يلـــــــــــــــــ مبارك ـــــــــــدا

شب يلدا يا «شب چله» شب  اول  زمستان  و  درازترين شب سال است و  فرداي  آن  با دميدن  خورشيد، روزها  بزرگ ترشده و تابش  نور  ايزدي  افزوني مي يابد .  اين  بود که  ايرانيان  باستان ، آخر  پاييز  و اول  زمستان را  شب زايش مهر يا زايش خورشيد مي خواندند و براي آن جشن بزرگي بر پا مي کردند .

    امشب ، طولانى ترين شب  سال ، شب يلدا ، ايرانيان گردهم مى آيند  تا  با  تكيه  بر ميراث كهن ، به انتظار  روشنايى بنشينند.تاريكي و سنگينى شب را  با گپ وحكايت وآن چه به نشانه بركت فراهم كرده اند  ،  مى شكنند . براى شادمانى فرصتى كوتاه فراهم مى كنند تا تيرگى و اندوه به دلهاشان راه نيابد    .

    آيين شب يلدا يا  شب چله ، خوردن  آجيل  مخصوص ، هندوانه، انار و شيريني و ميوه هاي گوناگون است که همه جنبه نمادي دارند و نشانه برکت ، تندرستي ، فراواني وشادکامي هستند.در اين شب هم مثل جشن  تيرگان ، فال گرفتن ازکتاب حافظ مرسوم است.حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روي پوکي و يا پري آن ، آينده گويي مي کنند.

   شب يلدا چه چيزي رو به ياد شما مياره ؟ ياد چي ميفتي ؟
خونه مادربزرگ
، پدربزرگ ، هندونه ، آجيل ، تخمه ، هله هوله ! خوردني ، لبو ، شيريني ، فال حافظ،كرسي،پتو،گرما،قصه و خاطره،بگوبخند، ديد و بازديد،همهء فاميل،عمّه ، عمو، خاله و دايي  يادرفتگان،اناردون شده،شادباش،شب زنده داري  ،بيدار باش تا سحر ، .....

 روي  گل   شما به  سرخ  انار  ؛   شب  شما  به  شيريني هندوانه ؛لبتان مثل  پسته خندان ، عمرتان به بلندي يلدا و غمهايتان به كوتاهي روزش باد.   

«    يلــدا  مبـارك     »

يلدا نام‌ فرشته‌اي‌ است، بالا بلند. با تن‌پوشي‌ از شب‌ و دامني‌ از ستاره. يلدا نرم‌نرمك‌ با مهر آمده‌ بود. با اولين‌ شب‌ زمستان آمده و هر شب‌ رداي‌ سياهش‌ را قدري‌ بيشتر بر سر آسمان‌ مي‌كشد تا آدم‌ها زير گنبد كبود آرام‌تر بخوابند. يلدا هر شب‌ بر بام‌ آسمان‌ و در حياط‌ خلوت‌ خدا راه‌ مي‌رفت‌ و لابه‌لاي‌ خواب‌هاي‌ زمين‌ لالايي‌اش‌ را زمزمه‌ مي‌كرد. گيسوانش‌ در باد مي‌وزيد و شب‌ به‌ بوي‌ او آغشته‌ مي‌شد.
يلدا شبي‌ از خدا پاره‌اي‌ آتش‌ قرض‌ گرفت. آتش‌ كه‌ مي‌داني، همان‌ عشق‌ است. يلدا آتش‌ را در دلش‌ پنهان‌ كرد تا شيطان‌ آن‌ را ندزدد. آتش‌ در وجود يلدا بارور شد.
فرشته‌ها به‌ هم‌ گفتند: «يلدا آبستن‌ است. آبستن‌ خورشيد. و هر شب‌ قطره‌قطره‌ خونش‌ را به‌ خورشيد مي‌بخشد و شبي‌ كه‌ آخرين‌ قطره‌ را ببخشد، ديگر زنده‌ نخواهد ماند.»
فرشته‌ها گفتند: فردا كه‌ خورشيد به‌ دنيا بيايد، يلدا خواهد مُرد.
يلدا هميشه‌ همين‌ كار را مي‌كند؛ مي‌ميرد و به‌ دنيا مي‌آورد. يلدا آفرينش‌ را تكرار مي‌كند.
راستي، فردا كه‌ خورشيد را ديدي، به‌ ياد بياور كه‌ او دختر يلداست‌ و يلدا نام‌ همان‌ فرشته‌اي‌ است‌ كه‌ روزي‌ از خدا پاره‌اي‌ آتش‌ قرض‌ گرفت.
عرفان نظر آهاری

بزرگ مردان طبيعت گمنامند

سه شنبه 30 آذر1389 ساعت: 12:56 توسط:همنورد
با سلام و احترام خدمت همه ورزشكاران دوست دار طبيعت وعرض تبريك به مناسبت عيد بزرگ يلدا

به حكم وظيفه لازم مي دانم مطلب ذيل را كه كاملا مرتبط با سايت نشاط مي باشد خدمت دوست داران طبيعت ارائه نمايم.

عنوان متن : بزرگ مردان طبيعت گمنامند.


علي رقم استفاده و لذتهايي كه از جنگلها وپاركهاي قديمي در ايران داريم كمتر توجه به باني و پايه گزاران جنگل باني در ايران مي كنيم. اولين كسي كه پايه گزار اين موضوع بوده است مرحوم دكتر كريم ساعي متولد 1289 خورشيدي واهل خطه مشهد مقدس بوده است. كتابهاي اين مرد بزرگ در دانشگاه هاي داخل وخارج تدريس مي شود وشايد كمتر كسي باشد كه به يادگار به جا گذاشه شده زيبا از اين فرهيخته بزرگ در قلب پايتخت نرفته باشد ( پارك ساعي )
ايشان در دهه دوم قرن جاري دكتراي خود را در آمريكا اخذ وخدمات بسيار بسيار بزرگي به طبيعت ايران كردند كه آثار آن هميشه ماندگار است كه مجالي براي گفتن همه آنها در اين كامنت نمي باشد.

ايشان در سال 1335 خورشيدي ودر سن 46 سالگي زمانيكه از ماموريت از شيراز به تهران باز مي گشتند در اثر يك صانحه هوايي بدرود حيات گفتند .روحشان شاد ونامشان جاودان باد. خداوند انسانهاي بزرگ را خيلي زود از عالم ناسوتي نزد خود مي برد چون آنها را خيلي بيشتر دوست دارد ولياقتشان بيشتر.


ايشان به دليل علاقه بسيار زياد به طبيعت بعد از خود وصيت كردند درجايي آرام وخالي از هياهو آرام بگيرند ( دانشكده منابع طبيعي و كشاورزي كرج )

لازم است جهت تشكر وقدر داني وفرهنگ سازي سري به مقبره ايشان زده وفاتحه اي نثار اين عزيز نماييد. ( كرج – ورودي درب شرقي دانشكده كشاورزي واقع در بلوار شيميايي مقبره اين بزرگ مرد طبيعت ايران است كه بدون ادعا در آرامگاه ابديشان آسوده خاطر آرام گرفته اند)

در ضمن موزه زيبا وديدني جانوران نيز كه در سال 1308 توسط دكتر جلالي پايه گذاري شده است در قلب اين دانشكده واقعا ديدني وزيباست كه توصيه مي كنم حتما به همراه خانواده ديدن نماييد.

باتشكر : محمدرضا مهرابي

کوهنورد

کوهنورد باشید

به سوی کوه ،

به سوی قله های باشکوه

به سوی آبی سپهر

به راه زر نشان مهر،

چو آرزوی ما،

هوا،

خوش است و پاک

به روی قله ها

تن از غبار تیرگی رها

برآ چو جان تازه بر بلند خاک

همیشه برفراز

همیشه سرفراز


"فریدون مشیری "

پاييز قشنگ داره خدا حافظي مي كنه چيزي نمي خواي بهش بگي ...

     اين برگ هاي زرد و قهوه ايي و خوشرنگ يك عمر زندگي بر بلنداي درخت رو فرياد مي زنه ، اون با خيالي آسوده از دنياي زندگي اش خدا حافظي مي كنه ، به اين فكر كرديم كه ما چطوري مي خواهيم از درخت زندگي مون جدا بشيم ، اصلاً دوست داريم چطوري از اين دنيايي كه ساختيم بريم ،‌ تو رفتنمون شكي نيست اينو هممون مي دونيم ولي در كيفتيت جدا شدن از دنيا خيلي حرفها داريم ، بيايم به اين فكر كنيم كه باقيمانده عمونو چطوري مي خواهيم صرف كنيم فكر كنيم ،‌ انشاء اله كه صدها سال زنده باشيد ولي خوب اين تعارفات ديگه خريدار نداره همه بي شك بايد بريم ،‌ نكنه فكر مي كنيم ديگران مي رن و ما مي مونيم ،‌ نه عزيزدلم همه ما مسافريم و بايد عبور كنيم اين مسافرت هم نوبت بندي نشده ، سن و سال نمي شناسه ،‌از نوزاد چند روزه تا افراد 90 و 100 ساله بايد از عزيزانمون جدا بشيم .
اگه بخواهيم نوشته ايي از خودمون به آيندگان بنويسم چي مي نويسيم ،‌ ......

ميلگرد و فولاد بر قلب كوهستان

جمعه 26 آذر 1389

اينجا حدود صد متر از رستوران و هتل اوسون فاصله دارد ،‌ در قسمت شرقي آن ،‌ در بازگشت از كنار آن گذشتيم ،‌ مقدار زيادي ميلگرد روي هم تلنبار شده بود و مقادير بيشتر نيز در پي ريزي آرماتور بندي شده بوده ، چه چيزي قرار هست ساخته شود نمي دانم ولي اين را بدانيد كه كوهستان مظلومانه در تسخير اين آهن سرد و سيمان قرار مي گيرد ... از كوهستان سايه ايي بيش نمانده است

ميلگرد سرد بر بلنداي البرز و  بر تن كوهستان سرد كه تا چند وقت ديگر از آن بنايي به پا خواهد خواست و خود كانوني خواهد شد براي ساخت و ساز هاي ديگر ، چه كنيم ، چه مي توانيم انجام دهيم ، به كه بگوييم و چه بگوييم ؟

ميل گردهاي كارگذاشته شده

دير زماني نيست كه اينجا نيز باغي زيبا و دره ايي زيباتر بود



تصاويري از برنامه ارتفاعات شمال تهران جمعه 26 آذر 89

بعد از تاسوعا و عاشوراي حسيني روز جمعه من و رجب عسگري صبح زود راهي شير پلا شديم ،‌ ساعت چهار و نيم صبح در تاريكي حركت كرديم ، هوا سرد و تقريباً عاري از آلودگي بود ، كوهستان گويي آغوش گشوده بود ، يك مدت كه در كوهستان نباشي دلتنگ مي شوي ( البته شايد بگويم مي شوم ولي مي دانم كوهنوردان بسيار دلتنگ مي شوند )‌ هر چند مسير كوتاهي را براي رعايت حال برادر خانم عزيزم انتخاب كردم كه آن رسيدن به شير پلا ، خوردن صبحانه و بازگشت از دره اوسون بود ولي صبح بسيار دلپذيري داشتيم .

اولين عكس رو در كافه آبشار ( كافه رجب ) گرفتيم ، هم اسم رجب عسگري

تهران هنوز در خواب است ، طلوع خورشيد را در تهران به تماشا نشسته ايد ...

اينجا هم تراس پناهگاه شيرپلا  و نمايي از تهران بزرگ

رجب گويا هنوز در خواب است ، شايد شما هم براي اولين بار به شيرپلا مي آمديد همين حس را داشتيد

اين هم تابلو ابتداي يال توچال كه البته ما بالاتر نرفتيم و من كلي حسرت خوردم ، چند بار تصميم گرفت كه همراهم را راهي كنم و خودم بروم ولي خوب انصاف نبود تازه اگه شكايت به منزل مي رسيد كه بنده بايد با كوه وداع كلي مي كردم ...

آقا رجب خوشحال بود كه پاش به برف رسيده ، امسال بارندگي كم برف خيلي ناراحت كننده است . اينجا ابتداي يال قله توچال مي باشد در سمت غرب پناهگاه شير پلا

تهران بزرگ بيدار مي شود ولي گازهاي خفه كننده هنوز به اندازه ايي هست آنرا در خود ببلعد

چشمه زلال مسير اوسون ، آب اين چشمه را هم از طريق لوله هاي قطور به تهران بزرگ سرازير نموده اند و از آن آب باريكه ايي بيش باقي نمانده است .

به انتهاي مسير مي رسيم ،‌اينجا دره اوسون است كمي بالاتر از رستوران و هتل اوسون ، حتماً آنجا را مي شناسيد بهار جاي بسيار زيبايي است و پاييز آن نيز مانند زمستان و تابستانش زيباست

كوه سرچشمه خوبيها و زيبائي هاست .

