گزارش صعود قله خون کهار
عنوان برنامه : صعود قله خون کهار
سرپرست برنامه : پرويز ستوده شايق
ارتفاع از سطح دریا :
3400 متر در برخي گزارش ها 3800 قيد شده ولي جي پي اس ما 3889 يا حدود 3400 بود
تاریخ اجراء : 10 آذر ماه 89
راه های دسترسی به منطقه با ذکر موقعیت و وضعیت ( آسفالت ): مسير انحرافي كه ما رفتيم حدود 20 دقيقه خاكي داشت ، در متن گزارش ارسال شده است ولي مسير خود روستا آسفالت مي باشد
جاده چالوس پل خواب روستای نشتارود و یا روستای ورزن که هر دو روستا دارای جاده آسفالته می باشند .
نام آبادیها و روستاهای اطراف با ذکر موقعیت جغرافیایی :
روستاهای نشتارود و ورزن در شمال پورکان در جنوب پل خواب در غرب
مبداء حرکت كوهپيمايي : روستاي ورزن
بهترین مسیر صعود : روستای ورزن
بهترین فصل صعود : بهار و تابستان
شرایط جوی در فصول مختلف : در سه فصل بهار و تابستان و پاییز شرایط جوی نسبتاً خوب و در زمستان سرد و یخبندان
تعیین موقعیت جان پناه ها _ پناهگاهها _ محل های شب مانی و بیتوته ها :
به جز خود روستاها مکان دیگری برای شب مانی در مسیر وجود ندارد .
ارتفاعات و نقاط مهم منطقه ( قلل همجوار _ گردنه ها _ یخچال ها و ...... با توصیف چشم اندازها ) :
در غرب قله های ناز و کهار در شرق قله منار در شمال نیز هفت خان و کلاشویا و کرچان
نزدیکترین مراکز امدادی و درمانی : پل خواب
توجه :شیب مسیر تقریبا زیاد است و روی یال اصلی باد زیادی می وزد و نیز در این فصل نیز خطر گم شدن در مه نیز وجود دارد .
زمانبندی برنامه :
0330 حركت از تهران مقابل دانشگاه علم و صنعت (ضلع جنوبي )
0520 حرکت از کرج ،
به دليل بسته بودن را روستاي ورزن مجبور شديم از طريق جاده سيرا به روستاي ليلستان و سپس هرين و از آنجا به ورزن بياييم كه با نماز صبح و توقف يك ساعت برنامه ما در ابتدا طولاني شد .
0720 ورزن
1220 قله حدود 25 دقيقه توقف در قله جهت استراحت و تهيه عكس
1530 روستاي ورزن ( نيم ساعت توقف براي نماز در محل امام زاده روستا )
1700 کرج
1800 غرب تهران
1900 شرق تهران – دانشگاه علم و صنعت ايران و پايان برنامه
اسامی نفرات شرکت کننده :
پرويز ستوده شايق ( سرپرست برنامه ) - غلامرضا اينانلو –- علی اصغر اینانلو - محرمعلی محمدی - ابراهیم امیری - غلامرضا فتاحی - علی فکوری - مهدی چاردولی
شرح مختصر صعود تیم :
همانطور كه مي دانيد چهارشنبه به دليل آلودگي بيش از حد هوا ، ادارات دولتي تعطيل شد و ما اين برنامه را براي خارج از تهران تدارك ديديم .صبح روز چهارشنبه مورخ 10/9/89 در ساعت 3 صبح راننده ميني بوس از ميدان هفت حوض نارمك تهران آقاي اميري را سوار نموده و در ساعت 0320 بنده (ستوده ) از مقابل دانشگاه علم و صنعت سوار شدم ، صبح زود خيابان ها خلوت بود ،از طريق خيابان باقري به خيابان دماوند و ساعت 0345 مقابل بيمارستان بوعلي آقاي فكوري به ما ملحق شد ، ساعت 0405 در ميدان آزادي بوديم منتظر اقايان حبيبي فر و صمد نجفي و طي تماس تلفني آقاي حبيبي فر گفتند نمي آيند و از آقاي نجفي هم خبري نشد ، ساعت 0415 از ميدان آزادي از طريق جاده مخصوص به سمت كرج به راه افتاديم ، ساعت 0430 آقاي غلام فتاحي در پل سرخه حصار ( نفت پارس ) سوار شد . قبل از گرمدره از طريق اتوبان به كرج رسيديم ساعت 0450 در مقابل مسجد جامع كرج بوديم پس از آمدن دوستان ساكن كرج ( اينانلو – چاردولي – اصغر اينانلو – محرمعلي محمدي ) در ساعت 0520 به سمت جاده چالوس حركت كرديم . طبق برنامه بايد ساعت 6 به روستاي ورزن مي رسيديم كه جاده روستاي ورزن قبل از پل خواب در جاده چالوس قرار گرفته و تابلو مشخصي ندارد تنها علامت مشخصه آن تابلو پل خواب مي باشد كه به محض رويت آن تابلو اولين خروجي سمت چپ ( غرب ) به طرف روستاي ورزن مي رود .
