نگاهي ديگر به كوير

   وقتي رد پاي شما در شن هاي كوير مي مونه ، مثل اينه كه كوير هم رد پاشو تو قلبت جا مي زاره ، نمي توني فراموشش كني ، جزي از زندگي ات مي شه ، هر وقت آلبوم خاطراتت رو ورق مي زني بخش هاي شيريني از زندگي تو رو در همين كوير و صفاو گرماي اون مي بيني ، اصلاً دل كندني نيست .
  ما در هشتم آبان 88 در كوير بشرويه اولين تجربه مون رو داشتيم ، قبل از اين شايد بشرويه رو روي نقشه هم نمي‏تونستم پيدا كنم و لي با يكبار بودن در اين فضا ، عشق و محبت اين ديار را فراموش نخواهيم كرد .

اي كاش فرصت گشت و گذار در قسمت هاي مختلف كشور عزيزمون را مي داشتيم تا ببينم مردمان با محبت چه كرده اند با اين زندگي ، معناي زندگي رو تو كوير و بيابان و خار شتران هم بر جايي گذاشته اند ،‌ شايد به ظاهر چيزي را نبيني ولي دقيق شو دنياي از معنا را در آن خواهي يافت .

يه استكان چايي در سياه چادري در محل كمپ كوير نوردي بشرويه ،‌....

نگاه اميدو زندگي

دايره مهر ،‌ مي كوشيم تا دايره دوستي ها را گسترش بديم

مارمولك ها هم عشق واقعي را ترسيم مي كنند

همسفران كوير سن و سال نمي شناسند ، شايد بهترين  شور و اشتياق و سر زندگي را در ميان همسفران بتوان يافت ، با چه كساني همسفر بوده ايم ، آيا زندگي ما در سفر متفاوت نيست ؟ مگر نمي گويم كه براي شناخت افراد و دوستي ها بايد آنها را در سفر شناخت ، سفر در كوير بشرويه فرصتي بود كه ما نشاط و شادي را در چهره هاي افراد از نزديك شاهد باشم . 

يك شب در خانه معلم در بشرويه اقامت داشتيم ،‌باورمان نمي شد ، گويا موقع رفتن از خانواده خويش جدا مي شويم ، از زير قرآن عبور داده شديم و چقدر دعا بدرقه راهمان بود ، شما نام اين رفتار را چه مي گذاريد به غير محبت و خونگرمي ساكنين بشرويه ...

عالمان بشرويه تخم دوستي را گسترانيده اند قدردان شان هستيم