گزارش برنامه الوند همدان  اردیبهشت 86


  بنام خدا گزارش برنامه صعود به قله  3500 متري الوند همدان سرپرست برنامه   : پرويز ستوده شايق  تاریخ اجرای برنامه : 27 و 28 /2/1386 اسامي شركت كنندگان در برنامه رديف نام همنورد مسئوليت 1 پرويز      ستوده شايق   سرپرست   2 محمد   کاظم نوروزی جانشین – راهنما - جلودار 3 غلامرضا    اينانلو      مسئول ثبت نام- هماهنگی -تدارکات 4 احمد      غريب زاد گزارش نويس 5 محمود  اکبری باصری مسئول تیم دوم 6 ابراهیم   زنجیریان راهنما و تهیه عکس 7 رحیم   احسانی همنورد  8 سیامک   معززی همنورد 9 حجت اله   امیرآبادی همنورد 10 سعید   شاخصی راهنما و میزبان 11  كريم     حسن پور مسئول تیم سوم 12 ابراهيم    اميري همنورد 13 محسن    دهقان نژاد همنورد 14  علي عباسپور فیلم بردار و عقب دارگروه 15 رضا غنی زاده  همنورد  16 مهدی اینانلو همنورد 17 ابراهیم پور اسماعیل همنورد 18 غلامرضا    حبيبي فر  همنورد 19 رضوان اله حق بیان همنورد 20 منصور ابوالحسن همنورد 21 نوربخش شمس ماجلان فیلم بردار - همنورد 22 علی اصغر اینانلو همنورد 23 اصغر یوسفیه همنورد 24 حسین  محمدی همنورد 25 یوسف حیدری همنورد -  راهنما 26 جواد خانجانی همنورد 27 علی شریف پور همنورد 28 امین شریف پور همنورد 29 صمد نجفی همنورد   همراهان  : فرید احسانی و عرفان شاخصی   زما نبندي اجرا برنامه   رديف نام فعاليت زمان حركت موقعيت   روز اول : پنجشنبه 27/2/1386     1 حرکت از پژوهشکده 11   27/2/86     2 توقف در 10کیلومتری بوئین زهرا 13 محل صرف ناهار و نماز     3 رسیدن به همدان 30/17 مینی بوس     4 استقرار درمحل شب مانی 30/23 مرکز آموزش جهاد همدان     روز دوم : جمعه 28/2/1386   1 بیدارباش 4 مرکز آموزش جهاد همدان     2 حرکت از گنج نامه 15/5 ارتفاع مبداء حرکت 2260متر     3 رسیدن به پناهگاه اول 45/6 دشت میشان – انتهای مسیر تله کابین     4 رسیدن به پناهگاه دوم 7 دشت میشان – ابتدای مسیرحرکت به سمت تخت نادر     5 رسیدن به چشمه نادر 50/7 ارتفاع 3013 متر ( با GPS گروه )     6 رسیدن به گردنه 20/8 محل جدا شده مسیر قله کلاغ لان- به طرف پناهگاه     7 رسیدن به قله  الوند 10/9 توقف در قله 40 دقیقه     8 بازگشت به پناهگاه اول 45/10 بدون توقف در پناهگاه دوم – صبحانه مختصر     9 رسیدن به مبداء حرکت 12 بازدید از گنجنامه     10 خروج از همدان 14 پس از هماهنگی دو نفر از دوستان و خرید     11 رسیدن به پژوهشکده 30/20       12 تهران 21 پایان برنامه     روز اول : پنجشنبه 27/2/1386 دیدار از مراکز تاریخی و گردشگری همدان : آرامگاه باباطاهر-آرامگاه بوعلی سینا – تپه عباس آباد – میدان امام خمینی همدان و گشت و گذار در داخل شهرهمدان در یک روز بهاری و بارانی و اقامه نماز مغرب و اعشاء در مسجد تپه باستانی عباس آباد   توجه : 1-       گروه توسط یک دستگاه مینی بوس و دودستگاه خودرو سواری به همدان اعزام شد . برنامه ارائه شده مربوط به حرکت             مینی بوسی می باشد . 2-       مسیر رفت و بازگشت به همدان در هوای بارانی انجام شد. 3-       روز بازگشت بارندگی به حدی بود که اکثر خیابان های داخل شهر همدان پر از آب بود و حرکت با دشوار  همراه  بود . 4-       در زمان صعود حرکت ابری ، گاهی نیمه ابری و بهاری بود . بارش باران متوقف شده بود از این بابت خدا را شکر         می کنیم که توانستیم یک صعود موفق به قله الوند داشته باشیم .     مقدمه :   طبق برنامه از پیش طراحی شده قرار بود این برنامه به سرپرستی دوست و برادر ارجمند جناب آقای نوروزی برگزاری شود اما به دلایل ماموریت کاری ایشان تکلیف کردند بنده در خدمت دوستان باشم . با این حال ایشان در اجرای برنامه یار و یاور بنده  بودند و از این بابت از او تشکر می کنم . یک برنامه برای اجرای موفق نیاز به فاکتورهای بسیاری دارد که از آن جمله دوستان همراه و کمک رسان در اجرای برنامه می باشد که الحمدالله بنده از آن برخوردار بودم و خدا را از این بابت شکر می کنم . حرکت یک تیم یا گروه مانند حرکت یک انسان است . اگر تمامی اعضاء و جوارح در راستای هدفی مشخص به حرکت در آیند ، آن حرکت بدون هیچ عیب و نقصی به سرانجام می رسد . تصور کنید مشکلی برای یکی از اندام بوجود آید در آن صورت است که یاد شعر معروف " چو عضوی بدرد آورد روزگار    دگر عضوها را نماند قرار "  می افتیم . در بدنه برنامه کوهنوردی ، از برنامه ریزی تا اجرا و هماهنگی دوستان و همراهان به نحو مطلوبی انجام پذیرفت . قطعاً کاستی هایی هم در سفر و صعودمان وجود داشته که یا بدلیل محدود بودن توان ما بوده و یا از میان گزینه های مختلف آنچه را که درست تشخیص داده شده انجام دادیم . بنده و دوستانم هم دچار اشتباه می شویم . بدین وسیله دوستانی که می خواستند در این سفر همراه ما باشند و ما نتوانستیم شرایط حضورشان را مهیا کنیم عذر خواهی می کنیم .      همدان   شهر همدان مرکز استان همدان در غرب ایران واقع است. شهر همدان در دامنهٔ شرقی کوه الوند واقع شده که یکی از پنج شهر تاریخی-فرهنگی ایران شناخته شده‌است. مرکز استانی به همین نام است که در سیصد و شصت کیلومتری جنوب غربی تهران قرار دارد در ارتفاع ۱۸۰۰ متری از سطح دریا.  میدان مرکزی (میدان امام) این شهر توسط مهندسان آلمانی طراحی شده و به نقشه شعاعی معروف است که ۶ خیابان اصلی بطور موازی به میدان اصلی شهر وصل شده و بلوارها بصورت رینگهای اول و دوم آنها را منقطع کرده که در نوع خودکم نظیر است و در ابتدای هر خیابان اصلی دو گنبد نقره‌ای رنگ به تعداد ۱۲ گنبد بنام هر امام معصوم تعبیه شده‌است که نشانگر مذهبی بودن و شیعی بودن این شهر از دیرباز می‌باشد.   آب‌ و هوا و مشخصات جغرافیایی   شهرستان همدان با وسعتی حدود ۴۱۱۸ کیلومتر مربع، از خط الراس رشته کوه الوند تا مرزهای شرقی استان کشیده شده‌است .  شرقی‌ترین نقطه این شهرستان ۴۹ درجه و ۲۷ دقیقه غربی‌ترین آن ۴۸ درجه و ۲۰ دقیقه از نصف النهار گروینچ فاصله دارد و در حد فاصل ۳۴ درجه و ۳۵ دقیقه، تا ۳۵ درجه عرض شمالی واقع شده‌است. شهرستان همدان، از شمال به شهرستان‌های رزن و کبودرآهنگ، از جنوب به تویسرکان و ملایر، از شرق به استان مرکزی و از غرب به شهرستان بهار محدود می‌شود.  در جنوب شهرستان همدان، ارتفاعات کوهستان الوند قرار دارد، که خط الراس این ارتفاعات مرز طبیعی شهرستان‌های همدان و تویسرکان را تشکیل می‌دهد و دشت‌های همدان، قهاوند، دشت نشر و قسمتی از دشت رزن - فامنین در حد فاصل این ارتفاعات قرار گرفته‌اند. بلندترین نقطه شهرستان همدان در قله الوند با ارتفاع ۳۵۸۴ متر و پست‌ترین نقطه آن زمین‌های عمر آباد با ارتفاع ۱۶۰۰ متر است، که محل خروج رود قره چای می‌باشد. متوسط ارتفاع این شهرستان نیز از سطح دریا حدود ۱۸۲۰ متر است.     گزارش برنامه :     روز اول : پنجشنبه 27/2/1386 حرکت ما از پژوهشکده در ساعت 11 با یک دستگاه مینی بوس آغاز شد . سفارش غذا به رستوران پژوهشکده داده شده بود و ناهار را با خودمان بردیم . دو دستگاه خودرو سواری نیز قرار شد کمی با تاخیر حرکت کنند . سواری اول توسط رحیم احسانی به اتفاق اصغر یوسفیه ، سیامک معززی ، فرید احسانی و عرفان شاخصی و سواری دوم توسط سعید شاخصی به اتفاق محمود اکبری باصری ،  ابراهیم زنجیریان ، منصور ابوالحسن و یوسف حیدری و بقیه نفرات   توسط مینی بوس به سمت همدان حرکت کردیم . دو دستگاه سواری از طریق مسیر ساوه و مینی بوس از جاده بوئین زهرا (بدلیل هماهنگی برخی نفرات در مسیر ) حرکت کردیم . مینی بوس در 10 کیلومتری بوئین زهرا برای اقامه نماز و صرف ناهار توقف نمود . جای دوستان خالی بود در یک جمع صمیمی ناهار صرف شد . در اینجا پیام کوتاه دوست ارجمندم جناب آقای یاوری رسید که جویای احوال کوهنوردان بود و در تمامی مسیر پیگیری سلامتی دوستان بود و از آقای گلدوز هم شرمنده شدیم که به این برنامه نرسید . حرکت از یک مبداء مشخص توسط مینی بوس تاثیر بسیاری در هماهنگی بدو حرکت دارد و اگر برنامه ها از یک مبداء باشد همگی می توانند به موقع به برنامه برسند . حرکت به سمت همدان ادامه پیدا کرد . توقف کوتاهی در آوج داشتیم که پس از تهیه آب جوش برای چای و کمی تنقلات  اقدام به حرکت نمودیم . و در ساعت 30/17 به همدان رسیدیم . در تمام طول مسیر ارتباط تلفنی بین خودروهای سواری و مینی بوس برقرار بود . آخرین هماهنگی جمع شدن نفرات در محل آرامگاه باباطاهر در همدان بود . بارش باران در مسیر حرکت و شهرستان همدان شدت داشت . دوستانمان را در محل آرامگاه دیدیم و به اتفاق و راهنمای جناب آقای شاخصی و زنجیریان از محل های تاریخی و گردشگری بازدید کردیم . در اینجا لازم می دانم از تمام زحمات جناب آقای شاخصی که با صحه صدر دوستان را راهنمای نمودند و توضیحات لازم در مورد اماکن مورد بازدید و تاریخچه همدان ونیز تغییر و تحولات شهر ارائه نمودند تشکر نمایم ، هر چند زحمات ما به ایشان بیش از اینها بوده که در ادامه توضیح خواهم داد . شعر خوانی فرید احسانی نیز در نوع خود بسیار جالب و شنیدنی بود . باران هم فرصت خارج شدن از ساختمان را نمی داد . هوا لطیف و بانشاط شده بود . تنفس از هوای پاک در حین بارش باران از امتیازات برجسته این برنامه بود . طراوت درختان و گل ها نوید زندگی و پاکی می داد.   