بنام خدا نام
برنامه :   كوهپيمايي ارتفاعات زاگرس و بازديد از درياچه گهر
مناسبت برنامه :  ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) و حضرت امام خميني (ره )
تهيه گزارش :     پرویز ستوده شایق
تاريخ اجراي برنامه  :  28،29و30  تيرماه  ماه  1385 

معرفي درياچه گهر

سلسه جبال اشتر انکوه در 5 کيلومتری جنوب شهرستان ازنا يکی از عجايب طبيعی ايران و همچنين يکی از ذخاير طبيعی ارزشمند جهان می‌باشد. اين رشته کوه عجيب و منحصر به فرد در حدود 30 سال پيش در رديف محيط زيست جهانی (زيست کره) قرار گرفته است.

اين رشته کوه زيبا و منحصر به فرد از 8 کوه و قله بسيار مرتفع در کنار هم تشکيل شده است که به واسطه بلندی بسيار زياد و در رديف هم به مانند کوهانی از شترهای به هم پيوسته می‌باشد لذا به اشتر انکوه معروف گشته است. در تابستان نسيم برفهای اشترانکوه دمای شهرستان ازنا را بسيار خنک می‌کند و مجاورت شهرستان ازنا به اشترانکوه هوای اين شهرستان را در زمستان به طرز عجيبی بسيار سرد کرده و ازنا را جزو سردترين مناطق ايران نموده است. اشترانکوه همه سال پر از برف و يخچال‌های طبيعی آن چند ده هزار سال سن دارند و اما درياچه گهر، اين درياچه زيبا در پای قله سِن بُران و گل گل در ارتفاعات شمال روستای طيان شهرستان ازنا واقع گرديده است. در اثر ذوب شدن برفها در اين دو قله و سرازير شدن رود در محلی به همين نامه (گهر) درِياچه‌ای به زيبايی آسمان و زلالی اشک چشم و به مساحت چند صد هکتار و عمق متوسط 20 متر تشکيل می‌شود. درياچه گهر شامل دو درياچه می‌باشد، گهر پايين وگهر بالا که يکی از يکی زيباتر می‌باشد. در اطراف درياچه گهر درختان بيد روئيده‌اند و زيبايی بسيار زيادی به آن منطقه بخشيده است. منطقه گهر محل بسيار بسيار مناسبی برای تفريح و آسايش می‌باشد. ماهی گيری در گهر آرزوی هر توريست و گردشگر می‌باشد. هنگام استراحت در آن مکان موج زدن آب بسيار زلال، نسيم سرد و بوی درختان سنجد و ديدن قله‌های پر برف سن بران و گل گل و دوری از محيط آلوده شهري ، مطمئناً چند ده سال به سن انسان می‌افزايد. راز زيبايی و بکر بودن طبيعت گهر در اين است که اين منطقه فاقد جاده ماشين رو مي‌باشد و به علت شيب‌های زياد شما به جز کشيدن خودتان به سمت بالا به چيز ديگری فکر نمی‌کنيد . منطقه درياچه گهر اشترانکوه همانطور که در وصف آن خوانديد يکی از رشته کوه‌های زاگروس می‌باشد که در استان لرستان واقع است.

طول زمينی اشترانکوه 40 کيلومتر و بلندی آن 4200 متر و جهت آن بسيار کم در جهت شمال غربی به جنوب شرقی می‌باشد. تمام ضلع شمالی اشترانکوه و يک دوم آن که در واقع زيباترين مناطق آن را هم شامل می‌شود و به صورت قلل عظيم و پر برف، تونل‌های برفی و سراب‌های فراوان است در شهرستان ازنا قرار گرفته است. پشت اشترانکوه بين دو منطقه دورود و منطقه شول آباد اليگودرز قرار دارد که بيشتر به صورت کوه‌های تپه‌ای مانند بلند هستند. در واقع مسيرهای درياچه گهر به اين صورت می‌باشد. فاصله شهرستان درود تا چشمه خرم 21 كيلومتر و فاصله چشمه خرم تا درياچه 17 كيلومتر است و با توجه به فراز و فرود هاي بين مسير حدود 4 ساعت پياده روي مي باشد كه در چند محل شيب تند بوده و خصوصاً در بازگشت فشار زيادي را به افراد تحميل مي نمايد . 

