جمعه ..... شير پلا ..... آموزش كارآموزي كوهپيمايي رايگان

اينم اطلاع رساني

جمعه 2 مهر 1389

دوره كارآموزي كوهپيمايي رايگان

محل: تهران -  پناهگاه شير پلا

ساعت : گروه يك      7 الي  10/30      

             گروه دو     11 الي 14/30     


مدرس : اگه قسمت شد من ميام نشد يه مدرس ديگه در خدمت شماست

توجه :
    پیشنهاد آموزش رایگان کارآموزی کوهپیمایی برای تمامی پناهگاه های ایران می باشدو آنرا از تهران و از پناهگاه شیرپلا در ارتفاعات شمال تهران آغاز کرده ایم و امیدوار هستیم به زودی در کلیه پناهگاه های شهری دیگر این آموزش ها آغاز گردد . در حال بررسی زیر ساختارها و رایزنی با مربیان محترم  در حال انجام است تا نسبت به اجرایی نمودن آن در پناهگاههای د
یگر تهران و شهرهای دیگر اقدام شود .


رشته کوه اشترانکوه

         با سلام خدمت دوستان و بزرگواران ،
برای شناسایی کوه های میهن عزیزمان ، به صورت کوتاه چند خطی راجع به رشته کوه اشترانکوه خدمتتان تقدیم می نمایم ، امیدوار هستم که مورد توجه و عنایت شما قرار گیرد . نشاط کوهستان امیدوار است اطلاعات ارائه شده قابل استفاده برای کوهنوردان و علاقمندان واقع شود .

  موقعیت جغرافیایی : رشته کوه اشترانکوه در بخش شمالی کوههای زاگرس و در استان لرستان واقع شده است قلل اشترانکوه به صورت قوسهایی هستند که در منتهی الیه هر قوس آن برفچال و یا یخچالهای بزرگی واقع شده است. هر دو جناح غربی و شرقی این رشته در محاصره دیواره های سنگی می باشد. ولی یالهای شرقی برای صعود مناسب تر می باشند.

مسیر صعود :

            از ازنابه روستای تیون رفته و از مسیر پاکوب مشخصی که در امتداد جنوب غربی ادامه دارد به راه می افتیم پس از طی چند تپه ماهور به چشمه گُل گُل و پناهگاه سنگی آن می رسیم سپس از طریق راه مالرو سمت راست و بالا رفتن از شیبی نسبتاً تند به راه ادامه داده تا به دره چال کبود برسیم در این محل می توانیم از پناهگاه چال کبود جهت شب مانی استفاده کنیم.

            روز بعد از سمت راست پناهگاه به طرف بالا ادامه مسیر می دهیم و پس از مقداری درگیری با صخره ها و طی شیب تند زیر قله، به قله گل  گل می رسیم سپس با عبور از یخچال چال کبود و تراورس خط الرأس به قلل گل گهر و کوله لایو دسترسی پیدا می کنیم. با ادامه مسیر و پشت سرگذاشتن شیب تند سنگلاخی به قله سن بران (مرتفع ترین قله اشترانکوه) صعود می کنیم.

صعود زمستانی : به دلیل حجم زیاد برف در کوهپایه ها و مواجهه شدن با مسیرهای ترکیبی یخ و سنگ در طول مسیر صعود زمستانی قلل اشترانکوه دارای ویژگیهای فنی خاصی می باشد.

افتتاح خانه کوهنورد رودبار قصران(فشم):

با خبر شديم خانه كوهنورد رودبار قصران (‌فشم ) افتتاح گرديد است با تشكر از دوست خوبم آقاي اشكشي كه اطلاع رساني كرده اند ، مطلب زير از سايت انجمن پزشكي كوهستان تقديم حضورتان مي گردد .

به همت هیئت کوهنوردی وصعودهای ورزشی شمیرانات واداره تربیت بدنی شمیرانات و رودبار قصران" خانه کوهنورد رودبار قصران (فشم)"افتتاح گردید.

با توجه به اهمیت منطقه کوهنوردی البرز مرکزی که جزو بهترین سایت های کوهنوردی کشور با پتانسیل های فراوان می باشد وّهمچنین از طرفی هیچگونه امکانات مکانی جهت استفاده کوهنوردان وجود ندارد وهر هفته تعداد کثیری از کوهنوردان استان تهران واقصی نقاط کشور به این منطقه عزیمت می کنند وهمچنین یکی از بهترین مناطق برای برگزاری اردوها وکلاسهای آموزشی می باشد از دیر باز نیاز مبرم به وجود چنین مکانی احساس می شد که در تاریخ 28/6/1389 رسما افتتاح گردید.

وجود امکاناتی نظیر وجود پارکینگ وسیع،استخر،سونا،پد هلی کوپتر،مرکزیت در میدان فشم وسهولت رفت وآمداز تهران و... بهترین شرایط را برای استفاده کوهنوردان فراهم می نماید.

مزایا ومشخصات سایت فوق بشرح ذیل می باشد:

1-  پد هلی کوپتر در مجاورت خانه کوهنورد

2-  امکانات استخر ، سونا ، جكوزي در حاشیه خانه کوهنورد

3-  دو باشگاه بدنسازي

4-  2000 متر مربع فضاي باز

5-  وجود مركز بهداشتی درمانی فشم در كنار خانه كوهنورد

6-  دو اتاق ۳۵متری

7-  امكانات مختلف جهت برگزاري كلاس هاي عملي و تئوري كوهنوردي

8-  اتاق امانات

9-  سالن های ورزشی فوتبال ، واليبال ، بسكتبال

10-           امكانات طبیعی منطقه شامل :

·        پيست اسكي ديزين

·        پيست اسكي شمشك

·        پيست اسكي دربندسر

·        مدرسه يخ نوردي هملون

·        منطقه آموزشی حسن در( تشكيل كلاس هاي برف و يخ)

·        منطقه سنگ نوردي گرمابدر

·        منطقه سنگ نوردي شمشك

·        منطقه سنگ نوردي اوشان

11-           مسير هاي متنوع كوهپيمايي یک روزه

12-           بيش از 30 قله بالاي 4000 متر

13-           مسير هاي مختلف پیاده روی وکوهپیمایی وترکینگ تهران شمال

14-           مسير هاي متنوع دوچرخه سواري كوهستان

همچنین این مکان میتواند محلی برای تشکیل ستاد بحران در موارد بروز حوادث کوهنوردی ومحل نگهداری امکانات وتجهیزات امدادونجات کوهستان در منطقه باشد. 

کوهنوردان سراسر کشور در صورت نیاز به استفاده از امکانات فوق می توانند با شماره تلفن های ذیل تماس حاصل نمایند:

26502330 – 021  وهمراه :09193013616  آقای حامد میرزایی

آدرس: رودبار قصران – میدان فشم – تربیت بدنی رودبار قصران

سه پرسش سقراط

هر زمان شايعه اي روشنيديدو يا خواستيد شايعه اي را تکرار کنيد اين فلسفه را در ذهن خود داشته باشيد!

در يونان باستان سقراط به دليل خرد و درايت فراوانش مورد ستايش بود. روزي فيلسوف بزرگي که از آشنايان سقراط بود،با هيجان نزد او آمد و گفت:سقراط ميداني راجع به يکي ازشاگردانت چه شنيده ام؟

سقراط پاسخ داد:"لحظه اي صبر کن.قبل از اينکه به من چيزي بگويي از تومي خواهم آزمون کوچکي را که نامش سه پرسش است پاسخ دهي."مرد پرسيد:سه پرسش؟سقراط گفت:بله درست است.قبل از اينکه راجع به شاگردم بامن صحبت کني،لحظه اي آنچه را که قصدگفتنش را داري امتحان کنيم.

اولين پرسش حقيقت است.کاملا مطمئني که آنچه را که مي خواهي به من بگويي حقيقت دارد؟مرد جواب داد:"نه،فقط در موردش شنيده ام."سقراط گفت:"بسيار خوب،پس واقعا نميداني که خبردرست است يا نادرست.

حالا بيا پرسش دوم را بگويم،"پرسش خوبي"آنچه را که در موردشاگردم مي خواهي به من بگويي خبرخوبي است؟"مردپاسخ داد:"نه،برعکس…"سقراط ادامه داد:"پس مي خواهي خبري بد در مورد شاگردم که حتي درموردآن مطمئن هم نيستي بگويي؟"مردکمي دستپاچه شد و شانه بالا انداخت.

سقراط ادامه داد:"و اما پرسش سوم سودمند بودن است.آن چه را که مي خواهي در مورد شاگردم به من بگويي برايم سودمند است؟"مرد پاسخ داد:"نه،واقعا…"سقراط نتيجه گيري کرد:"اگرمي خواهي به من چيزي رابگويي که نه حقيقت داردونه خوب است و نه حتي سودمند است پس چرا اصلا آن رابه من مي گويي؟

گزارش اولين دوره كارآموزي كوهپيمايي رايگان  در پناهگاه شير پلا

مقدمه :

   تعداد افرادي كه در ايام تعطيل و غير تعطيل از ارتفاعات شمال تهران و شهرهاي ديگر ميهن عزيزمان استفاده مي نمايند افزايش يافته است . كساني كه براي استفاده از محيط پاك كوهستان در اين ارتفاعات حضور مي يابد ،‌طيف وسيعي از افراد جامعه را تشكيل مي دهند . كوهستان در عين زيبايي و پاكي چنانچه افراد با آگاهي وارد آن نشود مي تواند خطر آفرين باشد . آمار دوره هاي آموزشي كلاسيك كوهنوردي رو به فزوني است ولي اين آموزش ها با تعداد استفاده كنندگان از كوهستان تناسب ندارد .  

   با توجه به حضور  خيل فراواني از كوه روندگان نياز به امر آموزش و ارتقاء آگاهي آنها در امر شناخت كوهستان ، ‌ملزومات و اقدامات پيش گيرانه و شناساندن مهارتهاي ورود به كوهستان احساس مي شود . حركت هاي مثبتي از قبل آغاز گرديده ، در فدراسيون و هيئت هاي استانها از طريق چاپ و توزيع بروشورها ، گماردن راهنمايان كوهستان و كمك رساني و ..... در مسيرهاي كوهنوردي اقدامات موثري است كه مي توان از آنها نام برد .

 حركت اخير نيز نقطه شروعي در امر آموزش عمومي كوهنوردي به همت كارشناسان و مسئولين محترم فدراسيون كوهنوردي و صعودهاي ورزشي جمهوري اسلامي ايران مي باشد كه عنوان دوره آموزش رايگان دوره كارآموزي كوهپيمايي در پناهگاه ها مي باشد كه توسط مدرسين كارگروه كوهپيمايي فدراسيون در مناطق تعيين شده اجرا خواهد شد كه ذيلاً گزارش اولين دوره آموزش رايگان كارآموزي كوهپيمايي تقديم حضورتان مي‏گردد.

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /**/

گزارش برنامه :

الف ) ساعت 30/7 الي 30/10

طبق هماهنگي قبلي آقاي مباركي مسئول آموزش و پژوهش كارگروه كوهپيمايي و آقاي ساريخاني مسئول پناهگاه ها ، بنده براي تدريس اين دوره معرفي شدم ، دوره  با نيم ساعت تاخير در ساعت 30/7 در تراس پناهگاه آغاز گرديد . بدليل اينكه هيچگونه ثبت نام قبلي صورت نگرفته بود و اطلاع رساني فقط در حد يك برگه A4 در داخل پناهگاه بود شروع كار كمي با سر در گمي همراه بود . امكانات موجود براي برگزاري كلاس ، چند تا نيمكت فلزي براي نشستن و چند فريم هاي فلزي با قابليت نصب سايبان بود ولي سايابان خاصي نداشت . كلاس با اطلاع رساني سركار خانم باقري (كه شب را در پناهگاه بودند و در روز آموزش به بنده كمك نمودند ) و آقاي اميني  آغاز گرديد .  

   سرماي صبحگاهي نشستن روي نيمكت فلزي را مشكل نموده بود با درخواست خانم باقري تعدادي پتو براي پوشش آنها از خوابگاه پناهگاه آورده شد و كلاس حالت رسمي تري به خود گرفت ، بودن در طبيعت شرايط تدريس را راحت كرده بود بدليل اينكه عوارض كوهستان و مسيرهاي پاكوب و تعارف پايه ،جهت يابي ، دروس مرتبط براي كارآموز ملموس تر بود ، با شروع تدريس بر تعداد نفرات استفاده كننده افزوده مي شد ، برخي افراد با برنامه قبلي در دوره حضور داشتند و برخي نيز اتفاقي در آنجا بودند ،  آنچه مهم بود اشتياق به ياد گيري و برخورد علمي با مقوله كوهنوردي بود كه جذابيت خاصي برايشان داشت  ، در بين افراد برخي حرفه ايي ها بودند كه بطور ناشناس در كلاس حضور مي يافتند و افرادي كه از كنار و هنگام استراحت هم نيم نگاهي به اجرا ي كلاس و مطالب مطرح شده آن داشتند و به فراخور مطلب مورد نظر خودشان گوشها را تيز مي كردند و گاهي هم سوالي مطرح مي كردند كه بنده آنها را به حضور در داخل كلاس و استفاده بهينه دعوت مي نمودم كه معمولاً مي پذيرفتند . اين روند تا افزايش تا حدود 50 الي 60 نفر هم رسيد و تقريباً اكثريت كوهنوردان كه در تراست حضور داشتند به نوعي به مطالب ارائه شده گوش مي سپردند . هوا هم آفتابي و خوب بود .

    خلاصه اطلاعات كامل و جامعي در حد توان ارائه شد و تمام سوالات حاضرين پاسخ داده شد و برنامه صبح را خاتمه داده و استراحتي در پناهگاه داشتيم . آقاي اميني هم محبت نموده و از ما با چاي و نوشيدني پذيرايي نمودند و هيچگونه وجهي هم دريافت ننمودند و خودشان نيز ابراز خرسندي مي كردند از اجراي اين دوره رايگان در پناهگاه شير پلا  ، در پايان قسمت اول دوره در ساعت 30/10  خانم باقري درخواست كردند كه پتوها جمع آوري و مجدداً پهن شود كه اين اتفاق نيافتاد و كوهنوردان انواع و اقسام استفاده ها را از اين پتو بردند ، به عنوان زير انداز ، رو انداز براي خواب ، به عنوان سفره براي صرف مواد غذايي و حتي به عنوان متكا و ... بهره مند شدند .

ب ) ساعت 11 تا 30/14

 افراد كه در ساعت قبلي حضور داشتند به غير از چند نفر همگي به سمت پايين يا به سمت قله حركت نمودند ،كلاس ظهر بدون شاگرد آغاز شد ،‌ با آمدن دونفر كه خواهر و برادر بودن كلاس آغاز شد و طولي نكشيد كه نفرات به كلاس اضافه شدند و حدود 20 نفر جمع شد ،‌اين تعداد در اواخر دوره خيلي هم بيشتر شد و حدود 40 نفر حضور داشتند ،  بطوريكه موقع خاتمه دادن كلاس هنوز افرادي به كلاس اضافه مي‏شد و سوالاتي داشتندكه بعد از ساعت 30/14 تا 45/14 هم پاسخ و توضيحات ادامه پيدا كرد و عده ايي هم حتي تا داخل پناهگاه همراه ما بودند و سوالاتي در خصوص استفاده از دوره هاي آموزش داشتند كه من در ادامه ديدگاههاي دوره به آن خواهم پرداخت . (  بخش ديدگاه ها براي كارگروه  كوهپيمايي فدراسيون كوهنورد تهيه شده است )

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /**/

تهيه كننده گزارش

پرويز ستوده شايق مدرس دوره

26 شهريور 1389

بند كفش

   در مورد بند كفش چه اطلاعاتي داريم ؟ اصلاً بند كفش چقدر مهمه ؟ ، اين دفعه دوست دارم نظرات شما بزرگواران را در اين مورد بدونم ، مي تونيد ايميل بزنيد يا در قسمت نظر بدهيد ، نظرات خودتون را اعلام بفرماييد .
بند كفش پهن باشه خوبه يا گرد ؟ جنس اون چقدر اهميت داره ؟ آهان طول بندكفش چقدر باشه ،‌اينقدري بزرگ باشه كه يكي دو دور هم دور ساق پامون بپيچيم ؟
تو يه سايت خارجي ديدم اونو تقسيم بندي كرده  ( http://bestard.com  )  لابد اهميت داشته  پس شما هم بهش فكر كنيد ......