دیدار بعدی ما از آرامگاه بوعلی سینا در مرکز شهر همدان بود . بارش باران هنوز ادامه دارد ولی قدم زدن در زیر باران هم خود حکایت زیبایی است که بیان احساس را به شما واگذار می کنم . شلوغی شهر نشینی به همدان نیز رسیده است برای پیدا کردن جای پارک خودرو در اطراف آرامگاه باید کمی حوصله داشته باشی ، اگر صدای دزدگیر با آهنگ بارش باران درهم بیامیزند زمان داشتن حوصله باید طولانی تر شود . از الوند است تابان تا فروغ بوعلی سینا       بتابد نورحکمت در جهان چون طور در سینا   فرصت گشت و گذار ما در شهر همدان هنوز به پایان نرسیده است . به پیشنهاد جناب آقای شاخصی می خواهیم دید و بازدیدی از تپه های تاریخی عباس آباد نیز داشته باشیم . مکانی بسیار زیبا و تمیز دارای محل های استراحت و گشت و گذار و نیز فضای سبز و سوئیت های اسکان می باشد که در محیطی مرتفع و مشرف به شهر قرار گرفته است . نماز مغرب و اعشاء را در مسجد این محل اقامه کرده به سمت شهر بازگشتیم . بدنبال فروشگاه ورزشی ( کوهنوردی) در همدان بودیم که به فروشگاه تاناکورا معروف است  . پس از حدود 45 دقیقه در شلوغی شهر همدان و بارش باران فروشگاه را بسته یافتیم و جهت استراحت  به دعوت جناب آقای شاخصی به منزل جناب آقای جواد خانجانی و علی شریف پور ( باجناق جناب آقای شاخصی ) رفتیم .  به دوستان زحمات زیادی دادیم بطور که این استراحت به پذیرای بسیار شایسته ، صرف شام و حتی محل خواب 10 نفر از افراد تبدیل شد .  فقط می توانم تشکر خود و کوهنوردان پژوهشکده مهندسی جهاد را از این عزیزان و خانواده محترم شان که قبول زحمت کردند داشته باشم . انشاالله که خداوند عمر با عزت به شما عنایت بفرماید . طبق هماهنگی قبلی با مرکز آموزش جهاد همدان 18 نفر با مینی بوس به خوابگاه رفته و در آنجا خوابیدیم .     روز دوم : جمعه 28/2/1386   ساعت   4 بیدار باش در خوابگاه بود ، خوابگاه در 5 کیلومتری همدان و در جاده همدان – تهران قرار داشت . دوستان پس از اقامه نماز صبح و پوشیدن لباس وکفش کوهنوردی با مینی بوس به سمت گنج نامه حرکت کردیم . قرار ما ساعت 5 صبح بود که آقای شاخصی و احسانی و همراهانشان که در منزل جناب آقای خانجانی بودند چند دقیقه ایی زودتر از ما به محل مورد نظر رسیده بودند . حرکت ساعت 15/5 از گنج نامه به اتفاق 31 نفر آغاز شد . آقای نوروزی به عنوان راهنمای مسیر و جلودار انتخاب شده و نفرات در یک صف منظم از مسیر مبداء تله کابین در حال احداث شروع به حرکت نمودیم . البته در شروع چند مسیر مختلف برای صعود وجود دارد که ما از کنار پیچ منتهی به تله کابین حرکت را آغاز نمودیم . تقسیم وظایف صورت گرفت .  فیلم برداری توسط آقای شمس و عباسپور بود . عکس برداری هم توسط آقای زنجیریان و غلامرضا اینانلو صورت می گرفت .    آقای زنجیریان که اصلیت شان همدانی است و شناخت کامل از منطقه داشت کمک بسیار زیادی در توصیف و معرفی منطقه و فواصل بین محل های استراحت و شیب مسیر و غیره داشت که در اختیار دوستان قرار می داد . فقط نخوردن صبحانه به ایشان کمی فشار آورده بود که جشن کوچک خرما خوری من و ایشان در میدان میشان بعد از پناهگاه داشتیم ، که خیلی چسبید . من سعی داشتم از اوضاع همه نفرات اطلاع داشته باشم تا چنانچه مشکلی داشته باشند در موردشان تصمیم گیری نمایم . می دانید که هر چه تعداد نفرات در برنامه ایی زیاد باشد ، تعداد مشکلات نیز به همان نسبت افزایش می یابد با این حال همکاری سایر همنوردان نقطه اطمینان بخشی است که بخشی از مسئولیت های سرپرست را سبک تر نماید . کوهنوردان زیادی در این روز مسیر صعود قله الوند را در پیش گرفته بودند . مشکل قبل از پناهگاه آماده نبودن برخی نفرا ت و ناراحتی قلبی آقای حیدری بود که برای اولین بار با ما همراه می شد.  با توجه به اینکه از برنامه پیش بینی شده جلو بودیم تصمیم گرفت کلیه نفرات را تا پناهگاه دوم دشت میشان در دامنه قله الوند بالاببریم و این مسئله باعث کند شدن حرکت نفرات بود که چیدمان نفرات کمی تغییر داده شد.  تا کندترین نفرات در جلو و بقیه ریتم حرکتی شان را با آنها تنظیم نماید که شکر خدا دوستان رعایت کردند و همگی تا پناهگاه دوم در میدان یا دشت میشان رسیدیم . عکس صفحه اول مربوط به این مکان می باشد . قرار شد یک تیم در این محل بمانند که سرپرستی آن به آقای حسن پور از کوهنوردان با تجربه واگذار شد . هرچند می دانم ایشان توانایی صعود به قله و آمدن به ارتفاعات بالا را داشتند ، با این حال برای رعایت حال برادر حیدری و اینکه قرار بود تیم دوم هم برای صبحانه به پناهگاه اول برگردند لذا از ایشان درخواست نمودم که بمانند و آقای حسن پور نیز قبول زحمت کردند . رفتن به آن ارتفاع و نرفتن به قله برای یک کوهنورد بسیار سنگین است . بنده به نوبه خودم از ایشان تقدیر و تشکر می نمایم . بقیه نفرات هم به دو دسته جهت رفتن به قله و رفتن به ارتفاع 3013 متری تخت نادری گروه بندی شدند . گروه تخت نادری به سرپرستی محمود اکبری باصری در دشت معروف به همین نام   و گروه دیگر به همراه بنده به سمت قله حرکت کردیم .  تعدادی از دوستان از جمله سعید شاخصی ، جواد خانجانی و علی شریف پور به همراه پسرشان از نزدیکی تخت نادر به سمت پناهگاه حرکت نمودند .   نکته جالب توجه دیگر دیدن شوهر خواهر آقای شاخصی در ارتفاع بین دو پناهگاه بود که در حال کوهنوردی بود و ما دقایقی برای احوالپرسی با ایشان توقف نمودیم . در دشت میشان محوطه ایی تحت عنوان مزار لاله های سرخ حسینی ( یادبود مفقودالاثرهای همدان در دفاع مقدس ) قرار دارد. و همانطور که گفته شد در آینده قرار هست تا این مکان تله کابین کشیده شود . دوستان همراه جناب شاخصی  هم کوهنوردان قابلی بودن و اطلاعات خوب در خصوص صعود به الوند و مسیرهای صعود و نیز قله های اطراف در اختیارمان قراردادند که فرصت پرداختن به همه آنها را در اینجا ندارم . بالاخره تیم قله متشکل از 18 نفر از افراد در ساعت 10/9 صبح بر بلندای الوند پای نهادند، سجده شکر بجای آوردیم  . شاید این لطف خدا بود که با این تعداد به قله الوند صعود کردیم . در شرایطی که با کوچکترین تغییر آب و هوایی و انصراف از صعود و باز گشت به تهران  محتمل ترین حالت بود . این مسئله از مکالمه تلفنی بنده با آقای زنجیریان کاملاً مشهود است که ایشان در شب قبل از صعود با همدان تماس داشتند و اعلام شده بود که هوا بشدت متغییر است و بارندگی و حتی تگرگ مشاهده می شود ، نظر مرا جویا شدند که بند عرض کردم هماهنگی زیادی برای اجرای این برنامه صورت گرفته و به امید خدا در صورت مساعد بودن هوا برنامه اجرا خواهد شد . که این لطف الهی شامل حال گروه کوهنوردی پژوهشکده گردید .  خدمت دوستان عرض نمایم که در برنامه های کوهنوردی همیشه تعداد محدودی از نفرات به قله اعزام می شوند و بقیه نقش حمایتی و پشتیبانی را به عهده می گیرند .  در قله دقایقی بارش برف شروع شد و این مسئله نیز زیاد پایدار نماند تا گروه به سلامتی به پایین حرکت نمایند . تعدادی از نفرات نیز از طریق مسیر صخره ایی و نسبتاً دشوار بر بلندترین نقطه قله پای نهاده و عکسی به یادگار گرفتند . شاید دیگر نتوان پای بر چنین جایی نهاد . تیم دوم آقای امیرآبادی ، زنجیریان واکبری از تخت نادری ناظر صعود افراد بر بلندای قله بودند که آقای زنجیریان به صورت تلفنی جویای سلامتی افراد شدند که بنده به اتفاق تعدادی از دوستان برروی تخته سنگی در اوج قله قرار داشتیم و به ایشان اعلام کردم که گروه در سلامتی کامل به قله صعود نمودند . واقعاً این تماس ها در شرایط سخت دلگرمی خاصی به ما می داد . با اینکه تماس با دشواری صورت می گرفت . بالاخره پس از خوانده سوره انشراح و سرود ای ایران و گرفتن عکس در ساعت 30/9 به سمت مبداء حرکت نمودیم . با توجه به سختی مسیر قله در بازگشت دوگروه شدیم . یک گروه با آقای نوروزی و یک گروه با من به پایین حرکت کردیم . مختصر صبحانه ایی هم در مسیر صرف شد و از مسیر دیگری از روی برف های به پایین حرکت کردیم . آرزوی رحیم سرخوردن از روی برف ها بود که خیلی خوش بحالی اش می شد . پیش بینی چنین مسیری را هم نموده بود و مجهز پای در این مسیر گذاشته بود غافل از اینکه این وسایل قابل اطمینان نیستند . اصغر هم زانوهایش را با زانوبند بسته بود ولی از سرخوردن روی برف ها نمی توانست براحتی بگذرد . بقیه هم گاهی هوس می کردند مثل محسن ، با اینکه از پشت شلوارش بکلی خیس شده بود ولی خوب دیگه . یا حق بیان و اینانلو با نایلونی کوچک سعی می کردند مسیر را با سرخوردن به پایین بیایند . ما در ساعت 45/10 به پناهگاه اول رسیدیم و پس از خوردن صبحانه مختصردوم راه مان را به طرف گنج نامه ادامه دادیم . برخی دوستان کمی جلوتر به پایین حرکت کرده بودند . پناهگاه اول نسبت به پناهگاه دوم مجهزتر است و طبقه دوم آن خوابگاه کوهنوردان می باشد . امکانات بوفه و فروش مواد غذایی در هردو پناهگاه مهیا می باشد . گروه در ساعت 12  به مبداء حرکت رسید و برای بازدید از کتیبه های تاریخ عازم محل مورد نظر شدیم که در موقع نیز بارش باران شروع شد . خواند کتیبه های زمان داریوش به نیمه نرسیده بود که شدت بارش افزایش یافت و اطراف آن خلوت شد .     تقدیر و تشکر:   -     از جناب آقای دکتر شاخصی بابت راهنمایی ، پذیرایی ، هماهنگی ، حضور در برنامه و اسکان کوهنوردان پژوهشکده -   از خانواده محترم خانجانی و شریف پور بابت زحمات خالصانه و بیدریغ شان -  از آقای زنجیریان بابت راهنمایی، عکس برداری ، حضور در برنامه و تشویق کوهنوردان پژوهشکده جهت صعود به قله الوند و سایر قلل همدان -  از مرکز آموزش جهاد همدان بابت اسکان کوهنوردان پژوهشکده جهت شب مانی -  از مسئولین محترم پژوهشکده بابت حمایت و پشتیبانی از اجرای برنامه -  از آقای نوروزی بابت جلوداری و راهنمای برنامه -  از آقای غلامرضا اینانلو بابت هماهنگی ، تدارکات و عکس برداری از اجرای  برنامه -  از آقای شمس بابت فیلم برداری -  از آقای عباسپور بابت فیلم برداری  و مسئولیت مهم عقب داری گروه -   از آقای احسانی بابت  وسیله نقلیه و حمایت و حضور گر م شان در برنامه کوهنوردی -  از آقای اکبری بابت حمایت از برنامه و حضور با نشاط شان در برنامه -  و از کلیه عزیزانی که در برنامه حضور داشتند و به نحوی در اجرای موفقیت آمیز برنامه نقش ایفا نمودند . -  و از کلیه عزیزانی که در برنامه حضور نداشتند و در اجرای این صعود یار و یاور ما بودند .   با تشكر فراوان پرويز ستوده شايق     سرپرست برنامه 30/2/1386   

