کافه کوه مرداد ماه 92 تداوم شادمانی ها

    کافه کوه مرداد ماه 92

محل تشکیل :
کافه محمد تهرانی واقع در میدان سربند( میدان مجسمه )، انتهای تله سی ایژ ، بعد از دو راهی امامزاده ، کافه محمد تهرانی

کافه کوه مرداد ماه 92 نیز در تداوم شادمانی ها و به یاد دوستانی کافه کوه ی برگزار شد ، جمع صمیمی که علی رغم نیامدن بسیاری از کافه کوه یان با جمعی محدودتر و به یاد خاطرات کافه کوه های قبلی با خنده ها و شادمانی ها دسته جمعی استمرار یافت ، چراغ کافه کوه را در مرداد ماه 92 آقا مرتضی روشن کرد ، شاید فکر نمی کردیم بابای حسن اولین نفری باشد که قدم در کافه کوه گذاشته ، او پس از صعود تا پناهگاه شیرپلا به صورت انفراد در بازگشت شمع کافه کوه را روشن و منتظر بقیه دوستان بود ، وجود بهرام عریز و فرشته مهربان کافه کوه کافی بود تا شادی ها را نوید دهد .



علی سعیدی
فتوبلاگر کافه کوه نیز با خنده ای زیبای اش شادی بخش کافه کوه بود ، تا اینکه بنده هم به جمع دوستان اضافه شدم ، بودن مهناز و رسیدن خانم نریمانی ، کوهنوردان صعود کننده به قله دماوند نیز توان بانوان کوهنورد را در کافه کوه افزایش داد ، خیلی تبریکات به این دو باید گفته می شد که به صورت جدی کوهنوردی خود را ادامه می دهند . گپ و گفت مان ادامه یافت ، امیرحسین ناظمی و آرش نقافی نیز شادی میان جمع گسترش دادند هر چند اتفاقی کوچکی برای ماشین امیرحسین افتاده بود ولی وجود امیرحسین همواره سرشار از انرژی است . شاعر کوهنوردی و کافه کوه ی عزیز آقای مصطفوی نیز کافه کوه را مزین به کلام زیبایش نمود . خانم نصیری و همراه شون و نیز تعدادی از کوهنوردان دیگر ترددی گذرا با کافه کوه داشتند تا کافه کوه مرداد نیز به یاد دوستان کافه کوه حضوری خوشرنگ داشته باشد .
تصاویری از کافه کوه مرداد 92 تقدیم شما بزرگواران
آقا مرتضی ، به نمایندگی از حسن و آرام حسن


فرشته کافه کوه


مهناز و فرشته کافه کوه


اینم علی آقا ، فتوبلاگر معروف کافه کوه


بهرام عزیز


آرش عزیز

ما چهار نفر



از راست :امیرحسین ، علی ، من ، بهرام ،آرش ، مهناز ، فرشته
نوش جان


این هم آقای مصطفوی ، در وقت دوم کافه کوه وارد شد


خانم های کافه کوه


همراه با خانم نصیری

بهرام جان به مغزت زیاد فشار نیار ، مسئله پیچیده ایی نیست ، سخت نگیرید


خانم نریمانی ، پس از کافه کوه عازم شب مانی در شیرپلا و صعود به قله توچال می باشند


کافه کوه مرداد 92


این هم آخرین عکس کافه کوه مرداد 92




جمله آخر از دوست رسیده نیکوست  :

گاهی وقت ها تکرار ها زیباست
عادی شدنها زیباست
دیدار ها زیباست
دلتنگی ها همه زیباست
مثل دلتنگی های دوستان کافه کوهی برای هم

کافه کوه مرداد با یاد دوستان وبا حضور دوسدارانش به پایان رسید..جای غایبان خالی بود
منتطریم تا ماه بعد،

به امید دیدار دوستان در کافه کوه شهریور ماه 92

تا درودی دیگر بدرود

دماوند زیبا

دماوند زیبا ، فروردین 92 از منطقه وانا تقدیم شما



دوربين هاي ديد در شب

نشاط کوهستان  پرویز ستوده شایق

شاید در حدود 70 و یا 80 سال قبل، دیدن در تاریکی و یا هوای مه آلود بیشتر شبیه به داستانهای علمی و تخیلی بود اما امروزه این مسئله نه تنها دیگر یک رویا نیست و یک حقیقت ملموس به شمار می رود.

اکنون در بسیاری از ارتش های جهان و همین طور در بخش های تجاری، سامانه های دید در شب و دوربین های حرارتی به تعداد زیادی وجود دارند.

شاید با شنیدن واژه «دوربین دید در شب»، بسیاری از افراد به یاد یک فیلم جنگی و یا جاسوسی بیافتند که در آن فردی این دوربین ها را بر روی چشم خود می گذارد تا بتواند در تاریکی شب شخص مورد نظر را پیدا کند.

بر اساس یک تقسیم بندی کلی، سامانه های دید در شب بر اساس دو تکنولوژی کار می کنند؛ در یک حالت این سامانه ها با جمع آوری تشعشعات فرو سرخ که چشمان انسان توانایی دیدن آن را در حالت عادی ندارد و رساندن آن به میزان طیف مورد نظر، به ما کمک می کند که فضای رو بروی خود را ببینیم.

با دوربین های دید در شب عادی شما می توانید در شبی ابری و بدون نور ماه، انسانی را در فاصله حدودا 180 متری ببینید.

اما دومین حالت، زمانی است که شما با استفاده از سیستم های حرارتی مورد نظر و با استفاده از تشعشعات حاصل شده از حرارت سطح اشیاء و موجودات زنده قادر به دیدن آنها می شوید. از جمله مزیتهای سیستم دوم نسبت به سیستم اول این است که سامانه های حرارتی نه تنها در شب و بلکه در شرایط بد آب و هوایی مثل شرایط طوفانی و یا مه غلیظ و یا در مناطق جنگلی نیز کاربرد دارد.

این سامانه ها تاریخچه جالبی نیز دارند. در سال 1935 میلادی دکتر ولادیمیر زوریکین که یک کارشناس الکترونیک روسی الاصل مقیم آمریکا بود یک سامانه دید در شب را به بازار تجاری آمریکا معرفی کرد.

هرچند اولین استفاده نظامی از سامانه های دید در شب توسط کشور آلمان و در جنگ دوم جهانی صورت گرفت. کمپانی AEG آلمان از سال 1935 کار بر روی مدل نظامی سامانه های دید در شب را آغاز کرد و در اوایل سال 1939 میلادی اولین مدلهای نظامی سامانه های دید در شب به ارتش آلمان تحویل داده شد.

البته یکی از عمده مشکلات سامانه های دید در شب در سالهای گذشته، سنگینی وزن و بزرگ بودن حجم آنها بود که در طول سالهای مختلف سعی بر آن شد تا وزن و حجم این سامانه ها کاهش یابد.

اجزاء مهم تشكيل دهنده دوربين ديد در شب :

هر دستگاه دوربين ديد در شب داراي اجزاي مختلفي مي باشد كه به صورت ذيل است. لازم به ذكر است كه عدسي شيئي سلول تقويت تصوير و عدسي چشمي از اجزاي مهم اصلي دوربين مي باشند.

مجموعه شيئي :

مجموعه لنزهاي شيئي عمل جمع آوري نور بازتابي موجود در صحنه و متمركز كردن آن بر روي كاتد سلول تقويت تصوير را انجام مي دهند. در صورت ساكن بودن مجموعه شيئي ، عمل كانوني كردن مجموعه روي اشياء مورد نظر در صحنه بوسيله تغيير موقعيت سلول تقويت در مقر خود نسبت به لنزهاي شيئي انجام مي گيرد .

سلول تقويت تصوير :

سلول تقويت تصوير ، نور كانوني شده بوسيله عدسي شيئي را توسط فتو كاتد دريافت نموده و پس از تقويت آن تصويري با شدت قابل رويت بروي صفحه فتو فسفر ( صفحه نمايشگر ) ايجاد مي نمايد . مجموعه چشمي كه بروي صفحه نمايشگر كانوني شده است تصوير حاصل را با بزرگنمايي جهت رويت به خارج از مجموعه ارسال مي كند . سلول تقويت مجهز به سيستم تثبيت كننده بهره جريان خروجي مي باشد كه علاوه بر تغييرات شدت نور صحنه همواره داراي خروجي ثابت مي باشد . همچنين بهره گيري از كنترل اتوماتيك روشنايي (ABC ) ، سلول تقويت را از آسيب مربوط به عبور نور از منابع روشنايي با شدت بيش از حد مجاز محافظت خواهد نمود .
اين عنصر مي تواند امكان مشاهده تصوير را در تاريكي حدود چند هزارم لوكس ( LUX ) ( شرايط نور ماه و ستاره ) فراهم نمايد.

مجموعه چشمي

مجموعه چشمي كه بروي صفحه نمايشگر كانوني شده است عمل بزرگنمايي تصوير تشكيل شده روي صفحه نمايشگر را جهت رويت بوسيله چشم انسان بر عهده دارد . در دوربينها سيستم عدسي از نوع يك چشمي (Monocular ) و يا دو چشمي (Bincular ) مي باشد كه بعداً به شرح آنها خواهيم پرداخت .

نكته : مجموعه چشمي داراي قابليت تنظيم براي تعيين ميزان تصحيح چشم مي باشد كه امكان استفاده از سيستم براي افراد مختلف و با قدرت ديدهاي متنوع را فراهم مي كند . اين تصحيح بوسيله تنظيم حلقه كانوني كننده چشمي صورت مي پذيرد و واحد آن ديوپتر (Diopter ) است.

مجموعه رتيكل  

مجموعه رتيكل در مركز لنزهاي مجموعة شيئي تعبيه شده و بوسيله دكمه هاي كنترل كه روي بدنه مجموعه شيئي قرار گرفته اند عمل تنظيم در سمت و برد را انجام مي دهند . اين كار به اين صورت است كه تصويري از سطح رتيكل روي فتو كاتد سلول تقويت ايجاد مي شود كه اين تصوير با تصوير تشكيل شده توسط مجموعه شيئي از موضوع مورد نظر به هم منطبق مي گردند .

كاربرد اعداد در دوربين هاي دو چشمي

مقدمه :
در برنامه های طبیعت گردی و کوهنوردی های سبک به خصوص جنگل نوردی ، کویر پیمایی و ... و دوستانی که علاوه بر کوه پیمایی به پرنده نگری یا موضوعات مرتبط نیز می پردازد دوربین دو چشمی از ملزومات اصلی محسوب می شود ، داشتن یکی از این دوربین ها در حین برنامه شناخت بهترینی را نسبت به منطقه در اختیار خواهد گذاشت ، لذا شناخت دوربین دو چشمی نیز مفید خواهد بود ، امیدوارم مطالب این پست مورد توجه واقع شود .


همه دوستان مستحضرید که علایم شاخص دوربینها با اعدادی شبیه ۳۰×۶ یا ۳۵×۷ و ۴۰×۱۰ و امثالهم نشان داده می شود ولی اینها چه مفهومی دارند؟

اولین عدد سمت چپ یعنی ۱۰ یا ۷ یا ۸ یا ۶ قدرت بزرگنمایی دوربین و دومین عدد مبین قطر عدسی چشمی آن به میلیمتر است.

مثلا در دوربین ۳۰×۸ عدد ۸ بزرگنمایی دوربین و عدد ۳۰ قطر عدسی چشمی می باشد.

مجذور نسبت قطر عدسی چشمی بر بزرگنمایی را روشنایی نسبی می نامند.

مثال اگر دوربین را با دست بگیرید و به فاصله یک دست دور نگهداشته و داخل عدسی را نگاه کنید یک داره شفاف کوچکی را می بینید که آنرا مردمک  عدسی می نامند.

قطر این مردمک عدسی با خارج قسمت قطر عدسی چشم بر حسب میلیمتر به بزرگنمایی دوربین برابر است حال اگر این عدد را مجذور نمایید روشنایی نسبی بدست می آید.

بنابر این قطر دایره مردمک دوربین ۳۰×۶=پنج میلیمتر است: ۵=۶÷۳۰ و روشنایی نسبی آن ۲۵=۵×۵ یعنی بیست و پنج می باشد.

برای بدست آوردن قطر دایره مردمک عدد سمت راست دوربین را بر عدد سمت چب تقسیم میکنیم یعنی ۳۰ تقسیم بر ۶ که می شود ۵

وبرای تعیین روشنایی نسبی خارج قسمت که عدد پنج می باشد را در خودش ضرب می کنیم یعنی ۵×۵= که می شود ۲۵

خب حالا تا اینجا دانستید که دوربینهای ۳۰×۶ و ۳۵×۷ و ۴۰×۸ به یک اندازه و برابر است!

اگر مردمک چشم شما به عللی مانند ابری بودن یا سایه و روشنایی زیاد از حد کوچکتر و بزرگتر شود چشم انسان نمی تواند از روشنایی داخل دوربین که ان هم از مردمک عدسی چشمی خارج می شود استفاده نماید.

در حالت عادی دوربینها نامبرده شبیه هم هستند و دیدشان نیز تقریبا یکی است مثال یک دوربین ۳۵×۹ با قطر مردمک  ۳/۸ و روشنایی نسبی ۱۴/۴ به همان اندازه روشن و واضح است که یک دوربین ۵۰×۷ با قطر مردمک ۳/۸ و روشنایی نسبی ۵۰/۴ نشان میدهد.

البته این دوربینها باید از شرکتهای معتبر باشند و نه تبلیغ های دورغین!

اما در یک روز ابری و تاریک قطر مردمک چشم انسان بیشتر باز می شود با دوربین ۵۰×۷ که قطر مردمک چشمی آن ۷/۱ میلیمتر است اشیاء را خیلی واضحتر و روشن تر از دوربین نوع اول می توان دید.زیرا هرچه نسبت باز بودن مردمک چشم انسان به قطر مردمک عدسی دوربین بیشتر باشد تصویر اشیاء  واضحتر و بهتر دیده می شود.

البته فکر وزن دوربین هم باشید بعضی دوربینها مانند ۵۰×۷ و … وزنشان بسیار زیاد است و این دوربینها را دوربین شب نیز می نامند و اغلب در کشتیرانی و جاهایی که بخواهند در تاریکی شب و یا روشنایی کم اشیاء را به خوبی ببیند استفاده می کنند.

اگر مورد استفاده در دشتها و اتومبیل باشد مهم نیست ولی یادتان باشد که در کوه و شیبهای زیاد یک گرم وزن اضافه اشیاء ممکن است مشکل ساز باشد!

بنابرین بهترین دوربین دوربینی است که با وزن کم و میدان دید بیشتری داشته باشد.

میدان دید دوربین به آن قسمت از فضای خارج که از داخل دوربین دیده می شود گفته می شود،میدان دید دوربین دو نوع تعریف دارد:

یکی بوسیله زاویه بر حسب درجه و دیگری قطر میدان در فاصله ۹۰۰ متری مثلا زاویه رویت میدان دید دوربین ۳۰×۸ بوش ولمب برابر هشت درجه و بیست ونه دقیقه است.

و قطر میدان آن در فاصله ۹۰۰ متری ۱۳۵ متر می باشد.

در مورد دوربین ۳۵×۷ و ۳۵×۹ ساخت همان کارخانه، زاویه رویت میدان ۷ درجه و ۱۷ دقیقه و قطر میدان دید آن ۱۱۵ متر است.

هرچه میدان دایره شکلی که از داخل هر دوربین دیده می شود وسیع تر باشد از ان دوربین استفاده بیشتری می توان برد.

در کل نوع – وزن- میدان دید- و شرکت سازنده دوربین بسیار مهم است قبلا بعضی ها می گفتند یک دوربین خوب باید وقتی از بالا نگاه می کنی شصت پای خودتان را ببینید!

که البته صحت و غلط بودن این موضوع را من دقیق نمی دانم.

یادتان باشد بعضی دوربینهای ارزان قیمت در بازار هست که ابتدا دید روشنی دارد ولی بعد از یک سال دید دوربین تار می شود.

شرکتهای سازنده معروف زیاد هستند ولی معروفترین شان عبارتند از:

بوش ولمب در آمریکا- رس در انگلیس- هنسلوت و زایس و لایتز و استینر در آلمان بهترین کارخانجات سازنده دوربین های دو چشم می باشند.


پ ن :
برای دیدن پرندگان ( پرنده نگری ) دوربین دوچشمی راست بین مانند شکل بالا مناسب ترند .

ارزش داشته های شما

Value and respect what you have.
Running after what you don't have without respecting what you have will lead you to loose what you have and even what you want to have.
فکر کنم تصویر گویاست ... ارزش داشته های خود را بدانیم ....



پنجشنبه 31 مرداد1392 ساعت: 12:25 توسط:ع- نوری از اصفهان
باسلام:
سعدی(علیه الرحمه) در گلستان نقل می کنه "هرگز از دور زمان ننالیده بودم و روی از گردش آسمان درهم نکشیده مگر وقتی که پایم برهنه مانده بود و استطاعت پای پوشی نداشتم به جامع کوفه در آمدم دلتنگ. یکی را دیدم که پای نداشت سپاس نعمت حق به جای آوردم و بر بی کفشی صبر کردم

گزارش برنامه صعود به قله 4811 متری سبلان - از مسير شرقی

 تاريخ اجرای برنامه :24 الی 26 مرداد 86

گزارش این پست مربوط به صعود قله سبلان در مرداد ماه 1386 می باشد که  بنا به درخواست یکی از دوستان  درج گردیده است ، امیدوارم مورد استفاده سایر عزیزان نیز واقع شود .... شاد و با نشاط باشید


به نام او، که همه هستی، از اوست

گزارش برنامه صعود به قله 4811 متری سبلان - از مسير شرقی

استان اردبيل-سرعين- منطقه آلوارس

صعود به ارتفاعات بالای 4000 متر دارای خصوصيات و شرايط ويژه ای است که ضعف فردی يا گروهی در يکی از اين موارد، به طور حتم منجر به اجرای ناموفق برنامه خواهد شد. برخی از اين ويژگی ها عبارتند از:

    هماهنگی های مربوطه قبل از اجرای برنامه

    داشتن آمادگی جسمانی لازم در حد صعود قله بالای 4000 متر ، این بخش توسط اجرای پیش برنامه به یکی از قلل مشابه از نظر ارتفاع و مدت اجرای برنامه تامین می گردد و هر چه تمرین قبل از برنامه بیشتر باشد در صعود اصلی با مشکلات کمتری مواجه خواهیم شد .

    برخورداری از تغذيه مناسب کوهستان

    برخورداری از آمادگی تنفسی مخصوص ارتفاعات ، چنانچه یک شب مانی در قل نزدیک 4000 متر باشد که مناسب است اگر قله ایی با این ارتفاع در نزدیک شما نبود می توانید در بلندترین قله منطقه خودتان یک شب مانی داشته باشید .

    برخورداری از پوشش مناسب ، بدلیل اینکه شرایط آب و هوایی کوهستان متغییر است ، داشتن پوشاک مناسب در برنامه ها ، حتی در تابستان برای کوهنوردان الزامی است .

    توجه به امر سرپرستی که در تیم ها ، چنانچه سرپرستی تیم به درستی انجام نشود یا فردی که در این سمت قرار می گیرد آمادگی لازم را نداشته باشد تیم را دچار مشکلات عدیده ایی می کند ، مقوله سرپرستی همواره به عنوان یک آیتم تاثیر گذار در اجرای درست برنامه ها مد نظر قرار گیرد .

    و نکاتی ديگر

ظهر روز چهارشنبه 24/6/86 ساعت 13:15 از مبداء پژوهشکده واقع در جاده قدیم تهران - کرج به سمت شهر سرعين واقع در استان اردبيل به راه افتاديم.

    نفرات همگی شاداب و سرحال بودند به طوريکه تقريبا تا انتهای مسير بيدار بوده و با يکديگر گفتگو می کردند.شام را در گردنه حيران صرف نموديم .

در ساعت 23:45 به شهر سرعين رسيديم و بلافاصله در منزل بستگان آقای پرویز ستوده شایق مستقر شديم. با آقای نجف پور يکی از کوهنوردان سرعينی که آشنايي خوبی با جبهه های مختلف سبلان داشت هماهنگ شد که ما را تا ابتدای مسير صعود همراهی نمايند. تا بخوابيم ساعت 1 بامداد شد و قرار گذاشتيم که در ساعت 3:45 دقيقه بيدار شويم.

با صدای دلنشين اذان مسجد جامع سرعین از خواب بيدارشديم و پس از انجام نماز و بستن تجهيزات به سمت محل قرار به راه افتاديم. آقای نجف پور در ساعت 4:30 با يکدستگاه موتور تريل به ما ملحق شد .پس از آشنايي مختصر با ايشان به سمت منطقه  روستای آلوارس(Alvars) حرکت کرديم.  روستای آلوارس بعد از روستای شایق در دامنه های سبلان واقع شده است . روستای شایق نزدیک کردن روستا به کارخانه آب معدنی واتا ( Vata )می باشد . 

منطقه آلوارس دارای يک پيست اسکی است که متاسفانه به صورت کارشناسی ساخته نشده است و به علت برخورداری نامناسب از گرمای خورشيد برف آن، مدت زمان زيادی نمی پايد.

با روشن شدن هوا، کوهستان سبلان خودنمايي می نمود. در ساعت 5:30 در آلوارس بوديم و بعد از يک انتظار 30 دقيقه ای با يک دستگاه نيسان که از آشنايان آقای ستوده بود به سمت "چای گوزی"ادامه مسير داديم.

در راه سگ های زيادی از ما استقبال نمودند که البته از ديد آنان انجام وظيفه بود و شايد ما را خوش نمی آمد ولی آنچه به چشم می آمد هيکل بسيار بزرگ برخی از آنان بود .

پياده روی ما در ساعت 7صبح از محل چشمه معروف به چای گوزی که عشایر در اطراف آن چادر زده بودند شروع شد .تيم با نشاط بود و پس از گرفتن اطلاعات ديداری منطقه از آقای نجف پور به اتفاق به سمت کوهستان اصلی به راه افتاديم. مناظر صبح بسيار نشاط انگيز و مفرح بودند . عشاير در سمت چپ ما حضور داشتند و برخی اوقات تعدای از سگ های آنان از ما استقبال و بدرقه راه می نمودند .بدين ترتيب در ساعت 8 صبح  به نقطه استراحت اول يعنی موقعيت مرحوم حاتمی رسيديم. ارتفاع در اين ناحيه 3683 متر از سطح دريا بود . در زمان اين پياده روی قادر بوديم مسير صعود شمال شرقی را به وضوح ببينيم.

در حين پياده روی متوجه شديم که دوربين فيلمبرداری را جا گذاشته ايم ولی چون مينی بوس رفته بود و کاری از دستمان بر نمی آمد اجبارا به دوربين های عکاسي مان اکتفا نموديم.

     با درگير شدن ما در سينه سبلان تازه متوجه شديم که چه شيب وحشتناکی را بايد طی نماييم و احتمال اينکه قوای جسماني مان يارای مقاومت را در اين زمان کم نداشته باشد زيادتر شد. سرقدم ها کوتاهتر بود اما ديگر نمی شد از يک حد متعارف کمتر شود چون زمان اين اجازه را نمی داد.

کم کم اثرات پهنه سبلان خود را نشان می داد و ما خود را گمشده هيبت و بزرگی آن می يافتيم. هر يک از لکه های کوچکی را که در ديدار دوردست ديده بوديم، اکنون به تخته سنگی بزرگ تبديل شده بودند. عبور از تخته سنگ ها اجرای فرمول" سرقدم های کوتاه" را غير ممکن می نمود و اين مسئله منجر به اتلاف انرژی بيشتر می شد.

مسير دارای شيب زیادی بود و تقابل با انبوهی از سنگ های بزرگ و مسيرهای شنی ، حداکثر توان را از ما می گرفت. پس از پشت سر گذاشتن شيب سنگی اول قدری استراحت کرديم . چند تن از چوپانان که در پايين دست قرار داشتند با فرياد خود، ما را به سمت راست هدایت می کردند ، اما مسير ما دقيق و صحيح بود و اگر به سمت مورد نظر آنها می رفتيم پس از 3 ساعت در راه صعود جبهه شمال شرقی ( اين مسير را تا کنون سه بار افراد گروه طی کرده بودند) قرار می گرفتيم و اين به آن معنی بود که زمان را بيش از حد از دست می داديم.

2 نفر از دوستان از ما جدا شده و راه پايين را در پيش گرفتند و البته بعدا متوجه شديم که به آنها بسيار خوش گذشته و مورد استقبال عشاير قرار گرفته اند.از ارتفاع 4000 به بعد حالات سردرد و سرگيجه در افراد تشديد می گردد و به ناچار لازم است تصميمات مقتضی در اين خصوص اتخاذ شود.

   ساعت 14:20 .

 حرکت تيم بسيآر عالي است . دوستان به ويژه آقای قاسم نژاد مرا تا ارتفاع 4650 متری ياری می کنند . آقای ستوده در همين ارتفاع در انتظار من است. برای برگشتن هم بايد توان خود را تا ميزان 30 درصد صعود حفظ نمود.

در ساعت 14:30 :

به سنگ محراب می رسيم . اينجا مکان مقدسی است که زيارتگاه بسياری از نيک فطرتان روزگار می باشد. وقت کم است و بايد به سوی درياچه رفت.

مسير دست يابی به درياجه دارای شيب زيادی نيست و می توان درمدت زمان کمی فاصله طولی 400 متر و ارتفاعی حداکثر 50 متر آن را پيمود.دست يابی به کناره درياچه يعنی قرار گرفتن در آغوش سبلان و تو گويي آب موجود درآن که قدمت چندين هزار ساله دارد با آدمی صحبت می نمايد.

نماز شکر در بلندای سبلان عالمی دارد و دوستان اين دنيای معنوی را فراموش نمی کنند.

ساعت 15:30 درياچه را ترک و راه پايين را در پيش می گيريم. راه شنی و نامناسب صعود، اينک برايمان حرکتی تند و سريع را پايه گذاری می نمايد. در مدت زمان سه ساعت، به پايين رسيده و در کنار موقعيت مرحوم حاتمی گرد هم می آئيم. صعود موفقيت آميزبه بام سوم ايران عزيز را به يکديگر تبريک گفته و به طرف محل قرارمان با خودرو نيسان به راه افتاديم.

در ساعت 18:30

در چای گوزی هستيم و به اتفاق همنوردان پس از نوشيدن آب بسيار سرد و گوارای آن منطقه عشايری از آنان خداحافظی نموده و راهی محل قرارمان با مینی بوس می شويم.

آقای نجفی مثل هميشه منظم و مرتب در انتظار ماست و به گرمی در ابتدای پيست اسکی الوارس از گروه استقبال می نمايد.به سمت سرعين حرکت کرده و در ساعت 21 در آب گرم موسوم به گاومیش گلی آنجا خستگی را از تن به در می نمائيم.

 شب را در منزل پدری آقای صمد نجفی  در یکی از روستاهای حومه شهرستان اردبیل به سر می بريم و ساعت 6:30 اردبيل را به سمت تهران ترک می نماييم .

آيا باز هم دامن پر مهر سبلان پذيرای ما خواهد بود؟

آيا باز هم می توانيم توفيق دست يابی به آن را داشته باشيم؟

 اگر عزم نموديم و خداوند نيز ياريمان نمود اين بار از مسير هرم ها يا مسير جنوب غربی سر به فلک سبلان خواهيم گذاشت.

نفرات شرکت کننده:

پرويز ستوده شايق ، محمد رضا گلدوز ، غلامرضا اينانلو ، کريم حسنپور ،  محمد رضا ياوری ، اصغر يوسفيه ،  مسعود امتی، نوربخش شمس ،  سعدا... سهيليان ، شعبانعلی قاسم نژاد ، رضا غنی زاده

با تشکر از آقای یاوری بابت تهیه گزارش 

پ ن :
تغییرات جزیی در گزارش اصلی داده شده است .

برخی دوستان از دیدن تصاویر زیاد خوشحال نبودند ، خواستم خوشحالی آنها را هم تامین کنم این گزارش بدون تصویر تقدیم حضورتان می گردد .

فیه ما فیه

گفت پیلی را آوردند بر سر چشمه ای که آب خورد خود را در آب می دید و می رمید 

پیل می پنداشت که از دیگری می رمد  نمی دانست که از خود می رمد.

همه اخلاق بد چون در توست نمی رنجی

چون آن را در دیگری می بینی می رمی و می رنجی ؟

با تشکر از ابوالحسن

جهت‌یابی با ساعت عقربه‌دار

مقدمه :
مطالب مربوط به آشنایی با جهت یابی بدون ابزار ، در آموزش های مقدماتی کوه پیمایی توضیح داده می شود ، در این روش بدون داشتن ابزار جهت های اصلی به صورت حدودی قابل تشخیص می باشد ، بسته به اینک روز باشد یا شب می توانیم جهت ها را پیدا کنیم . یکی از روش ها جهت یابی در روز استفاده از ساعت های عقربه ایی می باشد ، البته به شرطی که هوا صاف و خورشید در آسمان قابل رویت باشد می توانیم از این روش استفاده نماییم .

نشاط کوهستان روش کار :

ساعت مچی معمولی (آنالوگ، عقربه‌ای) را به حالت افقی طوری در کف دست نگه می‌داریم که عقربه ی ساعت‌شمار به سمت خورشید اشاره کند. در این حالت، نیمسازِ زاویه‌ای که عقربه ی ساعت‌شمار با عدد ۱۲ ساعت می‌سازد (زاویه ی کوچک‌تر، نه بزرگ‌تر)، جهت جنوب را نشان می دهد. یعنی مثلاً اگر چوب‌کبریتی را [به طور افقی] در نیمه ی راه میان عقربه ی ساعت‌شمار و عدد ۱۲ ساعت قرار دهید، به طور شمالی-جنوبی قرار گرفته‌است.

نکات:

این که گفته شد عقربه ی کوچک ساعت به سمت خورشید اشاره کند، یعنی این‌که اگر شاخصی [مثلاً چوب‌کبریت] ای که در مرکز ساعت قرار دهیم، سایه‌اش موازی با عقربه ی ساعت‌شمار و در جهت مقابل آن باشد. یا این‌که سایه ی عقربه ی ساعت‌شمار درست در زیر خود عقربه قرار گیرد. یا مثلاً اگر چوبی ده-پانزده سانتیمتری را در زمین به‌طور عمودی قرار دهیم، ساعت روی زمین به شکلی قرار گرفته باشد که عقربه ی ساعت‌شمارش موازی با سایه ی چوب باشد.

دلیل این‌که زاویه بین عقربه ی ساعت‌شمار و ۱۲ را نصف می‌کنیم این است که: وقتی خوشید یک بار دور زمین می‌چرخد، ساعت ما دو دور می‌چرخد(دو تا ۱۲ ساعت). یعنی گرچه روز ۲۴ ساعت است (و یک دور کامل را در ۲۴ ساعت طی می کند)، ساعت‌های ما یک دور کامل را در ۱۲ ساعت طی می‌نماید. اگر ساعت ۲۴ ساعته‌ای می‌داشتید، که دور آن به ۲۴ قسمت مساوی تقسیم شده بود، هر گاه عقربه ی ساعت‌شمار را رو به خورشید می‌گرفتید عدد ۱۲ ساعت همیشه جهت جنوب را نشان می‌داد.

این روش وقتی سمت صحیح را نشان می دهد، که ساعت مورد نظر درست تنظیم شده باشد. یعنی اگر در بهار و تابستان ساعت‌ها را نسبت به ساعت استاندارد یک‌ساعت جلو می‌برند، ما باید آن را تصحیح کنیم(ابتدا ساعت‌مان را یک ساعت عقب ببریم سپس روش را اِعمال کنیم؛ یا نیمساز عقربه ی ساعت‌شمار را [به جای ۱۲] با ۱ حساب کنید). همچنین در همه ی سطح یک کشور معمولاً ساعت یکسانی وجود دارد، که مثلاً در ایران حدود یک ساعت متغیر است (ایران تقریباً بین دو نصف‌النهار قرار دارد؛ لذا ظهر شرعی در شرق و غرب ایران حدوداً یک ساعت فاصله دارد.) ساعت صحیح هر مکان همان ساعتی است که هنگام ظهر شرعی در آن در طول سال اطراف ساعت ۱۲ ظهر است. در واقع برای تعیین دقیق جهت‌های جغرافیایی ساعت باید طوری تنظیم باشد که هنگام ظهر شرعی ساعت ۱۲ را نشان دهد.

روش ساعت مچی تا ۲۴ درجه امکان خطا دارد. برای دقت بیشتر باید از آن در عرض جغرافیایی بین ۴۰ و ۶۰ درجه [شمالی یا جنوبی] استفاده شود؛ هر چند در عرض جغرافیایی ۲۳٫۵ تا ۶۶٫۵ درجه [شمالی یا جنوبی] نتیجه‌اش قابل قبول است.(البته در نیم‌کرده ی جنوبی جهت شمال و جنوب برعکس است.) در واقع هر چه به استوا نزدیک‌تر شویم، از دقت این روش کاسته می شود. ضمناً هر چه زمان به کار بردن این روش به ظهر شرعی نزدیک‌تر باشد، نتیجه ی آن دقیق‌تر خواهد بود.

اگر مطمئن نیستید کدام طرف شمال است و کدام طرف جنوب، به یاد بیاورید که خورشید از شرق بر می‌خیزد، در غرب می‌نشیند، و در ظهر سمت جنوب است.

توجه کنید که اگر این روش را در هنگام ظهر شرعی (یعنی ساعت ۱۲) اجرا کنیم، جهت عقربه ساعت‌شمار خود به سوی جنوب است. یعنی مانند همان روش «جهت‌یابی با سمت خورشید»، که گفتیم خورشید در ظهر شرعی به سمت جنوب است.

اگر از ساعت دیجیتال استفاده می‌کنید، می‌توانید ساعت عقربه‌داری را روی یک کاغذ یا روی زمین بکشید (دور دایره‌ای از ۱ تا ۱۲ بنویسید، و عقربه ی ساعت‌شمار را هم بکشید)، و سپس از روش بالا استفاده کنید.

حتی وقتی هوا آفتابی نیست و خورشید به راحتی دیده نمی شود هم گاه سایه ی خوشید را می‌توان دید. اگر یک چوب‌کبریت را عمود نگه دارید، سایه ی آن برعکس جهت خورشید می‌افتد.

کافه کوه مرداد 92 پنجشنبه ساعت 15 کافه محمد تهرانی

به نقل از مکث :

در آخرین پنجشنبه اینماه درکنارهم دوستی را جشن میگیریم در کافه کوه مرداد ماه

ساعت 15 پنجشنبه کافه محمد تهرانی.

گزارش کافه کوه های قبلی را اینجا ببینید

برنامۀ پاکسازی بارگاه سوم کوه دماوند


دومین برنامۀ پاکسازی گروه «رفتگران طبیعت» پنج شنبه و جمعۀ هفتۀ جاری، در بارگاه سوم کوه دماوند انجام خواهد شد. این برنامه با شرکت گروه های کوهنوردی، فعالین محیط زیست و کوهنوردان همراه خواهد بود.

برای شرکت در این برنامه، با مسئول برنامه آقای کامران فخری هماهنگی فرمایید: 09355493901

از حضور سبز شما صمیمانه سپاسگزاریم.

نقل از : سایت دماوند کوه

برخي از ظرفيت‎هاي طبيعت‎گردي در ايران

   مجموعه گستردهاي از منابع طبيعي و فرهنگي با ارزش ، داشتههاي اكوتوريسم ايران را تشكيل ميدهند كه متأسفانه بسياري از آنها پراكنده و ثبت نشده است و كمتر مستنداتي نظير گزارش،‌عكس و فيلمهاي قابل ارائه و استاندارد دربارة آنها موجود است.
       اين داشته
ها طيف متنوعي از چشم اندازها و آثار و ذخاير طبيعي را شامل ميشود ايران با آن كه در جوار منطقه پرفشار حاره قرار دارد انتظار ميرود داراي اقليم خشك و نيمه خشك و چشم اندازهاي زيستي ناشي از اين پديده باشد ، مجموعهاي از چينخوردگيهاي دوران هاي اول ، دوم و سوم زمين‌شناسي موجب شده است تا يكي از بلندترين فلاتهاي دنيا باشد. دو رشته كوه مرتفع و وسيع البرز و زاگرس با دارا بودن بيش از 30 قلة مرتفعتر از بلندترين قلههاي اروپا و آمريكا در دل يك منطقة خشك و بياباني مجموعهاي از چشماندازهاي كوهستاني و جنگلي با شرايط اقليمي معتدل و حتي همراه با يخچالهاي دائمي ايجاد كردهاند.
     اين تنوع جغرافيايي علاوه بر فراهم كردن شرايط مناسب براي زيست گونه
هاي متفاوت گياهي و جانوري موجب تنوع فرهنگي و قومي ، آداب و سنن ، زبان و موسيقي و پوشاك و نحوة زيست در بين مردمان اين ديار نيز شده است. آنچنان كه ايران يكي از پنج كشور بهرهمند از تنوع زيستي كامل (داشتن چهارفصل و زيستگونههاي اصلي گياهي و جانوري) به شمار ميآيد.
     افزون بر اين وجود بزرگترين درياچة جهان در شمال كشور ، خط ساحلي 1200 كيلومتري با خليج فارس ، وجود 50 درياچه در داخل كشور كه از ميان آنها 18 درياچه در شمار درياچه
هاي كنوانسيون بينالمللي رامسر قرار دارند و نيز درياچة اروميه به عنوان يكي از 59 ذخاير زيستي كره زمين شناخته شده است.

وجود بازماندههاي جنگلهاي هيركاني در شمال غرب مازندران كه مربوط به 10000سال پيش است (بر اساس برخي مستندات از كرانههاي مديترانه تا خراسان بزرگ يا افغانستان كنوني را در بر ميگرفته كه بعد از آخرين دورة يخبندان از بين رفته است.

    جنگلهاي كنوني اروپا بعد از اين دوره ساخته شده است)، بيابانها و كويرهاي ايران با مناظر بديع، وهمانگيز و بيهمتا مانند كلوتها در حاشية غربي بيابان لوت كه به بزرگترين شهر كلوخي جهان مشهور است ، تالابهاي بينالمللي (مانند شبه جزيره ميانكاله و خليج گرگان ، درياچة پريشان در فارس و …) غارها، آبشارها، چشمههاي آب معدني، روستاهايي با جاذبههاي ويژه مانند كندوان، ماسوله و روستاي سرآقاسيد (در چهارمحال بختياري) و بالاخره مردمشناسي ايران ، اقوام گوناگون با فرهنگهاي خاص شعر و موسيقي و آداب و سنن و … كوچ نشينان و جوامع ايلي همه و همه از جاذبهها و ظرفيتهاي بينظير اكوتوريسم در ايران و برخي از آنها از قطبهاي بينالمللي اكوتوريسم در جهان ، به شمار ميروند.

نقاط ضعف چراغ های خوراک پزی کوهنوردی

چراغ گازی

سوخت داخل این کپسول ها LNG یا همان گاز مصرفی کپسول ها است که ترکیبی از پروپان و بوتان است

نقاط ضعف:

1- کپسول این گازها هرجایی پیدا نمی شود.

2- مصرف شان تقریبا زیاد است.

3- در شرایط باد روشن کردن و استفاده از آنها دشوار است.

4- حرارت زیادی تولید نمی کنند.

چراغ های الکل جامد

نقاط ضعف:

1- گاز حاصل از این قرص ها سمی است.

2- حرارت و شعله کمی تولید می کند

3- در باد سریع خاموش میشود

چراغ های نفتی و الکلی

نقاط ضعف:

1- پیدا کردن نفت کار آسانی نیست

2- روشن کردنشون کمی سخته

چراغ های بنزینی

نقاط ضعف این نوع:

1- کمی بزرگ است.

2- به دلیل نیاز به تلمبه زدن فشار داخل مخزن بالا است

3- کار با آن سخت است.

4- قیمتش بسیار بالاست.

با تشکر از رضا زارعی

تشکر از آقای نوری از اصفهان

سلام و عرض ادب

ضمن تشکر از آقای نوری عزیز ، کامنت ایشان بهانه ایی شد تا متن زیر را تقدیم حضورتان نمایم . امیدوارم مورد قبول واقع شود .... انشاء الله 

سال 1361 منطقه عملیاتی گیلانغرب

گاهی دل نوشته های دوران دفاع مقدس ، نگاهی بسیاری از دوستان همرزم به خودش متوجه می کنه ، هر کسی در برهه های زمانی خاصی حس خوبی از زندگی داشته ، شرایط دشواری که سپری شده ، تبدیل شده به خاطره ، خاطره از این جهت که دیگر قابل تکرار نیست ، رزمندگانی که عزیزترین وجود خود را بر کف گرفته و آگاهانه به سوی شهادت پیش می رفتند ، این مسائل یکی از دغدغه های کسانی است که در آن زمان حضور داشتند می خواهند فرهنگ آن موقع را توضیح دهند . راستش گاهی خودم هم ادله ایی که ارائه می دهم ، گوشه نگاهم به جوانانی است که با علامت سوال بزرگی در مقابل قرار می گیرند ، قابل توضیح و توصیف نیست .

فقط می توان در مورد همدلی همگانی ، ایمان به حرکت و یقین به لطف پروردگار حرف زد ، خیلی از دردها را می نمی توانیم درک کنیم ، مگر اینکه نمونه کوچکی از آن را حس کرده باشیم ، اگر کسی تا کنون دندان درد ساده ایی هم نگرفته باشد ، نمی توانی کلافه گی زمان دندان درد و اتفاقات آن را به آن شخص توضیح دهی ، لمس دوران دفاع مقدس شاید برای کسانی که آنجا بوده اند با یک اشاره صورت می گیرد ولی توضیح اتفاقات آن برای کسانی که یقین حاصل نکرده اند تا لحظات دیگر مرگ به سراغ شان آمده و رفتن شان قطعی است کار دشوار است .

برای همین خاطرات دوران سخت همیشه ماندگار است .

در نبرد میان روزهای سخت و انسان ها سخت      این انسان های سخت هستندکه می مانند نه روزهای سخت


یکشنبه 27 مرداد1392 ساعت: 18:13 توسط:ع- نوری از اصفهان
باسلام :
نمیدونم چرا این گونه خاطرات را می خونم خود به خود گریه ام می گیره شاید از ادبیات خوبی است گه به صورت صادقانه وزیبا بکار می برین .خوش بحالتون که عکسهای خوبی دارین بنده از اون دوران که بیشتر در جنوب بودم کمتر عکس تهیه کردم یعنی دوربینی همراهم نبود وغبطه می خورم ولی لحظه های آن دوران هیچوقت یادم نمیره خدا کمکتون کنه که بیشتر از این روایات را بگزارین. نگران نباشین که کسی توجه نداره یا داره مهم اینه که خدا عنایت داشته باشه که مسلماً داره.سال گذشته یکی از خاطراتتون را در همایشی که حدود 500نفربودند به عنوان خاطرات یک رزمنده آن زمان خوندم اغلب مستمعین گریه شون گرفت همون خاطره ای که بیشتر دوستانتون را از دست داده بودین وشهید شده بودندخدا همشون رو رحمت کنه وشمارا برا انجام رسالتتون موفق.

گاهی


گـــــاهی نـــــه گریـــــه آرامت می کنــــدو نـــــــــــه خنــــــــده
نــــــــه فریـــــــــاد آرامــت می کنــــــــدو نـــــــه سکــــــــوت
آنجـــــاست کـــــه بـــا چشمانی خیس
رو بـــه آسمـــــان می کنی و می گویی
خدایــــــاتنهـــــا تــــو را دارم تنهـــــــایم مگـــــــذار...

آرش کمانگیر


برف می بارد
برف می بارد به روی خار و خارا سنگ
کوه ها خاموش
دره ها دلتنگ
راه ها چشم انتظار کاروانی با صدای زنگ
 
برنمی شد گر ز بام خانه ها دودی
یا که سوسوی چراغی گر پیامی مان نمی آورد
رد پاها گر نمی افتاد روی جاده ها لغزان
ما چه می کردیم در کولاک دل آشفتۀ دم سرد؟
آنک، آنک کلبه ای روشن
روی تپه، رو به روی من
 
در گشودندم
مهربانی ها نمودندم
زود دانستم، که دور از داستان خشم برف و سوز
در کنار شعلۀ آتش
قصه می گوید برای بچه های خود عمو نوروز:
 
«... گفته بودم زندگی زیباست
گفته و نا گفته، ای بس نکته ها کاینجاست
آسمان باز
آفتاب زر
باغ های گل
دشت های بی در و پیکر
 
سر برون آوردن گل از درون برف
تاب نرم رقص ماهی در بلور آب
بوی عطر خاک باران خورده در کهسار
خواب گندم زارها در چشمۀ مهتاب
آمدن، رفتن، دویدن
عشق ورزیدن
در غم انسان نشستن
پا به پای شادمانی های مردم پای کوبیدن
 
کار کردن، کار کردن
آرمیدن
چشم انداز بیابان های خشک و تشنه را دیدن
جرعه هایی از سبوی تازه آب پاک نوشیدن
 
گوسفندان را سحرگاهان به سوی کوه راندن
هم نفس با بلبلان کوهی آواره خواندن
در تله افتاده آهو بچگان را شیر دادن
نیمروزخستگی را در پناه دره ماندن
 
گاه گاهی
زیر سقف این سفالین بام های مه گرفته
قصه های در هم غم را ز نم نم های باران ها شنیدن
بی تکان گهوارۀ رنگین کمان را
در کنار بام دیدن
 
یا، شب برفی
پیش آتش ها نشستن
دل به رویاهای دامن گیر و گرم شعله بستن
 
آری، آری، زندگی زیباست
زندگی آتشگهی دیرنده پابرجاست
گر بیفروزیش، رقص شعله اش در هر کران پیداست
ورنه، خاموش است و خاموشی گناه ماست»
 
پیرمرد، آرام و با لبخند
کنده ای در کوره ی افسرده جان افکند
چشمهایش در سیاهی های کومه جستجو می کرد
زیر لب آهسته با خود گفتگو می کرد:
 
«زندگی را شعله باید برفروزنده
شعله ها را هیمه سوزنده
 
جنگل هستی تو، ای انسان!
 
جنگل، ای روییدۀ آزاد
بی دریغ افکنده روی کوه ها دامان
آشیان ها بر سر انگشتان تو جاوید
چشمه ها در سایبان های تو جوشنده
آفتاب و باد و باران بر سرت افشان
جان تو خدمتگر آتش
سر بلند و سبز باش، ای جنگل انسان!
 
«زندگانی شعله می خواهد»، صدا سر داد عمو نوروز
شعله ها را هیمه باید روشنی افروز
کودکانم، داستان ما ز آرش بود
او به جان خدمتگزار باغ آتش بود
 
روزگاری بود
روزگار تلخ و تاری بود
بخت ما چون روی بد خواهان ما تیره
دشمنان بر جان ما چیره
شهر سیلی خورده هذیان داشت
بر زبان بس داستان های پریشان داشت
زندگی سرد و سیه چون سنگ
روز بد نامی
روزگار ننگ
 
غیرت اندر بندهای بندگی پیچان
عشق در بیماری دل مردگی بیجان
 
فصل ها فصل زمستان شد
صحنۀ گلگشت ها گم شد، نشستن در شبستان شد
در شبستان های خاموشی
می تراوید از گل اندیشه ها عطر فراموشی
 
ترس بود و بال های مرگ
کس نمی جنبید، چون بر شاخه برگ از برگ
سنگر آزادگان خاموش
خیمه گاه دشمنان پرجوش
 
مرزهای ملک
همچو سرحدات دامن گستر اندیشه، بی سامان
برج های شهر
همچو باروهای دل، بشکسته و ویران
دشمنان بگذشته از سرحد و از بارو
 
هیچ سینه کینه ای در بر نمی اندوخت
هیچ دل مهری نمی ورزید
هیچ کس دستی به سوی کس نمی آورد
هیچ کس در روی دیگر کس نمی خندید
 
باغ های آرزو بی برگ
آسمان اشک ها پربار
گرم رو آزادگان در بند
روسپی نامردمان در کار
 
انجمن ها کرد دشمن
رایزن ها گرد هم آورد دشمن
تا به تدبیری که در ناپاک دل دارند
هم به دست ما شکست ما براندیشند
نازک اندیشانشان، بی شرم
که مباداشان دگر روز بهی در چشم
یافتند آخر فسونی را که می جستند
 
چشم ها با وحشتی در چشم خانه
هر طرف را جستجو می کرد
وین خبر را هر دهانی زیر گوشی بازگو می کرد

آخرین فرمان، آخرین تحقیر
مرز را پرواز تیری می دهد سامان
گر به نزدیکی فرود آید
خانه هامان تنگ
آرزومان کور
تا کجا؟ تا چند؟
آه! کو بازوی پولادین و کو سر پنجۀ ایمان؟»
 
هر دهانی این خبر را بازگو می کرد
چشم ها، بی گفتگویی، هرطرف را جستجو می کرد
 
پیرمرد، اندوهگین، دستی به دیگر دست می سایید
از میان دره های دور، گرگی خسته می نالید
برف روی برف می بارید
باد بالش را به پشت شیشه می مالید
 
صبح می آمد، پیرمرد آرام کرد آغاز
پیش روی لشکر دشمن سپاه دوست
دشت نه، دریایی از سرباز

آسمان الماس اخترهای خود را داده بود از دست
بی نفس می شد سیاهی در دهان صبح
باد پر می ریخت روی دشت باز دامن البرز
 
لشکر ایرانیان در اضطرابی سخت درد آور
دو دو و سه سه به پچ پچ گرد یکدیگر
کودکان بر بام
دختران بنشسته بر روزن
مادران غمگین کنار در
 
کم کمک در اوج آمد پچ پچ خفته
خلق، چون بحری برآشفته
به خروش آمد
خروشان شد
به موج افتاد
برش بگرفت و مردی چون صدف
از سینه بیرون داد
 
«منم آرش
چنین آغاز کرد آن مرد با دشمن
منم آرش، سپاهی مردی آزاده
به تنها تیر ترکش آزمون تلختان را
اینک آماده
 
مجوییدم نسب
فرزند رنج و کار
گریزان چون شهاب از شب
چو صبح آمادۀ دیدار
 
مبارک باد آن جامه که اندر رزم پوشندش
گوارا باد آن باده که اندر فتح نوشندش
شما را باده و جامه
گوارا و مبارک باد!
 