اسامي افراد شركت كننده در صعود به ارتفاعات زاگرس و بازديد از درياچه گهر 

پرویز ستوده شایق - حسين    اسداللهي   غلامرضا    اينانلو  -  محمد رضا ياوري  -  احمد غریب زاد - محمد کاظم نوروزی  کیوان شعبانی - سید جواد موسوی - صادقیان - کریم حسن پور - علی محمدی  علی فکوری - ابوالقاسم دین محمدی - غلامرضا حبیبی فر - ابراهیم امیری  رضا صیادی فر - محسن دهقان نژاد - رضا غنی زاده - مهدی ثنایی - احمد سلطانی  - علی سینا پالیزگر - بهنام غنی زاده - بهداد یاوری - امیرصادق ستوده شایق  
 زمانبندي اجرا برنامه  
 روز اول  چهار شنبه   28/4/85 حرکت از پژوهشکده   ۱۹ 
روز دوم   پنجشنبه  29/4/85
رديف نام فعاليت زمان حركت موقعيت 2 رسيدن  به شهرستان درود 2 صبح در استان لرستان 3 رسيدن به چشمه خيه ( پاركينگ )  15/3   تعويض لباس -كوله بندي – نمازصبح 4 حركت از چشمه خيه 15/4 بسمت شرق    5 ايستگاه تقويت مخابراتي پنبه كار 40/5 در بين مسير با دو اطاق و آنتن مربوطه مشخص است 6  رسيدن به چشمه پنبه كار 30/6   7 رسيدن به درياچه گهر بزرگ  30/8 محل برقرار كمپ و شب ماني       روز سوم   جمعه   30/4/85 رديف نام فعاليت زمان حركت موقعيت 8 بيدار باش 15/4 صبح   9 حركت از محل شب ماني 30/5 به سمت مبداء  10 رسيدن به چشمه پنبه كار   7 15 دقيقه توقف براي استراحت و صرف صبحانه  11 رسيدن به ايستگاه پنبه كار 45/8 در اين محل چادر عشايري براي استراحت برپا و فروشگاهي براي عرضه برخي نوشيدني و خوراكي داير مي باشد  12  رسيدن آخرين نفرات به پاركينگ   45/9 پايان كوهپيمايي 13 حركت به سمت درود 15/10   با يك دستگاه ميني بوس و يك دستگاه سواري 14 حركت از پارك جنگلي درود 11 با اتوبوس 15 انتهاي مسير در  تهران   18 پايان برنامه گزارش برنامه : برنامه در روز چهار شنبه ساعت 19 از پژوهشكده مهندسي جهاد كشاورزي آغاز گرديد و در اين برنامه تعداد 24 نفر حضور داشتند كه اسامي آنها در جدول اسامي نفرات اعلام گرديده است . بدليل اينكه تعداد نفرات بيش از يك ميني بوس بود تصميم براين شده كه از يك اتوبوس براي اياب و ذهاب استفاده شود كه با كمك آقاي سرلك از گروه شيمي هماهنگي مربوطه با راننده محلي كه در خط تهران اليگودرز كار مي كرد صورت گرفت . پس از اينكه يكي از برادران با تاخير به ما پيوست اتوبوس به مقصد شهرستان درود براه افتاد . آقاي فكوري هم با جابجايي در محل سوار شده در اسلامشهر به ما ملحق شد و جمع نفرات تكميل گرديد . با توجه به اينكه شام اول تدارك ديده شده بود آقايان غلامرضا اينانلو و حسن پور ابتدا در وسط اتوبوس و بعداً د رانتهاي اتوبوس مشغول تهيه ساندويچ و توزيع آن بين افراد شدند . اين شام اول گروه بود كه در اتوبوس صرف شد . نماز را بين راه در حوالي قم بجاي آورديم . بدليل اينكه تعدادي از صندلي هاي اتوبوس خالي بود شب را به حالت خواب و نيمه بيدار در گرماي زياد داخل ماشين مشغول   بوديم . پيدا كردن آدرس مبداء صعود هم ماجرايي داشت كه بدليل اينكه در بسياري از برنامه هاي مسافرتي و كوهنوردي گريبانگر ما مي شود آن را نقل مي نمايم . هرچند سرپرست برنامه قبلاً يكبار به منطقه رفته بود ولي مي خواستيم شبانه و با اطمينان بيشتر وارد منطقه شويم از اينرو با آقاي لشني رئيس هيات كوهنوردي شهرستان درود تماس گرفته و از ايشان راهنمايي مسير را درخواست نموديم . شايد به جرات بتوانم بگويم كه اين اولين بار بود كه آدرس محلي بدرستي در اختيارمان قرار داده شد. ما انتظار اتلاف وقت زيادي براي پيدا كردن مسير