گزارش بازدید از گنبدهای نمکی ، معدن نمک و غار نمکی گرمسار

  بخش نخست : غار نمکی گرمسار

با سلام و درود

در ابتدا امر به اطلاع عزیزان می رساند تمامی عکس های این پست توسط دوست عزیزم علی سعیدی تهیه شده است و همراه با گزارش سفر تقدیم حضورتان می گردد .

برنامه سفر به ایوانکی و گرمسار در استان سمنان روز جمعه 26 اسفند 1390 به صورت دو نفره بنده و دوست و همنورد عزیزم علی سعیدی اجرا شد و دستاوردهای آن از دیدگاه های مختلف ارزشمند بود که در این گزارش به پاره ایی از آنها اشاره می کنم .

 

ژئوتوریسم گردشگری آگاهانه و مسئولانه در طبیعت با هدف تماشا و شناخت پدیده ها و فرآیندهای زمین شناختی و آموختن نحوه شکل گیری و سیر تکامل آنهاست .به طور کلی ژئوتوریسم نوعی گردشگری طبیعی بر پایه دانش زمین شناسی است.

برای جداسازی ژئوتوریسم و اکوتوریسم مثالی می آورم تا تفاوت آن به روشنی بیان شود :

رشته هایی مانند کوهپیمایی و کوهنوردی از زیر مجموعه های اکوتوریسم هستند ، اما هدف و فعالیت اکوتوریسم و ژئوتوریسم ها که در بخشی از طبیعت که شامل  تپه ها و کوهها انجام می شود یکسان نیست . برای یک ژئوتوریست ، هدف کوه پیمایی یا کوهنوردی نیست و سفر به اینگونه جاها برای شناخت و مطالعه پدیده ( تپه ، دره ، کوه و .... ) و چگونگی پیدایش و ساختار آن است . این در حالی است که یک اکوتوریست برای کوهنوردی ورزشی یا تفریحی ، بازدید از چشم اندازها و تماشای گیاهان و جانوران هدف هایی این گونه به طبیعت سفر می کنند  .

گرمسار علاوه بر کویری بودن ، از لحاظ وجود گنبدهای نمکی و معادن نمک بسیار حائز اهمیت است، وجود گنبدهای نمکی می تواند پایه گذار گردشگر نمک باشد که از زوایای مختلف قابل بررسی خواهد بود که به صورت خلاصه می توانیم به موزه نمک ، سازه های مختلف نمکی مانند هتل های کوچک نمکی ، سونای نمک برای بیمارانی که از آسم رنج می برند ، سازه های درخشان و یا تجهیزاتی که از نمک ساخته شده و مانند لوسترهای درخشان نمکی قابل عرضه باشند ، انواع کاردستی با نمک و .... هزاران محصول و امکانات نمکی دیگر که جا دارد توجه ویژه ای از این لحاظ به منطقه داشته باشیم به خصوص محل اتصال جاده تهران گرمسار و قم گرمسار داشته باشیم که حدود 27 معدن نمک دارد و تعداد زیادی از آنها بلااستفاده رها شده است .

موزه نمک :

این را بدانیم که در دنیا نمک به عنوان یک جاذبه ویژه گردشگری محسوب می شود ، موزه نمک مانند موزه چای لاهیجان می تواند بیان کننده تاریخچه ، فرهنگ و رسوم مرتبط باشد . در موزه نمک اشکال و عناصر فرهنگی توسط سنگ نمک ساخته شده و عرضه می شود ، موزه نک می تواند شامل انواع نمک و سنگ نمک بارنگ ها و ناخالصی های مختلف که خودشان جلوه های ویژه ایی از طبیعت هست باشند و یا ابزار آلات استخراج و فرآوری و حمل آن از دوران گذشته تاکنون و عکس های مربوطه می تواند بیانگر فرهنگ خاص زمان های متوالی باشد .

تصویر شماره 1 : کوههای سرخ رنگ در منطقه کویری گرمسار تصویر تپه های حوالی ایوانکی و گرمسار را نشان می دهد که اشکال زمین شناسی خاصی را شکل داده اند ،

 Snow Forecast     Snow Forecast    Snow Forecast

تصویر شماره 2 :

پدیده تکتونیکی (چین خوابیده مرکب نزدیک گرمسار ) تصویری از تپه های رنگ با اشکالی ویژه معروف به کوه اژدها

تصویر شماره 3 : تنوع رنگ در لایه های مختلف چشم ها را نوازش می دهد ، این لایه های رنگی بدلیل وجود ترکیبات مختلف در ساختار آنها می باشد و در این منطقه بدلیل وجود خاکسترهای آتشفشانی به وفور می توانید چنین صحنه هایی را از نزدیک ملاحظه کنید ، اگر نیاز به راهنمایی بیشتر داشتند بنده در خدمتتان هستم 

تصویر شماره 4 : دماوند زیبا از محل جاده ایوانکی به آبسرد

تصویر شماره 5 : بنده روی یکی از گنبدهای نمکی مشرف به غار نمکی طبیعی گرمسار ، به دلیل اینکه ما اولین بار بود می خواستیم از این غار بازدید داشته باشیم و آدرس مشخصی در دسترس نبود برای همین شم کوهنوردی به ما می گفت که از بالا باید منطقه را ارزیابی کنیم ، به همین خاطر پس از متوقف کردن خود رو در یک جاده خاکی صعود را شروع کردیم و در این صعود از دو معدن رو باز نمکی گذشتیم و وسعت گنبدهای نمکی را هنگام صعود از نزدیک مشاهده نمودیم . تصاویر توسط علی آقا از بنده تهیه شده و چون با فاصله نسبت به هم حرکت می کردیم برای همین دور نما انتخابی ایشان بسیار زیباتر جلوه می کند .

عکس پایین آقای پرویز ستوده در حال نگاه کردن به ورودی غار در پایین دره

تصویر شماره 6 : تلاش داشتیم مستقیم از تپه های صعود شده به سمت غار برویم که بسیار دشوار بود و شیب تند و مهمتر از همه ریزشی بودن لایه های نمک بود که خطر سقوط به همراه داشت به همین خاطر ریسک نکرده و بخش زیادی از مسیر رفته را بازگشتیم و از مسیر دره که جریان خیلی کمی آب شور ( شورآب ) در آن وجود داشت حرکت مان را به سمت شمال ادامه دادیم .

تصویر شماره 7 : البته این عکس مربوط به نمک های دپو شده در کنار یکی از معادن بالادست غار نمکی می باشد و در داخل غار از این تصاویر نمی بینید

تصویر شماره 8 : مشابه تصویر شماره 7 و جلوه های ویژه نمک که در اثر بارش باران به اشکال مختلف در آمده و تا اندازه زیادی هم تیز و برنده هستند ، این نمک ها مانند سنگ سخت هستند و برای شکستن آنها نیاز به چکش و ابزارهای محکم می باشد ، بهتره با دست و پا امتحان نکنید ، یک ضربه با پا اگر مستقیم برخورد کند زیره کفش را برش خواهد داد ، امتحان نکنید ، امتحان شده .... بابا شما قدرتتون زیاد .. امتحان کنید چی بگم

تصویر شماره  9  : نمایی از دهانه غار از ارتفاعات غربی غار عکس تهیه شده و از بالا غیر قابل دسترس به نظر می رسه

تصویر شماره 10 : تصویری از رودخانه نمک منتهی به غار که از تپه های غربی آن تهیه شده است .،در این مسیر بود که قسمتی از ساق پای گرگی تازه مرده را از نزدیک دیدیم و این اثر نشان می دهد که شکارچیان علاوه بر شکارهایی که معلوم نیست قانونی یا غیر قانونی می باشد به حیوانات وحشی منطقه هم رحم نمی شود ....

تصویرشماره 11 : رودخانه شورآب از نمای نزدیک

تصویر شماره 12 : دهانه غار ، لازم به توضیح است غار دو دهانه دارد که یکی در مسیر رودخانه و دیگر در قسمت بالاتر می باشد که این دهانه بالایی می باشد و قطر ورودی آن چیزی حدود 10 متر می باشد

تصویر شماره 13 : استالاکتیت هایی که جنس آنها کربنات کلسیم نیست بلکه از جنس نمک طعام می باشد ، نمی دانم واژه ایی برای این چکنده ها وجود دارد یا نه ، اگر دوستان اطلاعاتی در این زمینه دارند خوشحال می شوم نامگذاری شکل های تشکیل شده از نمک را بدانم ، البته بنده ای مشکل را در قسمت کوهنوردی و اشکال حاصل از چکنده های آب دارم که قندیل ها و اشکال مخلتف غیر از قندیل را چه بنامم ... در هر حال تاکنون بنده هم در زمینه اشکال مختلف یخ و هم در زمینه اشکال مختلف نمک تعریف مفاهیم و واژه ها را ندارم . نمونه ای زیادی از این اشکال وجود دارند که در زیر دو نمونه آن به تصویر کشیده شده است .

تصویر شماره 14 : اشکالی زیبا از نمک

شکل شماره 15 : دهانه بالایی غار نمکی

تصویر شماره 16 : دهانه بالایی غار از زاویه دیگر از دورن غار

تصویر شماره 17 : من هنگام خروج از غار ، راستی درون غار سرد است و جریان هوا از شمال غرب به سمت جنوب شرق که غار در این امتداد قرار دارد جریان دارد .

تصویر شماره 18 : شکل دهانه غار که توسط علی آقا به تصویر کشیده شده است ، شکل دهانه بالایی حالت بیضوی و جهت آن به سمت جنوب شرقی می باشد

تصویر شماره 19 : دهانه ورودی اصلی که در امتداد رودخانه شورآب قرار دارد و بعد از این ورودی بلافاصله وارد تالای می شویم که سقف آن حدود 20 متر و مساحتی بالای 50 متر مربع دارد ولی بدلیل ناکافی بودن نور سقف غار به خوبی قابل رویت نیست .


