شب يلدا يا «شب چله» شب  اول  زمستان  و  درازترين شب سال است و  فرداي  آن  با دميدن  خورشيد، روزها  بزرگ ترشده و تابش  نور  ايزدي  افزوني مي يابد .  اين  بود که  ايرانيان  باستان ، آخر  پاييز  و اول  زمستان را  شب زايش مهر يا زايش خورشيد مي خواندند و براي آن جشن بزرگي بر پا مي کردند .

    امشب ، طولانى ترين شب  سال ، شب يلدا ، ايرانيان گردهم مى آيند  تا  با  تكيه  بر ميراث كهن ، به انتظار  روشنايى بنشينند.تاريكي و سنگينى شب را  با گپ وحكايت وآن چه به نشانه بركت فراهم كرده اند  ،  مى شكنند . براى شادمانى فرصتى كوتاه فراهم مى كنند تا تيرگى و اندوه به دلهاشان راه نيابد    .

    آيين شب يلدا يا  شب چله ، خوردن  آجيل  مخصوص ، هندوانه، انار و شيريني و ميوه هاي گوناگون است که همه جنبه نمادي دارند و نشانه برکت ، تندرستي ، فراواني وشادکامي هستند.در اين شب هم مثل جشن  تيرگان ، فال گرفتن ازکتاب حافظ مرسوم است.حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روي پوکي و يا پري آن ، آينده گويي مي کنند.

   شب يلدا چه چيزي رو به ياد شما مياره ؟ ياد چي ميفتي ؟
خونه مادربزرگ
، پدربزرگ ، هندونه ، آجيل ، تخمه ، هله هوله ! خوردني ، لبو ، شيريني ، فال حافظ،كرسي،پتو،گرما،قصه و خاطره،بگوبخند، ديد و بازديد،همهء فاميل،عمّه ، عمو، خاله و دايي  يادرفتگان،اناردون شده،شادباش،شب زنده داري  ،بيدار باش تا سحر ، .....

 روي  گل   شما به  سرخ  انار  ؛   شب  شما  به  شيريني هندوانه ؛لبتان مثل  پسته خندان ، عمرتان به بلندي يلدا و غمهايتان به كوتاهي روزش باد.   

«    يلــدا  مبـارك     »

يلدا نام‌ فرشته‌اي‌ است، بالا بلند. با تن‌پوشي‌ از شب‌ و دامني‌ از ستاره. يلدا نرم‌نرمك‌ با مهر آمده‌ بود. با اولين‌ شب‌ زمستان آمده و هر شب‌ رداي‌ سياهش‌ را قدري‌ بيشتر بر سر آسمان‌ مي‌كشد تا آدم‌ها زير گنبد كبود آرام‌تر بخوابند. يلدا هر شب‌ بر بام‌ آسمان‌ و در حياط‌ خلوت‌ خدا راه‌ مي‌رفت‌ و لابه‌لاي‌ خواب‌هاي‌ زمين‌ لالايي‌اش‌ را زمزمه‌ مي‌كرد. گيسوانش‌ در باد مي‌وزيد و شب‌ به‌ بوي‌ او آغشته‌ مي‌شد.
يلدا شبي‌ از خدا پاره‌اي‌ آتش‌ قرض‌ گرفت. آتش‌ كه‌ مي‌داني، همان‌ عشق‌ است. يلدا آتش‌ را در دلش‌ پنهان‌ كرد تا شيطان‌ آن‌ را ندزدد. آتش‌ در وجود يلدا بارور شد.
فرشته‌ها به‌ هم‌ گفتند: «يلدا آبستن‌ است. آبستن‌ خورشيد. و هر شب‌ قطره‌قطره‌ خونش‌ را به‌ خورشيد مي‌بخشد و شبي‌ كه‌ آخرين‌ قطره‌ را ببخشد، ديگر زنده‌ نخواهد ماند.»
فرشته‌ها گفتند: فردا كه‌ خورشيد به‌ دنيا بيايد، يلدا خواهد مُرد.
يلدا هميشه‌ همين‌ كار را مي‌كند؛ مي‌ميرد و به‌ دنيا مي‌آورد. يلدا آفرينش‌ را تكرار مي‌كند.
راستي، فردا كه‌ خورشيد را ديدي، به‌ ياد بياور كه‌ او دختر يلداست‌ و يلدا نام‌ همان‌ فرشته‌اي‌ است‌ كه‌ روزي‌ از خدا پاره‌اي‌ آتش‌ قرض‌ گرفت.
عرفان نظر آهاری