گزارش برنامه صعود به قله سهند و جام در استان آذربایجان شرق 14/4/1385

 

ادامه نوشته

کوه گرفتگی در ارتفاع

كوه گرفتگي يا بيماري ارتفاع در اثر صعود سريع به ارتفاع بيش از 3000-2500متر رخ ميدهد.  بعضي از افراد هر بار كه به ارتفاع ميانه ميرسند هر چند سرعت صعود كم باشد دچار عوارض ياد شده مي شوند و گروهي ديگر هرگز از ارتفاع تاثير نمي پذيرند. خردسالان و كودكان تا قبل از بلوغ در برابر انواع شديد بيماري كوه گرفتگي قرار مي گيرند ، بنا بر اين به عنوان يك راه حل قطعي ضمن حفظ آرامش در حركت و صعود،در صورت بروز هر يك از حالات مذكور مي بايد صعود را متوقف و ارتفاع را تا حد ممكن كاهش داد. استفاده از مايعات شيرين یا شربت کوهنوردی ( محلولی از شکر و نمک ) و تمرينات بدني و فرود و صعودهاي مكرر در ارتفاعات پائين تر از 4000متر نيز ميتواند روش مناسبي براي جلوگيري از كوه گرفتگي باشد.

 به هر تقدير سه متغير اصلي:

1.      نسبت صعود،

2.      ارتفاع پيموده شده

3.      و طول مدت اقامت

 به همراه تعداد بيشماري از عوامل فرعي موثر،حساسيت فرد را نسبت به بيماريهاي ارتفاع تعيين ميكند.

در ارتفاعات بالا فشار اكسيژن محيط كم شده و بهمين دليل اكسيژن خون كوهنورد نيز از حد طبيعي تنزل می يابد و علائمي نظير سردرد و سر گيجه و تهوع آغاز ميشود .در اين موارد نبايد ارتفاع را بيشتر كرد. در صورتيكه تنگي نفس،سرفه و خلط آجري رنگ مشاهده شد يا در صورتي كه كوهنورد دچار سردرد شديد،استفراغ وتشنج و هذيان گوئي گرديد بايد هر چه سريعتر بيمار را به پزشك در صورت امكان از كپسول اكسيژن كه در صعودهاي بزرگ بايد در دسترس باشد استفاده كرد. غفلت و سهل انگاري نسبت به اين علائم مخاطره آميز وجبران ناپذير خواهد بود.

گزارش صعود به کرچان مورخ 14/2/86

  گزارش برنامه  صعود به قله کرچان

سرپرست برنامه : محمد رضا یاوری

تاریخ اجرای برنامه :   14/2/86

تعداد افراد شرکت کننده : 27 نفر

نفرات شرکت کننده:

محمد رضا یاوری  –  پرویز ستوده شایق –  ابوالفضل مشهدی -غلامرضا اینانلو – رحیم احسانی –  مسعود صادقپور – جواد عدل – اصغر یوسفیه – ابراهیم امیری -ابوالقاسم دین محمدی -   محرم علی محمدی – مجید گلدوز – محسن دهقان نژاد – علی محمدی –رضا غنی زاده – علی محمدی – جلال رحیم پور – غلامرضا حبیبی فر –سیامک معززی – جابر یوسفلو – ابراهیم امیری – حامد انسانیت –سعدا... سهیلیان – رضا صفرلو – محمد رضا مهرابی – نوربخش شمس – صمد نجفی

صبح روز جمعه (يا به قول دوستان نصفه شب جمعه) از تهران به سمت ميعادگاه برنامه های جاده چالوس، يعنی مسجد جامع کرج به راه افتاديم. قرار بر اين بود با سه سواری و يک دستگاه مينی بوس به سمت منطقه گچسر واقع در 60 کيلومتری کرج حرکت کنيم. علت شروع زود برنامه را می توان درموارد زير جستجو نمود:

ü      رسيدن زودتر به منطقه و حرکت سريعتر در هوای مطبوع صبحگاهی

ü      جلوگيری از وقايع احتمالی و زمانبر اجرای برنامه

ü      گرفتار نشدن در ترافيک عصر گاهی روزهای جمعه جاده چالوس

ü      دادن زمان بيشتر به دوستان جهت استراحت و حضور بهتر در محيط کار روز شنبه

در ساعت 4:20 صبح از ميدان حافظ کرج به سمت محور جالوس حرکت کرديم. برای هماهنگی بهتر ، مينی بوس در جلوی کاروان می رفت و بقيه پشت سر. حول و حوش ساعت 5:30 صبح در روستای حسنک در( 5 کيلومتر مانده به گچسر) بوديم. هوا صاف و سکوت روستا را فرا گرفته بود. در اين گونه مواقع رعايت حقوق ساکنين بسيار مهم است و لازم می باشد تا با حفظ شعائر اخلاقی ،خاطراتی خوش را در اهالی روستا بر جا گذاريم.

 

 صدای فرياد دوستان که واژه "سنگ" "سنگ" را بر می آوردند مرا به سمت و سوی آن برد که اجرای برنامه صعود يک روزه به قله پوشيده از برف کرچان ، حداقل با اين تيم 27 نفری با خطراتی همراه خواهد بود و ريسک پذيرش آن بالاست . بايد تصميم گرفته می شد و در اين ميان داشتن افرادی منعطف و همراه، بسيار مهم است که با مشاهده وجود اين نفرات بر خود باليديم.

رودخانه کرج بسيار پر آب بود و نشان از آبدهی بالای جويبارهای اطراف می داد. با رسيدن به امامزاده حسن (ع) مشکلاتی در ادامه مسير احساس می شد چون حتی برای شروع پياده روی هم مسير هموار نبود و ريزش های متعدد کوه در ادامه راه نشان از برهم خوردگی جغرافيای منطقه می داد.

 

مسير را ادامه داديم و به دهليز منتهی به باغات ( وعده گاه صرف صبحانه ) رسيديم. مسير دهليز مملو از آب ، برفچال های مختلف و پل های نامطمئن برفی عبور را مشکل ساز کرده بود.وقتی تجمع افراد را در ابتدای دهليز مشاهده کردم خود را به آنجا رساندم. برخی از افراد در بالای دهليز بودند ، برخی در وسط به سنگ ها متصل و برخی ديگر هم با چشمان نگران همنوردانشان را می پيمائيدند.

 

 

يک گريز:

در اينجا لازم است به خاطره ای درس آموز توجه داشته باشيم.

سال 79 به اتفاق عده ای از کوهنوردان با تجربه به اردبيل جهت اجرای برنامه سبلان رفته بوديم . دوستان می دانند که مسافت و سختی دستيابی به دامنه سبلان چگونه است و احتياجی به وصف نيست. با شور و اشتياق به آنجا رسيديم اما در کمال تعجب ديديم که سرپرست گروه اعلام نمود "شرايط صعود ايمن مهيا نيست" ودر ميان بهت و تعجب ما، همگی پس از 5 ساعت استراحت راه بازگشت را در پيش گرفتيم.

چندين سال که گذشت مفهوم آن تصميم و آن همراهی را تازه ياد گرفته بودم و اينکه همنوردان همراه، چقدر می توانند در استحکام عملی يک گروه کوهنوردی اثر داشته باشند.

 

ادامه متن:

تصميم به بازگشت و يا عدم تداوم مسير خيلی سخت است به ويژه وقتی زيبايي های قله و لذت سختی های مسير آنرا به ياد آوری! اما سلامتی و ايمنی از همه چيز واجب تر است. از اين قسمت به بعد تيم برنامه به دو گروه تقسيم شد و 12 نفر از بچه ها راه قله  (به شرط حضور در يک ساعت مشخص در روستا) را در پيش گرفتند و سايرين که بنده نيز در خدمت اين عزيزان بودم راه بازگشت به روستای "حسنک در" را در پيش گرفتيم.در مسير روستا صبحانه صرف شد و در يک محيط دوستانه و به اتفاق آراء تصميم گرفتيم که راه بازگشت به خانه را در پيش بگيريم. دوستان به اين ترتيب در ساعت 10 صبح پس از ديدار از اطراف روستای حسنک در سوار مينی بوس شده و راه مراجعت را پيش گرفتند و بنده در روستا تا بازگشت نفرات در انتظار ماندم.در اينجا لازم است از دوستانی که خواهان ماندن در روستا ( تا رسيدن نفرات ديگر بودند) تشکر کنم که البته به علت محدوديت ظرفيت خودروهای باقيمانده قادر به حضور نشدند.

 

در هماهنگی با دوستان قرار بر اين شد که در راه بازگشت، از روستای زيبای سپهسالار ديدن و امامزاده درون آنرا( که از نوادگان امام سجاد (ع) می باشند) زيارت کنند که متاسفانه اين امر علی رغم تاکيد فراوان انجام نشد.

 

گزارش ادامه مسير :

مشکلات ورود به معبر صعب العبور ومسدود شدن مسير رودخانه توسط برف وايجاد پل برفی باعث شد تا نفرات به دو قسمت تقسيم شوند.

پس از دهليز صخره ای، شيب تندی که به باغات منتهی می شد را به سختی و با صرف انرژی زياد طی نموديم.در کنار درختان هميشه جويباری در جريان بود که در اين زمان فقط برف ديديم و عملا آبی در دسترس واقع نشد.قصد توقف برای صبحانه را داشتيم که به علت عدم وجود آب راه چشمه بالاتر را که در زير برف ها پنهان بود را در پيش گرفتيم.در اين زمان سمت جنوب غربی را طی می کرديم.

 

با رسيدن به چشمه پر آب که در بالاتر ازگوسفند سرا بود ،صبحانه را صرف کرديم . حدود 25 دقيقه برای صبحانه توقف داشتيم.سعی کرديم صبحانه سبک باشد . پس از تجديد قوا به صورت منظم شيب تپه ها را به سمت شمال ادامه داديم. پس از يکساعت ارتفاع گرفتن به مسير کاملا برفی برخورد کرديم که همه آنها در اثر تابش آفتاب آبکی شده بودند.راهپيمايي روی برف بسيار سنگين بود. در ساعت 10 در اين شيب  تند قرار داشتيم. مجبور شديم برای ارتفاع گرفتن به صورت زيگزاگ حرکت کنيم که از افراد خواسته شد تا به مسير پشت سر نگاهی داشته باشند و مسير حرکتی خود را بازديد کنند.

 

 

وضعيت کفش نا مناسب  برخی از افراد بر نگرانی ادامه مسير می افزود. قول و قرار خود را با سرپرست برنامه مرور کردم و به وجود مسافت زياد تا قله راه بازگشت را در پيش گرفتيم.  درتمام طول مسير ارتباط تلفنی ما با سرپرست برنامه با اشکالاتی تداوم داشت و از احوال يکديگر مطلع می شديم.

مسير با شيب تند و برفی همراه بود. حرکت به سمت پايين با دشواری وکندی صورت می گرفت . برخی از افراد اقدام به سر خوردن کردند که بقيه نيز آن را تداوم دادند.زمان بازگشت به اين وسيله سريعتر شد و تقريبا تا محل صبحانه روی برفها سر خورديم. افراد عليرغم اينکه تمام بدنشان سرد و کرخ شده بود اما از اين نوع بازگشت بسيار راضی بودند.

  

جهت عبور نکردن از دهليز صخره ای ، تصميم گرفتيم از شيب روبروی آن پايين بياييم. بدين ترتيب از سينه کش نقطه مقابل مسير رفت بالا رفته و از مسير صخره ای و سنگلاخی به پايين سرازير شده و به محل رودخانه.در ساعت 13:45 به روستای حسنک در رسيديم و به اتفاق سرپرست برنامه به سمت منازل راه افتاديم.

 

 

پايان گزارش

با تشکر از آقای ستوده شايق در ارايه بخشی از وقايع

محمد رضا ياوری  25 /1/86

 

                                       

    خلاصه زمانبندی

ساعت

نوع فعاليت و زمان بندی اجرا شده

2:30

حرکت از تهران

4:20

حرکت از کرج

5:30

حسنک در

8:40

صبحانه

11

انتهای برنامه صعود

13:40

حسنک در

16

کرج

17

تهران

 

 

در پايان برگ های اين گزارش تذکر يک نکته به خود و دوستان عزيزم را لازم می دانم.

 

عزيزان:

 

عبور از دهليز و مسيرهايي مشابه آنچه ما در برنامه کرچان به آن برخورد نموديم ، امری عادی است و چه بسا بسياری از دوستان که بازگشتند، قادر به ادامه مسير بودند، اما کوهستان در اجرای برنامه هايي با اين کميت ، محل آموزش نيست . بنا بر اين خواهشمند است در کلاس های آموزشی که در طول سال برای شما در نظر گرفته می شود با دقت و علاقه حضور بهم رسانيد و همگی به ياد داشته باشيم که در مسير کوهنورد آشنا به ضوابط کوه ،هيچ چيز مانع نيست اما کوهنورد فقط برای فتح قله به کوهستان نمی رود.سلامتی همکاران برای اينجانب و خانواده های محترم شما در اولويت اول است ضمن اينکه دوستانی که ادامه مسير دادند در حقيقت عضوی از ما بودند.

 

 

چاپ کتاب کوهنوردی نویسند پرویز ستوده شایق

 

کتاب کوهنوردی با عنوان " مدیریت و سرپرستی گروه های کوهنوردی " چاپ شد .

   قیمت ۱۶۰۰تومان

گزارش برنامه خانوادگی تنگه ساواشی 19/3/1385

به نام خدا

 

گزارش برنامه گلگشت  خانوادگی: تنگه "ساواشی"  - دشت سکوت

 

و بازديد از: آبشار واشی

تاريخ اجرای برنامه: 19 خرداد ماه 85

محل اجرا: فيروزکوه- روستای جليزجند

 

مقدمه:

 

شايد لحظه ای دل کندن از بستر گرم در روزهای تعطيل و سپری نمودن اوقات در آيات الهی موجبات تذکر فراوان ، شادی روح و تامل در نشانه های  خداوندی گردد. چه بسيار زمان هايي که درچهار ديواری خانه سپری می نماييم و اوقات سراسر مالامال از زيبايي و تفکر را از دست می دهيم.