Laces


Extreme laces for mountain boots: water-repellent and very resistant.ç
Flat (P) or round (R) and in different lengths (m).




دوشنبه 24 آبان1389 ساعت: 8:57 توسط:محمدرضا یاوری
سلام
نظر من در مورد بند کفش که صرفا تجربی است
1-استحکام مناسب در برابر نیروهای مکانیکی من جمله نیروهای کششی
2-داشتن ضریب ازدیاد طول مناسب در دماهای مختلف
3-دارا بودن ضریب خستگی مطلوب در شرایط دمایی مختلف
4-دارای بودن هندسه مناسب(دایروی یا بیضی)
5-دارا بودن راهنمای ورودی به منافذ عبوری کفش در کیفیت اتصال و عملکردی بسیار خوب
6-کیفیت خوب بافت
و اگر چیزی اضافه بشه خیلی خوشحال می شم
ممنون از زحمات شما

کوههای خراسان

سلام ، دوستان گرامی با آموزش های کوتاه نشاط کوهستان چطورید ؟
امیدوارم مورد رضایت و پسند شما بزرگواران قرار بگیره  ، در ادامه معرفی کوههای ایران سري هم به کوههای خراسان زده ایم و مطلبي كوتاه و فهرست وار از كوههاي اين منطقه تقديم شما بزرگواران مي گردد ، داشتن اطلاعات كوهها و شناخت كلي آنها ديد بهتري نسبت به كوههاي كشورمان در اختيار قرار خواهد داد .

زمین شناسی کوه های خراسان نشان می دهد که یک رشته سنگهای متبلور، مانند میکا شیست، و شیست و گنیس و خارا در چین خوردگی های خراسان وجود دارند ، در اینجا به جای رشته کوههای ساده با چین های فشرده و منظم (همانند رشته البرز) به کوههایی بر می خوریم که امتداد مشخصی ندارند و تشکیل رشته متعددی را می دهند. کوههای کرانه شرقی دریای خزر با ارتفاع کم مناطق وسیعی را شامل می شوند که از شرق گرگان تا خراسان را در بر می گیرد جهت عمومی ارتفاعات در این منطقه شمال غربی- جنوب شرقی است که هر چه به طرف جنوب شرق برویم ارتفاع کوهها زیادتر می شود از مهمترین رشته های کوهستانی این منطقه می توان ارتفاعات زیر را نام برد .

1-      رشته کوه بینالود واقع در شمال شرقی نیشابور

2-      رشته کوه هزار مسجد واقع در شمال خراسان

3-      رشته کوه جغتای و جوین

4-      رشته کوه چهل دختران و شاه کوه

خوب دوستان گرامی امیدوارم این چند  خط  اشتهای شما را در فراگیری دانش کوهنوردی بر انگیخته باشد تا بدنبال تکمیل کردن این مطلب فهرست گونه باشید ، مطمئن هستم که در این زمینه اطلاعات بسیار زیادی وجود دارد ، اگه به مطلب جالبی برخورد کردید ما و خوانندگان نشاط کوهستان را هم با خبر کنید

 

عينک

  سلام دوستان
با مجموعه مطالب عمومی و آموزشی نشاط کوهستان چطورید ؟ براتون مفید هست یا نه ؟ بازم تکرار کنم دوستان کوهنوردم که آموزش های کوهنوردی رو دیدن و یا اهل کوه و کوهستان هستند بسیاری از این مطالب را آگاه هستند ، در مورد عینک هم دوستان قبلاً هزینه های لازم رو انجام دادند و از چشمهاشون در مقابل اشعه تابش فرابنفش محافظت می کنند .
یکی مواردی که در کوهنوردی نباید در قید و بند میزان هزینه بود انتخاب عینک می باشد ، البته گران خریدن منظورم نیست ، مهم کارایی عینک هستش که مطمئن بشیم شیشه این عینک ها اشعه های محدود طول موج فرابنفش رو از خود عبور نمی دن  ، یعنی به عنوان یک جاذب در محدوده 200 تا 400 نانومتر عمل می کنند .
یک نکته مهم دیگر شکل ظاهری قاب عینک می باشد ، عینک های آفتابی شهری دارای فریمی هستند که کناره های آنها باز است و شاید در شهر خیلی هم مهم نباشد که کنار های بسته باشد . ولی در کوهستان به خصوص در مناطقی که برف و یخ وجود دارد و تابش خورشید شدید تر است ،انعکاس نور توسط اشیاء از طریق مسیر های کناری عینک وارد چشم می شود و می تواند به چشم آسیب برساند . و یک کوهنورد خوب باید بداند که شاید شکل ظاهری این عینک ها زیاد باب میل نباشد ولی فوق العاده مفید و کارآمد می باشد .
در این نوشتار توضیحات عمومی و کلی در مورد عینک تقدیم حضورتان می نمایم . امیدوارم براتون مفید باشه .

عينك آفتابي :

هميشه عينك آفتابي، كرم ضد آفتاب و لباس، جهت محافظت از آفتاب همراه داشته باشيد. عينك آفتابي از وسايل بسيار مهم در كوه هستند. چشم نسبت به اشعه آفتاب بسيار حساس است. شبكه چشم بدون عينك بي آنكه هيچ ناراحتي احساس كنيد، مي تواند بسوزد و باعث به وجود آمدن ناراحتي درد آوري بشود. اشعه ماورابنفش حتي از ميان ابرها هم رد مي شود. بنابراين در روزهاي ابري گول نخوريد و چشم هاي خود را بدون محافظ نگذاريد. توصيه مناسب اين است كه هر زمان كه از كرم ضد آفتاب استفاده مي كنيد، از عينك هم استفاده كنيد و در ارتفاعات بالا ، هر دو آن ها را در مواجهه با برف، يخ و آب استفاده كنيد. عينك هاي آفتابي بايد بتواند 95 تا 100 درصد نور ماورابنفش را حذف و فيلتر كند. عينك آفتابي بايد آنقدر رنگي باشد كه فقط نور كمي از آن رد شود و به چشم برخورد كند. فریم عينك هاي آفتابي بايد از جنس غیر فلز باشد و قاب اين عينك ها بايد داراي محافظ هاي كناري در پيرامون خود باشد تا از ورود اشعه و در هنگام طوفان از ورود گرد و غبار و برف جلوگيري كند.

» عينك هاي طوفان (يخ چال ): اين عينك ها نيمي از صورت را مي پوشانند و اين عينك ها بايد بتواند 5 تا 10 درصد نور مريي را از خود عبور دهد. معمولا اين عينك ها از جنس طلقي ( نوعی پلاستیک ) هستند و توسط يك بند كشي به روي صورت مي گيرد.

مراسم ازدواج دو کوهنورد آماتور در کوهستان در جمهوری چک.

مراسم ازدواج دو کوهنورد آماتور در کوهستان در جمهوری چک. (Rex Features)



مرجع خبر :  www.peymane.ir

ضرورت کاهش  وزن و حجم مواد غذایی و بسته بندی

 صبح موقع حرکت به طرف کوه هستش ، وسایلمون را جمع نکردیم ، کوله پشتی رو اول برمی داریم ، اونو که سرو ته می کنیم تازه می بینیم کاغذ شکلات و تنقلات که در ته کوه جا خشک کرده اند سرشو از کوله بیرون می آرن تا اینجا مشکلی نیست ، چون با یک تکاندن ساده کوله آماده است ، می مونه انتخاب پوشاک ، ای وای برخی نشسته ، برخی چروکیده و کفشی که واکس نخورده و جورابی که اونو پیدا نمی کنیم ، سردرگم از این اطاق به اون اطاق سرک می کشیم  و گاهی هم به انباری رفته اونو زیر و رو می کنیم ، تا اینجای کار هم موضوع نوشته من نیست می رسیم به ملزومات خوراکی و تغذیه ، تازه یاد سرپرست برنامه می افتیم ، بسته بندی ، تنوع غذایی و گذاشتن اونها داخل کوله ، لطفاً توقف کنید چون در مورد غذا و ضرورت کاهش وزن و حجم مواد غذایی و همینطور بسته بندی آنها صحبت خواهم کرد . بازم میگم مخاطبین و خوانندگان نشاط کوهستان همشون حرفه ایی نیستند ، حرفه ایی ها خیلی دلگیر نشن که ای بابا این مسائل ساده و پیش پا افتاده رو چقدر تکرار می کنید ، اینو باید تو نظر سنجی از دوستان سوال کرد بگذریم  ، به اصل موضوع می پردازیم .

     بعضی ازکوهنوردان فکر می کنند كه هر چه کوله پشتی خود شان را پرکنند نوع تغذیه آنها صحیح تر است.  دوستان عزیز ما مقدار باری که در کوله حمل می کنیم محدود است بنابراین  نوع ماده غذایی از نظر ارزش غذایی از همه چیز مهمتر است علاوه بر این موضوع کوهنوردان برای سهولت کوهنوردی باید سعی کنند که کوله پشتی خود را بیش از اندازه سنگین نکنند . استفاده از مواد غذایی مانند سیب زمینی , سیب , تخم مرغ , پسته , گردو , بادام نه تنها دارای ارزش غذایی بالایی هستند بلکه با پوست کندن آنها مثل پوست تخم مرغ , پوست پسته , بادام و گردو می توان باعث کاهش وزن آنها شد ه و نیز با خشک کردن و پودر کردن آنها می توان باعث کاهش وزن و حجم آنها و در نتیجه سبک تر شدن کوله پشتی شد.
یکی از دوستان تعریف می کرد از کوله بندی کوهنوردی که بارها به دماوند رفته ، او حتی هسته خرما رو بیرون کشید به جای اون مغز گردو قرار می داد ، برای اینکه در مثلاً 50 تا هسته خرما وزنی حدود 50 تا 100 گرم کاهش یابد ، مطمئن هستم که همه شما روش هایی رو سراغ دارید که وزن کوله تون را کم کنید ، این یک هنر است که کوهنوردی با حداقل وزن کوله انجام شود ...

     بعضی ازکوهنوردان عقيده دارند که پفک , چیپس , کالباس به علت سبک بودن و داشتن کالری مناسب است كه بايد مصرف شود در صورتی که باید ارزش غذایی آن‌ها را نیز در نظر بگیرند و اینکه کالری آنها به اندازه ای که بتواند انرژی آنها را برای ادامه راه تامین کند مناسب نیست از طرفی نگهداری سوسیس و کالباس در زمانی که در شرایط آب و هوایی گرم است مناسب نیست و مهمترین مساله در مورد این نوع ماده غذایی اين است که حاوي مقدار زيادي نمك است كه باعث تشنگی می شود و جلوگیری از تشنگی یکی از مهمترین مسائلی است که باید در کوهنوردی مورد توجه قرار گيرد. بجای این نوع مواد غذایی بهتر است از میوه‌هایی که پرکربوهیدرات است مانند سیب , انگور , موز و میوه هایی که آبدار هستند مانند خیار و پرتغال در کنار تنقلاتی مانند کشمش , انجیر خشک و پسته استفاده شود .

بسته بندی چه جوری باشه :

      د رمورد نوع بسته‌بندی باید گفت كه از بسته‌بندي مناسب و بهداشتی که از ورود نور, رطوبت, بو و ... جلوگیری کند استفاده شود و به اندازه ای باشد که باعث سنگینی کوله پشتی کوهنورد نشود .

علاوه بر تمام موارد ذکر شده  کوهنوردان در این فکر هستند که چه غذایی را همراه خود ببرند که در طول کوهنوردی چند روزه خراب نشود. در ابتدا باید به شرایط آب و هوایی توجه کرد مثلاٌ در زمستان همراه بردن غذاها به علت سردی هوا راحت‌تر است یا در ارتفاعات بالاتر از 2500 متر به علت سردی هوا غذاها کمتر فاسد می شوند ولی در شرایط آب و هوایی گرم غذاها زودتر فاسد می‌گردد . اولین نکته ای که در این مورد به نظر کوهنوردان می رسد کنسروهايي که هم از نظر بسته بندی مناسب هستند و هم از نظر مدت نگهداری زمان طولانی‌تری می‌توان از آنها نگهداری کرد . با توجه به تنوعی که در کنسروهای غذایی وجود دارد هر کوهنورد می تواند با توجه به عادات و تمايلات غذایی خود و شرایط موجود، غذای دلخواه خود را انتخاب کند اما غیر از کنسروهای غذایی از چه نوع مواد غذایی دیگری می شود استفاده کرد که به مدت طولانی تری بتوان از آن نگهداری کرد و انرژی راتامین کند؟

 1- حبوبات که جزء مواد غذایی پرکربوهیدارت و پایدار هستند .

 2-استفاده ا ز نان گندم کامل , کیک , ذرت , پرتغال .

 3- استفاده ا زسیب زمینی که جزء مواد غذایی نیمه پایدار هستند .

 4- استفاده از مغز گردو , انجیر خشک , موز , کشمش , پسته ، توت خشك.

 5- در مورد ساير مواد مانند میوه‌ها و مواد غذایی دیگر با استفاده از خشک کردن و یا پودر کردن آنها می توان به مدت بیشتری از آنها نگهداری کرد .

در پایان دوستان می دانند که این مسئله در برنامه های چند روزه اهمیت فراوانی دارد ، نوشتار فوق طرح موضوعی است برای دوستانی که کوهنوردی را به صورت علمی می خواهند دنبال کنند ، این عزیزان می توانند در منابع مختلف به دنبال مطالب مرتبط باشند و این خودش یک مدیریت و برنامه ریزی تدارکاتی را می طلبد که خیلی وارد موارد تخصصی تر نمی شویم .
اگه دوستان تجربیاتی در حد اطلاعات عمومی دارند می تواند در قسمت نظرات اعلام کنند تا سایر علاقمندان نیز بتوانند از آن استفاده نمایند . منتظر نظرات شما دوست محترم هستیم ...........

جشنواره چادر در چین

در یک فستیوال سه روزه که از روز جمعه گذشته در استان جیانگ زی واقع در شرق چین آغاز شده بود،کوهنوردان تجهیزات و لوازم کوهپیمایی خود را در مناطق کوهستانی و طبیعت به نمایش  گذاشتند.

 

  خبرگزاری «شینهوا» در مهر

پنج راه براي گرم ماندن در کيسه خواب

سلام ، ما می آموزیم که چگونه در کوهستان از روشهای مختلف بهره بگیریم تا صعودی با نشاط داشته باشیم ، شاید توجه داشته باشید که نکات بسیار ساده و درعین حال کلیدی می باشد که با رعایت آنها می توان  سالیان سال کوهنوردی سالم و با نشاط را تجربه نماییم .

کیسه خواب نیز از تجهیزاتی است که نقش بسیار حساسی در کمک به اجرای برنامه هایی است که با شب مانی اجرا می گردد . تقدیم شما بزرگواران و همراهان نشاط کوهستان

وقتي قرار است که در يک هواي سرد و شرايط شب ماني،خواب راحت داشته باشيد راه هاي زيادي در پيش است که دماي داخل کيسه خواب خود را افزايش دهيد.
یه مطلب اساسی اینکه گرمای کیسه خواب ، همان گرمای بدن شماست که با کیسه خواب عایق بندی شده و اطراف بدن شما توقف می نماید .

1-عایق بندی کیسه خواب
 
ابتدا بايد عايق سازي کيسه خواب با زمين را افزايش دهيد تا در امتداد شب گرماي بدن شما در داخل کيسه خواب به هدر نرود.وقتي در داخل کيسه خواب مي خوابيد يا قرار داريد فضا يا حجم قسمت زيرين کيسه خواب که با بدن شما تماس دارد عملاً غير قابل استفاده بوده و خاصيت عايق سازي خود را به مقدار زيادي از دست مي دهد.براي جلوگيري از هدر رفتن گرماي کيسه خواب در اثر تماس با زمين مي توان يک يا دو زير انداز  از جنس اسفنج فشرده يا شبيه آن زير کيسه خواب قرار دهيد.اسفنج هاي فشرده و سبک که در فصل تابستان استفاده مي شود از نظر گرمايي و عايق بودن سرما ضعيف هستند.اغلب کوهنوردان و راهنماهاي کوه هاي مرتفع و پوشيده از برف دو نوع زير انداز همراه دارند يکي زيرانداز يا تشک بادي و ديگري زيرانداز از نوع فوم هاي فشرده.

