كوه‌نوردي، بخشي از تجربه‌ي انسان در زيستن بر زمين است، چرا كه بسياري از منطقه‌هاي زمين كوهستاني است و آدمي براي گذر از اين سرزمين‌ها به مهارت‌هاي ويژه نياز داشته است. تسلط بر اين مهارت‌ها، انسان عادي را به «كوه‌نورد» بدل مي‌سازد. از ديرباز، اشخاصي وجود داشته‌اند كه ماهرانه از كوه‌ها - حتي صخره‌هاي دشوار- بالا مي‌رفته‌اند (در پاره‌اي از سفرنامه‌ها و ديگر نوشته‌هاي قديمي اران، از اين افراد به عنوان «كوه رو» نام برده شده) و اين كار را براي شكار، معدن كاوي، چراندن دام، جمع‌آوري هيزم يا گياهان علوفه‌اي و دارويي، يا به منظور فعاليت‌هاي نظامي و ... انجام مي‌داده‌اند.

ويل دورانت، تاريخ نگار بزرگ، تاريخ سرزمين پارس را با شرح زندگي قوم ماد آغاز مي‌كند؛ او مي‌نويسد: «مادها از نژاد هند و اروپايي به شمار مي‌روند و محتمل است كه در تاريخ هزار سال قبل از ميلاد از كناره‌هاي درياي خزر به آسياي باختري آمده باشند ... اين قوم، در كوه‌هايي كه به عنوان جايگاه خود در ايران انتخاب كرده بودند، مس، آهن، سرب، سيم و زر، سنگ مرمر، و سنگ‌هاي گران بها به دست آوردند. و چون قومي نيرومند بودند و زندگي ساده‌اي داشتند، به كشاورزي بر دشت‌ها و دامنه‌هاي تپه‌هاي منزلگاه خود پرداختند و زندگي آسوده‌اي براي خويش فراهم ساختند.» رفتن به كوه‌ها از جهت ديگري نيز ضروري بوده است: در شرايط حمله‌ي بيگانگان به سرزمين مادري (كه در تاريخ ايران بسيار رخ داده است)، كوهستان پناهگاه مبارزان بوده است. تاريخ كشور ما پر است از جنبش‌هاي آزادي خواهانه و ضد بيگانه كه پايگاه دست اندركاران آن، كوهستان بوده است.