دلم را در میان دست می گیرم
و می افشارمش در چنگ
دل، این جام پر از کین پر از خون را
دل، این بی تاب خشم آهنگ
 
که تا نوشم به نام فتحتان در بزم
که تا کوبم به جام قلبتان در رزم
که جام کینه از سنگ است
به بزم ما و رزم ما، سبو و سنگ را جنگ است
 
در این پیکار
در این کار
دل خلقی ست در مشتم
امید مردمی خاموش هم پشتم
 
کمان کهکشان در دست
کمانداری کمانگیرم
شهاب تیزرو تیرم
ستیغ سربلند کوه مآوایم
 
به چشم آفتاب تازه رس جایم
مرا تیر است آتش پر
مرا باد است فرمان بر
 
ولیکن چاره را امروز زور و پهلوانی نیست
رهایی با تن پولاد و نیروی جوانی نیست
در این میدان
بر این پیکان هستی سوز سامان ساز
پری از جان بباید تا فرو ننشیند از پرواز»
 
پس آن گه سر به سوی آسمان بر کرد
به آهنگی دگر گفتار دیگر کرد:
 
«درود، ای واپسین صبح، ای سحر بدرود!
که با آرش تو را این آخرین دیدار خواهد بود
به صبح راستین سوگند!
به پنهان آفتاب مهربار پاک بین سوگند
که آرش جان خود در تیر خواهد کرد
پس آن گه بی درنگی خواهدش افکند
 
زمین می داند این را، آسمان ها نیز
که تن بی عیب و جان پاک است
نه نیرنگی به کار من، نه افسونی
نه ترسی در سرم، نه در دلم باک است»
 
درنگ آورد و یک دم شد به لب خاموش
نفس در سینه ها بی تاب می زد جوش
 
«ز پیشم مرگ
نقابی سهمگین بر چهره، می آید
به هر گام هراس افکن
مرا با دیدۀ خون بار می پاید
به بال کرکسان گرد سرم پرواز می گیرد
به راهم می نشیند، راه می بندد
به رویم سرد می خندد
به کوه و دره می ریزد طنین زهر خندش را
و بازش باز می گیرد
 
دلم از مرگ بی زار است
که مرگ اهرمن خو آدمی خوار است
ولی، آن دم که زاندوهان روان زندگی تار است
ولی، آن دم که نیکی و بدی را گاه پیکار است
فرو رفتن به کام مرگ شیرین است
همان بایستۀ آزادگی این است
 
هزاران چشم گویا و لب خاموش
مرا پیک امید خویش می داند
هزاران دست لرزان و دل پر جوش
گهی می گیردم، گه پیش می راند
 
پیش می آیم
دل و جان را به زیورهای انسانی می آرایم
به نیرویی که دارد زندگی در چشم و در لبخند
نقاب از چهرۀ ترس آفرین مرگ خواهم کند»
 
نیایش را، دو زانو بر زمین بنهاد
به سوی قله ها دستان ز هم بگشاد:
«برآ، ای آفتاب، ای توشۀ امید!
برآ، ای خوشۀ خورشید!
تو جوشان چشمه ای، من تشنه ای بی تاب
برآ، سر ریز کن، تا جان شود سیراب
 
چو پا در کام مرگی تندخو دارم
چو در دل جنگ با اهریمنی پرخاشجودارم
به موج روشنایی شستشو خواهم
ز گلبرگ تو، ای زرینه گل، من رنگ و بو خواهم
 
شما، ای قله های سرکش خاموش
که پیشانی به تندهای سهم انگیز می سایید
که بر ایوان شب دارید چشم انداز رویایی
که سیمین پایه های روز زرین را به روی شانه می کوبید
که ابر آتشین را در پناه خویش می گیرید
غرور و سربلندی هم شما را باد!
امیدم را برافرازید
چو پرچم ها که از باد سحرگاهان به سر دارید
غرورم را نگه دارید
به سان آن پلنگانی که در کوه و کمر دارید»
 
زمین خاموش بود و آسمان خاموش
تو گویی این جهان را بود با گفتار آرش گوش
به یال کوه ها لغزید کم کم پنجۀ خورشید
هزاران نیزۀ زرین به چشم آسمان پاشید
 
نظر افکند آرش سوی شهر، آرام
کودکان بر بام
دختران بنشسته بر روزن
مادران غمگین کنار در
مردها در راه
سرود بی کلامی، با غمی جان کاه
ز چشمان بر همی شد با نسیم صبح دم هم راه
کدامین نغمه می ریزد
کدام آهنگ آیا می تواند ساخت
طنین گام های استواری را که سوی نیستی مردانه می رفتند؟
طنین گام هایی را که آگاهانه می رفتند؟
 
دشمنانش، در سکوتی ریشخند آمیز
راه وا کردند
کودکان از بام ها او را صدا کردند
مادران او را دعا کردند
پیرمردان چشم گرداندند
دختران، بفشرده گردنبندها در مشت
هم او قدرت عشق و وفا کردند
 
آرش، اما همچنان خاموش
از شکاف دامن البرز بالا رفت
وز پی او
پرده های اشک پی درپی فرود آمد»
 
بست یک دم چشم هایش را عمو نوروز
خنده بر لب، غرقه در رویا
کودکان، با دیدگان خسته و پی جو
در شگفت از پهلوانی ها
شعله های کوره در پرواز
باد در غوغا
 
شامگاهان
راهجویانی که می جستند آرش را به روی قله ها، پیگیر
بازگردیدند
بی نشان از پیکر آرش
با کمان و ترکشی بی تیر
 
آری، آری، جان خود در تیر کرد آرش
کار صدها صدهزاران تیغۀ شمشیر کرد آرش
 
تیر آرش را سوارانی که می راندند بر جیحون
به دیگر نیمروزی از پی آن روز
نشسته بر تناور ساق گردویی فرو دیدند
و آن جا را، از آن پس
مرز ایران شهر و توران باز نامیدند
 
آفتاب
در گریز بی شتاب خویش
سال ها بر بام دنیا پاکشان سر زد
 
ماهتاب
بی نصیب از شبروی هایش، همه خاموش
در دل هر کوی و هر برزن
سر به هر ایوان و هر در زد
 
آفتاب و ماه را در گشت
سال ها بگذشت
سال ها و باز
در تمام پهنۀ البرز
وین سراسر قلۀ مغموم و خاموشی که می بینید
وندرون دره های برف آلودی که می دانید
رهگذر هایی که شب در راه می مانند
نام آرش را پیاپی در دل کهسار می خوانند
و نیاز خویش می خواهند
 
با دهان سنگ های کوه آرش می دهد پاسخ
می کندشان از فراز و از نشیب جاده ها آگاه
می دهد امید
می نماید راه
 
 در برون کلبه می بارد
برف می بارد به روی خار و خارا سنگ
کوه ها خاموش
دره ها دلتنگ
راه ها چشم انتظار کاروانی با صدای زنگ
 
کودکان دیریست در خوابند
در خواب است عمو نوروز
می گذارم کنده ای هیزم در آتشدان
شعله بالا می رود پر سوز

از : شعر آرش کمانگیر سیاوش کسرایی

اطلاعاتی در خصوص تجهیزات کوهنوردی

گزارش صعود دماوند در صدای کوهستان


تاریخ : 17و 18 مرداد 1392

اعضاء : پرویز ستوده شایق ، مهدی امیرخانی، حبیب اله داداشی،داود خالقی، سرداری، شهریار عدنان، حمید سفیدیان، خسرو یوسفی قولان

سپاس خدایی را که مرا عاشق کوهستانهایش قرار داد شیفته کمتال و سبلان و علم و دماوندش و....... نمود


ادامه گزارش در صدای کوهستان

ادامه گزارش در نشاط کوهستان 

تصاویر دماوند در امرداد 92


کلون بستک باز هم پذیرای ما بود

تاریخ اجرای برنامه : جمعه 25 مرداد 92

نفرات : دکتر ماندگار ، خانم ناظم ، علی آقا ، حبیب و من

کلون بستک یکی از قلل بالای 4000 متر در شمال گردنه دیزین اینروزها پذیرای کوهنوردان بسیاری است که می خواهند ، صعود به قله دماوند داشته باشند و صعود به کلون بستک و شب مانی در آن را برای قرارگرفتن در ارتفاع انتخاب می کنند . این سومین صعود من در هفته های اخیر به قله کلون بستک می  باشد ، دو بار در ماه مبارک رمضان و یک بار هم امروز ، در صعود اول ماه مبارک قبل از ظهر به تهران بازگشتیم ، در صعود دوم خط الراس قله کلون بستک به سرکچال را رفتیم و صعود سوم را در حالی انجام دادیم که کوهنوردان بسیاری از داخل و خارج کشور اقدام به صعود و شب مانی در این قله را داشتند . در ادامه تصاویری از این برنامه تقدیم حضورتان خواهد شد .

نفرات از راست : خانم ناظم ، علی آقا ، حبیب ، من و سید ( راننده ون )



و دکتر ماندگار


چای صبحگاهی سید ، در ابتدای مسیر


و بسکویت خانم ناظم و کیک صبح علی آقا

دکل مخابراتی در گردنه دیزین در ارتفاع 3400 متر دیگر تبدیل به یک پارکینگ بزرگ برای صعود به قله کلون بستک شده است .





آماده حرکت می شویم




ریبایی های کوهستان همواره در لابلای تیغ هایش نیز ستودنی است


گروه های بسیاری که در مسیر صعود قله کلون بستک بودند


و گروه کوچک ما که دیگر مشابه یک خانواده شده است ، لحظاتی که به لطف جناب آقای دکتر ماندگار گرد هم می آییم تا در طبیعت پاک کوهستان نفس بکشیم .




و دکتر ماندگار که کمتر در مقابل دوربین ظاهر می شود ولی من هم از هر فرصتی برای به تصویر کشیدن مهربانی هایش ، لنز دوربین را به سوی روانه می کنم و هیچگاه تصاویر گویای محبت های بیکران او نبوده است ، باید با دکتر همکلام و همنورد باشی تا اوج انسانیت او را لمس کنی ....
او که به تازگی از سفر اروپا و کانادا بازگشته است ، خاطرات بسیار شیرینی را از گشت و گذار در کوهستان های فرانسه و سوئیس و کانادا برایمان داشت ، بیس کمپ مون بلان ، کوهستان زیبای مت هورن و آیگر و ... سیستم های جا افتاده و برنامه ریزی شده کوهنوردی را که در آن راهنمایان کوهستان تشکیلات کاملاً جا افتاده ، بیمه های کوهستان و آموزش که رکن اصلی صعود به هر قله و مسیری است و کسی بدون تجهیزات اجازه قدم گذاشتن در کوهستان را ندارد ، وقتی صحبت از جریمه 2000 دلار برای ریختن یک زباله در کوهستان را می گفت من شرمنده کوهستان های زیبای کشورم بودم که بدون حامی تمام دامنه هایش را به زباله آلوده ایم .
به دکتر گفتم تا کی این بی ملاحظاتی ما نسبت به طبیعت تمام خواهد شد ؟
در جواب ایشان نیز بر امر آموزش از دوران ابتدای تحصیلی و وضع قوانین سخت گیرانه را مطرح فرمودند که کسی
به خود اجازه آلود محیط زیست را ندهد و دلسوزان واقعاً در عمل دلسوز باشند . آنانی که شعار می دهند خودشان عمل کنند باشند و .....


و خانم ناظم که همراه مهربان در کنار گروه است و حواس اش به تمام اعضاء گروه ، علی رغم خستگی مسافرت چند روزه همراه دکتر ماندگار ، در برنامه حاضر شاد تا تجربیات سفرش را به کوه های آلپ و مون بلان و شامونی و مت هورن و آیگر و کوهستان های دیگر بگوید ، او که تقریباً اکثر سفر را با کوله پشتی ، هوای کوهستان را تنفس کرده است و از شهرهای اروپا بدور و با کوهستان ها بیشتر مانوس بوده است ، واقعاً شنیدن دیده ای ایشان برایمان لذت بخش بود .


در ادامه توقفی کوتاه برای صرف صبحانه داریم که غذاهای ناهار را هم همراه با صبحانه در هوای پاک و خنک کوهستان صرف می کنیم ، تشکر از خانم ستوده بابت پوره و خوراک سیب زمینی ( اسم شو خودم هم نمی دونم )


و مسیر را در راستای صعود به قله کلون بستک پی می گیریم


قبل از قله کلون بستک


با همنوردان صعود به قله کازبک در کشور گرجستان و دوستان گروه کوهنوردی فرهنگسرای بهمن تهران


و همنوردان مسیر که نشاط کوهستان را به خوبی می شناسند


من و آقای مددی از همنوردان صعود به قله کازبک گرجستان در قله کلون بستک


و به اتفاق آقای دکتر ماندگار در قله کلون بستک


و خانم ناظم که از مسیری صخره ایی خود را به قله کلون بستک می رساند


علی آقا در قله کلون بستک ، علی آقا سیستم بی سیم موبایل اپل را بین خود ، آقای دکتر ماندگار و خانم ناظم برقرار کرد تا سیستم ارتباطات گروه نیز تقویت شود ، خدمت دوستان عرض کنم که گوشی های با سیستم عامل اندروید این قابلیت را دارند که به صورت گروپ افراد را به یک دیگر لینک دهند و چنانچه موبایل با سیم کار همراه اول یا ایران سل آنتنی دهی داشته باشند می توانند مانند بی سیم با همدیگر مکالمه داشته باشند . گوشی من این قابلیت را نداشت ولی شاهد مکالمه دوستان بودم و فکر می کنم می تواند در کوهنوردی بسیار کارآمد باشد ، به خصوص در جاهایی که بعد مسافت دارد و افراد از هم دور هستند . توجه داشته باشید ، این امکان جدای صحبت دو طرفه با موبایل می باشد .

بالاخره گروه 5 نفره ما در قله کلون بستک قرار گرفتیم


و دوستان ما در صعود به قله کازبک ، آقا ی سلیمیان  و بانو

با کوهنوردان گروه کوهنوردی فرهنگسرای بهمن



و نگاه به آزاد کوه از قله کلون بستک



با کوهنوردان آلمانی و تعدادی از کوهنوردان ایرانی در قله کلون بستک

بازگشت به پارکینگ و پایان برنامه


برای رفتن به گردنه دیزین :

1- تهران ، اتوبان بابایی (به سمت شرق) ، خیابان استخر (شمال ) ، جاده لشگرک ( سمت فشم ) ،فشم ، میگون ، شمشک ، گردنه دیزین ، چند متر مانه به گردنه دیزین یک جاده خاکی سمت راست دکل ، محل دکل

2- جاده کرج -چالوس ، سه راه دیزین ، به سمت پست اسکی و چمن دیزین ، گردنه دیزین ، محل دکل

پ ن :

تشکر از آقای دکتر ماندگار بابت حضور و حمایت شان از برنامه




مهارت‌های پایه برای سرپرستی


      سرپرستی هنر وادار کردن دیگران به انجام کاری است که شما می‌خواهید، به نحوی که خودشان هم همان را بخواهند. مهارت‌های پایه سرپرستی عبارتند از:  برنامه‌ریزی، سازماندهی، هدایت و پایش (POLC).

 

برنامه‌ریزیPlanning)):

      پرسش‌های کلیدی برای برنامه‌ریزی دقیق عبارتند از: کجا برویم؟ کی برویم؟ چه کاری انجام دهیم؟ چگونه به مقصد برسیم؟ چه چیزی برداریم؟ چه کسانی را همراه ببریم؟ چند نفر ببریم؟ اگر اتفاقی افتاد چه کنیم؟ و...

      سرپرست یک برنامه‌ی کوهنوردی، با توجه به ویژگی‌های خاص آن، باید انعطاف‌پذیر و سازگار با شرایط متغیر باشد، جاری بودن تا پایان برنامه و انطباق با تغییرات ضمن صعود را لحاظ کند و راه حل‌هایی برای مشکلات احتمالی ارائه دهد و سلسله اقدامات متفاوتی را برای موقعیت‌های مختلفی که ممکن است پدید آیند، پیش پای گروه بگذارد.

 

سازماندهی (Organizing):

      سازماندهی یعنی آماده‌سازی اعضای گروه برای انجام کارهای ضروری، در راستای اهداف گروه. سرپرست خوب کارها را میان اعضا تقسیم می‌کند تا خودش از اشتغال به کارهای روزمره آزاد شود و همه‌ی اعضا در فرآیند برنامه‌ریزی و اجرا، شریک گردند. سر پرست نه تنها باید اعضا را آموزش دهد، بلکه باید مطمئن شود که آموزه‌هایش روشن و استاندارد بوده و برای اعضا کاملاً قابل درک هستند. مثلاً در باد شدید یا نزدیک یک رودخانه‌ی خروشان، فرمان‌های سرپرست ممکن است به خوبی شنیده نشده، و فاجعه به بار آید. پس همه‌ی افراد گروه باید پس از شنیدن هر فرمان، با تکرار آن یا حرکت دادن دست، دریافت آن را اعلام نمایند.

 

هدایت (Leadership):

      تصمیم‌گیری، ضروری‌ترین مهارت سرپرستی است. شما به عنوان سرپرست، باید صدها تصمیم برپایه‌ی مشاهده‌ی دقیق گروه و محیط بگیرید. باید پیوسته از وضع روانی و جسمی هر یک از اعضا آگاه باشید و هم‌زمان به تغییرات محیط توجه نمایید. البته سرپرست خوب همه‌ی تصمیم‌ها را خودش نمی‌گیرد، بلکه گروه را هرچه بیشتر در تصمیم‌گیری شرکت می‌دهد. اگر بر پایه‌ی ارزیابی یا تجربه‌ی خود تصمیم به تغییر برنامه‌ی اولیه‌ی گروه می‌گیرید، باید آن را به آگاهی اعضا برسانید و اگر زمان اجازه می‌دهد، آن را به بحث بگذارید. البته در شرایط اضطراری یا زمانی که گزینه‌ی دیگری وجود ندارد، حرف آخر را سرپرست می زند. سرپرست باید به یاد داشته باشد که نخستین و مهم‌ترین وظیفه‌ی او تأمین امنیت تک تک اعضا است و موفقیت صعود، لذت اعضا و سایر اهداف، در درجات بعدی اهمیت جای دارند.

 

پایش (Control):

      اگرچه سرپرست کارها را تقسیم می‌کند، نظارت بر انجام درست آن‌ها با خود او است. مثلاً سرپرست باید پیش  از حرکت، از کامل و مناسب بودن تجهیزاتی که اعضا تدارک دیده‌اند مطمئن شود. در ضمن سرپرست باید با پرسش و مشاهده‌ی مستقیم، پیوسته وضعیت اعضا را کنترل نماید. سرپرستی که از مشاهده‌ی دقیق اعضای گروه غفلت می‌کند، ممکن است باوجود وضع وخیم برخی از اعضا (خستگی، گرمازدگی، سرمازدگی و...) همچنان گروه را به پیش ببرد و در آستانه‌ی فاجعه قرار دهد. فراموش نکنیم که مهارت‌های چهارگانه‌ی بالا، کاملاً مجزا از یکدیگر نیستند و در کنار یکدیگر معنی و مفهوم پیدا می‌کنند. مهارت‌هایی هست که شما را به یک راهبر نیرومند مبدل می‌نماید. البته این مهارت‌ها در شهر و خانه هم به اندازه‌ی صعود، ارزش و کارایی دارند. رفتار ضمن صعود، کارایی، ارتباط، قضاوت، تصمیم‌گیری، تحمل، خود آگاهی و بصیرت از مهم‌ترین این مهارت‌ها هستند. در ادامه به توضیح بیشتر این موارد می‌پردازیم.

 

ـ رفتار صعود: یعنی همکاری و تنش زدایی، کارگروهی و حفظ انگیزه‌ی خود و دیگران، حل شدن در یک گروه بسیار متنوع و ...

مثال: پس از چندین کیلومتر کوه‌پیمایی سنگین و خسته‌کننده، نوبت برپا کردن چادر در زیر باران فرارسیده، ولی همه خسته وخیس هستند. سرپرست بر می خیزد و با گفتن لطیفه‌ای، سرگرم باز کردن چادر و آماده کردن تیرک‌ها می‌شود.

 

 ـ کارایی: یعنی دانش، مهارت، سازماندهی، مدیریت و توانمندی‌های فنی

مثال: در ساعات پایان شب همه به چادرها پناه برده‌اند تا بخوابند ولی دو تن از اعضا بلند بلند حرف می‌زنند و می‌خندند. سرپرست با آرامش، ولی قاطعانه به آن‌ها می‌فهماند که از ایشان در آن ساعات انتظار سکوت و استراحت دارد.

 

ـ قضاوت و تصمیم‌گیری: یعنی گزینش تصمیم متناسب با شرایط، بهره‌گیری از تجارب موجود برای داوری درست، و یاری گرفتن از نقاط قوت، دانش و مهارت‌های اعضای گروه برای چیرگی بر دشواری‌ها.

مثال: جای مناسبی برای برپا کردن بارگاه پیدا کرده اید اما در مورد امنیت آن تردید دارید. با اعضای با تجربه گروه مشورت می‌کنید و با در نظر گرفتن مطالب مطرح شده، تصمیم نهایی را خودتان می‌گیرید.

 

ـ تحمل و شکیبایی: یعنی تاب آوردن و حتی لذت بردن از دشواری و مبارزه، سازگار شدن با تغییرات و ناشناخته‌ها، تبدیل کردن هرچالش به یک فرصت و تصمیم‌گیری درست و متمرکز بر هدف، در شرایط پر تنش.

مثال: در راه قله با واقعیت ناگوار تغییر شرایط جوی روبرو می‌شوید. رسیدن به هدف اصلی گروه (صعود قله) خالی از خطر نیست. از سوی دیگر بازگشت به شهر با دست خالی نیز نارضایتی اعضای گروه را در پی دارد. سرپرست با مرور گزینه‌های موجود، مسیر را تغییر داده و یکی از قلل نزدیک را، که دارای جانپناهی مطمئن و مناسب است، به عنوان هدف جدید گروه معرفی می‌کند.

 

ـ بصیرت: یعنی مشاهده و ارزیابی امکانات موجود در هر موقعیت، یافتن راه‌های برانگیختن اعضا و پیشبرد گروه، بهره‌گیری از اهداف گروه به‌عنوان راهنمای عملکرد و ایفای نقش آغازگری

مثال: مسیر صعود به قله بسیار طولانی و خسته کننده است و اعضای گروه انگیزه‌ی ادامه‌ی کار را از دست داده‌اند. شما مسیر دیگری می‌شناسید که چشم‌اندازهای بدیع و زیبا، و امکانات جذاب دیگری دارد. با توضیح ویژگی‌های مسیر تازه و تشویق اعضا به ادامه‌ی صعود از طریق مسیر جدید، می‌توان به هدف گروه دست یافت.

 

ـ هوشیاری و مشاهده‌گری: سرپرست باید تغییرات وضع هوا، دشوار شدن مسیر و هر تغییر محیطی دیگر را که بر گروه موثر باشد، به دقت مورد توجه قرار دهد. سرما، گرما، رطوبت و باد شدید می‌توانند خطرناک باشند. پیش از آن‌که شرایط، شما را وادار به اقدام نماید، اقدام ضروری را انجام دهید، زیرا ممکن است آن هنگام، دیر باشد. اطمینان از مناسب و کافی بودن پوشاک نفرات، یافتن یا برپا کردن به موقع سرپناه، پایین آوردن به موقع فرد دچار کوه گرفتگی و... از جمله‌ی این اقدامات هستند. توجه به علایم ناگفته، فشار و ناراحتی در اعضای گروه، و توجه بیش از پیش به وضعیت جسمی و روانی خود و دیگران، در هنگام وخیم شدن وضع هوا از دیگر نکات مهم و قابل توجه است؛ زیرا در  هوای نامناسب، تمام ذخایر جسمی و روانی گروه  برای عملکرد موثر مورد نیاز است.

منبع : طرح درس مربیگری کوه پیمایی درجه سه ویژه مربی 

خطرات کوهستان


       ×خطر چیست؟

به شرایطی كه گروه را از حالت عادی وطبیعی خود خارج کند خطر گفته می‌شود. اصولاً این حالت ناگهانی بوجود آمده و با آسیب رساندن همراه است. هیچ گاه نمی‌شود شرایط خطر را پیش بینی كرد. البته عملكرد خود انسان هم در بوجود آمدن این شرایط تاثیر دارد كه این حالت از قبل برنامه‌ریزی نمی‌شود. خطر عموما شرایطی است كه دراثر ضعف یا عدم تشخیص در مراحل كنترل گروه بوجود می آید. گاهی خطر به حدی پیشرفت می‌کند كه گروه را وارد شرایط اضطراری یا بحران می‌کند. لذا بایستی خطر را بدرستی شناخت و آمادگی كامل را برای مقابله بدست آورد.

انواع خطر

خطر به دودسته كلی تقسیم می‌شود.

الف) خطرات طبیعی (خطرهایی كه منشأ محیطی دارند).

كوهنوردان درمقابل خطرهایی كه طبیعت منشأ به وجود آمدن آن ها  است، هیچ توانی برای مقابله ندارند فقط می‌توانندبا این خطرات كنار آمده یا ازآن ها بگریزند. اصولا انسان به تنهایی توان مقابله با خشم طبیعت را ندارد؛ چرا كه یکی از ضعیف ترین موجودات در طبیعت است. خطرات طبیعی در کوهستان را به صورت زیر نمایش می‌دهیم.

 خطرات طبیعی در کوهستان

الف : برون زمینی

سیل

بهمن

صاعقه

طوفان

بوران

ب ) درون زمینی

زلزله

آتشفشان


ب) خطرهایی كه انسان در بوجود آمدن آن نقش مستقیم دارد. مانند: نداشتن دانش کوهنوردی، ریزش بهمن توسط انسان، پوشاك نامناسب، غذای بد، ریزش سنگ، برنامه‌ریزی غلط،  تصمیم‌گیری نادرست، كنترل نامناسب گروه و...

 

فلسفه دانستن خطر

دانستن خطر و ویژگی های آن درحفظ تعادل و برگرداندن شرایط عادی باتصمیم‌گیری های درست برای رسیدن به هدف لازم است

 

ویژگی هایی كه خطر با خود به همراه دارد عبارتند از:

1- تغییرات مكرر وضعیت

5- دنبال كردن اهداف شخصی درگروه

2- وجود تضاد و تعارض گسترده دربین اعضاء

6- ازبین رفتن هویت، باورها و ارزشها

3- نبرد و مبارزه با هر وسیله ممكن

7- پیچیدگی وعدم اطمینان به محیط پیرامون واعضاء گروه

4- تغییر میزان مشاركت اعضای گروه در کار گروهی    

8- بوجود آمدن ابهام، شك و تردید

 

ازطرفی دانستن خطر برای انسان امتیازاتی را به دنبال خواهد داشت كه عبارتند از:

 

1- درك صحیح ازشرایط حاكم برگروه 

5- آمادگی برخورد با موانع

2- برگرداندن آرامش به گروه           

6- كسب هدف ونتایج مورد نظر

3- مشكل گشایی از گره های كور

7- جایگزینی هدف و اولویت بندی دربرنامه

4- تلاش برای پیروزی

 

 

افرادی كه خطر را نشناخته و ندانسته به سمت آن می‌روند برای خود شرایطی را فراهم می‌کنند كه باعث بوجود آمدن نتایج جبران ناپذیری خواهد شد. مواردی كه زمان خطر بوجود می‌آید همانند:

1- هدر رفتن انرژی و توان

5- تسلیم شرایط شدن

2- تنش های مداوم برای سازمان گروه      

6- واپس گرایی

3- هدر رفتن منابع

7- شكست برنامه و اهداف گروه

4- عجز وناكامی

 

                                                             

با دانستن خطر می‌توان امیدوار بود درصد ریسك پذیری وموفقیت اهداف تعیین شده به بالاترین حد خود برسد.

 

       ×كارهایی كه قبل از خطر باید انجام داد:

اصولی ترین روش كنترل خطر و به نظم در آوردن شرایط، ایجاد فرهنگ سازمانی و توجه جدی به امر آموزش در گروه های كوهنوردی است. آموزش محور توسعه در هر سازمان می‌باشد. ایجاد بستر آموزش برای بالا بردن روحیه‌ی كار گروهی و مدیریت بحران در سطوح ملی، سازمانی، منطقه ای و گروهی لازم است. از طرفی ترغیب به ثبات و توسعه سازمان وتشكیلات، موفقیت گروه را دو چندان می‌کند. بستر آموزش، برای آرامش و اطمینان افراد در مقابل خطر پذیری و ایمن سازی در بحران می‌باشد.

وقتی خطر بوجود آمد تبعات آن از داخل گروه به بیرون می‌رود و بازتاب منطقه ای یا ملی آن می‌تواندباعث بوجود آمدن بحران شود. لذا خطر به سازمان و گروه پشتیبانی نیز ارتباط پیدا می‌کند.

اگر عوامل خطر را بشناسیم و اطلاعات كافی داشته باشیم، با استفاده از آن ها می‌توانیم از وقوع حادثه و تبدیل آن به بحران جلوگیری كنیم. همیشه پیشگیری بهتر از درمان است، تشكیل گروه های كوه نوردی آماده‌ی خدمات بحران و تدوین سازمان امداد و نجات و داشتن برنامه مناسب برای عملیاتی كردن هم زمان تمامی گروه های كوه نوردی شهر، از اقدامات مهم قبل از خطر است. در ادامه به نكاتی برای مثال اشاره می‌كنیم.

- آگاهی علمی از موارد خطر در كوهستان

- آموزش ومانورسرعت عمل، نحوه اطلاع رسانی، عملیات بحران، خطرات كوهستان، مدیریت بحران.

- مهره چینی و تقویت نیروهایی كه در زمان بروز خطر بكار می‌آیند.

- تهیه ابزار و تجهیزات مورد نیاز برای زمان خطر.

- كسب دانش نجات

- كد بندی وتعریف خطرات كوهستان برای اطلاع عموم با توجه به شرایط منطقه

- تمرین آرامش را دستوركار قرار دهید.

نكته: این سوال را همیشه به خاطر داشته باشیم:

چگونه می خواهیم در زمان خطر موفق عمل کنیم ؟


       ×كارهایی كه در زمان بروز خطر انجام می‌دهیم:

بحران دركوهستان از گروه های كوچك كوه نوردی شروع شده وتا سطح ملی هم می رسد. توجه داشته باشید كه در زمان بروز خطر خودتان می‌توانید بهترین خدمات را ارائه دهید پس هیچگاه خودتان را دست كم نگیرید. لازم است بدانید اولین ابزار بحران وخطر پذیری اعتماد به نفس و دانش مبارزه با خطر است.

 

در زمان بروز خطر واكنشهایی از انسان سر می زند كه عبارتند از:

1- مرحله بروز خطر                                      4- مرحله تشکیل یا بازسازی گروه و تجدید قوا وكمك رسانی

2- مرحله قهرمان نمایی                               5- مرحله فراموش كردن

3- مرحله مواجه با واقعیت                            6- مرحله گزارش حادثه و تهیه صورتجلسه

 

دانستن این موارد به انسان كمك می‌کند كه روحیه و حالت منسجم داشته و با عكس العمل منطقی با  خطر برخورد كند

صعود تیمی از دوستان کوه‌نورد به قله‌ی «لنین»


صعود تیمی از دوستان کوه‌نورد به قله‌ی «لنین»

بر اساس خبر ارسالی به «کوه‌نوشت»؛ یک تیم متشکل از دوستان کوه‌نورد، روز چهارشنبه ۲۳ مرداد ماه موفق به صعود قله‌ی ۷۱۳۴ متری «لنین» شدند. 

اعضای تیم که در قالب برنامه‌ای مستقل عازم این برنامه شده بودند متشکل از؛ ایرج معانی (سرپرست)، علی ولی زاده (مربی)، علیرضا بیاتانی (امدادگر)، روح اله علی اکبری (تدارکات)، علی توکلی، محمد جواد اکبری، نادر رضائیان پور، رضا حکیمی، مهدی هنرمند (از اعضای گروه کوه نوردی همت شمیران) و فاطمه توتونچی می‌باشند.

این گزارش حاکی‌ست: نفرات صعود کننده هم‌اکنون در کمپ یک به سر می‌برند و فردا به کمپ اصلی بازخواهند گشت.

شایان ذکر است؛ روابط عمومی گروه «همت شمیران» نیز با ارسال خبر دیگری اعلام کرده بود؛ اعضای این تیم مقارن با برنامه صعود قله، در جشنواره کوه‌نوردان برتر، به‌مناسبت سالگرد اولین صعود به قله «لنین» که توسط فدراسیون جهانی کوه‌نوردی برگزار شده است نیز شرکت کرده‌اند.

به یکایک اعضای این تیم به خصوص دوستان عزیز؛ «ایرج معانی» و «علی ولی زاده» صمیمانه تبریک عرض می‌نمائیم.

نشاط کوهستان نیز به نوبه خود صعود افتخار آفرین این عزیزان را تبریک عرض می نماید ....

نقل از : کوه نوشت

خاطراتی از دنیای پاکی ها

بعضی از پست ها را برای دل خودم می نویسم ، این پست از اون بعضی هاست ، اگر دوست نداشتین تو این فضای قرار بگیرید این پست را گذر کنید ، یادی از ایام جوانی است و گاهی مرور خاطرات برام جذاب هستش ...

    برش های زمان برای افراد مختلف ارزش های ویژه ایی دارد ، در زمانی خاص حس و حالی به خصوص به انسان ها دست می دهد که تا پایان عمر فراموش نخواهد شد ، گذر زمان بر آن خاطرات تاثیر ندارد ، حس پاکی ها و دنیای پاکی در دورانی که یک قدم تا مرگ فاصله نداری از آن جمله خاطرات است ، دوستان به قدری نزدیک اند که یکی دیده می شوند ، رفیق بر خود آدم ترجیج داده می شود ، در جایی که باید از جان مایه بگذاری برای رفیق و دوست بدون اینکه او خبر دار شود اقداماتی انجام می دهی او بماند .
کسانی که دوران دفاع مقدس را حس کرده اند ، از اینگونه حس و حال به دور نیستند ، خاطراتی از دنیای پاکی ها بر می گردد به آن زمان ، لحظات قصه ساز بودند ، هر رفتاری خالصانه بود ، خاطره نبود نوعی زندگی بود ، زندگی که بخش هایی آن می توانست تا آخر عمر در بایگانی ذهن شما باقی بماند .
دیدن تصاویر آن زمان گویای ، آن بخش زیباست  ، به تمام همرزمانم درود می فرستم ......

تصاویری از کردستان ، شهرستان سقز  ،روستای عربلنگ سال 1362




همراه با دوستانی از شهرستان ساوجبلاغ



























پ ن :
عکس ها دیجیتان نیستند و بدلیل اسکن شدن کیفیت مناسبی ندارند ، این تمام چیزی است که در اختیار دارم ، نه آن چیزی کهدوست دارم داشته باشم تا تقدیم شما بزرگوراران نمایم .

تصاویر دماوند در امرداد 92
































شاد و با نشاط باشید

رودخانه های مرزی ایران

  شناخت طبیعت ایران ، اعم از کوه ها ، دشت ها ، دره ها ، رودها و ... می تواند در ورود به این مناطق اطلاعات مناسبی را در اختیارمان قرار دهد . بخشی از طبیعت ایران که رودها و رودخانه های کشور عزیزمان است ، بخشی از رودهای در داخل کشور قراردارند و تعدادی از رودها به سمت خارج از کشور سرازیر می شوند و تعدادی نیز از کشورهای همسایه آغاز و به کشور ما وارد می شود . مطلب این پست در نشاط کوهستان به رودهای مرزی ایران می پردازد امیدوارم براتون مفید باشید .
  کشور جمهوری اسلامی ایران با کشورهای همجوار دارای مرزهای آبی متعدد و متنوعی می باشند. نزدیک به 22درصد (1918 کیلومتر) از مرز مشترک کشور را 26 رودخانه کوچک و بزرگ تشکیل می دهند. (کل مرزهای کشور حدود 8755کیلومتر است که از این مقدار 2700 کیلومتر از آن دریائی و 4137 کیلومتر نیز خشکی میباشد).برزگترین مرز رودخانه ای مربوط به روخانه ارس به طول 475 کیلومتر و کوچکترین مرز رودخانه ای مربوط به رودخانه دریرج به طول تنها 5/2 کیلومتر و قسمتی از مرز مشترک ایران با عراق می‌باشد.تنها رودخانه مرزی قابل کشتیرانی ایران اروند رود به طول 86 کیلومتر با کشور عراق می باشد
. 


وضعیت مهمترین رودخانه های ورودی به کشور

به طور خلاصه مهمترین رودخانه های ورودی به کشور را می توان رودخانه های هیرمندو هریرود در شرق و ارس ، ساریسوو قره سو در غرب دانست که در ذیل به آنها پرداخته خواهند شد. 

·         رودخانه هیرمند

رودخانه هیرمند با آورد تقریبی سالانه حدود 5/8 میلیارد متر مکعب از کوههای غرب کابل سرچشمه گرفته و پس از طی 1050 کیلومتر وارد می شود در حال حاضر سهم ایران از آب رودخانه هیرمند حدود 26 مترمکعب در ثانیه با حدود 800 میلیون مترمکعب در سال است. 

·         رودخانه هریرود

رودخانه هریرود در شرق کشور با دبی متوسط سالیانه حدود 1/2 میلیارد مترمکعب جاری می باشد که طبق آخرین توافق انجام شده، کشور ایران حق استفاده از 50% آب را دارد. میزان برداشت فعلی آب از رودخانه هریرود حدود 150میلیون مترمکعب است و این رودخانه که حدود 112کیلومتر از مرز مشترک ایران و ترکمنستان را تشکیل می دهد پس از دریافت شاخه کشف رود از ایران خارج می شود. میزان آب خروجی از این نقطه شاید به دلیل کم اهمیتی آن تاکنون گزارش نشده است ولیکن به نظر می رسد این مقدار می تواند بعنوان درصدی از آب خروجی کشور به حساب آید. 

·         رودخانه های ساری سو و قره سو

این رودخانه ها در غرب کشور و در مرز کشور ایران و ترکیه قرار دارند. پروتکلهای در خصوص بهره برداری از آب آنها بین کشور ایران و ترکیه وجود دارد، ولی همواره بر سر اجرای آنها اختلافاتی با کشورهای مقابل وجود داشته است .

این رودخانه از کشور ترکیه سرچشمه گرفته و پس از طی 1070کیلومتر به دریای خزر می ریزد که 475 کیلومتر از آن مرز بین کشور ایران با ارمنستان و آذربایجانرا تشکیل می دهد. حجم آورد سالیانه ارس در قسمتهای مختلف رودخانه به دلیل اضافه شدن سرشاخه ها به آن متفاوت است. این مقدار در محل سد ارس طبق گزارشات موجود حدود 4/8 میلیاردر مترمکعب می باشد. بهره برداری از آب رودخانه ارس به نسبت مساوی 50- 50 بین ایران و کشورهای همسایه تقسیم شده است. 

 

وضعیت مهمترین رودخانه های خروجی از کشور

در این بخش نیز مهمترین رودخانه های خروجی از کشور را می توان رودخانه های شمال استان خراسان، رودخانه اترک و رودخانه های غرب کشور دانست که توضیحات اجمالی پیرامون آنها در ذیل آورده میشود. 

·         شمال استان خراسان

این رودخانه ها عمدتا به صورت متوالی از ایران سرچشمه گرفته و با آورد سالیانه حدود 120 میلیون مترمکعب از کشور خارج می شوند حقابه ایران از آب این رودخانه ها طبق پروتکل های موجود عمدتا50 - 50 می باشد از وضعیت بهره برداری از آنها در حال حاضر اطلاع دقیقی وجود ندارد . 

·         رودخانه اترک

این رودخانه از بخش اترک خارجی که از خاک ترکمنستان سرچشمه گرفته و بزرگترین شاخه آن رودخانه سمبار است و اترک داخلی که در داخل کشور ایران جریان دارد تشکیل یافته است. این دو شاخه در محلی که نام چات تلاقی کرده و پس از طی 80 کیلومتر از مرز در کشور در محلی بنام داشلی برون به طرف خاک ترکمنستان تغییر مسیرداده و از طریق خاک ترکمنستان وارد دریای خزر می شود. حجم جریان سالیانه در محل چات حدود 440میلیون مترمکعب است که 220میلیون مترمکعب از آن سهم ایران بوده و 85میلیون مترمکعب در حال حاضر در دست بهره برداری است . 

·         رودخانه های غرب کشور

این رودخانه ها را به طور کلی می توان به دو دسته رودخانه های با آبدهی کم تا متوسط و رودخانه های با آبدهی زیاد تقسیم بندی کرد. 

در بخش رودخانه های با آبدهی کم تا متوسط رودخانه هائی چون قوره تو، کنگیر، میمه ، دویرج و ... وجود دارند که عموما از ایران سرچشمه گرفته و به صورت متوالی می‌باشند. رودخانه هائی که خط مرز دو کشور را قطع می کنند متوالی و رودخانه های در امتداد مرز دو کشور را محاذی می گویند. 

پروتکلهای موجود بهره برداری از آبها اغلب به میزان 50 - 50 می باشد. 

در بخش رودخانه های با آبدهی زیاد رودخانه های ذاب و سیروان قرار دارند رودخانه های ذاب و سیروان مجموعا آورد متوسط سالیانه حدود 3-4 میلیارد مترمکعب را از کشور خارج کرده و هیچگونه پروتکلی جهت بهره برداری از آب آنها با کشور مقابل وجود ندارد. 

·         رودخانه آستارا جای

این رودخانه از ارتباطات مشترک در کشور ایران و آذربایجان در شمال غربی ایران سرچشمه گرفته آورد سالیانه أی حدود 70 میلیون مترمکعب را جمع آوری و به دریای خزر می ریزد. این رودخانه در قسمت اعظمی از طول کوتاه خود مرز دو کشور را تشکیل می دهد و تاکنون نیز پروتکل رسمی در خصوص بهره برداری از آب آن بین دو کشور منعقد نشده است. 

تهیه آب در کوه

تعداد چشمه ها و مقدار آب آنها گاهی اوقات بستگی به چگونگی ساختار سنگ‌های کوهستان نیز دارد، برای مثال کوهستانی که از نوع سنگ‌های آهکی باشد، بالطبع آب راه خود را بهتر باز نموده و از مناطق مختلفی می‌جوشد و بیرون می‌آید ولی در مناطقی با سنگ‌های سخت تر و مقاوم تر، این کار کمتر اتفاق می‌افتد.

به هر تقدیر با وجود کم آبی، تغییر فصل و نوع سنگ‌های کوهستان همانگونه که اشاره شد بندرت کوهستانی پیدا می‌کنید که در هر زمان و هر فصل از سال در آن آب پیدا نشود لذا خیلی زودتر و راحت تر از سایر مناطق خشک به آب دسترسی پیدا خواهید کرد، این امر فقط نیازمند مقداری تلاش و هوش شما می‌باشد.

بنابراین در این مبحث چند روش از چگونگی یافتن آب در کوه به منظور افزایش سطح آگاهی شما عزیزان ارایه می‌گردد امیدوارم که مفید واقع شود :

الف- در کوهستان هنگام بارش باران به علت ساختار طبیعی منطقه، آبها به طرف دره سرازیر می‌شوند و به دلیل شیب کوهپایه ها جریان همیشه به طرف پایین بوده و در ته دره جمع می‌شوند مقداری از این آبها در زمین نفوذ کرده و بقیه آب به جریان خود ادامه می‌دهد آبی که در زمین نفوذ می‌کند در طبقات زیرین زمین ذخیره می‌شود در چنین دره‌هایی بیشتر ناحیه‌های آن اشباع شده است و کافی است اقدام به کندن چاله ای به عمق حدود 120 سانتی متر نمایید تا به راحتی به آب‌های ذخیره شده در زمین دسترسی پیدا کنید.

ب- آبی که از شیب‌های تند به جریان خود ادامه می‌دهد نمی‌تواند به زمین نفوذ کند و از طریق تبخیر نیز از بین نمی‌رود در نتیجه به طرف عمیق ترین نقطه دره سرازیر می‌شود و در آنجا معمولاً به صورت گودال‌هایی پر از آب تا مدت ها باقی می‌ماند علت تداوم این گودال ها ادامه جریان آب است که معمولاً و جود دارد هر چند بعضی اوقات کم یا زیاد می‌شود این محل اغلب یکی از منابع دسترسی به آب در کوهستان می‌باشد.

پ-بعضی از صخره ها و سنگ‌های بزرگ کوهستانی به علت داشتن رسوبات آهکی و در اثر فرسایش سالیان متوالی حالت گود مانندی به خود گرفته اند، یعنی اطراف سنگ که محکم و خارا بوده باقی مانده و وسط سنگ که رسوبات آهکی بوده به تدریج طی سالیان زیاد فرسایش یافته و به شکل یک دیگ بزرگ در آمده که اصطلاحاً در طبیعت به آن دیگ غول می‌گویند. این دیگ ها محل بسیار خوبی جهت جمع آوری آب باران است و معمولاً در آنها آب پیدا می‌شود.

ث- با حفر نمودن چاله یا گودالی در مجاورت دامنه ها می‌توان آبهای فروکش شده و به حال ذخیره را که به صورت مخزن یا چشمه ای در آمده است بیرون کشید. برای این منظور مناطق سبز دامنه ها را انتخاب کنید و در سبز ترین نقطه آن گودالی حفر نموده و منتظر تراوش آب از آن نقطه باشید.

ج- سنگ‌های آتشفشانی به علت داشتن شکافهای مختلف و متعدد، منابع بسیار خوبی جهت جوشیدن و تراوش آب از محل‌های ذخیره شده زمین از لابلای این شکاف ها است به همین سبب اگر در کوهستانی هستید که دارای سنگهای آذرین است باید در طول دیواره ها و دره‌هایی که از این نوع سنگها تشکیل شده است دنبال آب بگردید.

چ- در هر جای کوهستان که به طبقات سنگهای دارای خلل و فرج برخوردید، مطمئن باشید همانجا یا آب وجود دارد ویا به راحتی می‌توانید با حفر نمودن چاله، آب پیدا کنید.

ح- در مناطقی که دارای خاکهای سست و نرم می‌باشد آب به مراتب بیشتر است و آسانتر از قسمت‌های سنگلاخی می‌توان آب یافت، برای دستیابی به آبهای زیرزمینی در چنین مناطقی، کف نزدیکترین دره یا دامنه کوه را حفر نمایید زیرا در این مناطق بیش از هر جای دیگر منابع آب زیرزمینی به سطح زمین نزدیک تر است.

خ- داخل دره ها در قسمت فوقانی مصب رودخانه ها، حتی اگر خشک هم باشد با کمی‌جستجو می‌توان چشمه‌های آب پیدا نمود و اگر چشمه پیدا نکردید سبزترین و مرطوب ترین نقطه آن محل را حفر نمایید تا به آب دسترسی پیدا کنید.

بطور کلی هر گاه برای بدست آوردن آب تصمیم به حفر زمین کردید بهتر است ابتدا در جستجوی علایم حاکی از وجود آب در آن محل و یا نقطه مورد نظر باشید برای مثال کف دره ای را که در انتهای سراشیبی تند باشد و یا نقطه سرسبزی را که دارای دامنه ای مرطوب و یا در مجاورت چشمه ای بوده است حفر نمایید همچنین در رودهای جلگه ای آب به سطح زمین نزدیکتر است و در نتیجه در چنین مناطقی با اندکی حفر و گود کردن زمین می‌توان به منبع خوبی از آب دسترسی پیدا نمود.

د - اگر در فصل سرما و زمستان در کوهساران مجبور به اقامت اضطراری شدید مساله آب بدون هیچ مشکلی برای شما حل شده است زیرا در چنین فصلی حتی دامنه‌های کوهستان پر از برف است البته در همین فصل هم اگر در نزدیکی محل فرود شما آب چشمه و یا دیگر منابع آبی پیدا شود خیلی بهتر از آب برف و یخ ذوب شده است، ولی در صورت عدم دسترسی به دیگر منابع آبی، باید آب مورد نیاز خود را از طریق ذوب کردن برف و یخ تهیه نمایید.

شایان ذکر است آبی که از یخ ذوب شده بدست می‌آید نسبت به برف ذوب شده دارای حجم بیشتری است زیرا از پنج فوت مکعب برف فقط یک فوت مکعب آب بدست می‌آید، در حالیکه از همان حجم یخ حدود دو فوت مکعب آب مورد بهره برداری قرار می‌گیرد ولی از لحاظ سرعت ذوب شدن برف سریع تر آب می‌شود ( هر فوت مکعب برابر است با 317/28 سانتی متر مکعب است )

البته گاهی ممکن است آبهای بدست آمده از یخ و برف آلوده باشد پس بهتر است بعد از ذوب، آنها را جوشانده و بعد بیاشامید. در نظر داشته باشید که حتی المقدور از یخهای کهنه به رنگ آبی استفاده کنید نه از یخهای تازه که به رنگ خاکستری هستند.

در مواقع اضطراری خوردن مقدار کمی‌برف جهت رفع تشنگی اشکالی ندارد به شرط آنکه از لایه‌های زیرین و عمیق برف برداشته شود. خوردن برف موجب ترک خوردگی لبها می‌شود پس بهتر است به منظور جلوگیری از ترک خوردگی و بریدگی لبها برف را در دهان گذاشته و بمکید تا رفع عطش شود و از خوردن زیاد آن پرهیز نمایید.

در صورتی که در نظر دارید از برف جهت تهیه آب استفاده نمایید و در حال حاضر وسیله ای برای ذوب آن ندارید می‌توانید مقداری برف در ظرف پلاستیکی خود بریزید و درب آن را محکم بسته و بین دو لایه لباس خود بگذارید تا با دمای غیر مستقیم آب بدن آب شود.

خصوصیات کوه


 ایران کشوری کوهستانی است که حدود نیمی‌از مساحت آن را کوهها و ارتفاعات پوشانده است.

کوههای ایران از چهار رشته کوه اصلی تشکیل یافته که عبارتند از:

- رشته کوههای غربی

- رشته کوههای جنوبی

- رشته کوههای مرکزی و شرقی

- رشته کوههای شمالی

رشته کوههای شمالی ایران  از کوههای آرارات در ترکیه شروع شده و به ترتیب به کوههای علمدار، سهند، سبلان، طالش و قافلانکوه در آذربایجان و رشته کوههای البرز در شمال استان تهران و قسمت جنوبی استان‌های گیلان و مازندران متصل است و تا کوههای آلاداغ، بینالود، هزار مسجد و قره داغ در خراسان ادامه یافته و در افغانستان به کوههای هندوکش می‌پیوندد. بلند ترین قله ایران در این رشته کوهها قله دماوند با ارتفاع 5671 متر ( 5609 متر در آخرین برآورد ) می‌باشد .

رشته کوههای غربی ایران  نیز از آرارات شروع شده و از شمال غرب به سوی جنوب شرق امتداد می‌یابند این رشته کوه، کوههای ساری راش، چهل چشمه، پنجه علی، الوند، کوههای بختیاری، پیشکوه، پشتکوه، اشترانکوه و زرد کوه را در بر می‌گیرد که رشته کوههای زاگرس نیز جزو همین کوههاست، بلند ترین قله این رشته کوهها قله دنا با ارتفاع 4276 متر است.

رشته کوههای جنوبی ایران از استان سیستان و بلوچستان امتداد یافته و به کوههای سلیمان در پاکستان می‌پیوندد. این رشته کوه شامل کوههای سپیدار، میمه، کوههای بشاگرد و کوه بم پشت می‌باشد .