2- گرم نگه داشتن کیسه خواب
 
هميشه در شرايط لازم از يک ظرف آب گرم يا از يک کيسه آب گرم استفاده کنيد.هر چند اگر هواي شب خيلي سرد باشد اين بطري آب يا کيسه آب گرم نيز در طول شب به تدريج سرد مي شود ولي در هر حال کمک کننده گرمايي است.اگر بطري ها خيلي گرم باشند ميتوانيد در ابتدا با يک پارچه يا لفاف دور آن را بپوشانيد.توجه کنيد درب شيشه يا کیسه آب گرم نشت نداشته باشد. تجربه گرم کردن با سیب زمینی پخته  ، سنگ گرم شده دور آتش که با یک پارچه پوشانده شده است در صورت نبودن کیسه آبگرم می تواند کارساز باشد .

3-    پوشیدن لباس خشک هنگام خوابيدن يا به اصطلاح خزيدن به داخل کيسه خواب داشتن لباس خيس سبب مي شود که ما در طول شب بلرزيد.يک پيراهن يا پوشش اضافي يا لباس پشمي اضافي همراه خود در داخل کيسه خواب قرار دهيد.از هر گونه عملي که سبب تعريق در داخل کيسه خواب مي شود اجتناب کنيد.توجه کنيد مستقيماً در داخل کيسه خواب تنفس نکنيد زيرا بخار آب حاصل از تنفس مستقيماً به وسيله پارچه جذب مي شود و آن را خيس مي کند،هر چند کيسه خواب هاي الياف مصنوعي خاصيت عايق بودن خود را حفظ مي کند و بهتر از پر هستند.

4-    جلوگیری از خیس شدن
در هر حال کيسه خواب خيس يا نمدار نمي تواند کيسه خواب گرمي باشد و وقتي داخل چادر مي خوابيد قسمتي از زيپ ورودي يا پنجره چادر را براي تهويه هوا باز بگذاريد در غير اين صورت بخار حاصل از تنفس شما روي ديوار چادر و قسمت پوشش خارجي کيسه خواب متراکم شده و امکان خيس شدن پارچه را فراهم مي کند.

5-خوردن و آشامیدن
در
طي شب خوب بخوريد و بياشاميد.به ويژه هنگامي که اردو زده ايد بدن شما مقدار زيادي کالري (گرما) در اثر فعاليت هاي روزانه سوزانده است پس نياز به تامين کالري دارد اگر در نيمه شب بيدار شديد و احساس سرما کرديد با خوردن مقداري شيريني و آجيل شيرين مي توانيد اجاق بدن خود را مجدداً به کار اندازيد و بدن را گرم کنيد.    


راهنمايي و اطلاعات تكميلي دوستان رسيد ،‌مقاله زير رو من ديدم بسيار جالب بود توصيه مي كنم دوستان هم يه سري به آدرسي كه تازه كار درج كرده بزنند ، البته با اجازه و تشكر از ايشان


دوشنبه 22 شهریور1389 ساعت: 9:36 توسط:تازه كار
پف دادن کامل کیسه خواب قبل از خزیدن به داخلش؛ استفاده از كيسه بيواك روي كيسه خواب و تنفس کردن داخل کیسه خواب قبل از خوابیدن هم می تونه مفید باشه.
يك مقاله كه از لحاظ اصول چندان بي ارتباط با اين موضوع نيست قبلا ترجمه كردم

http://newbie.blogfa.com/post-84.aspx

  

 

مختصری راجع به هدلایت

سلام دوستان ،
با آموزش های نشاط کوهستان چطورید ، امیدوارم خیلی براتون تکراری و خسته کنند نباشه
، در این پست هم راجع به هدلایت یا همان چراغ پیشانی براتون مطالبی رو درج می کنم ، امیدوار هستم برای شما بزرگواران قابل استفاده باشد ،  البته دوستان حرفه ایی که این مطالب براشون شاید خیلی ساده و تکراری باشد ازشون عذر خواهی می کنم ولی مخاطبین نشاط کوهستان علاقمندان به کوه و کوهنوردی است که شاید در آغاز راه باشند و یا اینکه قبلاً فرصت دسترسی به این مطالب را نداشته اند .

 

» كليد هاي چراغ پيشاني :
همه چراغ ها بايد داراي كليد هاي محكمي باشند تا بر اثر فشار درون كوله روشن نشوند كليد هايي كه در فرو رفتگي قرار دارند و يا چراغ هايي كه با چرخاندن بدنه روشن مي شوند مناسب هستند. اگر امكان روشن شدن چراغ بر اثر فشار دادن كوله پشتي وجود دارد مي توانيد كليد هاي ان را با چسب محكم كنيد يا لامپ ان را بيرون بياوريد و يا باتري ها را سر و ته بگذاريد.


» تنظيم فوكوس نور :

چراغ هاي داراي قابليت تنظيم فوكوس نور بسيار عالي هستند. نور عريض و پخش شده براي انجام كارهايي در فاصله نزديك مناسب است و نور اسپات براي هاي دور مفيد است و شما را قادر مي كند تا اشياء را در فاصله دور تر نسبت به چراغ هايي كه داراي اين كاربرد نيستند ببينيد. هميشه مطمئن شويد كه لامپ ها و باتري هاي اضافه كه با خود حمل مي كنيد كماكان سالم هستند.

 

» لامپ هاي چراغ پيشاني :

بعضي از امكانات تكنولوژيك باعث به وجود امدن چراغ هاي قوي تر با لامپ هاي هالوژن و يا گزنون شده است. ديويد هاي نوري معروف به LED باعث نور روشن تر و دوام بيشتر و طولاني تر شدن عمر باتري شده اند. هر چند اين وسايل از نظر نوردهي قوي نيستند ولي وزن كم انها نسبت به نورشان انها را تبديل به وسايل محبوبي براي كساني كه علاقمند حمل چراغ قوه نيستند نموده است.



» انواع باطري :

1. باتري الكالين

2. باتري نيكل - كاديوم

3. باتري ليتيوم

 

باتري الكالين : بهترين باتري براي مصارف عمومي است و در همه جا هم يافت مي شود. اين نوع باتري نسبت به باتري هاي سربي - روي انرژي بيشتري در خود ذخيره مي كند. مهمترين مسئله در مورد اين نوع باتري ها افت سريع ولتاژ به هنگام خالي شدن انها است و عمر انها توسط سرما خيلي سريع كوتاه مي شود. در هواي 18 درجه زير صفر قابليت 10 تا 20 درصد ظرفيت اصلي است.


باتري نيكل - كادميوم : اين نوع باتري ها جهت كار كردن اسان تر هستند و قابل شارژند و در طول مدتع عمر خود روشنايي خود را حفظ مي كنند و در هواي سرد هم خوب كار مي كنند. در هواي 18 درجه زير صفر انها با %70 ظرفيت اصلي كار مي كنند. اما انها نمي تو به اندازه باتري هاي الكالين انرژي در خود ذخيره كنند.

 

باتري ليتيوم : اين باتري ها در مقابل قيمت بالاتري كه دارند كار بيشتري هم عرضه مي كنند. ولتاژ اين باتري ها در تمام طول عمر انها يكسان و يكنواخت است و در حرارت 18درجه زير صفر تقريبا به اندازه درجه حرارت معمولي قدرت دارند. يك باتري ليتيوم نسبت به باتري هاي هم اندازه و سايز خود مي تواند دو برابر برق بدهد.

 

بهداشت در كوهستان:

از مواردی که در برنامه های کوهنوردی باید مد نظر کوهنوردان قرار گیرد رعایت بهداشت در کوهستان می باشد ،بهداشت فردی از مشخصه های یک کوهنورد خوب است ، مورد دیگر راجع به خوش پوشی کوهنوردان است که متاسفانه برخی از همنوردان در برنامه های کوهنوردی لباس هایی به تن می کنند که کاملاً چروکیده یا شوره های برنامه قبلی هنوز بر روی قسمت هایی از آن دیده می شود  . همانطور که می دانید در کوهستان نیز همانند داخل شهر و مجالس باید به نظافت و آراستگی اهمیت قائل شویم   زیرا بخش عمده ایی از وقت مان در کوهستان با دوستان و همراهانی است که دوستشان داریم و وجودشان برایمان قابل احترام است ، اگر این افراد در جشن ها در کنارمان باشند با عطر و ادئوکلن که خودمان را خوشبو می کنم که موجبات آزار و اذیت آنها را فراهم نکنیم ، حال در کوهستان که در کنار یکدیگر هستیم نیز حداقل باید بهداشت فردی را رعایت نماییم . مطلب زیر تقدیم عزیزان و خوانندگان محترم نشاط کوهستان می گردد .

بهداشت صورت:

هرگز در بامداد روز صعود به كوهستان صورت خود را زياد نشوييد زيرا در شب، هنگام خواب، چربي طبيعي پوست صورت در سطح پوست ظاهر مي‌شود و همان چربي براي پوست محافظ خوبي در برابر آفتاب، سرما، برف و باد خواهد بود. استفاده از كرمهاي ضد آفتاب باعث خشكي پوست شده كم كم بصورت مصنوعي در پوست ايجاد رنگ نموده و پوست رويي را مي‌سوزاند.

بهداشت دست‌ها :

كوهنورد بايد سعي كند جز در موارد سرماي شديد، دستكش بدست نكند و پوست خود را به سرما عادت دهد تا حساسيت آن در مقابل سرمازدگي كم شود. اگر دستها بر اثر تماس با برف و يخ مرطوب شد، آنرا با يك تكه پارچه پشمي خشك پوشانده و بشدت مالش دهيد تا بتدريج خون جريان پيدا كرده و گرم شود.البته توصیه می شود از دستکش های نازک برای محافظت از پوست دست استفاده شود  .

بهداشت پاها:

پاها عامل عمده فعالیت كوهنورد مي‌باشد و بايد در محافظت آن دقت زيادي بعمل آورد. براي حفظ آن از سرما، علاوه بر پوشيدن جوراب، پاها را با نوعي وازلين مخصوص، چرب كنيد. اما از ماليدن چيزهايي مانند خردل خودداري كنيد زيرا تا موقعيكه پوست پا سرد است و هيچگونه حرارتي توليد نمي‌كند، اشكالي ندارد اما بمجرد كمترين عرق در پا ايجاد سوختگي كرده و ناراحتي‌هاي بعدي شروع مي‌شود.

بر اثر پوشيدن كفش تنگ يا بستن محكم بند كفشها ممكن است پاي كوهنورد تاول بزند كه براي پيشگيري از اين مورد بايد عادت كرد كه ساق جوراب دوم خود را برگردانده و داخل كفش نمود. براي جلوگيري از خستگي و گرفتگي عضلات پا، در موقع استراحت در محل مناسبي نشسته و پاها را روي پاشنه دراز كنيد، عضلات ران را با كمك دست تكان دهيد. از ماساژهاي سخت عضلات بپرهيزيد.

چيدن ناخنهاي پا 48 ساعت قبل از برنامه، ضروري است زيرا بلند بودن آنها سبب فشردگي و ناراحتي پا خواهد شد.

بهداشت چشم‌ها:

استفاده از عينك در تمام مدت كوهنوردي بسيار مهم و لازم است بويژه اگر برف روي زمين باشد زيرا برف 95% نور آفتاب را منعكس مي‌كند. شيشه مخصوص اين عينك‌ها چشم را در مقابل اشعه فرابنفش محافظت مي‌كند.

توجه :

مطالب گفته شده در فوق شرایط عمومی است و در موارد خاص و وجود مشکلات باید با پزشک  مشورت شود

 

جهت یابی به کمک لانه مورچه ها

سلام دوستان یه نکته کوتاه و ساده برای دوستانی که طبیعت گرد و کوهنورد هستند ، اگر وسیله جهت یابی مانند قطب نما یا جی پی اس  همراه ندارید و هوا ابری است ، یکی از راههای پیدا کردن جهت ها استفاده از لانه مورچه ها می باشد ، بخونید حتماً یاد می گیریدو دیگه اونو فراموش نخواهید . البته بسیاری از دوستان این روش رو بلد هستند .

اگر قطب‌نما همراه نداشته باشيد و هوا هم ابري باشد مورچه‌ها مي‌توانند جهت‌ها را به شما نشان دهند. مورچه‌ها خاك لانه‌ خود را به سمت شرق مي‌ريزند تا هنگام روز به عنوان سايه‌باني برايشان عمل كند. مورچه‌ها خاك را از لانه بيرون مي‌ريزند تا ذخيره‌گاه خود را وسيع‌تر كنند و آن را سمت شرق مي‌ريزند تا هنگام روز راحت‌تر كار خود را انجام دهند. بديهي است با شناختن شرق جهات ديگر را نيز به راحتي تشخيص مي‌دهيد.

گزنه ..... از گياهان كوهستان

با سلام
     يه مطلب متفاوت ،‌البته در ارتباط با كوهستان و طبيعت در خصوص گياهان كوهستان و دره هاي منتهي به كوهستان گياهي به نام گزنه مي باشد كه شايد بسياري از شما ها در حين عبور كنار اين گياهان به گونه ايي گزيده شده ايد ، شايد اين حالت دفاعي گزنه كه داراي پرز هاي سوزني مانند بسيار است آنرا از گزند نابودي  در بستر رودخانه ها و مسيرهاي كوهستان مصون نگه داشته است . يك سري اطلاعات كلي در اين خصوص تقديم شما بزرگواران مي گردد ،‌ اميدوارم كه خوشتون بياد      

    قدمت گياهان درماني به اندازهي قرون و اعصار متمادي است . اما اکنون بيش از هر زمان ديگري از محبوبيت برخوردار است. گياه درماني به منزله روش شفا بخشي کهن به شمار مي آيد که از گياهان و عصاره هاي آن براي درمان عارضه هاي جسمي و روحي استفاده مي نمايند. پيش از ابداع و ساخت داروهاي شيميايي، گياهان داروئي در زمره ي درمان انتخابي براي معالجه هر چيزي، از سر دردها گرفته تا زخم ها به شمار مي رفتند. به طور سنتي داروهاي شفا بخش گياهي از جمع آوري گياهان بومي و تبديل آنها به پماد ، عصاره و جوشاندن درست مي شوند.

     گياهان کوهي داراي خواص داروئي و غذائي بسيار زياد و مفيدي هستند که در صورت استفاده صحيح مي توان آنها را جايگزين مناسبي براي داروهاي شيميايي نمود. و در اين بين گزنه يکي از مفيد ترين داروهاي گياهي است که در کوههاي ايران فراوان يافت مي شود .

    چاي گزنه براي شستشوي اندام هاي بدن مفيد است. اما بايد آنرا در موارد ناشي از کم کاري قلب و کليه با احتياط مصرف کرد. مصرف اين چاي در درمان رماتيسم اثر بسزائي دارد. شربتي که از ريشه و شيره غليظ بدست مي آيد، دردهاي پرستات را کم مي کند. از آهني که در گزنه وجود دارد ، هنگام پيري براي جلوگيري از خستگي استفاده مي شود. اين گياه براي رفع تنگي رگ ها بسيار مفيد است . گرفتگي پا که در نتيجه ناراحتي هاي جريان خون بوجود مي آيد از طريق پا شويه ، شست و شو با ريشه گزنه از بين مي رود و رفع مي گردد. گزنه مشکل ميگرن را حل مي کند و از برگ اين گياه براي جلوگيري از ناراحتي مجاري ادراري استفاده مي شود. زمان مناسب براي استفاده از آثار درمان کنندگي گزنه در ماه هاي اول سال و پاييز است.


چاي تازه دم گزنه
يک قاشق چاي خوري پر از برگ گزنه را در يک هشتم ليتر آب جوش بريزيد و مدت کوتاهي دم کنيد.


پاشويه گزنه
يک مشت از ريشه تميز شده گزنه ي تازه را طي شب در آب بگذاريد و روز بعد آن را تا لحظه جوش آمدن آب داغ کنيد. محلول مناسبي براي پاشويه بدست مي آيد.


حمام گزنه
پاها را در آب گرمي که محتوي گزنه است ، قرار دهيد ، دماي آب بايد به حدي باشد که بتوان گرماي آن را تحمل کرد. اين محلول را تا دو يا سه بار مي توان مجدداً گرم کرد. مورد استفاده قرار داد.