 

پيش گفتار:

 

تنگه اندرس ، بهشت گمشده خوزستان ، تنگه گدوک ، تنگه ساوشی و... به عنوان زيبايي های طبيعت ايران در انتظار آنانی است که به سوی دنيای تفکر و تامل می روند و در اين ميان تنگه ساوشی ، دشت سکوت و آبشار واشی برای دومين بار در برابر ديدگان نفرات گروه کوهنوردی پژوهشکده قرار گرفت.

 

 

گزارش برنامه

ساعت 4 صبح از ميدان آزادگان کرج  حرکت کرديم ،هوا صاف بود و نويد يک برنامه مناسب را می داد . با گذشت از کرج به ترتيب آقای بنايي و دخترشان و خواهر بالانی به ما ملحق شدند ، آقای جعفری در ايستگاه نبود هر چند من فکر می کردم با توجه به اظهار علاقه شان ، در برنامه حاضر باشند .

تا تهران ديگر کسی در بين راه نبود ، در ميدان آزادی خانواده آقای قاسم نژاد و با  کمی تاخير  خانواده آقای برزگر به ما پيوستند و دست  آخر آقای  حسنپور و خانواده آقای حبيبی فر در ميدان انقلاب به  جمع داخل مينی بوس اضافه شدند. . تردد از داخل شهر تهران (حتی در صبح) عذاب آور است واين مسئله برای من يکی به عنوان مانعی جهت حضور در برنامه هایي با اين پيش نياز می گردد.

آقايان اينانلو و ستوده در اين برنامه مثل هميشه ياور خوبی بودند و عليرغم عدم همراهی خانواده خود ، در کنار ما بودند. پس از تکميل ظرفيت خودرو عمومی به سمت فيروزکوه حرکت کرديم و در اين بين رسيدن به جاده ای که ستيغ خورشيد در آن احاطه کامل نموده بود سختی زيادی را برای راننده به همراه داشت.

جاده منتهی به روستای جليزجند در 3 کيلومتری شهر فيروز کوه و در سمت چپ واقع است. روستای جليزجند دارای مسير مناسبی جهت حرکت خودرو نيست و باعث تاسف است که در ذهن بازديد کنندگان خاطره خوشی را بر جا نمی گذارد . البته اگر از ديدگاه زيست محيطی نگاه کنيم بهتر است که همين گونه باقی بماند!!!!

حول و حوش ساعت 8:15 بود که به پارکينگ رسيديم ، دوستان ديگر هم تقريبا تازه رسيده بودند و سرنشينان مينی بوس تقريبا به سرعت پياده شده و به اتفاق صبحانه خورديم.

در ساعت 9 و با 45 دقيقه تاخير نسبت به برنامه از پيش تعيين شده، راه تنگه"سا" را درپی گرفتيم . هوا کاملا صاف بود و خورشيد با قدرت هرچه تمامتر می تابيد. پس از 15 دقيقه پياده روی ، راهی جز رفتن درون آب نبود و به اين وسيله همه مجبور شدند وارد آب در حال گذر از تنگه آب شوند. برای بچه ها واقعا لحظات زيبايي رقم می خورد و بزرگترها نيز به واسطه خوش بودند. آب پيمايي از درون اين تنگه به طور نرمال برای خانواده ها در حدود 20 دقيقه به طول می انجامد.

شاهان خوش لياقت قاجار با آن همه تاريخ ننگين زمامداری خود ( که تقريبا در اکثر آنها آن را سراغ داريم) حتی صحنه های خوش گذرانی خود را نيز به تصوير می کشيدند . در تنگه "سا" وجود کتيبه مرتبط با لحظات شکار اين حاکمان بی تدبير به چشم می خورد و روح آدميان متفکر را به درد می آورد.

 

 

 

کتيبه قاجاريه

وجود اين کتيبه در تنگه "سا" بی اختيار مرا به ياد کتيبه طاق بستان در کرمانشاه می اندازد که در آنجا در کنار کتيبه مرتبط با گرفتن درفش کاويانی توسط اردشير دوم ، فتحعلی شاه قاجار که به حق بی لياقت ترين شاه قاجار بوده است نيز از خود کتيبه ای به يادگار گذاشته اند و گفته است که اين شاه ( اشاره به اردشير دوم) را که می بينيد با همه مراتبش ، در حال نگهبانی از درگاه ماست!!!!

آب در تنگه سا به علت اينکه تازه با پاهای انسان آشنا می شود به راستی حالت يخ زدگی را بر بدن مستولی می نمايد اما چاره چيست جز گذر!!

 

 

 

عبور از تنگه سا

با عبور از تنگه "سا" وارد دشت نسبتا وسيعی می شويم که در گذشته درياچه ای مطرح بوده اما هم اکنون دارای گل ها و مناظر بديع فراوان است. آفتاب در اين ناحيه ( در صورت نداشتن حفاظ بدنی ) به طور حتم دست ها و صورت را می سوزاند و بهتر است تمام بدن دارای پوشش گردد.

عبور از دشت "سکوت" برای همگان جالب است زيرا در اين مسير هم می توان از حال و هوای درون تنگه بيرون آمد و هم استراحتی است برای آنان که از محيط سبز و با طراوت چمنزارها می خواهند استفاده نمايند.

 

 

دشت سکوت

در حدود 45 دقيه تا يک ساعت در دشت سکوت بوديم و به دنبال آن در حالی که حضور در برابر پرتو سوزان خورشيد همه را به ستوه آورده بود وارد تنگه "شی" شديم.

 آب در اين ناحيه نسبت به تنگه "سا" از عمق کمتر و پهنه تنگه از وسعت بيشتری برخوردار است. در اين قسمت دسترسی ما با آب آشاميدنی ميسر است و می توان به راحتی از روی ديوارها آب تهيه نمود.

برای آندسته از افرادی که خواهان اجرای يک برنامه ، بدون وجود برخی نفرات که چهره زيبای مناظر را خراب می نمايند هستند ، پيشنهاد می شود قبل از طلوع آفتاب در ابتدای تنگه "سا" حاضر باشند تا به اين وسيله قبل از شلوغ شدن محل قادر به بازگشت باشند.

نفراتی که همراه خانواده بودند در اين پيماش با سرعت کمتری حرکت می کردند و اين منجر به اين شد که برخی از دوستان مسيرهای طی نشده سری قبل را بپيمايند.

استفاده از کتانی و يا پوتين در عبور از آب های تنگه بسيار سودمند است زيرا منجر به جلوگيری از اسيب پا شده و در حاليکه به اندام جراحتی وارد نمی شود ، مانند دمپايي به روی آب نيز  شناور نمی گردد تا مجبور به دنبال کردن آن باشيم.

 

 

 

تنگه شی

در تنگه "شی" افراد با راحتی بهتری طی طريق نمودند و به اين ترتيب پس از نيم ساعت آب پيمايي به آبشار واشی رسيديم.طی نمودن اين مسير کمی برای خانواده ها سخت بود اما بحمدلله با موفقيت تمام شد.

 

 

 

ناحيه پايين دست آبشار واشی

رسيدن به آبشار واشی آدمی را به وسوسه حضور در زير ابشار می اندازد و در حاليکه در ابتدای کار هر کس منتظر باز شدن باب ورود به زير آن است اما نياز به فردی که اين فکر را اجرايي نمايد احساس می شود.در اين ميان اقدام آقای ستوده در گشايش اين باب منجر به حضور سايرآقايان در اين مکان شد و واقعا عجب لذتی را به انسان منتقل می نمود .

 

 

 

حضور در زير آبشار واشی

پس از گذست نيم ساعت از حضور در اين مکان راه بازگشت را در پيش رو گرفتيم و در ساعت 12:30 در محلی که در نزديکی تنگه "سا " بود به صرف نهار و اقامه نماز پرداختيم.

 ساعت 13:15 به سمت پارکينگ حرکت کرده و بعد از جمع وجور نمودن افراد راه تهران را در پيش گرفتيم.

راه بازگشت با توجه به وجود کاميون ها و وسايط نقليه سنگين بسيار خسته کننده بود که لازم است در اين خصوص آمادگی روحی نزد تيم های شرکت کننده بالا رود.

 

 

 

نفرات شرکت کننده در برنامه

ذکر يک نکته

 

خداوند در قرآن می فرمايد:

ما داستان های پيامبران را برای سرگرمی نياورده و بايد در خصوص آنها تفکر تماييد.

پيش از اجرای برنامه به هريک از دوستان در پشت برگه مرتبط با زمانبندی اجرايي ، جدولی تحت عنوان ارتباط داستان حضرت يوسف(ع) با امام مهدی (عج) ارايه شده است که جا داشت در حين  انجام برنامه به روی موضوع آن بحث می شد.

در اين راستا ضمن دعوت همه عزيزان به تفکر در خصوص اين مورد ارايه شده خواهشمند است در صورت داشتن نقطه نظر و يا هر گونه مسئله ای اينجانب را در اطلاع واقع نمايند.

 

 

تشکر از همه دوستان

 

جا دارد در پايان گزارش از زحمات تمامی نفراتی که به نوعی در هرپه چه پر بار تر شدن برنامه تلاش نمودند به ويژه ياوران هميشه گروه کوهنوردی تقدير و تشکر به عمل آيد.

 

در پناه امام (ع)

موفق و مويد باشيد.

 

محمد رضا ياوری- سر پرست برنامه

 22 خرداد ماه 85

 

 

اسامی و تعداد افراد شرکت کننده

 

رديف

نام و نام خانوادگی

تعداد همراه

1

پرويز ستوده شايق

----

2

غلامرضا اينانلو

----

3

کريم حسنپور

----

4

صديقه بالانی

 

5

صمد نجفی

 

6

حبيب بنايي

1

7

محمدرضا ياوری

3

8

رضوان ا... حق بيان

6

9

محمود دروديان

4

10

قدرت ا... محمد زمانی

6

11

شعبانعلی قاسم نژاد

2

12

سعيد برزگر

3

13

غلامرضا حبيبی فر

2

 

 

 

تجربيات سفر به تنگ "سا" و "شی" و آبشار واشی

 

1-      به زمان حرکت و تنظيم برنامه های خود با آن دقت فراوان نماييم.

2-      وسايل مختص  کودکان را به همراه داشته باشيم.

3-      استفاده از ملزومات اشاره شده در جلسات هماهنگی را جدی بگيريم.

4-      به محيط زيست به عنوان ريه های تنفسی بنگريم و به کودکان خود اين امر را بياموزيم.

5-       

 

گزارش برنامه زمستانی دارآباد  20/11/1385

بنام خدا

گزارش : برنامه زمستانی ( دارآباد - شمال تهران )  -البرز مرکزی(دامنه جنوبی)

به مناسبت گرامی داشت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی

سرپرست برنامه  :    پرويز ستوده شايق

تاريخ اجراي برنامه        20بهمن  1385

موطن آدمي را بر هيچ نقشه اي نشاني نيست.

موطن آدمي تنها در قلب كساني است كه دوستش مي دارند.

رهآوردهاي خاص زندگي هميشه در سكوت پيشكش مي شوند.

دوستي و عشق،

     شادي دارد،

         گل و طلوع خورشيدو سكوت

             به مثابه اي فضاي ژرف فرزانگي

                 دلتنگي آدمي را با  ترانه اي مي خواند،

                     روياهايش را آسمان پر ستاره ناديده مي گيرد

                        و هر دانه برفي به اشكي نريخته مي ماند.

                          سكوت سرشار از ناگفته هاست،

                            از حركات ناكرده

                             اعتراف به عشق هاي پنهاني و

                               شگفتي ها بر زبان نيامده.

                                  در اين سكوت حقيقت ما نهفته است.

                                                             حقيقت من و كوه .