تصویر شماره  20

داخل غار تاریک بود و با هدلامپ می توانستیم محدود کمی را روشن کنیم ، برای همین ما نتوانستیم عکاس های مناسب بگیریم . کف غار مقدار زیادی پَر پراکنده در یک مکان ریخته شده بود ، پَرها تمام سیاه بودندو به نطر می رسید که مربوط به کلاغ باشد ، بودن این پرها کمی عجیب به نظر می رسید ، نحوه پراکنده شدن پَر به این می ماند که حیوانی آنها شکار و در اینجا خورده است ، فقط پر بود و آثار دیگری مشاهده نمی شد ،

رخنمون‌های نمک (پدیده رسوبی – سنگ شناسی)
وجود گنبدهای نمکی و معادن نمک فراوان در استان سمنان موجب پیدایش رخنمون‌های مختلف از رسوبات و کریستال‌های نمک در این محدوده شده است. رخنمون‌های نمک با اشکال کریستال خود شکل، گل کلمی، تخم مرغی، لایه‌ای و اشکال دیگر با رنگ‌های متنوع مشاهده می‌شوند. تنوع رنگ در این رخنمون‌ها به دلیل وجود عناصر و ناخالصی‌ها در ترکیب نمک است.

تصویر شماره 21 : بازهم تصاویری زیبا از معدنی دیگر که در خروجی معدن اشکالی بی بدیلی را ساخته و پرداخته اند

تصویر شماره 22 : خودتون ببیند و از دیدن آنها لذت ببرید ، اینها جزء کوچکی از زیبایی ها منطقه است که چشم امیدشان به معرفی متخصصان و آگاهان این خطه ارزشمند و ژئوتوریسمی است .

بوی عیدی

با سلام کلیپ تصویری بوی عیدی فرهاد جهت دانلود به پیوست ارسال شد

بوی عیدی، بوی توپ، بوی کاغذرنگی،
بوی تند ماهی‌دودی وسط سفره‌ی نو،
بوی یاس جانماز ترمه‌ی مادربزرگ،

با اینا زمستونو سر می‌کنم،
با اینا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!
شادی شکستن قلک پول،
وحشت کم شدن سکه‌ی عیدی از شمردن زیاد،
بوی اسکناس تانخورده‌ی لای کتاب،

با اینا زمستونو سر می‌کنم،
با اینا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!

فکر قاشق زدن یه دختر چادرسیا،
شوق یک خیز بلند از روی بته‌های نور،
برق کفش جف‌شده تو گنجه‌ها،

با اینا زمستونو سر می‌کنم،
با اینا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!

عشق یک ستاره ساختن با دولک،
ترس ناتموم گذاشتن جریمه‌های عید مدرسه،
بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب،

با اینا زمستونو سر می‌کنم،
با اینا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!
بوی باغ‌چه، بوی حوض، عطر خوب نذری،
شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن،
توی جوی لاجوردی هوس یه آب‌تنی،

با اینا زمستونو سر می‌کنم،

با اینا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!

دانلود کلیپ تصویری بوی عیدی

با تشکر از دوست گرامی ام ناصر جواهری طهرانی

بیایید عاشق پدر و مادر باشیم

آدما تا وقتي کوچيکن دوست دارن براي مادرشون هديه بخرن اما پول ندار

وقتي بزرگتر ميشن ، پول دارن اما وقت ندارن

وقتي هم که پير ميشن ، پول دارن وقت هم دارن اما . . . مادر ندارن!..

به سلامتي همه مادراي دنيا...

 

پدرم ، تنها کسي است که باعث ميشه بدون شک بفهمم فرشته ها هم ميتوانند مرد باشند !

 شرمنده مي کند فرزند را ، دعاي خير مادر ، در کنج خانه ي سالمندان ...

 

خورشيد

هر روز

ديرتر از پدرم بيدار مي شود

اما

زودتر از او به خانه بر مي گردد !

 

به سلامتيه مادرايي که با حوصله راه رفتن رو ياده بچه هاشون دادن

ولي تو پيري بچه هاشون خجالت ميکشن ويلچرشونو هل بدن !!!

 

سرم را نه ظلم مي تواند خم کند ،

نه مرگ ،

نه ترس ،

سرم فقط براي بوسيدن دست هاي تو خم مي شود مادرم ؛

 

 سلامتيه اون پسري که...

10 سالش بود باباش زد تو گوشش هيچي نگفت...

 20 سالش شد باباش زد تو گوشش هيچي نگفت....

 30سالش شد باباش زد تو گوشش زد زير گريه...!!!

باباش گفت چرا گريه ميکني..؟

گفت: آخه اونوقتا دستت نمي لرزيد

 

هميشه مادر را به مداد تشبيه ميکردم

که با هر بار تراشيده شدن، کوچک و کوچک تر ميشود…

ولي پدر ...

يک خودکار شکيل و زيباست که در ظاهر ابهتش را هميشه حفظ ميکند

خم به ابرو نمي اورد و خيلي سخت تر از اين حرفهاست

فقط هيچ کس نمي بيند و نمي داند که چقدر ديگر ميتواند بنويسد …

بياييد قدردان باشيم ...

 

به سلامتي پدر و مادرها

(( قند )) خون مادر بالاست .

دلش اما هميشه (( شور )) مي زند براي ما ؛

اشک‌هاي مادر , مرواريد شده است در صدف چشمانش ؛

دکترها اسمش را گذاشته‌اند آب مرواريد!

 

 

حرف‌ها دارد چشمان مادر ؛ گويي زيرنويس فارسي دارد!

دستانش را نوازش مي کنم ؛ داستاني دارد دستانش

دست پر مهر مادر

تنها دستي ست،

که اگر کوتاه از دنيا هم باشد،

از تمام دستها بلند تر است

 

 

 

مادر

تنها کسي ست که ميتوان "دوستت دارم"‌هايش را باور کرد

حتي اگر نگويد...???

مادر يعني به تعداد همه روزهاي گذشته تو، صبوري!

مادر يعني به تعداد همه روزهاي آينده تو ،دلواپسي!

مادر يعني به تعداد آرامش همه خوابهاي کودکانه تو، بيداري !

مادر يعني بهانه بوسيدن خستگي دستهايي که عمري به پاي باليدن تو چروک شد!

مادر يعني بهانه در آغوش کشيدن زني که نوازشگر همه سالهاي دلتنگي تو بود!

مادر يعني باز هم بهانه مادر گرفتن....

پدرم هر وقت ميگفت "درست ميشود"...

 

وقتي پشت سر پدرت از پله ها مياي پايين و ميبيني چقدر آهسته ميره ، ميفهمي پير شده !

وقتي داره صورتش رو اصلاح ميکنه و دستش ميلرزه ، ميفهمي پير شده !

وقتي بعد غذا يه مشت دارو ميخوره ، ميفهمي چقدر درد داره اما هيچ چي نميگه...

و وقتي ميفهمي نصف موهاي سفيدش به خاطر غصه هاي تو هستش ، دلت ميخواد بميري

 

4 تکه نان  خيلي خوشمزه وجود داشته باشد و شما 5 نفر باشيد

کسي که اصلا از مزه آن نان خوشش نمي آيد (( مادر )) است

 

 

آدم پير مي شود وقتي مادرش را صـــــــــــــــــــــــــــــدا ميزند اما جوابي نميشنود.........

 

بيايد ازهمين حالا قدر پدرو مادرامونو بدونيم...

 

 

با تشکر از ایمیل ارسالی سوگند مرتضوی

 

کافه کوه سوم (اسفند 90 )در بهار طبیعت

اینبار هم کافه کوه اسفند ماه در بهار طبیعت تشکیل شد تا دایره دوستی ها بیش از پیش گسترش یابد ، دوستی هایی که رو در رو مهر و محبت را می توانی بی واسطه مونیتور و اینترنت تقدیم شان کنی و همه خوشحال از اینکه یک بار دیگر موفق شدیم جمع دوستان کوه نویس  را بدون هیچ واسطه ایی در کنار هم ببینیم ، خنده ها  واقعی و دوست داشتن ها از صمیم قلب بود ، این بستر مناسب ، فرهنگ کنار هم بودن و تحمل هم دیگر را تقویت خواهد کرد ، خیلی ها باز هم به این کافه نرسیدند ، سِد ممد جشن عقد خود را اعلام کرد ، مرضیه درویشی خیلی سعی داشت خودش را برساند ، عرفان فکر و خیلی از عزیزان و بزرگواران دیگر که دوست داشتیم آنها را از نزدیک ببینیم که میسر نشد .... انشاء الله در کافه کوهی دیگر

 
عکس از: فرامرز نصیری (وبلاگ:کلاغ‌ها)

  

کافه کوه اسفند باز هم در کافه محمد تهرانی بود ، اینبار تعداد بیشتری از عزیزان حضور داشتند ، ترافیک قبل عید نوروز تهران باعث شده بود که دوستان با تاخیر به جمع اضافه بشن ، مثل همیشه آنهایی که بودند فرصت بیشتری جهت گپ و گفت دوستانه داشتند.

دوستان دیگر هم لطف کردن بودن و با ابتکاری فضایی نوروزی به کافه کوه سوم داده بودند ، فرشته با تابلو تبریک و مهناز با هفت سین در حد بضاعت خود ، سفره عیدانه ایی را در کافه کوه بساط کرده بودند ، از آش گل کوه ها نباید ساده گذشت که الحق زحمت بسیار کشیده بودند تا کافه کوه اسفند با آش رشته دوستان گل کوه صفاهی دیگری داشته باشد .

عکس هایی که با موبایل کم کیفیت ام گرفته ام تقدیم شما، نوروزتان پیروز

اینم آقا فرشید که به جای فرامرز جان پذیرایی را به عهده گرفته ، گفتن فقط نحوی چای پخش کردن را منتشر کنم ، من از ایشون تشکر می کنم ، چون در عکس فراموش تو حاشیه قرار گرفته من با اجازه فرامرز ، فرشید را موزه اصلی عکس قرار می دهم .