آخرين برگ هاي پاييزي اش را به تماشا نشستيم

هنوز برگ هاي رنگارنگ تماشايي هستند

برگ هاي خشكيده را هم كه بر درخت مانده است ، ياد گذر عمر را در خاطرمان زنده كرد

رودها جاري هستند ،‌هر چند بسترشان پرشده از برگ هاي پاييزي

تا درودي ديگر بدرود كوچه باغهاي دره زيباي اوسون

شاد و با نشاط باشد ،‌ به اميد ديدارتان

شاد و با نشاط باشيد ،‌ بخنديد ... بله شما هم چه اشكالي دارد


با پیاده روی سالم بمانید

 

     هنگامي‌ كه‌ در دهه‌ بيست ‌سالگي‌ به‌ سر مي‌‌بريد، به‌ نظر مي‌‌رسد مي‌توانيد هر چه‌ دوست‌ داشته‌ باشيد بخوريد و كاملاً بي‌تحرك‌ باشيد؛ بدون‌ كوچکترين‌ اثري‌ از بيماري، اما وقتي‌ به‌ سي ‌سالگي‌ برسيد و بخواهيد زندگي‌ را به‌ همان‌ روش‌ سنين‌ بيست‌ ادامه‌ دهيد، نه ‌تنها اضافه‌ وزن‌ پيدا خواهيد كرد، بلكه‌ در سنين‌ چهل‌ و پنجاه‌ سالگي‌ تبديل‌ به‌ آدمي‌ چاق، عبوس‌ و بدخلق‌ خواهيد شد! به‌ اضافهِ اين‌ كه‌ در معرض‌ ابتلا به‌ انواع‌ بيماري‌‌هاي بد و ناخوشايند قرار خواهيد گرفت.
تمرينات‌ مداوم،‌ نرمش‌ و بدنسازي‌ ميزان‌ سوخت‌وساز بدن‌ را بالا مي‌‌برد؛ به‌ ويژه‌ زماني‌ كه‌ بخواهيد از طريق‌ كاهش‌ مصرف‌ مواد پركالري‌ وزن‌ كم‌ كنيد.بهتر است‌ سه‌ يا چهار روز در هفته، روزي‌ يك‌ ساعت‌ پياده‌روي‌ كنيد و دو بار در هفته، سي‌ تا چهل‌ دقيقه‌ تمرينات‌ ورزشي‌ انجام‌ دهيد.
خوشبختانه‌ راه‌ مفيدي‌ براي‌ حفظ‌ ظاهر و تندرستي‌ بعد از سي ‌سالگي‌ وجود دارد و آن هم پياده‌روي است.‏

پياده‌ روي

پياده‌روي‌ روشي‌ است‌ بسيار عملي‌ كه‌ مي‌توانيد آن‌ را در برنامه‌ روزانه‌ خود جاي‌ دهيد.
اگرچه‌ پياده‌‌روي‌ در هر سني‌ سودمند است، اما به‌ ويژه‌ براي‌ خانم‌ها در سنين‌ سي، چهل‌ و پنجاه‌ سالگي‌ بسيار منطقي‌ و معقولانه‌ به‌ نظر مي‌رسد. يك‌ دليل‌ اين‌ است‌ كه‌ خيلي‌ آسان‌ مي‌‌توان‌ آن‌ را شروع‌ كرد و با يك‌ برنامه‌ منظم‌ ادامه داد. علاوه‌ بر اين، براي‌ مفاصل‌، ناراحتي‌ به‌ وجود نمي‌‌آورد.
در مقايسه‌ با دويدن، اثر منفي‌ آن‌ روي‌ مفاصل‌ حداقل‌ يك‌ سوم‌ كاهش‌ مي‌‌يابد.
به ‌علاوه، پياده‌روي‌ زنان‌ را از بيماري‌هاي‌ مزمن‌ در سنين‌ ميانسالي‌ و پس‌ از آن‌ محافظت‌ مي‌‌كند.
حال‌ مي‌‌پردازيم‌ به‌ اين‌ كه‌ چگونه‌ پياده‌‌روي‌ مي‌‌تواند شما را در سنين‌ بالا متناسب‌ و تندرست‌ نگه‌ دارد:

دهه سي‌ سالگي‌‏

بسياري‌ از زنان‌ سومين‌ دهه‌ از زندگي‌ خود را در حالي‌ آغاز مي‌‌كنند كه‌ عنان‌ اختيار زندگي‌ را به‌ دست‌ گرفته‌‌اند. بچه‌ها وارد زندگي‌ مي‌‌شوند و مسئوليت‌ها افزايش‌ پيدا مي‌كند. معمولاً خانم‌‌ها طي‌ اين‌ دهه‌ به‌ طور قابل‌ ملاحظه‌‌اي كم‌ تحرك‌ مي‌‌شوند و از اين‌ هنگام‌ است‌ كه‌ اضافه ‌وزن‌ حاصل‌ مي‌‌شود.
‏سي‌ سالگي‌ بهترين‌ زمان‌ براي‌ شروع‌ پياده‌روي‌ است‌ (البته‌ اگر پيش‌ از آن‌ اقدام‌ به‌ اين‌ كار نكرده‌ باشيد). وقتي‌ كم‌ تحرك‌ باشيد، سوخت‌ و ساز بدن‌ كاهش‌ مي‌‌يابد و مقدار كالري‌ كمتري‌ مي‌سوزانيد.
زماني‌ كه‌ تند پياده‌ روي‌ مي‌كنيد نه‌ تنها حين‌ انجام‌ عمل‌ پياده‌‌روي‌ كالري‌ مي‌‌سوزانيد، بلكه‌ پس‌ از پايان‌ آن‌ نيز سوخت‌ و ساز ادامه‌ خواهد داشت.
تمرينات‌ مداوم‌ نرمش‌ و بدنسازي‌ ميزان‌ سوخت ‌و ساز بدن‌ را بالا مي‌‌برد؛ به‌ ويژه‌ زماني‌ كه‌ بخواهيد از طريق‌ كاهش‌ مصرف‌ مواد پركالري‌ وزن‌ كم‌ كنيد.
‏بهتر است‌ سه‌ يا چهار روز در هفته، روزي‌ يك‌ ساعت‌ پياده‌روي‌ كنيد و دو بار در هفته، سي‌ تا چهل‌ دقيقه‌ تمرينات‌ ورزشي‌ انجام‌ دهيد.
‏فايده‌ ديگر پياده‌روي‌، داشتن‌ انرژي‌ در تمام‌ طول‌ روز است. افرادي‌ كه‌ از لحاظ‌ جسماني‌ آمادگي‌ بيشتري‌ دارند، بهتر مي‌‌توانند ظرفيت‌ استفاده‌ از اكسيژن را بالا ببرند و آن‌ را تبديل‌ به‌ انرژي‌ كنند.
اگر آمادگي‌ جسماني‌ شما به‌ حد مطلوب‌ رسيده‌ باشد، نه‌ تنها هنگام‌ ورزش‌ به‌ طور مؤثرتري‌ اكسيژن‌ مصرف‌ مي‌كنيد، بلكه‌ در طول‌ روز پرتوان‌ و پرانرژي‌ خواهيد بود؛ به‌خصوص‌ كه‌ خانم‌ها بايد با تردستي‌ به‌ طور همزمان‌ از عهده‌ كارهاي‌ خانه، خانواده‌ و احتمالاً حرفه‌اي كه‌ به‌ آن‌ اشتغال‌ دارند، برآيند.

دههِ چهل‌ سالگي‌‏

از چهل‌ سالگي‌ به‌ بعد، بيشتر خانم‌ها در ارتباط‌ با خانواده‌ تحت‌ فشارهاي‌ روحي‌ متعدد قرار مي‌گيرند، زيرا در مرحله‌ تصميم‌گيري‌هاي‌ مهم‌ در زندگي‌ واقع‌ مي‌شوند.
بنابراين‌ لازم‌ است‌ به‌ طور جدي‌ براي‌ پيشگيري‌ از امراض‌ گوناگون‌ به‌ سلامتي‌ خود فكر كنند.
پياده‌روي‌ كمك‌ مؤثري‌ براي‌ مواردي‌ است‌ كه‌ در ادامه‌ به‌ آنها اشاره‌ مي‌شود:

تسكين‌ فشارهاي‌ روحي‌‏

هنگامي‌ كه‌ دچار تنش‌هاي‌ عصبي‌ هستيد، فشارخون‌ بالا مي‌رود و هورمون‌هاي‌ استرس‌زا وارد خون‌ مي‌‌شوند.
فشارهاي‌ عصبي‌ مزمن‌ باعث‌ تضعيف‌ سيستم‌ ايمني‌ مي‌‌شوند و فرد را آسيب‌ پذير و مستعد ابتلا به‌ هرگونه‌ بيماري‌ مي‌كنند؛ از سرماخوردگي‌ ساده‌ گرفته‌ تا بيماري‌ سرطان.پياده‌ روي‌ سبب‌ مي‌شود مغز بتااندورفين توليد كند و همين‌ امر كمك‌ مي‌‌كند تا از بروز افسردگي‌ و اضطراب‌ جلوگيري‌ شود.

پيشگيري‌ از امراض‌

«ورزش‌» خطر مرگ‌ زودرس‌ ـ به‌ هر علت‌ و انگيزه‌اي‌ ـ را كاهش‌ مي‌دهد. آمار حاكي‌ از آن‌ است‌ زناني‌ كه‌ ورزش‌هاي‌ سبك‌ و ملايم‌ انجام‌ مي‌دهند، بسيار كمتر از بانوان‌ بي‌‌تحرك‌ دچار بيماري‌ سرطان‌ مي‌‌شوند. همچنين‌ فعاليت‌هاي‌ جسماني‌ احتمال‌ ابتلا به‌ امراض‌ قلبي‌ را تا 50 درصد كاهش‌ مي‌‌دهد. ورزش،‌ خطر سكته‌ قلبي‌ را به‌ نصف‌ مي‌رساند؛ البته‌ نه‌ ورزش‌هاي‌ سنگيني‌ از قبيل‌ دو ماراتن، بلكه‌ ورزش‌هايي‌ سبك‌ از جمله‌ پياده‌ روي‌ معمولي‌ كه‌ بسيار انرژي‌ زاست.

‏جلوگيري‌ از تحليل‌ رفتن‌ عضلات‌

با بالا رفتن‌ سن، تراكم‌ ماهيچه‌اي كم‌ مي‌‌شود. ورزش‌ تأثير كهولت‌ سن‌ را در از بين ‌بردن‌ استحكام‌ ماهيچه‌اي كم‌ مي‌كند. با افزودن‌ ساعاتي‌ در هفته‌ براي‌ نرمش‌هاي‌ بدنسازي‌ نه‌ تنها دچار تحليل ‌رفتگي‌ عضلات‌ نمي‌‌شويد، بلكه‌ مي‌‌توانيد موجب‌ قوي‌ شدن‌ آنها شويد.

دههِ پنجاه‌ سالگي‌‏

حدود پنجاه‌ سالگي‌ براي‌ زنان‌ مسأله يائسگي‌ پيش‌ مي‌‌آيد و از آنجا كه‌ در اين‌ مرحله‌ بدن‌ استروژن‌ كمتري‌ توليد مي‌‌كند، آنان با طيف‌ گسترده ‌تري‌ از پيامدهاي‌ آن‌ در سلامتي‌ خود مواجه‌ مي‌شوند.
وقوع‌ فرآيند پيري‌ از پنجاه ‌سالگي‌ به‌ بعد سريع‌تر خود را نشان‌ مي‌‌دهد، اما خانم‌هايي‌ كه‌ عادت‌ به‌ پياده‌‌روي‌ دارند از اين‌ مسأله كمتر تأثير مي‌‌پذيرند تا آنهايي‌ كه‌ بي‌تحرك‌ و كم ‌فعاليت‌ هستند. اگر به‌ دنبال‌ اكسير جواني‌ هستيد بايد بدانيد كه‌ آن‌ چيزي‌ نيست‌ جز «ورزش».