البته از اين گياه براي كاهش اثرات ديابتي استفاده شده است ، در اين خصوص اطلاعات دقيقي در اختيار نمي باشد ، راستي در گذشته و در برخي مناطق اين گياه را به صورت كوبيده شده ،‌ بطوري كه تيغ هاي آن از بين مي رفته نيز مصرف مي نمودند .

تجاوز یگ گروه راهسازی به آخرین پناهگاه حیات وحش دماوند


خبر زير بدون هيچ گونه تغيير از خبرگزاري مهر نقل شده است در مورد صحت و سقم آن من هيچ اطلاعي ندارم ولي چون مربوط به دماوند بود و اين كوه جاودانه ميراث تمام افراد و همينطور كوهنوردان است و هم سمبل تاريخ كهن ما به آيندگان به حساب مي آيد درج گرديد ، اين خبر اگر صحت داشته باشد يك فاجعه ديگري در حال تكوين است .
بعد از آسفالت دامنه های قله دماوند در سال گذشته این بار محیط بانان این اثر طبیعی ملی از آغاز فعالیت راهسازی در ارتفاعات چهار هزار متری برای ساخت جاده ارتباطی میان منطقه بارگاه سوم به پناهگاه سیمرغ و تسخیر پناهگاه حیات وحش این منطقه خبر می دهند.

جلال مومنی محیط بان منطقه جنوب قله دماوند در گفتگو با خبرنگار مهر با تائید فعالیت یک گروه در ارتفاعات چهارهزار متری دماوند گفت: این گروه راهسازی متشکل از 20 افغان مشغول ساخت جاده ارتباطی منطقه بارگاه سوم به پناهگاه سیمرغ  هستند که طبق آخرین اطلاعات از شورای منطقه مجوز قانونی برای این عملیات صادر نشده است.  

این محیط بان تاکید کرد: از طریق شورای شهر "رینه" در مازندران اطلاع پیدا کردیم که گروهی در حال جاده سازی برای بهره برداریهای خاص و ضد محیط زیستی هستند، چرا که مناطقی که توسط این گروه مورد تجاوز قرار گرفته تنها مناطق بکر و دست نخورده دماوند است که به عنوان آخرین پناهگاه حیات وحش در این قله شناخته شده است.

وی با اشاره به اینکه منطقه سیمرغ در غرب قله دماوند و در ارتفاعی بالای چهار هزار متر واقع شده است افزود: این منطقه دست نخورده، چندین یال و یخچال طبیعی و بکر دارد و به نظر می رسد این گروه که بدون مجوز هم در حال فعالیت  هستند قصد دارند با ایجاد راه زمینه عبور و مرور احشام مانند قاطر را برای باربری فراهم کنند.

مومنی تاکید کرد: با تماسی که با فدراسیون کوهنوردی داشتیم آنها از این فعالیت اظهار بی اطلاعی کردند ولی به نظر می رسد گروههایی در ایجاد این تخریب منافعی دارند و برخی دیگر تصمیم به ایجاد محلهایی برای فروش لوازم کوهنوردی در این منطقه دارند.

این محیط بان اظهار داشت: از طریق این راه، مسیر غربی از سد لار برای رسیدن به قله نزدیکتر می شود و کسانی که این حرکت را ساماندهی کرده اند تلاش دارند هیچ منطقه بکر و دست نخورده ای در دماوند باقی نماند.

وی گفت: منطقه بوم، تنگل چال و وزان یالهای مورد دستبرد این گروه راهسازی است که تا کنون منطقه شکارگاه را شکافته و بخشی از مسیر 10 کیلومتری را زیر سازی کرده اند و اگر جلوی فعالیت غیر قانونی آنها گرفته نشود آخرین پناهگاه حیات وحش دماوند نیز از دست می رود.

لينك خبر

عيد شما مبارك

 

کم کم غروب ماه خدا ديده مي شود


صد حيف ازين بساط که برچيده مي شود                                                                                                                                                                                                         
در اين بهار رحمت و غفران و مغفرت

خوشبخت آن کسي ست که بخشيده مي شود

عيد شما مبارک

                                                                                                                                                            

در مورد طناب كوهنوردي بدانيم

   خوب اگه قرار به ورزش مفرح و شادي بخش كوهنوردي بپردازيد بهتر با وسايل و تجهيزات اون هم آشنا بشيم ، طناب يكي از وسايلي است كه در هنگام صعود و فرود از اون كمك مي گيريم تا با ايمني بيشتر بتوانيم از آن در فعاليت هاي سنگنوردي و كوهنوردي استفاده نماييم . مطلب زير جهت آشنايي با طناب كوهنوردي تقديم حضورتان مي گردد . اميدوارم كه مورد توجه و استفاده شما بزرگوارن قرار گيرد .

 

همانطور که می دانید یكی از وسایل قدیمی ، اولیه و ضروری كوهنوردی ، طناب است .

در كوهنوردی زمستانی و هیمالیایی ، غارنوردی ، سنگنوردی ، یخنوردی و دره نوردی ، طناب از وسایل اصلی در صعود و فرود می باشد . در واقع سایر ابزار فنی كوهنوردی به نوعی در ارتباط و تماس با طناب می باشند . طناب وسیله ارتباطی و حمایتی بین كوهنوردان می باشد .



طناب ها باید مورد تایید اتحادیه جهانی انجمن های کوهنوردی ( UIAA ) قرار گیرند . البته توصیه می شود از طناب هایی استفاده شود که دارای استاندارد اتحادیه اروپا ( CE ) نیز باشند .




طناب های كوهنوردی دارای قطر ها و كاربردهای متنوعی به شرح زیر می باشند :
قطر طناب به میلیمتر / كاربرد / تحمل شوك به کیلوگرم / تحمل وزن به کیلوگرم
3 / بندكفش ، بند حمایت چكش و سایر ابزار / صفر / 250
5 / طنابچه پروسیك ، ركاب / صفر / 620
7 / طناب انفرادی ، فرود دولای اظطراری ، بلوك / صفر / 1335
8 / طناب انفرادی ، فرود دولای اظطراری ، بلوك / 490 / 1700
9 / طناب انفرادی ، دولا صعود و فرود ، بلوك ، صندلی / 570 / 1990
11 / یك لا صعود و فرود / 1050 / 2800
12 و 13 / تیرول


اخیرا سایزهای میانه و زوج دیگر نیز توسط كارخانجات مختلف ساخته شده است ؛ مانند 10.5 میلیمتر و غیره . معمولا طنابهای سایز فرد برای سنگنوردی و سایز زوج برای یخنوردی بكار می روند .



بر خلاف طناب های معمولی و پلاستیكی كه الیاف آن بصورت مارپیچی بدور هم پیچیده و در نتیجه رویه آنها مواج است ؛ طناب كوهنوردی از رشته هایی موازی و سفید رنگ از جنس ابریشم مصنوعی و پریلون در داخل یك روكش محافظ رنگارنگ و بافتنی تشكیل شده است .
در شركت های مختلف تولید كننده طناب كوهنوردی ، رنگ و یا شكل بافت این روكش متفاوت می باشد .
یك حلقه طناب صعود و فرود كوهنوردی معمولا 50 یا 40 متر طول و 10 تا ۱۱ میلیمتر قطر و هر متر آن دو تا سه هزار تومان قیمت دارد ! در دو سر طناب یك نوار چسب سفید رنگ وجود دارد كه مشخصات طناب از قبیل قطر ، طول ، كاربرد ، خصوصیات فیزیكی و ... با علایمی مشخص و استاندارد نوشته شده است .



برخی از خصوصیات فیزیكی كه در طنابهای جدید دیده می شود عبارتند از : ضد آب بودن ( مخصوص صعود های زمستانی ، غارنوردی و یا دره نوردی ) ، مقاومت در برابر سایش به لبه های تیز و برنده ، مقاومت در برابر مواد شیمیایی و ... . بطور كل طنابهای كوهنوردی به دو نوع استاتیك و دینامیك تقسیم بندی می شوند .


1 - طناب دینامیك :



بدلیل موازی بودن رشته های داخلی و جنس آن حالت ارتجاعی دارد و هنگام سقوط كوهنورد كمی افزایش طول میابد كه در نتیجه باعث كاهش میزان ضربه وارده به كوهنورد می گردد . كاربرد اصلی آن در جایی است كه احتمال سقوط وجود داشته باشد ، مانند سنگنوردی و یخنوردی .

2 -
طناب استاتیك :


رشته های داخلی آن كمی حالت بافت مارپیچی داشته و فاقد حالت ارتجاعی بوده و كاربرد آن بیشتر در جایی است كه بر روی طناب صعود و فرود انجام می گیرد . مانند غارنوردی و صعود زمستانی ( هیمالیایی ) .

تحمل شوك : شوك ناشی از وزنه ای ( با عدد مشخص شده در جدول فوق ) از ارتفاع یك متر .
تحمل وزن : تحمل وزنی ( با عدد مشخص شده در توضيحات فوق ) در طول طناب بدون هیچ سقوط و شوكی .
طناب انفرادی : طناب شخصی كه هر كوهنورد ( در هر رشته ای ) باید در كوله خود داشته باشد . قطر این طناب بین ۶ تا 9 میلیمتر و طول آن بین 6 تا 7 متر است . این طناب در مواقع مختلف كاربردهای فراوانی دارد ؛ از جمله : درست كردن صندلی اظطراری فرود و صعود ، حمل مجروح و ... .
تیرول : طنابی كه بین دو نقطه مرتفع ( دو سوی یك دره و یا رودخانه ) بصورت افقی و یا شیب دار بسته شده و جهت حمل و انتقال بار و یا افراد از آن استفاده می شود .



طناب ها از ۲ بخش تشکیل شده اند : الف ) هسته ب ) روکش یا غلاف
هسته : بخش اصلی طناب است و به دلیل ساختار خود مسئول کشش پذیری (Dynamism) طناب است .
روکش یا غلاف : به دور هسته بافته شده و آن را از خراش و دیگر عوامل خارجی محفوظ نگاه میدارد .

انواع طناب از نظر نوع کاربری :






تک طناب (Single Rope) : این رده از طناب ها به صورت تک رشته بوده و توانایی مهار سقوط را دارا هستند . از این نوع طناب ها در صعود های سر طناب استفاده می شود .




نیم طناب یا طناب دوبله (Half Rope or Double Rope) : از این طناب به صورت دو رشته برای صعودهای دوطنابه استفاده میشود . هر رشته را میتوان داخل یک کارابین انداخت .



طناب دوقلو (Twin Rope) : درصورت استفاده از این طناب در صعود حتما باید هر دو رشته را داخل یک کارابین انداخت .

 

نكات ایمنی :

۱ - هیچگاه طناب روی لبه تیز سنگ و خاك كشیده نشود !
۲ - مواظب باشید كه طناب داخل مواد روغنی نیافتد !
۳ - طناب را تنها با آب سرد ( یا بسیار ولرم ) بشویید . در صورت نیاز از مواد شوینده ای كه برای پوست انسان مضر نیستند ( مانند صابون ، مایع دستشویی ، شامپو و ... ) نیز می توانید به اندازه کم استفاده كنید !
۴ - طناب شسته شده را بدور از تابش مستقیم آفتاب و منابع حرارتی دیگر پهن كنید تا جریان هوا آنرا خشك نماید !
۵ - هنگام صعود های متوالی از هر دو سر طناب استفاده كنید تا پیچش ، اصطكاك و ساییدگی در تمام طناب تقسیم شود .
۶ - تعداد شوك هایی كه یك طناب می تواند تحمل كند محدود است ، بنابر این از كارهایی كه شوك های متوالی به طناب وارد می سازد (‌ مانند بكسل ماشین ، طناب كشی و ... ) با طناب كوهنوردی خودداری نمایید !
۷ - از طناب دیگران كه نمیدانید چه بلاها و شوك هایی را تحمل كرده است در صعودهای جدی استفاده ننمایید !

۸ - و مهمترین نكته این كه طناب جان كوهنورد است . هیچگاه جان خود و یا دیگران را لگد نكنید !!

برگرفته از : انجمن تخصصي دانلودها

کوهنوردی در سرزمین پارسیان

    ويل دورانت، تاريخ نگار بزرگ، تاريخ سرزمين پارس را با شرح زندگي قوم ماد آغاز مي‌كند. او مي‌نويسد: «مادها از نژاد هندواروپايي به شمار مي‌روند و محتمل است كه در تاريخ هزار سال قبل از ميلاد از كناره‌هاي درياي خزر به آسياي باختري آمده باشند. اين قوم در كوه‌هايي كه به عنوان جايگاه خود در ايران انتخاب كرده بودند، مس، آهن، سرب، سيم و زر، سنگ مرمر و سنگ‌هاي گران‌بها به دست آوردند و چون قومي نيرومند بودند و زندگي ساده‌اي داشتند، به كشاورزي بر دشت‌ها و دامنه‌ تپه‌هاي منزلگاه خود پرداختند و زندگي آسوده‌اي براي خويش فراهم ساختند». رفتن به كوه‌ها از جهت ديگري نيز ضروري بوده است: در شرايط حمله بيگانگان به سرزمين مادري (كه در تاريخ ايران بسيار رخ داده است)، كوهستان پناهگاه مبارزان بوده است. تاريخ كشور ما پر است از جنبش‌هاي آزادي خواهانه و ضدبيگانه كه پايگاه دست اندركاران آن كوهستان بوده است.

قله هاي رشته كوه قفقاز

رشته كوه قفقاز ،‌ رشته كوهي است كه بين درياي خزر و درياي سياه در مرز بين روسيه و كشور گرجستان امتداد دارد . قلل معروف آن به شرح جدول زير تقديم دوستان كوه مي گردد ،‌ اميد كه شاهد موفقيت كوهنوردان ايراني در صعود به اين قلل منطقه سردسيري و يخي باشيم

نام قله

ارتفاع (متر)

برآمدگی (متر)

کشور

قله البرز

۵٬۶۴۲

۴٬۷۴۱

روسیه

دیخ-تاو

۵٬۲۰۵

۲٬۰۰۲

روسیه

شخارا

۵٬۲۰۱

۱٬۳۶۵

روسیه/گرجستان

کوشتان-تاو

۵٬۱۵۲

۸۲۲

روسیه

جانگی-تاو (جانگا)

۵٬۰۵۹

۳۰۰

روسیه/گرجستان

کازبک

۵٬۰۳۴

۲٬۳۵۳

روسیه/گرجستان

پوشکین

۵٬۰۳۳

۱۱۰

روسیه/گرجستان

کاتین-تاو

۴٬۹۷۹

۲۴۰

روسیه/گرجستان

شوتا روستاولی

۴٬۸۶۰

حدود ۵۰

روسیه/گرجستان

قله كازبك در كشور گرجستان

قله كازبك گرجستان

رشته کوه عظیم قفقاز بطول 1200 کیلومتر از سه بخش تشکیل شده ا ست بخش غربی از دریای سیاه تا البروس، بخش مرکزی از البروس تا قله کازبک، و بخش غربی از کازبک تا کشور آذربایجان قله شاه داغی و در نهایت در دریای خزر بپایان میرسد.

قله کازبک یک کوه آتشفشانی از نوع استارتو ولکانو بوده و بعد از قلل شاخارا  5201 متر و جانگا 5059 متر سومین قله مرتفع کشور گرجستان در شرق رشته کوه قفقاز مرکزی در رشته کوه خوخ که نام گرجی آن میباشد ما بین دریای سیاه و دریای خزر در شمال اوستیا در 25 کیلومتر مرزی کشور روسیه و گرجستان و در 140 کیلومتری شهر تفلیس در شهرستان کوچک کازبکی قرار گرفته است، نام گرجی این قله مکینواری که بمعنی کوه یخ نامیده میشود  در حال حاضر راه دسترسی به این منطقه فقط از طریق شهر تفلیس امکان پذیر میباشد قله کازبک در تاریخ 1868 میلادی توسط  داگلاس فرش فیلد ، مور و تاکر با یک راهنمای سویسی برای اولین بار صعود گردیده است.

این قله در موقعیت 42°42′N 44°31′E  جغرافیائی قرار دارد ، و بدلیل شمالی بودن از سرما و بادهای شدیدی برخوردار میباشد.