کوههای مرکزی و شرقی ایران شامل کوههای کرکس، شیرکوه، کوهنیان، جبال بارز هزار بزمان و تفتان است بلند ترین نقطه این رشته کوه در مرکز و جنوب ایران به هزار متر می‌رسد.

اشخاص عادی و کوهنوردان باید اطلاعاتی هر چند نسبی راجع به کوهها، آب و هوای این مناطق، نحوه کوه پیمایی و تردد در کوهستان، تهیه آب و غذا، نحوه پوشاندن و گرم نگاه داشتن بدن و خیلی مسائل و موارد دیگر در رابطه با چگونگی زیست در این مناطق بدانند که اگر احتمالاً به هر دلیلی مجبور به اقامت در مناطق کوهستانی شدند بتوانند به راحتی با مشکلات زندگی در این مناطق کنار بیایند.

هیچ کس کامل نیست

 

روزی دوستی از ملانصرالدین پرسید : ملا ، آیا تا بحال به فکر ازدواج افتادی ؟

ملا در جوابش گفت : بله ، زمانی که جوان بودم به فکر ازدواج افتادم

دوستش دوباره پرسید : خب ، چی شد ؟

ملا جواب داد : بر خرم سوار شده و به هند سفر کردم ، در آنجا با دختری آشنا شدم

که بسیار زیبا بود ولی من او را نخواستم ، چون از مغز خالی بود

به بغذاد رفتم : دختری دیدم بسیار تیزهوش و دانا ، ولی من او را هم نخواستم ،

چون زیبا نبود

ولی آخر به شیراز رفتم و با دختری آشنا شدم که هم بسیار زیبا و همینکه ، خیلی

دانا و خردمند و تیزهوش بود . ولی با او هم ازدواج نکردم

دوستش کنجاوانه پرسید : چرا ؟

ملا گفت : برای اینکه او خودش هم به دنبال چیزی میگشت ، که من میگشتم

NOBODY IS PERFECT

هیچ کس کامل نیست

پدیده زیبای رنگین کمانی در مسیر بازگشت دماوند

تاریخ : 18 مرداد 92 در مسیر جنوبی دماوند

این تصاویر واقعی است :

تاسف خوردم که دوربین حرفه ایی در اختیار نداشتم تا از این رنگین کمان زیبا تصویر بهتری بگیرم . هنگام بازگشت از قله دماوند و قبل از رسیدن به گوسفند سرا در حالی که خورشید سمت غرب در حال غروب کردن بود ، مه غلیظی از جنوب به شمال دره منتهی به گوسفند سرا را پر می کرد  ،اثر تشعشع خورشید بر مه یک رنگین کمان دایره ایی زیبایی را ایجاد کرده بود . اگر شما بین مسیر خورشید و رنگین کمال قرار می گرفتید سایه از شما در داخل رنگین کمال تشکیل شده ایجاد می شد که بسیار زیبا بود ولی ثبت این زیبایی با دوربین معمولی من خیلی شاید واضح نباشد ولی امیدوارم خوشتون بیاد ... ببینید





در این تصویر در کنار من آقای خسرو یوسفی ، شهریار عدنانی و حمید سفیدیان نیز هستند

تنها در کوهستان

كوهستان

   خاموش بود 

و دره ها

    در پیچ و تاب رسیدن به پائین دست...

     *                                                       

یالهای بی عبور 

نوازش های هیچ نسیمی را

                بر خود

               احساس نمی كردند 

و سكوت را

    تنها صدای گامهای من بود

                             که می شكست 

من به قله فكر میكردم 

و به لبخند برفهایی

 كه بر شانه هایش آب می شدند

***

و فکر میکردم که آن هنگام

آیا 

كوه تنها تر بود

             یا من ؟ 

اما هر دو با هم بودیم 

و این چه  حس خوبی داشت

درست مثل تمام آن روزهایی

                               كه من

              در میان همهمه های  دوستانم 

                                تنها بودم 

                                       و به قله فكر میكردم

در هوای کوهستان

در مسیر دماوند

تاریخ اجرای برنامه 17 و 18 مرداد ماه 1392

هر سفری خاطراتی را بر جای می گذارد ، خاطرات روزهای سخت همواره ماندگار ترند و کسانی می توانند از سفر خود بیشتر لذت ببرند که با برنامه ریزی و با اتکا به دوستان  و افرادی که در مسیر سفر هستند به گونه ایی هماهنگ باشند ، این برنامه ریزی از منزل و اهالی آن آغاز می شود و با همراه آغاز می شود و با دوستانی که دور و برم مان هستند ادامه می یابد . در این صعود که من آنرا بخشی از سفر زندگی می دانم کسانی بودند که یار و یاور تیم و نقطه قوت آن بودند . به گوشه از آنها اشاره می کنم تا بدانیم باید همواره قدردان و قدرشناس کسانی باشند که در موفقیت برنامه با ما همراه اند و تمام عوامل و اِلمان های به کمک ما می آیند تا ما صعود موفق را داشته باشیم .

دوستان و همنوردان :

ابراهیم صادق نیا ، از دوستان شهرستان رینه و از همنوردانم در صعود به قله کازبک در کشور گرجستان ، حاج ابراهیم و آقای حسن فرامرزی ، در صعود کازبک از آماده ترین نفرات بودند و در امر راهنمایی تیم های صعود کننده به قله دماوند سابقه طولانی دارند . حاج ابراهیم و حسن فرامرزی ساکن رینه هستند و معمولا در قرارگاه قدیمی فدراسیون در رینه استقرار دارند .



این هم تصویر از دوستان دیگر قرارگاه رینه که اکثر اوقات آنجا هستند و کمک رسان کوهنوردان صعود کننده به دماوند .


خسرو یوسفی ، همنوردی که بیشترین زحمات به عهده ایشان بود ، صدای کوهستان یکی از همنوردانی است که از همه لحاظ می توان به او اطمینان و اتکا داشت و به سر قدمی صعود نیز به عهد ایشان بود .


آقای داداشی از همنوردان بسیار خوب که مصاحبت با او افتخار بزرگی است و تجربیات او قابل ستایش است


بعد از صعود به علم کوه این دومین برنامه بنده با آقای مهدی امیرخانی است ، دوست داشتنی ترین کوهنوررد و از همنوردان همراه می باشد .


آقای خالقی


آقای سرداری

شهریار عدنانی از اردبیل که همراه دوست شان آقای حمید سفیدیان در این برنامه همراه بودند ، اولین ها همیشه خاطرات فراوان به همراه خود می برند و شهریار نیز اولین صعودش را با ما انجام داد امیدوارم باخاطرات خوشی این صعود را جشن بگیرد .


حمید سفیدیان

باربری در صعود به قله دماوند :
باربری در صعود به دماوند
نیز به یک شغل دائمی مبدل شده است ، ترمینال که وسیله نقلیه آن را قاطرها تشکیل می دهند تا کوهنوردان بتوان بخشی از مسیر را سبک بروند تا در روز صعود بتوانند گام هایشان را استوارتر به پیش ببرند .


باید بارها را در کیسه قرار دهید تا بارها بدون آسیب به مقصد برسند و در اکثر اوقات بارها زودتر از شما به بارگاه سوم در ارتفاع 4200 متر انتقال داده می شود .


اگر کیسه بار نداشته باشید ، با پرداخت 1500 تومان می توانید یک گونی بزرگ تهیه کنید که کوله شما در آن جا می شود . البته بسیاری از کوهنوردان ، کوله ها را خودشان حمل می کنند ، این کوله ها فقط تا ارتفاع 4200 حمل می شود و روز صعود وسایل اضافی در چادر یا پناهگاه می ماند ، موقع بازگشت نیز شما می توانید خودتان حمل کنید یا باز هم از قاطرها استفاده نماید . میزان کرایه هر کوله حدود 20 کیلوگرمی 30 تا 35 هزار تومان است . موقع بازگشت چون مواد غذایی مصرف می شود و کوله هم سبک تر بنابرین اکثر موقع بازگشت خودشان کوله ها را حمل می کنند ، فقط ایراد کار خستگی پاهای کوهنوردان است که هر کیلو بار به نظر سنگین تر می آید.







صعودهایی از نوعی یادمان :
دوستانی که به یاد کوهنوردان بزرگ صعودهایش را برنامه ریزی و اجرا می کنند تابگویند همواره به یادشان هستند .


مجسمه های سنگی در مسیر صعود دماوند :
و سنگ نگاره هایی که اگر با دقت بیشتری نگاه کنید زیبایی های بیشتر را در آنها خواهید دید . بیشترین تعداد این نوع سنگ ها در فاصله حدود نیم ساعتی بعد از مسجد صاحب الزمان قرار دارند و اگر دوست داشتید آنها را ببیند با ماشین تا مسجد بروید و نیم ساعت پیاده روی شما را برای دیدن آنها می رساند . امیدوارم فرصت دیدار آنها را داشته باشید ، معمولا کوهنوردان چون برنامه مشخص صعود دماوند دارند کمتر فرصت می کنند برای دیدن آنها وقت بگذارند ولی شما که اهل ذوق هستید و احیاناً نمی خواهید قله را صعود کنید می توانید برای دیدن این مناظر و مناظر مشابه به منطقه بیایید .



چادرگاه در محل بارگاه سوم ، جنوبی دماوند :
  وجود چادر به عنوان یکی از مهمترین تجهیزات در برنامه های کوهنوردی که شب مانی دارد ضروری است ، به دلیل اینکه کوهنوردی افزایش کمی قابل توجهی در بین جوانان و مردم پیدا کرده است واضج و مسلم می باشد ، دیگر هیچ پناهگاه و جانپناهی گنجایش این تعداد کوهنورد را ندارد ، پس به ناچار باید از چادر ها استفاده شود . محل استقرار و نحوه برپایی چادر دارای اصولی است که کوهنوردان آنرا رعایت می کنند ولی مشکل در خدمات رسانی و بستر سازی برای جمع آوری زباله های تولید شده و سازماندهی مناسب و در شان کوهنوردان می باشد ، نمی دانم کی و از کجا باید این موارد را یکبار برای همیشه حل خواهیم کرد ولی دیگر یک ضرورت است ، نباید بگذاریم کوهستان های زیبای کشورمان به دست خودمان چهره ایی نازیبا پیدا کند . هنوز هم حجم زیادی از زباله در اطراف بارگاه چشم ها را آزار می ده ، هنوز خدمات آبگرم در پناهگاهی که گاهی بیش از هزاران استفاده کننده کوهنورد دارد وجود ندارد ، مگر کشورهای دیگر چکار می کنند ، زیر ساخت هایشان و بسترسازی برای اینکار از قبل دیده شده است ، چه چیزی مانع می شود ما نتوانیم این خدمات را داشته باشیم ، البته به طوری که شرایط زیست محیطی حفظ شود و ساختمان سازی نشود ...... فکر می کنم اکثر شما این سوال ها را بارها از خودتان پرسیده اید ، دیگران را هم متهم نکنیم ، بیاندیشم و راهکار ارائه دهیم ، امید که به ثمر نشیند



پناهگاه بارگاه سوم در ارتفاع 4200 متر ، جنوبی دماوند :
نقش پناهگاه در کوهنوردی و موفقیت صعودهای کوهنوردی به خصوص در زمستان بسیار حیاتی است طا، شما اگر هم نخواهید قله دماوند را صعود کنید در مدت 3 تا 4 ساعت یا کمی بیشتر می توانید از محل پارک ماشین تا اینجا را بیایید ، اگر هم نمی خواهید کوهنوردی کنید پیشنهاد می کنم شبی را در این پناهگاه بگذرانید ، پناهگاه داری اطاق های مستقل برای 8 تا 10 نفر و نیز ساکن بزرگ عمومی دارد که برای هر شب مبلغ 10 هزار تومان باید پرداخت نمایید . پناهگاه یک فروشگاه مواد غذایی دارد و شما می توانید اقلام مورد نیاز خودتان را از آنجا هم تهیه نماید به طبع هزینه آن به خاطر هزینه حمل و عرضه آن در ارتفاع بیشتر از شهر خواهد بود . یک سوپ معمولی جو گرم را می توانید با 5000 تومان تهیه نماید .

کلاردشت سفید پوش شد

نشاط کوهستان     www.neshate-koohestan.ir
برف تابستانی در پنجاهمین روز فصل تابستان، چهره شهر کلاردشت و ارتفاعات علم کوه را سفیدپوش کرده است.

به گزارش خبرنگار مهر، در گرمترین ماه سال، مرداد ماه و پس از گذشت ۵۰ روز از تابستان امسال، بارش برف تابستانی، ارتفاعات علم کوه کلاردشت را سفید پوش کرد.
بسیاری از مردم کلاردشت بواسطه سرما، لباس گرم برتن دارند و شب ها شوفاژ و بخاری روشن می کنند. هوای بارانی و سرد باب دل ومیل گردشگران کلاردشت است.

در پنجاهمین روز از فصل تابستان بارش برف مناطقی از علم چال و سیاه کمان راسفید پوش کرد و سبب غافلگیری گروه های کوهنوردان خارجی وایرانی حاضر در منطقه شد.

منبع خبر : خبرگزاری مهر

دماوند مهربان اجازه صعود داد

انتخاب عنوان برای صعود قله دماوند در تاریخ 18 مرداد 92 کمی برایم دشوار شده است ، صعود در شرایطی انجام شد که بسیار از تیم ها بدلیل شرایط بسیار متغییر دماوند به خصوص در ارتفاع بالای 5000 متر نگرانی های بسیار را در پیش رو قرار می داد ولی به لطف خدا و داشتن تجهیزات مناسب زمستانی در تابستان در قالب یک تیم 8 نفره  توانستیم قله دماوند را از جبهه جنوبی صعود نمایم .
صعود از جهات بسیاری برایم مان ارزشمند بود ، دوستانی از تبریز و دو تن از عزیزان ازدبیل که به صورت  اتفاقی به تیم اضافه شدند و اولین باری بود که به دماوند صعود داشتند و مهربانی های عزیزان تبریزی خیلی خاطرات خوشی را در این صعود برایمان ترسیم که امیدوارم این دوستی ها پایدار و گسترش یابد .

نفرات :
آقای داداشی ، خالقی ، سرداری ، مهدی امیرخانی ، خسرو یوسفی ، و من
دوستان اردبیل : شهریار عدنان و حمید سفیدیان

گزارش برنامه :
قرار مان ساعت 9 صبح در ترمینال شرق تهران بود ، ابتدا می خواستیم با اتوبوس گذری به جاده هراز و شهر رینه بریم که بعدا به دو سواری تغییر کرد . دوستان اردبیلی را هم آقای یوسفی در ترمینال دیدند که می خواستند به دماوند بروند و دعوت شان کردیم که با ما همراه شوند ، با حدود نیم ساعت تاخیر به راه افتادیم و حدود ساعت 11 به قرار گاه رینه رفتیم ، با آقای فرامرزی قرار گذاشته بودیم که ما را مسجد صاحب الزمان مبداء صعود ببرد . آقای محمد فرامرزی متولی ساختمان قدیمی قرار گاه فدراسیون کوهنوردی می باشد که با ساخت قرارگاه جدید در پلور از آن کمتر استفاده می شود ولی اخلاق و منش خانواده آقای فرامرزی که از راهنمایان بسیار قدیمی دماوند نیز می باشند باعث شده افراد زیادی به خصوص آنهایی که از نسل های گذشته هستند از این قرارگاه برای آغاز کوهنوردی شان در دماوند استفاده نمایند .
خلاصه آقای حسن فرامرزی مسافر به مسیر شمالی دماوند برده بود و ما را با یک نیسان متعلق به پسر عموی اش محمد فرامرزی راهی  مسجد صاحب الزمان نمود . ساعت حدود 13:30 به محل مورد نظر رسیدیم ( همان گوسفند سرا ) و پس از تعویض لباس ها در ساعت 14 به سمت بارگاه سوم راه افتادیم در حالی قله دماوند پوشیده از ابر بود و بررسی سایت های هوا شناسی برای روز پنجشنبه هوای آفتابی و برای بعد از ظهر جمعه بارش برف را پیش بینی کرده بودند .

حرکت به سمت بام ایران


شقایق هایی که عمر گل دهی شان به پایان رسیده است ولی هنوز هستند تا سالهای بعد نیز زیبایی هایشان را به مسافرین دماوند عزیز هدیه دهند .


گذر از کنار گوسفندسرایی با گوسفندهای در حال استراحت ، صحنه هایی در راستای تامین زندگی ماست

آرام آرام از مبداء صعود فاصله می گیریم

سنگ هایی که شکل های ویژه ایی به خود گرفته اند تا نگاه های ما را به خود جلب نمایند ، بسیار از دوستانی که از این مسیر عبور کرده اند ، اشکالی با تنوع زیاد را رویت کرده اند که می تواند موضوعی جالبی برای عکاسی و بازدیدهای هنری وابسته به طبیعت باشد




گروه های زیادی در مسیر بودند و از تعطیلات آخر هفته برای صعود دماوند استفاده کرده بودند


چقدر باید خسته باشی تا روی سنگ به این آرامی به خواب بروی ، امیدوارم دوستان استفاده از رنگ در طبیعت را کنار بگذارند ، روی سنگ ها را ببینید ، لطفا این کارها را متوقف کنید که علاوه بر مشکلات زیست محیط ظاهر طبیعت و آلودگی منظر ایجاد می کند .



گاهی ابرها کنار می روند تا دماوند را بهتر رویت کنیم

پس از سه ساعت و نیم به بارگاه سوم رسیدیم ، پناهگاهی که پر شده بود از کوهنوردان ایرانی و خارجی حتی پاگردهای آن نیز در اختیار کوهنوردان قرار داده شده بود ، شهر چادرها در اطراف بارگاه سوم دماوند نیز منظره ایی است که هر عکاسی را برای گرفتن عکس ترغیب می کند .




نمایی از بارگاه سوم و من در شمالی ترین نقطه این شهرچادرها



نمایی از جانپناه قدیمی دماوند که آن هم جهت استفاده در اختیار کوهنوردان می باشد ولی امکانات موجود هیچ تناسبی با تعداد کوهنوردان وارد شده به منطقه ندارد


پس از برپایی چادر برای هم هوایی ارتفاع گرفتیم ، نمایی از خط الراس دو برار در جنوب و قرار گرفتن در بالای شهرهایی که در مه پوشیده شده اند منظره ایی بی بدیل را بوجودآورده است که طی زمانی که ما در منطقه بودیم شهرهای پلور ، رینه و لاریجان در پوششی از مه مخفی شده بودند


آقای یوسفی ، مهدی و من به اتفاق برای هم هوایی ارتفاع گرفتیم


روز دوم  جمعه 18 / 5 / 92
صبح ساعت 3:30 از محل شب مانی به راه افتادیم ، در حالی که کوهنوردان بسیار از نیمه شب شروع به حرکت کرده بودند ، زنجیره ایی از نور هدلایت ها در مسیر قله دیده می شد ، منظره بسیار زیبایی را بوجود آورده بود که رفته رفته دانه های این زنجیر بیشتر و بیشتر می شد ، بطوری که حس می کردی مسیر بارگاه تا قله را چراغ کشی کرده اند . ما نیز در میانه این زنجیره نورانی به راه افتادیم . متاسفانه گرفتن عکسی از دانه های نورانی برایم مقدور نبود . هوای صبحگاهی سرد همراه با وزش باد بود .



شهریار و حمید همنوردان مان  از اردبیل


دوستان مان از گروه کوهنوردی اسپیکا که صعود برای یاد بود فاتحان برودپیک به دماوند داشتند و به افتخارشان عکس با آنها گرفتم


حرکت ما در صبح در تاریکی بود ، بدلیل اینکه ماه در آسمان نورافشانی نمی کرد تاریکی بیش از زمان های دیگر حکم فرما بود ، هوا مه گرفته بود بطوریکه طلوع آفتاب رویت نشد ، سرعت باد افزایش یافته بود و دانه های ریز برف که سطح سنگ ها را پوشانده بود .


آب و هوای متغییر به خصوص در ارتفاع حدود 5000 متری باعث بازگشت بسیار از تیم ها شد


چه خبر بود در مسیر دماوند .......


شرایط هر لحظه ایی تغییرات ویژه ایی داشت


بالاخره به تپه گوگردی رسیدیم


تعداد تیم هایی که از این شرایط عبور کرده بودند زیاد نبودند ولی از اینجا به بعد را هر چند باد گردو غبار و گوگرد را متوجه چشم ها می کرد تا سوزش چشم ها اگر عینک توفان نداشته باشی هم شما با مشکل مواجه نماید
بالاخره پس از 7 ساعت تلاش در بلندای ایران ، دماوند قرار گرفتیم و خدا را شکر کردیم


پاینده باد ایران ، بر فراز باد پرچم مقدس جمهوری اسلام ایران



خدایا شکرت

و بازگشت به بارگاه سوم و سرازیر شدن به سمت مسجد صاحب الزمان در انتهای برنامه ،از بارگاه سوم تا قله را 7 ساعته رفتیم و این مسیر را در بازگشت سه و نیم ساعته آمدیم ، از بارگاه سوم هم تا مسجد سه ساعت زمان برد .


و برای بدرود بارگاه سوم دماوند در ورودی آن عکسی می گیریم تا ما را برای دفعات بعد نیز به یاد داشته باشد هر چند این وظیفه ماست که یادی از دماوند مهربان داشته باشیم


شاد باشید

قدر بشناسید مستان آخرین پیمانه را

قدر بشناسید مستان آخرین پیمانه را

ساقی امشب می کند تعطیل این پیمانه را

گو به مهمانان که مهمانی به پایانش رسید

خورده یا ناخورده باید ترک کرد این خانه را

یوسف می دانست تمام درها بسته هستند، اما به خاطر خدا حتی به سوی درهای بسته دوید و تمام درهای بسته برایش باز شد.

اگر تمام درهای دنیا هم به رویتان بسته شدند، به طرف درهای بسته بدوید، چون خدای تو و یوسف یکی است.

در این شب های پایانی ماه رمضان بهترین ها را از خدا برایتان خواهانم

نشاط کوهستان  پرویز ستوده شایق


التماس دعا
با تشکر از حمیدرضا سعدی

بازگشت عبدالعظیم برهمنی از برودپیک به میهن

 ساعت 11 صبح امروز جناب آقای عبدالعظیم برهمنی وارد فرودگاه امام خمینی  ( ره  ) شد و مورد استقبال خانواده و تنی چند از کوهنوردان از جمله سرکار خانم پروانه کاظمی و سهند عقدایی قرار گرفت .






امروز دخترم ( شیما ) نیز از چین به ایران آمد که با ورود آقای برهمنی همزمان شد .


تقدیم به دخترم شیما

روش درست افروختن آتش

DAKOTA PIT FIRE - A Dakota Pit Fire is another way to make an efficient fire that uses very little fuel, and can warm you and your food easily. Whereas it is contained in a hole, it is easy to hunch over it for warmth, or to place food or water over it for cooking. The second hole is to allow oxygen to get to the fire, thus preventing it from being easily smothered. It is scalable depending solely on the size of the pits you dig.

آتش روشن کردن زمانی که هیزم شما اندک است و می خواهید با آن گرم شوید و غذای خود را نیز گرم کنید . مطابق شکل و انیمیشن زیر قابل تهیه خواهد بود .

مرحله 1: دو حفره روی زمین بکنید

مرحله 2: یک کانال بین دو حفره ایجاد کنید 

مرحله 3 : چوب و مواد سوختی را درون یکی از حفره های قرار دهید

مرحله 4 : ننوشته منظورش چیه ....

مرحله 5 : آتش را از سمت تونل مشتعل کنید..





A Dakota Pit Fire is also used when one wants to be inconspicuous. This is one of the fire types that the Air Force teaches for use by downed pilots who must evade an enemy whilst surviving. This is due to the fact that it does not throw much light, and is therefore primarily used for warmth. These can be used in conjunction with various types of shelters to warm them while drawing air from outside the shelter, but care must always be taken when a fire is used inside your shelter.

اصول کمپینگ در کوهستان

در برنامه‌هاي كوه‌نوردي يكي از مواردي كه كوه‌نوردان با آن مواجه هستند، موضوع شب‌ماني در كوهستان مي‌باشد...

شب‌ماني در كوهستان به صورتهاي مختلف مانند اقامت در قرارگاه‌ها، پناهگاه‌ها، جان‌پناه‌هاي پيش‌ساخته و دست‌ساز، بيواك، كمپينگ  و... مي‌باشد.  «برقراري كمپ»  پيش زمينه‌ي كمپينگ مي‌باشد. در ادامه، روند برقراري كمپ و كمپينگ بطور خلاصه آورده مي‌شود :

 کمپینگ درکوهستان

الف) روند برقراري كمپ، شامل:

 تعيين «مكان كمپ» :

- در محلي دور از باد باشد (روي يالها و خط‌الراس‌ها باد با شدت بيشتري مي‌وزد فاصله و ارتفاع مطمئن از كناره‌ي رودخانه داشته باشد

- و از چادر زدن در كف دره‌ها اجتناب شود

- عدم برپايي چادر در زير درختان. اين عمل هر چند كه در ابتدا مانع ريزش نزولات جوي بر روي چادر مي‌شود؛ ولي در صورت بارندگي و تشكيل قطرات بزرگتر بر روي برگ درختان و ريزش آنها بر روي چادر، باعث خيس شدن بيشتر آن مي‌گردد.

- عدم برپايي چادر در مسير حركت حيوانات وحشي منطقه

- و در نظر گرفتن فاصله‌ي مطمئن عدم دسترسي حيوانات اهلي داشتن

- دسترسي مناسب به آب آشاميدني

- در معرض ديد بودن محل استقرار، به امنيت و احتمالاً راحتي جستجو براي گروه‌هاي امداد و نجات كمك خواهد كرد

- محل چادر مي‌بايست در معرض خطر ريزش سنگ، بهمن و... نباشد

- چادر حتي‌المقدور نبايد در مسير رفت و آمد كوه‌نوردان ديگر يا افراد محلي قرار گيرد.

زيرسازي چادر:

تسطيح مناسب زير چادر (براي راحتي بيشتر)، چه از نظر عوارض طبيعي مثل سنگ و خاشاك و چه از نظر شيب .سطح زير چادر تقريباً بايد موازي افق محلي باشد استفاده از يك نايلون بزرگ در زير چادر براي جلوگيري از نفوذ رطوبت زمين به داخل و عدم آسيب‌پذيري كف چادردر صورت امكان از جابجايي سنگ هايي كه ريشه در خاك دارند خودداري كنيد، زيرا معمولاً محل لانه‌ي حشرات و خزندگان است.

 برپايي چادر:

محور طولي چادر بايد به گونه‌اي قرار گيرد كه دهانه‌ي ورودي چادر در معرض باد (جهت غالب باد) نباشد

در زمان برپايي چادر، حتي‌المقدور طنابهاي مهار به گونه‌اي محكم شود كه سطح بيروني چادر (سقف) عاري از هر گونه چين و چروك و پستي و بلندي باشد .

- براي جلوگيري از تجمع آب روي چادر در هنگام بارندگي چند سنگ بزرگ بر روي ميخ‌هاي مهار چادر به منظور ايجاد مقاومت بيشتر قرار دهيد. سنگها بايد به نحوي قرار گيرد كه كمترين تماس را با طناب مهار داشته باشد؛ زيرا در صورت وقوع باد، سايش طناب به سنگ، باعث پارگي طناب و خوابيدن چادر مي‌گردد (در صعودهاي زمستانه از كلنگ، بعنوان مهار چادر استفاده مي‌گردد. در شرايط طوفاني و اضطراري كه خطر شكستن تيركها، پاره شدن چادر يا حتي عدم امكان برپايي چادر وجود دارد، مي‌توان بدون استفاده از تيركها تنها از پارچه‌ي چادر استفاده نموده و به داخل آن خزيد. در اين حالت بدن شخص حكم تيرك را خواهد داشت

- ايجاد راه آب و كانال دور چادر و ايجاد شيب مناسب به منظور هدايت آب باران احتمالي و...

 ايمني كمپ:

پاشيدن مقداري توتون بصورت كمربندي در اطراف چادر، مانع از نزديك شدن مار به داخل چادر مي‌گردد

بسته بودن در چادر، بخصوص در فصول گرم و در مناطق خشك (براي جلوگيري از ورود مار و ساير جانوران گزنده) يكي از مهمترين موارد مي‌باشد

- قرار دادن مواد غذايي در محلي كه از دسترس حيوانات به دور باشد، مثل آويزان كردن آنها از درخت و در ارتفاع مناسب

- عدم استفاده از چراغ‌هاي خوراك‌پزي و روشنايي گازي، نفتي، بنزيني، الكلي و... (بطور كلي هر نوع وسيله‌ي روشنايي و گرمايشي كه داراي شعله باشد) به دليل خطر بالقوه‌ي ايجاد حريق و خطر گازگرفتگي. در صورت اجبار، حتماً يكي از پنجره‌ها و يا در چادر را باز بگذاريد تا تهويه‌ي هوا به خوبي انجام پذيرد. از سويي از استقرار صحيح و استحكام موقعيت چراغ اطمينان حاصل نماييد (در چادرهايي كه در راس چادر يك قلاب تعبيه شده است، مي‌توان از لامپهاي LED آويز، جهت روشنايي استفاده نمود

ب) كمپينگ،

شامل استفاده از زيرانداز مناسب(sleeping pad)  براي جلوگيري از نفوذ سرماي زمين به كيسه خواب (sleeping bag)  و نرمي بيشتر محل استراحت ديواره‌ي داخلي چادر را در زمان بارندگي و تعرق لمس نكنيد، زيرا سطح داخلي چادر شروع به چكه كردن مي‌كند

- رعايت نظافت كامل در محل استقرار، بالاخص داخل چادر انتقال كفشها، كوله، كيسه خواب و هر وسيله‌ي ديگر به داخل چادر براي جلوگيري از نفوذ باران، رطوبت شب هنگام مناطق كوهستاني، ورود جانوران گزنده‌ي كوچك و سرقت احتمالي آن در صورتيكه مجبور به قرار دادن وسايل در خارج از چادر باشيم، اين كار بايد به نحوي انجام شود كه امكان ورود جانوران گزنده و آب باران به داخل آنها منتفي شود. مثلاً كفشها را در كيسه‌اي محكم قرار دهيد، در كوله‌ها را ببنديد و كيسه خواب را جمع كرده و در كيسه مخصوص بگذاريد و فراموش نكنيد كه قبل از پوشيدن لباسها و كفشها آنها را خوب تكان دهيد بهتر است در زمان استراحت در چادر، يك چراغ قوه يا چراغ پيشاني يك قمقمه و هر آنچه را كه ممكن است در شب بدان نياز پيدا كنيد، طوري در دسترس قرار دهيد كه در تاريكي مطلق نيز قادر به استفاده از آنها بوده و به راحتي آنها را بياييد در هواي سرد و در كيسه خواب معمولاً سرما از قسمت انتهايي نفوذ كرده و موجب آزار مي‌گردد.

به پا كردن جوراب گرم و خشك (ترجيحاً جوراب پر) و به دست كردن يك جفت دستكش در طول شب كمك به سزايي مي‌كند در شب‌ماني‌هاي كوتاه مدت و بين راهي (يك شب)، بهتر است كه فقط لوازم ضروري را از كوله خارج و پس از استفاده، مجدداً در كوله قرار دهيم؛ تا اولاً صبح روز بعد زمان كمتري صرف برچيدن وسايل شود، ثانياً در صورت وقوع خطر، احتمال نجات وسايل بيشتر گردد، ثالثاً در فضاي خلوت و مرتب، شخص احساس آسايش بيشتري نسبت به فضاي شلوغ و درهم و برهم خواهد داشت
- در هواي سرد استفاده از يك چشم‌بند كه پلكها را گرم نگه دارد كمك قابل توجهي به استراحت چشمها مي‌كند
-  بيشترين اتلاف گرمايي از طريق سر انجام مي‌شود. به سر گذاردن يك كلاه پشمي يا بافتني تا حدود زيادي از اتلاف گرما جلوگيري خواهد كرد
- اگر در ارتفاعات بالا و سرماي زياد، كفشهاي خود را هنگام خواب در آوريد، با يخ‌زدن كفشها و مشكلات مرتبط با آن (سرمازدگي پاها و..) مواجه خواهيد شد
. پس در اين مواقع بهتر است كيسه‌اي روي كفشها كشيده و با كفش به داخل كيسه خواب برويد. يا در صورت وجود جاي كافي در داخل كيسه خواب، مي‌توان كفشها را از پا بيرون آورده و آنها را در يك كيسه قرار داد و سپس به داخل كيسه خواب منتقل كرد تا از يخ‌زدگي آنها جلوگيري شود...

غذای ایرانی

 وقتی که خاطرات ورق می خوره ...
عنوان غذای ایرانی همینه ، گوشت کوبیده مربوط به آبگوشت ، غذایی که قدر اون کمتر شناخته شده ،چند وقت پیش یکی از دوستان به یک تیم کوهنوردی خارجی که به ایران آمده بودند ، آبگوشت داده بود ، اینقدر خوش شون اومده بود که کلی تعریف می کردند . گفتم تا افطار امسال تموم نشده ، یه گوشت کوبیده مجازی را هم داشته باشید ، مگه یکی آستین بالا بزنه و افطاری دعوت بشید . بساط آبگوشتی که در تصویر زیر می بینید مربوط به برنامه روستای مشانه در شهرستان آوج استان قزوین می باشد ، بله برای یک تیم کوهنوردی و خانواده هاشون  آبگوشت تهیه شده بود ... با تشکر از آقای غلامرضا اینانلو و خانواده شون ...بفرمایید

26 اردیبهشت 87 روستای مشانه 


 طرز تهیه شو که خودتون می دونید ، دو تا گوشت کوب ، و ...


دانه گل

روزی روزگاری....

پادشاهی سه پسر داشت و باید از بین آنها یکی را به عنوان ولیعهد خود انتخاب می کرد. انتخاب مشکلی بود چون هر سه پسر بسیار زیرک و شجاع بودند. با وزیر خود مشورت کرد و ....                  

  هر سه پسر را نزد خود خواست و به هر کدام یک کیسه دانهء گل داد و گفت: من مدتی به سفر می روم و از شما انتظار دارم تا وقتی برمی گردم این دانهء گلها را تر و تازه به من باز گردانید. و هر کس بهتر از دیگران از آنها مواظبت کند ولیعهد من خواهد بود. پسر اول دانه ها را در صندوقچه ای آهنین گذاشت و درش را مهر و موم کرد.  پسر دوم آنها را به بازار برد و فروخت و نزد خود اندیشید وقتی پدرم بازگشت به بازار میروم و دانه های تازه میخرم و به او بازمیگردانم.  پسر سوم دانه ها را به باغچه برد و همه را کاشت.  .......

بعد از مدتی پدر از سفر بازگشت.

 پسر اول در صندوقچه را باز کرد. تمام دانه ها پوسیده و از بین رفته بودند. پسر دوم زود به بازار رفت و  دانه های تازه خرید و به نزد پدر آورد. پادشاه کار او را تحسین کرد.  و اما پسر سوم پدر را به باغچه برد و گلهای شاداب را نشانش داد و گفت: به زودی همهء گلها تخم تازه خواهند داد و آن دانه ها را به شما خواهم داد.پدر به هوش و زیرکی پسرسوم آفرین گفت و او را به عنوان ولیعهد خود  انتخاب کرد. این دقیقا کاری بود که با دانهء گل باید میکرد.

دانهء گل برای کاشتن و پرورش دادن و استفاده از زیبایی و عطر آن است.  و درون همهء ما خداوند دانه های استعداد های بسیاری گذارده است. آنها را در صندوقچه نگذاریم تا از بین بروند. به بطالت هم از دستشان ندهیم. بلکه آنها را بکاریم و آبیاری کنیم و پرورش دهیم تا هر کدام  گیاهی سبز شاداب و باطراوت شوند. و اگر شجاعت به سلطه گرفتن نفس مان را داشته باشیم روزی این گیاه  به گل خواهد نشست. گلی زیبا و معطر!

دانهء عشق و محبت را در دل بکاریم!


داستان های بیشتر بخوانید

نخستین همایش سراسری الکترونیکی محیط زیست و انرژی


تجهیزات کوهنوردی

لینک های زیر به معرفی تجهیزات کوهنوردی اختصاص یافته ، لطفا ملاحظه بفرمایید .

آرشیو مطالب تجهیزات کوهنوردی


کفش کوهنوردی :

کوله پشتی :

کوله پشتی  ، چيدن کوله پشتي و نگهداري از آن  ،  راهنماي خريد و تنظيم كوله پشتي   ،  کوله پشتی کوه نوردی ،  کوله پشتی ،   چیدمان و حمل کوله ،    کوله پشتی   ،  كوله پشتي كوهنوردي Mountaineering backpacks  ، راهنمای خرید، تنظیم و نگهداری کوله پشتی کوهنوردی ،

پوشاک کوهنوردی :

مقابله با سرما ( لباس ) ، قابله با سرما (کلاه) ، مقابله با سرما ( کفش )  ،     لایه بندی پوشاک ،    گرم نگه داشتن بدن در مناطق پربرف كوهستان   ،    نکاتی در مورد گرتکس      ،   پوشاک کوهنوردی     ،    پلار : (پولار)    ،     انواع پوشاک کوهستانی و ورزشهای هوازی ( بالاتنه) در سیتم پوشاک 3 لایه   ، پوشاک کوهنوردی   ،   پوشاك کوهنوردی     ،


باتون کوهنوردی :

عصای کوهنوردی (باتون ) : استفاده کنیم یا استفاده نکنیم ؟ ،   چوبدستي‌ها در كوهنوردي (باتون ) ،   تحقیقی جدید در زمینه فایده استفاده از باتون  ،  راهنمای استفاده و خرید باتون کوهنوردی ،

به بابا نصیری که از خوش به حالی برفکی بود

گزارش برنامه صعود به گنو ( قله بابا نصیری ) در بهمن ماه 1387به نقل از وبلاگ سر پهنه گی زنده یاد ساجده کشمیری تقدیم شما


نوشته گزارشی  بر صعود دوستان و هم نوردان مهندسی جهاد کشاورزی تهران به گنو قله ی نصیری

شروع از کلمه و شکل نوشتاری افتاد که مسیر ها یکی شوند برای رفتن –

 قرار ساعت یک بعد از ظهر بود که رسیدم خیابان راه آهن – ایستاده سایه درخت باد داشت پر از بوی بچه گی - هنوز منتظر ایستاده ام قرار بود یکی از هم نوردهام من رو هم راهی کنه که خبری ازش نه شد- که می نی بوس دوستان کوهنورد جهاد کشاورزی از راه می رسد- دیدن دوستان نه دیده هیجان خودش را دارد که روبه رو بودم – از همان ابتدای صحبت ها با آقای یاوری و ستوده گفتگو به پرس و پاسخ و انوع ادبیات کشیده شد تا به جاده پی چی های مسیر کوهستان گنو رسیدیم و هوا حسابی گرم بود به نسبت روزهای قبل-

با بودن / یاوری – ستوده- مصطفوی- یوسفلو- حق بیان – حبیبی فر-محمدپور- غریب زاد- غنی زاده – امیرآبادی – سهیلیان- یوسفی- شریفی- کشمیری

و روز شد صدای کوهستان   نشات کوهستان  

 

بعد از یک ساعت و نیم به ساختمان محیط زیست رسیدیم و قبل از حرکت به سمت مسیر اصلی دوستان از پازن ها و بز کوهی های که در منطقه حفاظت شده هستند دیدن کردن و در مسیر اصلی به سمت چشمه ی رمر حرکت کردیم 20 دقیقه بعد چشمه ی کم آب رمر و محل شب مانی- دوستان وقت زیادی داشتن برای گشت زدن در اطراف و تماشای دور نمای قله های گنو-

شام را همه گی با هم در کلبه ی روستایی رمر/ کوتوک/ با نشات آقای ستوده خوردیم و برای لذت بردن از آسمانی صاف و پر ستاره بیرون دور و نزدیک آتش گرد هم جمع شده و از هر دری گفتگو کردیم – اگر چه بیشترش حول ادبیات شعر و هنر گذشت- آشنایی با هم نوردای که دارای افکار ایده ایمان و اعتقاد متفاوتی دارند برایم جالب بود-

ساعت 11 برای خاب آماده می شدم که SMS هم نوردی که قرار بود مرا هم راهی کند رسید که 12 سر جاده می رسم بیا دنبالم – با هم راهی آقای یاوری سرپرست گروه و آقای ستوده به سمت جاده برای آوردنش رفتیم و برگشتیم به ماند که چه حرف ها به زده شد و تا سبح دم نه زد-

ساعت 6 به سمت دره جرکت کردیم و یک ساعت نیم بعد به سنگ قرار رسیدیم و نیم ساعت وقت برای صبحانه خوردن و حرکت به سمت بالا- هوا کاملن آفتابی و گرم بود و دوستان با پاهای خوبی در مسیر صعود می کردند پر از انرژی و هما هنگی-

به گردنه می رسیم که پوشش گیاهی شمالی آن متفاوت از جنوبی است و از آن جا تکه تکه های برف جا مانده از بارش هفته قبل باقی بود و برای آنها عجیب بود دیدن برف در ارتفاعات بندر عباس و هر چه جلو تر می رفتیم بیشتر می شد و دیدنی تر و هوا سرد تر با بادی که تند و تند تر شده بود-

حالا در مسیر دست به سنگ های شیب قبل از قله هستیم و نیم ساعت تا قله باقی است و دوستان به هیجان آمده اند از دیدن دور دست ها و طبیعت متفاوت گنو-

دست در دست هم دیگر به سمت قله می روند و می خانند ای ایران ای مرز پر گوهر ... –

خیلی از اعتقادات و پایبندی ها و ایمان های وجود دارد که تا از نزدیک برخورد نه داشته باشی نمی توانی درک و دریافتی داشته باشی و همه ی داشتن ها برای کسانی که دارا و سرشار آن دارایی هستند خوب و داشتنی است-

داشتن چیزهای که مسیر می دهد راه برنده است و از سطح ارتفاع می دهد –

مسیر رفت را برمی گردیم و من همه اش به وطن به جنگ به نوع برخورد ها و به گذاشتن جان بر سر همان داشتن ها ذهن می چرخانم تا گفتگوی من و آقای ستوده بر سر شکل گیری کوه ها نوع سنگ ها شروع می شود که علم و آگاهی او خیلی خوب بود و در مورد خیلی چیزهای دیگر هم –

حسابی گرسنه ام و ناهار را در محل کمپ رمر می خوریم و 5 عسر می نی بوس ایستاده را سوار می شویم به سمت آبگرم گنو –

21:30 شب می رسیم بندر عباس و دوستان را ترک می کنیم- صعود ها هیچ شبیه  هم نیستند در هر چند باره ی یک مسیر به تکرار نمی افتند در جواب نفری که می پرسد خسته نمی شه از این تکرار مسیر گنو همه اش گنو !؟

داشتن و بودن انسان های که سطح گرفته اند با رهایی شکل های بیرونی هر نفر از نفر راتشکیل می دهد که همه چیز اش خوب می شود و دم می زنی آی خوب همه چیز -

عکس هایش به ماند تا به دست ما برسد کند -


صعود به گنو به روایت تصویر

http://neshate-koohestan.blogfa.com/category/83

گزارش صعود خط الراس قله کلون بستک به قله سرکچال


به آسمان بیاندیش

به نام خدای هفت آسمان و پروردگار عرش عظیم


اگر کسی را نداشتی تا به او بیاندیشی، به آسمان بیاندیش،زیرا در آسمان کسی هست که مدام به تو می اندیشد. نگاهت را به بیکران بدوز... به آبی آسمان که می بینی و می دانی که نیست؛  و خدا  که نمی بینی و می دانی که هست...

تراژدی فقط تنها بودن نیست، اگر نتوانی تنها باشی نیز خود یک تراژدیست؛ و چیزهایی هم هست بدتر از تنهایی ، امّا سال ها طول می کشد تا به این حرف برسی  و  معمولا وقتی می رسی که خیلی دیر شده است... و هیچ چیز بدتر از خیلی دیر نیست...!  انتظار سخت است . فراموش کردن هم سخت است. امّا این که ندانی باید انتظار بکشی و یا فراموش کنی؟ از همه سخت تر است..! و درد زمانی خیلی درد است و دردناک می شود که نمی شود به کسی حالی اش کرد. می توانی گریه کنی. نترس گریه نشانه ی ضعف تو  نیست، چه بسا  که نشانه ی زنده بودنست است..! تو یادت نمی آید، روز ی که به دنیا آمدی  با همین گریه ات  نشان دادی که زنده ای...

اگر نگاهت رو به آسمان رفت، تنهایی ات زیاد بود،دردت نا گفتنی  و فراموش کردنش سخت شد.دلت شکست ، دستت که رو به آسمان رفت، لبت بسته و زبانت خاموش شد ، چشمه ی اشکت فرو ریخت و دلت فریاد کشید....همان لحظه که با خدا حرف می زدی، مرا  هم پیشش یاد کن. خیرت مستجاب. رمضانت پر نور...  التماس دعا

با تشکر از آقای شریفی اقبال

جهت‌یابی با عوامل و نشانه‌های طبیعی

دانستنی های نشاط کوهستان

اشکال و جهت برف و یخ

مناطق قطبي و مناطق صحراي گرم  شني به هم شبيه هستند. تپه هاي برقي شبيه تپه هاي شني است. با اين تفاوت که تپه هاي برفي کمي کوچکتر و بي‌ثبات‌ترند.تپه هاي معمولي برفي بسيار شبيه اند به تپه هاي شني که موازي باد غالب هستند.Sastrugi بين چند اينچ تا 3 فوت ارتفاع دارد و هميشه نزديک به هم هستند. اينها براي جهت‌يابي در روزهاي ابري کاربرد دارند. در نزديکي قطب شمال جايي که قطب نما کار نميکند بسيار مفيد هستند. برف تازه را سوراخ کنيد تا جهت sastrugi را بفهميد.

 سطح برف و يخ را بادهاي غالب پاک مي کنند.

فرسايش ناشي از يخ زدگي در شيبهاي جنوبي بيشتر است زيرا در شب سردتر و در روز گرمتر است. وقتي که باد قوي گرم قدرت ذوب کردن سريع تر برف ها را نسبت به خورشيد دارد. جهت باد خيلي مهم است. اما ممکن است در تعيين جهت دچار اشتباه شويم. در دامنه هاي جنوبي، گرماي خورشيد، سايه هاي ذوب شده برجاي مي گذارد. سايه هاي ذوب شده درختان و سنگها بر روي برف انباشته مي شود. اين پديده بخصوص در بهار ديده مي شود. جهت باد بسيار مهم است. زيرا يک باد گرم و شديد برف ها را زودتر از خورشيد آب مي کند، که اين پديده مي تواند شما را در جهت يابي گيج کند.

يخ زدگي دريا و جهت يابي

تکه هاي کوچک يخ صاف، مسافت احتمالي شما را از ساحل نشان مي دهد. اگر تکه هاي يخ مانند پازل نزديک هم هستند، نشان مي دهد که شما از خشکي خيلي دور نيستيد. اگر لبه هاي تکه هاي يخ تيز و برنده است، بيانگر نزديکي به ساحل مي باشد اما اگر قطعات يخ گرد و از هم دور هستند، نشان اين است که از ساحل دوريد.

جهت يابي توسط يخچالها

يخچالها با سنگها يا مانعي بزرگ، ميز يخچالي را تشکيل مي دهند. صخره هاي بزرگ از آب شدن يخ زيرشان ممانعت مي کند. بنابراين سنگ همچنان روي سطح يخ باقي مي ماند. سنگها يا موانع تدريجاً به عنوان محور قرار مي گيرند. پايه ها نشان دهنده جنوب هستند به دليل تابش خورشيد بيشترين مقدار ذوب را دارد و به سمت جنوب خم شده و حالت مي گيرد. بعد از مدتي اين پايه‌ها آب مي شود و خورشيد اين فرآيند را همچنان انجام مي دهد.

تأثيرات خورشيد و باد

فرسايش يخ در شيب هاي جنوبي به خاطر سرماي بيشتر در شب و گرماي بيشتر در روز چشمگيرتر است.

 در نيمه ی گرمتر سال فرسايش در شيب هاي شمالي تپه ها نامحسوس تر است. در شيبهاي جنوبي گرماي خورشيد برروي توده هاي برفي، درختان، بوته ها و سنگها سايه‌هاي جذاب مي سازد.

 توجه کنيد که جهت باد بسيار مهم است زيرا يک باد گرم و قوي برف را سريع تر از خورشيد ذوب مي کند.

تأثيرات خاص بادها

بادهاي صحرايي يا بياباني: همگي خشک و معمولاً همراه با ابر و باران است.

نواحي قطبي: اگر دماي باد گرم تر از محيط باشد جهت آب را نشان مي دهد. افت ناگهاني دما بدون تغيير جهت، امکان وجود يک کوه يخي شناور را نشان مي دهد.

روي زمين: براي پيدا کردن جهت حرکت مستقيم مي توان از باد غالب استفاده کرد. باد به همان سمتي که بايد بوزد مي‌وزد. بنابراين مواظب هرگونه تغيير دما، رطوبت و قدرتي که باعث تغيير جهت باد شود، باشيد.

در جنگل ها: به تغيير جهت ابرها دقت کنيد. مخصوصاً ابرهاي بلندي که توسط بادهاي غالب آورده مي شوند با نگاه به نوک درختان مي توانيد جهت باد را بفهميد.

اثرات خورشيد بر درختان:

معمولاً وزش باد، باعث کند شدن رشد درختان مي شود برعکس که خورشيد رشد شاخه ها و برگها را زياد مي کند. در نيم کره شمالي، قوس خورشيد به سمت جنوب است به همين دليل درختان جنوب بهتر و بيشتر رشد مي کنند وجود درختاني مثل: صنوبر سياه و سفيد، راش، بلوط، درختان آزاد، شاه بلوط هندي، افرا نروژي و درخت اقاقيا صحت اين مسئله را ثابت مي کنند. اين درختها در جنوب بيشتر ديده مي شود. (مطمئن باشيد که اين درختان درمعرض بادهاي شديد هستند.) به خاطر نوع تابش خورشيد، شاخه هاي جنوبي درختان افقي تر و شاخه هاي شمالي عمودي‌ترند درختان مثل کاج، سرو، صنوبر راست رشد مي کنند.بعضي انواع درختان نيز بدون نور خورشيد رشد مي کنند. خزه و گل سنگ در سايه بهتر رشد مي کنند و در مکانهاي مربوط عمرشان بيشتر است. در آمريکاي شمالي يک اصول کلي وجود دارد که تبخير در درختان و صخره هاي قسمت شمالي خيلي کمتر است. خزه در نور آفتاب خرمايي رنگ است و در مکانهاي سايه و مرطوب سبز يا طوسي رنگ. در نيم کره شمالي، معمولاً درختان برگ ريز در شيب هاي جنوبي تپه ها مي رويند و سراشيب‌هاي شمالي هميشه سبز است.

