گردهمايي پيشكسوتان و مربيان استان تهران

گردهمايي پيشكسوتان و مربيان استان تهران برگزار مي شود

يادبود زنده ياد فرشاد خليلي خوشه مهر

به اطلاع مي رساند هيئت كوه نوردي و صعودهاي ورزشي استان تهران در نظر دارد گردهمايي پيشكسوتان و مربيان استان تهران را با حضور كليه پيشكسوتان، مدرسان و مربيان رشته هاي مختلف كوه نوردي و صعودهاي ورزشي (آقايان و بانوان) را در روز يكشنبه 5 ارديبهشت ماه 89 برگزار نمايد.
بدينوسيله از مربيان و پيشكسوتان هيئت ها، حوزه ها، باشگاه ها و گروه هاي استان تهران دعوت مي گردد تا در اين مراسم حضور بهم رسانند.


اين برنامه در دو بخش برگزار خواهد شد:
بخش اول – پيشكسوتان از ساعت 16:00 الي 17:30
  - معرفي كارگروه پيشكسوتان و اهداف آن
  - مشكلات و موانع پيش رو
بخش دوم – مربيان از ساعت 17:30 الي 20:00
  - گزارش عملكرد كار گروه هاي مربروط
  - يادبود مرحوم فرشاد خليلي خوشه مهر
  - اهميت بخشنامه ها و دستورالعنل ها در اجراي مطلوب دوره ها
مكان: خيابان شريعتي – نرسيده به پل سيدخندان – پارك انديشه – فرهنگسراي انديشه – سالن اجتماعات

زمان: روز يكشنبه مورخ 5 ارديبهشت 1389 از ساعت 16:00 الي 20:00

از : سايت هيئت كوهنوردي استان تهران

گزارش مرنجاب توسط يكي از دوستان شركت كننده در برنامه

با سلام به دوستان
خوب ديدم تا گزارش كامل در سايت قرار بگيره ممكنه حوصله تون سر بره يا عجله داشته باشيد ، براي همين گزارش يكي از دوستان ( آقاي جلال رحيم پور )  را  ضمن تشكر از ايشون عيناً از وبلاگ صفاي دل تقديم حضورتان مي نمايم ،‌اميدوار هستم كه مورد پسند و استفاده شما بزرگواران قرار بگيره ،‌بنده همراه با آقاي نوروزي ،‌ پسرش و آقاي حسن پور زودتر از بقيه دوستان در منطقه حضور پيدا كرده بوديم ،‌جهت برپايي چادرها و نيز بازديد از رمل ها ،‌ و مناطقي كه بايد مورد بازديد عزيزان قرار مي گرفت ، متعاقباً گزارش مفصل تري تقديم حضورتان خواهد شد .
فعلا

این برنامه در پنجشنبه و جمعه مورخ 26و27/1/ 89 و به سرپرستی آقای غريب زاد و با حضور همکاران پژوهشکده مهندسی و خانواده هايشان (جمعاً 117 نفر)  برگزار شد.

محل قرار ساعت 13:30 در پژوهشکده مهندسی بود که همکاران با خانواده هايشان در کنار درياچه حضور پيدا کردند و بعد از سپری کردن اوقاتی در کنار درياچه و گشت و گذار و عکس يادگاری گرفتن در ساعت 15:30 به همراه سه دستگاه اتوبوس و 5 دستگاه سواری حرکت کرديم.

ساعت 18:15 از عوارضی تهران- قم به سمت کاشان حرکت کردیم و پس از حدود 2ساعت به کاشان رسیدیم و از میدان اصلی کاشان به سمت شهرستان آران و بیدگل رفتیم.

آران و بیدگل در 8 کیاومتری کاشان واقع است. بعد از رسیدن به آنجا از مسیر بلوار عاملی به امام زاده هلال ابن علی رسیدیم و پس از خواندن نماز و صرف شام میدان را به سمت چپ رفتیم ( تابلو: به سمت کویر مرنجاب) و پس از چند دقیقه به یک سه راهی رسیدیم و مسیر مستقیم را که جاده خاکی بود، ادامه دادیم در ادامه مسیر خاکی بعد از 5 دقیقه، به یک دو راهی رسیدیم و مسیر سمت چپ را ادامه دادیم. از ابتدای جاده خاکی تا کاروانسرا 41کیلومتر (چون بنده به همراه خانواده با سواری بوديم دقيقاً کيلومتر را يادداشت کردم) جاده خاکی بود.

ساعت 23:30 به کاروانسرا رسیدیم. شایان ذکر است که در گروه های زیادی نيز به آنجا آمده بودند برخی با ماشین شخصی و برخی با مینی بوس و اتوبوس و متوجه شدیم که در بین آنها یک گروه از دانشجویان نيز برای بازدید از کویر آمده بودند.

 پس از بر پا کردن چادر و کمی گشت و گذار, از کاروانسرا دیدن کردیم. روی در کاروانسرا زده بود: با لبخند وارد شوید. و در داخل آن کوزه‏ای قدیمی به چشم می خورد.

در ادامه بعضی از دوستان (آقايان مصطفوی و ياوری و ....)  پس از برپا کردن آتش در فاصله کمی از چادرها, شروع به گفتگو و خواندن آواز کردند که تا حدود ساعت 3 بامداد ادامه داشت. و بقيه نفرات هم در داخل چادرهای خود استراحت کردند (البته با اين سروصدايي که دوستان خارج از چادرها ايجاد کرده بودند عملاً ديگران هم بيدار بودند).

ساعت 7صبح جمعه تقريباً همگی بيدار بودند و پس از صرف صبحانه به سمت تپه های شنی حرکت کرديم. این مسیر 6 کیلومتر بود و یکی از چیزهای جالبی که در آنجا دیدیم پس از 10 دقیقه در سمت راست جاده چاهی بود به اسم "چاه دست کن" که در واقع در یک و نیم متری عمق زمین در وسط بیابان به آب شیرین رسیده بودند.

حدود ساعت 9 صبح به پایین تپه های شنی رسیدیم و وسایل مورد نیاز را برداشتیم و حرکت کردیم. هرکس یک مسیر را انتخاب کرد برای بالا رفتن از تپه (مسیر تا بالای تپه حدودا 40 متر بود)، ولی به خاطر شرایط مسیر در ازای هر دو قدمی که بالا می رفتیم یک قدم پایین می آمدیم و در نهایت تقريباً همه نفرات به بالا رسیدند. در بالای تپه تقریبا همه جای کویر دیده می شد و باد خنک و ملايمی نيز می وزید (که برخلاف انتظار همه بود). پس از حدود 45 دقيقه گذراندن در بالای تپه شنی و گرفتن عکس يادگاری و خواندن سرود ای ايران به سمت پايين تپه حرکت کرديم.
  بعد از پایین آمدن از تپه ساعت 11 دوباره با ماشین حرکت کردیم و مسافتی حدود 15 کیلومتر را طی کردیم و  به دریاچه نمک رسيديم. زمین بسیار جالب و دیدنی و کاملاً پوشيده از نمک بود. بعد از حدود 20 دقيقه توقف در درياچه نمک به سمت کاشان حرکت کرديم. گفتنی است که در راه شترهای زیادی دیدیم و البته عکس های زیاد و گاه جالب هم گرفتیم. یک جا در کنار جاده یک شتر ایستاده بود و ما برای عکس گرفتن در فاصله کمی از آن ایستادیم بعد از چند عکس، دوباره ادامه دادیم و ساعت 14 در رستورانی در کاشان به صرف ناهار پياده شديم . پس از صرف ناهار بعضی از اعضای گروه که با اتومبيل شخصی آمده بودند از گروه جدا شده و به سمت تهران حرکت کردند. و گروه  نيز به باغ فين کاشان رفتند. من نيز به همراه خانواده پس از استراحتی در يکی از پارک های کاشان به سمت تهران حرکت کردم و ساعت 21 به منزل رسيدم.