‏يائسگي‌‏

پياده‌‌روي‌ به‌ زنان‌ يائسه‌ در موارد بي‌شماري‌ كمك‌ مي‌كند كه‌ به‌ چند مورد اشاره‌ مي‌شود:
- كمبود استروژن‌ سبب‌ افزايش‌ خطر بيماري‌هاي‌ قلبي‌ - عروقي‌ مي‌شود، اما پياده‌ روي‌ باعث‌ بالارفتن‌ ميزان‌ ‏HDL‏ (كلسترول‌ خوب) و پايين‌آمدن‌ ميزان‌ ‏LDL‏ (كلسترول‌ بد) مي‌شـود و همـچنين‌ فشارخون‌ را در حد طبيعي‌ نگه‌ مي‌دارد.
‏‏- بتااندورفين‌ كه‌ مغز حين‌ ورزش ‌كردن‌ آزاد مي‌‌كند، سبب‌ كاهش‌ اثرات‌ ناشي‌ از نوسانات‌ روحي‌ در دوران‌ يائسگي‌ مي‌شود.
‏‏- كمبود استروژن‌ مي‌‌تواند سبب‌ كم‌‌خوابي‌ شود، اما ورزش‌ ، روي‌ كيفيت‌ و كميت‌ خواب‌ اثر مطلوبي‌ دارد.
‏‏- از آنجا كه‌ ورزش ‌كردن‌ بسياري‌ از اثرات‌ و عواقب‌ يائسگي‌ را جبران‌ مي‌كند، پياده‌ روي‌ چه‌ در صورت‌ مصرف‌ هورمون‌هاي‌ جايگزين‌ و چه‌ در صورت‌ مصرف‌ نكردن‌ آنها، بسيار مفيد است.

پوكي‌ استخوان‌

پوكي‌ استخوان‌ كاهش‌ تراكم‌ استخوان‌ است‌ و مي‌‌تواند به‌ شكستگي‌ و ترك‌ استخوان‌ منجر شود. تا پيش‌ از يائسگي،‌ استخوان‌هاي‌ ما به‌ وسيله‌ استروژن كه‌ همانند ماده‌ چسبناكي‌ كلسيم‌ و مواد معدني‌ را در استخوان‌ نگه‌ مي‌‌دارد، محافظت‌ مي‌شوند.
اما پس‌ از يائسگي، مواد معدني‌ نفوذ پذير مي‌‌شوند و استخوان‌ها را منفذدار و شكننده‌ مي‌كنند.
‏مطالعات‌ نشان‌ مي‌دهد ورزش‌هايي‌ مثل‌ پياده‌روي‌ مي‌‌تواند سبب‌ افزايش‌ تراكم‌ استخوان‌ شود.

‏آرتروز (ورم‌ مفاصل)

آرتروز بيماري‌ دردناكي‌ است‌ كه‌ در آن‌ غضروف‌ مفصل‌ها تحليل‌ مي‌روند.
به‌ طور معمول‌ اين‌ بيماري‌ در دست‌ها، پاها، زانوها و لگن‌ اثر خود را نشان‌ مي‌‌دهد. سال‌هاست‌ كه‌ پزشكان‌ به‌ بيماران‌ مبتلا به‌ آرتروز توصيه‌ مي‌كنند كمتر فعاليت‌ جسمي‌ و بدني‌ داشته‌ باشند، اما مطالعاتي‌ كه‌ سال‌ 1997در انستيتوي‌ ملي‌ سالخوردگان‌ انجام‌ گرفت، نشان‌ مي‌‌دهد افرادي‌ كه‌ دچار آرتروز زانو هستند، اگر ورزش‌هاي‌ ملايم‌ انجام‌ دهند، در مقايسه‌ با كساني‌ كه‌ بي‌‌تحرك‌ هستند، از درد كمتري‌ رنج‌ مي‌‌برند.
‏‏- البته‌ به‌ اين‌ افراد توصيه‌ مي‌شود پيش‌ از شروع‌ برنامه‌ ورزشي‌ با پزشك‌ مشورت‌ كنند.
‏علاوه‌ بر همه‌ اين‌ موارد، پياده‌روي‌ مي‌‌تواند به‌ زندگي‌ كيفيت‌ مطلوبي‌ دهد. كسي‌ كه‌ پياده ‌روي‌ مي‌كند از صفاتي‌ چون‌ عزت‌ نفس، اعتماد به‌ نفس‌ و نگرش‌ مثبت‌ در زندگي‌ بهره‌مند مي‌‌شود. شخصي‌ كه‌ از روي‌ نظم‌ و قاعده‌ ورزش‌ مي‌كند چه‌ از لحاظ‌ روحي‌ و چه‌ از نظر جسمي‌ در خود جسارت‌ و نيرومندي‌ حس‌ مي‌‌كند؛ شرايطي‌ كه‌ بدون‌ فعاليت‌هاي‌ ورزشي‌ دست ‌يافتن‌ به‌ آن‌ به ‌سادگي‌ انجام‌ نمي‌پذيرد.

منبع: روزنامه اطلاعات
       وبلاگ ورزشهای رزمی ایران - اردبیل

نشاط کوهستان

تسلیت به مناسبت تاسوعا و عاشورای حسینی

باز این چه شورش است که در خلق عالم است


باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

 

فرا رسیدن تاسوعا و عاشورا حسینی تسلیت باد


ویژگی های سرپرست خوب

تجربه : هیچ جانشینی برای تجربه وجود ندارد!
اعتماد به نفس : همرا کسب تجربه رشد می کند.
مشاهده گری : مشاهده دقیق اعضا و محیط
نرمش پذیری : اشتیاق به تغییر برنامه در صورت تغییر شرایط
گروه محوری : اولویت دادن به اهداف و علایق گروه در مقایسه با علایق شخصی
آگاهی به محدودیت های خود
مسئولیت پذیری : آگاهی به چگونگی تأثیر هر تصمیم بر امنیت گروه
انسان محوری : اولویت دادن به انسان ها در مقایسه با اهداف کوهنوردی
خودشناسی : شناخت خویشتن و دلایل پذیرش سرپرستی
دقت ، خونسردی و روراستی
سامان مندی : برخورد منطقی و سیستماتیک با مشکلات و مسائل
انتقاد پذیری : پذیرش اشتباهات و درس گرفتن از آنها
قاطعیت : عقب نینداختن اقدامت ضروری
سازگاری : پرهیز از کمال گرایی و قانون مداری مطلق
آمادگی : شامل آمادگی جسمی ، روانی ، فنی و ...
عشق به طبیعت
با تشکر از خانم خدادادی

یا حسین ( ع )

شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین

روی دل با کاروان کربلا دارد حسین

از حریم کعبه ی جدّش به اشکی شست دست

مروه پشت سر نهاد امّا صفا دارد حسین

بردن اهل حرم دستور بود و سرّ غیب

ورنه این بی حرمتی ها کی روا دارد حسین

سروران ، پروانگان شمع رخسارش ولی

چون سحر روشن که سر از تن جدا دارد حسین

سر به قاچ زین نهاده راه پیمای عراق

می نماید خود که عهدی با خدا دارد حسین

او وفای عهد را با سر کند سودا ولی

خون به دل از کوفیان بی وفا دارد حسین

دشمنانش بی امان و دوستانش بی وفا

با کدامین سرکند؟ مشکل دو تا دارد حسین

آب خود با دشمنان تشنه قسمت می کند

عزّت و آزادگی بین تا کجا دارد حسین

دشمنش هم آب می بندد به روی اهل بیت

داوری بین با چه قومی بی حیا دارد حسین

دست آخر کز همه بیگانه شد دیدم هنوز

با دم خنجر نگاهی آشنا دارد حسین

شمر گوید گوش کردم تا چه خواهد از خدا

جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسین

اشک خونین گو بیا بنشین به چشم شهریار

کاندرین گوشه عزائی بی ریا دارد حسین

شهریار

آسان مي شود دلسرد شد

تنها بازمانده يك كشتی شكسته توسط جريان آب به يك جزيره دورافتاده برده شد، با بيقراری به درگاه خداوند دعا می‌كرد تا او را نجات بخشد، ساعتها به اقيانوس چشم می‌دوخت، تا شايد نشانی از كمك بيابد اما هيچ چيز به چشم نمی‌آمد.
سرآخر نااميد شد و تصميم گرفت كه كلبه ای كوچك خارج از كلك بسازد تا از خود و وسايل اندكش را بهتر محافظت نمايد، روزی پس از آنكه از جستجوی غذا بازگشت، خانه كوچكش را در آتش يافت، دود به آسمان رفته بود،اندوهگين فرياد زد: «خدايا چگونه توانستی با من چنين كنی؟»
صبح روز بعد او با صدای يك كشتی كه به جزيره نزديك می‌شد از خواب برخاست، آن می‌آمد تا او را نجات دهد.
مرد از نجات دهندگانش پرسيد: «چطور متوجه شديد كه من اينجا هستم؟»
آنها در جواب گفتند: «ما علامت دودی را که فرستادی، ديديم!»
آسان می‌توان دلسرد شد هنگامی كه بنظر می‌رسد كارها به خوبی پيش نمی‌روند، اما نبايد اميدمان را از دست دهيم زيرا خدا در كار زندگی ماست، حتی در ميان درد و رنج.
دفعه آينده كه كلبه شما در حال سوختن است به ياد آورید كه آن شايد علامتی باشد برای فراخواندن رحمت خداوند.
برای تمام چيزهای منفی كه ما بخود می‌گوييم، خداوند پاسخ مثبتي دارد،
تو گفتی «آن غير ممكن است»، خداوند پاسخ داد «همه چيز ممكن است»،
تو گفتی «هيچ كس واقعاً مرا دوست ندارد»، خداوند پاسخ داد «من تو را دوست دارم»،
تو گفتی «من بسيار خسته هستم»، خداوند پاسخ داد «من به تو آرامش خواهم داد»،
تو گفتی «من توان ادامه دادن ندارم»، خداوند پاسخ داد «رحمت من كافی است»،
تو گفتی «من نمی‌توانم مشكلات را حل كنم»، خداوند پاسخ داد «من گامهای تو را هدايت خواهم كرد»،
تو گفتی «من نمی‌توانم آن را انجام دهم»، خداوند پاسخ داد «تو هر كاری را با من می‌توانی به انجام برسانی»،
تو گفتی «آن ارزشش را ندارد»، خداوند پاسخ داد «آن ارزش پيدا خواهد كرد»،
تو گفتی «من نمی‌توانم خود را ببخشم»، خداوند پاسخ داد «من تو را ‌بخشیده ام»،
تو گفتی «من می‌ترسم»، خداوند پاسخ داد «من روحی ترسو به تو نداده ام»،
تو گفتی «من هميشه نگران و نااميدم»، خداوند پاسخ داد «تمام نگرانی هايت را به دوش من بگذار»،
تو گفتی «من به اندازه كافی ايمان ندارم»، خداوند پاسخ داد «من به همه به يك اندازه ايمان داده ام»،
تو گفتی «من به اندازه كافی باهوش نيستم»، خداوند پاسخ داد «من به تو عقل داده ام»،
تو گفتی «من احساس تنهايی می‌كنم»، خداوند پاسخ داد «من هرگز تو را ترك نخواهم كرد»،

با تشكر از خانم احمدي در يو24

در مسير پلنگ چال جمعه 19 آذر 89

ابتداي مسير از دركه ، نزديك آبشار جوزك

از راست : علي اصغر صادقي ،روح اله رحيمي ، رجب عسگري ، ايمان عسگري و من ( پرويز ستوده شايق )

اردوگاه پلنگ چال در ارتفاع 2550  متري

غلامرضا اينانلو و من

روح اله رحيمي و من

در بازگشت

قله بزقوش

با سلام به دوستان نشاط كوهستاني ، اين گزارش رو دوست عزيزم آقاي رضا غني زاده يكي از اعضاء گروه در صعود به قله بزقوش نوشته است كه عيناً تقديم حضورتان مي نمايم ،‌اميدوار هستم مورد استفاده خوانندگان و دوستان گرامي نشاط كوهستان واقع گردد . 

    سلسله جبال بزقوش كه همزمان با مواد خروجي آتشفشانهاي سهند و سبلان ارتفاع يافته در 18 كيلومتري جنوب شهرستان سراب و 35 كيلومتري شمال ميانه قرار دارد . طول اين رشته كوه 120 كيلومتر و عرض آن بين 40 تا 45 كيلومتري متغيير مي باشد . جهت آن شرقي – غربي بوده و تا دره قرانقوچاي كه آن را از دامنه شرقي سهند جدا مي سازد ادامه دارد . دامنه‏هاي سرسبز و زيبا و مراتع وسيع محل اسكان ايلات و عشاير و دامپروران و روستائيان اطراف مي باشد . بطوري كه سراب به صورت يكي از قطب هاي مهم دامپروري در سطح كشور در آمده است . بزغوش داراي چشمه هاي متعدد آبگرم از جمله اسب فروشان ، بوشلو ، سقزچي ، الله حقي ، بويوك وئي ، شالقون و جلده باخان مي باشد . شاخه هائي از رودخانه تلخه رود يا آجي چاي از دامنه هاي شمالي اين كوهستان سرچشمه مي گيرد . ميانگين بارش ساليانه منطقه بين 400 تا 500 ميليمتر بوده كه اكثراً در ماه هاي سرد سال به صورت يخ و برف بر روي قلل منطقه انباشته شده و در فصلهاي بهار و تابستان بسوي اراضي حاصلخيز مجاور جاري ميگردد. ارتفاع بلندترين قله اين منطقه 3302 متر از سطح دريا مي باشد که از دو مسير صعود مي گردد :

الف –  مسير جنوبي به مبدا صعود از روستاي ورنكش كه براي كوهنوردان سهل‏ترين راه از طريق ميانه مي باشد .