 در کوههاي سنگي، کاجهاي انحناپذير در شيب جنوبي صنوبر انگلمان در شيب شمالي مي‌رويند.

کاکتوس هاي شبکه اي به سمت جنوب تمايل دارند. به خاطر درجه حرارت شمال، گلها و گياهان به سمت جنوب و شرق تمايل دارند. نوعي درخت با نام علمي سينوم لاکيناتوم وجود دارد که رشد برگ هايش به سمت خط شمال- جنوب است ودر نور آفتاب مي‌رويد.نشانه هايي که سرخپوستان به کار مي گيرند.

 جهت رويش بعضي از درختان به سمت جنوب است زيرا به سمت خورشيد رشد مي کنند.

 پوست بعضي درختان به سمت شمال تيره تر و خشن تر است. حلقه هاي تنه درخت به سمت شمال ضخيم تر از قسمت جنوبي هستند. زمين اطراف ريشه درختان به سمت جنوب سست تر و توخالي تر از قسمت جنوبي است پس زمين به سمت شمال سفت تر بوده.

جهت یابی به کمک صدا:

 هنگام راه رفتن سر خود را به دنبال اين صدا به جهات مختلف بچرخانيد به محيط اطراف گوش کنيد: صداي نهر، رودخانه، ترافيک بزرگراه، باد ته دره ها يا امواج.

 هنگام مه يا در شيب، در منطقه اي کوهستاني يا تپه اي، صداي فرياد يا صوت منعکس مي شود. 5 ثانيه طول مي کشد که صدا مسافت يک مايل (KM 6/1) را طي کند. از اين طريق موقعيت تقريبي خود را مي توانيد با گوش دادن به صداها تخمين بزنيد. از اين روش در کشتي‌ها هنگام مه استفاده شود. آنها از صداي زنگ، شليک تفنگ، آژير خطر، يا فرياد زدن استفاده مي کنند. هر ثانيه که از توليد تا بازگشت صدا بگذرد يعني صدا مسافتي حدود 560 فوت (170 متر) را از منبع صدا طي کرده است.

 قايقرانان نيز مي توانند به صداي پرنده هاي دريايي يا امواج گوش کنند. وقتي صداي شکسته شدن امواج شنيده مي شود يعني به کناره ها يا خليج نزديک هستند.

جهت يابي بوسیله ی ابرها:

ابرها بعضي از عناصر خاص روي سطح زمين را منعکس مي کند.

روي زمين نزديک به آبهاي پوشيده از يخ ابرها تصوير آب آزاد را منعکس مي کند زيرا در اين جا آب تيره نسبت به مناطق يخ زده نور کمتري را منعکس مي کنند.

 اين بازتاب به شکل نقطه اي سياه بر روي سطح زيرين ابر مي باشد. اين نقطه سياه درواقع اندازه آب موجود را نشان نمي دهد چون منطقه اي کوچک مي تواند بازتابي وسيع بر روي ابر از خود داشته باشد. اين اتفاق در مناطق قطب شمال رخ مي دهد که بخار موجود در هوا بر روي عمل انعکاس تأثير گذاشته و نقطه سياه روي ابر را بزرگتر مي کند به اين پديده «آب آسماني» مي گويند.

 جريان درحال حرکت يخ و يا کوه يخ را از طريق درخشش آنها در هواي ابري تشخيص داد. يک تکه کوچک يخ گاهي منطقه بزرگي از «يخ هاي چشمک زن» را خلق مي کند.

 روي زمين، ابرها آلودگي اندک شهرها را نشان مي دهند شهرهايي که زير خط افق هستند از فاصله 48 تا 80 کيلومتر ديده مي شوند.

در کشورهاي قطبي يا کشورهايي با کوه هاي برفي شکل کلي زمين در آسمان ابري منعکس ميشود. ازطريق آن مي توان زمين هاي برفي، آب هاي آزاد مناطق صخره اي، يخهاي تازه (رنگ سبز- آبي) و تکه زمين هاي گياهي که «برف صورتي» ناميده مي شوند يعني به رنگ متمايل به صورتي بازتاب داده مي شوند را تشخيص داد.

 در مناطق پوشيده از گياه، تکه هاي يخي و زمين هاي برفي که رنگ آبي پولادي روي سطح زيرين ابرها بازتاب داده مي شوند.

 در صحراهاي بدون ابر، «درخشش صحرا» وجود دارد، درخششي که ناشي از انعکاس گرماست.

به خاطر قدرت انعکاس ضعيف تر در مناطق پوشيده از گياه، آبادي هاي کويري ايجاد درخشش در صحرا مي کنند.

در صحرا فاصله شتربان از زمين تقريب 3 متر است و آبادي ها معمولاً با تپه هايي تا ارتفاع 305 متر محصور شده اند. شتربان گرد و غبار ايجاد شده توسط گرماي خورشيد را بر روي درختان آبادي از دور مي‌بينيد.

این روش‌ها خیلی قابل اطمینان نیستند. مثلاً «باد غالب» ممکن است حالت عادی را به طور قابل‌ملاحظه‌ای تغییر دهد و باعث تغییر و انحراف آن شود. همچنین در جنگل‌های انبوه -به دلیل عدم نفوذ و رسوخ آفتاب درون آن‌ها  برخی روش‌ها کارا نخواهند بود. اگر از علامت‌های طبیعی استفاده می‌کنید، برای تصمیم‌گیری، باید هر چند تا علامت مختلف را که می‌توانید پیدا کنید.

بسیاری از روش‌های زیر بر اساس آفتاب هستند: در نیمکره ی شمالی زمین، جهت رو به جنوب در معرض آفتاب بیشتری است. تابش خورشید رشد شاخه‌ها و برگ‌ها را زیاد می کند.

جهت‌یابی با خزه‌ها و گلسنگ‌ها:

 سمت شمالی درختان و تخته‌سنگ‌ها، گلسنگ‌ها و خزه‌های بیشتری دارد؛ چرا که نمناک‌تر و مرطوب‌تر از سمت جنوبی آن‌هاست.

خزه در جایی رشد می کند که دارای سایه و آب زیادی باشد،  محل‌های خنک و نمناک. تنه ی درختان در سمت شمالی سایه و رطوبت بیشتری دارد، و در نتیجه خزه‌ها معمولاً بیشتر در این سمت می‌رویند.

البته این روش همیشه نتیجه ی درست به ما نمی دهد.

نکات:

1-هرچند سمت شمالی در سایه ی بیشتری است، ولی لزوماً رطوبت سمت شمال بیشتر نیست؛ و برای رشد خزه‌ها رطوبت مهم‌تر از سایه است(جایی که رطوبت در آن‌جا بیشتر ماندگار است).

 2-گاه ممکن است درختان و پوشش گیاهی مجاور طرف دیگر درخت را هم سایه کند.

3- در یک اقلیم بارانی(جنگل‌ها و بیشه‌های مرطوب) ممکن است همه طرف درخت نمناک باشد(یعنی خزه دور برخی درختان در همه‌طرف رشد کرده؛ البته معمولاً در جهت جنوب بیشتر رشد کرده‌است).

4-ممکن است باد مانع رشد خزه در طرف شمالی درخت شود.  در مناطق خشک هم که اصلاً خزه‌ای وجود ندارد!

ضمناً در نظر داشته باشید که معمولاً خزه در جهت نور آفتاب(جنوب) خرمایی رنگ است و در مکان‌های سایه و مرطوب سبز یا طوسی رنگ.

جهت‌یابی با تنه ی درختان بریده ‌شده:

 اگر مقطع درخت بریده‌شده‌ای را نگاه کنید، تعدادی دایره ی هم مرکز را مشاهده خواهید کرد، که هر یک از آنها نشان یک سال عمر درخت می‌باشد. درختی که بطور دائم آفتاب به تنه‌اش بتابد، دایره‌های نشان دهنده عمر آن درخت در یک سمت به هم نزدیک‌تر شده و در سمت دیگر از هم دور خواهند بود. سمتی که فاصله خطوط حلقه‌های سنی درخت به هم نزدیک‌تر باشد سمت شمال را مشخص می کند، و سمتی که خطوط حلقه‌های سنی از هم فاصله بیشتری داشته باشد سمت جنوب را نشان می دهد؛ به علت تابش زیاد آفتاب و رشد شدیدتر آن است.

جهت‌یابی به کمک گل‌ها و گیاهان :

گیاهان، و گل‌های درختان تمایل دارند رو به آفتاب قرار بگیرند؛ یعنی جنوب یا شرق. برخی گیاهان برای جهت‌یابی اشتهار یافته‌اند. مثلاً در آمریکا گُلی وجود دارد که همیشه جهت‌گیری شمالی-جنوبی دارد (رشد برگهایش به سمت خط شمال- جنوب است) و آن را گیاه قطب‌نما یا (Compass Plant) و یا رُزینوید(Rosinweed)  می‌خوانند. نام علمی آن سیلفیوم لاکینیاتوم (Silphium)  (laciniatum)  است، و مسافران اولیه ی این سرزمین از این گیاه برای جهت‌یابی استفاده می‌کرده‌اند.

اکالیپتوس استرالیایی هم گیاهی جهت‌یاب است. این گیاه که در سرزمین‌های گرم و خشک می‌روید، برگ‌هایش رو به شمال یا جنوب است.

همچنین درختی به نام نخل رهنوردان یا (Traveler’s Palm) وجود دارد که محور شاخه‌هایش شرقی-غربی اند.

همان‌طور که گفته شد، این که کدام طرف شرق است و کدام طرف غرب، یا کدام یک از طرفین شمال یا جنوب است را می‌توان با توجه به سمت خورشید و ماه در آسمان یا روش‌های دیگر یافت -ماه و خورشید تقریباً در سمت جنوبی آسمان قرار دارند.

جهت‌یابی به کمک باد غالب

بادها را از جهتی که می‌وزند، نام‌گذاری می‌کنند مانند باد شمالی از شمال. هر منطقه‌ای باد غالب و برجسته‌ای دارد که در فصل خاص یا گاهی در تمام فصول حکم فرماست. باد غالب، باد خاصی است که وزش آن طولانی‌تر بوده و در جهت خاصی می‌وزد. با دانستن جهت بادهای غالب می‌توانید چهار جهت اصلی را تشخیص دهید.

معمولاً نام باد را از جهتی که وزیده‌است، نام‌گذاری می‌کنند. مثلاً باد شمال یعنی بادی که از شمال به سمت جنوب می‌وزد.

برای جهت‌یابی به کمک باد غالب:

۱- ابتدا باید جهت باد غالب منطقه را دانست. ۲- سپس باید در جایی که هستیم جهت باد غالب را تشخیص دهیم. برای نمونه، اگر بدانیم که در منطقهی ما باد غالب از شرق می‌وزد، و ضمناً جهت باد غالب منطقه را تشخیص دهیم، طرف منشأ باد شرق خواهد بود؛ که با دانستن شرق، دیگر جهت‌های اصلی هم به سادگی یافته می‌شوند.

نکته ی اول: اگر جهت باد غالب منطقه‌تان را نمی‌دانید، اطلاعات زیر ممکن است کمک‌کار باشد:

در نواحی معتدل، باد غالب از غرب می‌وزد. (در هر دو نیم کره شمالی و جنوبی)

در نواحی گرمسیری، باد غالب بین مناطق شمال شرقی و جنوب شرقی جریان دارد.

در نواحی استوایی، باد غالب معمولاً از سمت شرق می‌وزد.

نکته ی دوم: جهت باد غالب منطقه را تشخیص دهیم:

در هر منطقه‌ای باد غالب ویژگی‌های خاص خود را دارد؛ مثل درجه حرارت، رطوبت و سرعت که در فصول مختلف تغییر می کند.

باد غالب بر رشد درختان و گیاهان، جهت جمع شدن برف‌های باد آورنده و در جهت علف‌های بلند تأثیرگذار است. در واقع باد غالب بیشترین تأثیر را بر روی جهت پوشش گیاهی، برف، ماسه یا دیگر اشیای روی سطح زمین دارد.

اگر گمان می‌کنید که بادی که در لحظه می‌وزد باد غالب منطقه است، می‌توانید به درختان در مسیر باد نگاه کنید. با نگاه به نوک درختان می‌توانید جهت باد را بفهمید.

می‌توانید به تغییر جهت ابرها دقت کنید؛ به‌ویژه ابرهای بلندی که توسط بادهای غالب آورده می‌شوند.

در روی دریا و اقیانوس‌ها بادهای غالب دارای ویژگی‌ها و ابرهای خاص خود هستند.

جهت یابی با ماسه و برف:

امواج ماسه در بیابان‌ها، و امواج پستی-بلندی‌های برف در مناطق قطبی جهت باد را نشان می‌دهند. البته گاه به خاطر آن‌که این موج‌ها خیلی کوچک‌اند و از چند سانتی‌متر تجاوز نمی‌کنند، برای یافتن باد غالب نمی‌توانند کمک‌کار باشند، زیرا می‌توانند با هر باد تند موضعی به سرعت تشکیل شوند.

در بیابان‌ها انواع مختلف تل ماسه‌ها وجود دارند، که شکل آن‌ها جهت باد غالب را نمایان می‌سازد؛ همچنین در مورد تل‌یخ‌های قطب در مناطقی که به شدت پوشیده از برف‌اند، باد غالب توده‌های برف را می‌راند و آن‌ها را تبدیل به تل‌های برآمده‌ای می‌سازد. این تل‌ها از چند سانتی‌متر تا یک متر ارتفاع دارند، و موازی باد غالب تشکیل می‌شوند. در واقع برف از لحاظ فیزیکی شبیه ماسه عمل می کند.

جهت یابی با استفاده از نسیم

برخی مناطق الگوی حرکت جریان هوایشان نوسان بیشتری نسبت به جاهای دیگر دارد. مثلاً مردم کنار ساحل با نسیم دریا مأنوس‌اند. معمولاً بعدازظهرها نسیم مداومی از طرف دریا می‌وزد. در شب هم معمولاً جهت نسیم برعکس می شود و از خشکی به سمت دریا می‌وزد. نسیم مشابهی در دره‌ها و کوه‌ها می‌وزد، در روز نسیمی از دره به سمت بالای کوه وزیدن می‌گیرد؛ و در شب برعکس، نسیم از بالا به سمت دره می‌وزد. اگر مثلاً به کمک نقشه بدانیم که دریا یا کوه (یا ساحل یا دره) در کدام جهت‌مان است، می‌توانیم جهت‌های اصلی را بیابیم.

هوای گرم و سرد:

 در نیم‌کره ی شمالی زمین هوایی که از شمال می‌آید معمولاً سردتر از هوایی است که از جنوب می‌آید(بادهای شمالی از بادهای جنوبی سردتر است.)

جهت‌یابی به کمک رودخانه‌ها:

 بسیاری از رودها و نهرها در نیم‌کره ی شمالی زمین رو به جنوب سرازیرند، یعنی رو به استوا. این روند عمومی رودهاست، ولی همیشه درست نیست. مثلاً رود نیل که تماماً در نیم‌کره ی  شمالی است- به سوی شمال جریان دارد و به مدیترانه می‌ریزد.

جهت‌یابی به کمک حیوانات و حشرات:

مورچه‌ها خاکِ لانه ی خود را به سمت جنوب یا شرق می‌ریزند. مورچه‌ها چنین می‌کنند تا در هنگام روز خاک ریزشان به عنوان سایه‌بانی برایشان عمل کند، تا راحت‌تر کار خود را انجام دهند.

مورچه‌ها خانه‌های خود(مورتپه‌ها) را بر روی شیب‌های جنوب شرقی می‌سازند؛ زیرا خورشید در پاییز و زمستان بیشتر به این قسمت‌ها می‌تابد. آن‌ها مورتپه‌های خود را نزدیک درختان و صخره‌های جنوبی و جنوب شرقی بنا می‌کنند اما باتوجه به تحقیقات به عمل آمده باد غالب می تواند کمک بیشتری کند.

اگر شما در کنار برکه یا دریاچه‌ای باشید که پرندگان، ماهیان یا دوزیستان در حال تولیدمثل هستند، در نظر داشته باشید که آن‌ها معمولاً ترجیح می‌دهند در سمت غربی زاد و ولد (تولیدمثل و پرورش) نمایند.

دارکوب(شانه‌به‌سر) معمولاً حفره‌هایش را در سمت شرقی درخت حفر می کند.

سنجاب‌ها هم معمولاً در سوراخ‌های سمت شرقیِ درختان خانه و لانه می‌گزینند.

جهت يابي توسط بوها:

تشخيص بوها راهي براي جهت يابي است مردم پلي نزي همواره در قايق هايشان با خود خوک مي‌برند. زيرا خوکها نسبت به بوها بسيار حساس بوده و نزديک سرزمينهاي بودار تغيير رفتار ميدهند. بوي سينه دريا ما را به سمت خشکي هدايت ميکند. بوهاي تازه را روي دريا بهتر از خشکي ميتوان تشخيص داد زيرا که بوي نمک بر روي دريا مداومتر است. در صحرا هر بويي بيانگر حضور انسان است بهترين زمان صبح زود و عصرها مي باشد وقتي که جهت باد را مي توان تشخيص داد. بوها نزديک به سطح زمين قوي تر هستند اگر شيء ساطع بو روي زمين باشد.

جهت‌یابی با قطب‌نمای دست‌ساز

دانستنی های نشاط کوهستان

اگر قطب‌نمایی به همراه نداشتید، ولی اتفاقاً یک سوزن یا میخ کوچک در جیبتان یافتید، این روش کمک‌کار شما در ساخت یک قطب‌نما خواهد بود. البته احتمال استفاده از آن در شرایط واقعی کم است، ولی انجام آن کاری سرگرم‌کننده است.

با مالش دادن یک سوزن فقط در یک جهت به آهن ربا یا حتی احتمالاً چاقوی خودتان یا مالیدن آن فقط در یک جهت به پارچه ی ابریشمی یا پنبه‌ای، سوزن مغناطیسی یا قطبی می شود؛ مانند سوزن قطب‌نما. (مثلاً با ۳۰ بار مالش دادن سوزن به آهن ربا از طرف خودتان به سمت بیرون، سوزن به اندازه ی کافی خاصیت آهن ربایی پیدا می کند. همچنین مالش سر سوزن از پایین به بالا بر پارچه ی ابریشمی باعث می شود که سر سوزن نقطه شمال را نشان دهد). حتی می‌توانید آن‌را در یک جهت میان موهای سر خود بکشید. توجه کنید که همیشه فقط در یک جهت مالش دهید.

حال اگر آن‌را روی یک چوب‌پنبه یا پوشال کوچک قرار دهید(سوزن را به چوب‌پنبه چسب بزنید، یا درون آن فرو کنید، یا در دو طرف سوزن چوب‌پنبه‌هایی کوچک فرو کنید)، و روی آب (آب راکد یا ظرفی پر از آب) شناور نمایید، مانند یک قطب‌نما عمل می کند، و سر سوزن رو به شمال می‌چرخد. برای این‌که سمت شمال و جنوب سوزن را اشتباه نکنید، این نکته را در نظر بگیرید که -در نیم کره ی شمالی زمین- آن سمت قطب‌نما که تقریباً رو به خورشید و ماه است، سمت جنوب است، زیرا آن‌ها در قسمت جنوبی آسمان قرار دارند. همچنین می‌توانید سوزن را با یک آهن ربا امتحان کنید، و سپس سمت شمال را با علامتی روی آن مشخص نمایید.

روش دیگر ساخت آهن ربا این است که یک میله یا سوزن آهنی یا فولادی را در جهت میدان مغناطیسی زمین تراز کنیم، و سپس آن‌را حرارت داده یا بر آن ضربه وارد کنیم. حال اگر این آهن ربا را روی سطحی با اصطکاک کم قرار دهیم (روی یک تکه چوب کوچک در آب شناور سازید، یا مثلاً سوزن را با یک ریسمان غیرفلزی آویزان(معلق) نمایید) قطب‌نمای ما کار می کند؛ یعنی میله آن‌قدر می‌چرخد تا در راستای میدان مغناطیسی زمین (شمالی-جنوبی) قرار گیرد.

مغناطیسی کردن سوزن با باتری: اگر سیمی را دور سوزن بپیچانید و برای چند دقیقه سر سیم را به ته باتری وصل کنید، سوزن مغناطیسی می شود.

به دلیل کشش سطحی آب، می‌توان سوزن را به تنهایی روی سطح آن شناور کرد. مثلاً می‌توان سوزن را روی کاغذی گذاشت، و کاغذ را روی آب گذاشت. اگر کاغذ روی آب بماند که بهتر، و اگر کاغذ در آب فرو برود احتمالاً سوزن روی آب باقی می‌ماند. اگر سوزن را با گریس یا روغنی غیرقابل‌حل در آب چرب کنید (مثلاً با مالش سوزن به موهای خود سوزن را چرب نمایید)، کار آسان‌تر خواهد شد. چرب بودن سوزن سبب می شود که سوزن روی سطح آب شناور بماند.

آئین بزرگداشت «گشایش مسیر ایران در برودپیک»؛چهارشنبه ۱۶ مرداد در برج میلاد



بنا بر اطلاعیه پایگاه خبری باشگاه آرش: آئین بزرگداشت «گشایش مسیر ایران در برودپیک» توسط این باشگاه و با همکاری و مساعدت شهردار تهران و شورای اسلامی شهر تهران برگزار می‌گردد.


- زمان: چهارشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۲ از ساعت ۱۸:۴۵ الی ۲۰:۲۰
- مکان: در سالن همایش‌های برج میلاد




منبع:پایگاه فدراسیون کوهنوردی

لانه طبیعت

شما هم دوست داشتید چنین تصاویری را در طبیعت تماشا کنید ....
این تصاویر تقدیم شما بزرگواران ،امیدوارم از دیدن آنها لذت ببرید ....









مه و راههاي مقابله با آن

 دانستنی های نشاط کوهستان

از ديگر مواردي كه كوهنورد بايد همواره از آن بيم داشته و خود را با چنين پديده اي آماده سازد مه مي باشد.

مه رقيق حتي در هواي خوب نيز بطرف گردنه ها و تيغه ها مي آيد و باد آن را به سرعت مي برد و پراكنده مي سازد. اين نوع مه در جاهايي كه كوهنورد براحتي نشانه هاي خط سيرخود را ببيند چندان خطرناك نيست اما از نظر احتياط بهتر است همين كه اين نوع مه ظاهر شد، چند نقطه نشانه مطمئن در جهت حركت، انتخاب كرده و در محلي توقف كرده و منتظر گذشتن مه شويد.

مه غليظ  مخصوص هواي بد يا روزهاي ابري است. اين مه به آهستگي از سمت دره ها يا قله ها مي آيد. تار و غير شفاف است و چندين روز ادامه دارد و مانع از اين است كه كوهنورد نقاط نشانه جهت حركت خود را تشخيص دهد. در مه همه چيز يكنواخت و خاكستري رنگ است و شيبها اندازه حقيقي خود را نشان نمي دهند و به نظر مي رسد از اندازه آنها كاسته شده، كه اين پديده كوهنورد را دچار اشتباه مي سازد و مي تواند حادثه آفرين باشد.

روند حركت در مه به دليل عدم شناسايي بسيار كند است و بعد از مدت مديدي راهپيمايي شخص در مي يابد كه مقدار ناچيزي راه پيموده است.

افراد گروه بايد با طناب بهم مربوط شده، فاصله آنها بهم نزديك باشد و روي رد پاي نفر جلوتر يا سر گروه گام بر دارند و اگربين آنها فاصله اي ايجاد شد با علائم صوتي يا با علائم روشنايي گروه را متوجه خود نمايند. در هنگام راهپيمايي در مه بهتر است نفر دوم گروه، براي كاستن از خطر اشتباه راهنمايي از قطب نما استفاده كرده نفر اول گروه را متوجه سمت و محور اصلي حركت بنمايد.

گرمازدگی

دانستنی های نشاط کوهستان

اگر شخص مدت زيادي در هواي گرم تابستان بسر برده دچار گرمازدگي مي شود. بطور كلي گرمازدگي در حرارت مرطوب وبويژه در روز فراوان تر است زيرا رطوبت مانع از تبخير شدن و تعريق مي گردد.

علائم گرمازدگي

عبارتند از گيجي، تهوع و سستي عضلات بدن، رنگ صورت بيمار پريده، پوست بدن چسبناك و مرطوب، تنفس صدادار، نبض سريع و جهنده مي شود و بيمار تعادل خود را از دست مي دهد و دچار اغماء مي شود.

در آفتاب زدگي، صورت برافروخته، پوست قرمز، بدن خشك و داغ مي شود عرق بند آمده وحرارت بدن بالا مي رود.

كمكهاي اوليه در گرمازدگي

بيمار را به سرعت به محل سايه و خنكي منتقل نموده، لباسها را تا حد امكان از تنش خارج نماييد، تن را با آب خنك نموده ملافه اي را در آب خنك خيس كرده و دور مريض بپيچيد و مرتب به آن آب سرد بپاشيد. استفاده از يخ جايز نيست زيرا يخ پوست را به سرعت خنك مي كند و در نتيجه اين عمل خون به داخل هسته بدن هجوم آورده و دماي بدن بيشتر بالا مي رود. اگر بيمار بيهوش نيست مايعات نسبتاً خنك باو بخورانيد و با عادي شدن دماي بدن گرمازده، وي را خشك كنيد. اگر بعد از خنك كردن، دماي بدن مجدداً بالا رفت، خنك كاري را از سر بگيريد، مسئله در اين حالت جدي است و درصورت امكان هر چه زودتر از پزشك كمك بگيريد.

سرمازدگي

دانستنی های نشاط کوهستان

انجماد پوست و بافتهاي خارجي كه در معرض سرما و سرد شدن هستند مثل انگشتان دست، پنجه هاي پا، گوشها، بيني، گونه ها، چانه از نوع سرمازدگي سطحي است اما اگر بافتهاي عميقتر از جمله ماهيچه ها، پي و يا استخوانها صدمه ببينند سرمازدگي از نوع عمقي است. تشخيص نوع سرمازدگي بسيار مهم است چرا كه روش معالجه آن با يكديگر متفاوت است.

آنچه مهم است در معرض سرما قرار گرفتن به تنهايي نمي تواند باعث سرمازدگي شود بلكه خستگي، از پا افتادگي، كمبود غذاهاي گرمازا، كمبود آب بدن، شرايط روحي و گرسنگي از جمله عوامل سرمازدگي هستند.

علائم سرمازدگي

عبارتند از رنگ باختگي عضو سرمازده، احساس سوزش در عضو سرمازده، و تغيير رنگ عضو برنگ زرد مايل به سفيد. در سرمازدگي سطحي بافت هنوز يخ نزده و اگر موضع را لمس كنيد احساس مي كنيد دست خود را روي خمير گذاشته ايد. سطح پوست شق و كشيده، ولي زير پوست هنوز نرم و حالت ارتجاعي خود را دارد. با ادامه يافتن سرما ممكن است در عضو احساس گرما بشود كه اين احساس، نشان مي دهد كه سرمازدگي در حال پيشروي و تبديل به سرمازدگي عمقي است. در سرمازدگي عمقي، عضو سرمازده ديگر حالت ارتجاعي نداشته و در جهت عمق سخت مي شود. اگرموضع را لمس كنيد مانند هيزم سخت و خشك است و شخص در موضع هيچ گونه دردي احساس نمي كند و موضع كاملاً بيحس و كرخت است.

كمكهاي اوليه در سرمازدگي

در سرمازدگي سطحي، بايد موضع را سريعاً گرم و از انجماد مجدد آن جلوگيري كرد. عضو سرمازده را در آب چهل درجه سانتي گراد شستشو داد و نقاط خارجي بدن از جمله گونه ها و گوشها را با دست گرم پوشاند و گرم كرد. اما در سرمازدگي عمقي، مسئله بايد جدي تلقي شود زيرا اگر به طريق صحيح درمان نشود باعث ايجاد قانقاريا (پس از 4 تا 7 روز) عفونت كردن، گنديدن و يا از دست دادن عضو سرمازده مي شود.

از ماساژ دادن عضو سرمازده جداً خودداري كنيد، عضو سرمازده را در آب گرم تا دماي 42 تا 45 درجه سانتي گراد شستشو دهيد. حين گرم كردن عضو منجمد ساير قسمتهاي بدن مصدوم را نيز بايستي گرم نگهداشت، عمل گرم كردن بايد تا آنجا ادامه پيدا كند كه كبودي و رنگ پريدگي موضع كاملاً از بين رفته و رنگ گل ميخكي جانشين آن شود. سپس بايد موضع را تميز و گرم نگه داشت و از آن دست مانند سوختگي يا زخم باز محافظت كرد. اگر عضو تاول زده (بخصوص تاولهاي خونمرده) خطر از دست دادن عضو بيشتر است. هرگز تاولها را نتركانيد و از كشيدن سيگار و نوشانيدن الكل به فرد سرمازده بپرهيزيد. و عضو سرمازده را هرگز با گرماي خشك (شعله هاي آتش) و يا آب داغتر از 45 درجه و يا هر گرماي شديدتر ديگري گرم نكنيد.

 كاهش فشار هوا و تغييرات آن در خون

دانستنی های نشاط کوهستان
  
افزايش تعداد گلبول قرمز در رساندن اكسيژن به بافتها و گرفتن اكسيد دو كربن و مواد زائدي كه از سوخت و ساز بدن به دست مي آيد نقش عمده اي دارد و آن را سريعاً تنظيم مي كند. افزايش تعداد گلبول قرمز در كوهستان چهار ساعت بعد از لحظه صعود شروع مي شود. در روزهاي اول اين افزايش خيلي سريع و جالب توجه است بعداً آهسته مي شود و ظرف چند هفته به حد بالاي خود مي رسد. براي افرادي كه در كوهستان كمتر اقامت دارند اين افزايش، گذرنده و موقتي است زيرا به همان نسبتي كه ارتفاع زياد مي شود فشار هوا كاسته و ذخيره اكسيژن هر گلبول قرمز كم مي شود و بدن براي مبارزه با كمي اكسيژن تعداد گلبولها را زياد مي كند.

بايد توجه داشت كه با وجود اين افزايش تعداد گلبول قرمز، باز هم خون مانند نقاط پست مي تواند اكسيژن بگيرد بنابراين براي ايجاد تعادل بايد تعداد تنفس را حتي در خارج از فعاليت بدني عميق كرد.

براي رقيق شدن خون و تسريع در گردش آن نوشيدن روزانه حداقل سه ليتر آب يا مايعات الزامي است، افزايش هموگلوبين باعث غلظت خون مي گردد و پيامدهاي آن لخته شدن خون مي باشد.

كوه گرفتگي

دانستنی های نشاط کوهستان

همه كوهنوردان كوه گرفتگي را به خوبي مي شناسند. اين عارضه بر اثر تحليل و نقصان فوق العاده قوا ايجاد مي شود و انسان را ناتوان و بي اراده و بي حركت، با ميل شديد به خواب روي برف مي اندازد. اين عارضه به طور ناگهاني ايجاد مي شود، همين كه شخص چند صد متر پايين بيايد عارضه از بين مي رود. كوه گرفتگي تنها به علت كمي فشار هوا نيست بلكه خستگي عضلاتي، شدت سرما، نامنظم بودن تغذيه و .... نيز در آن دخالت تام دارند.

اين عارضه يك بيماري حقيقي نيست بلكه يك سري ناراحتي هاست كه ارتفاع پيش مي آورد و اثرات آن بصورت اختلال در گردش خون و دستگاه گوارش ظاهر مي شود و علت آن خستگي شديد وكلي تمام بدن است. معمولا اين عارضه در ارتفاع بيش از 3000 متر پيش مي آيد. اما نسبت به مقاومت بدني افراد فرق كرده و يك قانون كلي نيست.

علائم كوه گرفتگي:

ناراحتي عمومي در تمام بدن، احساس خستگي شديد، كم شدن اشتها و سپس تهوع، گاهي استفراغ و درد معده، كوفته و فشرده شدن بدن، سردرد و سرگيجه، فرد ارتفاع زده، گوشهايش صدا مي كند، گاهي خود از بيني اش جاري مي گردد، نبضش بالا رفته و تنفس شديد و پرزحمت مي شود. اگر جلو عارضه گرفته نشود، بدن بيمار كرخت شده و بيمار شديداً احساس خواب مي كند كه اگر بخوابد كم كم دچار اغماء شده و مرگ در پي دارد.

كمكهاي اوليه:

بطور مخصوص اين عارضه جلوگيري ندارد چون يك بيماري نيست اما در صورت بروز اين عارضه بيمار را تشويق به نفس عميق كشيدن كرده و در حالت استراحت قرار دهيد، مواد انرژي زا به او خورانده، مايعات تحريك كننده به او بنوشانيد و روند صعود او را آهسته نمائيد و در صورت امكان او را سريعاً پايين آوريد زيرا بهمان نسبت كه ارتفاع كم شود اثرات كوه گرفتگي نيز زائل خواهد شد.


کوهها


کوهها و صحراها مکانهائی هستند برای رسیدن به طبیعت،

اما من کوهها و صحراهای درونم را جستجو می کنم.

 راینولد مسنر .

چگونه كمپ بزنيم :

   دانستنی های نشاط کوهستان

در سواحل رودخانه بالاترين حد اثر آب را پيدا كنيد، در مناطق كوهستاني رودخانه ها ممكن است به سرعت طغيان كنند و سيلابي شوند. حتي در دشت هم دور از مسير آب كمپ بزنيد، مهم نيست كه چه حد خشك باشد، جايي را انتخاب كنيد كه هم از آثار سيلاب در امان باشد و هم اطراف به خوبي ديده شود تا گروههاي نجات براحتي شما را ببينند. مراقب بالاي سر خود باشيد كه لانه زنبور، شاخه خشك و چيزهايي از اين قبيل باعث گرفتاريتان نشود. از تك درختهاي موجود در وسط بيابان بپرهيزيد چون باعث جذب صاعقه مي شوند و در مناطق جنگلي لبه جنگل، جايي كه بتوانيد اطراف خود را ببينيد انتخاب كنيد. در مسير حيوانات چادر نزنيد اما مسيري كه احتمال عبور انسان از آن منطقه وجود دارد محل مناسبي براي چادر زدن است.

نوع كمپي كه انتخاب مي كنيد به دو عامل بستگي دارد، شرايط محل و مواد موجود. اگر قرار است مدت طولاني در پناهگاه بمانيد يا منتظر نجات شويد پناهگاه شما بايد كاملتر و مطمئن تر باشد. مي توان پناهگاه موقتي را اگر به اندازه كافي سبك باشد با خود حمل كنيد زيرا ممكن است در نقاطي مواد لازم براي ساخت پناهگاه وجود داشته باشد.

اگر هيچ موادي براي ساخت كمپ در اختيار شما نيست از هر پوشش يا حفاظي كه داريد براي ساخت آن استفاده كنيد. از صخره هاي برآمده، شيبها و امثال آن كمك بگيريد بادشكنهاي طبيعي را در ساخت پناهگاه شتابزده بكار گيريد در دشت هاي كاملا باز پشت به باد بنشينيد و هر چيزي كه در دسترس داريد به عنوان بادشكن پشت سر خود بگذاريد، از شاخه هاي آويزانيا شكسته درختان به عنوان بادشكن استفاده كنيد. ريشه هاي پراكنده و زمين محصور در ته يك درخت افتاده، مانع خوبي براي باد و طوفان بشمار مي رود البته به شرطي كه در زاويه مناسب نسبت به باد باشند. حتي يك حفره كم عمق نيز مي تواند مبناي خوبي براي حفاظت از باد باشد. كندن يا كانال در اطراف هر پناهگاه به خشك نگه داشتن آن كمك مي كند، پناهگاههاي شتابزده معمولاً داراي منافذ زيادي هستند كه هوا مي تواند از طريق آنها داخل شود، سعي نكنيد تمام منافذ را بپوشانيد، وجود منافذ براي تهويه لازم است.

از يك پانچو ضد آب، كرباس، پلاستيك و ديگر انواع پارچه مي توان روكش پناهگاه ساخت، اگر روكش به اندازه كافي بلند باشد لبه هاي روكش را تا بزنيد و زير انداز درست كنيد، پناهگاه بايد طوري باشد كه آب در اطراف آن جمع نشود. اگر علوفه خشك در اطراف داريد كه آن بعنوان تشك و بستر استفاده كرده و روي زمين سرد يا مرطوب نخوابيد.

جهت يابي و كار با قطب نما

دانستنی های نشاط کوهستان

توجه داشته باشید این مطلب تعریف اولیه از کار با قطب نماست و برای یاد گرفتن کامل آن نیازمند یک دوره نقشه خوانی و کار با قطب نما می باشد /

قطب نما وسيله كوچكي است مانند ساعت جيبي و داراي صفحه اي است كه از صفر تا 360 درجه يا 400گراد و يا 6400 ميلييم تقسيم بندي و مدرج شده است. اگر درب آنرا باز كنيم عقربه آزاد شده و در هر وضعيتي كه باشيم جهت شمال مغناطيسي را به ما نشان خواهد داد. قطب نماي كامل داراي يك خط نشانه روي است مانند شكاف درجه و نوك مگسك تفنگ كه براي استفاده از آن خط ديدار را بطور دقيق مجسم كرده و بسمت شيئي مورد نظر تشابه مي رود بقيه قسمتهاي قطب نما عبارتند از: يك پيكان حرف N نماينده شمال، حرف S نماينده جنوب، حرف E نماينده مشرق و حرف W نماينده مغرب است.

دور صفحه قطب نما به 360 درجه تقسيم شده است وعقربه آن هم پيوسته رو به شمال مغناطيسي قرار مي گيرد. حال اگر درست دقت كنيم مي بينيم كه حرف N (شمال) درست روي تقسيم صفر و حروف S (جنوب ) روي تقسيم 180 درجه است، ابتدا با گرداندن صفحه مدرج خط صفر نشانه روي قطب نما را روي خط (صفر – 180 درجه ) منطبق مي كنيم حال اگر قطب نما را طوري در دست نگهداريم كه خط نشانه روي درست بر امتداد عقربه منطبق گردد معلوم مي شود كه خط نشانه روي قطب نما در امتداد شمال مغناطيسي قرار گرفته و در اين موقع مي گوييم كه قطب نما توجيه شده يعني آماده بكار است.

جهت يابي در كوهنوردي

 دانستنی های نشاط کوهستان

  جهت يابي در طبيعت براي يك كوهنورد اهميت فوق العاده دارد. طبق قرار داد 4 جهت اصلي داريم (شمال، جنوب، مشرق، مغرب) كه با پيدا كردن يكي از آنها مي توان جهات ديگر را به راحتي مشخص نمود. بدين ترتيب كه هر گاه رو به شمال بايستيد پشت سر شما جنوب، سمت چپ تان مغرب و سمت راست شما مشرق خواهد بود.

دقیق ترین روش جهت يابي استفاده از قطب نما مي باشد از آنجايي كه جهت يابي در روز با شب فرق مي كند به توضيح و شرح هر كدام از آنها مي پردازيم.توجه با این نکته ضروری است که جهت یابی بدون داشتن ابزار توضیح داده می شود و همراه داشتن قطب نما ، یا جی پی اس کمک زیادی به کوهنوردان خواهد نمود ، به خصوص آموختن دانش جی پی اس برای هر طبیعت گردی و کوهنوردی از ضروریات است ، توجه کنید که کاربرد این دستگاه ها را یاد بگیریم نه اینکه آنرا با قیمت گزاف تهیه کنیم و فقط در کوله به همراه خود داشته باشیم .

الف) انواع جهت يابي در روز

1- بوسيله حركت ظاهري خورشيد:

در نيمكره شمالي هنگام صبح خورشيد از مشرق طلوع كرده و هنگام ظهر در وسط آسمان كمي متمايل به جنوب مي باشد (اگر ظهر در مقابل خورشيد بايستيم رو به جنوب ايستاده ايم) و سپس در مغرب غروب مي كند پس صبح و عصر با ديدن محل خورشيد مي توان مشرق و مغرب در نتيجه شمال و جنوب را پيدا كرد.

2- بوسيله خورشيد و سايه اجسام:

در اين روش يك قطعه چوب نسبتاً صاف به طور تقريبي نيم متر تهيه كرده و آن را به طور عمومي در زمين فرو مي كنيم؛ (به جاي چوب مي توان از چاقو استفاده كرد) در نتيجه چوب سايه اي ايجاد مي كند. با قرار دادن يك سنگ كوچك، انتهاي سايه را مشخص مي كنيم، پس از گذشت 10 الي 15 دقيقه سايه چوب مقداري جابجا مي شود، حال يك سنگ يا شاخص ديگري در انتهاي سايه دوم قرار مي دهيم، در اينجا دو علامت روي زمين مشاهده مي شود.

شاخص اول را با يك خط به شاخص دوم وصل كرده و به اندازه نيم متر امتداد مي دهيم پس از آن پنجه پاي چپ خود را پشت علامت اول و پنجه راست را پشت شاخص دوم طوري قرار مي دهيم كه چوب تقريبا پشت سرما قرار گيرد در اين حال سمت روبروي ما جهت شمال خواهد بود.

3- بوسيله خورشيد و ساعت مچي:

ابتدا ساعت را به طور افقي در كف دست نگهداشته و عقربه ساعت شمار را به طرف خورشيد بگيريد (عقربه بايد دقيقا به طرف خورشيد باشد) بين عقربه ساعت شمار و عدد 12 زاويه اي تشكيل مي شود كه نيم ساز اين زاويه (زاويه بين عدد 12 و عقربه ساعت شمار ) جهت جنوب را نشان مي دهد. تذكر: براي رسم نيم ساز هنگام صبح از نيمه سمت چپ ساعت يعني از ساعت 6 الي 12 و هنگام بعد از ظهر از نيمه سمت راست ساعت يعني از 12 الي 6 استفاده مي شود.

4- پيدا كردن وقت از روي جهت يابي

با دانستن جهت مي توان زمان را تعيين كرد، بدين ترتيب كه يك نيم دايره روي زمين به طرف شمال رسم مي كنيم و آن را به 12 قسمت مساوي، مشابه سرعت تقسيم مي كنيم و از سمت مغرب به مشرق اعداد 6 تا 18 را مي نويسيم (عدد 12 بايد رو به شمال باشد) سپس شاخصي به طرف هر عددي باشد، آن عدد زمان تقريبي را به ما نشان مي دهد.

ب ) انواع جهت يابي در شب:

1- بوسيله ستارگان:

در بالاي قطب شمال ستاره اي بنام ستاره قطبي وجود دارد كه اگر رو به آن بايستيم رو به شمال ايستاده ايم، ستاره قطبي ستاره كم نوري است كه پيدا كردن آن مشكل است.

دب اكبر از هفت ستاره تشكيل شدهاست كه به شكل ملاغه در آسمان قرار گرفته اند و اگر دو ستاره قسمت جلوي ملاغه را در امتداد هم به سمت جلو، 5 برابر ادامه دهيم، به ستاره قطبي خواهيم رسيد.

خوشه پروين مجموعه اي از 10 الي 15 ستاره است كه به شكل خوشه انگور در آسمان مشاهده مي شود اين ستارگان خوشه مانند از شرق به طرف غرب در حركت هستند ولي دم خوشه همواره به طرف مشرق مي باشد.  

2- بوسيله ماه :

در نيمه اول ماه هاي قمري، يعني از اول ماه تا شب دوازدهم قوس خارجي ماه به سمت مغرب و در نيمه دوم ماه، يعني از هفدهم تا بيست و هشتم، قوس خارجي و بيروني ماه به سمت مشرق مي باشد كه با استفاده از اين قاعده مي توان تعيين جهت نمود. زماني كه ماه بصورت قرص كامل مي باشد مي توان از حركت ظاهري آن كه از مشرق به طرف مغرب است جهت را تعيين كرد.

مصرف آب و مايعات در کوهنوردی

     آب مهمترين مايع حيات، در يك برنامه كوهنوردي هم نقش اساسي را بازي مي كند. درحالت عادي يك انسان به طور متوسط بين يك تا 4/1 ليتر آب در شبانه روز مصرف مي نمايد. اما در يك برنامه كوهنوردي كه بدن در حالت فعاليت دائم و عرق كردن است، بدن به سه ليتر آب احتياج دارد. مصرف آب در مورد اشخاص مختلف فرق مي كند. كساني كه بيشتر عرق مي كنند، ممكن است بيشتر از يك فرد عادي به آب احتياج داشته باشند. اين افراد ممكن است 4 تا 5 ليتر آب مصرف كنند.

در طول يك برنامه بهتر است كه در هر استراحت به طور دائم مقداري آب بنوشيم تا اينكه هر چند ساعتي يك بار آب زيادي مصرف كنيم. حتي اگر احساس تشنگي هم نمي كنيد، بهتر است كه آب بنوشيد. هيچ گاه تري و واهمه اي از نوشيدن زياد آب نداشته باشيد. بدن به طور طبيعي مازاد آب را دفع خواهد كرد.

متاسفانه تشنگي علامت خوب و درستي در مورد احتياج بدن به آب نيست. ممكن است كه بدن به آب احتياج داشته باشد ولي ما احساس تشنگي نكنيم. اين مسئله به خصوص در صعودهاي زمستاني مشهود است بارها ديده مي شود كه در برنامه هاي زمستاني افرادي هستند كه حتي آب هماه خود نمي آورند و تحت عنوان اينكه هوا سرد است و عرق نمي كنيم آبي نمي نوشند اگر كمبود آب بدن، معادل 3% وزن ما باشد، قدر تشخيص و هوش وحواس ما رو به تحليل مي رود و زماني كه معادل 10% وزن ما باشد خطري جدي براي سلامتي و زندگي ماست. در اين حالت ممكن است ادامه كمبود آب به مرگ منتهي شود.

نوشيدني هايي مانند چاي و قهوه با وجود آنكه خود حاوي آب هستند، ولي به عنوان جايگزين آب توصيه نمي شوند، چرا كه همين نوشيدني ها نقش مهمي در دفع آب بدن دارند.

در تابستان در مسيرهاي كوهنوردي، چراگاهها و گوسفند سراهاي زيادي وجود دارند، هنگام تهيه آب دقت كنيد كه آيا آبي كه براي نوشيدن بر مي داريد در نزديكي محل چراي گوسفند ان قرار دارد و دام از آن آب مي نوشد يا نه؟ چنانچه شك و ترديدي دراين مورد وجود دارد، بهتر است كه راه را كمي ادامه داد و از جاي مطمئن تري آب برداشت. در صورت آلوده بودن آب، خطر ابتلا به بيماريهاي روده اي و انگلي وجود دارد آب را مي توان در بطريهاي نوشانه حمل و استفاده نمود و بايد مواظب بود كه هنگام بازگشت اين بطريها در طبيعت رها نشوند. نوشيدن آب يا ساير مايعات در حين ورزش بر خلاف تصور رايج باعث گرفتگي معده يا سنگيني ورزشكار نمي شود، بايد درحين تمرين و مسابقه از مايعات استفاده كنيد.

بهترين دماي آب يا نوشيدني در حين ورزش 13 -8 درجه سانتي گراد (آب نسبتاً خنك) مي باشد. تشنگي معيار مناسبي براي كم آبي بدن نيست و به عبارت ديگر زماني تشنگي عارض مي گردد كه مقدار نسبتاً زيادي از آب بدن از دست رفته باشد. بنابراين بهتر است قبل از ايجاد تشنگي و در فواصل منظم (مثلاً هر 15 – 10 دقيقه) مايعات بنوشيد.

جذب آب بدن:

اجراي تمرين در هنگامي كه ورزشكاران تعادل مايعات رادر مدت تمرين حفظ مي كند مناسب است و بر عكس اجراي تمرين همراه با از دست دادن بيش از حد آب بدن باعث تضعيف بدن فرد مي شود علاوه بر اين از دست دادن آب بدن فرد مي شود علاوه بر اين از دست دادن آب بدن خطر بالقوه آسيب گرمايي تهديد كننده زندگي مانند شوك گرمايي را افزايش مي دهد. بر طبق اين نظريه، ورزشكاران قبل از تمرين و در مدت تمرين بايد در حفظ تعادل آب بدن خويش تلاش نمايند.

مهمترين نقش آب تنظيم درجه حرارت بدن درهنگام ورزش است. گرمايي كه عضلات فعال توليد مي كنند بايد دفع شود. تبخير از سطح پوست موثرترين راه خنك نگاه داشتن بدن است اما تبخير زياد و يا طولاني مدت مي تواند باعث كم آبي بدن شود. از دست دادن آب بدن مهمترين عامل خستگي و عملكرد ضعيف ورزشكار است و هم چنين اين امر خطر گرفتگي عضلاني خستگي گرمايي و شوك ناشي از گرما را در فرد افزايش مي دهد.

پيشگيري از كم آبي بدن:

برنامه روزانه مصرف آب داشته باشيد و هر روز حداقل دو ليتر يا هشت ليوان آب بنوشيد.

رفع عطش، نيازهاي بدن به آب را بر آورده نمي كند.

به ازاي از دست دادن هر كيلو گرم از وزن بدن يك ليتر آب بنوشيد.

مقدار و رنگ ادرار را كنترل كنيد. مقدار كم و تيره ادرار نشانه از دست دادن آب بدن است مقدار زياد ادرار با رنگ زرد كم رنگ نشانه مصرف كافي مايعات است.

مصرف نوشيدنيهايي از قبيل: چاي، قهوه يا نوشابه ها را كم كنيد  يا از مصرف آنها اجتناب نماييد. همه اين نوشيدنيها ادرار آور هستند اين نوشيدنيها دفع ادرار از دست دادن مايعات بدن را افزايش مي دهند.

آب معمولي و خنك براي فعاليتهاي كه يك ساعت يا كمتر طول مي كشد كافي است.

نوشيدنيهاي حاوي دو و نيم الي ده درصد كربوهيدرات (گلوكزياسا كاروز) براي فعاليتهايي كه بيشتر از يك ساعت به طول مي انجام مفيد است.

افزايش مقدار كمي سديم، جذب كربوهيدرات (CHO) را افزايش مي دهد.

كاهش وزن مربوط به از دست دادن آب:

از دست دادن سريع وزن ناشي از دست دادن آب بدن است وزن خود را كنترل كنيد به ازاي از دست دادن هر ليتر آب يك كيلو گرم از وزن بدن كم مي شود از دست دادن مداوم بدن بدن در اثر از دست دادن آب بدن اثرهاي مشخصي روي عملكرد دارد كه با كاهش آشكار در قدرت، حجم خون، عملكرد قلب، منابع گليكوژن و مصرف منابع گيلكوژن همراه است. همچنين كاهش قابل ملاحظه اي در الكترونيك ها به وجود مي آيد مجموعه اين اثرات عملكرد فرد را به خطر مي اندازد و سلامتي او راتهديد مي كند.

