذر تاریخ آبستن حوادث فراوانی بوده است ، ولی شهرت آن بیشتر به دوره اسماعیلیه باز می گردد ، به زمانی که حسن صباح و فدائیان بی باکش با کاردهای زهر آلودشان وحشت به جان تمامی حکام و فئودال های سلجوقی انداخته بودند، در آن دوره فردی به نام رئیس مظفر حاکم دامغان بود، وی دعوت حسن صباح را پذیرفت و از آنجا که فرد ثروتمندی بود قلعه الموت را به مبلغ سه هزار دینار خرید و به حسن صباح داد، او قلعه گردکوه را کانون تبلیغ فرقه اسماعیلیه کرد و هیچ کمکی را از آنها دریغ نمی داشت بگونه ای که وقتی قلعه الموت ( در سال 500 ه . ق ) به وسیله ارتش سلجوقی محاصره شد، حسن صباح کودکان و فرزندان خود را به گرد کوه نزد رئیس مظفر فرستاد تا از آنها مراقبت کند، با ظهور فتنه شوم مغول بسیاری از دژهای اسماعیلیان به خاطر خیانت خورشاه ( آخرین حاکم اسماعیلیه ) یکی پس از دیگری فرو ریختند، ولی اسماعیلیان گرد کوه تسلیم مغولان نشدند ومدت بیست سال مردانه در برابر لشکر مغول ایستادند، تا اینکه در زمان آبا قا خان این دژ سقوط کرد وتمامی ساکنان آن کشته شدند و دژ کاملا ویران گردید ( این دژ حدود دویست سال در تصرف اسماعیلیه بود و آخرین قلعه ای بود که سقوط کرد.) پس از سقوط اسماعیلیه گرد کوه به دست حکام مغول افتاد ، در سنه ( 786 ه.ق ) فردی به نام امیر ولی در یک درگیری با سپاه تیمور لنگ، گرد کوه را از تیموریان گرفت وجزو قلمرو خود قرار داد، ولی اندکی بعد در استرآباد از لشکر تیمور شکست خورد و زن و فرزندانش را به گرد کوه آورده و خود فرار کرد، از سنه ( 800 ه.ق ) به بعد قلعه روبه ویرانی نهاده و اهمیت خود را از دست داد.

 

در گذر زمان تنها ویرانه هایی از بقایای دژ باقی مانده است، دورتا دور دژ دیوارهایی از جنس سنگ وگچ به چشم میخورند، در قسمت جنوبی قلعه سه آب انبار مسقف دیده میشود که هر سه به هم راه دارند و آب آنها از چشمه پیخار بوسیله جوئی که قبلا وجود داشته تامین می شده است. امروزه به علت عدم حفاظت سازمان میراث فرهنگی و به دنبال آن کند و کاوهای غیر مجاز که بوسیله افراد سود جو در دژ انجام گرفته است این دژ بیش از پیش در معرض خطر و نابودی قرار گرفته است، امید میرود که با مساعدت نهاد های مسئول و ذی ربط این قلعه تاریخی مرمت شده و از تخریب بیشتر آن جلوگیری شود و با تعمیر جاده خاکی این قلعه و ساخت یک مجتمع تفریحی در کنار آن از این مکان به عنوان محلی جهت جذب تور یست و گرد شگراستفاده شود.

مرجع : سایت جوانان دامغانی

اینجا ایران است ... روستای سرانزا ، فیروزکوه

پنجشنبه 10 فروردین 1390 مسیر جاده سمنان تهران را به سمنان فیروزکوه ، و سپس تهران ادامه دادیم ، این جاده سمنان به فیروز کوه را اولین بار بود که طی می کردم ، کلاً جاده های بکر و طی نشده برایم همیشه جذاب بوده ، جاده ایی خلوت و دیدنی ، معادن کچ بسیاری متعلق به سمنان در کناره های این جاده قرار دارد ، از گرمای کویری در ابتدای این جاده به سرمای زمستانی که برف کنار جاده ها از علائم آن است منتقل می شود . اینجا ایران است ، ایرانی که هنوز جای جای آن ارزش دیدن را دارد . در انتهای جاده دره ایی خوش آب و هوا که درختان آن ما را به یاد دشت هویج در لواسانات انداخت چشم ها را نوازش می کند ، درختان هر چند هنوز شکوفا نشده بودند ولی نوید بهاری زیبا را می دادند ، روستای سرانزا توجه مرا به خود جلب کرد ، توقفی داشتیم که ناهاری صرف کنیم ولی گویا اقتصاد کنار جاده در خواب است و هیچیک از رستوران ها و مغازه های که تبلیغات فراوانی هم داشتند باز نبود ، من هم پس از گرفتن چند عکس راهم را به سمت فیروزکوه ادامه دادم