برنامه كوير نوردي مرنجاب اجرا شد

با نام خدا و سپاس از خداوند متعال كه عنايت فرمود  تا بتوانيم برنامه ايي خانوادگي با استعداد 120 نفر در كوير مرنجاب واقع در شهرستان آران و بيدگل كاشان را طي روزهاي پنجشنبه 26 و جمعه 27 فروردين ماه 1389 با موفقيت به اجرا در آوريم .
طبيعت كوير هميشه جاذبه هاي خاص خود را دارد ، حركت با سه دستگاه اتوبوس ولوو و پنج دستگاه خودرو سواري از پژوهشكده مهندسي جهاد كشاورزي واقع در كيلومتر 16 جاده قديم كرج آغاز شد ، شب ماني در مجاور كاروانسراي مرنجاب يكي از كاروانسراهاي جاده ابريشم و برپايي 33 چادر در يك مكان و ديدن طلوع خورشيد از بام قلعه يا كاروانسراي مرنجاب ، ديدن آسمان پر ستاره در آسمان كوير و مشاهده با تلسكوپ و صميمت و دوستي هاي سفره صبحانه دسته جمعي لحظات شيرين همكاران و خانواده هاي محترم شان بود كه با حمايت مسولين محترم پژوهشكده مهندسي جهاد كشاورزي شكل گرفت .

براي ديدن تصاوير بيشتر و گزارش كامل 

منتظر باشيد

 

خاطرات كوهستان

به نام آفريننده زيبايي ها

توجه كرده ايم نياز به تاكيد نيست ،
ثانیه ها میگذرند دقیقه ها از پس ثانیه ها میگذرند و ساعت ها در پس دقیقه ها

روز ها و هفته ها و ماه هم میگذرند

سال ها و حتی قرن ها هم میگذرند ، به پشت سر نگاهي مي اندازيم ، گويي زمان خيلي با سرعت گذر كرده است . خاطرات از بيست يا سي سال پيش مي خواهيم مي گويد انگار همين ديروز بود ....

و این خاطرات زیبای ماست که در دل کوه های پر غرور و سر به فلک کشیده ، دشت هاي پهناور ، كوير مقاوم و ..... باقی می ماند....

چشم کوچک است برای دیدن .
گوش کوچک است برای شنیدن .
زبان کوچک است برای گفتن .
عقل کوچک است برای اندیشیدن .
دل هم کوچک است برا ی عاشق شدن . . .
تلاشی کن که با تمام وجود ببینی , بشنوی , بگویی , بیاندیشی و ... عاشق شوی!

گزارش نويسي در كوهنوردي

مقدمه: در تعريف گزارش می گويند " گزارش انتقال پاره ای از اطلاعات است به کسی که از آن بی اطلاع است و يا آگاهی کافی ندارد." اين تعريف اگر در جايی ديگر کامل نباشد در دنيای کوهنوردی تعريف کاملی است. در منطقه ای که کمتر شناخته شده است, برنامه ای اجرا کرده ايم. زيبا بودن مناظر, بکر بودن منطقه يا ويژگی ديگری اين انگيزه را در ما ايجاد می کند که کوهنوردان ديگر را تشويق کنيم, مشابه اين برنامه را اجرا کنند. لذا نوشتن گزارش لازم می آيد, اما چه موقع بايد نوشت؟ چقدر بايد نوشت؟ و چه بايد نوشت؟
 
 
چه موقع بايد نوشت؟
گزارش نويسی سه مرحله دارد که عبارتند از :
Ø     کسب آگاهی قبل از اجرای برنامه.
Ø     مشاهده و بررسی هنگام اجرای برنامه.
Ø     اصلاح پس از برنامه
 
کسب آگاهی قبل از برنامه مشتمل است بر خواندن تمام گزارش های قبلی, ديدن کروکی و نقشه و گفتگو با اشخاصی که برنامه موردنظر را قبلا اجرا کرده اند.به اين ترتيب قبل از اجرای برنامه, تصويری ذهنی از برنامه ساخته ايم. منابع موجود که به طور معمول می تواند مورد استفاده قرار گيرد عبارتند از :
1. مجموعه گزارش برنامه ها در بايگانی گروه
2.  نقشه های کوهنوردی و کروکی های تهيه شده توسط کوهنوردان ,باشگاهها و سازمانهای کوهنوردی
3.  گزارش برنامه های موجود در سايتهای اينترنتی گروههای کوهنوردی
پس از کسب آگاهی, تصويری از برنامه ساخته ايم. مرحله بعد يعنی هنگام اجرای برنامه, زمان مشاهده و بررسی اين تصوير است. گزارش نويس در اين مرحله درستی يا نادرستی داده ها را مشخص می کندو پس از آن زمان نوشتن گزارش تمام اصلاحات را  بطور دقيق در آن وارد می کند.
 
چقدر بايد نوشت؟
نه آنقدر کوتاه که خواننده متوجه مقصود ما نشود و نه آنقدر بلند که از خواندن آن منصرف شود
 
چه بايد نوشت؟
1.  عنوان برنامه  [ راهپيمايی, کوهپيمايی, صعود قله, ديواره, غارنوردی, جنگل نوردی, صحرا نوردی,برنامه شناسايی, برنامه پاکسازی, برنامه آموزشی و . . . ]
2.  نام کوه  [ نام اصلی, نامهای ديگر قله و  وجه تسميه]
3.  ارتفاع قله
ذکر ارتفاع مبدأ صعود, نقاط مهم بين راه, گردنه ها, قله های فرعی و قله اصلی در گزارش لازم است. GPS , ارتفاع سنج و نقشه های توپوگرافی تجهيزات مناسبی برای مسيريابی و يافتن ارتفاع نقاط هستند. برای بعضی که به نقشه خوانی مسلط هستند, نقشه های توپوگرافی اصل و ارتفاع سنج مکمل است. ارتفاع سنج  ممکن است تحت عواملی اشتباه کند ولی نقشه های توپوگرافی دقيق هستند. البته GPS  نسبت به ساير روشها خطای بسيار کمتری دارد.
4.  موقعيت جغرافيايی
4.1.   قله در چه استان واقع است؟
4.2.   نزديکترين شهر مهم به آن چيست و چند کيلومتر با آن فاصله دارد؟
4.3.   روستاهای اطراف کوه چه نام دارند و در چه جهتی نسبت به کوه قرار دارند؟
4.4.   قله در کدام طول و عرض جغرافيايي قرار دارد؟
4.5.   کوه مورد نظر در چه رشته کوهی واقع است و از جهات مختلف به چه رشته کوههايی متصل می شود؟
4.6.    از جهات مختلف به چه کوههايی متصل می شود؟
4.7.   کوه مزبور در کدام حوضه آبريز قرار دارد؟
5.  نحوه دستيابی به منطقه و وسايل نقليه جهت دسترسی به منطقه
5.1.   از چند راه می توان به مبدأ صعود رسيد؟
5.1.   نام روستاها و آباديهايی که در طول مسيرقرار دارند و فاصله ( مسافتی يا زمانی ) بين آنها  ؟
5.2.   وضعيت راهها به لحاظ آسفالت, خاکی, جيپ رو و . . .
5.3.   وضعيت راهها در فصول مختلف.
5.4.   نوع, ساعت حرکت, مبدأ حرکت و نرخ وسايل نقليه عمومی جهت دستيابی به منطقه.
5.5.   نوع, ساعت حرکت, مبدأ حرکت و نرخ وسايل نقليه عمومی جهت بازگشت.
 