 

اسامي افراد شركت كننده

 

رديف

نام همنورد

مسئوليت

1

پرويز ستوده شايق  

سرپرست برنامه

2

غلامرضا اينانلو

جانشين سرپرست

3

 کریم حسن پور

همنورد

4

 غلامرضا حبیبی فر

عقبه گروه

5

 منصور ابوالحسن

جلودارگروه

6

 علی اصغر اینانلو

همنورد

7

 ابراهیم امیری

همنورد

8

 ابراهیم  پوراسماعیل

همنورد

9

 محمد رضا گلدوز

 همنورد

10

 رحمان زمانزاده

همنورد

11

 محمد حامد انسانیت

همنورد

12

 سعدالله سهیلیان

همنورد

13

 جلال رحیم پور

همنورد

14

 مهدی اینانلو

همنورد

 

زما نبندي اجرا

رديف

نام فعاليت

زمان رسيدن

زمان حركت

1

ميدان دارآباد 

45/6 صبح

شروع برنامه

2

چشمه درازلش

45/8

توقف برا صبحانه

3

رسيدن به خط الراس 

30/11

 

4

برگشت به پایین

40/11

 

5

ميدان دارآباد

30/13

پايان برنامه

 

گزارش برنامه صعود با 14 نفر از مبدا ميدان دارآباد راس ساعت 45/6 صبح شروع مي شود.دوستاني هم بودند كه قول همراهي داده بودند ولي افتخار همراهيشان را نداشتيم دلايل گوناگوني عنوان شد فقط مي گوييم جايشان خالي بود يكروز آفتابي و در مسیری برفی، براي ورزش مفرح كوهنوردي فرصت ها به سرعت در حال سپري شدن است و اميدواريم برخي از آنها را براي احياي سلامتي هزينه نمائيم. روستاي دارآباد روستائي است ييلاقي در شمال نياوران كه كاملا به شهر تهران وصل شده است.در اواخر حكومت قاجاريه در منتهي اليه شمال اين روستا يك كاخ كوچك ساخته شده كه مدتها محل سكونت احمد شاه قاجار بوده و بعد از سقوط حكومت قاجار به بيمارستان تبديل گرديده است و در حال حاضر نيز بعنوان يك واحد درماني از آن كاخ استفاده مي شود.مبدا شروع كوهنوردي پس از گذشتن از گلزار شهداي دارآباد و به بيمارستان مذكور در انتهاي ميدان دارآباد مي باشد . مسير اول: حدود 500 متر بعد از شروع راهپيمايي به سمت راست پيچيده و از كنار تنها قهوه خانه بنام سربند  غلاک  كه در روي تپه بنا شده گذشته بعد از طي مسافتي حدود 500 متر ديگر به طرف راست پيچيده و از داخل يك محوطه پر درخت به شيب تندي منتهي مي شود و پس از تراورس هاي متعدد روي اين شيب نسبتا تند روي سريال منتهي به قله قرار مي گیرد.در ابتداي يال دكل هاي برق سپاه و سيم خاردار اطراف آن وجود دارد.كه پس از عبور از آنها شيب يال كمي بيشتر شده و پس از عبور از چند فراز و فرود به مسیر به سمت قله امتداد می یابد . مسير دوم:براي صعود به ارتفاعات وقله مونگ چال مسير كنار رودخانه مي باشد كه اين مسير همه جا از دره زيباي دارآباد از كنار رودخانه دارآباد عبور مي كند و در انتهاي دره كه منطقه خوش آب و هوايي است به يك شيب تند سنگي و درختان زياد منتهي مي شود كه آبشار باريك بسيلر زيبايي هم روي سنگ جاري است و بعد از صعود از اين شيب به چشمه درازلش مي رسيم كه آب بسيار گوارايي دارد.پس از تهيه آب از اين چشمه مسیر دسترسي به قله شيب تندي است كه در برخي از مسير حالت شن اسكي داشته و صعود دشوار مي گردد و همينطور وجود بوته هاي خاردار نوعي گل هم در فصولي كه برف نيست مشخصه خوبي است. امروز این مسیر برفی بود و عبور از مسیر پاکوب صورت می گرفت . معمولاً در مسیر های برفی نفرات جلویی انرژی بسیار زیادی باید صرف نمایند . وجود این مسیر نفرات را به ترتیب پشت سرهم قرار می داد و گروه بسیار منسجم تر بنظر می رسید که دوستان نیز از موقعیت استفاده کرده و عکس های از حرکت گروه تهیه نمودند .   واقعا افسوس خوردم كه پس از زندگي چندين دهه در تهران چرا تا كنون به اين مناطق پاك و مفرح    نيامده ام . من نميدانم شما كه اين مطلب را مطالعه مي فرماييد چند بار به ارتفاعات و قله  دارآباد يا و  به منطقه تفريحي آن رفته ايد؟! اگر چنین فرصتی نداشته اید حتما در سال آیند همتی نماید و در یک روز تعطیل سری به آنجا بزنید که بطور مسلم روز شاد و پر نشاطی خواهید داشت .   و در بازگشت از مسير دیگر که شیب نسبتا، تندی داشت به سمت  مبدا حركت رسيديم.جا دارد در اينجا از كليه عزيزاني كه در برنامه شركت نموده بودند تقدير و تشكر نمايم.
 به امید دیدار مجدد شما 
با تشکر پرویز ستوده شایق سرپرست برنامه

گزارش برنامه صعود به قله توچال 20/5/1385

 

بنام خدا

 گزارش برنامه صعود به قله 3962 متري توچال

البرز مرکزی(دامنه جنوبی)   (دربند - شمال تهران )

سرپرست برنامه  :پرويز ستوده شايق  

تاريخ اجراي 20   :  مرداد  ماه  1385

 

 

گزارش برنامه :

  قله توچال به عنوان نزديكتري قله مرتفع به تهران سهل الوصول ترين قله از لحاظ دسترسي به مبداء صعود است .  اين قله داراي مسيرهاي صخره ايي بوده و از ارتفاع مناسبي نيز برخوردار مي باشد . شايد نوشتن گزارش از مسيري كه كاملاً عمومي است ساده نباشد ولي ذكر اين نكته ضروري است كه بيان هر تجربه ايي مي تواند براي ساير عزيزاني كه با اين ارتفاعات آشنا نيستند مفيد باشد به همين خاطر مطالبي را به بهانه گزارش برنامه خدمت دوستان ارائه مي نمايم . عمومي ترين مسير براي رفتن به اين قله از طريق ميدان دربند و سپس ميدان سربند ( ميدان مجسمه كوهنورد ) مي باشد . شما براي رفتن به اين محل از ميدان تجريش روبروي امامزاده صالح(ع) توسط سواري هاي خطي مي توانيد به مبداء صعود برويد . البته با تله سي ايژ خانواده ها مسير كوتاهي را مي توانند طي نمايند .  ما طبق قرار در ساعت 5 صبح در ميدان مجسمه جمع شديم و در ساعت 15/5  بسمت شمال از سمت چپ رودخانه در امتداد تله سي ايژ حركت نموديم . روستاي پس قلعه را در صبحگاه پشت سر گذاشتيم .

 

در ساعت 8 صبح به پناهگاه شير پلا رسيديم و صبحانه را در آنجا صرف نموديم . و پس از صرف صبحانه  9 نفر از افراد راهي قله شديم . هوا آفتابي بود و گرم ، البته در ارتفاعات باد ملايمي مي وزيد ولي گرماي هوا به قوت خود باقي بود . آمادگي بدني افراد وضيعت مناسبي نداشت . با اين حال ريتم حركتي ما در صعود مناسب بود و من بعنوان سرپرست سعي كردم با نظم گروهي و قرار دادن نفرات در جايگاه مناسب حركت گروه را انسجام بخشم كه الحمدالله دوستان هم رعايت كردند و صعود به خوبي صورت مي گرفت . توجه داشته باشيد كه افراد شركت كننده در برنامه همگي حرفه اي نيستند و طيف گسترده ايي از نفرات در هر برنامه شركت مي كند و اين عامل برنامه ريزي استاندارد براي حركت گروهي را دچار نوساناتي مي كند . ضمن اينكه چه بسا نفرات بسيار آماده هم بدلايل مختلف از جمله آسيب ديدگي جزيي مي تواند باعث كندي حركت گردند . پس طبيعت برنامه هاي چنين اقتضايي را في نفسه در خود دارد .

ما در ساعت 15/10 به جانپناه اميري ( سياه سنگ ) در ارتفاع 3387 متري رسيديم .

 

و بالاخره در ساعت 12 ظهر روز جمعه 20/5/85 كليه نفرات به قله توچال رسيديم .

پس از 50 دقيقه توقف در قله ، اجراي مراسم قله  و تهيه عكس قله را ترك نموديم .

در بازگشت بدليل مشكلاتي كه براي دو نفر از افراد بوجود آمد مجبور شديم سرعت خود را كاهش دهيم . و از دره اوسون بازگشتيم . آخرين نفرات در ساعت 30/19 به ميدان مجسمه رسيديم . و پايان برنامه             

 

  

با تشكر فراوان

پرويز ستوده شايق

سرپرست برنامه

 

21/5/85

ادامه نوشته

برنامه زمستانی دشت هویج  15/10/1385

 

ادامه نوشته

گزارش صعود به ارتفاعات کولکچال 12/8/1385

 

ادامه نوشته

گزارش کوهپیمایی فرحزاد به امامزاده داوود -   3/9/1385

 

ادامه نوشته

گزارش بازدید از غار کتله خور در استان زنجان در تاریخ 16/9/1385

برای دیدن گزارش قسمت ادامه مطلب را کلیک کنید .  ستوده

ادامه نوشته

گزارش برنامه کوهپیمایی ارتفاعات زاگرس و بازدید از دریاچه گهر 28/4/1385

بنام خدا نام
برنامه :   كوهپيمايي ارتفاعات زاگرس و بازديد از درياچه گهر
مناسبت برنامه :  ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) و حضرت امام خميني (ره )
تهيه گزارش :     پرویز ستوده شایق
تاريخ اجراي برنامه  :  28،29و30  تيرماه  ماه  1385 

معرفي درياچه گهر

سلسه جبال اشتر انکوه در 5 کيلومتری جنوب شهرستان ازنا يکی از عجايب طبيعی ايران و همچنين يکی از ذخاير طبيعی ارزشمند جهان می‌باشد. اين رشته کوه عجيب و منحصر به فرد در حدود 30 سال پيش در رديف محيط زيست جهانی (زيست کره) قرار گرفته است.

اين رشته کوه زيبا و منحصر به فرد از 8 کوه و قله بسيار مرتفع در کنار هم تشکيل شده است که به واسطه بلندی بسيار زياد و در رديف هم به مانند کوهانی از شترهای به هم پيوسته می‌باشد لذا به اشتر انکوه معروف گشته است. در تابستان نسيم برفهای اشترانکوه دمای شهرستان ازنا را بسيار خنک می‌کند و مجاورت شهرستان ازنا به اشترانکوه هوای اين شهرستان را در زمستان به طرز عجيبی بسيار سرد کرده و ازنا را جزو سردترين مناطق ايران نموده است. اشترانکوه همه سال پر از برف و يخچال‌های طبيعی آن چند ده هزار سال سن دارند و اما درياچه گهر، اين درياچه زيبا در پای قله سِن بُران و گل گل در ارتفاعات شمال روستای طيان شهرستان ازنا واقع گرديده است. در اثر ذوب شدن برفها در اين دو قله و سرازير شدن رود در محلی به همين نامه (گهر) درِياچه‌ای به زيبايی آسمان و زلالی اشک چشم و به مساحت چند صد هکتار و عمق متوسط 20 متر تشکيل می‌شود. درياچه گهر شامل دو درياچه می‌باشد، گهر پايين وگهر بالا که يکی از يکی زيباتر می‌باشد. در اطراف درياچه گهر درختان بيد روئيده‌اند و زيبايی بسيار زيادی به آن منطقه بخشيده است. منطقه گهر محل بسيار بسيار مناسبی برای تفريح و آسايش می‌باشد. ماهی گيری در گهر آرزوی هر توريست و گردشگر می‌باشد. هنگام استراحت در آن مکان موج زدن آب بسيار زلال، نسيم سرد و بوی درختان سنجد و ديدن قله‌های پر برف سن بران و گل گل و دوری از محيط آلوده شهري ، مطمئناً چند ده سال به سن انسان می‌افزايد. راز زيبايی و بکر بودن طبيعت گهر در اين است که اين منطقه فاقد جاده ماشين رو مي‌باشد و به علت شيب‌های زياد شما به جز کشيدن خودتان به سمت بالا به چيز ديگری فکر نمی‌کنيد . منطقه درياچه گهر اشترانکوه همانطور که در وصف آن خوانديد يکی از رشته کوه‌های زاگروس می‌باشد که در استان لرستان واقع است.

طول زمينی اشترانکوه 40 کيلومتر و بلندی آن 4200 متر و جهت آن بسيار کم در جهت شمال غربی به جنوب شرقی می‌باشد. تمام ضلع شمالی اشترانکوه و يک دوم آن که در واقع زيباترين مناطق آن را هم شامل می‌شود و به صورت قلل عظيم و پر برف، تونل‌های برفی و سراب‌های فراوان است در شهرستان ازنا قرار گرفته است. پشت اشترانکوه بين دو منطقه دورود و منطقه شول آباد اليگودرز قرار دارد که بيشتر به صورت کوه‌های تپه‌ای مانند بلند هستند. در واقع مسيرهای درياچه گهر به اين صورت می‌باشد. فاصله شهرستان درود تا چشمه خرم 21 كيلومتر و فاصله چشمه خرم تا درياچه 17 كيلومتر است و با توجه به فراز و فرود هاي بين مسير حدود 4 ساعت پياده روي مي باشد كه در چند محل شيب تند بوده و خصوصاً در بازگشت فشار زيادي را به افراد تحميل مي نمايد . 