از پایتخت گرجستان شهر تفلیس به طرف مرکز ولادی قفقاز شهر نالچیک روسیه یک راه نظامی بوده که در دوران شوروی سابق ساخته شده و بطول 208 کیلومتر و از ارتفاع 1447 متری شروع و از مسیر های صعب العبور از دره ترک گذشته و از کنار رودخانه های بایدارکا و آراگوی تا ارتفاعات 2379 متری گردنه داریال گذشته و از مسیرهای دشوار عبور و به شهرک کازبگی در 25 کیلومتری مرز روسیه میرسد.

مسیر صعود از شهرستان کازبکی بطرف دهکده گرگتی جدا شده و بطرف کلیسای معروف گرگتی ادامه دارد که پس از گذشتن از تپه های سر سبز و زیبا و عبور از رودخانه خروشان به پای یخچال عظیم گرگتی میرسیم،

این قله دو مسیر صعود دارد یکی مسیر جنوب شرقی از روبروی پناهگاه متو سیتیشین با درجه سختی 3 ب توام با یخ و سنگ و در صورت داشتن برف سنگین در مسیر احتمال ریزش بهمن نیز وجود دارد مسیر از شیبهای 35 شروع و در خاتمه تا 65 و 70 درجه به قله میرسد، اما مسیر کلاسیک از طرف پناهگاه است که کاملا 180 درجه از جبهه جنوبی تراورس کرده و بعد از گذشتن از مورن ها و شکافهای یخی متعدد از جبهه غربی سوار بر یال شمالی میشویم که نهایت در شیبهای آخر زیر قله با 30  الی 35 درجه در قله بپایان میرسد و این قسمت از مسیر گاهی پوشیده از برف و گاهی کاملا یخ بلوری است که در اینصورت تا انتهای قله طناب ثابت کار گزاری میکنیم، این مسیر از پناهگاه 8 الی 10 ساعت تا قله بطول می انجامد و 3 الی 4 ساعت نیز تا رسیدن به پناهگاه زمان برگشت خواهد بود.

 اطراف قله کازبک پوشیده از یخچالهای دائمی که یکی از آنها یخچال معروف گرگتی است که در راه رسیدن به پناهگاه از روی آن عبور میکنیم

بهترین زمان صعود این قله از اواخر تیرماه لغایت آخر شهریور ماه بوده ولی باز هم بدلیل قرار گرفتن این منطقه در میان دو دریاچه مهم جهان (سیاه و خزر ) از باد و کولاک شدید و حتی خرابی هوای پیش بینی نشده برخوردار است.

یخچال معروف کولکا در شمال اودسیا در نزدیکی قله کازبک در بیستم سپتامبر از شیبهای تند قله زیمارائیکوخ یخچالهای آویزان آن در اثر شکستن بصورت توده بهمن یخی ریزش نموده و بعد از طی 24 کیلومتر مسافت از روی یخچال مائیلی عبور کرده و یک دهکده در جمهوری روسیه در شمال اودسیا را از بین برده بود که در این حادثه افراد بیشتری از اهالی یک دهکده جان خود را از دست داده بودند.

تا سال 1382 قله کازبک در بین کوهنوردان ایرانی چندان شناخته شده نبود  و بعد از اين سال اعزام تيم هايي از ايران آغاز گرديده است .


از : سايت ايرانيان 

امید و زندگی

زندگی یعنی امید و حرکت 

مردد بودم که این مطلب را در نشاط کوهستان قرار بدهم یا نه ، ولی چون بحث امیدو حرکت در زندگی است و این مطالب می تونه درس بزرگی برای هم ما باشه که با داشتن سنینی بسیار کمتر زندگی را یه جورایی تعطیل می کنیم و از اون دست می کشیم . شاید زندگی این افراد نمونه بارزی باشه که زندگی یعنی امید و حرکت ، امید به فضل پروردگار و تلاش در راه زندگی ، زندگی مانند صعود به قله کوه است ، زندگی در حرکت شکل می گیرد نه در انتهای مسیر ، شاید اون آخر مسیر هیچ خبری نباشه ولی درس های بین مسیر و صعودهای و فرودهاست که مهر و محبت و شکوه و جلال را شکل می دهد .

شما اگه علاقمند هستید مطالب زیر رو تقدیم حضورتون می کنم

بیشتر انسانها گمان می کنند پیری سن بازنشستگی و دست کشیدن از تلاش و انتظار مرگ است اما کسانی که ما در این گزارش به شما معرفی می کنیم جور دیگری می اندیشند.

ما شما را با چند تن از متفاوت ترین افراد مسن جهان آشنا می کنیم

مسن ترین فردی که در دنیا در قید حیات است

مسن ترین فردی که در دنیا در قید حیات است

آنتیسا خویچاوا، از اهالی سابق اتحادیه جماهیر شوروی ساکن جورجیا، متولد سال 1880 است. بدین ترتیب وی با 130 سال سن سالخورده ترین فرد در زمان حاضر محسوب می شود.


مسن ترین پزشک دنیا

مسن ترین پزشک دنیا

دکتر والتر واتسون، مشهور به " پاپا داک" به معنی بابا دکتر، تا به حال شاهد به دنیا آمدن 18000 کودک با کمک دستان خود بوده است. او در سن 100 سالگی ، بیش از 60 سال سابقه کاری پزشکی خود را پشت سر می گذارد.


مسن ترین چترباز دنیا

مسن ترین چترباز دنیا

گئورک مویس، زمانی که در سال 2009 به همراه نوه اش از بالای آسمان خراشی به پرواز در آمد به همگان ثابت کرد که او شجاعتش را با وجود گذر سن از دست نداده است. او هم اکنون 97 سال دارد.


مسن ترین کلاس اولی دنیا

مسن ترین کلاس اولی دنیا

ما زئوکسین، 102 ساله، از اهالی چین با حضور در سر کلاس سال اول مدرسه به همگان ثابت کرده است که هیچ گاه برا ی تحصیل دیر نیست. او از 13 سالگی در کارخانه ریسندگی کار کرده است و هرگز فرصت نکرده بوده به عنوان یک کودک بر سر کلاس درس حاضر شود. او می گوید نشستن بر سر کلاس درس، آرزویی بوده که امروز به حقیقت پیوسته است.


مسن ترین بازیکن پینگ پنگ دنیا

 مسن ترین بازیکن پینگ پنگ دنیا

در طی مسابقات بین المللی پینگ پنگ 2010 در چین در بین 2000 بازیکن شرکت کننده، درتی دی لو از استرالیا با 100 سال سن، مسن ترین فرد شرکت کننده محسوب می شد. انگیزه و شوق او در این بازی ها ستودنی است.


مسن ترین زنی که هرگز ازدواج نکرده است

 مسن ترین زنی که هرگز ازدواج نکرده است

کلارا مدمور، 105 ساله، ساکن آمریکا، دختری که تا به حال هرگز ازدواج نکرده است. او علت این موضوع را مشغله بیش از حد خود در زندگی عنوان کرده است. او غرق شدن کشتی تایتانیک و جنگ جهانی اول را به خوبی به خاطر دارد.

از : بیدار

كوه هاي اقيانوسي

كوه هاي زيراقيانوسي درواقع قله هاي آتشفشاني هستند. اين قله ها درواقع جزاير زيردريايي هستند و همان گونه كه گونه گياهي و جانوري در جزاير سطح زمين منحصر به فرد است، گونه هاي حياتي كوه هاي زيردريايي هم منحصر به فرد است. با اينكه در حدود يكصد هزار قله اقيانوسي در جهان وجود دارد، ما فقط اطلاعات اندكي در مورد چند تاي آنها داريم. بزرگترين رشته كوه زيردريايي به وسعت 70 هزار كيلومتر در سراسر زمين كشيده شده است 

مائوناکیا

کوه  مائوناکیا در جزایر هاوایی بلندترین کوه کره زمین می باشد. این کوه که آتشفشانی است عظیم ارتفاعش از کف دریا تا قله 10203 متر است که حدود 1300 متر بلندتر از اورست است. تنها حدود 4300 متر از کوه از آب بیرون آمده و جزیره ای زیبا را پدید آورده است .


     Mauna Kea is the tallest mountain in the Hawaiian Chain. Its summit rises to an elevation of 4205m above sea level and it is located on the island of Hawaii. It is the second largest in subaerial surface area of the five shield volcanoes that comprise the island of Hawaii.

Volcanoes on the 
Big Island with Mauna Loa highlighted

کوههای آفریقا

قاره آفریقا با 30،065،000 کیلومتر مربع حدود 20% از سطح کره زمین را پوشانده. این قاره دارای جمعیتی بالغ بر 877،500،000 نفر می باشد. بلندترین نقطه آفریقا قله اوهورو Uhuru می باشد که بر روی آتشفشان کلیمانجارو واقع است.

طویلترین رودخانه آفریقا نایل Nile دارای 6690 کیلومتر وسعت در کاگرا قرار دارد.

بزرگترین دریاچه آفریقا  ویکتوریا بوده و با 69،485 کیلومتر مربع وسعت در تانزانیا واقع است.

کشور سودان با 2میلیون و 376،000 کیلومترمربع وسعت بزرگترین و کشور سیسچلیس با 270 کیلومتر مربع وسعت کوچکترین کشورهای آفریقا هستند.

45% مردم این قاره مسیحی، 40% مسلمان و 15% دارای سایر مذاهب بویژه بت پرست هستند.

کوههای شمال آفریقا

در شمالی ترین بخش آفریقا کوههای اطلس بعنوان بلندترین کوههای شناخته می شوند. چین خوردگی های این رشته کوه تا بیش از 1500 کیلومتر گسترده شده که از مراکش، تونس و الجزایر عبور می کند. بلندترین کوههای ایت بخش در غرب کوههای اطلس قرار دارند. برغم کمبود مسیر، دسترسی به این کوهها چندان دشوار نیست. مسیرها کوتاه و مالرو بوده، قابل شناسایی هستند، راهنماهای زیادی منطقه را می شناسند و حیوانات براحتی بارها را حمل می کنند. بلندترین قله شمال آفریقا کوه توبکال Toubkal 4165 متر می باشد که درست در 75 کیلومتری جنوب شهر مراکش قرار دارد. این کوه دارای رخهایی پرشیب و صخره ای بوده، جنس سنگهایش از گرانیت است و چندین قله فرعی بالای 4000 متر آنرا احاطه کرده اند. در تابستان منطقه بسیار گرم است، اما زمستانهایش پر برف و خشن همراه با برف سنگین می باشد. قله های بلند تا مدتها توسط کلاهکی از برف پوشیده اند، اما این کوهها فاقد یخچالهای طبیعی هستند. درزمستان و بهار حد فاصل فوریه تا می بهترین فصول کوهنوردی بر روی این کوهها می باشد، زیرا برغم گرم تر شدن هوا برف کوهستان هوا را بسیار مطبوع می نماید. البته در اوایل پائیز و پیش از شروع فصل بارشها نیز شرایط برای کوهنوردی کاملا مهیا است.

توبکال 4165 متر

اولین صعود کوه در 6 فوریه سال 1923 توسط V.Berger, H.Dolbeau و Marquis Segonzac صورت گرفت. البته این احتمال نیز وجود دارد که قله این کوه پیشتر توسط افرادی محلی صعود شده باشد، اما اطلاع دقیقی از آن در دست نیست.

شرق آفریقا

در این بخش از آفریقا بدلیل بلند و در دسترس بودن و همچنین توجه زیاد به کوههای این بخش اطلاعات زیادی در دست می باشد.

کلیمانجارو

کوه کلیمانجارو رفیعترین کوه آفریقا آتشفشانی است خاموش در کشور تانزانیا و در مرز این کشور با کنیا.

 اما تانزانیا با 945،087 کیلومتر مربع وسعت، در حاشیه غربی اقیانوس هند و جنوب خط استوا قرار دارد. این کشور با حدود 25 میلیون نفر جمعیت دارای حکومت جمهوری است. نژاد مردم آن سیاه، 31% مسلمان، 25% مسیحی و سایرین بت پرست می باشند. زبان رسمی مردم تانزانیا سواحلی و انگلیسی است و پایتخت آن دارالسلام است. همچنین زنگبار از شهرهای مهم و توریستی تانزانیا می باشد. این کشور در 1964 از اتحاد دو کشور زنگبار و تانگانیگا بوجود آمد و همان سال به عضویت سازمان ملل در آمد. واحد پول این کشور شیلینگ تانزانیا می باشد.

تانزانیا با در اختیار داشتن حیات وحشی اعجاب انگیز فخر قاره سیاه به شمار می رود. پارک ملی تانزانیا از جمله مکانهای نادری است که هنوز بشر نتوانسته آنرا کاملا تخریب نماید و بازدید از آن شانس بزرگی است برای انسانهای عصر حاضر وجود حدودا 3000 راس شیر در سیلوسSelous و باقی مانده شامپانزه ها در ماهال Mahale و گومبی Gombe و همینطور میلیونها حیوان اهلی و وحشی در پارک ملی سرنگیتی، تانزانیا را به یکی از استثنایی ترین نقاط دنیا تبدیل نموده.

کلیمانجارو، کوه خداوند

بلندترین کوه آفریقا با 5895 متر، 19،340 فیت ارتفاع، آتشفشانی است نیمه خاموش با کلاه خودی از برف بر تاجش. این کوه جزو قلل هفتگانه دنیا به شمار می رود(بلندترین قلل هفت قاره). دسترسی راحت به کوه باعث هجوم کوهنوردان ، ماجراجویان و جهانگردان به این مکان شده. تنوع مسیرهای صعود، وجود راهنمایان خبره محلی و باربران پرتوان صعود کوه را بسیار راحت و مطمئن می نماید. وجود جاذبه های فراوان در یک نقطه موجب شده تا کلیمانجارو را بدرستی کوه خداوند بنامند.

بلندترین نقطه کوه اوهورو می باشد، شکل کوه نیز بدلیل مستقل بودن این آتشفشان به شکل نیمه گنبدی می باشد و از دوردستها براحتی قابل مشاهده است. در کنار این کوه، کوه مونزی Mawenzi با 5149 متر ارتفاع قله ای است دندانه دار و مستقل در کیبو Kibo که توسط یک گردنه از قله اصلی جدا شده. فلات مابین دو کوه به بیابانی می ماند که 5 کیلومتر وسعت دارد. هر دو کوه فاقد صخره های قابل ذکر می باشند. 7 مسیر راه پیمایی بر روی کلیمانجارو، که البته برخی از آنها بسیار دور افتاده اند که در کنار چشم انداز زیبای یخچال هیم Heim و دیواره بریچ Breach در رخ جنوب غربی کیبو چندان به چشم نمی آید. تمامی رخهای کوه پر شیب بوده و برف و یخ در آنها به چشم می خورد.

 نخستین صعود کلیمانجارو در 1889 توسط هنس میر Hans Meyer و لودویک پورشلر Ludwig Purtscheller صورت گرفت.

 Mawenzi

 مسیر مارانگو

شروع مسیر از ارتفاع 1980 متری می باشد که با داشتن راهی پهن به جان پناه ماندارا در 2700 متری می رسد(4 ساعت). کمی پس از ترک ماندارا، درختان بلند بمرور جایشان را به بوته ها می دهند، و بعد جان پناه هورومبو در ارتفاع 3700 متری(5ساعت). گیاهان بمرور محو شده و در مسیر آب کمتری به چشم می خورد. با عبور از یک گردنه به جان پناه کیبو در 4703 متری می رسیم، که در زیر شیب تند کیبو قرار دارد(5 ساعت). نیمه های شب گروهها جان پناه را به سوی دهانه آتشفشان ترک می کنند، تا این قسمت حدود 5 ساعت صرف می شود. از اینجا تا نک اوهورو نیز 1.5 ساعت زمان لازم است تا بام آفریقا فتح گردد.

مسیر ماچامی

از پست نگهبانی پارک ملی در ارتفاع 1900 متری تا جان پناه مچامی در مجموع حدود 5 ساعت زمان لازم است. در بالای این قسمت با عبور از دره ای کوچک و با عبور از علفزار به ابتدای رودخانه می رسیم. با تراورس به غرب و سپس ادامه دادن آن به سمت شمال در ارتفاع 3800 متری به جان پناه شیرا می رسیم. در نهایت با عبور از کنار گدازه ها و برجهای صخره ای در سمت شرق پس از 3.5 ساعت به بام کوهستان می رسیم.