ب –  مسير شمالي به مبدا صعود از روستاي اسب فروشان ( اسبي سي ) كه در واقع مسير کلاسيک بزقوش مي باشد و اکثرا صعود از اين مسير انجام مي گيرد. 

آشنايي با منطقه :

 براي آشنايي با بزقوش بايد با سراب آشنا شويم. شهرستان سراب از شمال به شهرستانهاي مشكين شهر و هريس واز شرق به شهرستان نير و از جنوب به شهرستان ميانه واز غرب به بستان آباد محدود است چهره عمومي اين شهرستان توسط رشته كوه سبلان در شمال و رشته كوه بزقوش در جنوب وپيوستن رشته كوه بزقوش در جنوب توسط ارتفاعات ايلانجوق به سبلان در شرق شكل گرفته و اين عوارض باعث بسته شدن اين شهرستان از سه طرف شمال و جنوب و شرق گشته و منطقه را به  صورت دشتي درآورده كه به سمت غرب باز ميشود. ارتفاع آن از سطح دريا 1650متر ورشته كوه بزقوش با ارتفاع 3302 متر دشت سراب را از شهرستان ميانه جدا مي سازد و در شمال دشت سراب نيز كوه سبلان با ارتفاع 4811 متر بصورت شكل مخروطي قد برافراشته كه در تمام سال پوشيده از يخ وبرف است .

 

گزارش برنامه :

    ساعت 6:30 صبح روز جمعه 12 آذر ماه سال 1389 به اتفاق آقاي علي اکبر غني‏زاده بازنشسته آموزش پرورش و يعقوب به‏نيا به عنوان راهنما و جلو دار  و ايشان نيز بازنشسته آموزش وپرورش و  از کوهنوردان  خبره و چالاک شهرستان سراب هستند و بنده رضا غني‏اده برای صعود به قله 3302 متری از شهر سراب به راه روستاي اسبفروشان وآبگرم را در پيش گرفتيم و پس از عبور از روستاهاي  اندرآب و اسبفروشان ساعت 50/6 به آبگرم؛ محلي كه بايد صعود را شروع كنيم رسيديم .

      پس از آماده کردن وسايل لازم و تعويض لباس،  ساعت 7 صعود به قله را شروع کرديم هوا كاملاً مساعد و بهاري بود در شروع حركت را در امتداد رود خانه اي كه از بزقوش سرچشمه گرفته و به پايين سرازير است  ادامه داديم و پس از آن به سمت چپ تغيير مسير داده و پس از طي يك شيب نسبتاً ملايم خود را به بالاي يال كشيديم و در خط الراس يال حركت كرديم و در ساعت 45/8 به جانپناه رسيديم قابل ذکر مي‏باشد جانپناهي که  توسط هيئت کوهنوردي شهرستان سراب خيلي خوب،  تميز و شيك ساخته شده است، جاي تشکر و قدرداني از اين عزيزان را دارد. حركت را ادامه داده و سپس از خط الراس اين يال به سمت راست تغيير مسير داده و پس از حركت در يك شيب نسبتاً تند به يك محل دشت مانند رسيديم كه از اينجا قله بزقوش كاملاً ديده مي شد در ساعت 10 در اين مکان استراحت کرده و مهمان آقای به‏نيا بوديم که مهمان نوازی و عسل کاملاً طبيعي ايشان به ياد ماندني مي‏باشد پس از ملاقات و گفتگو کوتاه با آقايان: زارع که از اعضای کوهنوردی و اکبر طهماسبي از کوهنوردان شهرستان سراب مي‏باشند و صرف صبحانه، و همچنين پيوستن آقای غيور به اکيب ما، ادامه مسير داده  و خود را از آخرين شيب نيز بالا كشيده ورسيديم به جايي كه ديگر بالاتر از آن جايي براي رفتن وجود نداشت و همان  قله سرفراز و استوار بزقوش مي‏باشد که در ساعت 11 موفق به صعود آن شديم؛

ان الله جميل و يحب الجمال ؛

در بالای قله با تبريک گفتن به همديگر و شکر خداي مهربان که يك تابلو نقاشي عجيب و زيبايي را در اينجا به نمايش گذاشته است. و همچنين تماشای دور نماي منطقه از بالای قله که در شمال‏شرقي قله (بدون برف) سبلان و در پايين آن دشت (بدون آب و برف که بنا به گفته افراد بومي منطقه همه ساله پر از برف بوده) سراب كه به طرف غرب كشيده شده است.

  در جنوب منطقه ميانه ودر جنوب‏غربي كوه سهند با قله هايش در قرينه سبلان قرار گرفته است و بز قوش در وسط سهند و سبلان . پس ازتوقف نيم ساعته در روي قله بزقوش در راس ساعت 30/11 شروع به برگشت نموده ودر ساعت 15/12 به پناهگاه رسيديم پس از توقف و استراحت10 دقيقه‏اي، ادامه مسير داده و در نهايت در ساعت 30/13 به آبگرم رسيديم.

   شايان ذکر مي‏باشد که كل زمان صعود از آب گرم تا قله به طور متوسط 5/3 ساعت و مسير برگشت از همان مسير صعود تا آبگرم حدود 2 ساعت طول مي كشد .      

با احترام   

رضا غني‏زاده

(عضو گروه کوهنوردی پژوهشکده مهندسي جهاد کشاورزی)  15/09/89

برنامه قله پلنگ چال

روز جمعه 19 آذر ماه 1389 برنامه صعود به پلنگ چال در ارتفاعات شمال غرب تهران اجرا شد .

امروز قله پلنگ چال را خیلی تنها دیدیم ، همیشه قله های فرعی در کنار قله های اصلی همانند توچال و دماند یا علم کوه و .... مظلوم واقع می شوند ، چند بار قبلاً برنامه یک روزه برای این قله تدارک دیده بودیم ولی عملاً هر دفعه نیمه کاره مانده بود ، امروز هم به دلیل کمبود وقت به قله نرسیدیم .
سه نفر از دوستان از اردوگاه پلنگ چال بازگشتند و سه نفر دیگر یعنی بنده به اتفاق آقای اینانلو و رحیمی  حرکت مان را به سمت قله ادامه دادیم ، منطقه ایی بسیار زیبا و خلوت که منتظر صعود کوهنوردان است . خیل زیادی از کوهنوردان از مسیر درکه کوهپیمایی شان را آغاز می کنند و تقریباً به تعداد انگشتان یک دست هم به قله پلنگ چال نمی رسند ، از اردوگاه پلنگ چال مسیرهایی برای ایستگاه پنج تله کابین توچال وجود دارد ، بسیار از دوستان از اردوگاه بازمی گردند و آنهایی که ادامه مسیر می دهند به سمت تکه کابین می روند و یا به ارتفاعات اطراف رفته و باز می گردند . خلاصه پلنگ چال کمتر صعود می شود از دوستانی که در مسیر دربند به توچال یا ولنجک توچال هستند می توانند این مسیر را نیز برای کوهنوردی انتخاب نمایند .
البته افراد زیادی در مسیر درکه رفت آمد می کنند که بستر رودخانه و فضاهای ایجاد شده جاذبه های فوق العاده ایی دارد . 

نفرات شرکت کننده در برنامه :
پرویز ستوده شایق ( سرپرست ) ، غلامرضا اینانلو ، علی اصغر صادقی ، روح اله رحیمی ، رجب عسگری ، ایمان عسگری

با نام حسین به سینه ها گل بزنید


همایش روز جهانی کوهستان

برای ششمین سال پیاپی، در روز بیستم آذر (مطابق ١١ دسامبر) همایش بزرگ کوه نوردان به مناسبت روز جهانی کوهستان، در باشگاه فرهنگی ورزشی آرارات برگزار می شود.

نشاط کوهستان

نقل از آرام کوه

گزارش صعود قله خون کهار

عنوان برنامه :  صعود قله خون کهار

سرپرست برنامه : پرويز ستوده شايق      

ارتفاع از سطح دریا :

3400 متر در برخي گزارش ها 3800 قيد شده ولي جي پي اس ما 3889 يا حدود 3400 بود 

 تاریخ اجراء : 10  آذر  ماه 89

راه های دسترسی به منطقه با ذکر موقعیت و وضعیت ( آسفالت ): مسير انحرافي كه ما رفتيم حدود 20 دقيقه خاكي داشت ، در متن گزارش ارسال شده است ولي مسير خود روستا آسفالت مي باشد

جاده چالوس پل خواب روستای نشتارود و یا روستای ورزن که هر دو روستا دارای جاده آسفالته می باشند .

نام آبادیها و روستاهای اطراف با ذکر موقعیت جغرافیایی :

 روستاهای نشتارود و ورزن در شمال پورکان در جنوب پل خواب در غرب

مبداء حرکت كوهپيمايي :  روستاي ورزن 

بهترین مسیر صعود : روستای ورزن

بهترین فصل صعود : بهار و تابستان

شرایط جوی در فصول مختلف : در سه فصل بهار و تابستان و پاییز شرایط جوی نسبتاً خوب و در زمستان سرد و یخبندان

تعیین موقعیت جان پناه ها _ پناهگاهها _ محل های شب مانی و بیتوته ها :

به جز خود روستاها مکان دیگری برای شب مانی در مسیر وجود ندارد . 

ارتفاعات و نقاط مهم منطقه ( قلل همجوار _ گردنه ها _ یخچال ها و ...... با توصیف چشم اندازها ) :

در غرب قله های ناز و کهار در شرق قله منار در شمال نیز هفت خان و کلاشویا و کرچان

نزدیکترین مراکز امدادی و درمانی : پل خواب

 

توجه :شیب مسیر تقریبا زیاد است و روی یال اصلی باد زیادی می وزد و نیز در این فصل نیز خطر گم شدن در مه نیز وجود دارد .

زمانبندی برنامه :

0330 حركت از تهران مقابل دانشگاه علم و صنعت (‌ضلع جنوبي )

0520 حرکت از کرج ،

به دليل بسته بودن را روستاي ورزن مجبور شديم از طريق جاده سيرا به روستاي ليلستان و سپس هرين و از آنجا به ورزن بياييم كه با نماز صبح و توقف يك ساعت برنامه ما در ابتدا طولاني شد .

0720   ورزن  

1220   قله   حدود 25 دقيقه توقف در قله جهت استراحت و تهيه عكس

 1530  روستاي ورزن  ( نيم ساعت توقف براي نماز در محل امام زاده روستا )

1700 کرج

1800 غرب تهران

1900 شرق تهران – دانشگاه علم و صنعت ايران و پايان برنامه

 

اسامی نفرات شرکت کننده :

پرويز ستوده شايق ( سرپرست برنامه )‌ - غلامرضا اينانلو –- علی اصغر اینانلو - محرمعلی محمدی - ابراهیم امیری - غلامرضا فتاحی - علی فکوری - مهدی چاردولی

 

   شرح مختصر صعود تیم :

 همانطور كه مي دانيد چهارشنبه به دليل آلودگي بيش از حد هوا ، ادارات دولتي تعطيل شد و ما اين برنامه را براي خارج از تهران تدارك ديديم  .صبح روز چهارشنبه  مورخ 10/9/89 در  ساعت 3 صبح راننده ميني بوس از ميدان هفت حوض نارمك تهران  ‌آقاي اميري را سوار نموده و در ساعت 0320 بنده (‌ستوده ) از مقابل دانشگاه علم و صنعت سوار شدم ،‌ صبح زود خيابان ها خلوت بود ،‌از طريق خيابان باقري به خيابان دماوند و ساعت 0345 مقابل بيمارستان بوعلي آقاي فكوري به ما ملحق شد ، ساعت 0405 در ميدان آزادي بوديم منتظر اقايان حبيبي فر و صمد نجفي و طي تماس تلفني آقاي حبيبي فر گفتند نمي آيند و از آقاي نجفي هم خبري نشد ، ساعت 0415 از ميدان آزادي از طريق جاده مخصوص به سمت كرج به راه افتاديم ،  ساعت 0430 آقاي غلام فتاحي در پل سرخه حصار ( نفت پارس ) سوار شد . قبل از گرمدره از طريق اتوبان به كرج رسيديم ساعت 0450 در مقابل مسجد جامع كرج بوديم پس از آمدن دوستان ساكن كرج ( اينانلو – چاردولي – اصغر اينانلو – محرمعلي محمدي ) در ساعت 0520 به سمت جاده چالوس حركت كرديم . طبق برنامه بايد ساعت 6 به روستاي ورزن مي رسيديم كه جاده روستاي ورزن قبل از پل خواب در جاده چالوس قرار گرفته و تابلو مشخصي ندارد تنها علامت مشخصه آن تابلو پل خواب مي باشد كه به محض رويت آن تابلو اولين خروجي سمت چپ ( غرب ) به طرف روستاي ورزن مي رود .