تا درودی دیگر در کافه کوه بعدی بدرود 


دوستانی که در کافه کوه سوم حضور داشتند :

 فرامرز نصیری ( کلاغ ها ) فرشته احمدیان‌فر ( پلوار 70 ،احسان بشیرگنجی ( برج سینا ) ،فرشید داودی ( طنزکوه ) )،آرزو احمدزاده و مهدی ساقی ( ایران سرای جاودان ) ،پرویز ستوده شایق ( نشاط کوهستان ) ،سحر السادات مجاب ( سحر) همراه با برادر گرامی شان ،مهناز رستگار ( کوه سرد ) ،امیرحسین ناظمی ( ندای کوهستان ) رضا حبیب نیا ( راز کوه ) ، حسین رضائی ( کوه‌نوشت ) ، لیلی رهنما و البته بازم فرشید ( مکث ) ،جواد زارعی ( شازده کوچولو ) ،علی شاه محمدی ( گامی نزدیک تر به خدا ) ،شیدا ( سنگنورد کوچک )  ،رها شریفی آزاد ( سردخانه ) ،لیلا صالحی (گروه کوهنوردی قاجره قروه ) ،امین خادم ( بی نهایت ) ، علیرضا کریم آبادی ( آلپینیست ) ، فرهاد ( فرهنگ چال ) ، مرتضی غفوری ، الهه اشتری ، فرزانه شهروی ،امین خادم ( بی نهایت ) و .....  


گزارش های تکمیلی از کافه کوه اسفند را در وبلاگ های زیر ببیند 

فرامرز نصیری ( کلاغ ها )

به استقبال بهار با کافه کوهی‌ها ... http://palvar70.blogfa.com

 «کافه‌کوه‌»اسفند؛ اولین جای «ایران» که «بهار» شد! ... http://koohnevesht.blogfa.com

امیرحسین ناظمی ( ندای کوهستان

سعیده ( عشق پاک )

علی شاه محمدی ( گامی نزدیک تر به خدا )

اینجا ایران است ..... کویر قم

اینجا ایران است ، تصویری از کویر قم ، اطراف حوض سلطان ، که در تاریخ 6 دی ماه 1390 گرفته شده تقدیم شما بزرگواران ، اگه خواستید از این منطقه بازدید داشته باشید یا برنامه کویر نوردی اجرا کنید کامنت بگذارید .. آدرس دقیق تقدیم حضورتان نمایم .

اینجا ایران است .... ایوانکی سمنان به آبسرد دماوند

با سلام به دوستان ، تصاویری را که ملاحظه می کنید از کنار جاده ایوانکی به آبسرد دماوند در روز جمعه 26 اسفند 90 گرفته شده است ، تصاویری زیبا از اعجاز زمین ، این ها زیبایی های اندگی از آنچه در این منطقه وجود دارد می باشد ،

ژئوتوریسم بحث نو پایی که هنوز به این مقوله کمتر پرداخته شده است ، با شناخت بسیاری از جاذبه های ژئوتوریسم معرفی آن به هموطنان و گردشگران می توانیم گامی موثر در رشد این بخش از اکوتوریسم بر داریم .

کوه های رنگارنگ

لایه های مختلف و چین خورده منطقه


پی نوشت : سفری یک روزه به ایوانکی و گرمسار با حضور بنده و آقای علی سعیدی ( نقاب کوهستان )

گزارش مفصل تری از این برنامه در آینده خواهم نوشت ، به خصوص در مورد غار نمکی ، معادن نمک در منطقه و بسیاری ناگفته های دیگر در مورد طبیعت پاک کویری منطقه ایوانکی و گرمسار و مناطق اطراف ........



جمعه 26 اسفند1390 ساعت: 20:10 توسط:علی سعیدی
افتخار بزرگی بود برای من که امروز بجای اینکه به توچال تکراری بروم بهمراه آقای ستوده عزیز به این منطقه زیبا و پاک بروم و از غار زیبا و پر هیجان نمکی و معدن نمک
با دریاچه زیبای آن دیدن کنم و اطلاعات مفیدی بدست بیاورم بخصوص در زمینه خاک شناسی با سپاس از آقای ستوده و اطلاع رسانی ایشان
----------------------------------------------------------------------
نشاط کوهستان گفت :
مرسی علی جان ، حضورت در برنامه باعث افتخار بود و خوشحالم که تونستم در معرفی منطقه زادگاه شما نقش کوچکی داشته باشم . امید که جوانانی همانند شما نسبت به معرفی جاذبه های بیشتری از این منطقه همت گمارند .
شاد و با نشاط باشید


آدم برفی

    آدم برفی ها  ، شادی آفرینان بی منت هستند ، هر جا آدم برفی باشه بزرگ و کوچک رو شاد می کنه ، مهم نیست که چطوری درسته می شه ، با دست یا بی دست ، بزرگ یا کوچک ، شاد یا غمگین ، با دهان یا بدون دهان ، با کله یا بدون کله ، مهم اینکه که موجود دست ساز دوست داشتنی هست ، هر کسی در طول عمرش حداقل یک بار آدم برفی درست کرده اگه درست نکردید .و در تهران حضور دارید یه جای خوب برای اینکار روستای افجه و منطقه دشت هویج ( درستش دشته یا دشت گرچال است ) می باشد . فکر می کنم تا نیمه اردیبهشت سال آینده هم برف بماند ولی خوب هر چه دمای هوا افزایش یابد از میزان برف ها هم کاسته می شود پس اگه قرار برید اونجا و یک آدم برفی به اتقاق خانواده یا دوستان درست کنید بجونبید .

مواد زیادی لازم نداره ، بودن برف کفایت می کنه مابقی بسته به ذوق وهنر آدم برفی ساز هست ، آنچه که در آدم برفی باید رعات شود معلوم بودن سر آن است ، سر از بدن فاصله داشته باشد ، دماغش از هویج یا مشابه آن باشد و ..... آهان اگر خانوادگی درست شود خیلی کیف می ده ،

عیب نداره دستش کمی لاغره

می تونه ایستاده باشه ، راستی توجه کردن تمام آدم برفی ها سعی می کنن برای احترام هم که شده ایستاده قرار گیرند ، چرا ما کمتر حالت های دیگری از آدم برفی را دست می کنیم ، مگر قرار نیست خسته شود و گاهی بنشیند و یا دراز بکشد .

آدم برفی قد بلندش خویه ؟

تا حالا داوطلب شدین نقش آدم برفی رو بازی کنید ، اگه نشدید حداقل می تونید ببینید

ممکنه کسی دوست داشته باشه خودش آدم برفی باشه

ممکنه کسانی ادای آدم برفی زنده رو در بیارن ... چرا که نه ؟


رکورد دار صعود به اورست

  آپا شرپا برای 21 بار صعود به قله اورست جایزه رکورد جهانی گینس را در روز دوشنبه دریافت کرد. آپای 52 ساله که کوهنوردی را بعنوان یک باربر شروع کرده بود در حال حاضر تنها فرد در جهان است که این تعداد صعود از اورست بلندترین قله جهان داشته ، آپا ضمن خوشحالی از این موفقیت از نسل جدید خواسته که راه او را ادامه دهند.


.Apa Sherpa’s Ascents of Mount Everest

# Date Expedition
1 May 10, 1990 International
2 May 8, 1991 Sherpa Support/American Lhotse
3 May 12, 1992 New Zealand
4 October 7, 1992 Everest International
5 May 10, 1993 American
6 October 10, 1994 Everest International
7 May 15, 1995 American On Sagarmatha
8 April 26, 1997 Indonesian
9 May 20, 1998 EEE
10 May 26, 1999 Asian-Trekking
11 May 24, 2000 Everest Environmental Expedition
12 May 16, 2002 Swiss Everest 50th Anniversary Expedition 1952-2002
13 May 26, 2003 American Commemorative Expedition
14 May 17, 2004 Dream Everest Expedition 2004
15 May 31, 2005 Climbing for a cure
16 May 19, 2006 Team No Limit
17 May 16, 2007 SuperSherpas
18 May 22, 2008 The Eco Everest Expediton
19 May 21, 2009 The Eco Everest Expedition
20 May 21, 2010 The Eco Everest Expedition
21 May 11, 2011 The Eco Everest Expedition

مرجع : http://www.apasherpa.com


نوروز را با گل و نامه به عزیزانمان تبریک بگوییم بهتر نیست ...

این کارت پستال از دوستی رسیده به بهانه ی این کارت پستال خواستم بگم نوروز رسیده و پشت دره ، اگه می تونیم به جای اس ام اس و  پیام های مجازی با هدیه یا یک شاخه گل دل عزیزان مون را شاد کنیم ، اگر فاصله زیاده کارت پستالی که با دست خط قشنگتون پشت نویس کنیم و اونو برای عزیزان مون بفرستیم. آهان راستی درسته که کارآیی پست تو این زمینه کم شده ولی هنوز تعطیل نشده ، ای نامه که می روی بسویش از جانب من ببوس رویش .... ملالی نیست جز دوری شما ..... جملات قشنگی بود که در نامه ها نوشته می شد ، حالا چی شده که این اس ها  ما رو بیچاره کرده ، حتی حاضر نیستیم وقت بزاریم جملات خودمون را در اس ام اس بنویسم بلایی به اسم فوروارد کردن به جانمان افتاده است ، تو دنیای مجازی هم که کپی ، پیست کردن قدرت فکر کردن را از همه گرفته است .

آخرین برنامه سال 90 در دشت هویج

  سالها می آیند و می روند ، این غافله عمر عجب می گذرد ، گریزی از توقف آن نیست . شادی و غم ، تلخی و شیرینی زندگی و زندگی ها رنجیر وار در طول سهمیه عمرمان نگاشته می شود ، چه خوب است که قدر این لحظات در کنار هم بودن را بدانیم .