ژانویه و فوریه در تابستان نیمکره جنوبی  و همچنین آگوست و سپتامبر در زمستان این نیمکره بهترین ماههای صعود این قلل به شما می روند، زیرا در این ماهها از بارانهای سیل آسای منطقه که بویژه در آوریل، می و نوامبر جاری است، خبری نیست.

مشخصات کوه کنیا 

نام کوه                                                   کنیا

ارتفاع                                                    5199 متر، 17057 فیت

موقعیت                                                  0.15- عرض شمالی

                                                            37.3 طول شرقی

محل قرار گیری                                         نپال، تبت

بهترین ماههای صعود                                ژانویه، فوریه، آگوست سپتامبر                              

نزدیکترین فرودگاه بین المللی                     نانیوکی، کنیا

اولین صعود                                             1899

کوه کنیا

دومین کوه مرتفع آفریقا کوه کنیا واقع در کشور کنیا و در 70 مایلی ازشمال نایروبی و 10 مایلی جنوب خط استوا قرار دارد.

کشور کنیا با 582،646 کیلومتر مربع وسعت حدود 20 میلیون نفر جمعیت دارد. پایتخت این کشور نایروبی است.

کوه کنیا با فاصله نچندان دور از کلیمانجارو با گستره ای حدود 60 کیلومتر مربع قرار گرفته. یالهایی پر شیب با نمایی از سنگ و یخ به کوه جلوه ای بس تماشایی داده، قلل متعددی دورادور کوه را فراگرفته اند. باتیان Batian با 5199 متر ارتفاع بلندترین نقطه کوه به شمار می رود. نیلیونNelion 5188 متر، لنیان Lenan 4958 متر، پیگوت Piggott 4957 متر، دوتون Dutton 4885 متر، جوهن John 4883 متر از رفیعترین نقاط کوه کنیا به شمار می روند.  در این بین بجز باتیان، لنانا و نیلون که قله های مرکزی هستند، سایر قلل فنی بوده و دسترسی به آنها بسیار دشوار می باشد. کنیا در مجموع آتشفشانی است مسن تر از کلیمانجارو.

ژانویه و فوریه در تابستان نیمکره جنوبی  و همچنین آگوست و سپتامبر در زمستان این نیمکره بهترین ماههای صعود این قلل به شما می روند، زیرا در این ماهها از بارانهای سیل آسای منطقه که بویژه در آوریل، می و نوامبر جاری است، خبری نیست.

  جنوب آفریقا

مولانجی Mulanjie طولانی ترین توده گرانیتی در مالاوی می باشد. کشوری کوچک در جنوب تانزانیا، شمال شرقی زامبیا و شمال موزامبیک. این توده در دشتهایی فراخ، سر از زمین بیرون آورده و بلندترین نقطه آن با 3000 متر ارتفاع قله ساپیتوا Sapitwa نام دارد. کوه مولانجی در دشتهایی بسیار گرم و البته در میان جنگل سرو قرار دارد.

دراکنزبرگ Drakensberg  بزرگترین رشته کوه در جنوب آفریقا می باشد، که صدها مایل از لبه جنوب شرقی این بخش از قاره را فرا گرفته. بخشهای عمده رشته کوه از جنس بازالت است و در طی هزاران سال فرسایش بخشهای عمده ای از سنگهای آنرا تغییر حالت داده. بلندترین بخشهای این رشته در حدفاصل لسوتو تا استان ناتال آفریقای جنوبی قرار دارد.

برخی از قلل مهم این رشته کوه عبارتند از:

کوهAux 3282 متر

کوهCowl 3234 متر

کوهCathedral 3004 متر

همچنین بلندترین کوه آفریقای جنوبی Thabana Ntlenyana دارای 3482 متر ارتفاع  می باشد.

وسیع و پهناورترین کوه Tabel 1087 متر ارتفاع داشته و در گوشه جنوب غربی آفریقا قرار دارد که به کیپ تاون (پایتخت آفریقای جنوبی) می رسد.

Cathedral Peak

ماداگاسکار جزیره ای است بسیار بزرگ در اقیانوس هند، با وسعت 380 کیلومتر، در جنوب شرقی قاره آفریقا. در باریکه ای از ساحل این جزیره رشته کوهی سر برآورده که جنس سنگهای آن از گرانیت می باشد. Maromokotro با 2878 متر، Ankaratara 2643 متر و Pic Boby 2658 متر ارتفاع بلندترین نقاط این رشته کوه هستند. در اطراف این کوهها، شهرها و روستاها با جمعیت زیاد پراکنده اند

منبع : اينترنت

کوه در قرآن

کوه این مقدس مکان طبیعی همیشه مورد توجه پیامبران و دانشمندان و آزادگان عالم بوده است ، در جایی که این مکان به عنوان سر منشاء حیات ، نمایشگاه دائمی تنوع گیاهی و جانوری و نیز مکانی مطمئن برای تاریخ بشری است . به لحاظ مذهبی نیز بسیاری از معابد و عبادتگاهها در دل کوه قرار گرفته و دین مبین اسلام نیز کوه ها شاهدان بسیاری از آیات و روایان بوده است که به مواردی از آنرا در زیر تقدیم خوانندگان گرامی نشاط کوهستان می نمایم و امیدوارم که مورد عنایت و توجه شما بزرگواران قرار گیرد .
بکوشیم تا چهره این مکان پاک و مقدس را با زباله و تخریب بی مورد نا زیبا نسازیم

   در قرآن حدود 39 مرتبه نام کوه ذکر شده است.و داستانهای متعددی از کوه می توان در قرآن دید.
کوه شاهد زنده کردن پرندگان توسط حضرت ابراهیم است، آن زمان که ایشان به خداوند عرض کرد برای اطمینان قلبی به من یاد بده که چگونه مردگان را زنده می کنی. و خداوند دستور داد مقداری از مخلوط گوشت کوبیده شده آن چند پرنده را بر چند کوه بگذارد.و آنان را صدا بزند. *ثُمَّ اجْعَلْ عَلى‏ كُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءاً * ( بقره 260).

و کوه شاهد بود،که چگونه فرزند نوح نافرمانی کرد.و به پدرش (در پی دعوت او به ایمان و نجات از عذاب الهی) گفت:«من به کوه پناه می برم تا غرق نشوم.»*« قالَ سَآوي إِلى‏ جَبَلٍ يَعْصِمُني‏ مِنَ الْماءِ» *(هود 43).و البته در آخر هم غرق شد. زیرا درست است که کوه در عالم طبیعت از جهت اندازه و هیکل بی مانند است و در ارتفاع شاید بعضی مواقع نجات بخش باشد،اما در مقابل عظمت خداوند حتی ذره ای هم نیست.و البته در این داستان کوه هم،مانند آب مامور خداست.و در آخر این کوه است که با در آغوش گرفتن کشتی حضرت نوح این داستان را به پایان رساند.* «وَ قيلَ يا أَرْضُ ابْلَعي‏ ماءَكِ وَ يا سَماءُ أَقْلِعي‏ وَ غيضَ الْماءُ وَ قُضِيَ الْأَمْرُ وَ اسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّ وَ قيلَ بُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمين»(هود 44).
/**//*]]>*/ /**/

و کوه شاهد بود که چگونه ناقه صالح (علیه السلام) از میانش بیرون آمد.آنگاه که قوم صالح (علیه السلام)ایشان را مزاحم کارهای خود میدیدند،به خیال خام خود گفتند،چیزی از او بخواهیم که نتواند اجابت نماید و دیگر دست از سرمان بردارد.حال آنکه کوه به دستور خداوند،آبستن ناقه صالح گشت،و از میان سنگهای خود این معجزه را نمایان نمود و مهر سکوتی بر دهان دشمنان نادان خداوند زد.(هر چند که این معجزه دندان شکن هم فایده نداشت و به خاطر ادامه دادن کارهای قبلی خود، خداوند عذاب الهی را بر ایشان فرود آورد.)

و کوه شاهد بود عذاب قوم ثمود را، که با ساده انگاری و جمود فکری خیال کردند که اگر در دل کوه خانه بسازند،دست خداوند به آنها نخواهد رسید و از عذاب الهی مصون خواهند ماند.و خداوند هم با همان کوه عذاب ایشان را بر سرشان فرود آورد و جز نامی که موجب عبرت دیگران باشد چیز از آنها باقی نگذاشت.

و این کوه است که در قرآن به عنوان میخ زمین از آن نام برده شده است،*«والجِبالّ اّوتادا»*(نباء 7) و همچنین در قرآن این کتاب آسمانی هنگامی که قیامت را توصیف می کند، این مظهر استقامت را درهم کوبیده*« وَ بُسَّتِ الْجِبالُ بَسًّا »* (واقعه 5)، و یا مانند شن نرم شده*« يَوْمَ تَرْجُفُ الْأَرْضُ وَ الْجِبالُ وَ كانَتِ الْجِبالُ كَثِيباً مَهِيلاً »* (مزمل 14)، و یا مانند پشم رنگین متلاشی شده*« وَ تَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْن »* (معارج 9) و.... ذکر می نماید.

 

شاهزاده ي خوش بخت

روزی روزگاری درزمان های بسیارقدیم درشهری دور در بالای تپه ای بلند مجسمه ای بود. لباس مجسمه از تکه های طلا بود و به جای چشمها ی آن دو دانه زمرد بزرگ کار گذاشته بودند روی دسته ی شمشیرش هم یک یاقوت درشت می درخشید.

شبی ازشبهای اوایل زمستان پرستویی که ازدوستانش عقب مانده بود خسته ومانده به آن شهر رسید مجسمه را دید وخودش را به آن رساند تا کنار پایش بخوابد اما هنوز چشمهایش گرم نشده بودکه چندقطره آب روی بالهایش چکید.پرستوبه آسمان نگاه کرد ولی ابری ندید.وقتی به بالای سر خود نگاه کرد متوجه شدکه این قطره های آب اشکهای مجسمه است.

پرستو بر شانه ی مجسمه نشست و گفت :توکی هستی؟چراگریه می کنی؟

مجسمه گفت:به من شاهزاده ی خوشبخت می گویند.بعدازمردنم مردم مجسمه ی مرا ازطلا وجواهرساختندوروی این تپه گذاشتند.تاوقتی زنده بودم ازچیزی خبر نداشتم اماحالا همه چیزرامیبینم وازدردهمه باخبر میشوم. من ازدیدن گرفتاریهای مردم خیلی غصه می خورم اما کاری ازدستم برنمی آید.همین حالا آن دورها مادری را می بینم که در کنار بچه ی مریض خود اشک میریزد .این زن بی چاره با این که هرروزلباس میدوزد وکارمی کند آن قدر پول ندارد که برای فرزند خوددارو بخرد .راستی تو بیا و یاقوت شمشیر مرا برای او ببر. پرستو گفت:«با این که خیلی خسته ام و فردا هم راه درازی در پیش دارم این کار را برای تو می کنم .» آن گاه پر زنان رفت و یاقوت را برای بچه ی بیمار برد. صبح روز بعد پرستو به مجسمه گفت:«من دیگر باید به دنبال دوستانم بروم.» اما شاهزاده ی خوش بخت گفت: یک شب دیگر هم پیش من بمان. پیرمردی را میبینم که نه غذا دارد و نه آتشی که خود را گرم کند. تو می توانی زمرد یکی از چشم های مرا برای اوببری.

پرستوی مهربان قبول کرد ویکشب دیگر هم پیش شاهزادی خوش بخت ماند اما صبح روز بعد وقتی می خواست با شاه زاده خدا حافظی کند او باز هم التماس کرد وگفت ای پرستوی کوچولو فقط یک شب دیگر این جا بمان. چشم دیگر مراهم برای دخترکی ببر که در این دنیا هیچ کس را ندارد. او این روز ها سخت گرسنه و تنهاست پرستو گفت : امّا اگر این چشمت را هم ببخشی کور می شوی ودیگر نمی توا نی مردم شهر را بینی. شاهزا ده ی خوش بخت گفت : امّا من راضی هستم. چون جان یک انسان را نجات می دهم. پرستو زمرّد را برای دخترک فقیر برد. وقتی برگشت. شاهزاده به او گفت: ای پرستوی مهربان حالا زود باش پرواز کن وخودت را به دوستانت برسان.

امّا پرستو گفت: من پیش تو می مانم و از زندگی مردم این شهر برایت خبر می آورم.

از سرما هم نمی ترسم. چون کار خوبی که انجام میدهم دلم را گرم می کند. آن سال زمستان پرستو در شهر می گشت و برای شاه زاده خبر می آورد. هر شب هم تکّه ای از طلا های لباس مجسّمه را می کند وبرای مردم فقیر می برد .دریکی از روز های آخر زمستان که هوا کمی گرم شده بود مردم در بوستان شهر گردش می کردند.ناگهان چشم یکی از آنان به پرستوی مرده ای افتاد که روی پای مجسّمه شاهزاده خوش بخت افتاده بود. او نگاهی به مجسّمه کرد و از تعجّب فریادی کشید. مردم با شنیدن فریاد او دور مجسّمه جمع شدند شاهزاده ی خوش بخت دیگر طلا و جواهری نداشت. آن وقت مردم شهر فهمیدند کمک هایی که سرتاسر زمستان به آنان می رسید از کجا بود.

رشته کوه البرز:

شناخت کوه های برای کوهنوردان به عنوان کسانی که در این محیط فعالیت می کنند بسیار ضروری است ، هر کوهنوردی علاقمند به دانستن مطالبی در این خصوص است تا آگاهی خود را نسبت به کوهها ارتقاء بخشیده  و موجبات افزایش دانش کوهنوردی خویش را فراهم نماید . برای پاسخگویی به این نیاز کوهنوردان و سایر علاقمندان به طبیعت پاک خداوند مطالب علمی زیر با عنوان رشته کوه البرز  تقدیم شما بزرگواران می گردد امید که این سری از اطلاعات مورد توجه و عنایت شما عزیزان واقع شود .

    رشته کوه البرز در فاز کوهزایی آلپی در دوران سوم زمین شناسی تکوین یافته و با قللی مرتفع و دره هایی عمیق سد عظیم قوسی شکلی به طول تقریبی 700 کیلو متر و عرض 100 تا 150 کیلومتر بین دریای خزر و فلات مرکزی ایران حد فاصل جنوب شهرستان آستارا تا حوالی علی آباد کتول را بوجود آورده است .
   این دیواره عظیم به علت سد کردن مسیر توده های هوایی ، باعث شده است که البرز شمالی دنیا اقلیمی و نباتی کاملا متفاوتی با البرز جنوبی داشته باشد، همچنین به دلیل نزدیکی البرز با دریای خزر رودهای دامنه های شمالی دارای شیب بسیار زیاد و بسترهای عمیق می باشند، در صورتی که در دامنه جنوبی شیب رودخانه ها ملایم تر می باشد و به لحاظ ساختمان زمین و چینه شناسی نیز البرز جنوبی شباهت زیادی به ایران مرکزی دارد . از نظر گیاه شناسی نیز این دو دامنه دارای تفاوت های فراوان می باشند بگونه ای که در دامنه شمالی چند منطقه نباتی مشخص به شرح زیر وجود دارد.

- از ارتفاع 4000 متر به بالا هیچگونه گیاهی یافت نمی شود.

- از ارتفاع 4000 تا 3000 متر بعضی توده های خار دار وجود دارد.

- از 3000 تا 1000 مراتع بسیار وسیع واقع شده است.

- از 1000 متر به پایین ناحیه جنگلها شروع می شود.

تقسیم بندی رشته کوه البرز:

- ساختار رشته البرز را به 5 قسمت کلی می توان تقسیم نمود

- ساختار البرز غربی

- ساختار البرز مرکزی

- ساختار البرز شرقی

- رشته فیروز کوه

- کوههای گیلان

 

1-       رشته کوه های البرز غربی :

منطقه کوهستانی البرز غربی از سمت شرق توسط دره رودخانه های کرج- چالوس از البرز مرکزی جدا می شود و از سمت غرب نیز سرتا سر آن را دره رود سفید رود در بر می گیرد شهرستان چالوس در منتهی الیه نوار شرقی و شهر ستان رشت در منتهی الیه نوار غربی آن واقع شده اند و از سمت جنوب نیز حد فاصل شهرستان کرج- قزوین- لوشان و منجیل می باشد ، وجود رشته کوههای تخت سلیمان در این منطقه اهمیت خاصی بدان داده است که در جای خود به طور مفصل مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

منطقه البرز غربی همچنین به دلیل وجود سه رودخانه مهم سه هزار ، شاهرود و طالقان رود و همچنین آثار تاریخی مهم بسیار مورد توجه می باشد از جمله قلل معروف این منطقه می توان به مجموعه قلل منطقه تخت سلیمان (علم کوه ) شاه البرز، کهار، نازو درفک ، خشچال، سیالان و ... نام برد.