ما مي خواستم وارد مسير روستا شويم كه با يك زنجير آنرا مسدود كرده بودند ،  يك نگهبان هم درون كيوسكي در كنار آن بود كه خواب بود ، ايشان را بيدار كرديم و به ما گفت كه كوه ريزش داشته و جاده بسته مي باشد براي همين ما نمي توانيم وارد جاده شويم و راهنمايي كرد كه از طريق جاده سيرا مي توانيم به ورزن برويم به ناچار رفتيم ولي در بازگشت از ريزش سنگ خبري نبود و ما به ايشان گفتيم كه كار درستي نكرده است . خلاصه حدود 100 متر يا كمي بيشتر خروجي به سمت روستاي كلوان در منطقه سيرا را در پيش گرفته سر از روستاي ليلستان در آورديم ،‌ آنجا بن بست بود و يك جاده خاكي سمت چپ قبل از روستا داشت كه پس از خواندن نماز صبح در روستاي ليلستان وارد آن شديم و پس از حدود نيم ساعت به روستاي هرين و سپس به روستاي ورزن رسيديم . تا اينجا از برنامه يك ساعت عقب بوديم ، شروع كوهنوردي ما ساعت 0720 از روستاي ورزن بود ،‌ابتدا شيب خيلي زياد بود و ضربان قلب به شدت بالا مي رفت  براي همين سرعت حركت مان را كم كرديم ،‌از يال غربي منتي به روستا اوج گرفتيم ، مسير از درست رفته باشيد پاكوب است و اگر هم اشتباه رفته باشيد پس از مدتي مسير اصلي را پيدا خواهيد كرد چون راه پاكوب حالت زيگزاگ داشته و كل يال را پوشش مي دهد .

خلاصه هوا عالي بود ،‌نسيم خنكي در حال وزيدن بود و دوستان سرحال اوج مي گرفتند ،‌ نيم ساعت مانده به قله دو نفر از دوستان به دليل عدم آمادگي بدني و اينكه قرار  بود به شهرستان بروند توقف كردند و تيم 6 نفره ما در مسير برفي و خشكي گام بر مي داشتيم . تا اينكه در ساعت 1220 به قله خون كهار (‌يا خان كهار )‌ نمي دانم چرابه اسم ناميده شده است رسيديم .

هوا فوق العاده تميز بود به طوري كه قله دماوند و آزاد كوه از مسير و قله پيدا بود و قلل اطراف را هم مي شد ديد ،‌ قله كهار ، ميشنه نو ،  قله ناز و حتي توچال و شاه نشين قابل تشخيص بودند ، درياچه سد امير كبير نيز قابل رويت بود و در غرب منطقه دربند روستاي دوربان ديده مي شد .

حدود 25 دقيقه در قله توقف داشتيم و سپس را بازگشت رادر پيش گرفتيم ،  با توقف كوتاهي در بين مسير براي ناهار در ساعت 1530 به روستان ورزن وارد شديم ، راننده در همان روستا مانده بود ،‌نماز ظهر و عصر را خوانده و با نيم ساعت توقف از روستا خارج شديم ، فاصله روستا تا جاده چالوس حدود 8 تا 10 كيلومتر بود ( كيلومتر نگرفتيم ، حدس مي زنم )

در ساعت 17 به كرج رسيديم و دوستان كرجي خداحافظي نمودند و يك ساعت بعد ساعت 18 در غرب تهران بوديم ،‌ چون از جاده قديم آمديم و آقاي فتاحي در سرخه حصار از ما جدا شد . و ساعت 19 در شرق تهران – خيابان فرجام شرقي برنامه خاتمه يافت .

برنامه بدليل اينكه با نفرات كمتر اجرا مي شد طبق برنامه زمانبندي از پيش تهيه شده اجرا شد و جاي دوستان بسيار عالي بود.، در ضمن چند جمله از اطلاعات بالا را از گزارش آقاي هرمز جاني استفاده كردم

 

به اميد برنامه ايي ديگر

سرپرست برنامه

پرويز ستوده شايق

تصاويري از صعود به قله خون كهار در البرز غربي


دماوند از بلنداي قله خون كهار (‌خونكهار ) در روز چهارشنبه 10 آذر ماه 1389

  هر جا باشم نگاهم به استطوره كهن سرزمين ايران است ،‌ دماوند سرفراز و زيبا ...... شاد و پاينده باشي

در انديشه دماوندم هر چند بر بلنداي خون كهار ايستاده ام .

صعودي زيبا بر بلنداي قله خون كهار


هشدار - کوهنوردی در هوای آلوده

هشدار انجمن پزشکی کوهستان ایران نسبت به انجام فعالیتهای کوهنوردی در شهرهای با آلودگی هوا :

با توجه به آلودگی هوای شهرهای پر جمعیت و وارونگی هوا ،انجمن پزشکی کوهستان ایران نسبت به انجام فعالیت های ورزشی از جمله کوهنوردی در ارتفاعات شهرهای پر جمعیت هشدار می دهد:

۱- از انجام فعالیت های ورزشی ازجمله کوهنوردی که با فعالیت تنفسی بالا همراه است خصوصا در ارتفاعات زیر ۳۰۰۰ متر بپرهیزید(معمولا هوای آلوده شهرها حداکثر تا ارتفاع ۳۰۰۰ متری سطح زمین قرار دارند وارتفاعات بالاتر از آن آلودگی کمتری دارد).

۲- برنامه های کوهنوردی خود را در ارتفاعات بالای ۳۰۰۰ متر و خارج از محیط های آلوده شهری تنظیم نمایید(با تشکر از دقت نظر دوستان سوال شده بود که چگونه به ارتفاعات ۳۰۰۰ متری برسیم: یا با استفاده از تله کابین و یا تله سیژ به ارتفاعات بالاتر برویم وبعد کوهنوردی و کوهپیمایی را آغاز کنیم و یا با خوردو به خارج از شهرها رفته و کوهنوردی خود را آغاز نماییم ، در هر صورت فعالیت در ارتفاعات زیر ۳۰۰۰ متر محیط های شهری آلوده را تا آنجا که می توانیم حذف کنیم).

۳- در صورت بروز هر گونه علائم مبهم تنفسی نظیر احساس سنگینی و درد در ناحیه قفسه سینه و سیستم تنفسی خود برنامه کوهنوردی خود را متوقف نمایید.

۴- در صورت بروز علائم جسمی نظیر تنگی نفس و سنگینی تنفس ، تهوع ، خس خس سینه و ... به پزشک معالج خود مراجعه نمایید.

۵- کوهنوردانی که سابقه بیماریهای قلبی و تنفسی نظیر آسم ، برونشیت ، نارسایی قلبی و ... دارند از انجام فعالیتهای کوهنوردی و ورزشی در خارج از منزل و محیط های بسته جدا خوداری نمایند.

          مرجع : انجمن پزشکی کوهستان ایران  

هشدار : در کوهستان هیچکس تنها نیست را جدی نگیرید

چندی پیش مطلب زیر از طریق ایمیل توسط یکی از دوستان را دریافت نمودم ، این موضوع مهمی در کوهنوردی است که لازم دانستم در نشاط کوهستان خطرات یک تبلیغات تلویزیونی را گوشزد نمایم .
لطفاً توجه بفرمایید

سلام همنورد و دوست عزیز :

همانگونه که می دانید ُ  اخیرا شرکت  mci  (شرکت ارتباطات سیار همراه اول ) درتلویزیون ملی با استفاده از پوشش یک کوهنورد و با شعار اینکه  "در کوهستان هیچکس تنها نیست "

 اقدام به پخش برنامه ای تبلیغاتی کرده که امکان دارد شعار این برنامه ُهر چند که بشکل طنز می باشد . مشکلاتی برای برخی کوهنوردان داشته باشد .

با توجه به اینکه ما(کوهنوردان) در اکثر کوههای ایران نمی توانیم از سرویسهای این شرکت استفاده کنیم لذا  این امکان وجود دارد که کسی با تکیه و اعتماد به  این ارتباط واین شرکت  تنها به کوهستان برودو یا در اعزامهای گروهی به جایی اطلاع ندهد و دچار مشکل شود .

لذا از دوستان خواهشمند است اطلاع رسانی کنند که همنوردان این برنامه تبلیغاتی را زیاد جدی نگیرند و به همراه اول (اصولا به دستگاه موبایل)درمحیط کوهستان اعتماد نکنند . به دلایل مختلف  ممکن است دستگاه موبایل شمادر محیط کوهستان کار نکند

مرجع : گروه کوهنوردی قافلانتی میانه

چهار شنبه 10 آذر 89 صعود به قله خونکهار

با سلام

امروز چهارشنبه 10 آذر 89 قله خونکهار در البرز غربی رو صعود کردیم

نفرات شرکت کننده در برنامه :
  پرویز ستوده شایق ( سرپرست برنامه ) - غلامرضا اینانلو - علی اصغر اینانلو - محرمعلی محمدی - ابراهیم امیری - غلامرضا فتاحی - علی فکوری - مهدی چاردولی

پاييز هميشه قشنگه


کوه نوردی در فصل سرما و توصیه های فدراسیون


دوشنبه ۰۸ آذر ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۴۴

با توجه به حساسيت هاي صعود به ارتفاعات در فصل سرما، توجه علاقمندان به ورزش کوه نوردي را به نکات زير جلب می نمائیم:
* همراه داشتن پوشاک کافي و مناسب فصل
* آگاهي يافتن از وضعيت آب و هوايي، قبل از صعود به ارتفاعات
* آگاه کردن خانواده، نزديکان يا دوستان از جزئيات زماني و مکاني صعود و برگشت
* استفاده از مسيرهاي مشخص و پاکوب شده جهت صعود و فرود
* زمان بندي مناسب جهت به پايان رساندن برنامه قبل از تاريکي هوا (بهترين زمان اقدام به بازگشت: ساعت 14)
*‌به همراه داشتن وسايل ضروري کوهستان شامل: مواد غذايي کافي و وعده غذايي اضافه، تجهيزات روشنـايي، سـوت، قطب نما، نقشه منطقه اي کوهستان، کمکهاي اوليه، چاقو، کبريت، کارت شناسايي، گوشي همراه
* اشراف داشتن بر منطقه صعود از لحاظ مسيرها و نقاط خطرناک (پرتگاهها، مناطق بهمن خيز، مناطق با احتمال ريزش سنگ و ...)
* خودداري از صعود انفرادي، همراه بودن با گروه و افراد مجرب
* پرهيز از اجراي برنامه هايي که فراتر از توانايي جسمي، فني و روحي است.
* خودداري از رفتن به ارتفاعات تا 72 ساعت پس از بارش برف (به لحاظ احتمال ريزش بهمن)
* استفاده از لباسهايي با رنگهاي واضح (قرمز، زرد و فسفري)
* توجه به علائم هشدار دهنده، تابلوهاي راهنماي مسير، هشدارهاي افراد مجرب، امدادگران و افرادي که از ارتفاع برمي گردند.
* فراگيري آموزش هاي کوهنوردي در مراجع ذيصلاح (هيئت هاي کوهنوردي و باشگاهها)
* همراه داشتن شماره تماس ارگانهاي امدادرسان منطقه (اورژانس، هلال احمر، نيروي انتظامي)

مرجع : سايت فدراسيون كوهنوردي

طلوع خورشید در مرنجاب

کاروانسرای مرنجاب و طلوع خورشید ...


گام برداری در کوه و آشنایی با قائده نای اسمیت

- گام برداري در كوه ( صعود )

1- بدن در هر حالتي ايستاده بر سطح افق عمود باشد.

2-  تمامي كف پا روي زمين قرار گيرد , باستثناء شيبهاي تند كه با نوك پا گام بر مي داريم , استفاده از نوك پا موجب

خستگي زودرس عضلات پا ميگردد.

3- آهنگ حركت يكنواخت , قدم ها يكسان و با ريتم منظم حركت ميكنيم.

4- ابتدا پنجه و بعد پاشنه پا روي زمين قرار ميگيرد.

5- در هر گام پاي تكيه گاه صاف سپس پاي بعدي از زمين برداشته شود ( نبايد با زانوي خم صعود كرد )

6- فاصله پاها نبايد از يكديگر زياد باشد.

7-تنفس از طريق بيني انجام شود زيرا تنفس از دهان باعث خشگي گلو, تشنگي و در هواي سرد سرماخوردگي و عفونت گلو ميگردد .

8- در شيب هاي تند و ارتفاعات بالا با هر گام دم و با گام بعدي عمل باز دم را انجام ميدهيم.

9- پس از هر يك ساعت حركت پنج دقيقه استراحت لازم است.

10- براي هر صعود مهم ترين مسئله تقسيم صحيح انرژي مي باشد.