ما مي خواستم وارد مسير روستا شويم كه با يك زنجير آنرا مسدود كرده بودند ، يك نگهبان هم درون كيوسكي در كنار آن بود كه خواب بود ، ايشان را بيدار كرديم و به ما گفت كه كوه ريزش داشته و جاده بسته مي باشد براي همين ما نمي توانيم وارد جاده شويم و راهنمايي كرد كه از طريق جاده سيرا مي توانيم به ورزن برويم به ناچار رفتيم ولي در بازگشت از ريزش سنگ خبري نبود و ما به ايشان گفتيم كه كار درستي نكرده است . خلاصه حدود 100 متر يا كمي بيشتر خروجي به سمت روستاي كلوان در منطقه سيرا را در پيش گرفته سر از روستاي ليلستان در آورديم ، آنجا بن بست بود و يك جاده خاكي سمت چپ قبل از روستا داشت كه پس از خواندن نماز صبح در روستاي ليلستان وارد آن شديم و پس از حدود نيم ساعت به روستاي هرين و سپس به روستاي ورزن رسيديم . تا اينجا از برنامه يك ساعت عقب بوديم ، شروع كوهنوردي ما ساعت 0720 از روستاي ورزن بود ،ابتدا شيب خيلي زياد بود و ضربان قلب به شدت بالا مي رفت براي همين سرعت حركت مان را كم كرديم ،از يال غربي منتي به روستا اوج گرفتيم ، مسير از درست رفته باشيد پاكوب است و اگر هم اشتباه رفته باشيد پس از مدتي مسير اصلي را پيدا خواهيد كرد چون راه پاكوب حالت زيگزاگ داشته و كل يال را پوشش مي دهد .
خلاصه هوا عالي بود ،نسيم خنكي در حال وزيدن بود و دوستان سرحال اوج مي گرفتند ، نيم ساعت مانده به قله دو نفر از دوستان به دليل عدم آمادگي بدني و اينكه قرار بود به شهرستان بروند توقف كردند و تيم 6 نفره ما در مسير برفي و خشكي گام بر مي داشتيم . تا اينكه در ساعت 1220 به قله خون كهار (يا خان كهار ) نمي دانم چرابه اسم ناميده شده است رسيديم .
هوا فوق العاده تميز بود به طوري كه قله دماوند و آزاد كوه از مسير و قله پيدا بود و قلل اطراف را هم مي شد ديد ، قله كهار ، ميشنه نو ، قله ناز و حتي توچال و شاه نشين قابل تشخيص بودند ، درياچه سد امير كبير نيز قابل رويت بود و در غرب منطقه دربند روستاي دوربان ديده مي شد .
حدود 25 دقيقه در قله توقف داشتيم و سپس را بازگشت رادر پيش گرفتيم ، با توقف كوتاهي در بين مسير براي ناهار در ساعت 1530 به روستان ورزن وارد شديم ، راننده در همان روستا مانده بود ،نماز ظهر و عصر را خوانده و با نيم ساعت توقف از روستا خارج شديم ، فاصله روستا تا جاده چالوس حدود 8 تا 10 كيلومتر بود ( كيلومتر نگرفتيم ، حدس مي زنم )
در ساعت 17 به كرج رسيديم و دوستان كرجي خداحافظي نمودند و يك ساعت بعد ساعت 18 در غرب تهران بوديم ، چون از جاده قديم آمديم و آقاي فتاحي در سرخه حصار از ما جدا شد . و ساعت 19 در شرق تهران – خيابان فرجام شرقي برنامه خاتمه يافت .
برنامه بدليل اينكه با نفرات كمتر اجرا مي شد طبق برنامه زمانبندي از پيش تهيه شده اجرا شد و جاي دوستان بسيار عالي بود.، در ضمن چند جمله از اطلاعات بالا را از گزارش آقاي هرمز جاني استفاده كردم
به اميد برنامه ايي ديگر
سرپرست برنامه
پرويز ستوده شايق
مدیر وبسایت : پرویز ستوده شایق