2)  رشته کوههای البرز مرکزی:

رشته البرز مرکزی حد فاصل بین دره رودخانه کرج و چالوس از غرب و دره رودخانه هراز از سمت شرق می باشد که به دلیل فشردگی زیاد و کثرت ارتفاعات و نزدیکی با تهران و شهرهای بزرگی چون کرج مورد توجه خاص کوهنوردان می باشد حد فاصل شمال این رشته دو شهر ساحلی چالوس در غرب و آمل در شرق کناره دریای مازندران قرار گرفته اند . و از جنوب به شهرهای کرج- تهران و دماوند ختم می شود و مهمترین ارتفاعات این رشته عبارتند از : دماوند (بام ایران ) باارتفاع 5671 متر ، آزاد کوه 4390 متر ، خلنو 4375 متر ، کلون بستک، سی چال، سرکچال، مهرچال، قله معروف توچال در شمال شهر تهران با ارتفاعی در حدود 3962متر و ...

نکته قابل توجه اینکه در این منطقه کلیه پیست های اسکی حومه تهران واقع شده اند و در چند سال اخیر با گسترش رشته اسکی کوهستان در بین کوهنوردان و گرایش گروهی از اسکی بازان به سمت اسکی در مناطق خارج از پیست های اسکی تعدادی از قله های این منطقه مورد توجه این دسته از ورزشکاران قرار گرفته اند و در برخی موارد نیز گزارشاتی مبنی بر صعود با اسکی کوهستان به برخی از قله ها به چاپ رسیده است .


3)  رشته کوه های البرز شرقی:

      البرز شرقی ناحیه بسیار وسیعی را شامل می شود که حد غربی آن دره رودخانه هراز و حد شرقی آن ارتفاعات خراسان شمالی و حد جنوبی آن شهرهای شاهرود، سمنان ، گرمسار و  دامغان می باشد و از سمت شمال حد فاصل علی آباد کتول تا بابل را شامل می شود و از ارتفاعات معروف آن می توان به قلل شاهوار با ارتفاع تقریبی 4000 متر ، شاهکوه 3850 متر نروا3850 متر و نرو و قدمگاه اشاره کرد ، ما در مبحث ارتفاعات معروف ایران به بررسی کامل قله شاهوار می پردازیم.

4)  رشته کوه های فیروز کوه :

رشته فرعی فیروز کوه به صورت یک نوار تقریبا عمودی توسط دره رودخانه هراز از سمت غرب از البرز مرکزی جدا شده و در سمت شرق نیز رودخانه حبله رود آنرا از رشته البرز شرقی جدا می سازد این رشته از سمت شمال حد فاصل شهرستان آمل و بابل می باشد و از سمت جنوب بین شهرستانهای فیروزکوه و دماوند واقع شده است مانند البرز شرقی رشته فیروز کوه در دامنه های جنوبی فاقد درخت و برعکس در نواحی شمالی جنگل و در درختزار پوشش غالب این نواحی را تشکیل می دهد ارتفاعات معروف ان دوبرار 4250 متر، میشینه مرگ 4050 پاشوره هلزم، سواد کوه و .... را می توان نام برد.

5)  کوه های گیلان

    کوه های گیلان غربی ترین بخش از رشته البرز را شامل می شوند این کوهها بر خلاف سایر نواحی البرز از ارتفاع کمی بهره مند می باشند و با پوششی نیمه جنگلی از سمت جنوب و جنوب غرب به دره رودخانه قزل اوزن ، شهرستان آب برو خلخال و از شمال شرق به شهرستان رشت و از غرب و شمال غربی به آستارا و اردبیل ختم می شوند.

از مهمترین ارتفاعات آن می توان به شاه معلم( شاملوم ) 3050 متر ، سفید کوه 3300 متر ، بغروداغ و ... نام برد.

مرجع : اینترنت

صعود توچال در ماه رمضان جمعه 5 شهریور 89

خوب این صعود از چند جهت برای من حائز اهمیت بود ،

اول اینکه در ماه مبارک رمضان و با زبان روزه انجام شد
دوم از مسیر چشمه نرگس برای اولی بار انجام شد
سوم با دوستانم اشکان افتخاری از کوهنوردان خوب خانه کوهنوردان دیدار داشتم
چهارم آنا فراهانی مدیر وبلاگ آنا پورنا افتخاری آشنایی از نزدیک داشتم ، هر چند بسیار کوتاه
پنجم هوای توچال فوق العاده بود بطوری برنامه تا شیر پلا را تا قله تغییر دادم

ششم از همه مهمتر ایراد به بنده وارده که با زبان روزه علارغم برنامه خودم و توصیه آنا در خصوص بازگشت پس از بالا آمدن خورشید ، صعود را انجام دام . یه جورایی خود توچال طلبید ، راستش خودم هم دلم تنگ شده بود . می دونم شما اینکار را نمی کنید ، فقط در آخر برنامه آب بدنم واقعاً تمام شده بود ، دریغ از یک قطره آب دهان ، حتی برای قورت داد ....... بقیه اشو خودتون می دونید

حالا گزارش :
پس از خوردن سحری و اقامه نماز صبح در منزل به تنهایی راه دربند و سربند و میدان مجسمه کوهنورد را پیش گرفتم ، ساعت شش و بیست دقیقه پس از تعویض لباس  آماده حرکت شدم ، حدود یک ماه بود که به کوه نیومده بودم ، احساس سنگینی می کردم ، ماه رمضان هم خورده بودم و خوابیده بودم ، برای همین با گام های آهسته آغاز کردم . در نزدیکی تله سی ایژ دوست عزیزم آقای اشکان افتخاری  از کوهنوردان خانه کوهنوردان تهران را به همراه دوستانش ملاقات کردم ، خیلی خوشحال شدم ، چون ارتباط ما از طریق ایمیل و نظرات ایشون در سایت نشاط کوهستان بوده است . 

در مسیر حرکت به شیر پلا نرسیده بودم که خانم فراهانی رو دیدم ، سلام و احوالپرسی مختصر و ابراز خوشحالی از اینکه بالاخره پس از ارتباطات مجازی موفق شدیم همدیگر رو ملاقات کنیم ، چند جمله ایی از صعود قلم و نهایتاً خدا حافظی ، چون ایشان شب قبل رو قله بودند و بنده می خواستم تا شیرپلا بروم .
آنا از کوهنوردان روشنفکری است که همیشه نوشته هایش ارزش خواندن را دارد .

آمدن كوهنوردان به شيرپلا ، عكس از پشت بام پناهگاه

خلاصه با تاخیرات بین مسیر دو ساعته تا شیر پلا رسیدم یعنی نزدیک ساعت 8 و بیست دقیقه ، با اینکه کاری در پناهگاه کاری نداشتم ولی باپرداخت ورودیه رفتم داخل و گشتی زدم تا دوستان آشنا را ببینم . حدود بیست دقیقه توقف داشتم واز پناهگاه خارج شدم ، وقت داشتم تصمیم گرفتم در قسمت شمالی پناهگاه گشتی بزنم ، مسیر رودخانه را در پیش گرفتم و از مسیر اصلی صعود قله نرفتم ،مسير خيلي زيبا بود و من چندتايي عكس از آنجا گرفتم 

اين يكي از آبشارهاي مسير بود

اينم خزه هايي كه به توري سيمي وصل شده و مانند درخت كريسمس تزيين شده بود

چقدر جالبه چون از این مسیر اولین باری بود که تصمیم داشتم کمی بالا بروم و برگردم . ده دقیقه از پناهگاه دور شده بودم که با کوهنوردی به نام بهزاد صدقی آشنا شدم ، گفت و شنودی کوتاه شنیدم که ایشان می خواهند از طریق چشمه نرگس به قله توچال برن ، مسیر هم رودخانه آب داشت و آبشارهای کوچک و بزرگ در مسیر دیده می شد ، خنکای صبحگاهی بسیار دلچسب بود ، نسیم خنکی هم هوا را بسیار مطلوب نموده بود ، درمسیر گله گوسفندی با گوسفندان زیاد تا مدتی همراهمان شدند و من عکس هایی از آنها تهیه کردم . 

اينم عكسي از گله گوسفند كه ما را مدتي همراهي كردند

حدود ساعت ده و ده دقیقه به چشمه نرگس رسیدم ، آبی بسیار خنک از آن سرازیر بود ، دست و صورتی به آب زدم و حیفم آمد که نتوانستم از آن بنوشم .

سر چشمه من با آقاي صدقي

نماي جانپناه سياه سنگ از چشمه نرگس

ساعت 10/40 از چشمه به سمت شرق و به سمت یال چهار پالان در شمال شیرپلا راهمان دونفری ادامه دادیم ، حالم بسیار خوب بود و واقعاً مسیر برایم لذت بخش بود ، بالاخره ابتدا به سمت شرق و سپس از روی یال چهار پالان به سمت شمال و در انتها از خط الراس به سمت غرب و قله توچال را در پیش گرفتیم .

انتهاي خط الراس و ديد قله

نمايي از پناهگاه و آسمان قله

ساعت 12/40 به قله رسیدیم ، وزش ملایم باد و تعدادی از کوهنوردان صعود کرده به قله ، فضای توچال را نشاط انگیز نموده بود ، جوزف یا همون عمو سبیل مشغول سخنرانی در داخل پناهگاه در خصوص انتقال یا عدم انتقال آشغال از پناهگاه به پایین را شروع کرده بود و از کوهنوردی نام می برد که با اینکار مخالف بود و گویا گونی که ایشان برای حمل آشغال آورده بوده با چاقو پاره نموده بود و آن کوهنورد اعتقاد داشته که آشتغال توسط کوهنوردان تولید کننده آشغال به پایین باید انتقال داده شود . 

قله آقاي صدقي و من

آخرين عكس در قله

من از آقای صدقی خداحافظی کردم و از پناهگاه خارج شدم ، چندتا عکس و در ساعت 12/45 قله را به تنهایی ترک نمودم ، نیم ساعته با پناهگاه سیاه سنگ و از سیاه سنگ را شیرپلا را یک ساعته طی کردم ، استراحتی 20 دقیقه ایی در پناهگاه داشتم و حدود یک ساعت و نیم هم طول کشید تا به میدان مجسمه برسم ، از کافه آبشار ( رجب ) تا پایین یه نمه تشنگی اذیتم کرد .

سياه سنگ - جانپناه اميري

شيرپلا

بالاخره در ساعت 16/20 به منزل رسیدم و پایان برنامه

به اميد ديدار

دوستان حرفه ايي گزارش ساده رو به ديده اغماض بنگرند ، چون خوانندگان همگي مثل شما بزرگواران حرفه ايي نيستند .

شاد و با نشاط باشيد


راههای دفع آب از بدن

   مصرف آب در کوهنوردی نیازمند توجه خاصی است ، فعالیت های ورزشی باعث از دست دادن مقادیر زیادی از آب بدن می شود . آگاهی ما دفع آب بدن می تواند اهمیت مصرف آب در فعالیت های کوهنوردی را نشان دهد.
شاید در شیب های کوهستان تعریق زیاد و خیس شدن لباس هایمان را دیده ایم که فقط محدود به لباس های زیرین نبوده ، آب ناشی از تعرق حتی به لباس های میانی و رویی رسیده ، زیر کوله پشتی مان خیس عرق می شود و در پایان برنامه نمک های به جای مانده از عرق بدن نشان از دفع آب زیادی از بدن می باشد .
  نوشته زیر به بررسی طرق مختلف دفع آب از بدن پرداخته است امیدوارم که مورد استفاده شما عزیزان و بزرگواران قرار گیرد .

دفع آب

آب بدن از طريق پوست ( تعريق) ، بخار همراه با بازدم( تنفس) ، ادرار ومدفوع ، خارج    مي شود.

 

دفع آب از طريق ادرار

ادرار تقريبا از 95 درصد آب ومابقي از املاح گوناگون تشكيل يافته است. در شرايط عادي ، كليه ها حدودا 99 درصد از آبي  را كه روزانه تصفيه مي شود را بازجذب مي كنند. در نتيجه حجم موادي كه روزانه توسط كليه ها دفع مي شوند در حدود 1000 تا1500 ميلي ليتر مي باشد.

 

دفع آب از طريق پوست

فرآيند تعريق وتبخير آن عامل خنك كننده اي براي بدن به حساب مي آيد. اين اثر را خنك كردن تبخيري مي گويند. این فرایند بدین صورت می باشد که آبی که در اثر تعرق در سطح پوست قرار می گیرد با گرفتن گرمای پوست تبخیر می شود این عمل یک واکنش گرما گیر است و دمای بدن را کاهش می دهد و باعث خنک شدگی بدن می شود . در شرايط عادي ، بدن روزانه 500 تا700 ميلي ليتر عرق ترشح مي كند . اين  عمل دقيقا اهميت تعريق را نشان مي دهد، زيرا ممكن است گاهي 8 تا 12  ليتر عرق با سرعت يك ليتر در ساعت ، هنگام ورزشهاي طولاني در محيط گرم توليد شود.

 

دفع آب از طريق مدفوع

بين 100 تا 200 ميلي ليتر آب از طريق دفع روده ها از دست مي رود، چون تقريبا 70 درصد از مواد دفعي را آب تشكيل مي دهد. در صورت بروز اسهال يا استفراغ اين كاهش  آب مي تواند به 1500 تا 5000 ميلي ليتر نيز افزايش پيدا كند. اين حالت ممكن است موجب   « د هيدراسيون » و از دست رفتن الكتروليت هايي از قبيل سديم، پتاسيم،كلر و منيزيم شود.   

توصيه هاي علمي براي جايگزيني مايعات از دست رفته

هدف اصلي از جايگزيني مايع ، ثابت نگه داشتن حجم پلاسماست كه درنتيجه آن جريان خون وجريان تعريق در حد مطلوب باقي مي ماند. مصرف آب اضافي ، قبل از تمرين در گرما باعث محافظت بدن در برابر اختلال سيستم تنظيم دماي بدن مي گردد. به اين ترتيب بهتر است حدود 400 تا 600 ميلي ليتر آب خنك در فاصله 10 تا 20 دقيقه قبل از ورزش مصرف شود. هرچند كه انجام اين عمل نياز به جايگزيني مداوم را درحين ورزش از بين نمي برد.

 

حجم مايعات

مصرف حدود 250 ميلي ليتر آب در فواصل 15 دقيقه اي ، مقداري منطقي براي دريافت مايعات در خلال فعاليت ورزشي است. چون حجم هاي بيش از اين مقدار موجب بروز احساس « پرشدگي معده » مي شود.

مسموميت آبي

در شرايط طبيعي ، حداكثر مي توان روزانه 9.5 ليتر آب را بدون اينكه كليه ها بيش از حد طبيعي كار كنند يا مواد شيميايي مهم رقيق شوند ، مصرف كرد. مصرف بيش از اين مقدار مي تواند توليد « هايپو ناترمبا » يا مسموميت آبي كند. وضعيتي كه مربوط به رقيق شدن قابل توجه ميزان سديم طبيعي بدن مي شود و علايم اوليه آن شامل سردرد، تارشدن بينايي، عرق كردن زياد و استفراغ است . در موارد شديد فرد دچار « ادم مغزي » ، كما و سرانجام مرگ مي شود. گرچه اين حالت چندان رواج ندارد ولي در مورد برخي از ورزشكاران با تجربه وحرفه اي گزارش شده است.

رد پا در كوير

نگاهي ديگر به كوير

   وقتي رد پاي شما در شن هاي كوير مي مونه ، مثل اينه كه كوير هم رد پاشو تو قلبت جا مي زاره ، نمي توني فراموشش كني ، جزي از زندگي ات مي شه ، هر وقت آلبوم خاطراتت رو ورق مي زني بخش هاي شيريني از زندگي تو رو در همين كوير و صفاو گرماي اون مي بيني ، اصلاً دل كندني نيست .
  ما در هشتم آبان 88 در كوير بشرويه اولين تجربه مون رو داشتيم ، قبل از اين شايد بشرويه رو روي نقشه هم نمي‏تونستم پيدا كنم و لي با يكبار بودن در اين فضا ، عشق و محبت اين ديار را فراموش نخواهيم كرد .