- روش بازگشت ( گام برداري در بازگشت)

1- پا از زانو كمي خم و با انعطاف حركت ميكنيم.

2- ابتدا پاشنه و سپس پنجه پا را روي زمين قرار ميگيرد.

3- اگر شيب تند است , به روش پلكاني و از پهلو با بقل پا فرود ميآييم.

4- در شن اسكي ها , بايد بدن را كمي خم و پاشنه پا را در شن فرو كرده فرود ميآييم.

- چگونه حركت كنيم؟

      فرمول كلاسيك آن عبارتند از:

   - هماهنگي قدم با نفس , تنظيم سرعت حركت با شيب و سختي مسير.

   - در تابستان استراحت در فواصل معين و در جاهاي بدون باد.

   - در زمستان حركت مداوم.

   - نه خيلي سريع و نه خيلي آهسته ( معمولأ ابتدا آهسته و پس از گرم شدن تندتر ).

   - حركت با چشم باز, با توجه به اطراف و مسير بازگشت و با توجه به فواصل و موانع و زمانها .

   - در صورت لزوم يادداشت برداري و جمع آوري هر چه بيشتر اطلاعات.

  با احتياط و بدون خطر كردن زياد.

هنگام کوهنوردي بايد انرژي خود را به گونه اي تقسيم کرد تا کمتر خسته شويم. تند راه رفتن در سربالايي ها به ويژه در کساني که فاقد آمادگي جسماني لازم اند يا اين که کوله پشتي سنگين با خود به همراه دارند، نه تنها باعث تنگي تنفس خواهد شد بلکه مصرف انرژي بيشتري را مي طلبد. اگر اين عمل ادامه يابد ، شخص موهنورد به اصطلاح "خواهد بريد". بيشتر کساني که در کوه : مي برند" آن هايي هستند که انرژي خود را به خوبي تقسيم نموده اند.

طول قدم يک کوهنوردي بايد با در نظر گرفتن قد و عوامل ديگري همچون شيب مسير تنظيم شود. در مکان هاي تقريبا تخت که شيب اندکي دارند ، مي توان قدمهاي بلندي برداشت. ولي در سربالايي ها و مکان هاي پرشيب بايد فاصله قدمها را کوتاه تر در نظر گرفت تا خستگي به کمترين ميزان خود برسد.

هنگام راهپيمايي بايد تمام سطح پا روي زمين گذاشت . اما در بعضي از سربالايي ها مي توان فقط از قسمت جلويي پا نيز استفاده کرد.

يکي از نکات بسيار مهم در کوهپيمايي، تنفس صحيح نگام صعود و فرود است . زيرا که با تنفس صحيح، اکسيژن کافي به بدن خواهد رسيد. به خصوص که در ارتفاعات به دليل کم شدن ميزان هوا ، بدن نياز به مصرف انرژي بيشتري براي کسب اکسيژن مورد نياز خود دارد. هنگام دم مي توان هم از بيني و هم از دهان استفاده نمود ( با نسبت 70 به 30 درصد ). استفاده صرف از بيني با توجه به تمام مزايايي آن ، به دليل حجم هواي ورودي کمتر ، گاهي اوقات امکان پذير نيست (1).

هنگام بازدم بايد هواي درون ريه ها را محکم از دهان خارج کرد ( بازدم قوي ) تا بتوان از حجم هواي مرده داخل ريه ها تا حد امکان کاست و هواي پر اکسيژن را جايگزين نمود . تعداد دم و بازدم ، به عواملي چون ارتفاع ، آمادگي جسماني ، شيب مسير ، طول قدم ها حجم ريوي ، ميزان رطوبت هوا و در نهايت نحوه قرار گيري سر و گردن بستگي دارد.

معمولا نمي توان مدت زمان طي يک مسير معين را با دقت کامل تعيين کرد . اما روش هايي وجود دارد که مي توان با استفاده از آن ها اين زمان را با دقت قابل قبولي به دست آورد . يکي از اين روشها به ريالائده ناي سمين (Naismith's Rule) معروف است . با استفاده از اين قانون و داشتن نقشه هاي بزرگ مقياس ( مقياس 5000/1 يا بزرگتر) مي توان قبل از انجام يک برنامه تقريب خوبي براي زمان انجام آن برنامه به دست آوريم .

قائد ناي اسميت براي تخمين زمان انجام يه برنامه :

  • براي هر 5 کيلومتر راهپيمايي در مسيرهاي تخت و ساده 1 ساعت در نظر مي گيريم.
  • براي هر 3 کيلومتر کوهپيمايي در شيب ها که شما را به تقلا وا مي دارد ، 1 ساعت در نظر مي گيريم.
  • براي هر 1 کيلومتر مسير ناهموار ، بوته زار انبوه، برف نرم ، شن زار، 1 ساعت در نظر مي گيريم.
  • به ازاي هر 500 متر افزايش ارتفاع ، 1 ساعت به زمان کل اضافه مي کنيم.
  • به ازاي رهر 1000 متر کاهش ارتفاع ، 1ساعت به زمان کل اضافه مي کنيم.
  • در ممجموع به ازاي هر 5 ساعت نيز 1 ساعت اضافي براي اوقات تلف شده و استراحت در نظر مي گيريم.

بايد عادت نماييم تا بعد از حدود 2 ساعت کوهپيمائي مداوم حدود 10 تا 15 دقيقه استراحت کنيم تا بدن ما بتواند خود را براي فعاليت بعدي آماده کند .

در موقع عبور از سطوح شيب دار بايد عمود بر سطح حرکت نماييم در اين حالت پاها را نيز عمود بر سطح افق قرار داد.

در شيب مي توان از باتوم راهپيمائي نيز استفاده نمود.

تا حد امکان از صعود در شيب هاي پر از سنگريزه و شن اجتناب نماييد چرا که با صرف انرژي زياد مسافت کمي را خواهيد پيمود . در اين جور مکان ها بايد جايي را انتخاب کرد تا شخص به عقب ليز نخورد ، هنگام پايين آمدن از اين نوع سطوح بايد اول پاشنه پا را روي زمين گذاشت .

هنگام پاين آمدن از شيب هاي تند بهتر است فاصله قدم ها را کوتاهتر انتخاب نماييم. رعايت فاصله مناسب با نفر جلويي نيز از واجبات است . به طوري که اگر نفر جلويي ناگهان ايستاد ، تعادل نفر قبلي به هم نخورده و احتمالا به نفر جلو برخورد نکند. از سويي اگر تعادل نفر عقب به هم خورد ، نفر جلويي فرصت کافي براي عکس العمل داشته باشد . بايد به خاطر بيپاريم که هنگتم پايين آمدن متناسب با ميزان شيب مسير زانوها را خم و بالاتنه را نيز به شرط آن که مرکز ثقل بدن هنوز داخل سطح اتکاي بدن بماند. ه جلو متمايل کنيم.

شيب هاي بيش از 20 درجه را چه هنگام صعود و چه هنگام فرود حتما به صورت مارپيچ (زيگ زاگ) طي نماييد. زيرا در اين صورت فشار وارد بر بدن بسيار کمتر مي شود(4). به ياد داشته باشيد که هر چه شيب تند تر مي شود، زاويه بين دوخط زيگزاگ(5) کمتر و طول مسير زيگزاگ کمتر و طول مسير زيگزاگ با توجه به پهناي منطقه مانور بلندتر مي شود.

هنگام بالارفتن از شيب بهتر است که از پاکوب ها (6) براي طي مسير استفاده شود و حتي المقدور از مسيرهاي نامشخص پرهيز گردد.

مسيرهاي با شيب کم را مي توان به طور مستقيم بالا رفت . اين مسيرها اکثرا مسيرهايي هستند که از گذشته هاي دور اهالي کوهپايه نشين آن منطقه ، در شرايط هوايي مناسب ، به دلايل متفاوت در آن تردد مي کردند که اکنون مورد توجه کوهنوردان قرار گرفته است . اين گونه مسيرها غالبا در کنار رودها يا کَمَربُر کوه ها قرار دارد.

به هر روش که در حال بالارفتن از شيبي باشيم بايد پاي باردار بعد از هر گام هميشه به صورت مستقيم قرار بگيرد. اين عمل باعث مي شود تا فشار وزن بدن از روي ماهيچه هاي پا خارج و به استخوان ها و تاندوم ها منتقل شود. در غير اين صورت ماهيچه هاي پا بايد دائماً وزن بدن را تحمل کنند. که اين امر سبب خستگي زودرس خواهد شد .

راهکار مدیریتی ، ایده نو

    مدير و 10 نفر از كاركنانش از طناب بالگردی كه در صدد نجات آنها بود، آويزان بودند. طناب آنقدر محكم نبود كه بتواند وزن هر يازده نفر را تحمل كند. كمك خلبان با بلندگوی دستی از آنها خواست كه يك نفرشان داوطلب شود و طناب را رها كند. البته، داوطلب شدن همانا و سقوط به ته دره همان و به ظاهر كسی حاضر نبود داوطلب شود. دراين هنگام، مدير گفت كه حاضر است طناب را رها كند ولی دلش می خواهد برای آخرين بار برای كاركنان سخنرانی كند /
او گفت: چون كاركنان حاضرند برای سازمان دست به هر كاری بزنند و چون كاركنان خانواده خود را دوست دارند و درمورد هزينه های افراد خانواده هيچ گله و شكايتی ندارند و بدون هيچ گونه چشمداشتی پس از خاتمه ساعت كار در اداره می مانند من برای نجات جان آنان طناب را رها خواهم كرد!
به محض تمام شدن سخنان مشوقانه و تحسين برانگيز مدير، كاركنان كه به وجد آمده بودند شروع كردند به دست زدن و ابراز سپاسگزاری از مدير!

تغذیه در کوهستان:

تغذيه در كوهستان يكي از روشهايي است كه همواره با توجه به شرايط محيطي مختلف روش تغذيه نيز تغيير مي يابد. علاوه بر تغییرات آب و هوایی از جمله سرد يا گرم بودن محيط ورزشي دور بودن آنها از محیط های بهداشتی و درمانی نيز باعث بوجود آمدن مشکلات متعددی از جمله مشکلات جسمانی و تغذیه ای می شود در نتیجه کوهنوردان باید بسیاری از مسائل را دانسته و آنها را به طور کامل رعایت کرده تا از ایجاد مشکلات ذکر شده جلوگیری شود . یکی از مسائلی که توجه کوهنوردان را به خود جلب کرده و در کیفیت عملکرد ورزشي آنها تاثیر بسزایی دارد نوع تغذیه ای است که کوهنوردان قبل , در حین و بعد از کوهنوردی باید داشته باشند. علاوه بر نوع تغذیه , ارزش غذایی , وزن، حجم و نوع بسته بندی مواد غذایی دارای اهمیت خاصی است . زیرا تغذیه علاوه بر آمادگی جسمانی کوهنورد قبل از شروع و در حین و بعد از کوهنوردی به عنوان تجدید قوای از دست رفته کوهنورد به عنوان یکی از مسائل اصلی کوهنوردی به شمار می آید . به ويژه کوهنورداني كه علاوه بر برنامه غذایی یک روزه نياز به برنامه غذایی چند روزه نيز دارند .

اصول تغذیه کوهنوردی :

آيا مي‌دانيد كوهنوردان قبل از رفتن به ارتفاعات بايد از چه نوع تغذیه ای استفاده کنند تا بهترین عملکرد را در اجرای برنامه کوهنوردی داشته باشند؟ قبل از شروع کوهنوردی و صعود باید وضعیت جسمانی کوهنورد و غذای مصرفی به خوبی مورد مطالعه قرار بگیرد .

 

تغذیه قبل از کوهنوردی :

در ابتدا کوهنوردان باید تغذیه خود را قبل از شروع کوهنوردی ( یک هفته ) برنامه ريزي کند تا در طول برنامه دچار کمبود انرژی نشوند . با توجه به شرایط اتمسفری و افت فشار هوا در ارتفاعات بالا كه باعث بوجود آمدن مسائلی مانند کاهش قند خون , سردرد , سرگیجه و استفراغ .... مي‌شود باید با تغذیه سالم قبل از شروع باعث افزایش کارایی ورزشی شد. در اين زمينه موارد زير مؤثر است :

1- استفاده از غذای پرکربوهیدرات .

2- استفاده از غذاهای پر پروتئین برای افزایش ذخیره سوخت بدن

3-استفاده از غذاهایی که دارای چربی اشباع نشده هستند مانند روغن ماهی تن , گردو , پسته و بادام برای افزایش ذخیره سوخت بدن .

4- مصرف کافی آب ( هر روز 3 الی 4 لیتر ) برای جلوگیری از دِهیدراته شدن بدن .