6.  توصيف شهر, آبادی يا روستاهای منطقه
6.1. امکاناتی مانند برق,آب لوله کشی, تلفن راه دور, آنتن دهی موبايل, درمانگاه, حمام, مدرسه,  مسجد, پاسگاه يا پليس راه,  وجود مغازه و فروشگاه , نانوايی  
6.2.   زبان, مذهب,وضعيت معيشتی واقتصادی ساکنين ونحوه برخورد با کوهنوردان و صنايع دستی و سوغات
6.3. نقاط ديدنی, کتيبه ها و بناهای قديمی, درياچه ها, پارکهای ملی, مناطق حفاظت شده
7)   مسير قله
7.1.    از چند جبهه و چند مسير می توان به قله صعود کرد و مبدأ صعود آنها کدام است ؟
7.2.   مسيرهای صعود نشده  آن کدام است؟
7.3.   توصيف چشم اندازها و ديدمنطقه [قلل و مناطقی که از روی ارتفاعات ديده می شوند, اولين نقطه ای که قله ديده می شود]
7.4.   وضعيت مسير [ميزان برف در طول مسير, مناطق بهمن خيز, مناطقی که خطر ريزش سنگ دارند, مناطق باتلاقی يا گلی]
7.5.    تحليل وضعيت منطقه جهت اجرای برنامه در فصول مختلف ,مسيرهای صعود زمستانی و تابستانی و بهترين زمان صعود
7.6.   عکس و اسلايد  و کروکی از منطقه
8)   زمانبندی صعود وفرود
9)   توصيف جغرافياي تاريخی منطقه
10)  توصيف جغرافياي طبيعی منطقه  [پوشش گياهی و جانوری, يخچال طبيعی, رودخانه,جنگل, ساختار کوههای منطقه]
11)  توصيف پناهگاهها و جانپناههای منطقه و محلهای کمپ  [ از لحاظ موقعيت و ارتفاع و وضعيت جانپناه و ظرفيت آن ]
12)  وضعيت آب آشاميدنی  [رودخانه,چشمه,حوضچه آب,پهنه برف, برکه و آخرين نقطه ای که می توان آب برداشت.]
13)  شرايط جوی منطقه ( در اين برنامه و در حالت کلی )  [از لحاظ بارش برف يا باران, مه, آفتاب, باد]
14)  اولين صعود- صعودهای شاخص
پيدا کردن اولين صعود در ايران کار آسانی نيست چرا که گزارش نويسی در بين کوهنوردان ايرانی جاافتاده نيست. نوشتن تاريخچه ای از اولين صعود و صعودهای شاخص کامل کننده يک گزارش خوب است. گفتگوبا کوهنوردان قديمی, مراجعه به فدراسيون و سازمانهای کوهنوردی قديمی و استفاده از بايگانی گزارشها در اين مورد لازم است.
15)  شرايط برنامه و تيم  [مناسبت اجرای برنامه, سر پرست برنامه, نفرات برنامه, تعداد نفرات, شرايط شرکت در برنامه, برنامه های آمادگی, وسايل فنی موردنياز, تاريخ اجرای برنامه, مبدا حرکت و هزينه های برنامه . . . ]
16)  توضيحات  [ وقايع خوشايند و ناخوشايند در طول اجرای برنامه و . . . ]
17)  تذکرات و نکات مهم در ارتباط با اجرای برنامه
18)  راهنمايان محلی
آدرس, شماره تلفن و مشخصات نفراتی که می توانند به عنوان راهنمای منطقه اطلاعات داشته باشند يا افراد محلی که می توانند در منطقه به کوهنوردان کمک کنند يا حيوانات چهارپا در اختيار کوهنوردان قرار دهند. (درصورت تمايل اين افراد)

از : كوهنوردي

اين هفته كوير مرنجاب

اين هفته برنامه خانوادگي كوير نوردي در مرنجاب خواهيم داشت ،‌ براي اين برنامه سه دستگاه اتوبوس و چهار دستگاه سواري در نظر گرفته شده است . اميدوارم كه برنامه خوبي باشه و به همراهان خوش بگذره ،‌ تلاش ما براي برگزاري برنامه سبك كوير نوردي است و آشنايي عزيزان با منطقه كوير مرنجاب و كاروانسراي مرنجاب و درياچه نمك ، كه بي شك يكي از مناطق جالب و نزديك به تهران مي باشد .
به بهانه اين برنامه مطلب زير در خصوص تجهيزات سفر تقديم حضور عزيزان مي گردد . اميدوار هستم مورد توجه و عنايت شما بزرگواران قرار بگيره 

بفرماييد .......................

در فعالیتهای کویر نوردی ضروري است برخی وسایل همواره همراه فرد باشد . این وسایل می توانند در مواقع اضطراری کارساز باشند . مناطق کویری به علت دارا بودن طبیعت خشن قابل پیش بینی نیستند . چه بسا سفری که برای 2 روز برنامه ریزی شده بدلیل شرایط نا مناسب جوی و یا زمینی تا یک هفته به درازا بکشد . از این رو همواره باید آماده برخورد با خطرات احتمالی بود .

وسایل و تجهیزات سفر به مناطق کویری به چند بخش تقسیم می شوند .
بخش اول وسایلی هستند که جدا از مدت زمان سفر , منطقه مورد بازدید و ... همواره باید همراه هر طبیعت گردی باشند .
دسته دوم وسایلی هستند که در سفرهای طولانی (2 روز به بالا ) و حرفه ای مورد استفاده قرار می گیرند . در اینجا به پاره ای از این تجهیزات اشاره می شود :


کوله پشتی
کرم های ضد آفتاب
پوشش مناسب
کیسه خواب
دوربینهای چشمی و شکاری
کیت مار گزیدگی
کیسه بقا
عینک آفتابی
چادر
جوراب
تجهیزات ضروری سفر به کویر
تجهیزات حرفه ای سفر به کویر
وسایل جهت یابی
بادگیر
وسایل روشن کردن آتش
وسايل گرمایش در کمپینگ
گاز پيک نيک و سوخت
کفش
کلاه
کمربند
چراغ قوه
چاقو
عينک هاي آفتابي
تصفيه کننده آب
کبریت
جعبه کمکهای اولیه
تلفن ماهواره ای ثریا
سوزن و نخ
یک تکه تیوب
شلوارهای نخی

کامپیوتر و کوه‌نوردی

مقاله زير توسط آقاي جعفر سپهری تهيه و در سايت انجمن كوهنوردان درج گرديده است . با اجازه ايشون عيناً تقديم حضورتان مي گردد . اميدوارم كه با بكارگيري تجهيزات نوين ، كوهنوردي ايمن و كم خطر را در پيش رو داشته باشيم ، نكته ايي كه مي خواستم خدمت دوستان كوهنورد عرض نمايم جدي گرفتن آموزش هاي كوهنوردي و بكارگيري تجهيزات روز در كوهنوردي مي باشد كه شايد استفاده از ابزارآلات كوهنوردي هنوز  در برنامه هاي كوهنوردي عمومي نشده است .
علمي شدن بسيار از ورزش ها از جمله كوهنوردي ما را بر آن مي دارد تا اطلاعات و دانش خود را به روز  نماييم .

