روز جمعه ۲۰ فروردین ماه ۱۳۸۹ جهت صعود به قله خونکهار در جاده چالوس همراه با گروه کوهنوردی شقایق کرج به سرپرستی آقای اکبر هرمزجانی و همنوردان گروه پژوهشکده مهندسی آقایان محمدرضا یاوری ، غلامرضا اینانلو و بنده همراه شدیم .
ساعت ۶ صبح در مقابل مسجد جامع کرج جمع شدیم ، با یک مینی بوس و تعداد ۲۱ نفر ، خوب مینی بوس ۱۸ نفره بود و سه نفر اضافی ، باید یک ساعتی رو فشرده می نشستیم ، دلیل این امر هم دعوت آقای هرمز جانی از ما بود . زمانی که من برنامه را با اکبر آقا چک کردم ایشون گفتن حدود ۱۲ نفر ثبت نام کرده که ما هم دو نفر اعلام آمادگی قطعی کردیم ولی نهایتاً آقای اینانلو هم به ما پیوست که با جمع آنها می شدیم ۱۵ نفر ولی خوب تعداد اونا زیاد شد .
ساعت حدود شش و ربع براه افتادیم ، در جاده چالوس پس از دیواره پل خواب از جاده چالوس به سمت چپ ( غرب ) جدا شدیم و به سمت روستای نشت رود وارد شدیم ، جاده آسفالته و عرض جاده باریک بود ، به دلیل بارش شب قبل ریزش سنگ روی برخی قسمت های جاده را گرفته بود و مینی بوس از میان سنگ های کوچکی که روی جاده آمده بود مارپیچی عبور می کرد و در یک جا نیز دوستانی از مینی بوس پیاده شده و سنگ ها را از جاده جابجا نمودند . هوای صبحگاهی ابری و گاهی نم باران ، اوضاع جوی متغییر را نوید می داد . پس از بارندگی در برنامه هایی که مبداء صعود روستا می باشد باید به این مسئله توجه شود که گرفتگی جاده و آب گرفتگی یا شسته شدن بخش هایی از جاده محتمل به نظر می رسد .
پس از روستای نشت رود به روستای ورزن رسیدیم ، ساعت هفت و بیست و پنج دقیقه و بارش باران شدیدتر شده بود ، همنوردان بادگیر ، گرتکس و حتی پالتوهای نایلنی خویش را به تن کردند ، در امتداد غرب از یال منتهی به روستا صعودمان را آغاز کردیم . اولین چیزی که قبل از صعود به آن برخورد نمودیم ، عبور از رودخانه نسبتاً با عرض زیاد و دبی آب بالایی بود ، که یک تیکه چوب بلند را روی آن مستقر نموده و همگی عبور نمودیم ، همین مسیر را در بازگشت با کمک طناب انفرادی ( یکی از کاربردهای طناب انفرادی در برنامه ) عبور نمودیم .

بارش باران ادامه داشت و چسبندگی کفش ها به گل و دشوار حرکت ادامه داشت ، پس از یک ساعت استراحت کوتاهی در مسیر داشتیم که پس از این بارش شدید تگرگ ، که با خروج از روستا آغاز شده بود شدت یافت ، دور هم جمع شدیم و در جا استراحتی داشتیم که توضیحات یکی از دوستان فنی گروه مبنی بر گرفتن کوله در بالای سر هنگام تگرگ شدید بود .
دانه های تگرگ درشت و درشتر می شد ، دوستانی که دستکش نداشتند ضربات دانه های درشت تگرگ موجب آزار و اذیت شان می شد . کوهستان در عین زیبایی و هوایی مفرح گه گاهی بسیار خطرناک نشان می داد .
حدود دونیم ساعت از حرکت مان می گذشت که شرایط نامساعده سرپرست را جهت بازگشت مجاب نمود ، حرکت ابرهای و بارش باران فضایی بسیار دل انگیز را ایجاد کرده بود . بارش باران و تگرگ مانع استفاده دوربین و تهیه عکس می شد .
ولی پس از بازگشت در قسمت های پایین تر اقدام به تهیه عکس نمودیم ،مسیر بازگشت با سرعت بیشتر صورت گرفت و در ورودی روستا بدلیل بارش شدید باران وارد یک ویلای شخصی شدیم و از بالکن آن جهت صرف صبحانه ( وناهار) استفاده کردیم ، بدلیل اینکه کفش ها کاملاً گلی بود، دوستان کفش های خود را درآورده و در بالکن مستقر شدند ، خیس شدن لباس و وزش باد باعث شده بود که بچه احساس سرمای شدیدی داشته باشند ولی با خوردن چای و نوشیدنی های گرم ، از ارتعاشات فک و جمع شدگی دستها در اثر سرما کمی کاسته شد .
چون برنامه کمی زودتر نیمه کار تمام می شد تصمیم گرفته شد تا پل خواب از جاده روستای پیاده گردیم که در مسیر بازگشت آبشارهای متعدد و پر آبی خود نمایی می کرد وفضای روستاهای بین مسیر واقعاً رویایی شده بود  .

در ساعت دوازده و نیم سوار مینی بوس شده و به سمت کرج حرکت کردیم ، و در ساعت ۱۳ به کرج رسیده و پایان برنامه .

چند نکته :
۱- هنگام بارش باران و بدلیل سنگ چین بودن مسیرهای روی یال ، حتی المقدور از خط الراسی نظامی ( کمی پایین تر از خط الراس جغرافیایی ) حرکت نمایید .
۲-در هنگام تگرگ ، به صورت دایره ایی موقع توقف جمع شده و از کوله ها برای محافظت سرو صورت خود استفاده نمایید . ( اگه دانه های تگرگ درشت باشه آسیب شدید وارد می کنه ، قبول بفرمایید )
۳- طناب انفرادی یکی از وسایل ضروری است که در این برنامه هنگام عبور از رودخانه مورد استفاده قرار گرفت .
۴- داشتن جی پی اس ، یا قطب نما در شرایط ابری کمک بسیار زیادی خواهد نمود .
۵- برای روشن کردن آتش ، روزنامه خشک همراه داشته باشید


شاد و با نشاط باشید