اي كاش فرصت گشت و گذار در قسمت هاي مختلف كشور عزيزمون را مي داشتيم تا ببينم مردمان با محبت چه كرده اند با اين زندگي ، معناي زندگي رو تو كوير و بيابان و خار شتران هم بر جايي گذاشته اند ،‌ شايد به ظاهر چيزي را نبيني ولي دقيق شو دنياي از معنا را در آن خواهي يافت .

يه استكان چايي در سياه چادري در محل كمپ كوير نوردي بشرويه ،‌....

نگاه اميدو زندگي

دايره مهر ،‌ مي كوشيم تا دايره دوستي ها را گسترش بديم

مارمولك ها هم عشق واقعي را ترسيم مي كنند

همسفران كوير سن و سال نمي شناسند ، شايد بهترين  شور و اشتياق و سر زندگي را در ميان همسفران بتوان يافت ، با چه كساني همسفر بوده ايم ، آيا زندگي ما در سفر متفاوت نيست ؟ مگر نمي گويم كه براي شناخت افراد و دوستي ها بايد آنها را در سفر شناخت ، سفر در كوير بشرويه فرصتي بود كه ما نشاط و شادي را در چهره هاي افراد از نزديك شاهد باشم . 

يك شب در خانه معلم در بشرويه اقامت داشتيم ،‌باورمان نمي شد ، گويا موقع رفتن از خانواده خويش جدا مي شويم ، از زير قرآن عبور داده شديم و چقدر دعا بدرقه راهمان بود ، شما نام اين رفتار را چه مي گذاريد به غير محبت و خونگرمي ساكنين بشرويه ...

عالمان بشرويه تخم دوستي را گسترانيده اند قدردان شان هستيم


ولادت امام حسن مجتبي ( ع ) مبارك

 استشمام عطر خوشبوي رمضان از پنجره ملکوتي شعبان گواراي وجود پاکتان . . .

طلوع خورشيد در خانه وحي
در سال سوم هجرت و در شب نيمه ماه رمضان ـ که بهترين ماه هاي خداست ـ خانه اميرالمؤمنين و فاطمه عليهماالسلام ميزبان قدوم مولود مبارکي شد که شادي را با خود به خانه وحي آورد. در اين شب فرخنده، سبط اکبر پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله وسلم ، حضرت امام حسن عليه السلام چشم به جهان گشود و شهر مدينه را غرق نور کرد.

ايران در اتحاديه فدراسيون كوهنوردي آسيا

فدراسيون كوهنورد و صعودهاي ورزشي يكي از اعضاء اتحاديه فدراسيون كوهنوردي آسيا مي باشد ، مشخصات ايران به شرح زير در ا ين فدراسيون ثبت شده است ،‌ اميدوارم مورد استفاده كوهنوردان عزيز قرار بگير

لبنك سايت اتحاديه فدراسيون كوهنوردي آسيا


Geography

Capital:   Tehran

Location:  Situated in Asia Middle East

a) Latitude:  32 00 N

b) Longitude:  53 00 E

Size:   a) Area     (in sq. kms.):  1,648,195 km

           b) Land     (million sq km):  1.636

            c) Water (sq km): 12,000 d)

                Lowest Point: Caspian Sea -28 m c)

                Highest Point:  Kuh-e Damavand 5,671 m

Population:
a) Male: 33,122,404
b) Female: 32,275,117
c) Total: 65,397,521

 

Population Growth Rate:   0.663%

Religion:  Islam Muslim 98% (Shi'a 89%, Sunni 9%)

Unit of Currency:  Rial

Per Capita GDP:  $599.2 billion

Per Capita Income:  $8,700

Weather:  Mostly arid or semiarid, subtropical along Caspian coast

Main Resources:  Petroleum, Natural Gas, Coal, Chromium, Copper, Iron Ore, Lead, Manganese, Zinc, Sulfur

TOURISM:  Total Arrival:  2 million per year

National Parks & Conservation Area:

Golestan National Park, Sisangan National Park, Kavir National Park, Kharturan National Park, Wildlife Refuge, and Biosphere Reserve, Naybandan Wildlife Refuge, Bafq Protected Area, Dar-e Anjir Wildlife Refuge, Oshtoran Mountain Protected Area, Hamoon Wetlands, Tandooreh National Park, Hara Protected Area, Gano Protected Area, Lar Protected Area, Central Alborz Protected Area, Khojir and Sorkhe Hesar National Park, Bakhtegan National Park, Arasbaran Protected Area, Arjan Protected Area, Lake Urmia National Park, Miankaleh Protected Area, Touran Protected Area, Nazhvan Suburban Natural Park, near Isfahan, Bambo National Park, near Shiraz

 

داستاني از المپيك 1968

در سال 1968 مسابقات المپیك در شهر مكزیكوسیتی برگزار شد. در آن سال مسابقه دوی ماراتن یكی از شگفت انگیزترین مسابقات دو در جهان بود.دوی ماراتن در تمام المپیكها مورد توجه همگان است و مدال طلایش گل سرسبد مدال های المپیك. این مسابقه به طور مستقیم در هر 5 قاره جهان پخش میشود.

كیلومتر آخر مسابقه بود دوندگان رقابت حساس و نزدیكی با هم داشتند، نفس های آنها به شماره افتاده بود، زیرا آنها 42 كیلومترو 195 متر مسافت را دویده بودند. دوندگان همچنان با گامهای بلند و منظم پیش میرفتند. چقدر این استقامت زیبا بود. هر بیننده ای دلش میخواست كه این اندازه استقامت وتوان داشته باشد. دوندگان، قسمت آخر جاده را طی كردند و یكی پس از دیگری وارد استادیوم شدند.استادیوم مملو از تماشاچی بود و جمعیت با وارد شدن دوندگان، شروع به تشویق كردند. رقابت نفس گیر شده بود و دونده شماره ... چند قدمی جلوتر از بقیه بود. دونده ها تلاش میكردند تا زودتر به خط پایان برسند و بالاخره دونده شماره ... نوار خط پایان را پاره كرد. استادیوم سراپا تشویق شد. فلاش دوربین های خبرنگاران لحظه ای امان نمی داد و دونده های بعدی یكی یكی از خط پایان گذشتند و بعضی هاشان بلافاصله بعد از عبور از خط پایان چند قدم جلوتر از شدت خستگی روی زمین ولو شدند. اسامی و زمان های به دست آمده نفرات برتر از بلندگوها اعلام شد. نفر اول با زمان دو ساعت و ... در همین حال دوندگان دیگر از راه رسیدند و از خط پایان گذشتند. در طول مسابقه دوربین ها بارها نفراتی را نشان داد كه دویدند، از ادامه مسابقه منصرف شدند و از مسیر مسابقه بیرون آمدند. به نظر میرسید كه آخرین نفر هم از خط پایان رد شده است. داوران و مسوولین برگزاری میروند تا علائم مربوط به مسابقه ماراتن و خط پایان را جمع آوری كنند جمعیت هم آرام آرام استادیوم را ترك میكنند. اما...

بلند گوی استادیوم به داوران اعلام میكند كه خط پایان را ترك نكنند گزارش رسیده كه هنوز یك دونده دیگر باقی مانده. همه سر جای خود برمیگردند و انتظار رسیدن نفر آخر را میكشند. دوربین های مستقر در طول جاده تصویر او را به استادیوم مخابره میكنند. از روی شماره پیراهن او اسم او را می یابند "جان استفن آكواری" است دونده سیاه پوست اهل تانزانیا، كه ظاهرا برایش مشكلی پیش آمده، لنگ میزد و پایش بانداژ شده بود. 20 كیلومتر تا خط پایان فاصله داشت و احتمال این كه از ادامه مسیر منصرف شود زیاد بود. نفس نفس میزد احساس درد در چهره اش نمایان بود لنگ لنگان و آرام می آمد ولی دست بردار نبود. چند لحظه مكث كرد و دوباره راه افتاد. چند نفر دور او را می گیرند تا از ادامه مسابقه منصرفش كنند ولی او با دست آنها را كنار می زند و به راه خود ادامه میدهد. داوران طبق مقررات حق ندارند قبل از عبور نفر آخر از خط پایان محل مسابقه را ترك كنند. جمعیت هم همان طور منتظر است و محل مسابقه را با وجود اعلام نتایج ترك نمی كند. جان هنوز مسیر مسابقه را ترك نكرده و با جدیت مسیر را ادامه میدهد. خبرنگاران بخش های مختلف وارد استادیوم شده اند و جمعیت هم به جای اینكه كم شود زیادتر میشود! جان استفن با دست های گره كرده و دندان های به هم فشرده و لنگ لنگان، اما استوار، همچنان به حركت خود به سوی خط پایان ادامه میدهد او هنوز چند كیلومتری با خط پایان فاصله دارد آیا او میتواند مسیر را به پایان برساند؟ خورشید در مكزیكوسیتی غروب میكند و هوا رو به تاریكی میرود.

بعد از گذشت مدتی طولانی، آخرین شركت كننده دوی ماراتن به استادیوم نزدیك میشود، با ورود او به استادیوم جمعیت از جا برمیخیزد چند نفر در گوشه ای از استادیوم شروع به تشویق میكنند و بعد انگار از آن نقطه موجی از كف زدن حركت میكند و تمام استادیوم را فرا میگیرد نمیدانید چه غوغایی برپا میشود.

40 یا 50 متر بیشتر تا خط پایان نمانده او نفس زنان می ایستد و خم میشود و دستش را روی ساق پاهایش میگذارد، پلك هایش را فشار می دهد نفس میگیرد و دوباره با سرعت بیشتری شروع به حركت میكند. شدت كف زدن جمعیت لحظه به لحظه بیشتر میشود خبرنگاران در خط پایان تجمع كرده اند وقتی نفرات اول از خط پایان گذشتند استادیوم اینقدر شور و هیجان نداشت. نزدیك و نزدیكتر میشود و از خط پایان میگذرد. خبرنگاران، به سوی او هجوم میبرند نور پی در پی فلاش ها استادیوم را روشن كرده است انگار نه انگار كه دیگر شب شده بود. مربیان حوله ای بر دوشش می اندازند او كه دیگر توان ایستادن ندارد، می افتد.

آن شب مكزیكوسیتی و شاید تمام جهان از شوق حماسه جان، تا صبح نخوابید. جهانیان از او درس بزرگی آموختند و آن اصالت حركت، مستقل از نتیجه بود. او یك لحظه به این فكر نكرد كه نفر آخر است. به این فكر نكرد كه برای پیشگیری از تحمل نگاه تحقیرآمیز دیگران به خاطر آخر بودن میدان را خالی كند. او تصمیم گرفته بود كه این مسیر را طی كند، اصالت تصمیم او و استقامتش در اجرای تصمیمش باعث شد تا جهانیان به ارزش جدیدی توجه كنند ارزشی كه احترامی تحسین برانگیز به دنبال داشت. فردای مسابقه مشخص شد كه جان ازهمان شروع مسابقه به زمین خورده و به شدت آسیب دیده است.

او در پاسخگویی به سوال خبرنگاری كه پرسیده بود، چرا با آن وضع و در حالی كه نفر آخر بودید از ادامه مسابقه منصرف نشدید؟ ابتدا فقط گفت: برای شما قابل درك نیست! و بعد در برابر اصرار خبرنگار ادامه داد:مردم كشورم مرا 5000 مایل تا مكزیكوسیتی نفرستاده اند كه فقط مسابقه را شروع كنم، مرا فرستاده اند كه آن را به پایان برسانم.

داستان "جان استفن آكواری" از آن پس در میان تمام ورزشكاران سینه به سینه نقل شد"حالا آیا یادتان هست كه نفر اول برنده مدال طلای همان مسابقه چه كسی بود؟

" یک اراده قوی بر همه چیز حتی بر زمان غالب می آید".

بفرماييد

بفرماييد از خودتون پذيرايي كنيد  ، ماه رمضان و گرسنگي و غذا ...... چي دوست داريد ،‌البته براي افطاري ..


عاشقانه ترین دعایی که به آسمان رفت

با سلام ، گاهي اتفاقاتي مي افته كه انسان نقش خودش دقيقاً نمي تونه ايفا كنه و مي مونه كه در چنين شرايطي چه اقدامي انجام بده كه مناسب آن موقعيت باشه ، با داستان زير به اين مسئله پي خواهيد برد .
تقديم به شما و روح تمام مادراني كه از اين دنيا سفر كرده اند شاد . .................

یک روز کاملاً معمولى تحصیلى بود. به طرح درسم نگاه کردم و دیدم کاملاً براى تدریس آماده ام. اولین کارى که باید مى کردم این بود که مشق هاى بچه ها را کنترل کنم و ببینم تکالیفشان را کامل انجام داده اند یا نه.


هنگامى که نزدیک تروى رسیدم، او با سر خمیده، دفتر مشقش را جلوى من گذاشت و دیدم که تکالیفش را انجام نداده است. او سعى کرد خودش را پشت سر بغل دستیش پنهان کند که من او را نبینم. طبیعى است که من به تکالیف او نگاهى انداختم و گفتم: "تروى! این کامل نیست."

او با نگاهى پر از التماس که در عمرم در چهره کودکى ندیده بودم، نگاهم کرد و گفت: "دیشب نتونستم تمومش کنم، واسه این که مامانم داره مى میره."

هق هق گریه ی او ناگهان سکوت کلاس را شکست و همه شاگردان سرجایشان یخ زدند.

چقدر خوب بود که او کنار من نشسته بود. سرش را روى سینه ام گذاشتم و دستم را دور بدنش محکم حلقه کردم و او را در آغوش گرفتم. هیچ یک از بچه ها تردید نداشت که "تروى" بشدت آزرده شده است، آن قدر شدید که مى ترسیدم قلب کوچکش بشکند. صداى هق هق او در کلاس مى پیچید و بچه ها با چشم هاى پر از اشک و ساکت و صامت نشسته بودند و او را تماشا مى کردند.

سکوت سرد صبحگاهى کلاس را فقط هق هق گریه هاى تروى بود که مى شکست.

من بدن کوچک تروى را به خود فشردم و یکى از بچه ها دوید تا جعبه دستمال کاغذى را بیاورد. احساس مى کردم بلوزم با اشک هاى گرانبهاى او خیس شده است. درمانده شده بودم و دانه هاى اشکم روى موهاى او مى ریخت.

سؤالى روبرویم قرار داشت: "براى بچه اى که دارد مادرش را از دست مى دهد چه مى توانم بکنم؟"

تنها فکرى که به ذهنم رسید، این بود: "دوستش داشته باش ... به او نشان بده که برایت مهم است ... با او گریه کن ." انگار ته زندگى کودکانه او داشت بالا مى آمد و من کار زیادى نمى توانستم برایش بکنم. اشک هایم را قورت دادم و به بچه هاى کلاس گفتم: "بیایید براى تروى و مادرش دعا کنیم." دعایى از این پرشورتر و عاشقانه تر تا به حال به سوى آسمان ها نرفته بود.

پس از چند دقیقه، تروى نگاهم کرد و گفت: "انگار حالم خوبه." او حسابى گریه کرده و دل خود را از زیر بار غم و اندوه رها کرده بود. آن روز بعد ازظهر مادر تروى مرد.

هنگامى که براى تشییع جنازه او رفتم، تروى پیش دوید و به من خیر مقدم گفت. انگار مطمئن بود که مى روم و منتظرم مانده بود. او خودش را در آغوش من انداخت و کمى آرام گرفت. انگار توانایى و شجاعت پیدا کرده بود و مرا به طرف تابوت راهنمایى کرد. در آنجا مى توانست به چهره مادرش نگاه کند و با چهره ی مرگ که انگار هرگز نمى توانست اسرار آن را بفهمد روبرو شود.

شب هنگامى که مى خواستم بخوابم از خداوند تشکر کردم از اینکه به من این حس زیبا را داد، تا توان آن را داشته که طرح درسم را کنار بگذارم و دل شکسته یک کودک را با دل خود حمایت کنم ...

شادي در مسير حركت

به خاطر داشته باش که همه می خواهند روی قله کوه زندگي کنند

اما تمام شادی ها وقتی رخ می دهد که در حال بالا رفتن از کوه هستیم