بوديم كه چنين نشد . آدرسي كه براي رسيدن به مبداء حركت در اختيارمان قرار بدينصورت بود : درود – ميدان آزادگان-داخل كمربندي – سمت چپ دور ميدان – مركز شهر – ميدان فرمانداري – پارك جنگلي – پارك جنگلي به سمت داخل پارك ( بسمت بالا ) – پس از اتمام جاده پارك جنگلي – جاده سمت راست را نرويد – مستقيم به مسير ادامه دهيد جنگل و سپس چشمه صلوات – جاده خاكي را نمي رويم –  از كنار روستاي درب آستانه عبور مي كنيم –سمت راست را نمي رويم – به محل شكارباني مي رسيم – پس از شكار باني ادامه مسير مي دهيم تا به چشمه خيه ( خرم ) برسيد. ملاحظه مي كنيد كه تمام نكات مورد نظر قيد گرديده است . ما هم شبانه و در تاريكي با همين راهنمايي به مقصد رسيديم . در پيچ و خمهاي پارك جنگلي بدليل طول زياد اتوبوس و شيب جاده مشكلات زيادي براي راننده ايجاد نمود كه عدم رضايت راننده را بدنبال داشت . و نيز ادامه مسير جاده باريك بود و به قول شاگرد راننده جاده غير استاندارد بود . ما در ساعت 2 صبح روز پنجشنبه به شهرستان درود رسيديم و مطابق آدرسي كه در اختيار داشتيم به سمت پاركينگ حركت نموديم . و در ساعت 15/3صبح روز پنجشنبه 29/4/85 به محل پاركينگ ( چشمه خيه ) رسيديم . در اطراف اين پاركينگ چند دكه عرضه مواد غذايي و نوشيدني وجود دارد و بدون نگهبان مي باشد ولي پارك خودروهاي شخصي زياد در محل پاركينگ نشان از امنيت اين محل دارد لذا افرادي كه به قصد بازديد از درياچه گهر با خودرو دارند با خيال آسوده مي توانند خودرو خود را در اين پاركينگ متوقف نمايند و پياده به سمت درياچه گهر حركت نمايند . البته تعدادي هم د رمحل حضور دارند كه  چهار پا جهت حمل بار يا سوار شدن افراد كرايه مي دهند پس غصه در راه مانده را نداشته باشيد چون با پرداخت مبلغي حدود 10 هزار تومان مي توانيد الاغ يا قاطري را بصورت يكطرفه تا درياچه گهر بزرگ اجاره نماييد . البته بدون راننده و قيمت راننده خر به قيمت كرايه آن اضافه مي شود .( از 4 تا 8 هزار تومان بستگي  به قدرت چانه زني شما دارد ) گروه پس از تخليه بار از اتوبوس نماز صبح را در محل پاركينگ اقامه نمود و پس از كوله بندي و اجاره يك الاخ جهت حمل وسايل عمومي و چادرهاي شب ماني  در ساعت 15/4 صبح بسمت درياچه براه افتاديم . مسير حركت به سمت جنوب شرقي است و كاملاً پا خور بوده و مشخص مي باشد هرچند در تاريكي كمي مشكل بنظر مي آيد ولي با چراغ قوه هايي كه بهمراه داشتند براحتي مي توانستند در مسير حركت نمايند . عده ايي هم كه چراغ قوه نداشتند در پناه نور چراغ قوه ديگران حركت مي كردند . هوا رفته رفته رو به روشن شدن مي رفت و نگراني از اين بابت نبود ولي افرادي كه براي اولين بار در اين برنامه شركت مي كردند اهميت وجود وسايل در مواقع ضروري را درك مي كردند و حتماً اين موارد را به عنوان تجربه شخصي نزد خود نگه مي داشتند كه بدون وسايل قدم گذاشتن در كوهستان مي تواند حادثه آفرين باشد .   پس از يك ساعت و بيست و پنج دقيقه راهپيمايي ( ساعت 40/5 صبح ) در هواي تاريك و نيمه روشن صبحگاهي به ايستگاه تقويت پنبه كار رسيديم . در اين محل دو اطاقك با فاصله حدود 50 متر از هم ديده مي شود و سياه چادر عشايري كه براحتي استراحت افراد گذري برپا گرديده و همچنين چادري كه به ارائه مواد غذايي و نوشيدني مشغول است ديده مي شود اين چادر در موقع رفت باز نبود . ولي در بازگشت دوستان از خريد هم نمودند . بعد از ايستگاه تقويت پنبه كار يك سرازير تند در پيش رو بود كه گذر از آن حدود 50 دقيقه به طول انجامد .  