جمعه 19 اسفند 90 یک برنامه خانوادگی برای گروه کوهنوردی سازمان تدارک دیده شده بود ، برنامه ایی به منظور تفریح و شادی کودکان و خانواده ها در محیط پاک کوهستان ، اجرای برنامه هایی با حضور حدود 60 نفر از عزیزان با سنین مختلف و رساندن آنها به دشت مرتفع گرچال کار راحتی نیست . بازی های زمستان به مانند کیمیا شده است ، فرصت محدود است و برف ماندگاری ندارد ، سرمای زمستان خاطره ها را رغم می زند باید دل به زمستان سپرد تا نقشی را در زندگی ما ایفا کند ، امروز ما نیز چنین کردیم و صفحات بسیار زیبایی از زندگی شکل گرفت که بخش های بسیار کوچک آنرا در قالب تصویر تقدیم حضورتان خواهم کرد .

یک تشکر ویژه از اهالی محترم روستای افجه :
 سالهاست که در این مسیر تردد می کنم ، افراد مختلف از طریق روستای افجه به دشت هویج و قله های اطراف تردد می کنند ، قله هایی ساکا ، ریزان ، آتشکوه ، پرسون و .... از این مسیر  و از مبداء روستای افجه صعود می شود . در این مدت اهالی محترم روستای افجه با رویی گشاده با کوهنوردان و گردشگران و کسانی که از این مسیر استفاده می کنند برخورد داشته اند ، هر چند خیلی منافع اقتصادی از این مسیر نصیب آنها نمی شود ، خرید ها معمولا از این روستا صورت نمی گیرد و هیچگاه نشنیده ام برای خوردو های پارک شده و مزاحمت های احتمالی مشکلی از طرف اهالی محترم روستای افجه متوجه گروههای کوهنوردی و یا گردشگران شده باشد که این متانت طبع و برخورد مناسب اهالی محترم این روستا نیازمند یک تقدیر و تشکر ویژه می باشد که جا دارد از همین وسیله در این جایی که شاید زیاد اهالی محترم روستای افجه آنرا نخوانند از تمام آنها تشکر می نمایم و امیدوارم خداوند به همه آنها سلامتی عطا فرماید .

این آخرین عکس برنامه است که اول می بینید

ابتدای مسیر بعد از روستای افجه ، حرکت رو به سمت شمال

توقف کوتاه در کنار تنها قهوه خانه مسیر ، در میان باغهای برف گرفته روستا


ورود به دشت هویج که بیش از یک متر برف آنرا پوشانده است ، تمام سیم خاردار اطراف در زیر برف مدفون مانده ، درختان دشت تا زیر چانه در برف به خواب زمستانی رفته اند و گروه برای داشتن یک روز شاد وارد دشت می شود

ساخت غاربرفی

لیک تیوب سواری راه می اندازیم

از یک تیوب سواری خانوادگی موفق بر می گردند

هیجانی می شوند

غار نشینی خانوادگی

تنها نشینی در غار

غار برفی را برای خوابیدن و خندیدن تجربه می کنند

دخترها با پدرها آمده اند ، غار برفی را از نزدیک ببینند و مدتی را در آن بسر ببرند

آدم برفی می سازند

آدم برفی می شوند


باآدم برفی عکس می گیرند

آدم برفی ها در یک مسابقه انتخابی با هم رقابت می کنند

آبی هایی که قرمز پوش می شوند

ویویی زیبا با قله ریزان خلق می کنند

پرواز را تجربه می کنند
درختان در برف فرو رفته اند تا ستوده حس پرواز بگیرد

دشت هویج مهربان  را پر برف و سفید و یک رنگ ترک می کنیم


نوجواني 15 ساله فاتح تمام قله‌هاي مرتفع قاره‌هاي مختلف جهان

 

The Youngest Person to Climb "The 7 Summits"

به نقل از مجله اینترنتی برترین ها :

برترین ها:  یك نوجوان 15 ساله توانست با صعود به مرتفع‌ترين قله قطب جنوب، به‌عنوان جوان‌ترین كوهنوردي شناخته شود كه به بلندترين قله‌هاي قاره‌هاي مختلف جهان صعود كرده‌است. به گزارش شبكه یورونیوز، «جردن رومرو» يك هفته مانده به سال جديد ميلادي با صعود به بلندترين قله قطب جنوب به جوان‌ترين فردي تبديل شده كه بلندترين قله‌هاي نقاط مختلف جهان را فتح كرده است.



مي‌گويند سرعت زندگي در قرن بيست‌ويكم موجب شده تا خيلي‌ها از طبيعت و مظاهر آن دور شوند و برخلاف نسل‌هاي قبل كه نوجوانان به سرعت وارد زندگي اجتماعي مي‌شدند و نقش مي‌پذيرفتند اما در همين عصر، نوجواني 51 ساله به جاي اين‌كه مانند هم‌سالانش پاي بازي‌هاي كامپيوتري بنشيند، از 9 سالگي به قاره‌هاي مختلف رفته و يكي يكي بلندترين نقطه آن را فتح كرده است.



همراهي با نامادري

جردن در 11 سالگي و در سال 2008 به بلندترين قله كشورش يعني «مك‌كينلي» صعود كرد كه با 194/6 متر ارتفاع بلندترين نقطه آمريكاي شمالي محسوب مي‌شود، تلاش كرد تا خود را آماده صعود به بلندترين نقطه جهان كند. در آن زمان پدر و نامادري‌اش او را همراهي مي‌كردند. او براي اين‌كه شبه‌هاي در مورد ركوردشكني‌هايش پيش نيايد به آسياي جنوب‌شرقي و كشور اندونزي سفر كرد با صعود به قله «كارستنس» اين كشور به ركوردشكني‌هاي خود ادامه داد. برخي از جغرافي‌دان‌ها عقيده دارند، جزاير اقيانوس آرام از جمله استراليا و اندونزي جزو قاره اقيانوسيه است. هرچند بسياري ديگر عقيده دارند اندونزي و جزاير پر تعدادش جزو قاره آسياست. قاره‌اي كه بام جهان را در خود دارد. در مورد اين نوجوان صدها مقاله نوشته شده است. به‌خصوص زماني كه به قاره استراليا سفر كرد و با صعود به مرتفع‌ترين قله اين قاره تمام شك و شبهه‌ها از بين برود. او در يكي از مصاحبه‌هايش گفته بود: «تمام تلاش‌هاي من براي صعود به قله‌هاي مختلف جهان تمريني ساده در برابر صعود به بام جهان يعني قله اورست است.»



پسري كه در قله ايستاد

اما جردن با نارضايتي از چنين اظهارنظرهايي ادعا كرد، او خودش تصميم گرفته است به‌عنوان جوان‌ترين فردي شناخته شود كه توانسته به مرتفع‌ترين قله جهان صعود كند. درحالي‌كه بسياري نگران جردن رومرو جوان بودند، او در دهم ماه مي‌سال 2010 به قله اورست صعود كرد. او در بازگشت به كشورش درحالي‌كه تنها 13 ساله بود، داستان سفر خود به قله اورست و ديگر تلاش‌هايش را در قالب كتابي به نام «پسری كه اورست را فتح كرد: داستان جردن رومرو» منتشر كرد. كتابي كه با استقبال شديد مردم و به‌خصوص هم سن و سال‌هايش روبه‌رو شد.



پاسخ به رسانه‌ها

او در ماه مي‌2010 و در 13 سالگي نخستين تلاش خود را براي فتح بام جهان در مرز كشورهاي نپال و چين قرار دارد، آغاز كرد. آن زمان برخي از كوهنوردان باتجربه از تلاش جردن رومرو براي صعود به اورست انتقاد كردند. يكي از آن‌ها پدر جردن را متهم كرد كه براي جلب توجه رسانه‌ها جان فرزندانش را به خطر مي‌اندازد. زيرا ريه او توانايي مقاومت در اين ارتفاع را ندارد.



در كنار برف‌هاي كليمانجارو

آخرين آن‌ها قله «وینسون» در قاره جنوبگان يا همان قطب جنوب است. قله‌اي كه حدود 4900 متر ارتفاع دارد. او در سال 2006 ميلادي، زماني كه تنها 9 ساله بود، توانست بر بلنداي قاره آفريقا و قله كليمانجارو در تانزانيا بايستد. قله‌اي كه در تمام طول سال برف بر قله آن به سپيدي مي‌زند. كوه كليمانجارو كمي از دماوند خودمان بلندتر است. زماني كه «جردن ديويد رومرو» به مرتفع‌ترين قله آفريقا صعود كرد، بازتاب چنداني نداشت اما او به تلاش‌هايش ادامه داد. زماني‌كه 10 ساله بود به 2 قله مرتفع روسيه و آرژانتين صعود كرد. به قله «البروس» روسيه كه با 642/5 متر مرتفع‌ترين قله اروپا شناخته مي‌شود صعود كرد. پس از آن تلاش دوباره‌اي كرد و به «آكونكاگوا» كه در آرژانتين قرار دارد و مرتفع‌ترين قله آمريكاي جنوبي شناخته مي‌شود صعود كرد. او جزو نخستين كودكان 10ساله‌اي است كه توانسته به ارتفاع 962/6 صعود كند.



پايان تلاش‌ها

تا اينجاي كار او توانسته بود به بزرگ‌ترين آرزوي خود كه صعود به اورست بود، جامه عمل بپوشاند. تا اين‌كه حدود يك ماه پيش و يك هفته مانده به آغاز سال 2012 همراه پدر و نامادري‌اش به قله «وینسون» صعود كرد تا تلاش 6 ساله‌اش تكميل شود و به‌عنوان جوان‌ترين فردي شناخته شود كه توانسته به تمام قله‌هاي بلند قاره‌هاي مختلف جهان صعود كند.

مرجع : سایت FRS  و

مجله اینترنتی برترین ها


آخرین کافه کوه نود: در ستایش نوروز

نقل شده از وبلاگ مکث:


بـنام خدای بهار آفرین    

                                                          بهار آفرین را هزار آفرین

به جمشید و آیین پاکش درود

                                                         که نوروز از او مانده در یادبود



کافه کوه در آخرین پنجشنبه سال به بزم دوستی ها می رود:

  دی شد و بهمن گذشت فصل بهاران رسید
                                                        جلوه گلشن به باغ همچو نگاران رسیـد


و همراهان کافه کوه در کنار هم نوروز را با پیاله ای چای شادنوشی خواهند کرد، از خاطرات سالی که گذشت دم میزنند و به استقبال روزهای پیش رو میروند تا بیادآورند خوبی ها و بدی ها، هرآنچه که بود: قسمتی از دفتر روزگار ورق خورد و برگی دیگر از درخت زمان بر زمین افتاد.