جاده سمنان به فیروز کوه 70 کیلومتر می باشد و اگر روزی از سمت فیروزکوه یا سمنان خواستید این جاده را طی کنید دو اقلیم کاملاً متفاوت را خواهید دید ، توصیه من رفتن به این منطقه است تا سکوت و آرامش را از نزدیک حس کنید ، البته در مسیر از منطقه افتر و گور سفید نیز خواهید گذشت که اولی در میان معادن گچ بسیار و دومی در منطقه ایی بکر و دشتی در میان صخره هاواقع شده است .

امیدوارم عکس ها مورد توجه شما بزرگواران قرارگیرد

ورودی روستا و تصاویر از شهدای آن

تپه های سرخ اولین نشانه ایی است که توجه هر مسافری را به خود جلب می کند

البته بعدها متوجه شدم که سرخ قلعه سرانزا که بیانگر قدمت فیروزکوه است نیز در این روستا قرار دارد که فرصت دیدار از آنرا نداشتم ، مطلب زیر از وبلاگ جاذبه های طبیعی و گردشگری فیروزکوه تقدیم حضورتان می گردد .


سرخ قلعه سرانزا

موقعيت : 16 کیلومتری شرق شهر فيروزکوه

 قدمت : ساسانيان و قرن چهارم و پنجم هجری

 اين اثر دارای هشت برج دفاعی بوده و در سه طبقه ساخته شده است . و بالاترين طبقه آن دارای فضاهايی جهت ديده بانی بوده است. طبقه دوم دارای اتاقها ، فضاها و راهروها و طبقه اول بصورت زير زمين و شامل اتاقهای متعددی است که توسط دالان به هم راه داشته اند. بلندترين نقطه قلعه برج قرمز و مدور آن می باشد. مصالح به مار رفته در آن شامل خشت خام و چينه می باشد.

پی نوشت :

سرخ قلعه سر انزاء مربوط به دوره ساسانیان است و در شهرستان فیروزکوه، روستای سرانزا واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۰ آذر ۱۳۷۹ با شمارهٔ ثبت ۲۹۳۱ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.[۱]

(قلعه رودخان) یاقوت جنگل

برنامه ایی مناسب برای مسافرت یک روزه خانوادگی را می خواهم برای شما معرفی کنم که برای ایام عید و تابستان بسیار مناسب می باشد . بازدید از دژ یا قلعه رودخان در نزدیکی روستایی به همین نام.

لطفاً مطالب زیر را بخوانید :

جنگل مهآلوده، رنگهای سبز، گوناگون و بیآلایش، بوی طبیعت زنده، و دژی سربلند و سرفراز با برجهای سترگ بر ستیغ کوه، که نمای آن هر بینندهای را بر سر جای میخکوب میکند.

بر فراز بلندیهای روستای رودخان، همجوار رودخانهای با همین نام ، در 20 کیلومتری جنوبغربی شهر فومن در استان جاودان سبز گیلان، و در ارتفاع حدود 700 متری سطح دریا، دژ افسانهای رودخان، همچون اژدهایی خفته، جای دارد.

طول دیوارهای آن بیش از 1500 متر بوده و در آن چندین برج قرار دارد. در این پهن دیوارها، منفذهایی برای تیراندازی و ریختن مواد مذاب بر متجاوزان بیگانه در نظر گرفته شده است. در گذشته چشمه آبی در این دژ روان بوده است. در دوسوی دروازه بالابرز آن دو سکو وجود دارد که جایگاه نگهبانان تنومند دژ بوده است. ورودی دژ از نشانه‌های مهم در فرهنگ معماری کهن ايرانزمین‌ است. هيچ‌گاه هيچ شخصی به طور مستقيم وارد فضای درونی دژ نمی‌شود. یک هشتی در آغاز ورودی ساختار است. يكی از مشخصه‌های اين هشتی مضربی از چهار بودن آن است كه اشاره دارد به چهار عنصر آب، خاك، باد و آتش و يا زایش، زند‌گی، مرگ و جاودانگی پس از مرگ. گنبدی دايره مانند در بالای آن نشان‌گر آسمان و گنبد نيلی آن است. هوای نمناک موجب رویش گیاهان در لابهلای دیوارهای دژ و پوسیدگی آنها شده، اما در سنجش با دیگر ساختارهای منطقه، رودخان سالمتر مانده است.