کامپیوتر در عمر تقريباً كوتاه خود (نزدیک به ۶۰ سال)، در بسياری از قلمروهای زندگی چنان تاثيرات ژرف و شگرفی برجاگذاشته كه امروز روز، تصور نبود آنها تقريباً غيرممكن است. كوهنوردی يكی از اين حوزه‌هاست كه در موارد زير از مزايای كامپيوتر بهره می‌برد:

۱.    انجام محاسبات سنگين رياضی در زمان بسيار کم، جهت پيش‌بينی وضع هوا و توفان‌ها. توفان‌ها،

در هر مقياس جوی که باشند، برای کوهنوردان خطرناکند و ایشان بايد خود را از مسير آن دور نگاه دارند. اينک با کمک داده‌های ماهواره‌ای و داده‌های ايستگاه‌های سطحی، و پس از انجام محاسبات بسيار سنگين رياضی می‌توان اوضاع جوی و حرکت توفان‌ها را به دقت بسيار محاسبه نمود. انجام چنين محاسبات سنگينی در مباحث رياضی، تنها در توان کامپيوترهای پيشرفته است.

۲.    فرآهم نمودن اطلاعات مورد نياز برای کوهنوردان.
يك کوهنورد بايد اطلاعات مورد نياز، مانند وضعیت جوی، موقعیت مکانی و ... را همواره در دسترس داشته باشد. اين اطلاعات نيازمند محاسبات پيچيده‌ای است كه بايد در اسرع وقت و كمترين زمان فراهم شود. اين كار هم تنها از عهده كامپيوترها بر ميیآيد كه دارای قدرت محاسباتی و توان پردازشی بسيار بالايی هستند.
۳ .    ارتباطات به ويژه در رابطه با انتقال تصاوير از وضعیت جوی.
تصور تلفن همراه، جی‌پی‌اس، دوربین دیجیتال و ... بدون استفاده از کامپیوتر غیر ممکن است. مخابرات پیشرفته امروز تنها با کمک کامپیوتر امکان‌پذیر است.  همچنین  برای درک شرايط محيطی کوهستان، هيچ چيزی روشن‌كننده‌تر و بهتر از يک عكس نيست. تصاویر در ارتباط با وضعیت جوی همگی به وسيله كامپيوترها پردازش می‌شوند. دستگاه‌های هواشناسی قابل حمل‌ونقل pms ، انواع دماسنج، فشارسنج و ... همگی متاثر از فناوری کامپیوتر هستند. 

۴ .    شبيه‌سازی بهمن، تندباد، تلاطم و دیگر خطرات.
شبيه‌سازی کوهنوردی يكی از وظايف نوین كامپيوترها است. تجربه کوهنوردان پیش‌کسوت، در کنار معادلات پیچیده ریاضی، آموزش کوه‌نوردان کم‌تجربه را سامان می‌بخشد. اینکه در هنگام بهمن، تلاطم در هوای صاف، تندباد و ... چه اتفاقی می‌تواند برای شما رخ دهد، تنها توسط شبیه‌سازی ممکن است. یک کوه‌نورد در تمرینی اینچنین می‌تواند با انواع خطرات مواجه شود و بدون اینکه خطری او را واقعاً تهدید کند، آموزش‌های مورد نیاز را کسب کند.

۵ .    كنترل ماهواره‌ای گروه‌ها و هماهنگی آنها با یک‌دیگر.
در صعودهای دشوار، کوهنوردان هميشه بايد با ماهواره‌ها در ارتباط باشند و در صورت لزوم جهت حرکت خود را تغيير بدهند. انجام محاسبات مربوط به كنترل گروه‌ها و هماهنگ كردن آنها با یکدیگر نیز بر عهده كامپيوترهاست.
۶ .    پيدا كردن مختصات دقیق کوهنوردان.
پيدا كردن مختصات مکانی يک کوهنورد، به ویژه اگر گم شده باشد، نيازمند محاسبات پيچيده و سنگينی است. انجام اين محاسبات بدون استفاده از كامپيوتر، ماه‌ها طول می‌كشد. در حاليكه با كمك كامپيوتر می‌توانيم در ظرف چند دقيقه و با دقتی بسيار بالا، اطلاعات مورد نياز خود را در دست داشته باشيم.

۷ .    طراحی، ساخت و آزمايش ابزار‌های نوین کوهنوردی.
پيش از ساختن يک ابزار و یا تغییر آلیاژ آن، بايد مدل‌هايی از آن ساخته و آزمايش شود. ساختن مدل‌ها نياز به هزينه گزافی داشته و زمان زيادی می‌برد. با شبيه‌سازی به وسيله كامپيوتر، در زمان و هزينه به مقدار زيادی صرفه جويی شده و از خطرهايی كه در اين مسير وجود دارد جلوگيری می‌شود. 

۸.    آزمايش‌هايی به ويژه در مکان‌هایی که فرستادن انسان به آنجا بسیار خطرناک و یا غیرممکن است.
هرگونه آزمايشی که وجود انسان در آنها خطرناک، پرهزينه و يا غيرممکن است تنها توسط کامپيوترها و ابزارهايی که توسط آن کنترل می‌شوند، امکان‌پذير است. نمونه روشن آن فرستادن روبوت‌ها به کوه‌های آتشفشان جهت بررسی، آزمایش و گرفتن عکس و فیلم است. معروف‌ترین این روبوت‌های کوهنورد، "آتنا" بود که کوه آتشفشانی "وزوو" را مورد بررسی قرار داد. هم‌چنین روبوت‌های مریخ‌نورد "روح " و "فرصت " که برای حرکت بر روی سطح ناهموار سیاره مریخ (بهرام) ساخته شدند، پیشاپیش آزمون کوهنوردی خود را بر روی زمین پس داده بودند.

با توجه به اين مسايل و مشكلات است كه ما مي‌بينيم فناوري نوین علوم کوهنوردي تنها با یاری كامپيوتر امكان رشد و پيشرفت داشته و با كمك كامپيوتراست كه امروزه کوهنوردان با ايمنی بیشتری به کوهستان می‌روند و اطلاعات گسترده‌ای از کوهستان‌ها داريم. چنين گنجينه دانشی که ما امروزه از دانش هواشناسی و پيش‌بينی توفان‌ها داريم بدون کمک رايانه تصورناپذير و غير ممکن بود.