تاكتيكهاي تغذيه در كوهنوردي


براي تغذيه در كوهنوردي نمي توان يك حكم كلي صادر نمود ولي برخي توصيه ها داراي بيشتري راندمان اند. در روزهاي قبل از برنامه كوهنوردي با مصرف تمام گروه هاي غذايي بايد تغذيه اصلي بدن را انجام داد به گونه اي كه منجر به تامين پروتئينها و ذخيره چربيها و بارگيري كربوهيدراتها يعني افزايش ذخاير گليكوژن عضلات شود. بهتر است دو سوم رژيم غذايي يك كوهنورد را كربوهيدراتها تشكيل دهند و بخش عمده آن شامل قندهاي مركب مثل نان، سيب زميني، شيريني و ماكاروني باشد قبل از آغاز كوهنوردي از مصرف غذاهاي چرب و پر پروتئين نظير تخم مرغ و كله پاچه خودداري كرده و بهتر است يك صبحانه سبك ولي كامل به همراه مايعات فراوان مصرف شود.

در حين فعاليت كوهنوردي بدفعات زياد و به مقدار كم از مواد غذايي مخصوصاً تنقلات خشكبار و ميوه هاي تازه بهمراه كربوهيدراتها و همچنين مايعات استفاده شود.

از پر خوري كه باعث انباشته شدن مواد غذايي در معده و جلوگيري از تنفس كامل مي شود خودداري كرده زيرا غذا را براي حفظ كارآيي و قدرت عمل نياز داريم نه فقط براي رفع گرسنگي و تشنگي و آب را قبل از احساس تشنگي بايد نوشيد و از نوشابه هاي گازدار و داراي رنگ اجتناب ورزيد.

از مصرف غذاهاي عصاره اي و يك بعدي نظير گياه خواران و سرخ كردنيها پرهيز كرده و بيشتر غذاهاي آب پز و بخار پز استفاده شوند. براي استفاده از مكمل هاي غذايي مشورت با پزشك لازم است در مواقعي كه احساس خستگي يا ضعف داشته باشيم مي توانيم از قند هاي ساده كه به سرعت وارد خون مي شوند و انرژي توليد مي كنند استفاده نماييم ولي بايد توجه داشت خوردن آنها بايد به مقدار كم و به مرور باشد چون مصرف مقدار زياد آنها باعث ترشح يكباره انسولين و پايين آمدن قند خون مي گردد.

مهمترين وعده غذايي روز يك ساعت بعد از اتمام كوهنوردي است و بهتر است آنرا آرام و با مايعات فراوان مصرف نمود و در صورت امكان سوپ گرم مناسب تر است.

بعد از يك كوهنوردي سنگين بدن دچار تخليه ذخاير گليكوژن وكربوهيدراتها مي شود و حتي اگر غذايي غني از كربوهيدراتها مصرف مي شود براي بازسازي آنها حداقل 24 ساعت وقت لازم است.

الكل نقش مهمي در افزايش كارآيي يا گرم كنندگي بدن و انقباض عضلات ندارد.

از سير و پياز بخاطر خاصيت ضد عفوني كنندگي و خواص بيشمار ديگر شان مي توان استفاده نمود.

بهداشت در كوهستان:

بهداشت اندام:

يك كوهنورد بايستي از آب تني در آبهاي سرد كوهستان بويژه وقتي كه بدن كاملاً گرم است خودداري كند، زيرا علاوه بر سرماخوردگي باعث سختي عضلات شده و خطر غلبه خون را پيش آورده و زمينه اي براي ابتلا به رماتيسم مي شود.

بهداشت صورت:

هرگز در بامداد روز صعود به كوهستان صورت خود را زياد نشوييد زيرا در شب، هنگام خواب، چربي طبيعي پوست صورت در سطح پوست ظاهر مي شود و همان چربي براي پوست محافظ خوبي در برابر آفتاب، سرما، برف و باد خواهد بود. استفاده از كرمهاي ضد آفتاب باعث خشكي پوست شده كم كم بصورت مصنوعي در پوست ايجاد رنگ نموده و پوست روئي را مي سوزاند.

بهداشت دست ها:

 كوهنورد بايد سعي كند جز در موارد سرماي شديد، دستكش بدست نكند و پوست خود را به سرما عادت دهد تا حساسيت آن در مقابل سرمازدگي كم شود. اگر دست بر اثر تماس با برف و يخ مرطوب شد، آنرا با يك تكه پارچه پشمي خشك پوشانده و بشدت مالش دهيد تا بتدريج خون جريان پيدا كرده و گرم شود.

بهداشت پاها :

پاها عامل عمده كار كوهنورد مي باشد و بايد در محافظت آن دقت زيادي بعمل آورد. براي حفظ آن از سرما، علاوه بر پوشيدن جوراب، پاها را با نوعي وازلين مخصوص، چرب كنيد. اما از ماليدن چيزهايي مانند خردل خودداري كنيد زيرا تا موقعي كه پوست پا سرد است و هيچ گونه حرارتي توليد نمي كند، اشكالي ندارد اما به مجرد كمترين عرق در پا ايجاد سوختگي كرده و ناراحتي هاي بعدي شروع مي شود.

بر اثر پوشيدن كفش تنگ يا بستن محكم بند كفشها ممكن است پاي كوهنورد تاول بزند كه براي پيش گيري از اين مورد بايد عادت كرد كه ساق جوراب دوم خود را برگردانده و داخل كفش كرد. اگر پا تاول زد بهتر است قبل از خواب سوزني را ضد عفوني و از تاول عبور دهيد، صبح كه از خواب برخاستيد روي تاول خشك شده محلول ضد عفوني زده و آنرا با باند بپوشانيد.

براي جلوگيري از خستگي و گرفتگي عضلات پا ، در موقع استراحت در محل مناسبي نشسته و پاها را روي پاشنه دراز كنيد، عضلات ران را با كمك دست تكان دهيد. از ماساژهاي سخت عضلات بپرهيزيد.

چيدن ناخنهاي پا 48 ساعت قبل از برنامه، ضروري است زيرا بلند بودن آنها سبب فشردگي و ناراحتي  پا خواهد شد.

بهداشت چشم ها:

استفاده از عينك در تمام مدت كوهنوردي بسيار مهم و لازم است بويژه اگر برف روي زمين باشد زيرا برف 95% نور آفتاب را منعكس مي كند. شيشه مخصوص اين عينك ها چشم را در مقابل اشعه فرابنفش محافظت مي كند.

تغذيه در كوهستان:


از مشخصات غذاي كوهستان، سبك، قابل حمل، انرژي زا و فاسد نشدن مي باشد بدين منظور بهترين غذاها، مواد غذايي خشك و بدون آب مي باشند. مانند پودر سيب زميني، بيسكويت، مربا، غذاهايي كه از قبل پخته شده اند، بسيار مفيد و داراي پروتئين و هيدروكربن زياد مي باشند.

- براي داشتن يك صعود موفق، بهتر است چند روز پيش از صعود يك رژيم غذايي مناسب اتخاذ كرده و مقداري گليكوژن در كبد و ماهيچه ها ذخيره نمود.

- هميشه يك روز بيشتر از برنامه، خوردني همراه ببريد، مقدار انرژي لازم براي يك روز كوهنوردي حدود 8 هزار كالري است. بهتر است غذا خوردن در كوه به دفعات (و هر دفعه به مقدار كم ) انجام گرفته و از پرخوري پرهيز كنيد زيرا انباشته شدن مواد غذايي در معده باعث جلوگيري از تنفس كامل و اكسيژن گيري مناسب ريه ها مي شود.

- ميزان نياز بدن به ويتامين C هنگام كار عضلاني بيشتر از زمان استراحت است، كمبود اين ويتامين سبب ايجاد خستگي شديد، از دست دادن انرژي، پاره شدن مويرگها و خونريزي شبكيه را به همراه دارد. براي رفع اين عوارض بهتر است قرصهاي ويتامين C، انجير خشك، بادام خشك، پرتقال، پنير، خرما، زردآلو  خشك، كشمش، پودر كاكائو، عدس و ... را در برنامه غذايي داشت.

- هنگام فعاليت كوهنوردي، بدن به 5/2 تا 4 ليتر آب در شبانه روز نياز دارد كه البته اين امر به حرارت نيز بستگي دارد. آشاميدن زياد مايعات در موقع فعاليت شديد قلب را خسته و فرسوده مي كند. آب برف، يخ  و باران كاملاً خالص بوده و فشار خود را پايين مي آورند، كه مي توان با اضافه نمودن قند يا عصاره ميوه به آن، از اين عارضه جلوگيري كرد.

- به علت فعاليت زياد، بدن به همراه آب، نمك، پتانسيم و فسفر از دست مي دهد. لازم است هنگام مصرف آب و غذا، مقداري نمك به آن اضافه كنيم تا دچار گرفتگي عضلات و بر هم خوردن تعادل ناشي از كمبود پتاسيم و فسفر نشويم.

- هر چه ارتفاع مسير شما بالا مي رود بايد از غذاهايي كه زود هضم تر هستند استفاده كنيد، زيرا مواد غذايي دير هضم، به علت كمي اكسيژن در ارتفاعات، باعث تهوع مي شوند.

- هنگام شب با استفاده از سوپ و آب، املاح دفع شده بدن را جايگزين نماييد.

- مصرف سير در كوه مقاومت بدن را در مقابل سرما  و گرما افزايش مي دهد، اما از سير فقط در روزهاي اول برنامه استفاده كنيد زيرا مصرف اين ماده در ارتفاعات باعث تند شدن نبض مي شود.

دختر بچه

نشاط کوهستان     www.neshate-koohestan.ir
پشت چراغ قرمز تو ماشین داشتم با تلفن حرف میزدم و برای طرفم شاخ و شونه میکشیدم که نابودت میکنم ! به زمینو زمان میکوبمت تا بفهمی با کی در افتادی! زور ندیدی که اینجوری پول مردم رو بالا میکشی و... خلاصه فریاد میزدم که دیدم یه دختر بچه یه دسته گل دستش بود و چون قدش به پنجره ی ماشین نمی رسید هی می پرید بالا و میگفت آقا گل ! آقا این گل رو بگیرید...


منم در کمال قدرت و صلابت و در عین حال عصبانیت داشتم داد میزدم و هی هیچی نمیگفتم به این بچه ی مزاحم! اما دخترک سمج اینقد بالا پایین پرید که دیگه کاسه ی صبرم لبریز شد و سرمو آوردم از پنجره بیرون و با فریاد گفتم: بچه برو پی کارت ! من گـــل نمیخـــرم ! چرا اینقد پر رویی! شماها کی میخواین یاد بگیرین مزاحم دیگران نشین و ... دخترک ترسید و کمی عقب رفت! رنگش پریده بود ! وقتی چشماشو دیدم ناخودآگاه ساکت شدم! نفهمیدم چرا یک دفعه زبونم بند اومد! البته جواب این سوالو چند ثانیه بعد فهمیدم!

ساکت که شدم و دست از قدرت نمایی که برداشتم، اومد جلو و با ترس گفت: آقا! من گل نمیفروشم! آدامس میفروشم! دوستم که اونورخیابونه گل میفروشه! این گل رو برای شما ازش گرفتم که اینقد ناراحت نباشین! اگه عصبانی بشین قلبتون درد میگیره و مثل بابای من میبرنتون بیمارستان، دخترتون گناه داره ...

دیگه نمیشنیدم! خدایا! چه کردی با من! این فرشته ی کوچولو چی میگه؟!

حالا علت سکوت ناگهانیمو فهمیده بودم! کشیده ای که دخترک با نگاه مهربونش بهم زده بود، توان بیان رو ازم گرفته بود! و حالا با حرفاش داشت خورده های غرور بی ارزشمو زیر پاهاش له میکرد!

یه صدایی در درونم ملتمسانه میگفت: رحم کن کوچولو! آدم از همه ی قدرتش که برای زدن یک نفر استفاده نمیکنه! ... اما دریغ از توان و نای سخن گفتن!

تا اومدم چیزی بگم، فرشته ی کوچولو، بی ادعا و سبکبال ازم دور شد! اون حتی بهم آدامس هم نفروخت! هنوز رد سیلی پر قدرتی که بهم زد روی قلبمه! چه قدرتمند بود!

همیشه مواظب باشید با کی درگیر میشید! ممکنه خیلی قوی باشه و بد جور کتک بخورید که حتی نتونید دیگه به این سادگیا روبراه بشین

تبریک به دخترم شیما برای موفقیت در دانشگاه شانگهای چین

جمعه 11 مرداد 92   
جمعه   2-8-2013
دختر عزیزم شیما اولین دوره آموزش زبان چینی را در دانشگاه بین المللی شانگهای کشور چین با موفقیت و با نمره عالی پشت سر گذاشته است ، به دختر عزیزم تبریک می گم و امیدوارم در مراحل بعدی نیز همچنان پر تلاش در آموختن باشد . خیلی خوشحالم و افتخار می کنم





Excellent  90-100 

گزارش صعود خط الراس قله کلون بستک به قله سرکچال

سه شنبه 8 مرداد 92  قله کلون بستک را صعود کردیم ( این هم گزارش اون برنامه )

تو همون برنامه قرار شد در هفته جاری ، خط الراس قله کلون بستک تا قله سرکچال را هم طی کنیم ، این شد که در 11 مرداد 92 این برنامه را هم اجرا کردیم . گزارش و تصاویری از این برنامه تقدیم حضور شما بزرگواران می گردد ، تعدادی از همنوردان نیز در برنامه در کنارشون بودیم که بدینوسیله ضمن تبریک صعود به این عزیزان امیدوارم هستم همواره شاد و با نشاط باشید . قرار صعود خط الراس بین من و رضا محمودی بود ولی ، امروز با دوستان عزیز دیگر همراه شدیم بسیار از این بابت خوشحالیم . به خصوص از حضور جناب آقای مرتضوی که زحمت وسیله نقلیه را هم کشید بسیار سپاسگزارم

گزارش مختصر :

ساعت 5:40 صبح در تقاطع بزرگراه باقری و فرجام من و آقا حبیب به هاشم آقا و آقا رضا پیوستیم ، به سمت سه راه لشگرک ، بهجت نیز خود را به محل رسانده بود ،  جمع 6 نفری با یک پژو استیشن به سمت گردنه دیزین حرکت کردیم .

ساعت 6:54 در محل دره تل تنگه جهت برداشتن آب توقف کردیم و در ساعت 7:15 صبح در محل دکل مخابرات در گردنه دیزین بودیم . پس از ده دقیقه به راه افتادیم ، در ابتدای مسیر چادرهای گروه آلمانی را دیدیم که شب مانی داشتند و لیدر گروه آقای سیرایی بود . خوش و بشی البته آهسته چون تیم شان در خواب بود داشتیم و به سمت قله کلون بستک براه افتادیم .

پس از یک ساعت و 45 دقیقه به قله کلون بستک رسیدیم ، در آنجا تصمیم گرفتیم که من و رضا خط الراس قله کلون بستک به قله سرکچال را طی کنیم و دوستان پس از استراحت روی قله کلون بستک به سمت گردنه دیزین بازگردند .

من و آقا رضا ساعت 10:20 صبح قله کلون بستک را ترک کرده و به سمت قله سرکچال حرکت کردیم ، پس از سه ساعت به قله سرکچال یک رسیدیم و حدود 40 دقیقه در قله استراحت نموده و قله سرکچال را در امتداد یال منتهی به جانپناه لجنی به پاییین آمدیم ، به جانپناه نرفتم و قبل از رسیدن به جانپناه به سمت غرب و برای رسیدن به شمشک براه افتادیم و با توقف ها بین مسیر سه ساعت طول کشید تا به شمشک برسیم و از آنجا توسط مینی بوس کوهنوردان ارامنه به تهران آمدیم .

گزارش تصویری :

از راست : خودم ، آقای مرتضوی ، رضا محمودی ، بهجت ابراهیم زاده ، هاشم امیرآبادی ، حبیب حاتمی



دوستانی که به صورت مستقل در حال صعود کلون بستک بودند و از دور برای یکی از نفرات حدس های می زندند که خانم است یا آقا بهانه ایی شد تا کپ و گفتی با آنها داشته باشیم و عکسی به یادگار بگیریم .


بدون شرح

خداوند را برای صعود دوم کلون بستک در یک هفته شکرگزاری کردیم و سجده شکر به جای آوردم



خدایا از اینکه تندرستی عطا کردی سپاسگزارم

اینبار هاشم جان در قاب قله کلون بستک قرار گرفت



گروه 8 نفره دوستان ارامنه نیز قصد صعود خط الراس قله کلون بستک به سرکچال را داشتند


خط الراس قله کلون بستک به قله سرکچال


حوضچه آبی در قسمت شمالی خط الراس


مسیرهای با شیب تند در ابتدای مسیر

هوایی عالی برای یک صعود زیبا



مسیرهایی که سنگلاخی اند و باید طی شوند


همنورد همراه ام


مسیری زیبا به زیبایی کوهستان


سنگ چینی برای یک جانپناه اصطراری ، این جانپناه در زمستان یک نعمت است ، اینجا تقریبا نیمه خط الراسی قله کلون بستک به قله سرکچال می باشد .


قله سرکچال یک ، و ارتفاع از روی جی پی اس ما


می رسیم


خسته نباشید

من و آقای محمود در این برنامه

این دو قله هم سرکچال 2 و 3 هستند که ما بدلیل کمبود وقت صعود نمی کنیم

مسیر بازگشت ، از روی یال  منتهی به جانپناه لجنی


جانپناه لجنی



برخی از گیاهان منطقه













عنوان این عکس را خودتان انتخاب کنید



شمشک شهری ویلایی



آسمان زیبا


شاد و با نشاط باشید

تصاویر زیادی از این برنامه گرفتم ، فکر کنم همین تعداد برای نشان دادن مسیر زیبایی که از گردنه دیزین شروع شد ، قله کلون بستک صعود شد و در ادامه از طریق خط الراس قله کلون بستک به قله سرکچال رفته و از مسیر جانپناه لجنی در شمشک برنامه پایان یافت برایتان جالب بوده باشد .

شعر ای ایران

ای ایران ای مرز پرگهر

ای خاکت سرچشمه هنر

دور از تو اندیشه بدان

پاینده مانی تو جاودان

ای دشمن ار تو سنگ خاره ای من آهنم

جان من فدای خاک پاک میهنم

مهر تو شد چون پیشه ام

دور از تو نیست اندیشه ام

در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما

پاینده باد خاک ایران ما

سنگ و کوهت در و گوهر است

خاک دشتت بهتر از زر است

مهرت از دل کی برون کنم

بر گویی مهر تو چون کنم

تا گردش جهان و دور آسمان به پاست

نور ایزدی همیشه رهنمای ماست

مهر تو شد چون پیشه ام

دور از تو نیست اندیشه ام

در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما

پاینده باد خاک ایران ما

ایران ای خرم بهشت من

روشن از تو سرنوشت من

گر آتش بارد به پیکرم

جز مهرت در دل نپرورم

از آب و خاک و مهر تو سرشته شد گلم

مهرت اگر برود گلی شود دلم

مهر تو شد چون پیشه ام

دور از تو نیست اندیشه ام

در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما

پاینده باد خاک ایران ما

کوه های منطقه جلفا ( کیامکی  یا کَم کی   Kam Ke  )

رشته کوه کَمکی یا کمچی یا کیامکی

کیامکی یا به زبان محلی کمکی یا کمچی داغ ، کوهی است ملقب به دماوند کوچک ایران به ارتفاع 3347 متر واقع در شمال غرب ایران در استان آذربایجانشرقی ، شهر هادیشهر می باشد که هر بیننده ای را با هیبتی دماوند وار با ورود به شهر بخود جلب می کند. کیامکی داغ از شهر هادیشهر در حدود 12 کیلومتر فاصله دارد و نزدیکترین روستا به کیامکی همان روستای خوش آب و هوا و سرسبز داران می باشد. با ورود به داران راه خاکی لندرور روی مشخصی از کنار مدرسه و قبرستان عبور می کند. می توان از داران تا پناهگاه کیامکی را پیاده طی کرد. که حدود دو ساعت با شیب کم بطول می انجامد.

    پناهگاه کیامکی در سال 1379 افتتاح و مورد استفاده قرار گرفت که پذیرای 100 نفر کوهنورد را دارد. دارای آب اشامیدنی نیز هست.برای صعود به کیامکی یال های زیادی وجود دارد. اما یال معروف پناهگاه بعلت پاکوبی و شیب تند معروف می باشد و از پناهگاه می توان کل مسیر صعود را دید.از پناهگاه تا قله می توان با شیب تند 3:30 ساعت صعود کرد و مسیر معروف دیگر گردنه قیز گدیکی می باشد که در قله یک جانپناه کوچک به ظرفیت 8 نفر با کمک کوهنوردان منطقه ساخته شده که در صعودهای زمستانی جان کوهنوردان را در برابر باد و بوران بسیار سهمگین حفظ می کند.علاوه برجانپناه ، یک کانکس نیز موجود می باشد. از قله تا پناهگاه را می توان از یال های دیگر نیز فرود آمد. مسیر شن اسکی نیز موجود است که تقریبا دو ساعت بطول می انجامد. برای صعود به کیامکی در طول سال باید لباس گرم و کلاه و دستکش همراه داشت و برای صعودهای زمستانی باید مجهز به لباس گرم بود.از قله ، کوه های آرارات ترکیه و ایلانلی در نخجوان و میشو و کوه های مرند و دیگر کوه های منطقه قابل رویت می باشد.

منطقه دارای حیواناتی مانند کل ، بزکوهی، مار ، گراز ، روباه، گرگ، کبک و خرگوش و در بعضی جاها به ندرت پلنگ و خرس هم دیده می شود.

منبع : http://tayimaz.blogfa.com/page/dagh.aspx 

*

قصه ی کوه کمکی

در افسانه‏ های محلی آذربایجان آمده است. بعد از طوفان نوح و به زیر آب رفتن کل عالم، نوح و یارانش سوار بر کشتی در آب‏های خروشان این سو و آن سو می‏رفتند روزی کشتی به یک شی سختی برخورد می‏کند نوح نبی متوجه میشود که کشتی به کوهی برخورد کرده است و می‏گوید:«په نه آغیر داغدیر!» (عجب کوه سنگینی است) از این پس نام این کوه «آغری داغ» نامیده شد.

بعد از چند هفته کشتی مجدداً تکانی خورد و نوح نبی گفت: «بو دا اینان داغ دی!» (باور کن این هم کوه است) و از به بعد این کوه «اینان داغ» نام گرفت.

روزها گذشت و کشتی نوح لرزش دیگری را تجربه کرد و نوح نبی گفت: « بو داغ او داغدان کم کی دئییل!» (این کوه از آن کوه کم که نیست و بدین ترتیب کوه سوم «کمکی» نامیده شد.

منبع : http://kemkiaraz2.blogfa.com/8907.aspx

نقل از : به یاد بابا

چیزهایی هست که وقتی از دستش دادی ......

    ته پیاز و رنده رو پرت کردم توی سینک، اشک از چشم و چارم جاری بود. در یخچال رو باز کردم و تخم مرغ رو شکستم روی گوشت ، روغن رو ریختم توی ماهیتابه و اولین کتلت رو کف دستم پهن کردم و خوابوندم کف ش ، برای خودش جلز جلز خفیفی کرد که زنگ در را زدند. پدرم بود. بازم نون تازه آورده بود. نه من و نه اصغر حس و حال صف نونوایی نداشتیم.می گفت نون خوب خیلی مهمه ! من که بازنشسته ام، کاری ندارم ، هر وقت برای خودمون گرفتم برای شما هم میگیرم. در می زد و نون رو همون دم در می داد و می رفت. هیچ وقت هم بالا نمی اومد، هیچ وقت.

  
دستم چرب بود، اصغر در را باز کرد و دوید توی راه پله. پدرم را خیلی دوست داشت. کلا پدرم از اون جور آدمهاست که بیشتر آدمها دوستش دارند ، این البته زیاد شامل مادرم نمی شود . صدای اصغر از توی راه پله می اومد که به اصرار تعارف می کرد و پدر و مادرم را برای شام دعوت می کرد بالا. برای یک لحظه خشکم زد. ما خانواده ی سرد و نچسبی هستیم. هم رو نمی بوسیم، بغل نمی کنیم، قربون صدقه هم نمیریم و از همه مهم تر سرزده و بدون دعوت جایی نمیریم. خانواده ی اصغر اینجوری نبود، در می زدند ومیامدند تو،روزی هفده بار با هم تلفنی حرف می زدند؛ قربون صدقه هم می رفتند و قبیله ای بودند. برای همین هم اصغر نمی فهمید که کاری که داشت می کرد مغایر اصول تربیتی من بود و هی اصرار می کرد، اصرار می کرد.

آخر سر در باز شد و پدر مادرم وارد شدند. من اصلا خوشحال نشدم. خونه نا مرتب بود؛ خسته بودم.تازه از سر کار برگشته بودم، توی یخچال میوه نداشتیم.. چیزهایی که الان وقتی فکرش را می کنم خنده دار به نظر میاد اما اون روز لعنتی خیلی مهم به نظر می رسید. .. اصغر توی آشپزخونه اومد تا برای مهمان ها چای بریزد و اخم های درهم رفته ی من رو دید. پرسیدم برای چی این قدر اصرار کردی؟ گفت خوب دیدم کتلت داریم گفتم با هم بخوریم. گفتم ولی من این کتلت ها رو برای فردا هم درست می کردم. گفت حالا مگه چی شده؟


گفتم چیزی نیست، اما … در یخچال رو باز کردم و چند تا گوجه فرنگی رو با عصبانیت بیرون آوردم و زیر آب گرفتم. پدرم سرش رو توی آشپزخونه کرد و گفت دختر جون، ببخشید که مزاحمت شدیم. میخوای نونها رو برات ببرم؟

تازه یادم افتاد که حتی بهشون سلام هم نکرده بودم .تمام شب عین دو تا جوجه کوچولو روی مبل کز کرده بودند .وقتی شام آماده شد پدرم یک کتلت بیشتر بر نداشت. مادرم به بهانه ی گیاه خواری چند قاشق سالاد کنار بشقابش ریخت و بازی بازی کرد. خورده و نخورده خداحافظی کردند و رفتند و این داستان فراموش شد و پانزده سال گذشت.


چند روز پیش برای خودم کتلت درست می کردم که فکرش مثل برق ازسرم گذشت:
نکنه وقتی با اصغر حرف می زدم پدرم صحبت های ما را شنیده بود؟ نکنه برای همین شام نخورد؟ از تصورش مهره های پشتم تیر می کشد و دردی مثل دشنه در دلم می نشیند. راستی چرا هیچ وقت برای اون نون سنگک ها ازش تشکر نکردم؟


نشاط کوهستان  پرویز ستوده شایقآخرین کتلت رو از روی ماهیتابه بر می دارم. یک قطره روغن می چکد توی ظرف و جلز محزونی می کند. واقعا چهار تا کتلت چه اهمیتی داشت؟ حقیقت مثل یک تکه آجر توی صورتم می خورد:» من آدم زمختی هستم». زمختی یعنی ندانستن قدر لحظه ها، یعنی نفهمیدن اهمیت چیزها، یعنی توجه به جزییات احمقانه و ندیدن مهم ترین ها . حالا دیگه چه اهمیتی داشت این سر دنیا وسط آشپزخانه ی خالی چنگال به دست کنار ماهیتابه ای که بوی کتلت می داد آه بکشم. آخ. لعنتی، چقدر دلم تنگ شده براشون؛ فقط… فقط اگر الان پدر و مادرم از در تو می آمدند، دیگه چه اهمیتی داشت خونه تمیز بود یا نه.. میوه داشتیم یا نه …همه چیز کافی بود:
من بودم و بوی عطر روسری مادرم، دست پدرم و نون سنگک . پدرم راست می گفت. نون خوب خیلی مهمه . من این روزها هر قدر بخوام می تونم کتلت درست کنم، اما کسی زنگ این در را نخواهد زد، کسی که توی دستهاش نون سنگک گرم و تازه و بی منتی بود که بوی مهربونی می داد. اما دیگه چه اهمیتی دارد؟

چیزهایی هست که وقتی از دستش دادی اهمیت ش را می فهمی. نون سنگک خشخاشی دو آتشه هم یکی اش.

از : تهمینه میلانی

پ ن :
امان از این کلمات که حاوی احساس اند ، دل ها را شکسته و اشکها را جاری می سازند برای کسانی که در کنارمان نیستند ....و دوست داشتیم باشند ....

خوب است


خوب است

آنقدر شاد باشی كه دوست داشتنی بمانی


آنقدر غم داشته باشی كه انسان باقی بمانی

به دیگران کمک کنی که لذت خوشبختی را بچشی


آنقدر ورزش كنی كه سلامت باشی

  آنقدر امید داشته باشی كه شادمان باشی
و
آنقدر این مطلب را بازگو کنی تا همه بدانند
به همین سادگی می توان از زندگی رضایت داشت

گزارش صعود به قله کلون بستک

سه شنبه 8 مرداد 92 صعود به قله 4150 متری کلون بستک

گزارش صعود به قله کلون بستک

كفش کوهنوردی   Boots

كفش يكي از اصلي ترين و مهمترين تجهيزاتي است كه در كوهنوردي از آن استفاده مي شود و بايد با نهايت دقت آن را انتخاب كنيم . امروزه در اثر تكامل ورزش كوهنوردي كفش هاي متعددي با كاربردهاي گوناگون ساخته شده است.

 

ويژگيهاي كفش هاي كوهنوردي

* داراي رويه مناسب و مستحكم تا پا را در مقابل برجستگيها ، قلوه سنگها ، رطوبت ، سرما و ... حفظ كند .

* داراي زيره محكم و مقاوم مانند ويبرام باشد . ( زيره ويبرام به وسيله دو تن از كوهنوردان ايتاليائي به نامهاي اتور كاستيگسلوني و ويتال براماني اختراع شد )  * قد ساق آن به اندازه اي باشد كه قوزك پا را بپوشاند 

 

انواع كفش هاي كوهنوردي :

1 -كفش كوهپيمائي ( سبك ) : مورد استفاده در برنامه هاي كوهپيمائي و عمدتا در جائيكه رطوبت وجود نداشته باشد .

2 -كفش های نيمه سنگین : از اين كفشها در برنامه هاي يكروزه و در سه فصل سال غير از زمستان استفاده مي شود .

3 -كفش هاي سنگين : اين كفشها داراي  انواع يك پوش ، دو پوش و سه پوش هستند و در مناطق برفي و در برنامه هاي

زمستاني و صعودهاي بلند از آنها استفاده مي شود جنس رويه اين كفشها از چرم – پلاستيك يا فايبرگلاس ساخته شده است .

4  -كفشهاي سنگ نوردي : اين كفشها ويژه كارهاي سنگ نوردي مي باشد و داراي انواع و اقسام مختلف و تخصصي مي‏باشند .

 

به نام برودپیک, به امید تغییر

.....

در گير و دار زندگي شهري ناگهان خود را دچار روزمرگي روز افزون مي يابيم. هر از گاه از شهر بيرون ميزنيم و به دل طبيعت پناه مي بريم .آنچان سرمست از لذت هاي بي شمار آن مي شويم كه احساس مي کنیم بخش زندگي در طبيعت به زندگي اصلي ما تبديل شده است. در شهر كار مي كنيم تا ايان خوبي را در دل طبيعت بگذرانيم. با كوهستان كه آشنا مي شويم، علاوه بر لذتهاي بي حد و وصف، سختي هايي را مي چشيم كه حس پايداري و مقاومت را در ما تقويت ميكند.بيشتر خطر ميكنيم تا استقامت بيشتري داشته باشيم. اينجاست كه اگر تا قبل از اين به تنهايي يا به صورت آماتور كوهنوردي ميكرديم، عقل سليم حكم مي كند كه "نياز به مشاوره" داريم. روي به باشگاه ها و گروه هاي كوهنوردي مي آوريم. براي چه!؟ براي استفاده ار تجربيات، براي آموزش ، براي اينكه اصولا "بزرگتر"ي باشد تا به موقع هشدار لازم را به ما گوشزد كند. اگر راه را از بيراه تشخيص نمي دهيم گوش ما را بگيرد و به مسير اصلي هدايت نمايد. والدين ما نيز به اعتماد همين "بزرگتر" ها ما را به آنان مي سپرند و ديگر كمتر خبري از آن نگراني هاي مادرانه و پدرانه ي پيشين در ايشان يافت مي شود.


از اينجا به بعد انتظار مي رود   .......... ادامه در همخانه ها

كوله پشتي كوهنوردي     Mountaineering backpacks

كوله پشتي كوهنوردي     Mountaineering backpacks

يكي از تجهيزات كوهنوردي است كه جهت حمل وسايل و لوازم از آن استفاده مي شود و بايد داراي ويژگيهايي باشد كه در طول اجراي برنامه بتوان از آن به راحتي استفاده كرد . از آنجائيكه هميشه از حجم كوله پشتي استفاده مي شود لذا واحد اندازه گيري آن ليتر مي باشد كه بنا به مدت ، زمان و نوع برنامه اندازه و اشكال مختلفي دارد .

 

ويژگيهاي كوله پشتي :

1- جنس كوله پشتي : بايد داراي پارچه اي مقاوم ، انعطاف پذير و مقاوم در برابر نفوذ آب باشد . داراي تسمه هاي شانه اي با عرض مناسب و اسفنج نرم و تسمه كمري پهن و نرم و قفل و تسمه مناسب و زين داخلي باشد .

2 - حجم كوله پشتي : براي هر برنامه از كوله پشتي كه حجم آن مناسب برنامه باشد استفاده مي كنيم .

3- رنگ كوله پشتي : كوله بايد داراي رنگ مناسب يعني رنگي مخالف محيط  باشد كه از دور دست بخوبي ديده شود از آنجائيكه مقدور نیست براي هر برنامه در محيط های مختلف رنگ خاصي را تهيه كنيم لذا از روكش كوله ( كاور ) با رنگهاي مختلف مي توان استفاده كرد كه همرنگ محيط نباشد ( در برف از روكش قرمز ، در جنگل از روكش نارنجي يا زرد، در شب و محيط هاي تاريك از روكش شبرنگ يا سفيد مي توان استفاده كرد . )

 

كوله پشتي از نظر حجم :

كوله پشتي 15 ليتر براي حمل وسايل مختصر (کوله قله)

كوله پشتي 40- 25 ليتر براي برنامه هاي يك روزه در فصول مختلف

كوله پشتي 65-40 ليتر جهت برنامه هاي 2 و چند روزه

كوله پشتي 80-65 ليتر جهت برنامه هاي ويژه چند روزه ( در برنامه هاي زمستاني و غيره )

 

كوله پشتي از نظر كاربري  :

كوله كوهپيمائي :

   اين كوله  داراي زين و جيب هاي متعدد در كنار كوله كه جهت قرار دادن وسایل از آن استفاده مي شود

 

كوله سنگ نوردي  :

 كوله باريك و بلند كه از عرض پهلوهاي سنگ نورد باريكتر است تا دستهاي سنگ نورد مانور بيشتري داشته باشد .

 

كوله يخ نوردي :

 كوله كاملا ضد آب باريك و بلند مانند كوله سنگ نوردي و داراي بندهاي مخصوص جهت حمل وسائل يخ نوردي مي باشد .

كوله هاي مخصوص : جهت  افراد و برنامه هاي ويژه استفاده مي شود مانند ( باربري ، پيمايش جنگل،کوير ، شكار ، امداد و نجات ، حمل مجروح ، حمل کودک ، کوله ویژه بانوان (Lady )   و .....

 

  اندازه كوله پشتي :

اندازه كوله بايد مناسب قد شما باشد چنانچه قد كوله براي شما بلند باشد روي عضلات سريني قرار مي‏گيرد و مانع دامنه حركتي مناسب و عدم تعادل مي گردد و اگر قد كوله پشتي كوتاه باشد فشار وزن كوله بيشتر در قسمت مياني كمر قرار مي گيرد كه در مدت زمان طولاني باعث درد و ناراحتي در قسمت مياني كمر مي گردد .

قد مناسب كوله باعث مي گردد كه فشار مناسب روي ستون مهره ها و عضلات اطراف آن قرار گيرد .

امروزه کوله های جدیدی ویژه بانوان طراحی گردیده تا به جهت ویژگی فیزیکی بانوان راحت تر از آن استفاده نمایند . 

 

مراقبت و نگهداري كوله پشتي :

* سعي كنيد هميشه يك قطعه گوني پلاستيكي بزرگ جهت قرار دادن كوله در اتومبيل و يا حمل كوله با قاطر همراه داشته باشيد .

* كوله را تميز نگهداري كنيد تا كمتر به شستن نياز شود در صورت نياز به شستشو با آب ولرم شسته شود و هنگام شستشو از برس نرم استفاده كنيد بدون اينكه كوله را چنگ بزنيد آنرا را وارونه به بند آويزان كنيد تا خشك شود از حرارت آتش براي خشك كردن كوله استفاده نكنيد .

* هيچگاه كوله را روي زمين خيس قرار ندهيد .

* مواد سوختي را كاملا آب بندي كنيد .

* از حمل ظروف و ليوان شيشه اي خودداري كنيد .

* بعد از رسيدن به منزل كوله را باز كنيد لباسهاي خيس را بيرون بياوريد كوله را مرتب كنيد و لوازم داخل آنرا كنترل كنيد .

پوشاك   Clothing

پوشاك كوهپيمايي و كوهنوردي در انواع و اقسام گوناگون وجود دارد و بايد توجه داشت كه هيچ يك از انواع پوشاك خاصيت گرما زائي ندارند بلكه دماي بدن را حفظ و عايق بدن هستند .

سعي كنيد در پوشيدن پوشاك اصل پنجره دو جداره را رعايت كنيد بدين معني كه لايه لايه پوشيدن به مراتب مناسب تر از پوشيدن يك لباس ضخيم است .

  

پوشاك از نظر پوشيدن به سه لايه تقسيم مي شود :

1- لايه زيرين : پوششي است كه با پوست بدن در تماس است و بهتر است جنس آن از تركيبي از نخ و پلي استر تهيه شده باشد و كاملا بهداشتي باشد .

2- لايه مياني : پوششي است كه دماي بدن را در حد مطلوب حفظ مي كند و بايد داراي تنفس مطلوبي باشد .

3- لايه رويي : پوششي است كه به عنوان عايق به کار رفته و پوششهاي قبلي را در مقابل عوامل جوي مانند سرما ، رطوبت ، باد و ... حفظ مي كند .


ويژگيهاي پوشاك در كوهستان

* سبك و مقاوم باشند .

* داراي رنگ مناسب با محيط باشد . (استتار با محيط نباشد)

* چنانچه رطوبت بگيرد سريع خشك شود .

* داراي تنفس مطلوب باشد .

* مقاوم در مقابل عوامل جوي ( باد ، رطوبت ، سرما و ... ) باشد .

* از نظر اندازه خيلي جذب بدن و خيلي بزرگتر از بدن نباشد .

امروزه بيشتر پوشاك كوهستان را از دو نوع پارچه بنام پلار و گورتکس تهيه مي كنند .

 

 پـــــــــلار

 پارچه هاي پلار از كرك و پلي استر تهيه مي شوند و به جهت شكل فيزيكي اين پارچه گرماي بدن  در لا به لاي برآمدگي‏هاي اين پارچه حفظ مي گردد . اين پارچه نسبتاً سبك و مقاوم است و در صورت خيس شدن سريع خشك مي شود و بوي را به خود نمي‏گيرد .


گورتکس  Gore.tex

اين نوع پوشاک  از پارچه گورتکس که معمولاًاز سه لايه تشكيل شده، ساخته مي‏شوند که ويژگيهاي اصلي آن، عبور ذرات بخار تعرق بدن كه در اثر تحرك در كوهستان بوجود مي آيد به بيرون ، و جلوگيري از نفوذ باد و رطوبت ناشي از عوامل جوي به داخل مي باشد.       ( منافذ اين پارچه 2/0 ميكرون قطردارد در حاليكه اندازه هر قطره آب 2000 بار بزرگتراز منافذ اين پارچه مي باشد در نتيجه بخاربدن خارج و آب به داخل وارد نمي شود .

 

پوشاك پر     Down clothing

اين پوشاك از پر پرندگاني مثل قو تهيه مي شود و دماي بدن را به خوبي نگه مي دارد اين پوشاك بسيار سبك و حجم كمي را اشغال     مي كند به جهت اينكه اين پوشش خيلي سريع خيس مي شود و خيلي دير خشك مي شود عمدتاً در زمان استراحت و بيتوته از آن استفاده مي‏كنند.

کلون بستک را همراه با وزش باد سرد صعود کردیم

تاریخ صعود : سه شنبه 8 مرداد 92

نفرات : رضا محمودی - پرویز ستوده شایق

مقصد : قله 4150 متری کلون بستک ( برخی منابع 4200 متر گفته اند )

در ایام ماه مبارک رمضان و با زبان روزه همراه شدم با آقای محمودی به قصد صعود قله کلون بستک ، هدف ما صعود و بازگشت قبل از ظهر به تهران بود ،تا روزه خود را هم داشته باشیم ، بر همین اساس صبح کمی زود حرکت کردیم ، ساعت 4:50 صبح من در تقاطع اتوبان باقری و خیابان فرجام در شرق تهران به رضا ملحق شدم ، یکی از دوستان از حضور در برنامه انصراف داد . وسیله نقلیه خودرو سواری رضا بود .

حرکت ما تا انتهای اتوبان باقری ( به سمت شمال ) ، ورود به اتوبان بابایی ( به سمت شرق ) ، خیابان استخر ( به سمت شمال ) ، جاده لشگرک ، فشم ، میگون ، شمشک به سمت دیزین ، گردنه دیزین ( محل پارک خودرو )

تصاویر و توضیحات مربوطه به عنوان گزارش این صعود تقدیم شما بزرگواران می گردد . 

ساعت 6 صبح در کنار دکل و محل پارک خودرو ، وقتی دوربین روی تایمر تنظیم بشه ما هم به گوشه تصویر راننده می شیم

  بعدش دوربین را تنظیم کردیم بهتر شد ،باورمان نمی شد که باد سرد صبحگاهی نزدیک بود کار دستمان بدهد بطوریکه دست های من از سرما می لرزید و نداشتن پوشاک مناسب نگرانی های اندکی را ایجاد کرد ، البته در کوله پوشاک داشتیم ، ولی ما از تهران با حدود 42 درجه ، آمده بودیم و انتظار چنین باد سردی کمی بعید بود ولی این از همان نوعی قاعده هایی است که همواره باید مجهز به کوهستان قدم بگذاریم ...

این هم دکل و فضای مقابل آن که محوطه بزرگی تسطیح شده و جای پارک خودروهای زیادی می باشد ، از گردنه تا اینجا که حدود 5 الی 6 دقیقه بیشتر با ماشین طول نمی کشد یک جاده خاکی خوب وجود دارد ، و هر نوع ماشینی می تواند تردد کند .

خورشید در حال گسترش شعاع های امیدبخش خود را از پشت کوه ها به اطراف بود ،



بعد از تنظیم جی پی اس و گرفتن چند عکس راه خود را در ساعت 6:20 صبح به سمت قله کلون بستک آغاز کردیم . دور نمایی تصویری از دکل ، ایستگاه راهداری گردنه دیزین و در دور دست قله سی چال که در ابتدای مسیر با نگاه به عقب گرفته شده است . وجود ابرها در آسمان نوید خوبی بود که گرمای زیادی نداشته باشیم و البته تجمع آنها نیز می توانست احتمال وقوع رعد و برق را افزایش دهد که چنین نشد


نگاه ما به قله زیبا و مرتفع کلون بستک دوخته شده است

شمشک و دربند سر و نیز پست اسکی مربوط به آنها که زمستان ها جولانگاه اسکی و اسکی بازان است ، بدون برف در جنوب شرقی مسیر حرکتی ماند دیده می شود و در دور دست قله آبک نیز خود نمایی می کند



و از کنار دوستانی در مسیر عبور می کنیم که بعدا در قله متوجه می شویم تعدادی شان از ورزشگاه شهید کشوری آمده اند و آن دوست ما که جا مانده بود( عیاس مهرآمین )  نیز به نوعی دوست مشترک بود .


مسیر صعود در بخش هایی گرده ایی و در اثر وجود سنگ های خرد شده  لغزنده است ، با احتیاط به سمت قله کلون بستک گام بر می داریم

و  به قله 4152 متری کلون بستک می رسیم ( با عدد جی پی اس خودمان )

خدا را شکر می کنیم

و دست در دست هم لحظاتی را در بلندای قله کلون بستک می ایستیم ، نبشی قله را هم برای جلوگیری از شبهات فرشید در کنار مان داریم . البته چراشو نمی دونم ولی به یاد فرشید و بسیار از دوستان بودیم . البته قابل ذکر است که فرشید و دوستانش در هفته گذشته مسیر خط الراس کلون بستک تا سرکچال را طی کرده اند .

دوستان ورزشگاه شهید کشوری هم به قله می رسند تا با آنها نیز عکسی به یادگار بگیریم ، این دوستان قصد ادامه مسیر خط الراس تا قله سرکچال را دارند که پس از توقفی کوتاه در قله آنها مسیر خط الراس را در پیش می گیرند . قرار شد یکی از همنوردان اسامی این عزیزان را در بخش نظرات برایم ارسال کنند .

به بهانه هم کوله ایی ( کوله نیکو ) ، نگاهی به ارتفاعات دور دست در غرب داریم که مه غلیظ سطح پایین منطقه علم کوه به وضوح قابل مشاهده است . در گوشه راست و بالای تصویر

و باری دیگر در قاب قله کلون بستک جایی می گیرم ، تا خدا را برای تمام نعمت هایش به خصوص سلامتی شکر گزار باشم .



رضا هم تو قاب جا نمی شد ولی آرزو داشت به بشود

و همنوردی از گروه 8 نفره ورزشگاه شهید کشوری تهران


از یال شمال غربی کلون بستک فاصله می گیرم تا قله فرعی کنار آن را از نزدیک ببینم ، در این فاصله آقای جلالی ( همنورد آمادگی لنین که هر دو از برنامه جا ماندیم ) و دوست شون نیز به قله کلون بستک رسیدند و من از فاصله دورتر عکسی از آنها روی قله کلون بستک می گیرم

بازهم دورتر می شوم

نمایی از خط الراس قله کلون بستک به قله سرکچال


و دورنمایی از قله آزاد کوه در امتداد شمالی قله کلون بستک


قله روی یال غربی کلون بستک با ارتفاع 4130 متر


لکه های برف در جبهه شمالی کلون بستک به  صورت پراکنده دیده می شود


در کنار آقای جلالی و آقای دکتر .... دوست شون


از علاقمندان و خوانندگان نشاط کوهستان ، در قله کلون بستک ، که خودشون و دوست شون لطف زیادی به بنده داشتند ، از هر دو عزیز تشکر می کنم ، امیدوارم این بستر مجازی پلی باشد برای دوستی های واقعی


دوستانی از گروه کوهنوردی طلوع که هنگام بازگشت به آنها خدا قوت گفتیم .


قله کلون بستک را با تمام زیبایی هایش ترک می کنیم و به امید روزی دیگر که به دیدارش بیاییم


قاب خاطره ها در قله کلون بستک ،
 سرگذشت کوه رفتن های ما جز قرار گرفتن در قاب خاطره ها نیست ،
ای کوه ها از اینکه اجازه می دهید تا در قاب خاطره های شما جایی داشته باشیم سپاسگزاریم
.
قبل از اینکه درقاب انتهای زندگی قرار بگیرم بکوشیم تا زندگی را در قاب خاطره ها ببینیم و آرامش پیدا کنیم 

تشکر از توجه شما ....

شاد و البته با نشاط باشید

یاد آتش نشان و فاتح قله برودپیک "مجتبی جراهی"


سه شنبه 8 مرداد1392 ساعت: 10:36 توسط:حمیدرضا یادگاری (قلــّــــه توچــــــال)
سلام دوستان
با توجه به اینکه مجتبی جراهی از آتش نشانان سازمان آتش نشانی تهران بود مراسم یادبود و بزرگداشتی از سوی این سازمان در روز چهارشنبه 9 مرداد92 ساعت 14 الی 15:30 در مسجد نور واقع در میدان فاطمی برگزار میگردد.
خواهشمندم بمنظور هرچه باشکوهتر برگزار شدن و حضور کوهنوردان در مراسم در وبلاگهای خود اطلاع رسانی نمایید و همچنین به دوستان خود از طریق پیامک اطلاع دهید.
اصل خبر روی سایت سازمان آتش نشانی تهران و یا از لینک زیر قابل دسترس میباشد.
http://tochal.blogfa.com/post-98.aspx
یادشان گرامی
با تشکر
حمیدرضا یادگاری (قلــّــــه توچــــــال)


مجتبی جراهیما برای بوسیدن خاک سر قله ها، چه خطرها کرده ایم
 
زین پس رشته کوه هیمالیا و قله برودپیک به خود خواهد بالید که گوهری گرانقدر از جنس پاکی و شجاعت که خصیصه فرزندان ایران زمین است را در خود به امانت جای داده و میعادگاه دلهای عاشقان خواهد بود.
به همین مناسبت مراسم یادبود همکار فقیدمان
 «آتش نشان مجتبی جراهی»
روز چهارشنبه 92.5.9 ساعت 14 الی 15:30 در مسجد نور واقع در میدان فاطمی برگزار می گردد.




حضور شما سروران گرامی موجب تسلی خاطر خانواده، همکاران سازمان آتش نشانی و جامعه کوهنوردی ایران خواهد شد.

« آفتاب سوختگی »

تابش بیش از اندازه پرتو فرا بنفش می‌تواندموجب آسیب دیدگی پوست شود. حساسیت افراد به نور خورشید، یکسان نیست. تنها سیاهانی که پوست بسیار تیره دارند دچار آفتاب سوختگی نمی‌شوند. افراد موبور و مو قرمز بسیار حساسند و باید از نور شدید پرهیز کرده یا با روش‌های مناسب از پوستشان محافظت نمایند.

آفتابسوختگی حاد:

علامتهای آفتابسوختگی حاد از سرخی ملایم پوست تا تاولهای بزرگ و فراوان تغییر می‌کند. این علامتها پس از 24 ساعت پدیدار شده و پس از 72 ساعت به بیشترین شدت می رسد. در پی سرخی ملایم، پوسته ریزی گذرا و گاهی خارش پدید می آید. تابش بلند مدت نور شدید منجر به حساسیت، درد، تورم پوست و سپس پیدایش تاولهای گسترده می‌شود. اگر همراه آفتابسوختگی علامتهای عمومی همچون تب، لرز، ضعف و شوک پدیدار گردند، باید احتمال گرمازدگی را نیز در نظر داشت. تاهنگامی که علامتهای نخستین تماس با پرتو فرابنفش  فروکش نکرده است، نباید دوباره در معرض نور قرار گرفت. کمپرس سرد برای کاهش علامتها سودمند است و کرمهای کورتیکو ستروئید موجب بهبود می‌شوند. مهم‌ترین عارضه آفتابسوختگی شدید، عفونت است که باید با آنتی بیوتیک مناسب درمان گردد.