اسامي افراد شركت كننده در صعود به ارتفاعات زاگرس و بازديد از درياچه گهر 

پرویز ستوده شایق - حسين    اسداللهي   غلامرضا    اينانلو  -  محمد رضا ياوري  -  احمد غریب زاد - محمد کاظم نوروزی  کیوان شعبانی - سید جواد موسوی - صادقیان - کریم حسن پور - علی محمدی  علی فکوری - ابوالقاسم دین محمدی - غلامرضا حبیبی فر - ابراهیم امیری  رضا صیادی فر - محسن دهقان نژاد - رضا غنی زاده - مهدی ثنایی - احمد سلطانی  - علی سینا پالیزگر - بهنام غنی زاده - بهداد یاوری - امیرصادق ستوده شایق  
 زمانبندي اجرا برنامه  
 روز اول  چهار شنبه   28/4/85 حرکت از پژوهشکده   ۱۹ 
روز دوم   پنجشنبه  29/4/85
رديف نام فعاليت زمان حركت موقعيت 2 رسيدن  به شهرستان درود 2 صبح در استان لرستان 3 رسيدن به چشمه خيه ( پاركينگ )  15/3   تعويض لباس -كوله بندي – نمازصبح 4 حركت از چشمه خيه 15/4 بسمت شرق    5 ايستگاه تقويت مخابراتي پنبه كار 40/5 در بين مسير با دو اطاق و آنتن مربوطه مشخص است 6  رسيدن به چشمه پنبه كار 30/6   7 رسيدن به درياچه گهر بزرگ  30/8 محل برقرار كمپ و شب ماني       روز سوم   جمعه   30/4/85 رديف نام فعاليت زمان حركت موقعيت 8 بيدار باش 15/4 صبح   9 حركت از محل شب ماني 30/5 به سمت مبداء  10 رسيدن به چشمه پنبه كار   7 15 دقيقه توقف براي استراحت و صرف صبحانه  11 رسيدن به ايستگاه پنبه كار 45/8 در اين محل چادر عشايري براي استراحت برپا و فروشگاهي براي عرضه برخي نوشيدني و خوراكي داير مي باشد  12  رسيدن آخرين نفرات به پاركينگ   45/9 پايان كوهپيمايي 13 حركت به سمت درود 15/10   با يك دستگاه ميني بوس و يك دستگاه سواري 14 حركت از پارك جنگلي درود 11 با اتوبوس 15 انتهاي مسير در  تهران   18 پايان برنامه گزارش برنامه : برنامه در روز چهار شنبه ساعت 19 از پژوهشكده مهندسي جهاد كشاورزي آغاز گرديد و در اين برنامه تعداد 24 نفر حضور داشتند كه اسامي آنها در جدول اسامي نفرات اعلام گرديده است . بدليل اينكه تعداد نفرات بيش از يك ميني بوس بود تصميم براين شده كه از يك اتوبوس براي اياب و ذهاب استفاده شود كه با كمك آقاي سرلك از گروه شيمي هماهنگي مربوطه با راننده محلي كه در خط تهران اليگودرز كار مي كرد صورت گرفت . پس از اينكه يكي از برادران با تاخير به ما پيوست اتوبوس به مقصد شهرستان درود براه افتاد . آقاي فكوري هم با جابجايي در محل سوار شده در اسلامشهر به ما ملحق شد و جمع نفرات تكميل گرديد . با توجه به اينكه شام اول تدارك ديده شده بود آقايان غلامرضا اينانلو و حسن پور ابتدا در وسط اتوبوس و بعداً د رانتهاي اتوبوس مشغول تهيه ساندويچ و توزيع آن بين افراد شدند . اين شام اول گروه بود كه در اتوبوس صرف شد . نماز را بين راه در حوالي قم بجاي آورديم . بدليل اينكه تعدادي از صندلي هاي اتوبوس خالي بود شب را به حالت خواب و نيمه بيدار در گرماي زياد داخل ماشين مشغول   بوديم . پيدا كردن آدرس مبداء صعود هم ماجرايي داشت كه بدليل اينكه در بسياري از برنامه هاي مسافرتي و كوهنوردي گريبانگر ما مي شود آن را نقل مي نمايم . هرچند سرپرست برنامه قبلاً يكبار به منطقه رفته بود ولي مي خواستيم شبانه و با اطمينان بيشتر وارد منطقه شويم از اينرو با آقاي لشني رئيس هيات كوهنوردي شهرستان درود تماس گرفته و از ايشان راهنمايي مسير را درخواست نموديم . شايد به جرات بتوانم بگويم كه اين اولين بار بود كه آدرس محلي بدرستي در اختيارمان قرار داده شد. ما انتظار اتلاف وقت زيادي براي پيدا كردن مسير بوديم كه چنين نشد . آدرسي كه براي رسيدن به مبداء حركت در اختيارمان قرار بدينصورت بود : درود – ميدان آزادگان-داخل كمربندي – سمت چپ دور ميدان – مركز شهر – ميدان فرمانداري – پارك جنگلي – پارك جنگلي به سمت داخل پارك ( بسمت بالا ) – پس از اتمام جاده پارك جنگلي – جاده سمت راست را نرويد – مستقيم به مسير ادامه دهيد جنگل و سپس چشمه صلوات – جاده خاكي را نمي رويم –  از كنار روستاي درب آستانه عبور مي كنيم –سمت راست را نمي رويم – به محل شكارباني مي رسيم – پس از شكار باني ادامه مسير مي دهيم تا به چشمه خيه ( خرم ) برسيد. ملاحظه مي كنيد كه تمام نكات مورد نظر قيد گرديده است . ما هم شبانه و در تاريكي با همين راهنمايي به مقصد رسيديم . در پيچ و خمهاي پارك جنگلي بدليل طول زياد اتوبوس و شيب جاده مشكلات زيادي براي راننده ايجاد نمود كه عدم رضايت راننده را بدنبال داشت . و نيز ادامه مسير جاده باريك بود و به قول شاگرد راننده جاده غير استاندارد بود . ما در ساعت 2 صبح روز پنجشنبه به شهرستان درود رسيديم و مطابق آدرسي كه در اختيار داشتيم به سمت پاركينگ حركت نموديم . و در ساعت 15/3صبح روز پنجشنبه 29/4/85 به محل پاركينگ ( چشمه خيه ) رسيديم . در اطراف اين پاركينگ چند دكه عرضه مواد غذايي و نوشيدني وجود دارد و بدون نگهبان مي باشد ولي پارك خودروهاي شخصي زياد در محل پاركينگ نشان از امنيت اين محل دارد لذا افرادي كه به قصد بازديد از درياچه گهر با خودرو دارند با خيال آسوده مي توانند خودرو خود را در اين پاركينگ متوقف نمايند و پياده به سمت درياچه گهر حركت نمايند . البته تعدادي هم د رمحل حضور دارند كه  چهار پا جهت حمل بار يا سوار شدن افراد كرايه مي دهند پس غصه در راه مانده را نداشته باشيد چون با پرداخت مبلغي حدود 10 هزار تومان مي توانيد الاغ يا قاطري را بصورت يكطرفه تا درياچه گهر بزرگ اجاره نماييد . البته بدون راننده و قيمت راننده خر به قيمت كرايه آن اضافه مي شود .( از 4 تا 8 هزار تومان بستگي  به قدرت چانه زني شما دارد ) گروه پس از تخليه بار از اتوبوس نماز صبح را در محل پاركينگ اقامه نمود و پس از كوله بندي و اجاره يك الاخ جهت حمل وسايل عمومي و چادرهاي شب ماني  در ساعت 15/4 صبح بسمت درياچه براه افتاديم . مسير حركت به سمت جنوب شرقي است و كاملاً پا خور بوده و مشخص مي باشد هرچند در تاريكي كمي مشكل بنظر مي آيد ولي با چراغ قوه هايي كه بهمراه داشتند براحتي مي توانستند در مسير حركت نمايند . عده ايي هم كه چراغ قوه نداشتند در پناه نور چراغ قوه ديگران حركت مي كردند . هوا رفته رفته رو به روشن شدن مي رفت و نگراني از اين بابت نبود ولي افرادي كه براي اولين بار در اين برنامه شركت مي كردند اهميت وجود وسايل در مواقع ضروري را درك مي كردند و حتماً اين موارد را به عنوان تجربه شخصي نزد خود نگه مي داشتند كه بدون وسايل قدم گذاشتن در كوهستان مي تواند حادثه آفرين باشد .   پس از يك ساعت و بيست و پنج دقيقه راهپيمايي ( ساعت 40/5 صبح ) در هواي تاريك و نيمه روشن صبحگاهي به ايستگاه تقويت پنبه كار رسيديم . در اين محل دو اطاقك با فاصله حدود 50 متر از هم ديده مي شود و سياه چادر عشايري كه براحتي استراحت افراد گذري برپا گرديده و همچنين چادري كه به ارائه مواد غذايي و نوشيدني مشغول است ديده مي شود اين چادر در موقع رفت باز نبود . ولي در بازگشت دوستان از خريد هم نمودند . بعد از ايستگاه تقويت پنبه كار يك سرازير تند در پيش رو بود كه گذر از آن حدود 50 دقيقه به طول انجامد .  در اين محل بود كه حركت الاغ اجاره شده بسيار كند شد و آقاي صادقيان و حسين اسداللهي و گاهي آقاي نوروزي خر بيچاره را ابتدا با زبان ( البته انواع زبانهاي رايج ) و سپس با ضربات تركه درختان اطراف وادار به حركت نمودند . در انتهاي شيب چشمه  پنبه كار قرار دارد كه داراي آب ضلال و گوارايي است . و اطراف آن  توسط درختان تنومندي احاطه شده است و مكان مناسبي براي استراحت مي باشد . گروه توقف كوتاهي در كنار چشمه داشت و پس از استراحتي كوتاه و نوشيدن آب گوارا در ساعت 50/6 حركت مجدد خود را آغاز نمود . ادامه مسير شيب ملايمي دارد و طولاني بنظر مي رسد . ( تصوير 2 ) ادامه مسير از كنار رودخانه ايي است كه رودخانه گهر نام دارد  و در سمت چپ بسمت روبرو سلسله جبال اشترانكوه قرار دارد . بعد از چشمه پل فلزي -  سيماني ( اسكلت فلزي با روكش سيماني ) دو دهانه ايي روي رودخانه احداث شده كه عبور از رودخانه آسان مي نمايد . پس از چند دقيقه در سمت راست و دور از جاده چشمه سفيد آب قرار دارد كه در بازگشت دونفر از افراد از نزديك  سرچشمه آن را مورد بازديد قرار دادند (  شعباني و نوروزي )  تصوير شماره 3  مسير طولاني است ولي بالاخره كليه نفرات در ساعت 30/8 صبح به درياچه زيباي گهر رسيدند . در كنار درياچه گهر نيزار و درختان فراواني وجود دارد و محل مناسبي جهت برقراري چادر و شب ماني است . بايد توجه داشت كه يك طرف درياچه قابليت چادر زدن دارد و سمت مقابل قلل اشترانكوه بدليل شيب تند صخره هاي اطراف قابل استفاده نمي باشد در ضمن عمق آنطرف نيز در ساحل زياد است و جهت شنا مناسب نمي باشد . گروه 6 چادر جهت شب ماني در محل مناسبي برپا نموده و استراحت و توقف در اطراف درياچه آغاز گرديد . تصوير 4 بدليل شلوغي اطراف درياچه و چادرهاي زيادي كه قبلاً زده شده بود ما كمي دورتر از ساحل و در محلي كه سايه كمي داشت بناچار چادر زديم . و براي استراحت به زير سايه درختان اطراف پناه برديم ، هوا بسيار گرم بود و شدت آفتاب باعث سوختگي پوست بسياري از افراد شد ضمن اينكه پشه هاي اطراف درياچه نيز بدنبال خون تازه مي گشتند . پناه آوردن به داخل آب و شنا كردن در اين شرايط شايد بهترين گزينه بود ولي يك مشكلي كه وجود داشت سردي آب بود . آب درياچه به گونه ايي است كه از يك طرف آن وارد و از طرف ديگر درياچه خارج مي شود و چون از سرچشمه آن زياد دور نيست به همين دليل سرد مي باشد ولي با اين حال قابل تحمل مي باشد . و دوستان شناي مفصلي را در درياچه داشتند كه آقاي صيادي فر با قايق بادي كه به همراه داشت باعث سرگرمي و تفريح كليه افراد مخصوصاً جوانترهاي گروه بود . من ( ستوده ) و آقاي نوروزي هم علارغم باد شديد روي درياچه با كمك همين قايق توانستيم عرض درياچه را كه حدود 800 متر است در مدت حدود يك ساعت طي نمايم . البته باد مانع رسيدن ما به طرف مقابل بود از اينرو در موقع رفت من داخل آب شنا كردم  و در بازگشت آقاي نوروزي  . بقيه نفرات هم مشغول شنا كردن در درياچه بودند و كساني كه فن شنا را به خوبي بلد نبودند در نزديكي ساحل مشغول تفريح و لذت بردن بودند . ناهار را  با تداركات مناسب دوستان در كمپ صرف نموديم كه جا دارد در اينجا از زحمات آقايان شعباني و موسوي  و ساير عزيزان كه در تدارك ناهار مشاركت داشتند تشكر نماييم . بعد از ناهار نيز وقت آزاد بود و دوستان در اختيار خودشان بودند از اينرو عده ايي از دوستان تصميم گرفتند دوري اطراف درياچه داشته باشند كه تعاريف و تصاوير بسيار زيبايي از ساحل شمالي داشتند خصوصاً هنگام غروب آفتاب كه صحنه هاي بي بديل طبيعت در جلو ديدگان دوستان قرار داشته است و برخي از صحنه نيز توسط دوربين آقاي سيد جواد موسوي ثبت گرديده اند و در تصاوير برنامه موجود مي باشد . بنده ( ستوده ) و آقاي ياوري نيز با برنامه ريزي قبلي كه صعود به ارتفاعات زاگرس  و از اهداف اوليه صعود گنجانده شده بود به  قصد شناسايي  مسير صعود به قله اشترانكوه و مسير بازگشت از قلل  سن برا ن درياچه گهر را به سمت ارتفاعات اشترانكوه ترك نموديم . ابتداي مسير شيب ملايمي داشت . پس از صعود به ارتفاعات مشرف به درياچه  و در امتداد طول درياچه به پيش رفتيم . پس از حدود 40 دقيقه  از يكي از يالهاي منتهي به قله اوج گرفتيم مسير شيب تندي داشت و پوشش گياهي متنوعي در آن به چشم مي خورد . درختان پسته وحشي و نيز آلبالوي وحشي به وفور در منطقه قابل مشاهده بودند . ظاهراً فصل پسته نبود ما نتوانستيم از پسته ها استفاده نماييم ولي آلبالوي وحشي كه اندازه آن كمي كوچكتر از آلبالوي درختي كاشته شده مي باشد روي درختان بود و رسيده آن مزه ترش و شيريني داشت . ما تا ارتفاع حدود 300 متر مانده به قله سن بران و اشترانكوه در مدت حدود سه ساعت بالا رفتيم و مسير فرود از قله را از نزديك رويت كرديم كه در فيلمبرداري صورت گرفته مسير و وضعيت آن كاملاً به تصوير كشيده شده و توضيحات لازم روي فيلم توسط بنده و آقاي ياوري گفته شده است كه علاقمند به اين قسمت برنامه مي توانند قسمت آخر فيلم را با دقت بيشتري ملاحظه بفرمايند  . پس از بازگشت ما از ارتفاعات و بازگشت دوستان از گشت دور درياچه شام را بصورت مختصر صرف نموده و شب را در چادر و بيرون چادر به صبح رسانديم . البته با يك تفاوت ، و آن اينكه پشه هاي منطقه از افرادي كه بيرون از چادر خوابيده بودند رضايتمندي كاملي را داشتند تا افراد داخل چادر ، از اينرو لعنت پشه هاي بدرقه راه سازندگان چادر و پشه بندهاي نفوذ ناپذير بود . سر و صداي چادرهاي اطراف كه شما را  راحت نمي گذارد رقابت سختي بين سروصداي چادرها  برقرار است و نتيجه آن عدم خواب مناسب است . خلاصه شب را به صبح رسانديم ساعت 15/4 صبح جمعه 30/4/85 با نور چراغ قوه ها مشغول اقامه نماز و جمع آوري چادرها و كوله ها مي نمائيم . حركت بازگشت در ساعت 30/5 به سمت مبداء مي باشد . مسير بازگشت دقيقاً همان مسير رفت است بدون كوچكترين انحرافي ، بنده مانند مسير رفت در بازگشت نيز عقب دار گروه هستم و كليه نفرات را بايد بسوي محل پارك خودروها هدايت نمايم و مسئوليت عقب دار بودن را آنهايي درك مي كنند كه حداقل يك يا دو بار تجربه اينكار را داشته باشند . در اينجا چشم تمامي عقب ماندگان به همراهي و دلگرمي شماست و چنانچه اين دلگرمي حمايتي وجود نداشته باشد چه بسا انرژي افراد تحليل رفته و خستگي شان دوچندان خواهد شد كه در آن صورت لطمات جبران ناپذير به برنامه وارد خواهد شده . البته هدايت چهار پا در باز گشت به سيد جواد واگذارشد ايشان تجربه تلخ آقاي صادقيان را تكرار نكردند و با خر بيچاره زياد كلنجار نرفتند بلكه به سراغ خر ران قهاري به نام جمشيد رفت با مختصر تنقلاتي كه به جمشيد داد رضايت جمشيد را براي هدايت خر ما به همراه خر خودش جلب كرد . صداي جمشيد در گوش خر مانند توربو موثر بود و حركت اوليه خيلي خوبي داشت بعد از صبحانه هم با صداي جمشيد بود كه خر راه افتاد . جمشيد پسر بچه خانواده پر جمعيتي است كه در همين مسير كار مي كند.  ما در ساعت 7 صبح به چشمه پنبه كار رسيديم و 15 دقيقه براي صرف صبحانه توقف داشتيم .
در ساعت 45/8 پس از پشت سر گذاشتن شيب تند مسير به ايستگاه تقويت پنبه كار رسيديم . فاصله زيادي بين نفرات جلويي و نفرات عقب افتاده بود ولي چون مسير كاملاً واضح و مشخص بود حساسيت زيادي براي گروهي حركت كردن وجود نداشت هرچند تا همين حد نيز اين مسئله به عنوان ايرادي بر برنامه وارد است كه تحت هر شرايط گروه بايد باهم حركت نمايند كه در اين برنامه چنين  نشد . اميدوارم به جايي برسيم كه اين مسائل در گروه درك شود . بخصوص براي آناني كه در گروه عجله زيادي براي حركت از خود نشان مي دهند و علارغم تمام تذكرات متاسفانه هنوز به بلوغ حضور در برنامه هاي كوهنوردي نرسيده اند . در محل ايستگاه پنبه كار فروشگاهي كه وصف آن شده بود باز بود و آقاي ياوري ما را با يك دوغ خنك مهماني كرد . دوستاني كه جلوتر بودند نيز از خودشان پذيرايي كرده بودند . تعريف آنرا بعداً از آقاي احمد سلطاني شنيديم كه راني 700 توماني خورده بود چقدر هم خوشحال بود كه در چنين جايي توانسته نوشيدني خنك نوش جان نمايد .  ايستگاه پنبه كار را هم پشت سر گذاشتيم ا زنفرات جلويي خبر ندارم ولي من ( ستوده ) آقاي ياوري و پسرش بهداد آخرين نفرات گروه بوديم كه ايستگاه پنبه كار را ترك نموديم و در ساعت 45/9 به محل پاركينگ ( چشمه خرم يا خيه نميدانم كدام صحيح است ) رسيديم . هوا گرم بود و دوستان با يك سانديس خنك پذيرايي شدند . البته رضا صياديفر سانديس را در اختيار ما گذاشت من نيز از شدت گرما با آب خنك چشمه سروگردن خود را كاملاً خيس كرده بودم . بقيه هم به نوعي از آب سرد چشمه براي خنك كردن خود استفاده نموده بودند . بدليل اينكه اتوبوس تا پاركينگ نيامده بود ما در ساعت 15/10  با يك دستگاه ميني بوس و يك دستگاه سواري به سمت شهرستان درود حركت نموديم .
   در ساعت 11 به انتهاي پارك جنگلي و ابتداي شهرستان درود رسيديم كه اتوبوس منتظر ما بود . شهرستان درود با كارخانه سيمان در ميان شهر بزرگ و زيبا بنظر مي رسيد . خستگي و گرما هوا همه را كلافه كرده است دعاي به مخترع چفيه داشته باشيم كه در اتوبوس با خيس كردن آن و گذاشتن بر سر و صورت چند ثانيه ايي نسيم خنك نثارتان مي كند . هر پارچه هاي معمولي هم اينكار را انجام مي دهند ولي بدليل چند منظوره بودن مفيد تر بوده است . در آخر كار هم خريد بين راه سوهان و هلوي جعبه ايي هم داستان شنيدني دارد كه من نمي گويم . از آنهايي بودند بپرسيد . انتهاي برنامه در ساعت 18 روز جمعه در تهران  مي باشد . سرتان را درد آوردم سعي كردم يكسري گزارش كامل همراه با نكات فني كوهنوردي را در قالب گزارش و تعريف و تمجيد و پيشنهاد ارائه نمايم . نقايص آنرا به بزرگواري خودتان ببخشايد . متشكر از حوصله ايي كه صرف نموديد .
 به اميد ديدار مجدد شما در برنامه هاي ديگر كوهنوردي پرويز ستوده شايق       تيرماه 1385