در اين محل بود كه حركت الاغ اجاره شده بسيار كند شد و آقاي صادقيان و حسين اسداللهي و گاهي آقاي نوروزي خر بيچاره را ابتدا با زبان ( البته انواع زبانهاي رايج ) و سپس با ضربات تركه درختان اطراف وادار به حركت نمودند . در انتهاي شيب چشمه  پنبه كار قرار دارد كه داراي آب ضلال و گوارايي است . و اطراف آن  توسط درختان تنومندي احاطه شده است و مكان مناسبي براي استراحت مي باشد . گروه توقف كوتاهي در كنار چشمه داشت و پس از استراحتي كوتاه و نوشيدن آب گوارا در ساعت 50/6 حركت مجدد خود را آغاز نمود . ادامه مسير شيب ملايمي دارد و طولاني بنظر مي رسد . ( تصوير 2 ) ادامه مسير از كنار رودخانه ايي است كه رودخانه گهر نام دارد  و در سمت چپ بسمت روبرو سلسله جبال اشترانكوه قرار دارد . بعد از چشمه پل فلزي -  سيماني ( اسكلت فلزي با روكش سيماني ) دو دهانه ايي روي رودخانه احداث شده كه عبور از رودخانه آسان مي نمايد . پس از چند دقيقه در سمت راست و دور از جاده چشمه سفيد آب قرار دارد كه در بازگشت دونفر از افراد از نزديك  سرچشمه آن را مورد بازديد قرار دادند (  شعباني و نوروزي )  تصوير شماره 3  مسير طولاني است ولي بالاخره كليه نفرات در ساعت 30/8 صبح به درياچه زيباي گهر رسيدند . در كنار درياچه گهر نيزار و درختان فراواني وجود دارد و محل مناسبي جهت برقراري چادر و شب ماني است . بايد توجه داشت كه يك طرف درياچه قابليت چادر زدن دارد و سمت مقابل قلل اشترانكوه بدليل شيب تند صخره هاي اطراف قابل استفاده نمي باشد در ضمن عمق آنطرف نيز در ساحل زياد است و جهت شنا مناسب نمي باشد . گروه 6 چادر جهت شب ماني در محل مناسبي برپا نموده و استراحت و توقف در اطراف درياچه آغاز گرديد . تصوير 4 بدليل شلوغي اطراف درياچه و چادرهاي زيادي كه قبلاً زده شده بود ما كمي دورتر از ساحل و در محلي كه سايه كمي داشت بناچار چادر زديم . و براي استراحت به زير سايه درختان اطراف پناه برديم ، هوا بسيار گرم بود و شدت آفتاب باعث سوختگي پوست بسياري از افراد شد ضمن اينكه پشه هاي اطراف درياچه نيز بدنبال خون تازه مي گشتند . پناه آوردن به داخل آب و شنا كردن در اين شرايط شايد بهترين گزينه بود ولي يك مشكلي كه وجود داشت سردي آب بود . آب درياچه به گونه ايي است كه از يك طرف آن وارد و از طرف ديگر درياچه خارج مي شود و چون از سرچشمه آن زياد دور نيست به همين دليل سرد مي باشد ولي با اين حال قابل تحمل مي باشد . و دوستان شناي مفصلي را در درياچه داشتند كه آقاي صيادي فر با قايق بادي كه به همراه داشت باعث سرگرمي و تفريح كليه افراد مخصوصاً جوانترهاي گروه بود . من ( ستوده ) و آقاي نوروزي هم علارغم باد شديد روي درياچه با كمك همين قايق توانستيم عرض درياچه را كه حدود 800 متر است در مدت حدود يك ساعت طي نمايم . البته باد مانع رسيدن ما به طرف مقابل بود از اينرو در موقع رفت من داخل آب شنا كردم  و در بازگشت آقاي نوروزي  . بقيه نفرات هم مشغول شنا كردن در درياچه بودند و كساني كه فن شنا را به خوبي بلد نبودند در نزديكي ساحل مشغول تفريح و لذت بردن بودند . ناهار را  با تداركات مناسب دوستان در كمپ صرف نموديم كه جا دارد در اينجا از زحمات آقايان شعباني و موسوي  و ساير عزيزان كه در تدارك ناهار مشاركت داشتند تشكر نماييم . بعد از ناهار نيز وقت آزاد بود و دوستان در اختيار خودشان بودند از اينرو عده ايي از دوستان تصميم گرفتند دوري اطراف درياچه داشته باشند كه تعاريف و تصاوير بسيار زيبايي از ساحل شمالي داشتند خصوصاً