صعود قله خونکهار نیمه تمام ماند

روز جمعه ۲۰ فروردین ماه ۱۳۸۹ جهت صعود به قله خونکهار در جاده چالوس همراه با گروه کوهنوردی شقایق کرج به سرپرستی آقای اکبر هرمزجانی و همنوردان گروه پژوهشکده مهندسی آقایان محمدرضا یاوری ، غلامرضا اینانلو و بنده همراه شدیم .
ساعت ۶ صبح در مقابل مسجد جامع کرج جمع شدیم ، با یک مینی بوس و تعداد ۲۱ نفر ، خوب مینی بوس ۱۸ نفره بود و سه نفر اضافی ، باید یک ساعتی رو فشرده می نشستیم ، دلیل این امر هم دعوت آقای هرمز جانی از ما بود . زمانی که من برنامه را با اکبر آقا چک کردم ایشون گفتن حدود ۱۲ نفر ثبت نام کرده که ما هم دو نفر اعلام آمادگی قطعی کردیم ولی نهایتاً آقای اینانلو هم به ما پیوست که با جمع آنها می شدیم ۱۵ نفر ولی خوب تعداد اونا زیاد شد .
ساعت حدود شش و ربع براه افتادیم ، در جاده چالوس پس از دیواره پل خواب از جاده چالوس به سمت چپ ( غرب ) جدا شدیم و به سمت روستای نشت رود وارد شدیم ، جاده آسفالته و عرض جاده باریک بود ، به دلیل بارش شب قبل ریزش سنگ روی برخی قسمت های جاده را گرفته بود و مینی بوس از میان سنگ های کوچکی که روی جاده آمده بود مارپیچی عبور می کرد و در یک جا نیز دوستانی از مینی بوس پیاده شده و سنگ ها را از جاده جابجا نمودند . هوای صبحگاهی ابری و گاهی نم باران ، اوضاع جوی متغییر را نوید می داد . پس از بارندگی در برنامه هایی که مبداء صعود روستا می باشد باید به این مسئله توجه شود که گرفتگی جاده و آب گرفتگی یا شسته شدن بخش هایی از جاده محتمل به نظر می رسد .
پس از روستای نشت رود به روستای ورزن رسیدیم ، ساعت هفت و بیست و پنج دقیقه و بارش باران شدیدتر شده بود ، همنوردان بادگیر ، گرتکس و حتی پالتوهای نایلنی خویش را به تن کردند ، در امتداد غرب از یال منتهی به روستا صعودمان را آغاز کردیم . اولین چیزی که قبل از صعود به آن برخورد نمودیم ، عبور از رودخانه نسبتاً با عرض زیاد و دبی آب بالایی بود ، که یک تیکه چوب بلند را روی آن مستقر نموده و همگی عبور نمودیم ، همین مسیر را در بازگشت با کمک طناب انفرادی ( یکی از کاربردهای طناب انفرادی در برنامه ) عبور نمودیم .

بارش باران ادامه داشت و چسبندگی کفش ها به گل و دشوار حرکت ادامه داشت ، پس از یک ساعت استراحت کوتاهی در مسیر داشتیم که پس از این بارش شدید تگرگ ، که با خروج از روستا آغاز شده بود شدت یافت ، دور هم جمع شدیم و در جا استراحتی داشتیم که توضیحات یکی از دوستان فنی گروه مبنی بر گرفتن کوله در بالای سر هنگام تگرگ شدید بود .
دانه های تگرگ درشت و درشتر می شد ، دوستانی که دستکش نداشتند ضربات دانه های درشت تگرگ موجب آزار و اذیت شان می شد . کوهستان در عین زیبایی و هوایی مفرح گه گاهی بسیار خطرناک نشان می داد .
حدود دونیم ساعت از حرکت مان می گذشت که شرایط نامساعده سرپرست را جهت بازگشت مجاب نمود ، حرکت ابرهای و بارش باران فضایی بسیار دل انگیز را ایجاد کرده بود . بارش باران و تگرگ مانع استفاده دوربین و تهیه عکس می شد .
ولی پس از بازگشت در قسمت های پایین تر اقدام به تهیه عکس نمودیم ،مسیر بازگشت با سرعت بیشتر صورت گرفت و در ورودی روستا بدلیل بارش شدید باران وارد یک ویلای شخصی شدیم و از بالکن آن جهت صرف صبحانه ( وناهار) استفاده کردیم ، بدلیل اینکه کفش ها کاملاً گلی بود، دوستان کفش های خود را درآورده و در بالکن مستقر شدند ، خیس شدن لباس و وزش باد باعث شده بود که بچه احساس سرمای شدیدی داشته باشند ولی با خوردن چای و نوشیدنی های گرم ، از ارتعاشات فک و جمع شدگی دستها در اثر سرما کمی کاسته شد .
چون برنامه کمی زودتر نیمه کار تمام می شد تصمیم گرفته شد تا پل خواب از جاده روستای پیاده گردیم که در مسیر بازگشت آبشارهای متعدد و پر آبی خود نمایی می کرد وفضای روستاهای بین مسیر واقعاً رویایی شده بود  .

در ساعت دوازده و نیم سوار مینی بوس شده و به سمت کرج حرکت کردیم ، و در ساعت ۱۳ به کرج رسیده و پایان برنامه .

چند نکته :
۱- هنگام بارش باران و بدلیل سنگ چین بودن مسیرهای روی یال ، حتی المقدور از خط الراسی نظامی ( کمی پایین تر از خط الراس جغرافیایی ) حرکت نمایید .
۲-در هنگام تگرگ ، به صورت دایره ایی موقع توقف جمع شده و از کوله ها برای محافظت سرو صورت خود استفاده نمایید . ( اگه دانه های تگرگ درشت باشه آسیب شدید وارد می کنه ، قبول بفرمایید )
۳- طناب انفرادی یکی از وسایل ضروری است که در این برنامه هنگام عبور از رودخانه مورد استفاده قرار گرفت .
۴- داشتن جی پی اس ، یا قطب نما در شرایط ابری کمک بسیار زیادی خواهد نمود .
۵- برای روشن کردن آتش ، روزنامه خشک همراه داشته باشید


شاد و با نشاط باشید

بلدرينگ چيست ؟

کلا” ورزش سنگنوردی به سه بخش تقسیم می شود:

۱- صعود سختی مسیر (بلند)

۲- صعود سرعتی

۳- صعود بلدرینگ (قدرتی)

صعود بلدرینگ: معمولا” دیواره های مورد استفاده در این روش بلند نمی باشد، ولی مسیر آن فوق العاده مشکل و سخت است، عبور از مسیر بلدرینگ قدرت بدنی، تکنیک و تمرکز بالایی می خواهد.

در این روش معمولا” سنگنوردان به خاطر ارتفاع کمی که با سطح زمین دارند، (بین ۱ الی ۴ متر) بدون وسایل و ابزار های حمایتی صعود می کنند.

در روش بلدرینگ سختی مسیر دارای درجات متفاوتی می باشند .این روش معمولا” در سنگنوردان به نام بلدر معروف است.