ساخت دژ را به دوران پر شکوه ساسانی نسبت میدهند. پیریزی چنین ساختار با ابهتی در دوران اندیشمندانه هخامنشی هم دور از ذهن نیست. دژ تا مدتها مرکز فرمانروایی و تختگاه گیلانشاهیان و از مراکز مهم جنگ‌های استقلال علیه متجاوزان تازی بوده است. این دژ در دوران سلجوقیان، بازسازی شده و از مهمترین پایگاههای اسماعیلیان در مبارزه با بیگانگان و اشغالگران بوده و تا دوران زندیه هم کاربرد نظامی داشته است. تکتک آجرهای این ساختار باشکوه، شاهدی زنده بر دلاوری و دلیرپیشگی شیرزنان و غیورمردانی است که هرگز نگذاشتند هیچ بیگانه متجاوزی  در این سرزمین پاک، خیرهسر آسوده بر بالین گذارد.

الكساندر شودزكو محقق لهستانی الاصل كه در سال ۱۸۳۰ میلادی، هنگام پژوهش در گیلان موقعیت این بنا را ثبت كرده است. وی درباره دژ رودخان نوشت «دژی است بر بالای كوهی در قسمت علیای رودخانه‌یی به همین نام، بام آن سنگی است و طرفین ورودی دارای دو برج دفاعی مستحكم هستند و بر روی كتیبه سر در ورودی آن حك شده است كه این دژ برای نخستین بار در سال ۹۱۸ تا ۹۲۱ هـ.ق برای سلطان ‌حسام ‌الدین ‌بن ‌امیره ‌دباج ‌بن ‌امیر ‌علاءالدین ‌اسحقی تجدید بنا شد. این دژ كه به سكسار و قلعه حسامی نیز شهرت دارد

دژ رودخان از دو بخش تشكیل شده است :

ارگ یا محل اسكان فرمانروا و خانواده. ارگ یا شاه‌قلعه از دو طبقه و از آجر ساخته شده و در بخش غربی این ساختار قرار دارد. ورودی دژ در سمت شمال جای دارد و در دو سوی آن دو برج عظیم سنگی دیده می‌شود.

بخش نظامی یا قورخانه. در بخش شرقی دژ رودخان، ساختارهای ویران شده‌ای وجود دارد. در بخش شمال و جنوب، دیوارهای پیرامونی دژ، برج‌های نگهبانی در فواصل گوناگون، به چشم می‌خورد . اتاق‌های هشت ضلعی كه از آجر ساخته شده، هنوز بر فراز برج‌ها دیده می‌شود.

مساحت بخش شرقی كمتر از بخش غربی آن است. بخش شرقی شامل دوازده ورودی، زندان، در اضطراری، حمام و آبریزگاه و همچنین چند واحد مسكونی است و بخش غربی دارای دوازده ورودی، چشمه، حوض، آب انبار، سردخانه، حمام، آبریزگاه، شاه نشین، و چند واحد مسكونی كه به وسیله برج و بارو در بر گرفته شده، است.

برای دیدن ساختار شکوهمند دژ پس از گذشتن از روستاهاي گشت، كرومحله، گشت‌رودخان، سياه‌‏كش، گوراب‌‏پس، ملسكام و سعيدآباد به روستاي قلعه‌رودخان رسيده و پس از گذشتن از حيدرآباد و طي سه كيلومتر جاده خاكي وارد زمین‌های پارك جنگلي دژ ‌رودخان شده و سپس مسير 5/1 كيلومتري صعود تا دژ خانه را از راه پله ساخته  شده، بگذرند.

با تشکر از آقای سپهری