 

گزارش برنامه خانوادگی آبشار سنگان 22/2/1385

گزارش برنامه خانوادگي آبشار سنگان

    مسير اجراي برنامه : شمال غرب  تهران  

بزرگراه همت – كن – سولقان – جاده كوهسار ( بسمت امامزاده داوود ) روستاي سنگان پايين – روستاي سنگان بالا – امامزاده قاسم –  عبور از باغات گيلاس در مسير رودخانه - آبشار سنگان – بازگشت از مسير رفت 

  تهیه گزارش : پرويز ستوده شايق  

افراد شركت كننده در برنامه

رديف

نام و نام خانوادگي

مسئوليت

محل اشتغال

تعداد همراهان

1

مسعود صادقپور

سرپرست

آزمايشگاه متالورژي

2 نفر

2

رضا نقدي

همنورد

گروه پژوهشي مواد

---

3

اصغر يوسفيه

همنورد

معاونت طرح و برنامه

2 نفر

4

كريم حسن پور

همنورد

معاونت پژوهشي

4 نفر

5

غلامحسين محموداني

همنورد

مديريت پشتيباني

1 نفر

6

يوسف كاكشپور

همنورد

حراست

2 نفر

7

حامد انسانيت

همنورد

گروه پژوهشي شيمي

3 نفر

8

نوربخش شمس

همنورد

متالورژي

3 نفر

9

حسن محمدي

همنورد

معاونت طرح وبرنامه

2 نفر

10

صديقه  بالاني

همنورد

معاونت اداري پشتيباني

1 نفر

11

قدرت اله محمد زماني

همنورد

گروه پژوهشي شيمي

3 نفر

12

مصطفي داودي

همنورد

مديريت امور مالي

1 نفر

13

ابوالقاسم تشكري

همنورد

متالورژي

4 نفر و قليان

14

برزگر

همنورد

گروه پژوهشي كنترل

4 نفر

15

پرويز ستوده شايق

همنورد

گروه پژوهشي مواد

هماهنگي برنامه تا سنگان

16

صمد نجفي

همنورد

راننده

 

تعداد كل نفرات شركت كننده   47 نفر

تعداد نفرات اصلي 15 نفر

تعداد نفرات همراه 32 نفر

مسير دسترسي به آبشارسنگان :

براي دسترسي به آبشار سنگان از سمت كرج و غرب تهران پس از ميدان دهكده المپيك  به سمت شرق در اتوبان همت حدود 3كيلومتر طي مسير مي نماييد و از محل ميدان دوم شهران كه البته ديگر ميدان حذف گرديده بسمت كن وارد مي شويم . در ادامه از طريق خيابان كوهسار به سمت امامزاده داوود و پس از حدود 10 كيلومتر در سه راهي به سمت چپ جاده كه تابلو جهت سنگان را نشان مي دهد حركت كرده و در مسير  روستاي سنگان پايين و آنگاه به  روستاي سنگان بالا مي رسيم . توجه داشته باشيد در ايام تعطيل ترافيك ماشين ها زياد شده و امتداد پارك خودرو به بيرون روستاي در كنار جاده خاكي هم مي رسد . از سمت شرق تهران انتهاي بزرگراه آبشناسان ( ايرانپارس ) در منتهي اليه غرب به ابتداي خيابان كوهسار مي رسيد و بقيه مسير و از جنوب هم از طريق خيابان ستاري به ايرانپارس و سپس خيابان كوهسار خواهيد رسيد .

مقدمه :
  
بنا به درخواست هاي عده زيادي از همكاران مبني بر اجراي برنامه هاي سبك كوهپيمايي اين برنامه نيز در بهار 85 طراحي و با همت كوهنوردان و همكاران و خانواده هاي محترمشان به اجرا در آمد هرچند از بابت خدمات رساني به عزيزان شركت كننده در برنامه عرق شرم بر پيشاني داريم ولي افتخارمان اين است كه در كنارشان هستيم و در برنامه هاي كوهپيمايي و كوهنوردي و دوستانه روزي خوش و بياد ماندني را ترسيم مي نماييم . اين لحظات شايد خاطره انگيزترين برگ هاي زندگيمان باشد . گشت و گذار در طبيعت همواره با افزايش نشاط و شادابي و افزايش بهره وري افراد همراه بوده است از اينروست كه اميدواريم  ديدار از مناطق بسيار زيباي طبيعي باعث شادابي و آرامش روحي همكاران و خانواده محترمشان شده باشد . انشاء الله

برنامه اي كه اجرا شد برنامه سبك يك روزه و يا نيم روزه است كه افراد بعد از شناسايي منطقه خودشان نيزمي توانند آنرا به اجرا در آورند از اين روي سعي شده است مسير كاملاً مشخص گردد و شما اگر همت نماييد مطمئن هستيم به آنجا خواهيد رسيد و از ديدن مناظر زيباي طبيعت لذت خواهيد برد .