در زیر عکس های متفاوتی از سنگنوردان مشاهده می کنید که به روش بلدرینگ صعود می کنند:

24.jpg

 

81.jpg

 

61.jpg

 

41.jpg

از: پايگاه اطلاع رساني كوهستان مشهد

نرم افزار تحليل بهمن و ريزش سنگ

سلام دوستان ، مطلب زير رو در يكي از وبلاگ هاي دوستان ديدم ، بسيار جالب بود كه نرم افزاري در خصوص تحليل بهمن و ريزش سنگ طراحي شده است . همانطور كه مي دونيد كوهنوردي يكي از رشته هايي ورزشي است كه مانند ساير رشته ها علمي شده است و اين مهم به عهده ماست كه از امكانات روز در راستاي ارتقاي رشته جذاب كوهنوردي استفاده نماييم .
بكار گيري سيستم هاي جهاني GPS و GIS  و تكنيك هاي نرم افزاري مي تواند كمك بزرگي براي ايمني كوهنوردان باشد . لازم نيست تمام كوهنوردان اين امكانات را در اختيار داشته باشند بلكه اگر مكاني براي تحقيقات روز كوهنوردي توسط مراجع ذيربط همانند فدراسيون كوهنوردي ايجاد نمايد كافي است و كوهنوردان مي توانند در صورت نياز از اطلاعات آن بهره مند شوند ، مانند اطلاعات هواشناسي و امثال آن

اين نرم افزار با کمک سامانه هاي اطلاعات جغرافيايي (GIS) در واقع براي آناليز ريزشهاي توده اي ايجاد شده بود اما به تازگي قابليت شبيه سازي بهمن برف هم به اين نرم افزار افزوده شده. نرم افزار مي تونه محلهاي خطرناك كوه رو شناسايي كنه و حتي عمق جريان (سيلاب يا بهمن) رو در نقاط مختلف تخمين بزنه. در شبيه سازي توسط اين نرم افزار حتی عوامل مقاومت كننده اي مثل جنگل، يا سد و ... هم در نظر گرفته می شه.

شايد بگين ديگه الان مشخصه كجاها خطر بهمن دارن اما من می گم درسته که اين تفكر شايد به عنوان يك ديدگاه كلي مفيده اما جواب دقيقي به ما نمي ده كه مثلا اين ۱۰ سانتيمتر برفي كه اومده تا چه حد مي تونه بهمن زا باشه؟ طبعا جواب اين سئوال وقتي ميزان برف تغيير كنه ثابت نخواهد ماند! به اين ترتيب مي شه به كمك پيش بيني هاي وضع هوا يك ديد تقريبي هم به مناطق كوهستاني از لحاظ خطر بهمن زايي داشت.

چه خوبه اگر سازماني يا نهادي (از سازمان تربيت بدني و زيرمجموعه هاش مثل فدراسيون يا سازمان هواشناسي يا حتي وزارت كشور و زيرمجموعه هاش مثل سازمان پيش گيري و مديريت بحران يا شهردايها و يا حتي وزارت راه به عنوان ايمني جاده ها) با خريد اين نرم افزار يا نرم افزارهاي مشابه، يك بار براي هميشه پروژه اي رو پايه گذاري كنه كه در نهايت به حفظ جان هموطنان بيانجامه.

از : آواي كوه

كوهنوردي ايراني

اگه دنبال سايت كوهنوردي فارسي زبان و ايراني هستيد 

اگه قصد صعود به قله هاي ايران داريد

اگه سايت يا وبلاگ كوهنوردي داريد كه مي خواهيد معرفي شود

اگه دنبال يك گروه كوهنوردي در شهر و استان خودتون هستيد

به وبلاگ آرشيو كوهنوردي سر بزنيد

ما قصد داريم به تفكيك استان و شهر ، گروه هاي كوهنوردي را طبقه بندي نماييم .

اينم آدرس وبلاگ آرشيو سايت هاي كوهنوردي ايراني

http://koohwebsit.blogfa.com

آموزش گره  (پروانه آلپی)


 

 

 

 

 

 

 


انواع گورتکس

۱/Gore - Tex proshell
این نوع پارچه برای کوهنوردی حرفه ای و شرایط بد آ ب و هوایی طولانی مدت طراحی شده است که دارای خصوصیات ذیل می باشد :

۱- ضخامت زیاد ۲- تنفس پذیری ۳- ضد آب بودن ۴- ضد باد بودن
این پارچه قوی ترین نوع گورتکس است که دارای
۶۰ تا ۷۰ در صد پلی آمید و ۲۷-۴۰ درصد PTFE می باشد ولی ممکن است در آن از ۵ - ۸ درصد Lycra و ۲-۳ درصد Elastin هم استفاده شود . برای کابشن های Alpine extreme ( Hard shell ) از گورتکس ۳ لایه Proshell و برای ( Hard shell ) Alpine mountaineering از گورتکس ۲   Proshellلایه      استفاده می شود.


۲ .Gore-Tex Performance Shell :

این نوع پارچه تنفس پذیر ، ضد آب و ضد باد می باشد و برای طیف وسیعی از ورزشهای outdoor توصیه می شود . معمولا ۲ لایه بوده و از پلی استر و PTFE ساخته می شود که البته بیشتر در آن پلی استر به کار رفته است . در واقع تمامی Hard shell ها در Alpine mountaineering از این نوع گورتکس استفاده می کنند.

۳/ Gore -Tex Paclite Shell :
وزن و حجم کم و تنفس پذیری زیاد از خصوصیات این نوع گورتکس می باشد. در واقع غشاء این نوع گورتکس از یک لایه محافظت کننده از جنس
Carbonized Polyurethane پوشیده شده و یک سد فیزیکی یا یک مانع بر علیه چرک و چربی درونی لباس می باشد در نتیجه می توان ادعا نمود سبکترین و تنفس پذیرترین گورتکس ضد آب و ضد باد است . از نظر وزن و حجم نیز ایده آل است . بیشتر زمانی مورد استفاده قرار می گیرد که بخواهید کوله خیلی سبکی بپیچید و اکثرا در صعودهای آلپی سبک و اسکی کوهستان به کار برده می شود .

۴/ Gore - Tex Soft Shell :
این نوع گورتکس ترکیبی از بافت نرم و گرم است که به صورت پایداری ضد آب ، ضد باد بوده و قابلیت تنفس دارد و برای کم کردن مقدار لایه های پوشیدنی در پوشاک کوهنوردان ، طراحی شده است بنابراین آزادی عمل در حین حرکت را در شرایط سردتر فراهم می کند .
از دو لایه
Shell و PTFE تشکیل شده است . در قسمت Shell حدود ۴ درصد از بافت را shell و بقیه را نایلون و Elastine تشکیل می دهد . از بافت سرامیکی نیز تشکیل شده است . از این گورتکس بیشتر در ورزش های free ride همانند ورزش اسکی استفاده می شود .
نکته : گورتکس
Performance بیشتر در Alpine mountaineering به کار برده می شود اما کاربرد Soft Shell بیشتر در اسکی و Paclite بیشتر برای اسکی کوهستان می باشد.

۵/ Gore - Tex Windstopper :
پارچه های
windstopper دارای نفوذپذیری s/2L/m3-5 می باشند در صورتیکه آستانه فیزیولوژیکی ضد بادی دراین پارچه دارای نفوذپذیری هوای کمتر از s/2L/m 11 است. چنین نفوذپذیری پایینی توسط بدن احساس نمی شود . بنابراین کاملا در برابر سرما و بادهای سوزدار محافظ هستند و پیشنهاد می شوند که در soft shell ها به کار برده شوند.