وعده غذایی قبل از کوهنوردی :

      در برنامه‌های یک روزه صبحانه رکن اصلی برای تامین انرژی اولیه است و اگر انرژی اولیه در دسترس نباشد بدن شروع به استفاده از ذخایر چربی و پروتئین می کند و در نتیجه زودتر دچار خستگی و ضعف عضلانی می شود . صبحانه نباید سنگین و مفصل باشد, یک صبحانه مختصر شامل یک نان شیرین یا نان گندم کامل ( پرکربوهیدرات ) با عسل, گردو، پنیر خامه ای بدون چربی و شیر بدون چربی می تواند انرژی اولیه شما را تامین کند .

      در برنامه‌هاي کوهنوردی چند روزه صبحانه شامل یک لیوان چای, نسکافه یا شیر, نان, پنیر و گردو می تواند انرژی اولیه شما را تامین کند . وعده غذایی قبل از شروع کوهنوردی باید کمترین حجم را داشته و شامل موادغذایی پرکربوهیدرات , کم چربی , کم پروتئین با 8-16 انس آب باشد .

 

وعده غذایی در حین کوهنوردی :

یک کوهنورد درحین کوهنوردی هیچگاه یک ناهار یا شام کامل ندارد بهترین راه برای تامین نیاز بدن یک کوهنورد در حین کوهنوردی استفاده از مواد غذایی پرانرژی، پر کالری و سبك با ميان وعده‌هاي متعدد است. یک کوهنورد وعده‌های اصلی ( صبحانه , نهار , شام ) را نمی‌تواند به طور کامل بخورد زیرا به علت شرایط محیطی نمی تواند از همه نوع مواد غذایی همراه خود بیاورد. استفاده از تنقلاتی مانند کشمش ـ خرما ـ پسته ـ بادام ـ گردو ـ موز آب میوه‌ها مانند آب پرتغال می‌تواند انرژی لازم را به کوهنورد داده و از خستگی مزمن پیشگیری کند .

وعده غذایی بعد از کوهنوردی :

ممكن است کوهنوردان در طی کوهنوردی دچار تعریق زیاد، جراحات، التهابات، كشیدگی‌ها و پیچ‌خوردگی‌های متعدد شوند و چون کوهنوردی از نوع ورزشهای استقامتی است كوهنوردان بیشترین انرژی را صرف فعالیت ورزشی خود مي‌کنند. در نتیجه از طریق تغذیه سالم و صحیح جبران انرژی از دست رفته را انجام دهد .

1- مهمترین نکته در جبران آب از دست رفته از طریق تعریق ، استفاده از آب میوه ها است .

2- جبران کربوهیدرات سوخت شده با استفاده از مواد غذایی پرکربوهیدرات مانند حبوبات و تخم مرغ .

3- در صورت استفاده از چربی ذخیره شده حتماٌ چربی از دست رفته را بايد با چربی‌های غیر اشباع مانند گردو و بادام ... جبران كرد.

   بطور کلی رژيم غذایی در کوهنوردی باید داراي مواد غذایی پرکربوهیدرات و کم پروتئین باشد تا علاوه بر تامین سوخت بدن , به جهت سبک بودن ، کوهنوردی را برای کوهنورد آسانتر بکند و همچنین بايد از آب میوه‌ها برای جلوگیری از دِهیدراته شدن بدن استفاده کند.

استفاده از فن آوری نوین در رستوران

سلام ، یه پست غیر کوهی تقدیم حضورتان می گردد ، امیدوارم خوشتون بیاد ، ایده های جدید در حوزه فن آوری در زندگی روز به روز بیشتر می شود ، حداقل اخبار آنرا بشنویم و منتظر باشیم تا جوانان ماهم گامی در راستای ارائه ایده های نو ، پیشنهاد من در حوزه کوهنوردی است را قدم بردارند ، نرم افزارهای که قبل از صعود اطلاعات لازم در مورد کوه ها ، شرایط آب و هوایی و .... به کوهنوردان بدهد .

شما چی فکر می کنید ....

کنترل آشپز با وب کم! یک رستوران در لندن با تبدیل نمایشگرهای صفحه لمسی به میز، منوی غذاهای خود را به صورت دیجیتالی عرضه کرده و سفارش غذا را مستقیما از روی این میز نمایشگر لمسی دریافت می کند.

Image Hosting by <A href=

این رستوران که “اینامو” نام دارد در منطقه سوهو در لندن واقع شده است. در این رستوران میزها برای انتخاب و سفارش غذا مجهز به صفحه لمسی هستند و بنابراین مشتریان می توانند بدون نیاز به دریافت دفترچه منو و سفارش دادن غذا به گارسون مستقیما و از طریق رایانه سفارشات خود را به آشپزخانه ارسال کنند.

خوردن شام در این رستوران نه تنها برای شیفتگان فناوریهای برتر یک سرگرمی جالب است بلکه یک تجربه واقعا خاطره انگیز به شمار می رود، حتی اگر مشتری مجبور باشد برای نوشیدن یک لیوان نوشابه ۲۷ پوند پرداخت کند!

مشتریان پس ازسفارش غذا می توانند در منو بر روی گزینه “وب کم بر روی آشپزخانه” کلیک کنند تا از بهداشتی بودن و نظافت یک آشپرخانه مطمئن و آشپزهای حرفه ای که با ظرافت غذاها را براساس سفارش مشتری طبخ می کنند اطمینان حاصل کنند.

در این رستوران از زمان سفارش غذا از طریق نمایشگر صفحه لمسی تا دریافت آن حدود ۲۰ دقیقه زمان نیاز است. این مدت زمان برای انجام چند بازی ویدئویی بر روی میز- نمایشگر لمسی و لذت بردن از فضای متوهم رستوران کافی است.

Image Hosting by <A href=

براساس گزارش ایندیپندنت، پس از صرف غذا مشتری می تواند با ورود مجدد به منو از برنامه های اماکنی که پس از صرف شام قصد بازدید از آنها را دارد برای مثال سالنهای سینما و یا تئاتر مطلع شود و از روی میز لمسی خود تاکسی بگیرد.

“اینامو” اولین رستوران تعاملی از این نوع در اروپا است. این رستوران روزانه میزبان ۲۰۰ مشتری است.

از : دنیای مجازی

یخچال های ایران

تعریف : یخچال عبارت است از یک توده یخ که از بالای مرز برف به آهستگی به پایین یک دره در حرکت است ،در یخچالهای طبیعی فشار ناشی از عمق فوق العاده برف نقطه انجماد را پایین می آورد . بنابراین برف در لایه های پایین ذوب شده و سپس دوباره به شکل یخ دانه دانه یا یخ برف سخت می گردد که بعدا به وسیله فشار های مداوم به یخ شفاف مبدل می شود . یخچال ممکن است از جایی که منشا می گیرد تا سطوحی به مراتب پایین تر است از مرز برف ادامه یابد ، برخی از یخچالها در محل منشا پهن و عمیق می باشند ولی در سطوح پایین تر به علت بالاتر بودن دمای ذوب یخ بیشتر است بنابراین اندازه یخچال کاهش می یابد و در این صورت یخچال شکل زبانه ای به خود می گیرد، ولی در اکثر مواقع شکل عمومی یخچال تابعی از دره ای است که در آن قرار دارد . سطح یخچالها غالبا ناهموار است و گاهی توسط شکافهای یخی بریده می شوند ، همچنین لایه های تحتانی یخ ممکن است توسط سنگ ها یا مواد سخت دیگر از ذوب شدن در امان باشند و بدین صورت تپه های کوچک یخ پوشیده با آوار در سطح آن تشکیل شود. غالب یخچالهای دائمی در ایران به صورت یخچال سنگی، میز یخچالی ، رسوبات یخچالی قابل مشاهده اند و در پاییز هر  سال به صورت توده های برفی پوشیده شده از خرده سنگ حالتی سیاه رنگ به خود می گیرند و کاملا سفت و براق می شوند . عمده ترین مناطق یخچالی ایران عبارتند از دماوند ، منطقه تحت سلیمان ، زردکوه بختیاری، رشته کوه دنا ، منطقه سبلان و اشترانکوه که در ادامه به بررسی هر منطقه خواهیم پرداخت

دماوند :

قله دماوند دارای یخچال های بزرگی است که در دره های اطراف این کوه عظیم قرار گرفته اند و به ترتیب عبارتند از :

یخچال سیوله :

 در جناح شمالی قله قرار دارد و از دو تکه یخچالی مجزا تشکیل یافته است و به صورت کمربندی بسیار عریض حد فاصل یال پرشیب شمال شمال غربی تا یال شمالی را فرا می گیرد ، دارای شیب بسیار تندی بوده و از ارتفاع تقریبی 4000 متر شروع شده تا قله امتداد می یابد در فصول گرم سال ریزش سنگ بر روی آن زیاد است ، بواسطه طوفانهای مداوم بر روی قله سطح آن از خاکسترهای آتشفشانی پوشیده شده و به همین دلیل خاکستری به نظر می رسد ، یخچال سیوله در ارتفاع تقریبی 5200 متری دارای پیشانیهای یخی از نوع آبی رنگ و سبز می باشد.

یخچال شمال غربی :

 این یخچال بزرگ در یال شمال غرب کوه دماوند واقع شده که از کمترین زمان تابش نور خورشید برخوردار است و شامل دو محیط یخچالی مجزا است که توسط یال های سرداغ تفکیک می شوند . شیب آن در قسمت های ابتدایی متوسط و در بالا تند و یخی است. نسبت به دیگر یالهای دماوند ریزش سنگ به صورت کمتری بر روی آن وجود دارد و به همین علت در تابستان ها از شفافیت بیشتری برخوردار است یخچال شمال غربی از ارتفاع 4300 متری تا قله ادامه دارد و یال مرکزی شمال غربی در ارتفاع 5300 متری به داخل این یخچال فرو می رود.

یخچال غربی :

یخچالهای جبهه غربی دماوند به صورت پراکنده از کوچک تا بزرگ و موازی در جناح های یال غربی قرار گرفته اند و بزرگترین آنها در شمال پناهگاه سیمرغ از ارتفاع 4300 متری تا نزدیکی قله در دره ای تنگ و پر شیب قرار دارد و دو یخچال کوچکتر در ارتفاع 4500 تا 5000 متری در نزدیکی یال شمال جنوب غربی تشکیل شده اند.

یخچال جنوب شرقی :

این یخچال از جمله پر شیب ترین ، طولانی ترین و کم عرض ترین یخچال های دماوند است که از ارتفاع 4500 متری تا قله ادامه دارد عرض آن بین 200 تا 300 متر و سطح آن بر اثر ریزشهای سنگ سیاهرنگ به نظر می رسد، این یخچال در دره ای تنگ و ریزشی حد فاصل یال جنوب شرقی تا یال جنوب جنوب شرقی قرار دارد.

یخچال یخار :

در جبهه شرقی دماوند واقع شده است که یکی از بزرگترین و مرتفع ترین یخچالهای ایران است و سراسر جبهه شرقی حد فاصل یال شمال شرقی و یال جنوب شرقی را در دره ای بزرگ، عمیق و ریزشی به نام یخار پوشانده است ارتفاع آن از 3800 متری شروع شده و تاقله به صورت زبانه های وسیع یخی در میان شکاف های عمیق دیواره های سنگی شکل گرفته و تا نقطه ای بنام بام برفی با محیطی سپید و مدور تا قله دماوند به پیش می رود ، یخچال یخار از 8 زباله یخچالی اصلی و تعدادی زبانه کوچکتر تشکیل شده است ، بدلیل ریزش شدید سنگ در فصول گرم سال و خطر وقوع بهمن در بهار و زمستان صعود از این یخچال بسیار مشکل و توام با خطرات زیاد است.

یخچال عروسک ها :

این یخچالها به صورت پراکنده در ارتفاع 4500 تا 5100 متری حد فاصل یالهای شمال شمال شرقی تا یال شمال شرقی قله و در بین یالچه های این بخش از کوه قرار دارند ، طول تقریبی هر کدام به 400 الی 500 متر می رسد و در مجموع 8 نقطه یخچالی کوچک و بزرگ را تشکیل می دهند.

یخچالهای منطقه علم کوه :

مجموع یخچالهای علم کوه واقع در ارتفاعات بالای 4000 متر قلل منطقه تخت سلیمان واقع گردیده اند و بزرگترین مجموعه یخچالی ایران را تشکیل می دهند عمده ترین یخچالهای این منطقه عبارتند از :

یخچال علم چال:

این یخچال درگودی بین مجموعه قلل اطراف قرار دارد و در ارتفاع 4000 متری شمال دیواره علم کوه واقع شده است سطح این یخچال توسط میزهای سنگی یخچالی حاصل از خرد شدن سنگهای اطراف آن پوشیده شده است.

یخچال خرسان :

در حد فاصل بین قله های مرجیکش و علم کوه و درجناح جنوبی این قلل قرار دارد از ارتفاع 4150 شروع شده و تا ارتفاع 4500 متری زیر قله علم کوه با عرض زیاد ادامه دارد ، در سمت غرب این یخچال قلل سوزنی خرسان شمالی و جنوبی قرار گرفته اند.