گزارش برنامه  :

روستاي سنگان در ارتفاع 2160 متري از سطح دريا واقع در 7 كيلومتري غرب جاده امامزاده داوود بعد از سولقان يك آبادي كوهستاني و زيبا و سرسبز و مملو از درختان گيلاس ، آلبالو ،گردو و همچنين داراي امامزاده در ارتفاع 2625 متري از سطح دريا در مسيرحركت و آبشار نسبتاً مرتفع در انتهاي مسير بازديد مي باشد .  بعد از روستاي سنگان بالا تا  امامزاده قاسم حدود نيم ساعت يا كمتر پياده روي مي باشد . از امامزاده قاسم نيز تا آبشار بين 5/1 الي 2 ساعت راه مي باشد در ابتدا شيب ملايم بوده و در نزديكي آبشار شيب جاده زياد مي شود .  مسير حركت نياز به تعريف ندارد و ارزش صرف 2 يا 3 ساعت يا بيشتر را براي آشنا شدن با منطقه را دارد .

مطابق برنامه ريزي قبلي براي اين برنامه يك ميني بوس تدارك ديده شده بود و عده ايي از همكاران نيز با وسيله نقليه شخصي در برنامه شركت كرده بودند . ميني بوس در ساعت 40/5 از ميدان آزادگان كرج حركت كرده و بعد از معطلي كوتاه در ميدان آزادي تهران ساعت 50/6 از آزادي تهران به سمت جاده امامزاده داوود براه افتاد . در ساعت 25/7 وارد جاده سنگان شد . جاده تا روستاي سنگان پايين آسفالته است . جاده تقريباً شيبدار و پر پيچ و خم است . از روستاي سنگان پايين به بعد جاده خاكي و باريك است و بسختي دو ماشين از كنار هم رد مي شود و امكان دور زدن بسيار دشوار است .

لذا پيشنهاد مي گردد خودرو كمي نرسيده به روستا و در محل عريض تر جاده پارك گردد تا براي بازگشت مشكلي بوجود نيايد . خلاصه در ساعت 40/7 به روستاي سنگان بالا رسيديم . قبل از رسيدن ميني بوس عده از همكاران كه با وسيله شخصي آمده بودند زودتر به ابتداي روستا رسيده بودند . آقاي ستوده ( بنده نويسنده اين گزارش ) وسايل مختصر پذيرايي را از آقاي محمد زماني دريافت كرده و آنها را توزيع نمودم . البته مقداري از آنهاي خود آقاي زماني توزيع نمودند . افرادي كه با ما بودند . آقايان يوسفيه ، حسن محمدي ، نوربخش شمس و خانواده هاي محترمشان بودند .البته با تماس تلفني كه با آقاي محموداني داشتم متوجه شدم كه آقايان كاكشپور و محموداني نيز جلوتر از ما به امامزاده قاسم (ع) رسيده اند . در ميني بوس هم كه به رانندگي آقاي صمد نجفي همكار خوش اخلاق و خندان ما بود علاوه برآقاي صادقپور نفرات ديگر حضور داشتند كه عبارتند از آقاي رضا نقدي ، آقاي تشكري و خانواده محترم  ، پسر آقاي قليان ، سركار خانم بالاني و خواهر محترمه اش ، آقاي حامد انسانيت  و خانواده محترم ، آقاي برزگر و خانواده محترم، آقاي داوودي و پسرش . البته به اين جمع آقاي حسن پور و خانواده و همراهانش نيز اضافه شدند .

 كه با توجه به جدول نفرات شركت كننده در برنامه 47 نفر در برنامه شركت داشتند كه جا دارد از حضور سبز تك تك اين عزيزان تشكر نماييم .

رسيده مژده كه آمد بهار و سبزه دميد            وظيفه گربرسد مصرفش گل است و نبيد

ز ميوه هاي بهشتي چه ذوق دريابد                  كسي كه سيب زنخدان شاهدي نگزيد

حافظ  

  تهيه گزارش  :  پرويز ستوده شايق     23/2/85 

گزارش برنامه صعود به قله شاه البرز

 گزارش صعود به قله 4150متری شاه البرز

البرز مرکزی منطقه طالقان

سرپرست برنامه : پرویز ستوده شایق

تاریخ اجرای برنامه : 11و12/7/1381

تعداد افراد شرکت کننده : 13 نفر

اسامي افراد شركت كننده با ذكر مسئوليت

پرويز ستوده  شایق - محمد رضا ياوري-حسين اسد الهي - احمد غريب زاد-غلامرضا اينانلو

رضا غني زاده- محمد منير واقفي-مصطفي فلاح زاده-محمد رضا مهرابي-جابر يوسفلو  حسين يحيائي - حميد كفاشزاده-  عليرضا محمدي-
 

مقدمه :

سلام "

آيا مي توانيم  زلالي صبح گاهان, سپيدي برف ها, عمق كبودي آسمان و صلابت بي گمان كوهستان را با دستان كم توانمان در مقابل ديدگان شما قرار دهيم؟

به هر صورت دوست داريم با به تصوير كشيدن گوشه هائي از طبيعت بي بديل الهي و معرفي مكان هاي اجراي برنامه ,پلي بسازيم از ديدگان علاقمندان به سمت تن سنگي كوه ها.

شادي بخش خواهد بود اگر كوله بارهايتان را به دوش بگيريد و از اين پل بگذريد تا به سرزمين هاي شگفت انگيز و دوست داشتني كوه ها با ما همراه و همگام باشيد.پستي و بلندي ها را پشت سر بگذاريدتا با چشم هاي جسم و روحتان از چشمه سارهاي دور دست سيراب گردد. پس دست هاي پر توانتان را در دست هاي مشتاق ما قرار دهيد تا در كنار يكديگر ,همدل و يكرنگ به سمت قله هاي مرتفع آينده رهسپار گرديم.

 ورزش كوهنوردي به عنوان يكي از ورزش هاي فعال و سازنده ,كه نه تنها ارتباط مستقيم باطبيعت دارد ,بلكه طيف وسيعي از گروههاي سني (برخلاف اكثر رشته هاي ورزشي ) را در بر گرفته و داراي اثرات مثبت فردي, اجتماعي و فرهنگي و . . .مي باشد. از آنجائي كه در كوهنوردي ,قهرمان پروري مفهومي ندارد اين امكان را براي همگان فراهم مي آورد تا از اين ورزش مفرح استفاده نمايند.  آثار اخلاقي مثبت ايجاد شده در علاقمندان عملي اين ورزش كاملا مشهود مي باشد, به نحوي كه در برنامه هاي  كوهنوردي تمامي افراد يكسان و مهم هستند و به كل شركت كنندگان توجه يكسان  شده و چه بسا افرادي كه از توانايي كمتري برخوردارند با توجه بيشتري روبرو خواهند گرديد.

 

گزارش برنامه :

موقعيت جغرافيايي قله شاه البرز ( 4150متري ) ( درالبرز غربي )

شاه البرز از مرتفع ترين قلل طالقان ودر قسمت شمال آن واقع شده است . يالهاي موازي شمالي جنوبي وديواره هاي ريزشي شمالي از جمله ويژگيهاي كوه شناسي آن به شمار مي رود. وجود يخچالهاي بزرگ در دامنه شمالي قله و همچنين بركه هاي كوچك آبگير در بالاي خط الراس هاي شرقي غربي در منطقه اي بنام گردنه شير بشم محل اتصال شاخه فرعي جناح جنوب شرقي رشته تخت سليمان است و شاه البرز و سات را به آن ملحق مي سازد . دره بزرگ طالقان نيز به سان خط الراس هايش زيبا و مسحور كننده است.

دشتهاي پهناور و آباديهاي سرسبز و زيبا كه درپس دره ها از اسفاران تا پراچان را پوشانده اند جلوه و شكوهي خاصي دارند . طالقان دره اي تاريخي و مذهبي است و گواه آن وجود قلاع متعدد و امامزاده هايي است كه در نقاط مختلف آن پراكنده اند . از جمله آنان  مي توان از قلاع منصور در شمال هرنج و ارژنگ در جنوب ميناوند و امامزاده مرتفع شاه محمد حنيفه در شمال كركبود و يوسف در وشته و قاضي سعيد در شمال شهرك طالقان نام برد. پس از شهرك طالقان روستاي حسنجون قرار دارد كه از اين مكان قله شاه البرز به خوبي با گردني برافراشته به سمت چپ و در جهت شمالي پيداست. مسير صعود به قله شاه البرز از طريق اين روستا و عبور از باغ ها و در امتداد رودخانه آغاز مي گردد . شب را در محل گوسفند سرا چادر زدیم و صبح زود ساعت ۳۰/۴ صبح از خواب برخواسته پس از جمع آوری وسایل ساعت ۱۵/۵ صبح راه قله را در پیش گرفتیم .  باد در مسیر در حال وزیدن بود و هوا مطلوب برای کوهنوردی امیدوار بودیم که زودتر به قله برسیم . بالاخره در ساعت ۴۰/۱۰ به بلندای قله شاه البرز رسیدیم . قله ایی که بدلیل شرایط نامساعد جوی سه مرتبه در صعود به آن بازمانده بودیم . در جدول زیر مانبندی اجرای برنامه ارائه شده است .

زما نبندي اجرا

زمانبندي اجراي صعود به قله4150 متري  كه به استعداد 13 نفر از كوهنوردان گروه صورت گرفت به شرح زير مي باشد.

رديف

نام فعاليت

زمان رسيدن

زمان حركت

1

حركت ازكرج(11/7/81)

-------

7:45

2

زيدشت طالقان

9:20

-------

3

شهرك طالقان و تهيه مايحتاج

9:35

9:40

4

روستاي حسنجون

9:50

10:20

5

چشمه دوآب

11:35

11:45

6

نهار و اقامه نماز

12:50

13:55

7

راهنما(تابلو مسير)

14:30

-------

8

گوسفند سرا ( محل شب مانی)

17:00(11/7/81)

5:15(12/7/81)

9

قله شاهالبرز

10:40

11:00

10

كوسفند سرا

13:10

14:30

11

راهنما(تابلو مسير)

16:00

--------

12

روستاي حسنجون

18:45

19

13

صرف شام در شهرك طالقان

19:20

20:00

14

كرج

22:10

-----

15

تهران

23:30

------

با تشكر از آقايان حاج آقا يوسفي ,برادر جاني خواه جهت پشتيباني اجراي برنامه وبرادر داور پناه به عنوان پشتيبان گمنام  در تهيه پلاكارد گروه و برادران  محمد رضا ياوري, محمد منير واقفي , اسد الهي , اينانلو و حاج آقاغريب زاد در همراهي موثر اين برنامه.

 

حفاظت از محيط زيست ,هديه اي است براي آيندگان

موضوع برای علاقمندان

من برای نقد مسائل کوهنوردی ، کوهپیمایی و طبیعت گردی وارد محیط مجازی شدم .

اگه می تونید همراهی کنید . یا علی

راجع به بیوگرافی خودم خواهم نوشت . !

ســـــــــلام من اومـــــــــــــدم

   اسم من پرویز ستوده شایق است ، فرزند سبلان ام و زادگاهم روستایی در حومه سرعین در استان اردبیل است ،ساکن تهران و  علاقمند به طبیعت و کوهستانم ، با توکل به خداوند منان در مورد کوهستان خواهم نوشت ، چقدر می توانم در این محیط بمانم نمی دانم ، طبیعت و به خصوص کوهستان بستر و موضوع اصلی نوشته هایم خواهد بود ، مطالب دیگری هم خواهم نوشت ، بحث آموزشی ، گردشگری ، طبیعت گردی  ، و گاهی داستان های کوتاه را در نوشته های نشاط کوهستان خواهید دید ، گاهی دوست دارم آنچه می بینم از طریق گرفتن عکس شادی های خودم را با دوستانم تقسیم کنم و آنها را با نوشتن گزارش های سفرم خوشحال کنم . علاقمندم دوستان زیادی را در این محیط مجازی داشته باشم و در محیط واقعی با آنها در ارتباط باشم .
خوشحال می شم در این سفر مجازی همراهم باشید ، سفری که در دنیای مجازی باعث خواهد شد مطالب زیادی از همدیگر یاد بگیریم ، دست یاری به همه شما دراز می کنم و همیشه ارائه نقطه نظرات شما استقبال خواهم کرد .
      اسم وبلاگ ام را گذاشتم نشاط کوهستان تا شادی و نشاط را از این طریق به زندگی شما هدیه دهم ، امید که این هدیه ناقابل مورد توجه و عنایت شما قرار بگیره ، چقدر موفق خواهم بود ، زمان به این موضوع پاسخ خواهد داد ...   الهی به امید تو

پ ن :
با یک مژده آغاز می کنم و آن اینکه یک کتاب کوهنوردی در اول سال ۱۳۸۶ در مورد کوهنوردی به چاپ رسانده ام .

عنوان کتاب : مقدمه ای برمدیریت و سرپرستی گروههای کوهنوردی