۶/ Gore - Tex Windstopper Fleece :
این نوع پارچه از سه لایه تشکیل شده است :
۱/ درلایه داخلی از پارچه ضد باد پشمی با کیفیت بالا استفاده شده است .
۲/ لایه Gore windstopper در وسط می باشد. از این نوع پارچه بیشتر در لایه درونی دستکش ها استفاده می گردد .
۳/ یک لایه پشمی هم در خارج قرار دارد .

از : تك نورد

تجهيزات يك كوهنورد

صعود به قله تفتان قبل از تحويل سال نو

يكي از دوستان گروه كوهنوردي در ايام عيد نوروز و در زمان تحويل سال صعولي به قله تفتان در استان سيستان و بلوچستان داشتند كه در نوع خود بسيار جالب و خواندني است . اميدوار هستم كه مورد توجه و عنايت شما بزرگوارن واقع گردد . شاد و با نشاط باشيد

سال 1389مبارک

بياراسته سيستان چون بهشت
گلش مشک سارا بُد و زر خشت (شاهنامه فردوسي)

سفر گردشگري و کوهنوردي ‏ام به سيستان و بلوچستان با چند چالش و ريسک همراه، و به‏نحوي سفري ماجراجويانه بود! تحويل سال نو 1389 در کنار خانواده نبودن، سفر و کوهنوردي به تنهايي و بدون وسيله نقليه شخصي، و سفر به مناطق به ظاهر نا امن جاي سؤال داشت، ولي براي من حل شده بود. همه مقدمات کار در دو روز آخر کاري سال 1388 فراهم شد، پس از آنکه سفر خانوادگيمان منتفي گرديد. هماهنگي با جهاد کشاورزي سيستان و بلوچستان براي اسکانم در زاهدان و از آن مهمتر ارتباط با هيأت و گروه‏هاي کوهنوردي استان و اخذ اطلاعات و هماهنگي براي صعودِ عاقلانه! به‏سرعت انجام شد. بي گدار هم که نمي‏توان به آب زد! قبل از اينها، مشورت با دوستان و مؤثرتر از آن جستجو در اينترنت و مطالعه و تحقيق در مورد سيستان و بلوچستان، گزارش‏هاي صعود به قله تفتان، نقشه‏ها، اطلاعات گروه‏هاي کوهنوردي و تلفن افراد مطلع براي ارتباط، انجام شد.

توضيح بيشتر در مورد استان سيستان و بلوچستان و قله تفتان و گردشگري را به بعد موکول مي‏کنم. اما به‏طور مختصر:  استان سيستان و بلوچستان با وسعتي حدود 187502 كيلومتر مربع، بزرگترين استان، در جنوب شرقي ايران واقع شده‏است. اين استان پهناور در سمت شرق با كشور پاكستان 900 كيلومتر و با كشور افغانستان 300 كيلومتر مرز مشترك و در جنوب با درياي عمان به طول تقريبي 270 كيلومتر مرز آبي دارد. رشته کوه تفتان در اين استان با مساحت کل 1800کيلومتر مربع بين 5و28الي30و28عرض شمالي و50و60الي15و61طول شرقي از نصف النهار گرينويچ قرار دارد.ارتفاع آن از سطح متوسط آبهاي خليج فارس 4050 متر و نسبت به دشتهاي اطراف حدود 2000متر است.

گزارش صعود

28 اسفند 1388: ساعت 7 صبح از فرودگاه مهرآباد تهران به زاهدان پرواز نمودم. پس از اسکان در خوابگاه جهاد کشاورزي زاهدان، به گشت و گذار در شهر و ارتباط با کوهنوردان پرداختم. گردشگري در زابل و چابهار را به بعد از صعود به قله تفتان موکول کردم. در ملاقات حضوري با آقاي توليت (مسؤل کميته هماهنگي گروهها) و آقاي سرگزي (دبير هيأت کوهنوردي استان) اطلاعات مطمئني دريافت نمودم. قبلاً در ارتباط تلفني با آقاي انور صابري مي دانستم که ايشان با گروهشان (پاسارگاد) بايد در حال صعود به قله تفتان باشند. توصيه‏ي همه دست‏اندرکاران کوهنوردي استان، حرکت و صعود انفرادي را ممکن مي دانستند. البته به‏طور موازي در صدد اخذ اطلاعات از همکاران کوهنوردم در جهاد کشاورزي استان بودم که بي نتيجه ماند. در هر صورت با اين اطلاعات به راهم مطمئن شدم و حرکت صبح فردا را قطعي کردم.

29 اسفند 1388: ساعت 5 صبح از دروازه خاش زاهدان با سواري، تقاطع فرعي تمندان و کوشه، حدود 30 کيلومتر مانده به خاش پياده شدم. مگر قبل از 7 صبح ماشين گير مي آيد؟ در جاده اسفالت فرعي با دو کورس موتورسيکلت ساعت 8 به اردوگاه دره‏گل آموزش و پرورش، مهمترين مبدأ صعود تفتان رسيدم.

با پرس و جو از دست‏اندرکاران مشخص شد آقاي صابري هنوز در اردوگاهند. با ايشان آخرين مشورتها را نمودم و با عزمي مصمم و البته با پشتيباني و پشتوانه آنها به تنهايي راه افتادم زيرا وسايل شب‏ماني نداشتم و بايد يک روزه صعود مي‏کردم. ايشان ديرتر صعود مي کردند زيرا منتظر دوستان ديگري از گروه پاسارگاد بودند که رفته بودند نان بپزند!

ساعت 8:30 صعود را آغاز نمودم. مسير حرکت از دره و در کنار رود بود. پس از يک ربع ساعت آب شيرين رودخانه در زيزسنگها ناپديد شد. از داخل تنگ گلو به حرکت ادامه دادم. تابلوهاي حفاظت از محيط زيست به خصوص از طرف هيأت کوهنوردي استان در مسير به فراواني ديده مي‏شود. آب گوگردي چشم کور کن و غير نوشيدني از دره روان است. کماکان سنگهاي بزرگ زيادي ديده مي‏شوند که بعضي در حال افتادن به نظر مي‏رسند. ساعت 10 به آبشار بيست متري کم آب و غيرقابل صعود رسيدم. تجربه و نقشه نشان مي‏داد که زيادي از دره رفته ام. بايد زودتر از سمت چپ خود را بالا مي کشيدم، لذا کمي (بيشتر از کمي!) برگشتم و از محل تقريباً مناسب خود را بالا کشيده و به پاکوب و مسير درست رساندم. راه اشتباهي و اضافي قدري از انرژي و روحيه ام کاسته بود.

اولين لکه هاي برف را حس کردم. دو نوجوان و جوان بالا مي آمدند. با آنها که خود را محمود ورحيم ريگي و اهل روستاي کوته در اطراف معرفي کرده بودند تا پناهگاه همسفر بوديم. از پناهگاه تصاعد گازهاي گوگردي قله ديده مي شود. ساعت 11:15 به پناهگاه صُبَح تفتان در ارتفاع 3250 متري از سطح دريا رسيديم. پناهگاه 4 طبقه دومي در حال ساخت است، در حالي که سرويس بهداشتي قبلي کامل نيست. آبگرم گوگرددار در پايين دست پناهگاه مقصد دو جوان است. در جلوي پناهگاه در مدتي کمتر از يک ساعت استراحت کرده، غذاي مختصري خورده و نماز خواندم. طلوع و غروب خورشيد در  اينجا خيلي زودتر از تهران است( بيش از نيم ساعت). آقاي امير کرد مسؤل پناهگاه و دوستش را ديدم.