هنگام غروب آفتاب كه صحنه هاي بي بديل طبيعت در جلو ديدگان دوستان قرار داشته است و برخي از صحنه نيز توسط دوربين آقاي سيد جواد موسوي ثبت گرديده اند و در تصاوير برنامه موجود مي باشد . بنده ( ستوده ) و آقاي ياوري نيز با برنامه ريزي قبلي كه صعود به ارتفاعات زاگرس  و از اهداف اوليه صعود گنجانده شده بود به  قصد شناسايي  مسير صعود به قله اشترانكوه و مسير بازگشت از قلل  سن برا ن درياچه گهر را به سمت ارتفاعات اشترانكوه ترك نموديم . ابتداي مسير شيب ملايمي داشت . پس از صعود به ارتفاعات مشرف به درياچه  و در امتداد طول درياچه به پيش رفتيم . پس از حدود 40 دقيقه  از يكي از يالهاي منتهي به قله اوج گرفتيم مسير شيب تندي داشت و پوشش گياهي متنوعي در آن به چشم مي خورد . درختان پسته وحشي و نيز آلبالوي وحشي به وفور در منطقه قابل مشاهده بودند . ظاهراً فصل پسته نبود ما نتوانستيم از پسته ها استفاده نماييم ولي آلبالوي وحشي كه اندازه آن كمي كوچكتر از آلبالوي درختي كاشته شده مي باشد روي درختان بود و رسيده آن مزه ترش و شيريني داشت . ما تا ارتفاع حدود 300 متر مانده به قله سن بران و اشترانكوه در مدت حدود سه ساعت بالا رفتيم و مسير فرود از قله را از نزديك رويت كرديم كه در فيلمبرداري صورت گرفته مسير و وضعيت آن كاملاً به تصوير كشيده شده و توضيحات لازم روي فيلم توسط بنده و آقاي ياوري گفته شده است كه علاقمند به اين قسمت برنامه مي توانند قسمت آخر فيلم را با دقت بيشتري ملاحظه بفرمايند  . پس از بازگشت ما از ارتفاعات و بازگشت دوستان از گشت دور درياچه شام را بصورت مختصر صرف نموده و شب را در چادر و بيرون چادر به صبح رسانديم . البته با يك تفاوت ، و آن اينكه پشه هاي منطقه از افرادي كه بيرون از چادر خوابيده بودند رضايتمندي كاملي را داشتند تا افراد داخل چادر ، از اينرو لعنت پشه هاي بدرقه راه سازندگان چادر و پشه بندهاي نفوذ ناپذير بود . سر و صداي چادرهاي اطراف كه شما را  راحت نمي گذارد رقابت سختي بين سروصداي چادرها  برقرار است و نتيجه آن عدم خواب مناسب است . خلاصه شب را به صبح رسانديم ساعت 15/4 صبح جمعه 30/4/85 با نور چراغ قوه ها مشغول اقامه نماز و جمع آوري چادرها و كوله ها مي نمائيم . حركت بازگشت در ساعت 30/5 به سمت مبداء مي باشد . مسير بازگشت دقيقاً همان مسير رفت است بدون كوچكترين انحرافي ، بنده مانند مسير رفت در بازگشت نيز عقب دار گروه هستم و كليه نفرات را بايد بسوي محل پارك خودروها هدايت نمايم و مسئوليت عقب دار بودن را آنهايي درك مي كنند كه حداقل يك يا دو بار تجربه اينكار را داشته باشند . در اينجا چشم تمامي عقب ماندگان به همراهي و دلگرمي شماست و چنانچه اين دلگرمي حمايتي وجود نداشته باشد چه بسا انرژي افراد تحليل رفته و خستگي شان دوچندان خواهد شد كه در آن صورت لطمات جبران ناپذير به برنامه وارد خواهد شده . البته هدايت چهار پا در باز گشت به سيد جواد واگذارشد ايشان تجربه تلخ آقاي صادقيان را تكرار نكردند و با خر بيچاره زياد كلنجار نرفتند بلكه به سراغ خر ران قهاري به نام جمشيد رفت با مختصر تنقلاتي كه به جمشيد داد رضايت جمشيد را براي هدايت خر ما به همراه خر خودش جلب كرد . صداي جمشيد در گوش خر مانند توربو موثر بود و حركت اوليه خيلي خوبي داشت بعد از صبحانه هم با صداي جمشيد بود كه خر راه افتاد . جمشيد پسر بچه خانواده پر جمعيتي است كه در همين مسير كار مي كند.  ما در ساعت 7 صبح به چشمه پنبه كار رسيديم و 15 دقيقه براي صرف صبحانه توقف داشتيم .