آفتابسوختگی مزمن:

معمولاً تماس بلند مدت با نور خورشید، موجب تحلیل رفتن و پیر شدن (افزایش چین و چروک) پوست می‌گردد. همچنین پرتو فرا بنفش، مهم‌ترین عامل پیدایش سرطان پوست است. به همین دلیل انواع سرطان پوست در کسانی که در هوای آزاد کار می‌کنند، در نواحی استوایی و در بخشهای برهنه پوست شایعتر است.

پیشگیری:

در آغاز فصل گرما، تماس با نور خورشید را باید به 30 دقیقه در نیمروز محدود کرد، تا زمانی که پوست تیره تر و مقاومتر گردد. پمادها، کرمها و محلولهای ضد آفتاب بسیار گوناگونند. ضد آفتاب هاب شیمیایی مولکولهایی دارند که بخش زیانبار پرتو فرابنفش را جذب می‌کنند. ضد آفتابهای مکانیکی، دسته دیگری هستند که یک ترکیب فلزی (مانند اکسید روی) دارند و نور خورشید را پراکنده کرده یا باز می تابانند. این داروها را بدون نسخه نیز می‌توان تهیه فراهم کرد. داروهایی مانند سولفونامیدها (آنتی بیوتیک)، فنوتیازینها (آرامبخش) و گریزوفولوین (ضد قارچ) می‌توانندپوست را نسبت به نور خورشید حساس نمایند.

بیمارانی که این داروها را دریافت می‌کنند، نیاز به مراقبتهای ویژه و پرهیز از نور شدید دارند. بیماریهایی چون (لوپوس) نیز موجب افزایش حساسیت پوست نسبت به نور می‌شوند. پس هر فردی که حساسیت قابل ملاحظه ای نسبت به نور دارد باید از نظر این بیماری بررسی گردد. همچنین در کسانی که دچار (تبخال) شده اند، تابش نور شدید می‌تواندموجب تشدید ضایعه گردد.

« اثرهای نور خورشید »


   نور خورشید پرتو هایی با طول موج 290 تا 1850 نانو متر (nm) را در بر می‌گیرد. با دگرگونی فصل یا آب‌و‌هوا، ویژگی ها و نسبت های پرتوهایی كه به سطح زمین می رسند تغییرات قابل ملاحظه ای می‌کند. طول موج های كمتر از nm 400  می‌توانندبه پوست یا چشم آسیب برسانند. عینك های ویترینی معمولی می‌توانندبخش بزرگی از این پرتوهای بالقوه زیانبار را حذف كنند. در شهر ها  دود و مه دود نیز چنین اثری دارند و می‌توانندپرتوهای زیان آور را – به‌ویژه در زمستان – تا حدودی جذب نمایند (‌لایه نازك ابر نیز می‌توانداین پرتوها را تا حد زیادی حذف نماید)‌. در ارتفاعات بالا، این پرده های محافظ وجود ندارند و علاوه بر آن بازتاب نور از روی سنگ، ریگ، برف، یخ یا آب می‌توانداثر آن را به طور قابل ملاحظه افزایش دهد.

 

« نور زدگی » 

در ارتفاعات، نور خورشید می‌تواندیك واكنش ناتوان كننده و حاد التهابی در بافت سطحی چشم (‌قرنیه و ملتحمه)‌ پدید آورد كه آن را نور زدگی یا « برف كوری » می‌نامند. نام دوم – كه بیشتر به كار می‌رود – نام مناسبی نیست، زیرا برف با این بیماری ارتباط غیر مستقیم دارد و اختلالات بینایی نیز جزئی و گذراست. نور خورشید در كوهستان با مناطق آفتابی دیگر تفاوت دارد،زیرادرآن‌جا لایه اتمسفر نازكتر و هوا رقیقتر است و پرتو فرابنفش بیشتری از آن می گذرد. 6،5 % از نوری كه به كوهستان می تابد از نوع پرتو های فرا بنفش است، در حالی كه این مقدار در سطح دریا 2 – 1 % است. معمولا برخورد مستقیم نور خورشید موجب نور زدگی نمی‌شود، ‌ولی چند ساعت حضور در محیطی كه دارای عناصر بازتاباننده‌ی سطحی است،‌ به چشم آسیب می رساند. برف یا یخ می‌تواندتا 85 % از پرتوهای تابیده را برگرداند، در حالی كه شنزار و كشتزار به ترتیب 17 % و 5/2% از آنرا باز می تابانند. هنگامی كه نور باز تابیده، از پایین به ما برخورد می‌کند ابروها، پیشانی وآفتابگیر نمی‌توانندچشم را حفظ كنند و این موضوع نقش مهمی در تأثیر زیانبار و جمع پذیر این پرتوها دارد. قرنیه و ملتحمه در برابر این پرتوها آسیب پذیرترند، زیرا اپیدرم شاخی یا ملانینی كه پوست را حفظ می‌کند در آن‌ها وجود ندارد.

پرتو فرابنفش، بخشی از طیف نا دیدنی نور خورشید است كه طول موج 200 تا 400 نانومتر دارد. قرنیه برای طول موج های زیر nm 295 كدر است و آن‌ها را یا جذب كرده یا باز می تاباند. طول موج های دوروبر nm 288 می‌توانندموجب متلاشی شدن پروتئین های هسته و مرگ یاخته گردند.

 

نور زدگی حاد:

قرنیه پوشیده از یاخته های اپی تلیال است كه پس از چند ساعت تابش فرا بنفش رو به مرگ می‌روند. سپس این یاخته ها متلاشی شده پیوستگی سطحی قرنیه از میان می‌رود. باز و بسته شدن پلك ها، این یاخته ها را از قرنیه و ملتحمه جداكرده پایانه های عصبی قرنیه را برهنه می سازد. تماس پلك با این اعصاب برهنه موجب پیدایش علامت هایی چون احساس وجود شن در چشم، درد آزارنده و حساسیت به نور می‌گردد. یك حركت جزئی یا تابش نور موجب اسپاسم غیر ارادی پلك ها و حمله حاد درد می‌شود. تحریك اعصاب قرنیه نیز موجب تنگی رفلكسی مردمك و اسپاسم ماهیچه های مژكی شده منتهی به چشم درد و سردرد می‌گردد. همه این علامت ها 10 – 4 ساعت پس از تماس با نور پدید می آیند. علامت های حاد معمولاً 8 – 6 ساعت طول می كشند و بیشتر مشكلات پس از 48 ساعت فروكش می‌کنند. اگر چه موارد شدیدتر می‌تواندبه سردرد طولانی و اختلالات بینایی به مدت چند هفته بیانجامد.

بیماران دچار نور زدگی معمولاً پلك های باد كرده، قرمز و گاهی تاول دار، ملتحمه متورم با رگ های پر خون، اشكریزش فراوان، رفلكس قرنیه كند و دیررس و مردمك های تنگ دارند.

درمان نور زدگی حاد شامل پوشاندن چشم ها و كمپرس سرد برای كاهش  ناراحتی است . گشاد كردن مردمك  با آتروپین  (1 %) یا هماتروپین (‌5 %) اسپاسم ماهیچه های مژكی را برطرف كرده حساسیت به نور را كاهش می‌دهد. برای جلوگیری از عفونت قرنیه باید پیش از پوشاندن چشم ها، ‌پماد آنتی بیوتیك چشمی به آن‌ها مالید. ممكن است مسكن یا آرامبخش نیز لازم باشد.

نورزدگی مزمن:

این بیماری در بومیان مناطق كوهستانی و سرزمین های برف پوش و همچنین در میان كارگرانی همچون جوشكاران كه پی در پی در معرض امواج نوری كوتاه قرار می‌گیرند،‌دیده شده است. آن دسته از بومیان مناطق كوهستانی و قطبی كه دچار این بیماری می‌شوند؛ علاوه بر التهاب مزمن ملتحمه گرفتار اختلالات بینایی و حساسیت به نور نیز می‌گردند. ملتحمه ممكن است كشسانی و روشنی خود را از دست داده رنگدانه دار شود. در قرنیه نیز ممكن است نواری از رسوب زرد روشن تشکیل گردد كه با شكاف میان پلك ها مطابقت دارد.

پیشگیری:

شناخت قدرت آسیب زایی نور شدید و سپس گسترش لنزهای ضد پرتو فرابنفش، شیوع نور زدگی را تا اندازه زیادی كاهش داده است. سالهاست كه بومیان كوهستان و قطب از این مشكل باخبرند و روش های حفاظتی ساده ولی موثری پیدا كرده اند. اسكیموها یك تسمه چرمی، ‌تكه ای از چوب یا شاخ را به چشم می بندند كه شكاف هایی برای دیدن دارد و شرپاها موهایشان را به عنوان حفاظ،‌ جلو چشم ها و صورتشان می ریزند.

امروزه در مقایسه با محیط كوهستان (به‌ویژه برای كوهنوردان با تجربه)‌، تماس های صنعتی و اتاق های برنزه شدن علت  های شایعتری برای نور زدگی هستند. منبع پرتو فرابنفش اهمیتی ندارد بلكه شدت و مدت تماس با آن، نخستین شاخص آسیب بافتی است.

 

شاخص:

‌عینك های ایمنی دور بسته ‌- كه طول موج های nm 400 - 250 را جذب كرده یا بر می گردانند – قرنیه و ساختار های درونی چشم را از اثر ویرانگر نور خورشید حفظ می‌کنند.

عینك های معمولی تا  اندازه ای چشم ها را از تابش های زیانبار دور نگه می دارند ولی برای حفظ چشم در محیط های سرشار از نور كافی نیستند. لنزهای پلاستیكی بیرنگ یا كمرنگ قدرت چندانی در حذف پرتوهای فرابنفش ندارند. پس هنگامی كه قصد تهیه یك پوشش محافظ برای چشم داریم ‌توجه به این جزئیات ضروری است.

عینك‌های آفتابی از چشم ها در برابر خیرگی (كه تیز بینی را كاهش می‌دهد)، سرخ بینی (نوعی اختلال بینایی كه در آن همه چیز قرمز دیده می‌شود)‌ ناشی از نور مرئی به‌ویژه نور سبز،‌ آماس ملتحمه (‌كانژنكتیویت)‌، نورزدگی و... كه توسط پرتو فرابنفش با طول موج زیر  313  نانو متر و پرتو زیر قرمز با طـول موج بالای 760  نانو متر پدید می آیند ،  محافظـت می‌کنند.

پس هنگام گزینش عینک آفتابی، توجه به شیشه آن مهم است. امروزه دو ماده در ساختار لنزها به کار می‌رود: شیشه کانی (معمولی) و شیشه آلی (رزین)

لنز از هرگونه که باشد، باید بتواند دیدی روشن و بدون موج فراهم آورد تا چشمها خسته نشوند، مهم‌ترین برتری لنزهای آلی این است که نشکن و سبک وزنند، گرچه پرتوهای زیانبار (به‌ویژه فرابنفش) را به‌طورمؤثر حذف نمی‌کنند. لنزهای کانی پرتو  فرابنفش را بهتر حذف می‌کنند ولی سنگین و شکننده اند. بهترین لنزها برای کوهستان آن‌هایی هستند که هر دو رویه شان دگرگون شده است. رویه درونی آن‌ها یک پوشش ضد باز تاب دارد که از بازتابش پرتوهای وارد شده از کنار عینک به سمت قرنیه جلوگیری می نماید و رویه بیرونی آن‌ها در بالا و پایین تیره تر از بخش میانی است که باید آنقدر روشن باشد که اجازه دید واضح را به فرد بدهد.

قاب:

هنگام گزینش قاب عینک، باید مناسبترین شکل را برای صورت خود برگزید. قاب نباید به گونه ها ساییده شود، زیرا موجب ترک خوردگی پوست می‌شود. بینی و کنارهای صورت را نیز باید بپوشاند تا حفاظت کافی در برابر نور بازتابیده فراهم گردد. دسته عینک باید راحت و قابل تنظیم باشد تا ضمن حرکت، از لغزش عینک جلوگیری نماید. قاب باید سبک وزن ولی در برابر شوک و نوسان دما مقاوم باشد.

دسته عینک باید یک بند ایمنی داشته باشد که به دور گردن بیفتد. داشتن یک عینک یدکی ضروری است.

چه زیبا خالقی دارم،


چه زیبا خالقی دارم،

دلم گرم است می دانم

چه بخشنده خدای عاشقی دارم

که میخواند مرا با آنکه می داند گنهکارم

اگر رخ بر بتابانم ، دو باره می نشیند بر سر راهم

دلم را می رباید با طنین گرم و زیبایش

که در قاموس پاک و کبریایی قهر نازیباست

چه زیبا عاشقی را دوست می دارم
دلم گرم است ، می دانم که می داند ، بدون لطف او تنهای تنهایم

خـدای من ، خـدایی خوب می داند

و می داند که سائل را نباید دست خالی راند

چه ترس از ظلمت شبها به هنگامی که می گوید

عزیزم...!حاجتی داری اگر ، اینک بخوان من را

که من حاجت روا کردن ، برای بنده ام را دوست می دارم

التماس دعا

از یک دوست

راهنمای خرید، تنظیم و نگهداری کوله پشتی کوهنوردی

کوله پشتی یکی از تجهیزاتی است که برای حمل لوازم و وسایل مورد نیاز از آن استفاده میشود به عبارت دیگر تمام وسایل مورد نیاز یک کوه نورد باید درون وسیله ای قرار گیرد که این وسیله کوله پشتی(Back pack) نام دارد.

باید دارای ویژگی هایی باشد که بتوان از آن به راحتی بیشترین بهره را برد. بنا براین انتخاب یک کوله پشتی مناسب و تنظیم صحیح آن روی بدن، دو مسله بسیار مهم است.    

انتخاب کوله پشتی از اهمیت بالایی برخوردار است زیرا این وسیله همراه همیشگی شما هستند. در چندین سال اخیر شرکت های معتبر جهان کوله پشتی هایی باکاربرد های مختلف، در ابعاد و سایز های مختلف طراحی کردند که کار کاربر را در انتخاب کوله مورد نظر، آسانتر کرده است.

کوله باید دارای پارچه ای انعطاف پذیر و مقاوم در برابر نفوذ آب، کاور مخصوص ضدآب ، تسمه هایی با اسفنج نرم و قفل شونده برای شانه ها و کمر، با رگلاژ و عرض مناسب و همچنین باید دارای پشتی و زین داخلی استاندارد برای جلوگیری از فشار مضاعف به فرد، شانه ها و ستون مهره ها باشد تا صدمه جبران ناپزیری به کوهنورد  وارد نشود.

 

انتخاب و خرید کوله پشتی مناسب :

 یقینا شما برای خرید یک کوله پشتی، مشخصه و ویژگی هایی رو مد نظر دارید و براساس اون انتخاب نهایی خودتون رو میکنید.

 ویژگی های مهم و تعیین کننده در هنگام خرید به صورت زیر است:

  1. جنسیت کوهنورد (زن یا مرد)
  2. جم یا همان لیتر کوله(حجم بار)
  3. میزان وزنی که قرار است داخل کوله قرار بگیرد (وزن بار) 
  4. نوع فعالیت یا برنامه
  5. قیمت و مارک معتبر
  •  جنسیت کوهنورد:

 جنسیت فاکتور بسیار مهمی است چرا که فیزیک بدنی آقایان با خانم ها تفاوت فراوانی دارد و به همین دلیل شرکت های معتبر کوله هایی ویژه بانوان طراحی میکنند. خانمها عموما نسبت به آقایان استخوان بندی ریز تر و ظریف تری دارند، شکل پایین تنه و خصوصا، فیزیک استخوان لگن آنها متفاوت است و سرشانه های بزرگی ندارند. کوله های مناسب خانم ها با علایمی مثل women - lady - SL و اشکالی مثل گل شیپوری مشخص میشود که بستگی به کمپانی سازنده دارد. البته آقایانی هم که دارای استخوان بندی ریزتری هستند می توانند از این کوله ها استفاده کنند.

کوله پشتی خانمها و آقایان

همانطور که میبینید کوله خانمها کشیده تر ، دارای بندهای کوله نزدیک به هم و کمربندی باریک تر و با شکلی قوس دار است که بهتر روی استخوان لگن خانمها کوله بشیند. نکته دیگر اینکه آقایانی هم  که دارای استخوان بندی ریزتری هستند می توانند این کوله ها را نیز در موقع خرید امتحان کنند شاید برای آنها مناسب تر باشد.

کوله پشتی خانمها و آقایان

    

  •  نوع برنامه یا فعالیت:

هنگام خرید یک کوله پشتی نوع برنامه های که قصد اجرای آن را دارید، مد نظر قرار بدهید. بدین منظور شرکت های سازنده کوله پشتی، برای فعالیتهای مختلف کوله پشتی های مختلفی طراحی و تولید می کنند مثل کوهنوردی، کوهنوردی فنی یا آلپی، طبیعت گردی و کمپینگ، سنگ نوردی، غارنوردی و ... .

 

کوله های طبیعت گردی: دارای جیبهای مختلفی اطراف کوله هستن و در برخی مدلها یک کوله کوچک به کوله اصلی متصل شده که میشه اونرو جدا کرد و وقتی اطراف کمپ میخواید گشت و گذار کنید همراه ببرید.

کوله های طبیعت گردی  

کوله های کوهنوردی: برای حمل بار در ساعتهای طولانی مناسب بوده و جیبهای کمتری در اطراف دارند.

خرید و نگهداری کوله پشتی کوهنوردی میلت Millet  

 کوله های فنی و آلپی: کشید ترین شکل رو دارند و گاها از جیب در اطراف اونها هم خبری نیست همچنین طراح در طراحی اونها برای حمل وسایلی مانند چوب اسکی ، کرامپون ، تبرهای یخ جایی رو در نظر گرفته.

    کوله پشتی های کوهنوردی فنی و آلپی Lowe Alpine

کوله سنگ نوردی: کوله ای باریک و بلند که از عرض پهلوهای سنگ نورد باریک تر است تا دستهای سنگ نورد مانور بیشتری داشته باشند و سنگ نورد بتواند به راحتی از میان تنوره ها و شکاف ها عبور کند.

 کوله پشتی های سنگ نوردی    

کوله یخ نوردی: کوله ای کاملا ضد آب با ویژگی های کوله سنگ نوردی اما داری بندهای مخصوص جهت حمل وسایل یخ نوردی.

خرید و نگهداری کوله پشتی کوهنوردی

کوله غار نوردی: کوله ای بسیار کشیده و استوانه ای، با ظاهری بسیار ساده.

 کوله پشتی های غار نوردی

 کوله های مخصوص جهت برنامه های ویژه. مانند: امداد و نجات، شکار، پیمایش دره و جنگل، حمل کودک، پیمایش کویر و باربری. 

البته برخی کمپانی های معتبر دارای کوله های اکسپدیشن هم هستند که مشخصات کوله های فنی رو دارند ، دارای وزن سبک تر و گنجایش بیشتر و در عین حال توان حمل وزنهای بسیار بالاتر را نیز دارند و به همین خاطر دارای قیمتهای بسیار بالایی هم هستند .

 

  • حجم کوله:

 حجم یا همان لیتر، باریست که شما میخواید درون کوله قرار بدید. با این وجود میزان حجم باری که درون یک کوله می توان قرار داد به دو واحد مختلف لیتر ویا اینچ مکعب بیان می شه. در واقع حجم دقیق یک کوله با واحد اینچ مکعب تعیین می شه، اما به دلیل قابل فهم بودن برای همه، آن را به واحد لیتر تبدیل کرده و بیان می کنند و اینکه بعضی وقتها میشنویم حجم کوله مثلا ۶۰ لیتری دقیقا ۶۰ لیتر نیست به خاطر همین تبدیل است که ممکن است پس از تبدیل، عددی مثل ۵۹.۸۳ شود و دقیقا حجم ۶۰ لیتر را به ما ندهد ولی هیچ کجا حجم کوله به لیتر را به صورت اعشار بیان نمی کنند و در این مثال ۶۰ اعلام میشه. در کل این نکته مهمی نیست.

نکته مهم بعدی اینه که برخی کوله ها به خصوص شرکت های آمریکایی دارای سایز بندی small – medium – large در کوله هاشون هستند که بین این سایز بندی ها شاهد اختلاف یکی دو لیتر هستیم اما از اونجا که در ایران اکثرا محصولات کشورهای اروپایی در بازار موجوده، با این مسایل کمتر مواجه میشیم.

حجم مناسب، به عواملی مثل: مدت زمان برنامه، فصل اجرا و نهایتا حجم وسایل یا بار کاربر بستگی داره که بسته به این عوامل، کوله ها اندازه و اشکال متفاوتی دارد.

حالا سوال اصلی که برای همه مون موقع خرید پیش میاد اینه که چه حجم کوله ای بخرم. اکثرا میدونیم که حجم مناسب به سه عامل بستگی داره : مدت زمان برنامه ، فصل اجرای برنامه و آخر هم حجم وسایل خود کوهنورد. باز هم همه میدونیم که کوله برنامه 1 روزه با 3 روزه فرق میکنه ، حجم وسایل در زمستان از سایر فصلها بیشتره و هرچه وسایلمون حرفه ای تر و کم حجم تر باشه به کوله کوچکتری نیاز داریم . با این حال یه راهنمای عمومی برای حجم مورد نیاز میتونه یه چیزی شبیه این باشه :

 

جدول انتخاب حجم کوله

دوره سفر

فصل

بهترین حجم کوله

اینچ مکعب

لیتر

5 شب و بیشتر

تابستان

4000-5000

65-80

 

بهار/ پاییز

5000 بالاتر و

80-90

 

 زمستان

5000 بالاتر و

80-90

3 تا 5 شب

تابستان

3000-4000

50-65

 

بهار/ پاییز

4000-5000

65-80

 

زمستان

5000 بالاتر و

80-90

1 تا 2 شب

تابستان

2500-3000

40-50

 

بهار/ پاییز

3000-3500

50-55

 

زمستان

4000-5000

65-80

فقط کوهپیمایی یک روزه

تابستان

1500-2000

25-35

 

بهار/ پاییز

2000-2500

35-40

 

زمستان

2500-3500

40-55

 و یا:

راهنمای خرید کوله پشتی کوهنوردی Deuter دیوتر دویتر

۱۵ لیتری و کمتر –  برای حمل وسایل مختصر، معروف به کوله صعود نهایی به قله .

    

۲۵ الی ۴۰ لیتر –  برنامه های یک روزه در فصول مختلف.

راهنمای خرید کوله پشتی کوهنوردی Deuter دیوتر دویتر 

۴۰ الی ۶۵ لیتر–  برای برنامه های ۲ روزه و چند روزه.

 راهنمای خرید کوله پشتی کوهنوردی Deuter دیوتر دویتر

۶۵ الی ۸۰ لیتر–  جهت اجرای برنامه های ویژه چند روزه در فصول مختلف.

راهنمای خرید کوله پشتی کوهنوردی Deuter دیوتر دویتر    

 
 

 زن بار:

 علاوه بر حجم، وزن بار هم بسیار مهم است. شاید تا به حال به این موضوع هیچ توجهی نداشتیم اما این یک نکته ای بسیار کلیدی در انتخاب کوله پشتی است. کوله پشتی هایی با حجم یکسان می توانند برای حمل وزنهای مختلفی طراحی شده باشند. حداکثر وزنی را که کوله مورد نظر میتواند تحمل کن توسط شرکت سازنده اعلام میشود. به شکل زیر دقت کنید. هر دو کوله دارای حجم یکسان هستند اما وزن های مختلفی را حمل میکنند.


 

 کوله هایی که در تصویر مشاهده می کنید از آنجا که با SL مشخص شده برای خانمها طراحی شده و کوله سمت راست برای حمل حداکثر ۲۷ کیلوگرم و دیگری برای حمل حداکثر بار ۲۰ کیلوگرم طراحی شده است. این ویژگی باعث شده که کوله سمت راست با وزن دو و نیم کیلو سنگین تر از کوله دوم، با وزن یک کیلو و هفتصد گرم باشد و همچنین کوله اول از نظر قیمت گرانتر از کوله دوم باشد. حداکثر وزن مشخص شده به این معنا نیست که اگر وزن بیشتری داخل کوله قرار دادیم کوله پاره شود و طاقت آنرا نداشته باشد بلکه به معنی اینست که دیگر کوهنورد آن احساس راحتی قبلی را نخواهد داشت و سیستم کوله برای انتقال وزن بار به روی بدن به صورت صحیح جوابگو نخواهد بود. شما باید علاوه بر مقدار حجم وسایل، وزن آنها را نیز محاسبه کنید یا تخمین بزنید تا کوله مناسب تری انتخاب کنید. در این مثال اگر حجم بار شما حداکثر از۷۰ لیتر تجاوز نمی کند و وزن آن از حدود ۲۰ کیلو فراتر نمی رود می توانید با انتخاب کوله دوم هم در پول خود صرفه جویی کنید و هم به دلیل اینکه کوله سبک تری به برنامه میبرید بار کمتری در مجموع حمل کنید و انرژی کمتری مصرف و لذت بیشتری ببرید.

 پس: اگر ۲ کوله با مارکهای یکسان، حجم های یکسان ولی وزنهای مختلف دیدید، وزن کوله سبک تر دلیل بر تکنولوژی برتر نیست. بلکه به احتمال زیاد کوله سبک تر برای حمل وزن کمتری طراحی شده که باید ریز بین باشید و اطلاعات کوله ها را دقیق مطالعه کنید.

 

  • اندازه کوله پشتی:

اندازه کوله باید متناسب قد شما باشد. اگر قد کوله برای شما کوتاه باشد فشار وزن کوله بیشتر در قسمت میانی کمر قرار میگیرد که در مدت زمان طولانی باعث درد در قسمت میانی کمر شما خواهد شد و اگر قد کوله بلند باشد روی عضلات سرینی قرار میگیرد و مانع در حرکت مناسب شما خواهد شد و تعادلتان را بهم خواهد زد. قبل از خرید کوله پشتی باید به این نکته دقت کنید، چیزی که کمتر کسی به آن اهمیت میدهد و اتفاقا بسیار مهم نیز می باشد. هر کوله پشتی برای یک محدوده مشخص اندازه تنه کوهنورد مناسب می باشد (باسن تا گردن). 

 برای هر دو کوله چیزی به عنوان Torso در قسمت ویژگیهای کوله (Specification) آمده است و محدوده ای را به اینچ مشخص کرده. مثلا برای کوله اول ۲۰ـ۱۳ اینچ ذکر شده یعنی بین ۳۳ سانتیمتر تا حدود ۵۱ سانتیمتر. این عدد اندازه ارتفاع تنه شماست به این نحو که مطابق شکل زیر از بالای باسن تا ابتدای گردن (جایی که شانه و گردن به هم میرسند) را اندازه گیری می کنیم.        

 حال در موقع خرید کوله پشتی باید کوله ای را بخرید که اندازه تنه شما در محدوده اندازه ذکر شده کوله پشتی باشد. چنانچه اندازه تنه شما برای دو سایز مختلف کوله مناسب بود همیشه اندازه کوچکتر را انتخاب کنید. البته در ایران که اکثرا کوله های اروپایی به فروش می رسد هر کوله تنها در یک سایز ارایه می شود اما اکثر کوله های آمریکایی حداقل در سه سایز کوچک ، متوسط و بزرگ ارایه می شود و اینجاست که می توانید تفاوت تکنولوژی و دقت آمریکایی را با اروپایی مقایسه کنید. به همین دلیل، کاری که هنگام خرید در ایران باید بکنیم این است که چنانچه اندازه تنه ما در محدوده کوله انتخابی نبود باید یا به سراغ نوع دیگر برویم یا چنانچه اندازه تنه کوهنورد کوچک تر از محدوده بود و کوهنور مرد بود به سراغ مدل زنانه آن کوله برود.

 برای مثال به کوله سمت راست نگاه کنید. کوله ای کشیده نسبت به کوله دومی است و محدوده اندازه تنه بزرگتری دارد. هر دو از یک کمپانی و یک سری اما کوله اول برای افراد خاص ساخته شده. افرادی که قد آنها بالای ۱۸۵ سانتی متر است و این محدودیت را با حروف EL نشان میدهند. حتی بدرد من که ۱۸۳ سانت قدمه نمیخوره و نمیتونیم اون طور که باید وشاید باهم کنار بیایم.

 

مارک معتبر:

 معتبرترین شرکتهای کوله پشتی های کوهنوردی NorthFace ,Millet ,Lowe Alpine , Deuter و ... میباشند.

 

پیشنهادات پایانی خرید کوله:

  • شاید بپرسید چرا باید کوله های خارجی گران بخرید؟ مهمترین موارد کیفیت پارچه، زیپ های بسیار با کیفیت در شرایط آب و هوایی گوناگون ، تنظیم بار درست، راحتی و مهمتر از آن اطمینان است.
  • اکثر کوهنوردان نیاز به 3 کوله ی قله، یک روزه و سه روزه دارند.
    • کوله قله فقط باید سبک باشد و نیاز به هزینه کردن برای خرید کوله های گران نیست.
    • کوله های یک روزه خرید با قیمت مناسب کوله ایرانی قایا (Gaya) یا نیکو (Neeko) پیشنهاد می کنیم، اگر دستان در جیب می رود بیشک دویتر(Dueter) بخرید.
    • کوله های سه یا چند روزه باید دستان به جیب برود و پس از انتخاب نوع فعالیت دویتر Dueter بگیرید و یا Millet ,Lowe Alpine که در این موارد کاملا سلیقه است.
  • در نهایت از فروشگاه معتبر خرید کنید و کوله و کفش را اینترنتی سفارش ندید...

 


 

 تنظیم کوله پشتی روی بدن کوهنورد:

 حالا که کوله پشتی مورد نظر خود را انتخاب کردید باید به بهترین نحو و متناسب با فیزیک بدنتان آن را تنظیم کنید. هدف از تنظیم، انتقال صحیح وزن بار به بدن شما است. به نحوی که حدود ۸۰٪ از وزن بار به روی پایین کمر و قسمت لگن منتقل شود و شانه های کوهنورد بیشتر نقش کنترل تعادل بار را داشته باشند.

 
 مراحل تنظیم کوله:

 قبل از تنظیم کوله، آنرا با وزنی بین ۷ تا ۱۰ کیلوگرم پر کنید و بعد به سراغ مراحل تنظیم بروید. البته توصیه می شود هنگام بلند کردن کوله پشتی به جای کمر، زانو ها خم شوند و این در مورد برداشتن تمامی اشیا با هر مقدار وزنی صدق میکند.

 

1- ابتدا تمامی بند شانه و کمربند کوله را شل کنید.


4- در پشت گردنتان، جایی که بندهای شانه به پشت کوله پشتی متصل می شوند توجه کنید.

این قسمت باید در قسمت صاف بین دو کتف کمر شما قرار بگیرد. چنانچه محل آن درست نیست و این قسمت برای کوله پشتی شما قابل تنظیم است باید کوله پشتی را در آورید و محل آنرا در کوله پشتی خود تغییر دهید. این قسمت تنها برای کوله پشتی هایی عموما با حجم ۵۰ لیتر به بالا قابل تنظیم است و برای کوله های سبک تر نیازی به این تنظیم نیست و معمولا قابل تنظیم نیز نیستند.

2- کوله را روی دوش قرار دهید، شانه ها را بالا بیاندازید تا کوله پشتی بالاتر قرار بگیرد. حال کمربند کوله پشتی را روی استخوان لگن خود تنظیم کنید و کمر بند کوله را سفت ببندید.

 

5- در کوله های بزرگ ، بندی به نام بند کوله کشی وجود دارد. در تصویر ما نیز این بند وجود دارد و همانطور که می بینید این بند از بالای کوله با یک زاویه ۴۵ درجه روی شانه کوهنورد آمده.

در زمان کوله کشی و سنگین بودن کوله می توان با کشیدن این دو بند ، کوله  پشتی را به بدن نزدیک تر نگاه داشت و به بدن در تحمل وزن کوله کمک کرد. این بند در کوله های کوچک وجود ندارد چون نیازی هم ندارند.

3- بند شانه را با کشیدن رو به پایین سفت ببندید تا کوله به شما نزدیک شود.

تسمه های شانه کوله پشتی باید طوری تنظیم شود که کوله از ناحیه آخرین مهره کمری که به موازات خط ناف در ناحیه پشتی قرار دارد پائین تر نیامده و بیشتر وزن کوله باید توسط کمر به پاها منتقل شود و فقط وزن کمی بروی شانه ها باشد.

 

6- آخرین قسمت بستن بند سینه کوله پشتی است. توجه کنید این بند باید مقداری محکم باشد اما نباید موجب سختی تنفس و اختلال در آن باشد. به میزان مناسب آنرا سفت کنید تا  شانه های شما بر اثر وزن کوله به عقب متمایل نشوند و در طول بارکشی در وضعیت طبیعی بمانند.

 

آزمایش تنظیم صحیح کمربند کوله

 در نهایت اگر تنظیمات کوله پشتی را به خوبی انجام داده باشد، باید بتوانید یکی از زانوهای خود را ۹۰ درجه خم کنید. در این حالت کمربند کوله شما باید در راستای بالای ران شما و مماس با آن ، مطابق شکل زیر قرار بگیرد.
 

نحوه چیدن وسایل:

داخل کوله نیز مطابق شکل مشخص شده است. همانطور که در شکل می بینید سنگین ترین قسمت باید نزدیک ترین محل کوله به کمر باشد.



 

مراقبت از کوله پشتی:

۱- از حمل ظرف شیشه ای در داخل کوله ها خودداری کنید زیرا احتمال شکسته شدن و در نتیجه پاره کردن کوله ها و خرابی آنها می باشد. ضمن آنکه وزن این ظروف غالباً سنگین نیز می باشد.

۲- در حمل مواد نفتی و یا هر چیز دیگری که احتمال نشت آن می رود باید دقت شود. این نوع مواد باید داخل ظرف کاملاً آببندی شده قرار گیرند.

۳- به هنگام حمایت یا حمل کوله با طناب از دیواره توجه شود که طناب یا کارابین حتماً از داخل یکی از بندهای کتف و حلقه حمایت کوله عبور داده شود و تنها به بند حمایت اکتفا نشود.

۴- به هنگام استراحت سعی شود پشت کوله که معمولاً مرطوب می باشد به سمت خورشید قرار گیرد تا رطوبت تا حدودی گرفته شود.

۵- در مواقع استراحت کوله را در جای مناسب قرار دهید تا از غلطیدن به پایین جلوگیری شود.

۶- چنانچه کوله پشتی شما کثیف شد می توانید آنرا با آب نیمگرم و صابون بشویید و از حرارت مستقیم به آن جلوگیری کنید. از شستن کوله با مواد شیمیایی (تاید)، چنگ زدن و انداختن در ماشین لباسشویی خودداری نمایید زیرا مواد ضد آب آن بعد از مدتی از بین خواهد رفت.

۷- هنگام مراجعت از برنامه حتماً کوله خود را از ظروف کثیف یا مواد غذایی مانده از برنامه و نیز لباسهای خیس و کثیف تخلیه کنید.

۸- می توان کاوری جهت مراقبت از کوله در مقابل باران و خیس شدن آن تهیه کنیم. (پارچه ای ضدآب به اندازه سطح کوله تهیه و دور آن کش می دوزیم. هنگام حرکت در زیر باران و یا در مواقعی که کوله در بیرون چادر است می توان از آن استفاده کرد).

۹- چنانچه در کوله پشتی پارگی مشاهده کردید در اسرع وقت آن را ترمیم کنید.

۱۰- قبل از اجرای برنامه از سالم بودن کوله خود اطمینان حاصل کنید.

۱۱- اغلب مشاهده می شود که در برنامه های بلند مدت که مجبور می شویم کوله پشتی خود را داخل صندوق اتوبوسها و یا باربند قرار دهیم با مشکل کثیف شدن، خیس شدن و یا پاره شدن کوله مواجه هستیم. بهتر است کیسه ای برای حفاظت کوله تهیه کنیم.

 

نکته پایانی:

 مجموع وزنی که یک فرد مجاز به حمل آن است برای افراد با تناسب اندام حداکثر یک سوم وزن شخص و برای افراد عادی حداکثر یک چهارم وزن فرد می باشد.

 کوله ای که در برنامه های مختلف از آن استفاده میکنید باید دارای رنگ مناسب باشد. یعنی رنگی مخالف رنگ محیط داشته باشد تا از فواصل دور نمایان باشد استفاد از روکش کوله (کاور) با زنگ های مختلف که هم رنگ محیط نباشد. برای مثال در محیط برفی از روکش قرمز، در جنگل از نارنجی یا زرد و در شب یا محیط های تاریک از رنگ سفید یا روکش شبرنگ استفاده نمایید. همیجنین کاور کوله برای جلوگیری از آسیب به پارچه کوله ضروری میباشد.

 

گردآوری : مازیار نیک بخش سایت کوهنوردان زرتشتی ایران

منابع :

وبلاگ چال - توحید نوروزی

وبلاگ پسر کوهستان

وب سایت تولید کننده کوله پشتی  Deuter


مطالب مرتبط :

کوله پشتی  ، چيدن کوله پشتي و نگهداري از آن  ،  راهنماي خريد و تنظيم كوله پشتي   ،  کوله پشتی کوه نوردی ،  کوله پشتی ،   چیدمان و حمل کوله ،    کوله پشتی   ،

راهنمای استفاده و خرید باتون کوهنوردی


باتون (باتوم -عصای کوهنوردی-Trekking Poles) یکی از ابتدایی‌ترین و در عین حال اساسی ترین وسایل کوهپیمایی است. امروزه بسیاری از کوهنوردان از باتوم(باتون) در پیمایش های طولانی و صعود های زمستانه خود استفاده میکنند و روز به روز به تعداد استفاده کنندگان اضافه می شود. بسیار مهم است که باتون ها بصورت یک جفت (2عدد) و صحیح بکار رود تا صدمه ای به کوهنورد وارد نشود.

 

بطور کلی در دو دسته از برنامه‌ها، استفاده از باتون سودمند و ضروری است:

کوهپیمایی طولانی:

در این دسته از برنامه‌ها، عواملی همچون مسافت بلند، زمان طولانی و بار سنگین، استفاده از باتون را ایجاب می‌کنند. کاربرد باتون در این گونه کوهپیمایی ها (عبور از خط‌الراسها، صعودهای زنجیره‌ای و...)، می‌تواند بخشی از نیروی وزن کوه‌نورد را به دستها و بالاتنه انتقال داده و خطر آسیب های زانو را کاهش دهد.

 صعودهای زمستانه:

در این گونه صعودها کاربرد باتون ضروری است و همراه نداشتن آن می‌تواند مشکلات جدی پدید آورد. بررسی عمق برف، افزایش تعادل و کاهش فشار روی زانو و جلوگیری از لیز خوردن و ... . (داشتن کلنگ یا تبر یخ در مسیرهای پرشیب و یخی الزامی است و باتون نمی تواند جایگزین آن گردد)

 

توجه: در صورتی که کوله سنگین حمل میکنید، برای حفظ تعادل حتما از باتون به صورت جفت استفاده کنید.

 

فوایداستفاده درست از باتون:

باتون ها در ازای هر ساعت فعالیت کوهنوردی چندین تن وزن را از روی اندام تحتانی به دستها منتقل میکنند. و در ازای یک روز فعالیت سنگین کوهنوردی حدود ۳۰ تن وزن وفشار را از روی زانوهای شما منتقل میکند.

  1. کاهش فشار ناشی از وزن بدن بر روی پاها و زانوها و کاهش خستگی ـ انتقال قسمتی از وزن بدن روی دست ها که عموما در کوهپیمایی در استراحت به سر می برند.
  2. افزایش حس تعادل ، جلوگیری از سرخوردن یا زمین خوردن بویژه در خستگی های مفرط در برنامه های کوهنوردی طولانی مدت
  3. در هنگام حمل کوله پشتی های سنگین در برنامه های طولانی مدت یا زمستانی
  4. کمک به کمتر خسته شدن افراد دارای وزن بالای (کوهنورد سنگین وزن)
  5. بهبود ناراحتی قبلی مفاصل و ستون فقرات
  6. در هنگام کوهنوردی بر روی برف و مکانهای خیس،سبزه زار ، نرم ،هنگام عبور از رودخانه ،کوهنوردی در شرایط مه یا دید کم(در شرایط فوق حفظ تعادل نقش حیاتی برای سلامتی فرد دارد)
  7. کاربردهای ابتکاری از باتون مانند: ساخت برانکارد در مواقع ضروری – دفع خطر حیوانات – ثابت نگهداشتن عضو مجروح یا شکسته شده (آتل) و ...
  8. استفاده از باتون از افزایش بی رویه ضربان قلب در ابتدای فعالیت و شروع کوهنوردی کمک کننده است(ولی بعد از مدتی این کاهش ضربان بدلیل فعالیت ماهیچه های دست و پا ادامه پیدا نمیکند)

 

معایب استفاده از باتون در کوهنوردی:

۱- استفاده نادرست از باتون:

اگر فاصله بین بدن و باتون زیاد باشد نه تنها کشیدگی در اندامها زیاد میشود بلکه هنگام چرخش درد زیادی نیز احساس خواهد شد.

۲- استفاده از باتون ها احساس تعادل را کاهش میدهد

استفاده مداوم از باتون توانایی هماهنگی کوهنورد را کاهش میدهد.در مورد استفاده مکرر از باتون، کوهنورد احساس امنیت بیشتری میکند. این اثر مخرب بوده و باعث میشود در مناطقی که صعب العبور است ،خصوصا جایی که فرد نمی تواند از باتون استفاده کندفرد دچار مشکل شود،مانند :تیغه های باریک کوه ومسیرهای پرتگاهی)(متداولترین حادثه کوهنوردی :سقوط بدلیل لغزش در هنگام فرود است.)

۳- مکانیزم های محافظتی فیزیولوژیکی را کاهش میدهد:

استفاده مداوم از باتون تحریک کشیدگی فیزیولوژیکی را که برای تغذیه غضروف مفصلی و ورزیده کردن وحفظ حالت کشسانی مفصل لازم است کاهش میدهد.

۴- افزایش ضربان قلب :

به دلیل فعالیت ماهیچه های بزرگتر در اندام فوقانی و دستها

۵- راحت نبودن هنگام عکاسی یا فیلمبرداری در برنامه های کوهنوردی:

دلیل پزشکی نیست ولی میتواند خطراتی برای کوهنورد داشته باشد

 

انواع باتون که مورد استفاده کوهنوردان قرار می گیرد:

الف: ثابت(چوب اسکی)     

امروزه برای کوهنوردی کاربرد ندارد.

ب: قابل تنظیم (تلسکوپی)

باتون های تلسکوپی از نظر کارایی در کوهنوردی بهتر وایمن تر می باشند . زیرا قابلیت مهم تنظیم ارتفاع باتون وجود دارد. در پیمایش الزاما از باتونهای قابل تنظیم (تلسکوپی) استفاده می کنیم تا برای شرایط مختلف و حمل آن را تنظیم کنیم، ضرورت دارد در کوهپیمائی از یک جفت باتون(2 عدد باتون) استفاده شود.

 

باتون عادی: این نوع باتون ها بدلیل ساختشان دیرتر آسیب می بیند و البته ضربه ها متوالی از زمین به دستتان منتقل میکنند و باعث کمی خستگی می شود، اگر توانایی بدنی شما اجازه می دهد، بهتر است از این نوع باتون ها استفاده کنید. مخصوصا در کوهنوردهای بسیار سنگین و آلپی (سبک بار) زیرا امکان خرابی باتون به حداقل میرسد.

باتون ضربه گیر(آنتی شُک): بدلیل وجود فنر به کار رفته در این باتون ها، از نظر کاهش ضربه و فشار روی دستها و ایجاد خستگی در ضربه های متوالی به دستها کارایی بیشتری دارند.

 

اجزای باتون:

همانطور که در شکل زیر هم نشان داده شده اجزای باتون عبارتند از :

اجزای باتوم کوهنوردی

دسته باتون: جهت استفاده باتون آن را در دست می گیرند و از جنس عایق پلاستیک و لاستیک تهیه شده است.

بند حمایت: در قسمت بالای دسته باتون تسمه ای قابل تنظیم وجود دارد، دست از داخل بند حمایت باید عبور کند و دسته را بگیرد، تا نیروی وزن را روی مچ دست تقسیم کند. نحو گرفتن دسته باتون به شکل زیر است.

گرفتن بند باتوم کوهنوردی

 

بدنه اصلی: بدنه اغلب باتون‌ها از سه قسمت تشکیل شده است و از جنس آلیاژهای فولاد(سنگین و بسیار مقاوم) یا آلیاژ آلومینیوم(سبک و با مقاومت کم) یا تیتانیوم(سبک و بسیار مقاوم) و به تازگی الیاف کربن(بسیار سبک و بسیارمقاوم) تهیه میشود. 2 یا 3 قسمتی که به صورت کشویی و دو بدو داخل هم فرو می‌روند و حالت تلسکوپی را بوجود می‌آورند.

سیستم قفل: این قسمت از باتون وظیفه تنظیم اندازه باتون را دارد. با چرخانیدن به طرف چپ باز و به طرف راست بسته می شود.

باز و بستن باتوم کوهنوردی

گل باتون: . قطعه ای پلاستیکی برای جلوگیری از فرو رفتن باتون در برف، گل یا شن است.

 

سخمه: نوک سخمه از یک الماسه یا تنگستن تشکیل شده است که باعث فرو رفتن در برف و یا زمین میشود و از لغزش باتون جلوگیری میکند.

 

محافظ سخمه: زمانیکه از باتون استفاده نمی‌کنید آنرا جمع کنید و محافظ سخمه را نصب کنید تا به کسی یا جایی آسیب نرساند.

 


تنظیم اندازه (ارتفاع) باتون:

ارتفاع باتون بر اساس "قد فرد" و "شیب مسیر" باید تنظیم شود، وقتی شما باتون را بدست گرفته‌اید و سخمه آن روی زمین است، زاویه باز و و ساعد دست شما (آرنج) 90 درجه باشد. با این حساب با توجه به شیب مسیر، روشن است که هنگام صعود اندازه باتون کمتر از اندازه آن در هنگام فرود بیشتر است.

در شروع حرکت وقتی می‌خواهیم از باتون استفاده کنید، نگاهی به شیب کلی مسیر بکنید و ارتفاع باتون را بر اساس آن تنظیم کنید. در مسیرهای برفی، شنی یا گلی، ارتفاع باتون از محل گل‌باتون تا دسته محاسبه می‌شود. زیرا ضخمه در برف فرو می‌رود و از ارتفاع باتون کاسته می‌شود.

دراستفاه از باتون دقت شود تا حد امکان نزدیک به خط عمود بدن باشد . هنگام راه رفتن بدون حمل بار وکوله پشتی تفاوتی نمیکند که از یک یا دو باتون استفاده شود. اما در حمل بارهای سنگین برای حفظ تعادل حتما باید از دو باتون استفاده شود.

ارتفاع هر دو باتون باید یکی باشد مگر در شرایط خاص. (مثلا هنگامی که مسیری را به صورت تراورس پیمایش می‌کنید باتونی که سمت پای کوه است کوتاهتر از باتونی است که سمت پای دره است.)

 

ترفند ویژه در تنظیم اندازه باتون:

در تنظیم ارتفاع باتون، ابتدا، قسمت سوم بدنه (قسمت نازکتر) را تا انتهای، حد مجاز بیرون بیاورید و برای تنظیم نهایی ارتفاع باتون از قسمت دوم کمک بگیرید. فایده این امر این است که در دفعات بعد برای تغییر ارتفاع باتون، می‌توان فقط قسمت دوم را تغییر داد و این قضیه کار را راحت‌تر می‌کند. البته این اقدام برای باتون‌های مرغوب که از آلیاژهای قوی و سبک استفاده کرده‌اند توصیه می‌شود. جنس بدنه باتون ها از 4 نوع آلومینیوم، فولاد، تیتانیوم و کربن ساخته می شود که به ترتیب به سمت سبکی و مقاومت بیشتر پیش می روند.

 

طریقه استفاده باتون:

از باتون به دو طریق استفاده می کنند:

  1. حرکت باتون، باتون، پا، پا
  2. حرکت باتون، پای مخالف باتون، حرکت باتون، پای مخالف باتون

 کوهنورد باید فاصله بین باتون و بدن خود تا حد امکان کم کند و قدم برداشتن هنگام فرود باید کوتاه، کشش دار، و تا حد امکان آرام باشد(نه آنقدر آرام که موجب خستگی عضلات چهارسر ران وعضلات جلو ران گردد) تا جایی که میتواند جلوی کشیدگی اندامها را بگیرد.

 

چند نکته در استفاده از باتون:

  • هیچگاه در دراز مدت از باتون به صورت تکی استفاده نکنید زیرا باعث ایجاد عارضه در بدن شما می‌شود.
  • استفاده از باتون در کوهنوردی نباید عادتی و همیشگی باشد. ونباید از آن در تمامی مسیرها استفاده کرد بخصوص استفاده دائمی از باتون در کودکان و نوجوانان جایز نیست.
  • استفاده از باتون در مسیرهای با شیب کم لطفی ندارد. همچنین در مسیرهای فنی یا با شیب زیاد، بخصوص در مسیرهای برفی پرشیب،باید از کلنگ یا تبریخ  استفاده شود.
  • ضمنا از دویدن در سراشیبی ها و برداشتن قدم های بلند بپرهیزید ودر راههای باریک و خطرناک از طناب بعنوان کمک و حمایت استفاده کنید. 
  • باتون را طوری حمل و استفاده نمایید که در صورت نیاز به دستانتان و عدم نیاز به باتون بتوانید آن را براحتی در کوله پشتی خود قرار داده و قسمت تیز باتون بسمت پایین باشد تا خطر یا مزاحمتی برای کوهنورد پشتی شما نداشته باشد.
  • برنامه های کوهنوردی را متناسب با توانایی بدنی خود انتخاب کنید.
  • با رعایت موارد فوق میتوان ده ها سال به ورزش کوهنوردی بدون بروز عوارض ارتوپدی و مفصلی پرداخت.

 

black diamondمعرفی برندهای باتو معتبر و خرید باتون

 Black Diamond

بی شک بهترین باتونها توسط شرکت Black Diamond تولید می شود، این باتون ها از جنس کربن بسیار سبک(مدلهای گران قمیت) یا آلیاژ فولاد(ارزان) هستند، همچنین سیستم قفل آنها بسیار راحتر است و زیرا با بالا یا پایین بردن یک شاسی لوله تلسکوپی قفل یا باز میشود، و با خیال راحت در برنامه های خود بدون احتمال خرابی می توانید استفاده کنید، این شرکت اکثر باتون هایش را به صورت جفت(2 عدد) به فروش می رساند و ارزانترین مدل این برند 50 دلار و گرانترین آن 170 دلار قیمت دارد.

 

مارکهای  REI, Exped, Leki نیز بسیار معتبر هستند.