اینبار به رسم دوستی برای هم عیدانه ای از خاطرات وبلاگی مان خواهیم آورد...خاطره ی " تاثیرگذار ترین پستی که تا کنون خوانده ایم " را برای هم واگویه خواهیم کرد و دقایقی را به نیکی بر فرش خاطره هامان رج خواهیم زد...

اینجا...ساعت 14...کافه کوه منتظر قدوم شماست


پ.ن: کافه کوه متعلق به افراد خاصی نیست...لزومی ندارد وبلاگ نویس باشیم یا کوهنورد...شاید لازم باشد دلی داشته باشیم آئینه وار...و گام هایی که بهانه ها را دغدغه نمیکنند و همراهمان می شوند تا کافه محمد تهرانی.

پ.ن2: دوستان زیادی همواره بعد از اجرای کافه کوه از عدم اطلاع رسانی که نبودشان را رقم میزند گلایه دارند.امید دارم دوستان با اطلاع رسانی به افرادی که فرصت خواندن این وبلاگ را ندارند کافه کوهیان را یاری نمایند.


هی رفیق به دست نوشته هام نگاه نکن.من: آدم خوبه ی ماجرا نیستم!


لیلی رهنما وبلاگ مکث

اطلاعیه شماره 1 هفتمین صعود قلم (فراخوان داوطلبین میزبانی )

بدینوسیله از کلیه وبلاگ نویسان مرتبط با کوهنوردی ، طبیعت ، محیط پاک کوهستان و علاقمندان این عرصه دعوت می شود در صورت تمایل به میزبانی هفتمین صعود قلم که درسال 1391 اجرا خواهد شد، پیشنهادات خود را با قید موارد زیر از تاریخ 20 اسفند 90 تا تاریخ 20 فروردین 91 در قسمت نظرات وبلاگ صعود قلم درج نمایند.

1- نام و ارتفاع و موقعیت قله یا مکان مورد نظر
2- نام افراد , مسئولین اجرایی
3- تاریخ دقیق پیشنهادی میزبان
4- زمانبندی اجرای برنامه در صورت ممکن
5- مکان اجتماع و افتتاحیه برنامه همراه با ظرفیت سالن
6- شرایط امکان اسکان افراد شرکت کنندگان
7- شرایط پذیرایی و تغذیه شرکت کنندگان در برنامه
8- وسیله ایاب و ذهاب
9- کلیه خدمات و امکانات احتمالی دیگر
توجه :

1-بندهای 7تا 9 اختیاری بوده و به شرایط متقاضی یا متقاضیان بستگی دارد

پی نوشت: در صورتی که پیشنهادی جهت میزبانی نبود یا به هر دلیل برای میزبان امکان برگزاری فراهم نشد . برنامه ( به همان قله یا قله ای دیگر )به صورت دانگانه برگزار میشود . 

پی نوشت دو : به محض دریافت هر پیشنهاد بلا فاصله جهت نمایش در وبلاگ درج خواهد شد .


توجه :

لطفاً جهت درج نظرات به وبلاگ صعود قلم مراجعه بفرمایید

آدرس وبلاگ صعود قلم = اینجا  کلیک کنید

پیمان نامه ی صعود قلم نهایی شد

پیمان نامه ی صعود قلم نهائی شد

 نشاط کوهستان پرویز ستوده شایق

*برای کسب اطلاعات بیشتر روی آرمهای بالا کلیک کنید*

تصاویری زیبا از دماوند

سایت http://www.mountain-forecast.com/photos  مجموعه عکس های زیادی را از کوهها به اشتراک گذاشته است ، امکان آپلود عکس هم وجود دارد ، می توانید تصاویر زیبای کوه ها را در این سایت ببینید .

دوستان شما

سلام
 
فکر می‌کنم این بهترین و واقعی‌ترین توصیفی از واژه‌ی «دوست» است که تا کنون شنیده‌ام
 
دوستان...... تو را دوست می‌دارند اما معشوق تو نیستند، مراقب تو هستند؛ اما از اقوام تو نیستند.
آن‌ها آماده‌اند تا در درد تو شریک شوند؛ اما از بستگان خونی تو نیستند.
آن‌ها ..... دوستان هستند!
 
یک دوست واقعی همانند پدر سخت سرزنشت می‌کند،
 همانند مادر غم تو را می‌خورد،
مثل یک خواهر سر به سرت می‌گذارد،
 مثل یک برادر ادای تو را در می‌آورد،
و آخر این‌که بیش‌تر از یک معشوق دوستت می‌دارد.

کوه بر خاسته پل می بندد

کوه برخاسته پل می بندد                                تا بشر را به خدا پیوندد

کوه انفاس مسیحا دارد                             وین نسیم از دم عیسا دارد 

گر هنرمند به کوهش دست است               از شراب ابدیت مست است 

رشحاتی که تراورد از کوه                          اشک شوق است و بشوید اندوه

استاد شهریار


گفتگو با نایب رئیس فدراسیون در بخش بانوان؛ شنبه در شبکه 2 سیما

سایت فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی اعلام کرد :

یر اساس هماهنگی انجام شده؛ "منصوره گرجی"  نایب رئیس فدراسیون در بخش بانوان، صبح روز شنبه 13 بهمن ماه در برنامه ی "روز از نو" شبکه 2 سیما حضور خواهد یافت. این برنامه ساعت 7 صبح به صورت زنده روی آنتن می رود.

مرجع خبر : سایت فدراسیون کوهنوردی


عاشق تر از کوهها ندیدم!!

   عاشق تر از کوهها ندیدم!!
در نگاهِ من
کوه
عاشقترین است
به
ابر!
این گریزانِ دائم در شتاب!
ابرها می آیند
و برای ساعتی
پیشانی کوهها را غرق بوسه میکنند..
و برای ساعتی
مهر می گسترانند بر سریر کوه..
ابرها
این سرخوشانِِ بازیگوش!
می آیند و
می روند
و
کوهها
چشمشان به آسمان!
قلبشان صبور!
منتظر می مانند..
در هوایِ
یک هوای دوباره ابری ..
کوهها
عاشقترینند...

کوهها

دلشان تنگ است!!

نمایی از دماوند از مسیر توچال تقدیم دوستداران محیط پاک کوهستان ، هر چند فاصله های زیاد نیست ولی هوای خوب شرایط دیدن دماوند ، اطمینان و آرامشی برای هر کوهنورد است ، شاید به لحاظ تکنیکی این عکس در قالب و قاعده تصاویر حرفه ایی نگنجد ولی عشق و علاقه ما به کوهستان به هر طریقی خود نمایی خواهد کرد . دماوند کوه مقدس ایران و ایرانیان است .... کوه اسطوره ها و آرش کمانگیر  و ....


عکس بی نظیری از دماوند

عکاسی که این عکس را گرفته نوشته است:  تصمیم گرفتم چکاد کرکس را فتح کنم. کرکس بلند ترین چکاد استان اصفهان با 3895 متر بلندی است. خوشبختانه هوا عالی و آسمان در بیشتر نواحی اطراف آبی و بدون ابر بود. با این حال صعود به بلندای 3895 متری و گذر از میان حدود یک متر برف، ماجراجویانه و لذت بخش بود. تصور کنید بر فراز چکاد چه شد!؟ دماوند، گنبد گیتی، که در حدود 300 کیلومتر از آنجا دورتر است، بر فراز افق شمالی سر بلند و استوار خودنمایی می کرد!



با تشکر از افشین  ابراهیمی بابت ارسال این مطلب


سلام برزیبایی ها ، دست آوردی از سفر به نپال

اینجا بیس کمپ قله آیلند پیک در  منطقه هیمالیا ، در نپال می باشد ، جایی که کبک ها آنقدر به شما نزدیک می شود که شما را دشمن طبیعی خود نمی داند ، گویا این پرندگان هم از قوانین بسیار سخت گیرانه نپال نسبت به حیوانات و پرندگان آگاهی دارند ، تا آنجا که من متوجه شدم ، شکار پرندگان معمولی بیش از 2000 دلار جریمه و حدود 6 ماه زندانی به همراه دارد ، آیا پرندگان کوهستان های ایران ما هم از چنین امنیتی برخودار است .... آیا ؟

بیس کمپ قله آیلندپیک 

قله چوگونگری در هیمالیا، این قله برای آمادگی (هم هوایی )جهت صعود به قله آیلند پیک در نظر گرفته شد  و از چوگونگ این قله 5580 متری را صعود کردیم .

توضیحی کوتاه در مورد آیلندپیک

این نمایی از قله آیلندپیک می باشد ، Island Peak یعنی قله ایی که توسط یخ احاطه شده یا همان جزیره ایی در درون یخ ، این قله توسط یخچال هایی در اطراف احاطه شده که گفته می شد مسیر خشکی برای ارتباط با بیرون یخچال ها ندارد برای همین به آن آیسلند ( آیلند) پیک می گویند . نکته قابل ذکر اینکه تحقیقات اخیر نشان داده شده از یک قسمت این قله به خشکی راه دارد ...