در ساعت 45/8 پس از پشت سر گذاشتن شيب تند مسير به ايستگاه تقويت پنبه كار رسيديم . فاصله زيادي بين نفرات جلويي و نفرات عقب افتاده بود ولي چون مسير كاملاً واضح و مشخص بود حساسيت زيادي براي گروهي حركت كردن وجود نداشت هرچند تا همين حد نيز اين مسئله به عنوان ايرادي بر برنامه وارد است كه تحت هر شرايط گروه بايد باهم حركت نمايند كه در اين برنامه چنين  نشد . اميدوارم به جايي برسيم كه اين مسائل در گروه درك شود . بخصوص براي آناني كه در گروه عجله زيادي براي حركت از خود نشان مي دهند و علارغم تمام تذكرات متاسفانه هنوز به بلوغ حضور در برنامه هاي كوهنوردي نرسيده اند . در محل ايستگاه پنبه كار فروشگاهي كه وصف آن شده بود باز بود و آقاي ياوري ما را با يك دوغ خنك مهماني كرد . دوستاني كه جلوتر بودند نيز از خودشان پذيرايي كرده بودند . تعريف آنرا بعداً از آقاي احمد سلطاني شنيديم كه راني 700 توماني خورده بود چقدر هم خوشحال بود كه در چنين جايي توانسته نوشيدني خنك نوش جان نمايد .  ايستگاه پنبه كار را هم پشت سر گذاشتيم ا زنفرات جلويي خبر ندارم ولي من ( ستوده ) آقاي ياوري و پسرش بهداد آخرين نفرات گروه بوديم كه ايستگاه پنبه كار را ترك نموديم و در ساعت 45/9 به محل پاركينگ ( چشمه خرم يا خيه نميدانم كدام صحيح است ) رسيديم . هوا گرم بود و دوستان با يك سانديس خنك پذيرايي شدند . البته رضا صياديفر سانديس را در اختيار ما گذاشت من نيز از شدت گرما با آب خنك چشمه سروگردن خود را كاملاً خيس كرده بودم . بقيه هم به نوعي از آب سرد چشمه براي خنك كردن خود استفاده نموده بودند . بدليل اينكه اتوبوس تا پاركينگ نيامده بود ما در ساعت 15/10  با يك دستگاه ميني بوس و يك دستگاه سواري به سمت شهرستان درود حركت نموديم .
   در ساعت 11 به انتهاي پارك جنگلي و ابتداي شهرستان درود رسيديم كه اتوبوس منتظر ما بود . شهرستان درود با كارخانه سيمان در ميان شهر بزرگ و زيبا بنظر مي رسيد . خستگي و گرما هوا همه را كلافه كرده است دعاي به مخترع چفيه داشته باشيم كه در اتوبوس با خيس كردن آن و گذاشتن بر سر و صورت چند ثانيه ايي نسيم خنك نثارتان مي كند . هر پارچه هاي معمولي هم اينكار را انجام مي دهند ولي بدليل چند منظوره بودن مفيد تر بوده است . در آخر كار هم خريد بين راه سوهان و هلوي جعبه ايي هم داستان شنيدني دارد كه من نمي گويم . از آنهايي بودند بپرسيد . انتهاي برنامه در ساعت 18 روز جمعه در تهران  مي باشد . سرتان را درد آوردم سعي كردم يكسري گزارش كامل همراه با نكات فني كوهنوردي را در قالب گزارش و تعريف و تمجيد و پيشنهاد ارائه نمايم . نقايص آنرا به بزرگواري خودتان ببخشايد . متشكر از حوصله ايي كه صرف نموديد .
 به اميد ديدار مجدد شما در برنامه هاي ديگر كوهنوردي پرويز ستوده شايق       تيرماه 1385