ساعت 12:10 به سمت قله راه افتادم.  با وجود يک مسير پاکوب مشخص و دود سفيد رنگ قله که از دور ديده مي شد، راه گم نمي گرديد. رنگ نوشته ها  به‏نام افراد و گروه‏ها بر روي سنگها هم در کل مسير وجود دارد (خوشبختانه و متأسفانه). در مسير، زباله هاي پلاستيکي و فلزي ديده مي شود. بالا رفتن از شن اسکي مشکل است، لذا قدري مسير را تغيير مي‏دهم. سياه سنگها تمام شد. استراحت هاي کوتاه مدت را زياد و سرقدمها را خيلي کوتاه و آهسته تر برمي دارم تا بر خستگي زانوهايم غلبه کنم (رهرو آن است که آهسته و پيوسته رود). به بالاي شيب مي رسم. قله "نر" کمي کوتاهتر در سمت چپ (تقريباً شمال) و بخارات گوگردي در تپه! روبرو و در همين نزديکي است. قدري فرود و سپس صعود به بام سيستان و بلوچستان. هوا آفتابي است و باد خنک به طرف شرق متمايل به شمال مي وزد و بخارات گوگردي را به طرف مقابل مي پراکند، با اينحال بوي گوگرد مي‏آيد. جبهه جنوب غربي قله زرد رنگ و مسير حرکت سفيد رنگ است. در جبهه شمالي هم برف فراوان وجود دارد.

ساعت 14:50 الله اکبر الله اکبر الله اکبر بانگ رسيدن به قله تفتان. شکراً لله. قرائت سوره انشراح، سرود اي ايران و دعاي امام زمان (عج) مراسمي بود که به تنهايي و به جاي گروه کوهنوردي پژوهشکده مهندسي جهاد کشاورزي بجا آوردم. جاي دوستان را خالي کردم. نگاهي به قله هاي کوچکتر اطراف انداختم. دستي بربخارات داغ گوگردي گذاشتم که از لاي سنگها بيرون مي زد. به چند خروجي گاز کوچک در اطراف قله سري زدم. از نداشتن دوربين عکاسي و فيلمبرداري براي به تصوير کشيدن قسمتي از اين همه زيبايي ها مخصوصاً براي ديگران، تأسف خوردم. با آقاي پرويز ستوده شايق همکار و هميار هميشگي‏ام در گروه کوهنوردي تماس گرفتم و به هم تبريک گفتيم.

فرود رادر پيش گرفتم. انرژي ام تجديد شده بود. قدري از راه برگشت را با شن اسکي سريعتر پايين آمدم. کمتر از يک ساعت به پناهگاه رسيدم. با کمتر از نيم ساعت توقف، به فرود ادامه دادم. دوستان گروه پاسارگاد به سرپرستي آقاي انور صابري و هميارانشان آقاي محمودي و سرکار خانم شهرکي مسؤل روابط عمومي و ديگر همگروهشان را در راه ديدم. خيلي خوش خوشک مي آمدند. مثل دوستان چند ساله با هم خوش و بش کرديم و عکس يادگاري گرفتيم. خيلي خوشحال بودند که با راهنمايي و پشتيباني آنها قله را يک روزه صعود کرده‏ام.

چند دقيقه اي قبل از ساعت 18 به اردوگاه پاي کوه رسيدم و پايان کوهنوردي. کل صعود و فرودم حدود 9.5 (نه و نيم) ساعت طول کشيده‏بود. با انتظار يک ساعته سرانجام پشت وانتي سوار شده به خاش و از آنجا با سواري (و شنيدن تحويل سال نو در ماشين) ساعت 22 به زاهدان رسيدم.

در پايان از همه دوستان و همياران کوهنوردي که مشوّق، راهنما و پشتيبانم بوده‏اند تشکر مي‏کنم. جا دارد تشکر ويژه داشته باشم از: آقاي انور صابري و هم‏يارانشان در گروه کوهنوردي پاسارگاد زاهدان، آقاي توليت مسؤل کميته هماهنگي گروه‏ها و آقاي سرگزي دبير هيأت کوهنوردي استان سيستان و بلوچستان، مسؤلين جهاد کشاورزي استان، مسؤل پناهگاه تفتان، دست اندرکاران، مسؤلين و حاميان گروه کوهنوردي پژوهشکده مهندسي جهاد کشاورزي

احمد غريب زاد 7 فروردين 1389

مسافرت عید 89

سلام
سلام به دوستانی که در نبود هشت روزه بنده با نظرات ارزشمندشون مرا مورد لطف و عنایت خویش قرار دادن ، واقعاً از همه شما بزرگواران سپاسگزارم .
با آغاز تعطیلات نوروز ترجیح دادم تا به اتفاق خانواده و یکی از همکاران همراه با خانواده شان سفری به مناطق جنوبی کشور داشته باشیم . سفر ما ۳۵۰۰ کیلومتر امتداد داشت  که شروع آن تهران و مقصد نهایی مان جزیره هنگام در جنوبی ترین نقطه جزیره قشم و جزایر اطراف آن بود .
ما در مسیر خود از استان های قم ، اصفهان ، یزد ، کرمان، هرمزگان و استان فارس عبور کردیم ، در مسیر حرکت مان از بسیاری مناطق تاریخی ، مذهبی و طبیعی شهرهای نیز بازدید داشتیم .

آغاز مسافرت : روز چهارشنبه ۴ فروردین ۸۹ ساعت شش و نیم صبح
پایان مسافرت : روز چهارشنبه ۱۱ فروردین ۸۹ ساعت ۲۱

وسیله مسافرت : دو خودرو سواری


شب مانی ما در مکان های زیر بوده است :

شب اول --- شهر یزد
شب دوم --- روستای میمند در ۳۰ کیلومتری شهر بابک در استان کرمان
شب سوم --- جزیره قشم شهرستان درگهان استان هرمزگان
شب چهارم --- جزیره قشم ، شهرستان قشم استان هرمزگان
شب پنجم ---- بندركنگ ، نزديك بندر لنگه در استان هرمزگان
شب ششم--- شهرستان جهرم استان فارس
شب هفتم --- شهرستان آباده استان فارس

بدلیل حجم بالای تصاویر ، اطلاعات و مناطق گشت و گذار عیدانه به ترتیب مطالب پردازش و در اختیار دوستان بسیار عزیز و خوانندگان محترم سایت نشاط کوهستان قرار خواهم داد .

اولین پست سال 1389

خوب یک سال دیگه گذشت
ما یک سال از عمرمان را صرف کردیم ، یک سال دیگه از عمرمان را خرج کردیم ، کوهنوردی و فعالیت هایی که موجبات شادی و نشاط را فراهم می کرد همراه با دوستان انجام دادیم .
آیا الان می تونیم بگیم از خودمون راضی هستیم ؟
چه کارهای دیگه ایی می تونستیم انجام بدیم که انجام ندادیم ؟
در سال ۱۳۸۹ چه خواهیم کرد ؟
آیا برای حفظ سلامتی خود برنامه ایی داریم ؟
خوب چکار باید بکنیم تا سال آینده در پایان سال بگیم خدایا شکرت به آنچه می خواستیم رسیدیم ...

نظر شما در این مورد چیه ؟؟؟