نپال کجاست ؟ هیمالیا کجاست ؟

نپال یکی از کشورهای آسیایی است که بین چین و هند به صورت طولی کشیده شده است  ، پایتخت آن کاتماندو می باشد ، تنها کشوری در دنیاست که پرچم آن سه گوش ( مثلثی ) می باشد ، آنطور که من متوجه شدم حدود 90 درصد در آمد این کشور از طریق توریسم تامین می شود ، به کوه هایی که در مرز نپال و چین  قرار گرفته محدود هیمالیا گفته می شود

در تصویر زیر موقعیت تهران تا کاتماندو نشان داده شده است ، البته پرواز مستقیم تهران به کاتماندو صورت نمی گیرد بلکه از طریق تهران به دوحه قطر و سپس از دوحه قطر به کاتماندو پرواز صورت می گیرد ، کشورهای جنوبی حاشیه جنوبی خلیج فارس به نپال پرواز مستقیم دارند . خط آبی رنگ مسیر زمینی است که الان مورد استفاده قرار نمی گیرد . شاید در قدیم این خط سیر از تهران به کاتماندو بود باشد ... شاید

کشف اولین توپهای فضایی جامد/ ساخت 10 هزار کوه اورست در فضا

به نقل از خبر گزاری مهر :

گروهی از دانشمندان ناسا با استفاده از اطلاعات جمع آوری شده توسط تلسکوپ فضایی اسپیتزر برای اولین بار کشف کردند که اشکال هندسی با عنوان "توپهای باکی" در فضا به شکل کره های جامد کربنی وجود دارند.

به گزارش خبرگزاری مهر، فولرن باکمینستر که با عنوان "توپ باکی" (buckyball ) نیز شناخته می شود کوچکترین شکل فولرنها است که از 60 اتم کربن تشکیل شده و ظاهری شبیه به یک توپ فوتبال دارد که سطح آن به اشکال شش ضلعی و پنج ضلعی تقسیم شده است.

ستاره شناسان با کمک تلسکوپ فضایی اسپیتزر این ذرات را در اطراف ستاره کوچک بسیار گرمی کشف کردند که بخشی از منظومه دوتایی "XX مار افسای" (XX Ophiuchi) در فاصله 6 هزار و 500 سال نوری از زمین را می سازد.

این کشف نشان می دهد که این کره های کوچک کربن در بسیاری از مناطق فضا به جای توده های گازی، ترکیبات جامدی را می سازند که به مقادیر بالایی از مولکولهای کربن نیاز دارند.

پیش از این، در سال 2010 به خاطر مشاهدات مادون قرمز، کره های فولرن باکمینستر گازی شکل کشف شده بودند.

این محققان در این خصوص توضیح دادند: توپهای باکی در کنار هم ردیف می شوند و یک شکل جامد شبیه به پرتقالهای چیده شده در جعبه را می سازند. ذراتی که ما شناسایی کردیم بسیار کوچک و بسیار ریزتر از پهنای یک تار مو هستند اما هر یک از آنها از میلیونها توپ باکی تشکیل شده اند."

براساس گزارش لایو ساینس، به گفته این دانشمندان، این توپهای فضایی کوچک به حدی در این منطقه فضا زیاد هستند که می توانند 10 هزار کوه اورست را بسازند.

از کافه کوه 1390 تا قهوه خانه سنتی آذری 1327

با سلام به دوستان و خوانندگان محترم نشاط کوهستان

امروز جمعه 5 اسفند 1390 بازدید از چند منطقه تاریخی شهر ری و ورامین را داشتیم ، همراه با همسفران کوهنورد و غیر کوهنورد ، این سفر نیز به خوبی و خوشی برگزار شد ، از کافه کوه محمد تهرانی در ارتفاعات تهران  که ایده سفر شکل گرفت ،  سفری به جنوب تهران ، شهر ری ، ابن بابویه و ورامین  و در پایان به قهوه خانه سنتی آذری که در سال 1327 تاسیس گردید و در میدان راه آهن ابتدای خیابان ولی عصر (عجج) ، روبروی شهر کتاب واقع شده ختم گردید .

تعداد شرکت کنندگان این برنامه 1+13 نفر بود، حالا چرا این عدد ، دلیل اش این است که برنامه با 13 نفر اجرا شد و برای ناهار در قهوه خانه سنتی آذری  یکی از دوستان به جمع ما اضافه شد ، اسامی دوستان را فرامرز کامل خواهد نوشت .

جمع دوستان فرامرز نصیری ( وبلاگ کلاغ ها )، مریم وحیدی نسب، حسین رضایی(وبلاگ کوه‌نوشت)، لیلا مسعودی، فرشید داودی (‌وبلاگ طنز کوه)، نرگس آشتیانی، علی محمد، علی بیات (وبلاگ دیار الوند)، حسین قدسی‌فر، هاجر شکرچی‌زاده و فواد نجفی بنده و همسرم

  فکر کنم اهالی تهران عادت کرده ایم برنامه های سفر خود را به خارج استان تهران و حتی مناطق دور دست داشته باشیم ، فرامرز نصیری با دعوت از دوستان برای بازدید از چند منطقه تاریخی سنت شکنی کرد و ما نیز خوشحال از همراهی دوستان در این سفر حضور یافتیم ، نکته جالبی که در ابتدای سفر بیان شد نیز همین بود ، ما از دوستان شهرستانی انتظار داریم مناطق جالب و دیدنی استان خود را معرفی کنند ، ما در تهران چه اندازه با آثار باستانی  و مناطق دیدنی آشنایی داریم .... همواره سفر خود را رفتن به مناطق دیگر تعریف کرده ایم و از استان تهران غافلیم ، البته بیشتر نوک پیکان سخنم با خودم می باشد ، جاذبه های طبیعی و تاریخی تهران کم نیستند ، هر چند جاذبه های تاریخی و فرهنگی آن در شلوغی تهران پنهان شده باشند ولی هستند و نفس می کشید ، امید که ما نیز به وظیفه استانی خود عمل کنیم .

ساعت 7 صبح

میدان 7 تیر

این دو 7 آغاز حرکت ما بود که کمی با تاخیر با 6 ماشین سواری به سمت شهر ری ، برای بازدید از برج طغرل به راه افتادیم ، برج طغرل دقیقاً روبروی قبرستان ابن بابویه قرار دارد ، و ابن باب وی نیز قسمت شمال کمی دورتر از حرم حضرت عبدالعظیم  واقع شده است  . خوب گویا ما زود رسیدیم ، برج درون محوطه ایی قرار دارد که در آن را ساعت 9 صبح باز می کنند ، ما زودتر رسیده بودیم ، فرصت کافی برای بازدید از ابن بابویه داشتیم ، ابتدا بر سر مزار جهان پهلوان تختی و سپس صبحانه در امامزاده و پرنده نگری و چرخی در قسمت های مختلف ابن بابویه ، که این مکان خودش تاریخ شهر ری و شکل گیری تهران بزرگ است .

ساعت 7:50 که به در بسته محوطه برج طغرل برخورد کردیم و ظاهراً ساعت 9 صبح درب آن گشوده می شود

  مشخصات برج طغرل که موردبازدیدقرار گرفت در عکس زیر درج شده است

برنامه با کمی تغییر برای بازدید از قبرستان ابن بابویه و آستان مقدس شیخ صدوق ترتیب داده شد و این عکس ورودی ابن بابویه می باشد

سردر ورودی

سمت چپ ورودی ابن بابویه به فاصله کمتر از 100 متر  ، مرقد جهان پهلوان تختی است ، ذکر فاتحه ایی بر مرقد بزرگ مرد ورزشی و اخلاقی ایران زمین ، اولین برنامه گروه بود که در فضای صبحگاهی ، با توضیحات فرامرز انجام پذیرفت .

صبحانه عدسی نذری ، یا شاید هم هماهنگ شده !!! فرامرز جان تو بگو

بعد گشتی در مقبره های ابن بابویه ، آرامگاه دهخدا

بعد رفتیم بازدید برج طغرل

اینم عکس تکی ، البته اگه فرامرز را در میان  جمع نمی بینید به خاطر اینه که ظلم بزرگی در حقش شده ، البته با توافق جمع ، همه دوربین ها تحت حمایت به قسمت های مختلف بدنش وصل شده و باید به ترتیب با همه دوربین ها به گرفتن عکس مشغول باشه ... چه پسر نازیه این فرامرز ....

آتشکده ری ( تپه میل ) مقصد بعدی ما بود که در جاده شهر ری به ورامین و روبروی روستای قلعه نو قرار دارد

دشت ورامین از بلندای تپه میل

مقصد بعدی ما چشمه علی در شهر ری ، اگه ندیدید حتما برید ببینید ، جای واقعا قشنگی است

آخرین قسمت برنامه قهوه خانه سنتی آذری واقع در خیابان ولی عصر حدود 100 بالاتر از میدان راه آهن ، غرب خیابان ولی عصر ، اگر اینجا هم نرفتید حتما برید

تابلوی سردر قهوه خانه سنتی آذری

اطلاعات تاریخی قهوه خانه سنتی آذری نصب شده در پیاده روی خیابان ولعیصر مقابل قهوه خانه

ورودی قهوه خانه تزیین شده با انواع وسایل قدیمی و سنتی

داخل قهوه خانه و محل پذیرایی از میهمانان

اینم گروه ما که به عشق دیزی سنگی یک روز تمام مجبور بود ، در جای جای شهر ری و ورامین و ... قدم بزند !

مرسی فرامرز عزیز بابت پذیرایی دانگانه ... ولی یادمون نرفته برج طغرل ، آتشکده ری ، چشمه علی ورودیه نداشت ،

آدرس سایت قهوه خانه سنتی آذری ، روی این متن کلیک کنید

برنامه بی بی شهر بانو به دلیل کمبود وقت حذف گردید

-----------------------------------------------------------------------

گزارش تکمیلی : وبلاگ کلاغ ها ، فرامرز نصیری نیا 

وبلاگ کوه نوشت ، حسین رضایی

دیار الوند ، علی بیات


به نام خالق کوه ها

 قله آن بالاست .

آن بالا سرزمین صداقت وپاکی ها است .

بر فراز قله که می رسی دشت ها و کوهستان های بسیار زیر نظر توست .

قله های بسیار می بینی ؛رسیدن به آن بالا پرزحمت است ؛ پیچ و خم ها و فراز و نشیب ها دارد.