 

هفت گوهر

شرکت هفت گوهر برای عموم کوهنوردان ایرانی در بخش باتون ها نامی معتبر است، دارای قیمتی مناسبی دارند، گرچه باتون های این شرکت کمی سنگین هستند ولی بی شک بسیار بادوام و قابل اطمینان می باشند، با ارائه طرحهای جدید، قیمت یک جفت باتون هفت گوهر عادی 60  هزار تومان و یک جفت ضربه گیر(آنتی شکدار) آن حدود 70هزارتومان است. و از بیشتر فروشگاهی منیریه می توانید تهیه کنید.

 

arakan

arakan ارزانترین باتون موجود در بازار ایران و صد البته چینی است! قیمت یک جفت arakan از 4 دلار تا 25 دلار است(احتمالا در ایران همان 4 دلاری وارد میشود). بدیهی است، پس از چند برنامه، سیستم قفل باتون خراب شده و باید باتون دیگری بخرید، فقط مناسب افرادی است که سالی یکی، دو بار کوه میروند!

 

 جالب: بهترین باتون های کوهنوردی از دید سایت Outdoor Gear Lab  ببینید.

 

مراقبت و نگهداری باتون ها:

زمانیکه کار با باتون به اتمام رسید ابتدا با یک پارچه بدنه، سخمه و دیگر قطعات باتون را کاملا تمیز کنید و آنگاه آنرا جمع کنید و در زمان حمل توسط کوله پشتی سر باتون به طرف بالا قرار گیرد و لاستیک  های محافظ را روی سخمه قرار دهید.

هیچگاه مفاصل باتون را روغن کاری نکنید. در صورت چرب شدن مفاصل باتون محکم نمی شوند.

مارکهای معتبر Black Diamond و  Leki قطعات یدکی همچون سخمه، گل برف، مفاصل باتون ها و ... را به صورت جدا بفروش میرسانند، به احتمال زیاد شرکت هفت گوهر نیز قطعات یدکی باتون هایش را ارائه میکند. از فروشگاهی که میخرید بپرسید!

منابع:

 ایستادن چون کوه...

انجمن پزشکی کوهستان ایران


نشاط کوهستان     www.neshate-koohestan.ir


مطالب مرتبط :

عصای کوهنوردی (باتون ) : استفاده کنیم یا استفاده نکنیم ؟ ،  

،   تحقیقی جدید در زمینه فایده استفاده از باتون  ،  ،

راهنمای خرید و نگهداری کیسه خواب


راهنمای خرید و نگهداری کیسه خواب

 اگر در یک سفر طبیعت‌گردی یا صعود چند روزه داشته باشید، ناگزیر به اقامت شبانه در هوای باز باشید، حتی در صورتی که چادر هم داشته باشید، باز هم هیچ وسیله‌ای غیر از یک کیسه‌خواب نمی‌تواند آسایش لازم را برای شما فراهم کند.

خواب یکی از ضروریات انسان مخصوصا برای تجدید قوا می باشد . بنابراین کیسه خواب راحت، نرم و گرم از اهمیت بالایی برخوردار است .کیسه خوابها به دو نوع پر و الیاف تقسیم بندی می شوند . کیسه خوابهای پر که حاوی پر قو هستند از قدیم بسیار مورد توجه بوده اند . تنها نقیصه کیسه خواب پر اینست که اگر خیس شود خشک شدن آن به زمان زیادی نیاز دارد و خیس شدن در زمستان نیز برابر با یخ زدگی و یا مرگ است !

برای رفع این نقیصه الیاف جدیدی به شکل لوله های تو خالی ساخته شده و در ساخت کیسه خوابهای جدید و حرفه ای از آنها استفاده می شود .این الیاف با وجود سبکی از حجم بالایی برخوردارند که بسته بندی در کوله را کمی مشکل می سازد . البته این نقیصه نیز در الیاف جدید به نام ترمو لایت برطرف شده است .

 کیسه خواب پر یا کیسه خواب الیاف؟

  • آیا می‌خواهید در باران شدید در طبیعت بخوابید؟
  • آیا هوای مقصد سفر شما گرم و مرطوب است؟ سرد و مرطوب؟ و یا گرم و خشک؟ یا بسیار سرد است؟
  • آیا کیسه خواب را خودتان حمل می کنید؟
  • آیا وقت رسیدگی و مراقبت از کیسه‌خواب خودتان را دارید؟
این سوالات، مهمترین سوالاتی‌ست که شما باید قبل از تصمیم به خرید یک کیسه خواب و انتخاب بین 2 گزینه "کیسه خواب پر" و "کیسه خواب الیاف"، از خود بپرسید؟در ادامه معایب و مزایای کیسه خواب‌های پر و الیاف را با یکدیگر مقایسه خواهیم کرد. شما با توجه به پاسخی که به سوالات بالا می‌دهید، می‌توانید تصمیم خود را در ارتباط با خرید کیسه خواب بگیرید.

کیسه خواب پر

کیسه خواب الیاف

مزایا
  • گرمای بی‌نظیر به نسبت وزن
  • قابلیت تراکم پذیری(فشردگی) بیشتر
  • قابلیت حمل راحت‌تر
  • عمر طولانی‌تر
  • گرم کردن سریع
معایب:
  • نیاز به مراقبت بیشتر
  • جذب رطوبت
  • نیاز به زمان طولانی برای خشک شدن
مزایا
  • حفظ 70درصد قابلیت عایق بودن، هنگام خیس شدن
  • نیاز به مراقبت کمتر
  • جذب سخت‌تر رطوبت
  • نیاز به زمان کوتاه برای خشک شدن
معایب:
  • سنگین‌تر از کیسه‌خواب پر
  • سخت‌تر بودن حمل کیسه خواب
  • طول عمر کوتاه‌تر
  • نیاز به زمان طولانی‌تر برای گرم کردن
اگر دنبال بهترین عایق هستید که با وزن کم و اندازه کوچک، ترکیب شده باشه کیسه خواب پر، بهترین گزینه برای شماست.مزیت دیگه اینه که می‌تونید تقریبا مطمئن باشید که هیچ رطوبتی به شما نمی‌رسه هنگام خواب! چون تمام رطوبت رو پر جذب می‌کنه! اگر چه این نکته اصلی‌ترین عیب کیسه خواب پر هم به شمار میره؛ چون اولا با جذب رطوبت، پرها گلوله می‌شوند و به هم می‌چسبند، در نتیجه قدرت عایق بی‌نظیرشون رو از دست می‌دند. دوما اگر کیسه خواب خیس بشه، زمان زیادی طول می‌کشه تا خشک بشه.البته این جذب رطوبت به رطوبت خارجی و سفرهای زمستانی محدود نمیشه! بلکه حتی رطوبت بدن هم روی کیسه خواب پر تاثیر می‌گذاره و ممکن است کیفیت آن را بکاهد.این نوع کیسه خواب برای مصارف و سفرها زیر ایده‌آل است:
  • کوه‌نوردی
  • پیاده‌روی و گردش در مناطقی با رطوبت نرمال یا کم
  • سفرهای با دوچرخه
کیسه خواب‌های پر از کیسه خواب‌های الیاف گرانتر بوده و نگهداری از اونها به مراتب سخت‌تر است.
کیسه خواب‌های الیاف، به سختی رطوبت رو جذب می‌کنند و سریعتر از کیسه خواب پر خشک می‌شوند.همچنین در صورت خیس شدن، بیشتر قدرت عایق بودن خود رو حفظ می‌کنند و گلوله نمی‌شوند.این نوع کیسه خواب برای مصارف و سفرهای زیر ایده‌آل است:
  • مقاصدی با رطوبت بالا.
  • مقاصدی که دمای خیلی پایینی ندارند.
  • اگر از کیسه خواب بسیار زیاد استفاده می‌کنید که باعص میشه مجبور باشید اغلب اونها رو بشویید(مثلا برای کودکان)
  • اگر کیسه خواب‌تون رو خودتون حمل نمی‌کنید. در نتیجه وزن کیسه خواب براتون مهم نیست.
  • اگر یک کیسه‌خواب می‌خواهید برای استفاده در همه نوع سفر
  • سفرهای تابستانی.
کیسه خواب‌های الیاف ارزانتر از کیسه خواب‌های پر بوده و نگهداری از اونها ساده‌تر است.

تذکر: به تازگی الیاف مصنوعی تولید شده است، که هم ویژگی سبکی و حفظ گرما "پر" را دارد، هم قابل استفاده در مکان های مرطوب و بسیار سرد است. این کیسه خواب ها گران بوده و البته برای نقاط بسیار سرد همچون ارتفاعات 8000 متری هیمالیا و قطب جنوب و شمال به کار میرود.

 راهنمای خرید و نگهداری کیسه خواب

دمای کیسه خواب؟

زمانی که میخواهید کیسه خواب انتخاب کنید با توجه به شرایط  و نوع فعالیتی که در نظر دارید انجام دهید. مثلا شب مانی در جنگل است، یا کویر، در برف و سرما ، به هر حال احساس سرما و یا گرما برای بدن ما مطلوب نیست و توان جسمی ما را کاهش می دهد.

برای یکسان سازی اعداد اعلام شده برای کیسه خوابها توسط کمپانی ها در سال 2004 استاندار اروپایی آزمایش توان گرمایی کیسه خوابها ایجاد شد، استاندارد اروپایی En13537. 
اگرچه شرایط آزمایشگاهی این آزمون نمی تواند عین شرایط واقعی را ایجاد کند اما این استاندار شرایط یکسانی را برای همه آزمایشگاهها تعیین کرد و روشهای مختلف آزمایشگاهها را به شکلی واحد در آورد. البته راحتی کیسه خواب علاوه بر آن چیزی که برای کیسه خواب اعلام می شود به بسیاری از عوامل دیگر در زمان استفاده نیز مربوط می شود.
مفهوم اعداد مختلف اعلام شده برای یک کیسه خواب:

راهنمای خرید و نگهداری کیسه خواب

 
Maximum Comfort temperature: حداکثر دمایی که یک مرد عادی بدون اینکه بشدت عرق کند در کیسه خواب می تواند بخوابد و در این حالت باید زیپ کیسه خواب کاملا باز باشد، دستها بیرون کیسه خواب باشد و کلاه کیسه خواب نیز باز باشد.

Comfort temperature: دمایی که در آن یک زن عادی درون کیسه خواب تمامی شب را با آرامش بخوابد.

Lowest Comfort temperature: کمترین دمایی که یک مرد عادی در شب به مدت هشت ساعت درون کیسه خواب بخوابد بدون اینکه از خواب بیدار شود.

Extreme temperature: کمترین دمایی که کیسه خواب می تواند از یک زن عادی در مقابل از دست دادن دمای عمومی بدن محافظت کند. این حالت اجازه شش ساعت خواب غیر راحت را بدون اینکه دمای داخلی بدن تا مرحله خطرناک پایین بیاید به فرد میدهد.

 شرکت های تولید کننده بر اساس بازه دمایی کیسه خواب ها را بفروش میرسانند.راهنمای خرید و نگهداری کیسه خواب و اجزا کیسه خواب

چطور از کیسه خواب به درستی استفاده کنیم؟

این نکات رو به خاطر داشته باشید تا بتوانید به بهترین شکل از کیسه خواب‌تون استفاده کنید و از خوابیدن در اون لذت ببرید.
 
"کیسه خواب" گرما تولید نمی‌کنه! بلکه فقط گرما رو حفظ می‌کنه. پس:
  1. به اندازه کافی بخورید: بدن شما  برای کوه‌نوردی، پیاده روی، دوچرخه سواری و... به میزان بالایی انرژی نیاز دارد. اگر شما سوخت کافی به بدن‌تان نرسانید، بدن شما قادر به تولید گرمای کافی نخواهد بود.
  2. به اندازه کافی بنوشید: مطمئن شوید که به اندازه کافی مایعات  در طول روز می‌نوشید.  یک بدن dehydrate شده(بی‌آب شده) نمی‌تونه گرما تولید کنه. قبل از اینکه به داخل کیسه خواب برید، با یک لیوان چای یا شکلات داغ، درجه حرارت بدن‌تون رو بالا ببرید.
  3. از خوردن الکل خودداری کنید:  در هوای سرد از خورد الکل اجتناب کنید! الکل ممکنه موجب بشه که شما احساس کنید گرم‌تر شده‌اید، اما الکل خیلی زود دمای بدن شما رو پایین می‌آورد.
  4. لباس‌هایتان را خشک نگه دارید:  لباس‌ها به اندازه کیسه خواب،  به ویژه کیسه خواب پر،  هنگام خیس شدن میزان عایق بودن‌شون  رو از دست می‌دهند. هرگز با لباس‌های مرطوب(حتی اگر این رطوبت در اثر عرق کردن بدن‌تان باشد)  وارد کیسه خواب نشوید. اگر لباس‌های اضافه‌تان را در یک کیسه "ضد آب" نگه‌داری کنید، می‌توانید مطمئن باشید که لباس‌هایتان خشک باقی خواهند ماند.
با یک کیسه خواب خوب و انتخاب درست کیسه خواب، شما فقط نیمی از راه را رفته‌اید. داشتن خوابی راحت مستلزم رعایت نکات دیگر و داشتن لوازم دیگری نیز هست:
  1. زیر انداز: یک زیرانداز خوب اگر به اندازه کیسه خواب مهم نباشد، اهمیت آن پایین‌تر از کیسه خواب نیز نیست. انتقال گرما از یک زمین سرد بیشتر هوای هوای سرد است، پس خوابدن روی زمنی دمای بدن شما رو کاهش می‌دهد. و این نکته به کیفیت کیسه خواب شما ربطی ندارد. پس همیشه حتی در چادر از زیرانداز که عایق شما بین زمین و کیسه خواب میشود، استفاده کنید
    شما باید این مشکل رو با یک زیرانداز خوب کاهش دهید. اگر زیرانداز مناسب و عایق ندارید٬ با استفاده از پانچو یا بارانی در زیر زیرانداز٬ قابلیت عایق رو بهبود ببخشید.
  2.  چادر یا کیسه بیواک!: بادی با سرعت 25 کیلومتر/ساعت در دمای 5+ درجه سانتیگراد در شما احساسی شبیه به دمای صفر درجه ایجاد خواهد کرد. بنابراین چادر خودتان را در محلی برپا کنید که کمتر در معرض باد باشد یا از کیسه های بیواک ( Sleeping Bag Cover) استفاده کنید.
  3. لباس زیر مناسب: گرمای کیسه خواب را با پوشیدن لباس زیر و جوراب گرم  بالا ببرید. پوشش خشک در پاها میزان عایق را بالا می‌برد.
  4. کلاه: وقتی در کیسه خواب می‌ خوابید، سر تنها قسمتی‌ست که از کیسه خواب بیرون می‌ماند. اگر سر شما سرد باشد، تمام حرارت بدن شما به سرعت از دست خواهد رفت. پوشاندن سر یکی از مهمترین اقدامات برای عایق کردن بدن است. بنابراین قبل از خواب مطمئن شوید که سر خود را به شکل مناسبی پوشانده‌اید.

راهنمای خرید و نگهداری کیسه خواب و اجزا کیسه خواب

 انتخاب برند 

یک کوهنورد حداقل به 2 تا کیسه خواب نیاز دارید. یکی برای فصل گرم که اصطلاحا 3 فصل گفته میشود و در حالی که عموما برای تابستان و اوایل پاییز مناسبه و دارای حجم و وزن و قیمت کمتریه و دومین کیسه خواب  برای اواخر پاییز تا اواسط بهار که هم گرم تر ، سنگین تر و البته گران تر که انتخاب دومیه حساس تر است. البته برای صعود به قله های بالای 7000 متر و هیمالیا نوردی، استفاده

کیسه خواب های سه فصل: انتخاب شما در این قسمت بسیار زیاد است، به چند نکته توجه کنید: وزن، حجم، قیمت (پر یا الیاف)

ولی برای اینکه زیاد دردسر نداشته باشید.

الیاف: کیسه خواب گایا (قایا=Gaya) با مدلهای 200 و 300 که با کیفیت و ایرانی است، هم برای طبیعت گردی و کوهنوردی در 3 فصل عالی است. مارک های چینی و گرانی چون ماموت، کمپ(اصل)، فرینو، دویتر نیز وجود دارد ولی آنقدرها  فرق ندارد، البته برای افراد قد بلند و یا سنگین وزن باید دنبال کیسه خواب مناسب اندازه خود بگردید. (کیسه خواب آمریکای اصلا توصیه نمی شود، چون بسیار بزرگ و سنگین است)

پر: بسیار سبکتر و کم حجمتر و البته گران هستند و برای کوهنوردان و طبیعت گردانی که سفر 2 روزه زیاد میروند، خوب است.

کیسه خواب های زمستانه و هیمالیانوردی: کیسه های زمستانه چون رابطه مستقیمی با جان و زندگی شما دارند، بسیار با دقت و وسواس این نوع کیسه خواب ها را انتخاب کند. پس به سراغ مدلهای چینی یا تقلبی و حتی ایرانی نروید.

به ترتیب شرکت معتبر ماموت  Mammut (پیشنهاد ویژه), رب Rab , ، میلت Millet , فرینو Ferrino ، نورث فیس North Face, دویتر(دیوتر)  Deuter و ... به با جدیدترین تکنولوژی ها اقدام به تولید کیسه خواب های مناسب برا صعودهای زمستانه و هیمالیانوردی با مراجعه به وب سایت این شرکت ها مدل مورد نظر و مناسب برای برنامه خود را انتخاب کند، از آنجایی که تمام شرکتهای ذکر شده به صورت حرفه ای این تولیدات را انجام میدهند. شما با خیال راحت دست به خرید خود بزنید.

 

مراقبت و نگهداری کیسه خواب:

خرید کیسه خواب یک سرمایه گذاری جدی است و با مقداری توجه و مراقبت میتوان برای سالها آن را حفظ کرد. همیشه توصیه های تولید کننده را به کار ببندید. کارخانه ای که آن را تولید کرده است، مسلما" بهتر میداند که چگونه باید از آن مراقبت کرد. با توجه به مطالب تولید کنندگان، چند روش برای دوام بیشتر کیسه خواب آورده میشود.

نگهداری : همیشه کیسه خواب را در حالت آزاد نگهداری کنید. کیسه خواب را فقط برای مدت زمان کوتاه مثل طول اجرای برنامه به صورت فشرده نگهداری کنید.

محافظت از کثیف شدن : با استفاده از یک آستری درونی مجزا، از چرک شدن کیسه خواب بر اثر تماس چربی بدن خودداری کنید.

نظافت :

نقاط کثیف شده را با شستشوی موضعی توسط مواد تمیز کننده ای که تولید کننده توصیه کرده است، تمییز کنید. هر چند وقتی هم باید کیسه خواب را بشویید. هیچگاه از خشک شویی بری تمییز کردن آن استفاده نکنید. کیسه خواب را با استفاده از پودری نه چندان قوی درون یک ماشین لباس شویی بزرگ با سرعت چرخش کم بشویید. چند بار زمان آبکشی را تجدید کنید تا مطمئن شوید که کلیه مواد شستشو از کیسه خواب بیرون رفته است. برای خشک کردن، آن را در معرض حرارت متوسط یک دستگاه خشک کن قرار دهید .هرچند وقت آن را از دستگاه بیرون آورید و با کوبیدن روی نقاط گلوله شده، پرهای آن را پخش کرده و یا با قرار دادن یک توپ تنیس در آن (در یک ربع آخر خشک شدن) باعث پخش شدن پرهای آن بشوید. پس از پایان کاربا فشردن و لمس کردن لایه درونی آن مطمئن شوید که کاملا" خشک شده باشد. شستن و خشک کردن یک کیسه خواب چند ساعت طول میکشد. مغازه هایی هم هستند که کار تعمیرات و سرویس وسایل کوهنوردی و از جمله شستن کیسه خواب را انجام میدهند.

از : سایت کوهنوردان زرتشتی ایران

مطالب مرتبط :

ابراز همدردی خانواده مهدی عمیدی با خانواده کوه نوردان فاتح برودپیک

بنام هستی بخش بی همتا

بار دیگر مشیت الهی بر آن شد تا سه تن از بهترین جوانان و کوهنوردان غیور این سرزمین که در راه اعتلای نام میهن اسلامی عزیز خویش با همه وجود تلاش کردند، ما را اسیر لحظه های تلخ انتظار نمایند؛ انتظاری که لحظه لحظه آن برای ما یاد آور لحظات انتظار مهدی عزیزمان بود. ما این سه عزیز سفر کرده را از خانواده خویش می دانیم و دشواری روزهای نبودن شان را با همه وجود درک می کنیم و با خانواده های این عزیزان ابراز همدردی و  همدلی می نمائیم.

آری به فرموده صاحب این شب و روزها امیرمومنان علی علیه السلام: «قدر و ارزش هر کس به اندازه همت اوست»؛ اکنون که شاهدیم در برخی رشته های ورزشی هزینه های مالی بسیار سنگین پرداخت می شود تا شاید نامی از این سرزمین در جهان بدرخشد، آزاد مردان بلند همتی وجود دارند که عزیزترین سرمایه، یعنی هستی خود را در راه اعتلای میهن خویش  بکار می گیرند و بدون هیچ ادعایی برای این مرز و بوم عزت و افتخار می آفرینند، بزرگی کار این عزیزان در آن است که افتخار آفرینی آنان تنها و تنها ناشی از عشق پاک و بیکران آنان به هدف ، کشور و مردمشان است و در این راه با همه توان و با هیچ چشم داشتی تا پای جان می کوشند و پرچمی را که شهیدان در طول تاریخ جمهوری اسلامی به قیمت جان خود حفظ نمودند، بر بلندترین ارتفاعات این کره خاکی بر افراشته می دارند و در پایان نیز غریبانه و مظلومانه می روند و ما را در حسرت نشانی از خود رها می سازند.

اکنون که آنان این گونه برای عزت ما و کشور عزیزمان همت گماشتند و نام ایران اسلامی را پر آوازه نمودند و به مانند صعود به یاد ماندنی مهدی عزیزمان در فتح اورست بدون استفاده از کپسول اکسیژن، رکوردی تازه در تاریخ کوهنوردی ایران ثبت کردند و مسیری به نام ایران را بر برودپیک گشودند؛ کمترین انتظار از مسؤولین ورزش کشور آن است که این همت بلند را ارج نهند و افتخار آفرینی این عزیزان را در پرونده زرین افتخارات ایران اسلامی ثبت و به شایستگی از آنان تجلیل نمایند، تا شاید  التیامی باشد بر قلب داغدار خانواده های آنها و جامعه کوهنوردی .
بار دیگر از خداوند منان می خواهیم آنگونه که مصلحت اوست، این روزهای سخت را پایان دهد و ما و خانواده این عزیزان را یاری نماید تا از این آزمون دشوار سر افراز بیرون آییم و او را به این شبهای عزیز قسم می دهیم که عزیزانمان (آیدین ،مجتبی ، پویا و مهدی )را از رحمت و لطف بیکرانش در شب قدر محروم نگرداند و با نشانی از آنها لطف و کرمش را بر ما تمام نماید.

خانواده مهدی عمیدی، هیمالیانورد مفقود شده در ارتفاعات مون بلان فرانسه.

منبع: کوه نیوز

شب های قدر

همیشه دست هایش را به زانو می زد و با گفتن یا علی بلند می شد ، هر کار سختی با ذکر یا علی براش راحت می شد ، نام مبارک علی را با زندگی اش عجین کرده بود ، بیاییم ما هم قدر مبارک آن امام بزرگوار را بدانیم . سوره مبارکه  إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ  را بارها و بارها برای رسیدن شب های قدرش خواندیم ، الان موقع همان شب های قدر هستش ، در حق سفرکرده ها به دیار باقی دعا کنیم ، به خصوص آنهایی که پدر و مادر و عزیزی را از دست داده اند ، این شب های عزیز را قدر بدانیم شاید شب قدر دیگر را نبینیم .


بسم الله الرحمن الرحیم

إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ ﴿۱﴾

وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ ﴿۲﴾

لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ ﴿۳﴾

تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ ﴿۴﴾

سَلَامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ ﴿۵﴾

فرا رسیدن سالروز شهادت امیر مومنان حضرت علی (ع) را به پیشگاه نورانی فرزند عزیز و عزادارش امام مهدی (عج )  و به تمام شیعیان و مسلمانان و تمام عاشقان و دوستداران آن امام خوبی ها تسلیت عرض می نمائیم.

    خورشید فروزان حیات امام علی (ع ) ، در افق روز نوزدهم رمضان سال چهلم هجری در آسمان شهر کوفه به خون نشست و شمشیر مسموم نفاق و کین، فرق انسان عدالت گستری را شکافت که برترین خلق پس از رسول خدا (ص ) بود. آنان که می خواستند نور خدا را خاموش کنند، نمی دانستند که اراده الهی، بر مانایی علی ( ع ) استوار است و می بینیم که همچنان، کردار و گفتار امام مؤمنان، چراغ راه مردان خدا و حق جویان و یکتاپرستان جهان است.

جنگلهای جنوبی و حاشیه خلیج فارس

 - جنگلهای حرا

      مساحت کل جنگل های حرا 7 هزار و 500 هکتار و مساحت حوزه جزیره قشم 2 هزار و 400 هکتار تخمین زده شده است.
جنگل های حرا ی  قشم گسترده ترین نواحی پراکنش این اجتماعات در ختی کمیاب با وسعت 390 هکتار ، آخرین مجموعه انبوه و وسیع این در ختان ساحلی درجنوب غربی آسیا محسوب می شود.

     گیاه حرا که گاه به عنوان علوفه خشک برای خوراک چهارپایان استفاده می شود ، فواید شگفت انگیزی دارد. درختان حرا از نوع گیاه مانگرو است که میتواند در آبهای شور زندگی کند .

     جهت فعالیت در محیط های مختلف کوهنوردی نیاز به یک سری تهجیزات و لوازم است که فکر می کنم در اکثر رشته ها مشترک می باشند و جنگل نیز از این قاعده مثنی نبوده بنابراین در ابتدا به معرفی وسایل و تهجیزات کوهپیمایی و سپس وسایل خاص جنگل می پردازیم، لازم به ذکر است با افزایش دانش و تجربه بر حسب ابتکار و سلیقه ممکن است وسایل دیگری نیز به این لیست اضافه شود.

جنگلهای زاگرس

  جنگل های این ناحیه از پیرانشهر در آذربایجان غربی شروع و در امتداد رشته جبال زاگرس و بختیاری تا اطراف جهرم و فسا در استان فارس ادامه می یابد. طول این نوار جنگلی بیش از هزار کیلومتر و عرض آن 50 تا 100 کیلومتر است که معمولا منقطع بوده و فقط در قسمت کوه های بختیاری از پیوستگی بیشتری برخوردار می باشد.

     گونه های غالب آن بلوط ایرانی (Quercus persica) می باشد و همراه با سایر گونه گونه های بلوط جنس غالب این جنگل ها را تشکیل می دهد و به همین مناسبت نیز به جنگل های بلوط غرب مشهور است. مهم ترین گونه های درختی و درختچه های جنگل های زاگرس عبارتند از: کیکم (کرکو) ، بادام معمولی ، بادام کوهی ، بادامک ، زرشک ، آلبالو ، زالزالک  ، زبان گنجشک ، گردو ، بلوط ، بلوط ایران.

     با توجه به تعداد زیادی از گونه درختی و درختچه ای که در جنگل های زاگرس وجود دارد ، درصد بالای ترکیب گونه بلوط در اکثر نقاط به صورت غالب است و می توان گفت جنس بلوط مشخص کننده سیمای ظاهری این جنگل هاست . به همین دلیل این جنگل ها اکثرا به جنگل های بلوط مشهورند.

جنگل های ارسباران

در قسمت شمال غربی ایران جنگل هایی وجود دارند که محدود به منطقه ارسباران می شوند . این جنگل ها در شمال شرق استان آذربایجان شرقی و حدفاصل استان گیلان و مرز آذربایجان قرار دارند و بیشتر در جنوب رود ارس و کوه های قراچه داغ متمرکز می باشند . از نظر ترکیب گیاهی این جنگل ها بیشتر به جنگل های شمال ایران شباهت دارند ولی درجه تخریب این جنگل ها بیشتر از جنگل های شمال البرز می باشد.

به یاد قهرمانان هیمالیا که در قله برودپیک جاودانه شدند

    آیدین جان، مجتبی جان، پویا جان؛ چگونه رفتن شما بزرگ مردان راه عشق را باور کنیم؟ به فاصله ده روز با شما اوج شادی و هم چنین غم را تجربه کردیم. خبر صعود غرورانگیزتان برایمان اوج شادی و غرور را به دنبال داشت، اما خبر بازگشت نافرجام تان از قله غم انگیز بود چون دیگر بازگشتی در کار نبود. این روزها غم بزرگی توی سینه همه دوستداران طبیعت، کوهنوردان و همه ایرانیان سنگینی می کند. با اتمام عملیات جستجو، تمامی امیدواری های دوستدارانتان به یاس تبدیل شد. چون دیگر بازگشتی در کار نیست.

همانگونه که ادموند هیلاری، اولین فاتح بام دنیا یعنی اورست می گوید: “کوهنوردی عشق به طبیعت است و عشق به طبیعت، ورزش ما نیست، باور ماست، زندگی ماست. به راستی که کوهنوردی فقط ورزش نیست، کوهنوردی یک روش زندگی است”. شما نیز جان خود را در راه باورتان، زندگی تان و عشق تان فدا کردید. شما افتخارآفرینان راه عشق و باورتان هستید.

آیدین جان چقدر درددل نامه‌ای که قبل از سفرت نوشتی و از رفیقت خواستی تا پس از اعزام تان به هیمالیا آن را منتشر کند غریبانه است. با خواندنش اشک برروی گونه ام جاری شد. نوشته ات را بارها و بارها خواندم: “این ماییم، دوباره اینجاییم. با هم هستیم ولی تنهاییم. اینجاییم نه از برای خودخواهی، نه از برای خودنمایی، اینجاییم از سر عشق، اینجاییم از سر شور، از سر غرور. اینجاییم از برای رشد، از برای اوج، از سر جنون، اینجاییم برای پایان، پایان یک آغاز، پایانی که آغازی بلندپروازانه تر را نوید دهد.” … انگار از آخر قصه خبر داشتی و انگاری می دانستی که سفر پایانی تان است! پسران کوهستان اینک شاد باشید چون از سر عشق، از سر شور، از سر غرور و برای همیشه آنجایید، با هم هستید و تنهایید. چه تنهایی آرام بخشی!

شما فاتحان جام فتحهای بی فایده نیستید. حکایت شما، حکایت بازجستن روزگار وصل است. در این دیرگاه دور ماندن از اصل خویش، در این هجوم تکنولوژی دردسرساز و جنگ طلب. کوهنوردی عشق به طبیعت است. عشقی به پاکی چشمه سار، به سبزی جنگل، به نیلگونی دریا، به صلابت سنگ، به لطافت گل، به فروتنی خاک، به سپیدی برف، به توفندگی طوفان، به سبکی نسیم و به سنگینی کوه.

خوشا بحالتان که محیط پاک کوهستان را برای زندگی ابدی خود انتخاب کردید و در هیمالیا، بهشت کوهنوردان دنیا جاودانه شدید. به راستی هیچ مکانی مثل این بهشت (هیمالیا) لیاقت میزبانی شما را ندارد. اینک؛ به قول توماس لامه کوهنورد آلمانی حاضر در عملیات جستجو، چرا با عشقی که به کوهستان دارید و هدفی که برایش از جان مایه گذشتید شما را در این بهشت تنها نگذاریم؟

همانگونه که دوست و استاد عزیزم مهدی عمیدی (پلنگ برفی ایران) در مون بلان جاودانه شد و برای همیشه حسرت خنده های زیبا و دلنشین اش را بر دلم گذاشت، همچنین بانوی قدرتمند و کم نظیر کوهنوردی ایران خانم لیلا اسفندیاری که با افتخار آفرینی هایش و صعود به سه قله K2، نانگاپاربات و گاشربوروم 2 برای همیشه در کوهستان قراقوروم آرام گرفت. خانم اسفندیاری در وصیت نامه اش نوشته بود در صورتی که جانش را در راه عشقش یعنی کوهنوردی از دست داد اجازه بدهند جسدش در کوهستان بماند تا به آرامشی ابدی دست یابد، اینک شما نیز همانند همه بزرگانی که در این راه جانشان را از دست داده اند و در کوهستان آرام گرفته اند در قلب همه کوهنوردان و عاشقان طبیعت جای خواهید گرفت و یادتان همیشه زنده خواهد ماند.

اکنون شما قهرمانان همه مردم ایران هستید. ایران و ایرانیان همیشه به شما افتخار خواهند کرد و نام شما بزرگان برای همیشه در هیمالیا و در لیست بزرگ مردان این رشته ثبت خواهد شد. امیدوارم روزی بتوانم بر مسیر صعودی که بنام ایران در قله برودپیک ثبت کردید بوسه ای بزنم و بر پرچم کشور عزیزمان ایران که بر فراز قله برافراشته اید بوسه ای دیگر بزنم … دوست تان دارم پسران کوهستان، خوشحالم که من نیز در بین دوستانم به این نام نامیده می شوم یعنی پسر کوهستان.

کوهنوردی یک روش زندگی است. روشی که در آن یک سیب بین همه اعضاء گروه تقسیم می شود. روشی که در آن قوی ترین عضو گروه به پای ضعیف ترین راه می رود. راهی که رقابت ندارد راهی که به رهروانش حقوق نمی دهند و ایشان را نیازی به سوت و کف مشوقان در قله نیست. کوهنوردان ناجی بی منت یکدیگرند. گروه می سازنند تا دل جوانان به سنگ بند کنند تا به ننگ بند نشود. مزدشان معراج روح است و تشویق شان نوازش باد. قانونشان عشق است و قانون گذارشان معشوق. عشق به طبیعت، عشق به زندگی است و زندگی تجلی عشق است و مرگ آنجاست که عشق نیست. قهرمانان ایران، من عشق و زندگی را از شما یاد گرفتم، شما گامی فراتر از این عشق هستید.

پسران کوهستان و افتخارآفرین ایران، از 23 تیر که تلاش نهایی شان را برای ناز کردن قله برودپیک شروع کردند تا آخرین روزی که آیدین تماس گرفته است (یعنی 29 تیرماه) 7 بیواک و شب مانی را در ارتفاع بالای 7500 متر تجربه کرده اند و در این مدت توانسته بودند دوام بیاورند! آنهایی که با این شرایط سخت آشنایی دارند خوب می دانند که دوام آوردن طی این مدت و توی چنین شرایط دشواری خیلی مشکل است و هنر می خواهد، هنری بنام زنده ماندن در شرایط سخت! به علاوه مسیری که گشایش شده فوق العاده پر شیب و صخره ای بوده است و البته ناشناخته. با اینکه پسران کوهستان برنگشتند و همه ما را در حسرت خنده ها و نگاه هایشان گذاشتند اما این 3 قهرمان توی هیمالیا بزرگی کردند و این موضوع تا ابد در ذهن هیمالیا و ایران خواهد ماند.

انگار نباید پسران کوهستان بر می گشتند تا فتح شان را به گوش همه برسانند، برنمی گشتند تا “مسیر ایران” را فریاد بزنند، برنمی گشتند تا …! و این است رسم روزگار امروز ما. خوشا بحالتان واقعا خوشا بحالتان. زندگی ابدی در محیط پاک کوهستان گوارای وجود نازنین تان.

پ ن:

آیدین بزرگی، مجتبی جراحی و پویا کیوان به همراه رامین شجاعی و افشین سعدی راهی قله برودپیک، دوازدهمین قله‌ی مرتفع دنیا در هیمالیا شدند تا مسیر جدیدی را به قله 8051 متری باز کنند. بزرگی، جراحی و کیوان سه نفری بودند که برای صعود نهایی راهی قله شدند. “پسران کوهستان” مسیر جدیدی به قله با نام “مسیر ایران” باز کردند و پرچم ایران را بر فراز “قله برودپیک” برافراشتند اما خبر بازگشت آنها از قله غم انگیز بود و این کوهنوردان در هیمالیا جاودانه شدند.

تشکر از : میثم رودکی بابت ایمیل مطلب فوق

جنگلهای شمال

در برنامه های کوهنوردی جنگل نوردی همواره با خاطرات خوشی همراه بود ، اوج زیبایی های طبیعت را می توان در لابلای درختان جنگلی جستجو کرد ، جایی که گیاهان در شرایط هماهنگ با محیط زیست خود آرایش گرفته اند ، جانوران مکان ایمنی را برای زندگی و زاد و ولد خود انتخاب نموده اند و شرایط آب و هوای مرطوب و لذت بخش را در محیط های جنگل می توان حس  کرد . برنامه جنگل نوردی که از شاخه های کوهنوردی محسوب می شد همواره گروه های کوهنوردی را با سمت خود جذب می کند .
ارتقاء دانش خود از جنگلهای کشور عزیزمان ایران می توان در هر پر بار کردن برنامه های جنگل پیمایی موثر افتد . مطلب زیر در خصوص جنگلهای شمال کشورمان تقدیم شما می گردد . ( نشاط کوهستان )

      بیشتر جنگل‌های ایران، در نواحی شمالی این کشور و جنوب دریای خزر جای دارند. این مناطق جنگلی دارای آب و هوای معتدل  شرجی می‌باشند و از شرق استان اردبیل تا استان خراسان شمالی کشیده شده‌اند و در این امتداد، سه استان گیلان مازنداران و گلستان را دربر می‌گیرند. جنگل‌های ایران بر روی هم ۳٬۴۰۰٬۰۰۰ یا سه میلیون و چهار صد هزار هکتار جنگل در دامنه‌های شمالی کوه‌های البرز و استان‌های ساحلی دریای خزر وجود دارد.

      جنگل های شمال از نظر تعداد گونه درختی و درختچه ای جزء جنگل های غنی محسوب می شوند و تقریبا 80 گونه درختی و 50 گونه درختچه ای به  صورت طبیعی در این جنگل ها یافت می شود. گونه هایی از قبیل انجیلی ،  بلند مازو ، لرگ ، لیلکی و سفید پلت، سرخدار، توسکا، ممرز، ملچ ، گردو،راش در جنگل های شمال به فراوانی یافت می شود. همچنین گونه های زربین نیز که امروزه در مناطق مدیترانه ای اروپا وجود دارد و در جنگل های شمال ایران نیز یافت می شود. گونه های سوزنی برگ معروف ( مثل نراد ، پیسه آ ، کاج و لاریکس ) در جنگل های خزری به طور طبیعی یافت نمی شوند.

آیدا، خواهر آیدین بزرگی: به من تسلیت نگوئید، آیدین زنده است

آیدا و آیدین بزرگی

آیدا بزرگی، خواهر دوقلوی آیدین بزرگی یکی از سه کوهنورد مفقود شده ایرانی در قله برودپیک پاکستان تاکید کرد که برادرش زنده است. آیدا بزرگی در صفحه خود در فیس بوک نوشت: «سلام به همه ی مردم عزیزمون که این چند روز از سرتاسر دنیا به ما دلگرمی و انرژی دادن ضمن تشکر و التماس دعا خواهش می کنم برای من پیام تسلیت نفرستین چون برادره من زندس.»

او همچنین در پست دیگری در صفحه فیس بوک خود با انتشار عکسی به همراه برادرش آیدین در فرودگاه امام خمینی (ره) که از قبل از عزیمت آیدین به پاکستان گرفته شده، نوشت:

میخوام بی پرده بنویسم که دلم برات تنگ شده دو هفته ای میشه که صداتو نشنیدم و بهت نگفتم مواظب خودت باش. موقع رفتن تو فرودگاه آنقدر شوق رفتن داشتی که حتی نذاشتی ببوسمت، بغلت کردم و چند ثانیه تنتو به تنم فشردم و در حالی که اشک تو چشمام حلقه زده بود و تو نمیخاستی که گریه کنم از بغلم اومدی بیرون و گفتی کفایت می کنه ولی اون چند ثانیه بغل کردنت اصلا کفایت نمی کرد.

آیدین، چقدر پشیمونم که به زور تو بغلم نگهت نداشتم چقدر پشیمونم که صورتتو تو دستام نگرفتم و تو چشمات نگاه نکردم و بهت نگفتم اگه تو نباشی می میرم، چقدر پشیمونم که شاید واسه آخرین بار نبوسیدمت، تفاوت به دنیا اومدنِ من و تو فقط 5 دقیقه بوده، تو 5 دقیقه دیرتر از من به دنیا اومدی ولی واسه رفتنت از پیشم خیلی زوده.

اینارو مینویسم که بیای و بخونی و بدونی که شبا عکستو رو قلبم میذاشتمو تا صبح مواظب بودم تکون نخوره تا صدا و انرژی تپش قلبم که 9 ماه تو فاصله ی چند سانتیمتری از هم بود و حتی همزمان قلبامون تشکیل شده بود بهت انرژی بده و زودتر برت گردونه و روزنامه ای رو که عکستون توش چاپ شده بود و تو بالشم میذاشتم تا زودتر برگردی، اینو بدون که ناراحتی من از دلتنگیه از اینکه نمیدونم دیگه کی ممکنه بتونم ببوسمت و بغلت کنم و دستاتو تو دستام بگیرم از اینکه نمیدونم دیگه کی می تونم تو چشمات زل بزنمو بگم دوست دارم داداشم.

منبع : هیئت کوهنوردی شهرستان درگز


از کامنت های دوستان :

با درودی بلند به تمامی هم نوردانی که از کوهستان بر نه گشتند
آیدا ، خواندن دست نوشته ی بسیار زیبای شما برای چندمین بار اشک را بر گونه های من سرازیر نمود ، من از آن دسته انسان هایی هستم که هیچ گاه کوه نوردان مانده در کوه ها را جدا مانده از زندگی جاری نه می دانم ، آن ها همه جا هستند ، در کوهستان ها همیشه رد پای آن ها هویدا می باشد ، در هر صعود و به هنگام به شمارش افتادن نفس ها ، هم پا بودن این هم نوردان را حس می نمایی ، از هر کجا که بوده اند یا در هر کجا که مانده اند ، هر چند که شاید هیچ گاه ، هیچ کدام از این هم نوردان را هم نه دیده باشی .
تن درست و پاینده باشی .
می دیدمت
فصل،فصل برف و کولاک بود
هر چند درمیان دشت دستت
گل آفتاب می رویید و
شانه و کتف تو
برای پرنده های کوهی لانه بود
شعر از شیر کو بی که س

علی مردی که جهان چون غباری در عبایش سرگردان است


مردی ازتیره ی مردان ابر مرد جهان

دیده وا کرد برهستی...

تاریخ ساکت ماند...همهمه باز کشید از رفتن.

ناز این مرد بزرگ صدقرن...تیغ زد پیکره ی هستی را

آسمان شعله کشید از هیبت..مست شد شکر علی اللهی زد

 

 

رمضان

نیمه ی صبح

مرد مرد جهان ساکت بود

در خم کوچه ونخلستانها..سایه شوم طمع..در کمین ابرین مرد جهان

 

خنجر از درد گران..زهر آلوده شده مینالید

حلقه ی در نگران سر بود..

مرغو مرغابی وکبوترها..نذر برگشتن این اختر بود

 

ناگهان غیرت طمع غرید..وچه بد مست کشید او شمشیر..وگران درد کشید او فریاد

وزمان آه کشید از حلقوم ..و زمین درد کشید از دل سخت..

آخرین سجده ی این مرد چقدر سنگین بود!!!!!!

 

وجهان ناباور..مگر او نماز میخواند؟

ویتیم پشت در..کاسه  ی شیر بدست..پدرم آیا هست؟

 

حلقه ی چاه در غربت ..در حسرت این یار به خون آلوده،که دگر نخواهد دید.

 

رسم تقدیر راز مرد دوجهان را فهمید...

وقسم خورد برکعبه ..مجروح

به خداوند قسم.. رستگار شدم

با تشکر از : پاتیرام خداوند آرامش

معرفی  کوههای ایران (س)


س

ساح : 3600 متر ، فیروزکوه ، دهستان شهرآباد

ساجار : 3583 متر ، قزوین ، رودبار الموت ، دهستان الموت پایین

ساردو : 3211 متر ، کوه بنان

ساردویه : 3300 متر ، استان فارس ، شهرستان داراب ، منطقه شکرویه

سارِم ساقلو : 3302 متر ، شهرستان مرند ، دهستان هرزندات غربی

ساری خانی : 3285 متر ، استان فارس ، آباده ، بخش بوانات ، دهستان باغستان

ساریم ساقلوداغی : 3548 متر ، سراب ، بخش مرکزی ، دهستان صایین

سالدارون : 3360 متر ، استان چهارمحال و بختیاری ، شهرستان فارسان ، بخش مرکزی ، دهستان میزدج علیا

سالیدون : 2990 متر ، لرستان ، شهرستان الیگودرز ، بخش مرکزی ، دهستان ذلقی غربی

سان آو : 2850 متر ، رشته کوه شاهو  ، شهرستان روانسر ، دو راهی جوانرود ، گردنه پلنگانه

ساوخ بلاغ : قله ایی از قلل رشته کوه الوند ، شاه نشین بزرگ

سایو : 3350 متر ، فیروز کوه ، دهستان پشتکوه

سبحان اله : 3460 متر ، استان مازندران ، شهرستان نور ، روستای ولاشید ،

سبز : 2920 متر ، استان فارس ، آباده ، بخش قنقری ، دهستان خرمی

سبز : 3187 متر ، استان اصفهان ، شهرستان سمیرم ، بخش مرکزی ، دهستان ونک

سبزکوه : 2757 متر ، شهر قاین

سبزکوه : 3527 متر ، منطقه بختیاری ،

سبزوار : 2936 متر ، استان همدان ، شهرستان ملایر ، بخش مرکزی ، دهستان کمازان علیا

سبزپوش : 3442 متر ، قزوین ، بخش آبیک ، دهستان کوهپایه ی غربی

سبلان : 2130 متر ، استان زنجان ، شهرستان زنجان ، بخش ماه نشان ، دهستان ماه نشان

سبلان : 4811 متر ، استان اردبیل ، کوه بزرگ و مقدس

سِبلِه خونی : 3110 متر ، استان گیلان ، شهرستان تالش ، بخش مرکزی ، دهستان اسالم

سپهسالار : 3052 متر ،  قسمت باختری زنجان ، موازی با رودخان قزل اوزن ، بین ماه نشان و تکاب

ستخرگزینِ : شمال غرب شیراز ، غار پلنگان در این کوه واقع شده

سخت حصار : 2762 متر ، استان قم ، شهرستان قم ، بخش نوفل لوشاتو ، دهستان نیزار

سِدو : 3836 متر ، استان کرمان ، شهرستان کرمان ، بخش مرکزی ، دهستان سرآسیاب

سَرا : 3031 متر ، استان کرمان ، شهربابک ، بخش مرکزی ، دهستان جوزم

سراب : شهرستان بیجار ،

سَراش :  3527 متر ، قزوین ، بخش رودبار الموت ، دهستان معلم کلایه

سربازارک : قله توچال

سربند : 3014 متر ، استان مازندران ، آمل ، لاریجان ، دهستان بالا لاریجان

سَربَند : 3040 متر ، استان البرز ، کرج ، بخش مرکزی ، دهستان آدران

سرتنگه : 3185 متر ، استان سمنان ، شهرستان دامغان ، بخش مرکزی ، دهستان دامنکوه

سرتوار : 3234 متر ، رودسر ، بخش رحیم آباد ، دهستان اشکورعلیا و سیارق

سرتوچال : همان قله توچال است

سرچال : 3300 متر ، رشته کوه شاهو

سرچاه : قله ایی از رشته کوه منگِشت

سرخ : 3025 متر ، استان اصفهان ، شهرستان فریدن ، بخش بوئین و میاندشت ، دهستان کرچمنو شمالی

سرخاب : 3450 متر ، جاده چالوس ، پل زنگوله ، دره ی سوتک

سرخاب : نام کوهی در جنوب تبریز و متصل به شهر

سرخان : 3053 متر ، استان مرکزی ، اراک ، تفرش ، بخش مرکزی ، دهستان خرازان

سرخانه : 3315 متر ، استان سمنان ، شاهرود، بخش بسطام ، دهستان خرقان

سرخ بلاغی : نام دیگر قله ی ساوخ بلاغ

سرخ تله کش : 3050 متر ، شهرستان رودسر ، کَبون

سرخره : 3419 متر ، استان مازندران ، آمل ، لاریجان ، دهستان پایین لاریجان

سرخواب : 3706 متر ، استان البرز ، کرج ، بخش مرکزی ، دهستان نساء

سَر خورَندَر : 2979 متر ،  استان کردستان ، سنندج ، بخش کلاترزان ، دهستان ژاو رود غربی

سردان : 4000 متر ، آب سفید ، مرکز رشته ی زردکوه بختیاری ، شمال قله شاه شهیدان

سردخونی : 3216 متر ، استان مازندران ، آمل ، بخش مرکزی ، دهستان چلاو

سرد رود : 3402 متر ، استان مازندران ، نوشهر ، کلاردشت ، دهستان کوهستان

سردره : از قله های رشته کوه الوند

سر دره: 2847 متر ، استان مرکزی ، شهرستان سربند ، بخش مرکزی ، دهستان آستانه

سردشت : 3000 متر ، استان مازندران ، نوشهر ، کلاردشت

سرد کوه : 2777 متر ، ملایر ، غار سرد کوه

سرد وفون : قله یی از رشته کوه منگشت

سرریز : 3205 متر ، نجف آباد ، بخش تیران و کرون ، دهستان کرون علیا

سرزرد : 2930 متر ، استان کرمانشاه ، شهرستان پاوه ، بحش نوسود ، دهستان سیروان

سرسبز : 3270 متر ، الیگودرز ، بخش ززوماهرو ، دهستان ززشرقی

سر سفید : 3092 متر ، استان فارس ، آباده ، بخش بوانات ، دهستان مزایجان

سرسفید : 3400 متر ، استان فارس ، ارسنجان

سرسوخته : 3069 متر ، استان گلستان ،  علی آباد کتول ، بخش مرکزی ، دهستان استرآباد ،

سرکچال : 4150 تا 4210 متر ، البرز مرکزی ، شمال شمشک و روته

سرکچال : 4150 متر ، کلون بستک

سرکلامگاه : 3550 متر ، قزوین ، بخش رودبار ، دهستان رودبار

سرکه زار : قله یی از رشته کوه الوند

سِرگاه : 3972 متر ، قله ی سیرگاه یا تماشاگاه ، هفت چشمه

سَرگل : 3365 متر ، استان مازندران ، تنکابن ، بخش مرکزی ، دهستان دوهزار

سرگور بَرداسپی : 2938 متر ، آذربایجان غربی ، شهرستان نقده ، بخش اشنویه ، دهستان دشت بیل

سرماهور : 3707 متر ، استان مازندران ، شهرستان نور ، بخش بلده ، دهستان اوز رود

سرمشک : 4050 متر ، جنوب کوه هزار ، شمال روستای هنزا ،

سِرو : 3150 متر ، کوهستان های اراک ، در امتداد رشته کوه راسوند

سروتمین : 3442 متر ، استان کرمان ، شهرستان جیرفت ، بخش جبال بارز ، دهستان سغدر ،

سَرِه : 3303 متر ، استان کرمان ، شهرستان زرند ، بخش کوهبنان ، دهستان جور

سَرِه نای : 2860 متر ، استان مرکزی ، ساوه ، بخش خرقان ، دهستان علیشار

سفید: 2809 متر ، استان فارس ، شهرستان فسا ، شمال بشنه

سفید 3018 متر ، استان فارس ، شهرستان آباده ، بخش سرچهان ، دهستان باغ صفا

سفید : 3065 متر ، استان کرمان ، شهرستان جیرفت ، دهستان ساردوئیه

سفید : 3249 متر ، الیگودرز ، بخش مرکزی ، دهستان بربرود

سفید:3075 متر  ، استان خوزستان ، ایذه ، بخش مرکزی ، دهستان سوسن شرقی

سفید : 3205 متر ، استان اصفهان ،  فریدن ، بخش مرکزی ، دهستان زاینده رود

سفیدار ، یا سفیدمار : 3170 متر ، بخش خفر را از سیمکان جدا می کند

سفیدار کوه : موسقان

سفید چشمه : 3627 متر ، قزوین ، رودبار الموت ، دهستان معلم کلایه

سفید خاک : 3270 متر ، استان سمنان ، شهرستان سمنان ، بخش مهدیشهر ، دهستان پشتکوه

سفیدخانی : 3030 متر ، استان گیلان ، شهرستان رودسر ، بخش رحیم آباد ، دهستان شوئل

سفید خانی : قله یی است از رشته کوه راسوند استان مرکزی

سفیدخانی : 3100 متر ، جنوب غرب اراک

سفید کوه : 3060 متر ، لرستان ، شهرستان خرم آباد ، بخش دوره چگی ، دهستان دوره

سفید کوه : کوهی نزدیک دامغان ، شمال حاجی آباد

سفید کوه : 3532 متر ، در محدوده ی فریدونشهر ، بخش مرکزی ، دهستان پشتکوه  موگویی

سفیدکوه : قله یی از رشته کوه منگشت

سفید کوه : 2620 متر ، شاهدژ

سفید لَت : 3327 متر ، استان سمنان ، شهرستان سمنان ، مهدیشهر ، دهستان چاشم ،

سفید لد : 3812 متر ، استان مازندران ، بابل ، بخش بندپی شرقی ، دهستان فیروزجاه ،

سقزلو : استان زنجان ، منطقه زرین آباد قیدار ، شهر گرماب ، غار کتله خوردر این کوه قرار دارد

سکار : 3050 متر ، آذربایجان غربی ، ماکو ، غرب دهستان به به چیک

سکه نو : قله هرزه کوه سینو

سلالت : 2939 متر ، استان مرکزی ، شهرستان دلیجان ، بخش مرکزی ، دهستان جاسب

سلطان جهانگیر : 3225 متر ، اهر ، بخش خروانق ، دهستان ارزیل

سلطان خلیل : 3130 متر ، استان اصفهان ، شهرستان شهرضا ، بخش مرکزی ، دهستان اسفرجان

سلطان داغی : 3376 متر ، از رشته کوههای سهند ،

سلطان ساوالان : همان قله ی سبلان است

سلطان سنجر : کوهی است ، سلطان جهانگیر

سلطانی : 2922 متر ، استان همدان ، شهرستان همدان ، بخش مرکزی ، دهستان ابرو

سلطان یعقوب : از ارتفاعات شهرستان نقده

سَلوک : 3143 متر ، استان تهران ، فیروز کوه ، دهستان قزقان چای

سلیمان کش : 3210 متر ، استان مازندران ، سواد کوه ، بخش مرکزی ، دهستان ولوپی

سماموس : 3620 متر ، رامسر ، جواهر دشت ،

سِن بران : 4150 متر ، بلندترین نقطه رشته ی اشترانکوه

سندان داغ : 2975 متر ، استان زنجان ، ابهر ، بخش خرمدره ، دهستان صایین قلعه

سنگاب : 3224 متر ، استان سمنان ، شهرستان گرمسار ، بخش مرکزی ، دهستان کهن آباد

سنگان : 3500 متر ، در شمال سنگان از رشته کوه های توچال

سنگ پل : 3056 متر ، استان البرز ، کرج ، بخش مرکزی ، دهستان نساء

سنگر : 2650 متر ، تِلِمه سنگ

سنگ سَرَک : 3329 متر ، استان مازندران ، نوشهر ، کلاردشت

سنگ سفید : 2623 متر ، استان خراسان ، شهرستان کاشمر ، بخش کوه سرخ ، دهستان برکوه

سنگ سوراخ : 2927 متر ، شهرستان قروه ، از کوه های چهاردَولی ( از لغت نامه دهخدا )

سنگ صیاد : 3544 متر ، استان کرمان ، شهرستان بردسیر ، بخش مرکزی ، دهستان لاله زار

سنگ نو : 3614 متر ، استان مازندران ، شهرستان نور ، بخش بلده ، دهستان شیخ فضل ا... نوری ،

سنگینه کوه : 3950 متر ، استان مازندران ، منطقه ی نمارستان ،

سَنی : 3150 متر ، استان مازندران ، شهرستان آمل ، لاریجان ، دهستان بالا لاریجان

سواد کوه : 3400 متر ، پرچنان

سواد کوه : 3625 متر ، جنوب غرب قائم شهر ، نام قبلی آن بدشخوارگر می باشد ، بعدها فرشوارکوه ....