یخچال هفت خوان :

مجموعه یخچالی هفت خوان با تشکیل زبانه های کوچک یخچالی به داخل دره های قلل هفت خوان از یک طرف وگسترش آن تا نزدیکی های قلل هفت خوان از طرف دیگر و توسعه بستر یخچالی بر روی گردنه هفت خوان یکی از زیباترین یخچالهای منطقه می باشد که وجود آبگیرهای فراوان در بستر یخچال جلوه خاصی به آن می دهد.

یخچال سرچال:

حد فاصل بین دو قله میان سه چال و تخت سلیمان را توده ای یخچالی در ارتفاع 4000 تا 4300متری پر می کند که به نام یخچال سرچال معروف است و همانند اکثر یخچالهای منطقه، سطح آن توسط سنگلاخ ها و ریزش های کوه پوشیده شده است.

یخچال تخت سلیمان :

در جناح شمالی قله تخت سلیمان و در ارتفاع 4350 متری از منطقه پاتخت شروع شده و تا نزدیکی قله 4655 متری تخت سلیمان ادامه دارد و دارای دو زبانه شرقی و غربی می باشد ، شیب آن در قسمت های شمالی بیشتر است.

یخچال چالون:

حد فاصل بین دوقله چالون و سیاه سنگ را پوشانده و طول آن از ارتفاع 3900 تا 4200 متری ادامه دارد.

یخچال اسپیلت :

یخچال اسپیلت درواقع زبانه ای عظیم به ارتفاع تقریبی 600 متر از مجموعه یخچالهای هفت خوان می باشد که به صورت 3 زبانه فرعی از جناح شمالی قله نگین بر روی دیواره غربی علم کوه تا سوزنی اسپیلت ادامه دارد.

یخچال شانه کوه :

این یخچال از ارتفاع 4200 متری شروع شده و تا نزدیکی قله شانه کوه ادامه دارد و از سمت دیگر به یخچال علم چال متصل است.

یخچالهای منطقه دنا :

یخچال زندان  حد فاصل بین قلل هرم و قزل قله از یکطرف و سه قپه

آسمانی از طرف دیگر قرار دارد که به واسطه قرار گرفتن در کف دره عمیق بین قلل یاد شده کمترین میزان تابش نور را بخود جذب می کند بهمین دلیل معروفترین و بزرگترین یخچال در منطقه رشته دنا محسوب می شود که دارای یخهای بلور شفاف بوده و از ارتفاع 3800 تا 4200 متری سر تاسر دره را می پوشاند.

یخچال قاش مستان :

در دره حد فاصل بین دو قله قاش مستان ومورگل و بالاتر از پناهگاه قاش مستان از ارتفاع تقریبی 4000 تا 4200 متری قرار داشته که دارای شیب نسبتا ملایمی بوده و به علت جریان رودخانه ای از کف آن در اواخر تابستان و پاییز شکاف های یخچالی آن بخوبی قابل مشاهده می باشد.

یخچال غربی پازن پیر:

در دره حد فاصل قلل پازن پیر(شرقی ترین قله 4000 متری رشته دنا ) و قله رمبسه قرار دارد و به واسطه ریزش سنگ از دیواره رمبسه سطح آن را سنگ های زیز و درشت پوشانده است.

یخچال شرقی پازن پیر:

در دره شرقی قله پازن پیر از ارتفاع 3800 تا 4100 متری قرار گرفته است.

علاوه بر یخچال های یاد شده، رشته دنا در برخی مناطق مانند تنگ تاپو ، تنگ کل خرمن و .... دارای یخچالهای کوچکی می باشد که بهتر است آنها را جزء برفچالهای دائمی بحساب آورد.

یخچال شاه البرز:

در میان دیواره های بلند جبهه شمالی قله شاه البرز (مرتفع ترین قله بخش طالقان) یخچال بزرگی قرار دارد ک قسمتهای بزرگی از جناح های شمالی غربی و شمال شرقی قله را تا کف دره پوشانده است ، ارتفاع آن از 3400 متری شروع شده و تا 3600 متر ادامه می یابد ، به دلیل مجاورت در کنار دیواره های بلند، ریزش سنگ بر روی قسمت های کناری آن مشهود است. از خصوصیات مهم آن می توان به صاف بودن سطح یخچال اشاره کرد.

یخچالهای منطقه زردکوه بختیاری:

یخچال ایلوک: در دره بین قله هفت تنان و قله ایلوک واقع شده است که از زیر دیواره هفت تنان شروع شده و با شیب متوسط به سمت پایین دره امتداد می یابد و طولانی ترین یخچال منطقه زردکوه می باشد.

یخچال چال میشان :

در کاسه زیر گردنه بازفت قرار دارد و زبانه های آن تا زیر دیواره شاه شهیدان امتداد دارد.

یخچال پورسونان:

در جبهه شمال غربی قله شاه شهیدان قرار گرفته که امتداد آن از ارتفاع 3750 متری تا 4000 متری زیر قله ادامه می یابد و در قسمت های بالایی دارای شیب تندی می باشد.

یخچال کینو: در جبهه شمالی زیر قله کینو قرار گرفته است.

یخچال خرسان : در جبهه شمالی قله کلونچین (دوزرده ) و خرسان واقع شده است و از ارتفاع 3800 تا 3950  متری زیر دیواره قله کلونچین قرار دارد.

یخچال خورتاب سر : در فاصله تقریبی 200 متر پایین تر از یخچال خرسان واقع  شده است .

یخچال های منطقه اشترانکوه:

یخچال چال کبود :

یخچال چال کبود بین قلل گُل گُل و سن بران قرارگرفته و زبانه های یخچالی آن از ارتفاع 3500 متری تا لبه خط الراس قله های گل گهر و کوله لایو بالا می رود و در پایین این یخچال برکه آبی که از ذوب شدن برف ها و یخ های اطراف بوجود آمده زیبایی خاص به آن می بخشد.

یخچال فیالستون:

این یخچال حد فاصل قلل فیالستون و میرزایی و در جبهه شمالی این دو قله قرار دارد، قابل ذکر است که در بین چال های موجود در این منطقه چند تکه یخچالی کوچک نیز یافت می شوند.

یخچال چال ایران:

در حد فاصل بین قلل سن بران و میرزایی قرار گرفته که زبانه های آن از ارتفاع 3500 متری شروع شده و تا ابتدای خط الراس اشترانکوه ادامه دارد.

یخچال خرسه در :

این یخچال کوچک در شمال غربی رشته اشترانکوه و زیر قله گل گل مشرف به روستای قلعه رستم قرار دارد.

یخچال های سبلان:

همانگونه که در بررسی ارتفاعات مشهور ایران اشاره گردید قله سبلان مرتفع ترین قله منفرد ایران می باشد که در اطراف آن قلل مرتفع دیگری بنام های هرم داغ ، کسره داغ ، ایلگار ،  یای پاخ و قوشلار قرار دارند ، به دلیل موقعیت جغرافیایی ویژه این منطقه و مناسب بودن میزان نزولات جوی در اطراف این ارتفاعات یخچال های بزرگ و کوچکی قرار دارند که عبارتند از:

یخچال شمال سبلان :

در جبهه شمال قله سبلان قرارداد، و از ارتفاع 4200 متری شروع شده تا قله ادامه دارد، عرض این یخچال زیاد است و با شیب تندی در پی یک شکاف یخچالی به قله می رسد . ریزش سنگ در اطراف یخچال وجود دارد و یکی از مناطق مورد علاقه کوهنوردان جهت صعود از مسیرهای یخچالی می باشد.

یخچال کسره داغ:

یخچال کسره داغ به صورت دو قسمت یخچالی که توسط یک گرده سنگی ریزشی از یکدیگر جدا می شوند، جبهه های شمال و شمال شرقی قله کسره داغ را در بر گرفته که از ارتفاع 4000 متری تا زیر قله امتداد دارند.

یخچال هرم داغ:

این یخچال در کاسه غربی بین قلل هرم داغ و کسره داغ واقع شده است که زبانه های آن در چال های بین شاخک های قلل هرم داغ قرار دارند، عرض این یخچال بسیار زیاد است و از ارتفاع 3800  متری تا لبه خط الراس قلل هرم داغ ادامه دارد.

یخچال شرقی سبلان :

همانگونه که از نام آن مشخص است این یخچال از لبه یال شرقی قله سبلان شروع شده و با پیچ یخچالی خاصی به سمت شمال امتداد می یابد ، این یخچال در ارتفاع 3900 تا 4500 متری زیر قله محراب قرار دارد ، در قسمت های انتهایی دارای شیب تند همراه با خطر ریزش سنگ است.

یخچال قوشلار:

این یخچال در جبهه جنوبی قرار دارد که به دلیل قرار گرفتن در معرض تابش نور خورشید  یخ های آن استحکام کافی را نداشته به همین دلیل در برخی کتب از آن به عنوان برفچال یاد  می شود. 

کوه های کرمان

رشته کوههای کرمان عموما دارای جهت شمال غربی به جنوب شرقی می باشند و  در وسط هر رشته کوه  دره های حاصل خیزی به وجود آمده است که نقش بسیار مهمی در زندگی مردم ایفا کنند به طور کلی ارتفاعات کرمان را می توان به چند رشته به شرح ذیل تقسیم نمود

        رشته اول :

از امتداد کوههای ممتد مرکزی در جنوب جندق آغاز می شود و پس از تقسیم شدن به دو رشته یکی از سمت مشرق یزد وارد کرمان شده و پس از عبور از مناطق مختلف در شمال باغین خاتمه می یابد و رشته دیگر از بین روان و زرند عبور کرده در شمال ترود خاتمه می یابد این رشته هر اندازه که به سمت جنوب امتداد می یابد بر ارتفاع آن افزوده می شود و پس از عبور از شمال بم مجددا ارتفاع آن کم                می شود طول این رشته حدود 390 کیلومتر و عرض آن بین 40 تا 60 کیلومتر متغیر است.

           رشته دوم

این رشته در واقع امتداد  رشته شیرکوه و تزرجان می باشد که پس از عبور از جنوب انار، رفسنجان ، بافت و کرمان به سمت جنوب شرق ادامه یافته و از منطقه کرمان خارج می شود.

           رشته سوم:

دنباله زاگرس جنوبی پس از عبور از شمال نی ریز و منطقه فورک داراب ارتفاعات جنوبی سیرجان را تشکیل داده و به موازات رشته اول تا شهرستان بم ادامه می یابد.

مهمترین ارتفاعات کرمان عبارتند از:
1-سلسله جبال بارز: واقع در شهرستان جیرفت با قلل معروفی چون کله قوچی، گلرخی ، انارک و ...
2-رشته کوه جوپار: واقع در جنوب کرمان و ماهان باقلل معروفی چون سه شاخ بزرگ

3- کوه هزار

1- رشته کوه شمالی شهر کرمان : که از بخش زرند تابم ادامه دارد و از قله های معروف آن می توان به  سیرج- پلوار- کافر کوه و ... اشاره کرد

2-رشته کوه لاله زار واقع در شمال بافت

شکوهمندترین طلوع خورشید در زمین

با تشكر از حسن محمدي بابت ايميل زيباشون  و تقديم به شما بزرگواران 

  مردم فنلاند صبح دیروز شاهد یکی از به.یادماندنی.ترین صحنه.های زندگی خود بودند. طلوع آفتاب در برابر ابرهای زمستانی افق شرقی و بازی نور با بلورهای یخ، 13 اثر اپتیکی متفاوت را در اطراف خورشید پدید آورد.

ابرهایی که صبح دیروز برفراز فنلاند تشکیل شده بود، حاوی بلورهای شش.ضلعی بلندی از یخ (شبیه به مدادی بلند) بودند که در جهت.های مختلفی پراکنده شده بودند. زاویه تابش خورشید نسبت به این بلورها طوری بود که از بعضی از آنها بازتاب می.شد و در بعضی دیگر دچار شکست یا پراش شده و تجزیه می.شد

http://www.neshate-koohestan.com  نشاط كوهستان - پرويز ستوده شايق 


بدین.ترتیب، 13 تجمع مختلف از پرتوهای خورشید (چه طیف رنگین.کمانی و چه تمرکز نور) ایجاد شده که در فاصله.های مختلف از خورشید قرار گرفته.اند. برای تشکیل چنین پدیده.ای، دما و رطوبت هوا باید مقدار خاصی باشد تا این بلورهای شش.ضلعی شکل بگیرند.


شایان ذکر است که به دلیل ارتفاع بسیار پایین خورشید، این بازی.های اپتیکی به.صورت نصفه به نمایش درآمده.اند و اگر ارتفاع خورشید به.اندازه کافی بالا باشد، این کمان.ها به.شکل حلقه.ای کامل در اطراف خورشید دیده خواهند شد