مبارزه ای خستگی ناپذیر با ضعف ها و کاستی ها می طلبد؛اراده ی قوی و همت بلند می خواهد؛ در اوج خستگی و ناتوانی جسمی احساس خشنودی قلبی ، توانایی،اعتماد به نفس ، ایمان ،خود باوری و ... می کنی لذتش مادی نیست در آنجا هیچ کس نیست جز یگانه ؛ تماشاچی نداری ؛شاید فرشتگان برایت کف میزنند ! هر چه راه صعب العبورتر و قله بالاتر، لذتش بیشتر و ماندگارتر

یاد گنو ، یاد ساجده در بهمن 87

یاد ساجده ، یاد گنو ، یاد بابا نصیری و یاد صعود به گنو و بابا نصیری با ساجده گرامی باد ، سرپهنگی به روز نمی شود ، ولی هر روز دیده می شود ، و همیشه در یادها مانده گار خواهد بود ، گزارش زیر از وبلاگ زنده یاد ساجده کشمیری ( سرپهنگی ) در اینجا گذاشته شده است تا بگوییم دوستی ها هرگز فراموش نخواهند شد .


به بابا نصیری که از خوش به حالی برفکی بود

نوشته گزارشی  بر صعود دوستان و هم نوردان مهندسی جهاد کشاورزی تهران به گنو قله ی نصیری

شروع از کلمه و شکل نوشتاری افتاد که مسیر ها یکی شوند برای رفتن –

 قرار ساعت یک بعد از ظهر بود که رسیدم خیابان راه آهن – ایستاده سایه درخت باد داشت پر از بوی بچه گی - هنوز منتظر ایستاده ام قرار بود یکی از هم نوردهام من رو هم راهی کنه که خبری ازش نه شد- که می نی بوس دوستان کوهنورد جهاد کشاورزی از راه می رسد- دیدن دوستان نه دیده هیجان خودش را دارد که روبه رو بودم – از همان ابتدای صحبت ها با آقای یاوری و ستوده گفتگو به پرس و پاسخ و انوع ادبیات کشیده شد تا به جاده پی چی های مسیر کوهستان گنو رسیدیم و هوا حسابی گرم بود به نسبت روزهای قبل-

بعد از یک ساعت و نیم به ساختمان محیط زیست رسیدیم و قبل از حرکت به سمت مسیر اصلی دوستان از پازن ها و بز کوهی های که در منطقه حفاظت شده هستند دیدن کردن و در مسیر اصلی به سمت چشمه ی رمر حرکت کردیم 20 دقیقه بعد چشمه ی کم آب رمر و محل شب مانی- دوستان وقت زیادی داشتن برای گشت زدن در اطراف و تماشای دور نمای قله های گنو-

شام را همه گی با هم در کلبه ی روستایی رمر/ کوتوک/ با نشات آقای ستوده خوردیم و برای لذت بردن از آسمانی صاف و پر ستاره بیرون دور و نزدیک آتش گرد هم جمع شده و از هر دری گفتگو کردیم – اگر چه بیشترش حول ادبیات شعر و هنر گذشت- آشنایی با هم نوردای که دارای افکار ایده ایمان و اعتقاد متفاوتی دارند برایم جالب بود-

ساعت 11 برای خاب آماده می شدم که SMS هم نوردی که قرار بود مرا هم راهی کند رسید که 12 سر جاده می رسم بیا دنبالم – با هم راهی آقای یاوری سرپرست گروه و آقای ستوده به سمت جاده برای آوردنش رفتیم و برگشتیم به ماند که چه حرف ها به زده شد و تا سبح دم نه زد-

ساعت 6 به سمت دره جرکت کردیم و یک ساعت نیم بعد به سنگ قرار رسیدیم و نیم ساعت وقت برای صبحانه خوردن و حرکت به سمت بالا- هوا کاملن آفتابی و گرم بود و دوستان با پاهای خوبی در مسیر صعود می کردند پر از انرژی و هما هنگی-

به گردنه می رسیم که پوشش گیاهی شمالی آن متفاوت از جنوبی است و از آن جا تکه تکه های برف جا مانده از بارش هفته قبل باقی بود و برای آنها عجیب بود دیدن برف در ارتفاعات بندر عباس و هر چه جلو تر می رفتیم بیشتر می شد و دیدنی تر و هوا سرد تر با بادی که تند و تند تر شده بود-

حالا در مسیر دست به سنگ های شیب قبل از قله هستیم و نیم ساعت تا قله باقی است و دوستان به هیجان آمده اند از دیدن دور دست ها و طبیعت متفاوت گنو-

دست در دست هم دیگر به سمت قله می روند و می خانند ای ایران ای مرز پر گوهر ... –

خیلی از اعتقادات و پایبندی ها و ایمان های وجود دارد که تا از نزدیک برخورد نه داشته باشی نمی توانی درک و دریافتی داشته باشی و همه ی داشتن ها برای کسانی که دارا و سرشار آن دارایی هستند خوب و داشتنی است-

داشتن چیزهای که مسیر می دهد راه برنده است و از سطح ارتفاع می دهد –

مسیر رفت را برمی گردیم و من همه اش به وطن به جنگ به نوع برخورد ها و به گذاشتن جان بر سر همان داشتن ها ذهن می چرخانم تا گفتگوی من و آقای ستوده بر سر شکل گیری کوه ها نوع سنگ ها شروع می شود که علم و آگاهی او خیلی خوب بود و در مورد خیلی چیزهای دیگر هم –

حسابی گرسنه ام و ناهار را در محل کمپ رمر می خوریم و 5 عسر می نی بوس ایستاده را سوار می شویم به سمت آبگرم گنو –

21:30 شب می رسیم بندر عباس و دوستان را ترک می کنیم- صعود ها هیچ شبیه  هم نیستند در هر چند باره ی یک مسیر به تکرار نمی افتند در جواب نفری که می پرسد خسته نمی شه از این تکرار مسیر گنو همه اش گنو !؟

داشتن و بودن انسان های که سطح گرفته اند با رهایی شکل های بیرونی هر نفر از نفر راتشکیل می دهد که همه چیز اش خوب می شود و دم می زنی آی خوب همه چیز -

عکس هایش به ماند تا به دست ما برسد کند -

نشاط کوهستان پرویز ستوده شایق

سرپهنه گی   ،   کشمیری ساجده به پرتقالی 206

برنامه دیدار از جاذبه های تاریخی شهر ری

نقل از وبلاگ کلاغ ها :

_ روز جمعه 5 اسفند ماه ، برنامه‌ی دیدار از جاذبه‌های تاریخی شهر ری اجرا خواهد شد و این پست به منزله دعوت از دوستان شرکت‌کننده در کافه کوه و دیگر کوه‌نویسان علاقه‌مند است.

_ "برج طغرل، تپه میل ، چشمه علی ، آتشکده و بی‌بی شهربانو" را برای دیدار در روز جمعه در نظر گرفته‌ایم. قرار برنامه ساعت 7 صبح در یکی از میادین مرکزی تهران خواهد بود و پایان برنامه در حدود ساعت 14 و پس از صرف ناهار دست‌جمعی (آبگوشت!) در قهوه‌خانه سنتی میدان راه‌آهن. اجرای برنامه به صورت دوستانه بوده و کلیه هزینه‌های آن شامل ورودیه‌ها و ناهار و ... به صورت دانگانه(!) است. ضمنا، وسیله نقلیه‌ی عمومی نداریم و ظرفیت نفرات بر اساس تعداد ماشین‌های شخصی دوستان خواهد بود!

_ در صورت تمایل برای شرکت در این برنامه، لطفا از طریق SMS به شماره تلفن 09352320981 (فرامرز نصیری) درخواست و نام خود را اعلام فرمائید و یا در بخش کامنتینگ وبلاگ ، نام و شماره تماس را به صورت خصوصی بفرستید . کلیه هماهنگی‌های لازم تا بعدازظهر پنج‌شنبه صورت خواهد گرفت .

-------------------------------------------------پی نوشت ---------------------------------------------------------------

برج طغرل ( از تهران نما )

     یكی از شاهكارهای دوران در حاشیة شهر تهران در منطقه ابن بابویه شهر ری در میان انبوهی از سازه‌های سر به فلك كشیده زمان ، شكوه خود را پس از 700 اندی سال كه از قدمت آن گذشته حفظ نموده است ، برجی به بلندای تاریخ و شكوه و تمدن ایران زمین. آری، این برج، برج طغرل نام دارد
بنای آجری برج طغرل ،که مساحت آن با احتساب باغ و دیوارهای احداث شده درسال ۱۳۷۹ به ۵۰۰۰ مترمربع می‌رسد، از جمله آثار به جا مانده از دوره سلجوقیان و مربوط به نیمه دوم قرن ششم قمری است‌. ارتفاع برج بدون سقف در حدود ۲۰ متر است‌. از نظر معماری ضخامت دیوار برج از ۱/۷۵ تا ۲/۷۵ متر و قطر داخلی و خارجی آن به ترتیب ۱۱ و ۱۶ متر است‌. سطح بدنه بیرونی برج به ۲۴ ترک تقسیم شده است‌. در قسمت فوقانی برج تزیینات و کتیبه‌ای به خط کوفی وجود داشته که در قرون گذشته از بین رفته است‌. در ۱۳۰۱ ق‌، به فرمان ناصرالدین شاه‌، بخش فوقانی برج که فرو ریخته بود، مرمت و بازسازی شد و آخرین مرمت نیز در سال‌های اخیر صورت گرفته است.