سوباشی : 2579 متر ، آلمابلاغ

سوتک بزرگ : 3950 متر ، استان البرز ، وارنگرود

سوتک کوچک : 3850 متر ، استان البرز ، وارنگرود

سوتک کوه : 3745 متر ، استان مازندران ، شهرستان نور ، بخش بلده ، دهستان اوز رود

سوتگو : 3190 متر ، استان کرمان ، محدوده شهرستان کرمان ، بخش مرکزی ، دهستان حرجند

سوته : 3635 متر ، استان مازندران ، شهرستان آمل ،  لاریجان ، دهستان پایین لاریجان

سوجر تپه : 2946 متر ، استان آذربایجان شرقی ، شهرستان کلیبر ، بخش مرکزی ، دهستان میشه پاره

سوخته : 3042 متر ، شهر کرد ، بخش کیار ، دهستان کیار غربی

سوخته : 2986 متر ، استان اصفهان ، شهرستان برخوار و میمه ، بخش میمه ، دهستان زرگان

سوخته رود : از قله های رشته کوه الوند

سودَر : 3868 متر  ،استان مازندران ، شهرستان نور ، بخش بلده ، دهستان شیخ فضل ا... نوری ،

سوراخ نسار : 2982 متر ، استان مرکزی ، اراک ، بخش مرکزی ، دهستان شمس آباد

سورمنده : 3395 متر ، سمیرم ، بخش مرکزی ، دهستان وردشت

سوره : 3443 متر ، فریدونشهر ، بخش مرکزی ، دهستان پشتکوه موگویی

سوزچال : 4150 متر ، از قله های خط الراس طولانی دوبرار ، فیروزکوه ،

سوزنی : 3750 متر ، شیرکوه یزد

سوزنی مهرجمال : 3800 متر ، از قله ی رشته کوه اشترانکوه

سولان : سبلان

سولک : 3114 متر ،  استان اصفهان ، سمیرم ، بخش مرکزی ، دهستان وردشت

سوهانک : 3767 متر ، استان تهران ، شهرستان شمیرانات ، بخش رودبار قصران ، دهستان رودبار قصران

سه برادران : 3749 متر ، استان مازندران ، نوشهر ، کلاردشت

سه برادران : قله ایی است از رشته کوه های هشتاد سر ، منطقه ی کلیبر ،

سه برج آسمانی : قله ی است شامل بیژن یک و دو ، گردنه بیژن

سه پایه : 2871 متر ، استان خراسان ، شهرستان نیشابور ، بخش میان جلگه ، دهستان بلهرات

سه پران : قله ایی از رشته کوه منگشت

سه چال : قله ایی در هرزه کوه

سه چاه : 3433 متر ، استان فارس ، شهرستان سپیدان ، دهستان خفری

سه سنگ : 4130 متر ، استان مازندران ، شهرستان آمل ، لاریجان

سه سنگ : 4100 متر ، از قلل خط الراس چپکرو

سه شاخ : 3950 متر ، از رشته کوه های جوپار و بندگدار

سه شاخ : 3651 متر ، قله مرزی بین مازندران و سمنان

سه شاخ بزرگ : همان قله ی جوپار است

سه غر چوئیه : 3027 متر ، استان کرمان ، شهرستان بردسیر ، دهستان قلعه عسگر

سه قپه آسمانی : گردنه بیژن

سه قپه شمالی : گردنه بیژن

سه قلات : 2995 متر ، استان فارس ، شهرستان اقلید، دهستان خنجشت

سه کنج : موازی با رشته کوه جوپار ، در خاور جوپار ، مرز طبیعی ماهان و شهداد

سه کوزان : 3500 متر ، رشته کوه های گرین

سه کوه : 3200 متر ، استان البرز ، کرج ، آسارا

سه کوه : 3583 متر ، گرگ

سه گر : 3222 متر ، گرین

سهند : 3600 متر ، جنوب شهر تبریز ، شمال مراغه

سیا خوانی : 3302 متر ، استان خراسان ، شهرستان نیشابور ، دهستان فضل

سیارو : 3783 متر ، استان مازندران ، شهرستان نور ، بلده ، تتارستاق

سیالان : 4250 متر ، تنکابن ،

سیاه : 2839 متر ، استان خراسان ، شهرستان سبزوار ، بخش جوین ،

سیاه : 2845 متر ، استان خراسان ، شهرستان گناباد ، دهستان گندمان

سیاه : 3330 متر ، بروجن ، بخش گندمان ، دهستان گندمان

سیاه آرمک : 3016 متر ، استان اصفهان ، شهرستان کاشان ، نیاسر

سیاه بند : 3650 متر ، از قله های طولانی یال پیوسته البرز  ،گت بال

سیاه بندان : 2963 متر ، استان سیستان و بلوچستان ، شهرستان زاهدان ، بخش میرجاوه ، دهستان نمین

سیاه بنه : 3077 متر ، استان مازندران ، لاریجان

سیاه پشته : 3307 متر ، استان قزوین ، شهرستان رودبار

سیاه پلاس : 3370 متر ، استان تهران ، شهرستان دماوند ، آبعلی

سیاه تپه : 3084 متر ، استان استان گلستان ، شهرستان گرگان ، دهستان استرآباد

سیاه تیر : 2923 متر ، استان مرکزی ، شهرستان خمین

سیاه چال : 3300 متر ، استان تهران ، شهرستان دماوند ، دهستان ابرشیوه

سیاه چال : 3327 متر ، استان تهران ، شهرستان شمیرانات ، بخش رودبار قصران

سیاه دره : 3181 متر ، استان سمنان ، بخش مهدی شهر

سیاه دره زار : 3059 متر ، استان کرمان ، شهرستان کرمان ، دهستان خرجنده

سیاه سنگ : 3583 متر ، استان قزوین ، رودبار الموت

سیاه سنگ : 3210 متر ، بینالود

سیاه سنگ : 3600 متر ، جنوب غرب لونیز ، از رشته کوه توچال

سیاه سنگ : 4620 متر ، در مشرق شاخک شرقی علم کوه با سنگ های سوزنی

سیاه غار : 3340 متر ، استان تهران ، شمیرانات ، دهستان لواسان بزرگ

سیاه غار : مسیر صعود تهران ، افجه ، امتداد رودخانه ، آسیاب آبی

سیاه غار : 4320 متر ، منطقه ی تخت سلیمان

سیاه کَل : 3084 متر ، در غرب خانِ بن و دریاسر

سیاه کلو : 3700 متر ، استان مازندران ،نوشهر ، کلاردشت

سیاه کله سر : 3710 متر ، استان مازندران ، آمل ، چلاو

سیاه کم : 3134 متر ، استان کرمان ، شهرستان جیرفت

سیاه کمان : 4500 متر ، متصل به قله چالون

سیاه کمر : 3626 متر ، استان مازندران ، شهرستان تنکابن

 

ادامه دارد


معرفی کوههای ایران (الف، ب ،پ،ت، ج ، چ ، ح ، خ ، د ، ذ ، ر ، ز ، س)


معرفی کوه های ایران از آ تا چ در نشاط کوهستان ، لطفاً به لینک های زیر مراجعه کنید

معرفی کوه های ایران ( آ )

معرفی کوههای ایران ( ا )

معرفی کوههای ایران ( ب )

معرفی کوههای ایران ( پ )

معرفی کوههای ایران ( ت )

معرفی کوههای ایران ( ج )

معرفی کوههای ایران (د)

معرفی سایر کوهها بعداً فهرست خواهد شد ... منتظر باید بود ...

پ ن :

اگر کوهی از قلم افتاده ، بفرمایید اضافه می کنم ، اگر نیاز به اصلاح دارد بفرمایید اصلاح می کنم .

امیدوارم براتون جالب باشه

منابع : فرهنگ جغرافیای کوه های کشور
فرهنگ کوه نوردی و غار نوردی ایران داوود محمدی فر

پ ن : اگر از این مطالب استفاده می کنید ، لطفاً مرجع نشاط کوهستان را با لینک اعلام بفرمایید.

جعبه کمک‌های اولیه

یکی از مهم‌ترین وسایلی است که باید در هر سفر  همراه شما باشد. این جعبه نه تنها در سفرهای خارج از جاده بلکه در کلیه مواقع اضطراری مانند سیل، زلزله، آتش سوزی، تصادفات و غیره می‌تواندکارساز باشد. اقلامی که در زیر به آن‌ها اشاره شده یک لیست کامل از یک جعبه کمک‌های اولیه است. شما می‌توانید بر اساس نیاز بخشی از آن را حذف یا به آن اضافه نمایید. این لیست بر اساس تجربه و مراجعه به سایت‌های پزشکی تهیه شده و حذف اقلام آن توصیه نمی‌شود.

 

محتویات جعبه کمک‌های اولیه

·         کمپرس سرد آنی (1 عدد)

·         ژل سوختگی (1 عدد)

·         دستکش استریلیزه (1 عدد)

·         قرص بروفن (1 تخته)

·         کپسول یا قرص آنتی بیوتیک (3 تخته)

·         قیچی جراحی (1 عدد)

·         انبرک یا موچین (1 عدد)

·         گاز استریل  (3 عدد)

·         چسب زخم (10 عدد)

·         قرص‌های تصفیه آب (10 عدد)

·         باند زخم (1 عدد)

·         زانو بند (1 عدد)

·         سوت (1 عدد)

·         پنبه استریل (1 بسته)

·         الکل طبی یا صنعتی به میزان لازم

·         قرص‌های ضد اسهال

·         قرص‌های ضد سرماخوردگی

·         مرکوکرن

·         سرنگ در سایزهای مختلف

·         آمپول آدرنالین

·         نخ و سوزن بخیه

·         کیت مارگزیدگی

·         آنتی شوک

·         قرص‌های آنتی ایستامین

·         قرص‌های ضد تهوع

·         دیازپام رکتال

·         دماسنج

·         پودر ORS

·         قطره چشمی جنتمایسین

·         قطره چشمی بتامتازون

·         قرص‌های مسکن

·         اسپری مسکن

·         پماد پیروکسیکام

·         باندهای استریل مثلثی

·         قرص ید

·         ژل شوینده

 

-          شایان ذکر اسن این جعبه برای مناطق کویری تهیه شده است و جنبه کمک در زمان بروز مشکلات پزشکی دارد.

-          استفاده از داروهای جعبه کمک‌های اولیه باید با نظر پزشک همراه گروه تجویز شود.

 

پیمایش در شب

      در برنامه‌های کوهنوردی، بعضی مواقع شرایطی پیش می آید که ممکن است ناگزیر باشید مدت زمانی در شب پیمایش داشته باشید؛ ولی همیشه سعی کنید طوری برنامه‌ریزی کنید که صعود و اجرای برنامه‌ی شما در طول روز به پایان برسد و قبل از تاریکی هوا به نقطه‌ی استقرار بارگاه یا انتهای برنامه رسیده باشید، چراکه پیمایش در شب می‌تواندخطرات بسیاری را برای شما و گروه همراهتان به وجود آورد. ولی اگر در شرایطی قرار گرفتید که تصمیم پیمایش مسیری در شب داشتید، سعی کنید موارد زیر را اجرا کنید تا از ایمنی بیشتری برخوردار باشید.

1-      پیمایش در شب تجربه و توان خاصی را می طلبد که باید از آن برخوردار باشید. تجربه و توانایی‌های گروهتان را بسنجید؛ بررسی کنید که آیا توان پیمایش و تجربه‌ی کافی برای این کار را دارند یا خیر. اگر کوچک‌ترین تردیدی در این کار دارید از انجام آن خودداری نمایید.

2-      امکانات گروه برای پیمایش در شب را بررسی کنید (پوشاک مناسب – آب – غذا – امکانات بارگاه اضطراری – چراغ قوه و باطری اضافی – نقشه – قطب نما  و...)

3-      چنانچه همه‌ی امکانات مهیا بود باید گروه را سازماندهی کنید. هر شخصی باید مسئولیتی در گروه داشته باشد و نسبت به آن توجیح باشد. برای هر چهار نفر یک سرپرست انتخاب کنید (این به این معنی نیست که از گروه جدا شوند) در نهایت تمامی اعضای گروه باید در یک ستون منظم حرکت کنند.

4-      فاصله افراد از یکدیگر 5/1 تا 2 متر باشد و سعی شود در هیچ شرایطی اعضا از گروه جدا نشوند.

5-      سعی کنید در صورت امکان از لباس‌های تیره رنگ در شب استفاده نشود.

6-      مراقب تغییرات وضع هوا باشید.

7-      مراقب وضعیت روحی و فیزیکی افراد و وزن کوله‌های آن‌ها باشید.

8-      مراقب صحیح بودن جهت پیمایش باشید.

9-      نفر اول گروه با نفر آخر گروه با علایم قراردادی با همدیگر در ارتباط باشند، این کار را با سوت می‌توان انجام داد؛ بعنوان مثال: نفر اول یک سوت می زند نفر آخر با یک سوت جواب او را می‌دهد و می‌تواندمعنای آن، به صعود ادامه دهید، وضعیت عادی است، باشد. یا نفر آخر دو سوت می زند به معنای این که کمی آهسته تر حرکت کنید سرعت حرکت زیاد است و سه سوت توسط نفر آخر بدین معناست که در گروه مشکلی وجود دارد در اولین جای مناسب توقف کنید. بدین ترتیب نفر اول و نفر آخر با هم  ارتباط دارند (این روش یک روش پیشنهادی می‌باشد، می‌توانید از روش‌های دیگر مثل نور دادن با چراغ قوه استفاده کنید) هدف این است که ارتباط بین نفر اول و آخر وجود داشته باشد.

10-   چراغ قوه‌های خود را بررسی کرده و باطری‌های کهنه‌ی آن را تعویض نمایید و آن را بر روی پیشانی نصب کنید و سعی کنید در زمان نیاز از آن استفاده کنید.

11-   اگر چراغ قوه شما روشن است سعی کنید نور آن را در چشم دیگران قرار ندهید؛ زیرا دید آن‌ها را کم می‌کند و مدت زیادی طول می کشد تا چشم آن‌ها به محیط کم نور عادت کند.

12-   ازتمامی چراغ قوه‌های گروه در یک زمان استفاده نشود؛ زیرا ممکن است به نور احتیاج پیدا کنید و دیگر باطری ها انرژی کافی برای کار را نداشته باشند (در صورت مهتابی بودن هوا می‌توان از نور ماه استفاده‌ی بیشتری نمود).

13-   در شب دید کم است و راه کوهستان همیشه ناهموار، کاملاً مراقب جلوی پای خود، شاخه‌ی درختان و شیب منطقه باشید. کوچک‌ترین غفلتی در این کار ایمنی شما را به خطر می اندازد.

14-   شب هنگام هوای کوهستان بسیار سردتر از روز است و باد در شب با سرعت بیشتری می وزد، در زمان استراحت کاملاً خود را بپوشانید.

15-   طناب‌های انفرادی خود را در دسترس قرار دهید.

16-   از صعود و فرود سنگ ها و عبور از مسیرهای صخره ای جداً خودداری کنید، این کار با خطرات جدی همراه است.

17-   از باتون استفاده کنید؛ زیرا با این وسیله ضمن ایجاد تعادل در حرکت، می‌توانید تا حدی پستی و بلندی‌های جلوی مسیر را شناسایی کنید.

18-   هرگونه وسیله ای را که بیرون کوله قرار دارد مخصوصاً کلنگ و ابزارهای دیگر که دارای لبه‌های تیز هستند را در پوشش مخصوص قرار دهید؛ زیرا ممکن است به نفرات پشت سر شما آسیب برساند.

19-   در شب احتمال خطر حمله‌ی حیوانات وجود دارد، از همدیگر جدا نشوید.

20-   از صعود شبانه در دهلیزها،  شکاف ها، دره ها و پرتگاه ها و معابر صخره ای و سنگی و حاشیه‌ی رودخانه ها بپرهیزید. حرکت از روی یال ها کمی پایین تر به جهت در امان ماندن از باد صورت گیرد و در فصل زمستان باید از صعود شبانه جداً بپرهیزید.

21-   در هر 30 دقیقه به گروه شمارش دهید.

طریقه شمارش نفرات به شرح زیر است:

       سرپرست به نفر اول اعلام می‌کند شمارش دهید، نفر اول به طوری‌که فقط نفر دوم صدای او را بشنود، اعلام می‌کند یک، نفر دوم به‌طوری‌که فقط نفر پشت سر او صدای او را بشنود اعلام می‌کند دو و الی آخر تا شمارش به نفر آخر برسد و نفر آخر اعلام می‌کند به‌عنوان مثال 12 تمام اکنون باید شمارش به کلیه‌ی افراد گروه و نفر جلودار اعلام شود که بدین ترتیب است:

نفر آخر دست روی شانه‌ی نفر جلوتر خود قرار داده اعلام می‌کند 12، نفر جلو به نفر جلوتر خود اعلام می‌کند 12، تا این شمارش به نفر اول برسد. به این گونه کلیه افراد گروه و نفر اول متوجه می‌شوند که گروه 12 نفر می‌باشد (در زمان شمارش به هیچ عنوان با صدای خیلی بلند اعلام نشود زیرا فقط نفر پشت سر یا نفر جلو شما باید شماره را بداند.)

22-   نشانه گذاری:

در پیمایش ها بهتر است مسیر پیمایش را نشانه گذاری نمایید. این کار جهت حرکت گروه را برای دیگران مشخص و می‌توانددر برگشت مسیر کمک فراوانی به گروه نماید.

از نشانه گذاری در معابر کوهستانی در برف، جنگل، کویر و... می‌توان استفاده کرد.

برای نشانه گذاری از سنگ چین کردن، ایجاد فلش با قطعات سنگ به طوری‌که نوک فلش جهت حرکت گروه را نشان دهد، پرچم گذاری، نصب قطعات پارچه ای رنگی (نارنجی فسفری، قرمز فسفری، زرد فسفری) و دیگر امکانات موجود استفاده شود.

در زمان پرچم گذاری و نصب قطعات پارچه ای، بهتر است روی آن را شماره گذاری نمایید و به ترتیب شماره از آن‌ها استفاده کنید و آن‌ها را در جای خود محکم کنید.

جهت ایجاد نشانه ها، از بلندی ها و نقاط تیز استفاده کنید تا از زوایای مختلف قابل رویت باشد. برای نشانه گذاری در شب از وسایل و پارچه‌های شب رنگ که با نور چراغ قوه به خوبی دیده می‌شوند، استفاده کنید.

در نشانه گذاری ها سعی کنیم به محیط طبیعی منطقه صدمه ای وارد نشود و در برگشت مسیر نشانه‌های مصنوعی را جمع آوری نماییم.

23-   چنان‌چه در زمان پیمایش به جاده ای رسیدیم و قصد پیمایش در کنار جاده و یا عبور از عرض جاده را داشته باشیم به شکل زیر عمل می‌کنیم:

سعی می‌کنیم از سمتی از جاده حرکت کنیم که عبور وسایل نقلیه را از روبرو ببینیم، بدین ترتیب بهتر است از سمت چپ جاده حرکت کنیم. در زمان پیمایش در جاده بهتر است نفر آخر و نفر جلوی گروه از چراغ‌های پیشانی که دارای لامپ‌‌های اعلام خبر هستند، استفاده کنند (چراغ پیشانی‌های چشمک زن).

در زمان عبور از عرض جاده ابتدا گروه در کنار همدیگر قرار بگیرند، نفر اول و نفر آخر بعد از این‌که مطمئن شدند وسیله‌ی نقلیه ای در جاده رفت و آمد نمی‌کند با دادن علامت یا سوت اعلام می‌کنند تا کل اعضای گروه در یک زمان سریع از عرض جاده عبور کنند.

24-   تا آن‌جا که امکان دارد از پیمایش در شب خودداری کنید مگر اینکه واقعاً ناگزیر به این کار باشید، در این صورت ایمنی را به طور کامل رعایت کنید.

25-   از کلاه لبه دار در شب استفاده نکنید.

 ارتباطات در حوادث

     ارتباطات در جستجو ونجات، تبادل تفکرات و ایده ها در یک محیط درگیر در جستجو و نجات تعریف می‌گردد. اهمیت ارتباط مناسب، می‌تواندبا تصور یک مأموریت جستجو و نجات بدون برقراری هیچگونه ارتباطی آشکار شود. هیچگونه صحبت، ارتباط رادیویی، صدای سوت، سیگنال ویا هر نوع ارتباطی. یک ارتباط مناسب شامل یک فرستنده، یک گیرنده، یک واسط (منتقل کننده)، یک پیام، نیت و قصد وتفسیر می‌شود. ممکن است سعی کند یک پیام را به دیگری برساند. مثلاً یک پیام خاص، اما اغلب توسط گیرنده بد تفسیر می‌شود. گیرنده ممکن است پیامی راکه برای رسیدن به او و یا هر شخص دیگری ارسال شده دریافت نماید.

 بارها دیده شده که یک پیغام نه تنها فقط توسط آن‌هایی که مورد نظر بوده اند، بلکه توسط افرادی که مورد نظر نبوده اند نیز شنیده شده است. باید بدانیم پیام در حال مبادله چگونه، در چه زمانی ودر چه مکانی به کسی که مخاطب ما است می رسد. واسط، چگونگی انتقال پیام راتعریف می‌کند. صدا، رادیو، سیگنال‌های دیداری، نامه، پست(الکترونیک)، تلفن و غیره، کلیه واسطه ها را در بر می‌گیرند. پیام، آن چیزی است که مقرر است از فرستنده به گیرنده منتقل شود.

حصول اطمینان از اینکه پیام تفسیر شده همان اصل پیام است، مهم‌ترین بخش در یک ارتباط مؤثر می‌باشد. آیا این امکان وجود دارد که پیامی بد تفسیر شود؟ آیا پیام دریافتی واقعاً ضروری است؟

برای ارتباط مؤثر، تمامی اجزاء (فرستنده، گیرنده، واسط(منتقل کننده)، قصد و نیت و تفسیر) نیاز به توجه دارند. پیامی که تحریف و بد فهمیده  شود و یا اینکه به طور نا مناسب تفسیر شود، می‌تواندمنجر به عدم انجام کار، شکست در مأموریت و یا حتی تلفات جانی شود. در شرایط مطلوب، پیام مورد نظر باید آن چیزی که توسط گیرنده دریافت (استنباط) می‌شود، باشد. فرستنده و گیرنده باید تلقی و استنباط مشترک و مشابه از پیام مبادله شده داشته باشند.

 ارتباطات در یک رویداد جستجو و نجات می‌تواندشکل‌های متنوعی داشته باشد، اما انواع صوتی، تا به امروز معمول ترین آن‌ها هستند. صدا یکی از عمومی ترین انواع ارتباطات صوتی است. صدا می‌تواندبرای ارتباط مستقیم با شخص دیگری که درگیر هدایت ورهبری گروه ها، توجیه و گزارش گیری در یک عملیات جستجو و نجات می‌باشد، مورد استفاده قرار می‌گیرد.

صدا می‌تواندبه منظور جلب سوژه از طریق صدا زدن نام سوژه و یا فقط ایجاد صداهایی برای جلب نظر باشد. ارتباط بی سیمی پست فرماندهی یا بارگاه اصلی با میدان عملیات و بلعکس مؤثر است. ارتباطات صوتی زمانی که شنوندگان بیشتر از تعداد صحبت کنندگان باشد، به بهترین وجه عمل می نمایند.

 صدا پر کاربردترین وسیله ارتباطی در یک رویداد جستجو و نجات است. سیستم ها (بلند گو)در اماکن عمومی می‌تواندبه منظور به کارگیری صدا در یک نظام ارتباطات صوتی مورد استفاده قرار بگیرد. به هر حال، باید احتیاط شود، به این خاطر که بلندگوها اگر به طور نامناسب ویا مفرط استفاده شوند ممکن است سردرگمی و اختلال ایجاد کنند.

ابزار علامت دهی مانند، شیپور (بوق)، آژیر (سوت خطر)، فرستنده (یا ناقل)، GPS، فرستنده مکان نمای اضطراری (EMERGENCY LOCATOR TRANSMITTER) یا ELT  نمونه‌هایی از رساننده می‌باشند. این نمونه ها می‌توانندتوجه افراد رابه نقطه یا ناحیه ای خاص جلب نمایند. یک ELT    می‌تواندیک ردیاب ELT را به طور مستقیم به یک سوژه هدایت نماید.

ELT وسیله ای  الکترونیکی است که عمدتاً و در درجه اول در هواپیما وقایق‌های بزرگ نصب می‌شود. این وسیله به طور خودکار و یا دستی علائم وسیگنال‌های خاصی را بر روی فرکانس از پیش تعیین شده ای که می‌تواندبرای هدایت ردیاب‌های دستگاه مورد نظر استفاده شود، می فرستد. افراد باید احتیاط کنند تا علائم و سیگنال‌های سردرگم و غیر ضروری ایجاد ننمایند زیرا بدفهمی ممکن است به مشکلات ویا تأخیر منجر شود. به حرکت در آوردن و تکان دادن دست برای یک هواپیمای جستجو گر، با کنایه عمل کردن، به دلخواه و خارج از مقررات و نظم رفتار کردن و شوخ طبعی و یا هر زیاده روی در ارتباطات استاندارد مورد استفاده، همگی ممکن است ایجاد مشکل کند. فرستنده پیام باید به این که پیام چگونه توسط گیرنده تفسیر خواهد شد، بیاندیشد و اینکه چند شیوه برای تفسیر پیام شما موجود است.

سوت ها می‌توانندبه جای سایر ابزار برای ارتباطات بین گروه ها مورد استفاده قرار بگیرند، سوت ها همچنین، ابزار علامت دهی اضطراری مناسبی برای هر کس می‌باشند. بعضی از گروه ها سوت ها را با علائم خاص، به عنوان شیوه و روش اضطراری ایجاد ارتباط مورد استفاده قرار می‌دهند. یک گروه ممکن است سیستمی به شرح زیر را مورد استفاده قرار دهد:

یک سوت ممتد بلند می‌تواندبه عنوان شیوه ای رایج برای تطبیق و تفهیم دیگران به موقعیت خودشان مورد استفاده قرار گیرند.

دوسوت کوتاه تر به معنی بازگشت به پایگاه است. این به دیگران می‌گوید که فردی دچار مشکل شده است و همه باید به پایگاه مراجعت نمایند. زمانی که همه به پایگاه مراجعت کرده اند، فرد غایب مورد شناسایی قرار گرفته وفرآیندهای اضطراری وبحرانی می‌تواندمورد اجرا قرار گیرد.

الهی العفو



يا رب ز كرم حال دعا بخش مرا

از حال دعا جرم و خطا بخش مرا

تا امشب اگر مرا نيامرزيدى

امشب به على مرتضى بخش مرا


شنبه 5 مرداد1392 ساعت: 11:9 توسط:کوهنورد قلبی
    این شب ها و روزها ناب نابند و شاید بی تکرار. خداوند رحمت بی منتهاست اما بدانیم همان قدر که از رحمتش گفته از کیفر خطا های بندگان هم گفته و مهمتر از همه بارها در کلام آسمانی اش آمده که منتظر بازگشت بنده اش از راه خطاست.حال که برایمان لحظه های نابی فراهم نموده و دعوتمان کرده بیاییم در خواندن او برای هم بخل نورزیم. همه را دعا کنیم حتی کسانی که به یادمان نیستند.
این دست های ساده و خالی دخیلتان مارا به رسم رفاقت دعا کنید.
طاعات و عبادات قبول.

آهار به شکر آب با طعم آلبالو و گیلاس

جمعه 4 مرداد 92

هوا در تهران به شدت گرم شده است ، نسیم خنک را باید در کنار آبشارها ، رودها و کوهستان ها جستجو کرد ، مسیر مهر و  صفای دل را در میان دوستان باید گشت و کوهستان آن احساس پاک را برای همنوردان القا می کند تا زندگی را با امید ادامه دهند . برنامه ایی که به اهتمام دکتر ماندگار و در کنار ایشان برگزار شد ،

نفرات : دکتر ماندگار ، خانم ناظم ، بهجت ، حبیب ، هاشم آقا ، عباس ، بهرام ، و من

گفت : اینقدر کوهستان نرو می میری

گفتم : اگر نرم هم می میرم

گفت : اگه بری با درد می میری

گفتم : اگه نرم از درد می میرم

گفت : هوای کوهستان جلوی درد را نمی گیره

گفم : هوای شهر هم جلوی مرگ را نمی گیره

     این بهترین پیامکی بود که خانم ناظم به سلامتی کوهنوردان در ابتدای صبح و در داخل خودرو خوانده ، تا در هوای حاکم بر جامعه کوهنوردی ما برنامه ایی سبک را در منطقه شهرستان اوشان ، روستای آهار به شکر آب را داشته باشیم . هر چند بسیار از بحث هایمان در خصوص بزرگ مردان برودپیک دور می زد .

    این مسیر را در فصول مختلف آمده ایم ، در زمستان زمانی که تنها بود ، آمدیم تا تنها نباشد ، در فصل شکوفه های بهاری اش آمدیم تا زیبایی هایش را از نزدیک تماشا کنیم و در پاییز نقاشی رنگارنگ طبیعت را آفرین گفتیم و میان برگ های پهن شده در پیش پایمان گذر کردیم و حالا که اینجا هستیم تمام تلاش پاییز ،  زمستان و بهاری به ثمر نشسته است تا ، تابستان  شادی را در چهره کشاورزان بنشاند و درختانی که از زیادی بار سر خم کرده اند و تعدادی شان تاب تحمل بار سنگین را نداشته و شکسته اند .

دیدن برکت الهی ، در این منطقه خود بی اختیار زبان را برای شکر گوییی می گشاید .گزارش همراه با تصاویر از این برنامه تقدیم شما بزرگواران

روستای آهار شهرستان اوشان



وارد شدن به کوچه باغ های روستای آهار به سمت شکرآب


و دیدن آنچه که تحسین هر رهگذری را بر می انگیزد ، آنچه را که می بینید خوشه انگور نیست ، خوشه گیلاس است که به وفور در بالای درختان روستا دیده می شود


محصولات باغی دیگر نیز بر درختان جمع شده اند تا در زندگی ها شادی بخش باشد


از کنار کافه بابا نوری نیز گذر می کنیم ، تصوصر بابا نوری نقش بسته بر تابلوی ورودی  با چهره شاد و خندانش گویی کوهنوردان را همراهی می کرد


خوش و بشی با دوستان کوهستان ، از جمله روال برنامه های کوهنوردی است ، دیدن یاران در کوهستان تبسمی را بر لب خواهد نشاند که وصف ناپذیر است ، امید که این فرهنگ در تمام بخش های زندگی مان تسری یابد .


و امیدوارم این شادی های کوهستان همواره میهمان چهره زیبای شما باشد


دره ایی که باغ های گیلاس و آلبالو در آن قرار دارد پشت سر می گذارییم ، نگاهی به مسیر طی شده حس زیبایی را در اختیارمان می گذارد .


مدیر عزیز چقدر بهت بگم حواست به مسیر باشه ، اینقدر هم نمی خواد خبر دار بایستی ... راه تو برو


هاشم آقا و بهجت که یکی از آرارات برگشته و تیمی را به آرارات برده است ، ( گروه کوهنوردی اماوند کرمان ) و بهجت که یک تیم ژاپنی را به دماوند همراهی کرده است ، در کنار هم و در کنار گروه


دور نمایی از مسیر قله توچال به منطقه شکرآب


زندگی در اوج


و آبشار شکر آب که دور زده ایم و از مسیر توچال به شکرآب به سمت امامزاده می رویم


 چوب های خشکی که ثمره عمرشان را هدیه می دهند


طعم آلبالو


طعم گیلاس


در امامزاده


خسته نباشید


آقای شکرآبی در کنار آقای دکتر ماندگار ، از منطقه و وقایع آن می گوید


همکلامی با آقای شکرآبی ،  داستان لوله کشی آب شرب از مکان آبشار به داخل محوطه امامزاده و درست کردن مکانی به عنوان سردخانه آبی ، موضوعی بود که با او صحبت کردیم .... جامعه محلی همیشه منتظر توجه شماست ، اگر سفری دارید ، در برنامه ایی در کنار افراد محلی قرار می گیرید تلاش تان این باشد که پای صحبت آنان بنشینید ، مطمئن باشید که سخنان آنان شنیدنی خواهد بود .


تابلو امامزاده و اطلاعات مربوط به آن بزرگواران


بقعه


بازگشت


طبیعت


در انتهای مسیر


و روستای آهار هم صاحب گیت ورودی شده تا برای ورود خودرو هزینه پرداخت بشه


و راننده جدید و خوب مون آقای انوش


پیام دهیاری آهار

این تصاویر و گزارش مختصر را قرار دادم تا شما هم اگر فرصت داشتید برای یک برنامه سبک از این مسیر استفاده نمایید . مطمئن هستم شما زیبایی های زیادی را خواهید دید .


پ ن :

- تشکر از آقای دکتر ماندگار بابت حمایت برنامه و تشکر از خانم ناظم برای تمام مهربانی هایش

- برای صعود موفقیت آمیز قله مونبلان فرانسه برای دوستان خوبمان آرزوی موفقیت داریم .

- برای رفتن به روستای آهار : تهران ، بزرگراه بابایی ، خیابان استخر ( به سمت شمال ) ، لشگرک ، به سمت فشم ، شهرستان اوشان ، روستای آهار ( محل پارک خودرو )

گاردین: این سه کوهنورد جوان، نام ایران را جاودانه کردند


ورزش ایرانی: روزنامه گاردین انگلیس در گزارشی از حادثه تلخ برای 3 کوهنورد ایرانی نوشت اگرچه دیگر بعید است امید به بازگشت 3 کوهنورد ایرانی باشد اما نام آنها تا ابد در تاریخ ورزش ایران می ماند.

به گزارش خبرآنلاین ؛ گاردین یکی از سرشناس ترین رسانه های خبری دنیا روز دوم مردادماه در گزارشی به حوادثی پرداخت که برای 3 کوهنورد ایرانی در قله برودپیک رخ داده است. در این گزارش با بررسی اتفاقاتی که برای این 3 جوان ایرانی رخ داده است ، به مرور فتح بزرگ قله K3 توسط این سه ورزشکار پرداخته و حادثه تلخی که برای شان در مسبر بازگشت به کمپ اصلی رخ داده است. گروه ایرانی یکی از سخت ترین صعودها را از مسیر تیغه بلند یخی در دستور کار داشت و برای اولین بار این مسیر را به نام خود ثبت کرد. بچه های ایران اما در مسیر بازگشت دچار سانحه شدند و 8 روز از این اتفاق تلخ گذشت تا تقریبا دیگر امیدی به بازگشت شان نباشد.

در این گزارش آمده است:« اگرچه هنوز مردم ایران باور ندارند ، این 3 دیگر بر نمی گردند اما این بچه ها با کار بزرگ شان ، نام شان و نام ایران را در تاریخ کوهنوردی دنیا ماندگار کردند. آنها جنگیدند و جان شان را گذاشتند برای این نام{ مسیر ایران}»

آیدین بزرگی ، پویا کیوان و مجتبی جراحی 3 عضو تیم صعود کننده به قله k3 در پاکستان بودند که پس از صعود موفق به قله در مسیر بازگشت اسیر بهمن شدند و حالا ورزش ایران آنها را گم کرده است. درست مثل اوراز و عباس جعفری . یادشان گرامی.

پ ن :
البته گاردین اشاره کرده در مسیر بازگشت اسیر بهمن شده اند که این مسئله نیاز به تصحیح دارد و همانطور که در خبرها آمده آنها بدلیل شرایط نامساعد از مسیر اصلی منحرف شده اند ....

باشگاه آرش: خانواده سه کوهنورد مفقود شده به پایان عملیات جستجو رضایت دادند


ورزش ایرانی: باشگاه کوهنوردی آرش در اطلاعیه‌ای خبر از اعلام رضایت خانواده‌های سه کوهنورد مفقود شده در قله برودپیک مبنی بر پایان عملیات جستجو داد.


به گزارش پایگاه خبری ورزش ایرانی، متن این اطلاعیه بدین شرح است:در روز سوم مرداد نشستی با حضور خانواده های بزرگی، جراحی،کیوان و دست اندرکاران برنامه ی برودپیک، هیات مدیره ی باشگاه آرش و گروهی از کارشناسان و نمایندگان گروه ها و باشگاه های کوه نوردی برگزار شد که در آن ضمن گفتگو در مورد کلیات برنامه و ارزش صعود انجام شده، در باره ی ادامه فعالیت جستجو نیز صحبت شد. در این جلسه، گزارش آخرین عملیات جستجو ارایه شد. 

پس از گفتگو درباره ی شرایط منطقه و نظرات کوه نوردان و راهنمایان حاضر در منطقه و دیگران، خانواده های محترم بزرگی، کیوان و جراحی با پذیرش نظر کارشناسان، موافقت خود را با پایان یافتن عملیات جستجو اعلام کردند.

همچنین قرار شد که یک مراسم بزرگداشت و معرفی صعود از سوی باشگاه آرش برگزار گردد و پس از آماده شدن گزارش برنامه و گردآوری تمامی اطلاعات ممکن، در نشستی تخصصی، مسایل و مشکلات فنی این برنامه نیز بررسی گردد.

منابع تفرجي انساني كوهستان

     کوهها از نظر تنوع فرهنگي مناطق استثنايي هستند. کوه ها زيستگاه شمار زيادي از جوامع و اقليت هاي قومي و محلي هستند که اغلب نسل هاي متوالي در آن زندگي کرده اند. شيوه هاي زندگي آنها اغلب بي همتا و منحصر به فرد است. مردم کوه نشين در بسياري از بخش هاي جهان از تمدن شهري  و اقتصاد بازار جلگه ها مدت هاي طولاني دور بوده و جدا زندگي کرده اند.

    شيوه هاي زيستي آنها در برابر محيط زيست پر مخاطره کوهستان سازگاري هاي بارزي پيدا کرده است. آنها از نظر تنوع زيست محيطي مناطق کوهستاني در بعد خرد، دانش ژرفي بهمراه دارند که بسيار ارزشمند و منحصر به فرد است.

     يکي از ويژگي هاي بارز مردم کوه نشين  اين است که به طور مشخص  از منابع مختلف اکوسيستم ها به طور فصلي  استفاده مي کنند.

 بعلاوه مناطق کوهستاني  وارث ذخائر غني از نژاد هاي گياهي و جانوري  است که در سطح محلي  بوجود آمده و حفظ   شده اند و در حال حاضر  براي جهان منابع حياتي به شمار مي روند.

    رابطه مستقيمي بين کشاوزي کوهستاني و گردشگري در کوهستان وجود دارد . فعاليت هاي کشاورزي نيروي محرک استقرار انسان ها در مناطق کوهستاني بوده و بنيان زيست و معاش را طي ساليان دراز تشکيل داده است.

   يک محيط فيزيکي و فرهنگي با کيفيت بالا در يک منطقه كوهستاني، پتانسيل هاي گردشگري آن منطقه را افزايش مي دهد. ديگر فعاليت هاي اقتصادي مردم بومي نظير صنايع دستي، بهره گيري از طبيعت مثل گلاب گيري، تمشک چيني و فندق چيني و غيره از جاذبه هاي انساني اين مناطق به شمار مي رود. يادمان هاي تاريخي و باستاني هم از ديگر منابع انساني گردشگري در کوهستان است كه برخي از ارزش هاي ديرين شناسي را نيز شامل مي شود. كوهستان ها اغلب به سبب مزيت هاي توپوگرافيك براي احداث برج، بارو و قلعه مورد توجه قرار مي گرفتند و محدوديت هاي فيزيكي و اقليمي آنها كوهستان ها را كمتر در مسير تحولات توسعه اقتصادي و اجتماعي قرار داده است.

      بنابراين يا توسعه نيافته و بكر هستند و يا توسعه اجتماعي و اقتصادي آنها سنتي و غير مكانيزه است. غارهاي بسياري از مناطق كوهستاني نيز يادمان هايي از انسان هاي باستاني را هنوز در خود محفوظ داشته است.

از جمله منابع گردشگري در محيط هاي كوهستاني مي توان به نمونه هاي زير اشاره داشت:

-         يادمان هاي تاريخي و باستاني شامل برج، بارو و قلعه،

-         غارهايي با ارزش ديرين انسانشناسي،

-         جاذبه هاي معماري سكونتگاه ها همگام با طبيعت،

-         كشاورزي سازگار با كوهستان،

-         دامپروري(زنبور، ماكيان، چهارپا)كوهستاني،

-         توليد فراورده هاي گياهي و جانوري ويژه كوهستان،

-         گلاب گيري، تمشک چيني و فندق چيني،

-         جاده هاي سنتي كوهستاني،

-         ورزش ها و بازي هاي محلي كوهستان.

 نکته های مهم در کوهپیمائی کودکان:


کودکان تفاوت های فیزیولوژیکی خاصی در مقایسه با بزرگسالان دارند باید توجه داشت که کودک توان کمتری در ورزش هوازی دارد و تعداد ضربان قلب و تنفس بیشتری دارد یعنی کودک، در مقایسه با یک فرد بزرگسال برای بدست آوردن یک میزان مشخص اکسیژن باید تعداد بیشتری نفس بکشد و این اتلاف انرژی و آب در ضمن سوخت عضلات کودکان بیشتر چربی است تا گلیکوژن یا گلوکز و سوخت چربی نیاز به 10 درصد اکسیژن بیشتر داشته و بازده کمتری هم دارد از طرفی دست و پاهای کودکان بالانس حرکتی لازم را با عضلاتشان ندارند و نسبتاً حجم عضلانی کمتری دارند و چون کودکان آستانه بی هوازی بالایی دارند، نظیر دونده های مجرب دو استقامت بزرگسالان، این شرائط توجیه کننده این وضعیت است که چطور آنها هیجانات کوتاه، ناگهانی و هیجان پذیری دارند. وقوع چنین حالتی برای بیشتر بالغین غیرممکن است، در عین حال این وضعیت همانند شمشیر دو لبه است چرا که کودک سطح پائین تری از اسیدلاکتیک داشته بنابراین روند ایجاد خستگی در آنها کندتر است و تا زمانی که گرما زده، دهیدراته یا مضطرب نشده اند به مسیر ادامه می دهند.

باید توجه داشته باشیم که بدن کودکان به ازاء هر کیلوگرم از وزن خودگرمای بیشتری نسبت به بالغین تولید می کنند اما چون سیستم تنظیم دمای بدن آنها ضعیف بوده و از طرفی سطح پوستی وسیع تری دارند بنابراین سریعاً دچار افزایش یا کاهش دما میشوند و بهمین دلیل هم نسبت به شوک های گرمایی و هم به کاهش دما (هیپوترمی) حساس تر هستند.

باید دقت داشته باشیم که امنیت در کوهپیمائی کودکان بسیار مهم می باشد.

کودک برای لذت بردن از کوهپیمائی باید با قوانین ایمنی آن آشنا شده و رعایت نماید بیشتر صدمات از عدم رعایت این قوانین می باشد. هیچگاه نباید امنیت کودکمان در کوهپیمائی به خطر بیفتد.

همیشه قبل از شروع کوهپیمائی باید به اصل گرم کردن بدن و پس از آن خنک کردن توجه داشته باشیم چون این امر در جلوگیری و کاهش کوفتگی و درد عضلانی بسیار مفید می باشد. یادمان باشد هرگز کودک را به انجام کاری که از آن وحشت دارد و یا قادر به انجام آن نیست مجبور نکنیم.

به کودک آموزش دهیم تا از موسیقی طبیعت لذت ببرد و یادآور شویم که موسیقی طبیعت شامل پرندگان، قورباغه ها، حشرات، صدای رودخانه و ... می باشد.

باید توجه داشته باشیم که همیشه در برنامه های کوهپیمائی یک سوت بر گردن کودکمان آویزان کنیم و به او آموزش دهیم تا در بعضی موارد خاص با سوت ما را از وضعیت خویش مطلع سازد مثلاً 3 سوت متوالی می تواند به این معنی باشد که « من گم شده ام »

و زمانیکه کودکمان بزرگ شد باید حتماً جعبه نجات (بقاء) و کیف کمکهای اولیه به لوازم او اضافه شود.

والدین باید توجه داشته باشند تا مهارتهایی را به کودک آموزش دهند که آسان باشد نه پیچیده و بخصوص مهارتهای حرکتی برای عضلات بزرگ نه عضلات کوچک و نیز فعالیت هایی که باعث تقویت سیستم های هوازی می شوند و انعطاف پذیری بدنشان را افزایش می دهند و همیشه به این نکته توجه کنیم که باید کودکمان را تشویق کنیم و سعی در افزایش آگاهی و دانش او نسبت به محیط زیست نمائیم و از کوهپیمائی بعنوان فرصتی جهت افزایش تجربه های مختلف علمی و ... در کودکمان بهره ببریم و در حین انجام کوهپیمائی حس مسئولیت پذیری و احترام گذاشتن به دیگران و طبیعت را در کودکمان تقویت کنیم و سعی کنیم تا روابط کودکمان با کودکان دیگر تقویت گردد و به توسعه اعتماد به نفس در او بپردازیم باید به کودکان آموزش دهیم تا به اصل باقی نگذاشتن نشانه ای در طبیعت بعد از کوهپیمائی مقید باشند و زباله های خود را جمع کرده و در جای مناسبی قرار داده و با خود به شهر و مکان مناسبی انتقال دهند و در یک برنامه کوهپیمائی حدالمقدور یک جا آتش روشن نمایند و از مسیرهای مشخص شده و قابل عبور تمردد نمایند و یادمان باشد که کوهپیمائی فرصتی است مناسب برای اینکه فرزندی سالم از لحاظ روحی و جسمی داشته باشیم.