    برج طغرل در واقع یک ساعت طبیعی نیز به حساب می آید؛ زیرا معماری آن به صورتی است که در بالای هر ترک‌ چهارو نیم دایره وجودداردکه بیانگر یک ربع ساعت است‌. در بالای آن‌ها نیز شش مستطیل است که هریک ۱۰ دقیقه را نشان می‌دهد. سپس شیارهای ریزتری، به عنوان ثانیه ،وجود دارد که هرگاه خورشید در وضعیت تازه‌ای قرار بگیرد‌، با ایجاد سایه روشن‌ها، زمان دقیق نشان داده می‌شود. ۲ ناودان شرقی و غربی ساعت سه و نه رانشان می دهدو درهای ورودی برج ،در شمال و جنوب آن، نیز ساعت شش و دوازده هستند. گفته می‌شود که این مکان آرامگاه طغرل‌، از سلاطین سلجوقی، است که به دلیل علاقه به نجوم‌این برج را بنیاد گذاشته است.
      استاد سازنده آن كاربردهای دیگری را نيز در جاودانه ساختن آن بكار برده و معماری پنهانی را برای پی بردن به اسراری با آن عجین كرده است. از جمله كاربرد این برج استفاده در شبهای تار با استفاده از روشن كردن آتش بر باروی بلند آن برای راهنمای مسافران جاده ابریشم كه از جانب خراسان به جانب ری می‌آمدند بوده و در روز احتیاجات گاهشماری مردم را مرتفع نموده است. بنا به گفته فرزانه اندیشمند استاد منوچهر آرین پژوهشگر خراسانی عرصه تاریخ علم كشور در مقاله نگاه دیگری به برجها اطلاق واژه برج به این بنا و بناهای مشابه از آنجا كه برج به منازل عبور حركت سالانه خورشید در دائره‌البروج گفته می‌شود حكایت از این مطلب دارد كه گذشتگان از این روی سایه‌های این ابنیه و دریچه‌های گذر نور خورشید كه در روی آنها تعبیه شده پی به برجی كه خورشید در آن غوطه ور می‌باشد می‌بردند زیرا كه در هر برجی خورشید ارتفاع خاصی در آسمان نسبت به افق و میل خاصی نسبت به جهات جغرافیایی مناطق دارد لاجرم سایه‌ها و طرز تابش آن متفاوت خواهد بود كه از این تغییرات می‌توان در تعیین روزها و برج‌ها بهره‌ برد و این فناوری به كار رفته در این ساختمانهاست كه كلمة برج را زیبنده نام آن كرده است.
 
     از ویژگی‌های این محوطه آرامگاه استاد سیدمحمد محیط طباطبایی‌، ادیب معاصر، پدر تاریخ ایران است که وصیت کرده بود، تا به خاطر علاقه خاصی که به این برج و معماری آن داشته است‌، او را در پای این برج به خاک بسپارند . 14.00

چشمه علی:

قدمت چشمه علی به حدود ۸۰۰۰ سال پیش بر می‌گردد؛ زمانی که نخستین اجتماع در کنار چشمه‌ای دایمی واقع بربالای تپه ای گرد آمدند. نخستین نشانه‌های تمدن در چشمه علی، که شامل تپه باستانی‌، برج و باروهای قدیمی ری و چشمه زیرزمینی است،مربوط به تولید سفالینه‌های سرخ رنگ با نقش‌های سیاه یا قهوه‌ای سیر و تصاویری که بر آن نقش شده‌ می باشد. در کنار چشمه‌، تپه‌ای است که در کاوش‌ سال‌های ۱۹۳۴ و ۱۹۳۶ م، به رهبری اریک اشمیت که برای موزه هنرهای زیبای بوستون و فیلادلفیا در امریکا انجام شد، از آن آثاری به دست آمده است‌. قدیمی‌ترین شواهد موجود در این منطقه که به اوایل هزاره چهارم قبل از میلاد بر می‌گردد، سفالینه‌هایی است که ذکر آن رفت‌. این محل در هزاره سوم پیش از میلاد ناگهان متروک شد و دوباره از هزاره دوم مسکونی و آباد گشت‌. آثاری از عهد پارت‌ها (حصار معبد آناهیتا متعلق به آغاز عصر مسیحی‌)، ساسانی‌ها و اسلام تا عهد تیموریان نیز در این محل به دست آمده است‌. به استناد روایت‌های مختلف‌ مادر زرتشت نیز در این مکان متولد شده است‌. درباره آب چشمه گفته می‌شود که از جاجرود و قیطریه تأمین می‌شود و پس از گذر از راه‌های زیرزمینی‌، از دل تپه می‌جوشد.
چشمه علی به عنوان یک منطقه طبیعی شناخته شده است‌. برج و باروهای آن در هنگام استحکام به چهار تا پنج متر می‌رسید و سوراخ‌های دیده‌بانی و آتش‌دان داشته است که هنوز هم آثار آن باقی مانده است‌. اکنون حدود ۱۰۰ متر از دیوار آن بازسازی شده است‌. وجود نقش برجسته‌ای از فتح علیشاه ،در حال تاج‌گذاری‌، بر صخره مسلط بر آب‌های چشمه‌علی از ویژگی‌های منطقه است و آن را نباید با نقش برجسته‌ای که همین پادشاه را سوار بر اسب و در حال شکار نشان می‌دهد اشتباه کرد. قبلاً این نقش برجسته متعلق به دوران ساسانی‌ها بوده است‌.
نام چشمه به امام اول شیعیان باز می‌گردد که ساکنان اطراف آن در دوران اسلام بر آن نهادند. اما ایرانیان باستان این چشمه را سورنا می‌نامیدند؛ زیرا در کنار معبد آناهیتا قرار داشته است‌.

منبع اطلاعات: کتاب اول

تپه میل

با میل تپه اشتباه نشود.

تپه میل که از آن آتشکده بهرام و آتشکده ری نیز نام برده می‌شود از آثار دوره ساسانیان در شهر ری است. گمان می‌رود که این بنا آتشگاه بهرام گور بوده باشد.

در حدود ۱۲ کیلومتری جنوب شرقی شهر ری به سوی ورامین بر بلندای تپه‌ای پهناور در روستای قلعه‌نو بقایای کاخ یا آتشکده‌ای واقع است که به تپه میل مشهور گردیده و آن به سبب دو پایه بزرگ بنا می‌باشد که از دور شبیه به میل است.

جهت بنا به صورت شرقی و غربی است. در جبهه شرقی ایوانی با چهار ستون مدور بوده. بخشی از بنای آتشکده ری در زمان حمله اسکندر به ایران خراب شد و تنها قسمتی از بنای چهارطاقی و زیبای این آتشکده به صورت دو میل باقی ماند. بیشتر قسمت‌های غربی بنا از میان رفته، در بخش زیرین مجموعه یک راهروی کم پهنا وجود دارد که سراسر طول بنا را طی می‌کند. بقایای معماری تپه معماری میل دارای ساختاری، تشکل از گل، خشت، لاشه سنگ، گچ و از نظر دیرینگی متعلق به دوره ساسانیان (حدود ۱۸۰۰ سال پیش) است و به آتشکده بهرام گور نیز معروف است.

آنچه از پوشش بنا در زمان حاضر بر جاست، یک جفت قوس هلالی با نقطه بیضی است، در راستای محور اصلی تالار، راهروی کم عرض تونل مانندی سراسر طول تالار را از زیر طی می‌کند که از منتهی الیه غربی، راهروی هم عرض دیگری بر آن عمود می‌شود و ورودی اصلی راهروی زیرین در جبهه شرقی، زیر ایوان اصلی است.

نخستین بار در سال ‪ ۱۹۱۳‬میلادی «ژاک دومورگان» فرانسوی این آتشکده و سازه‌های پیرامون آن را مرمت کرد. این بنا در سال ‪ ۱۹۳۳‬توسط باستان‌شناس آمریکایی به نام اریک اشمیت مورد کاوش و حفاری قرار گرفت و اخیراً دکتر فیروزه شیبانی از ایران کار حفاری آن را پی‌گیری کرده‌است.

آرامگاه بی بی شهربانو

بی بی شهربانو نام آرامگاهی است در شهر ری. طبق کتیبه موجود در آن و باور مردم مقبره شهربانو همسر امام سوم شیعیان حسین بن علی و مادر امام چهارم شیعیان سجاد است[۱].

به عقیده برخی از کارشناسان به دلایلی همچون قرارگرفتن زیارتگاه بر فراز کوه، نزدیکی به چشمه، ویژگیهای معماری سنگی، اختصاص زیارت آن به زنان در برخی دوره‌ها، کاربرد واژه بانو و شهربانو برای ایزدبانوی آناهید و تشابه افسانه بی‌بی شهربانو با داستان زیارتگاه زرتشتی «بانوی پارس» در یزد، این بنا در اصل از نیایشگاه‌های آناهید، الهه آب‌ها و باروری و از پرستشگاه‌های زرتشتیان پیش از اسلام بوده‌است.[۲]


هسته اصلی بنای مزبور را در دوران ساسانی ساخته‌اند. از دیدگاه معماری قسمت گوشه جنوب شرقی آن که مشتمل بر بنای چهار گوش منظم و استوار سنگی با پوشش ضربی سنگ و آجری می‌باشد و از عهد آل بویه و حرم و اطاق طویل جنوبی آن از دوران ساسانی و دیوارهای خارجی صحن همزمان با بنای سنگی عهد آل بویه و عصر سلجوقیان می‌باشد. در سده‌های بعدی به وسیله احداث رواق و دیوارها و اطاق‌های مختلف و راهرو و... محوطه اصلی را به دو صحن تقسیم و به صورت کنونی درآورده‌اند. گنبد بقعه از عهد دیالمه است.

صندوق منبت روی قبر، حدیث‌های پیامبر اسلام و لقب‌های شهربانو را دربرداشته و تاریخ ۸۸۸ هجری قمری و نام بانی و سازندگان آن ذکر شده‌است.[۹][۱۰]

در منبت زیبایی از دوران شاه طهماسب در جنوب شرقی حرم که مدخل اصلی و قدیمی آن است قرار دارد. گچ بری‌ها و تزیینات دوره قاجاریه هم در این بقعه به چشم می‌خورد.[۵]

در این بقعه آثار تاریخی دیگری نیز وجود دارد.


از : ویکی پدیا

آیلندپیک

یادی از آیلندپیک ، منطقه هیمالیا ، کشور نپال ، فروردین 1390

و شکاف های عمیق ، مسیر پر اضطراب

و یادی از پل های مرتفع آن

و پل های طولانی آن

و شادمانی از دیدن  جاهایی که کمتر تصورش را می کردی

و تجربه ایی زیبا در منطقه هیمالیا ، بیس کمپ اورست ، صعود قلل چوگونگ و چوگونگری ، کالاپاتار و آیلندپیک


و خدا را شکر برای همه اراده ایی که در اراده کوهنوردان همگرا ساخته است