جمعه 19 مهر 92

امروز رفتیم به سمت اردوگاه پلنگ چال ، در شمال غرب تهران ، به اتفاق همسرم زهرا و آرام خانم ، ساعت 6:15 صبح از میدان درکه راه مان آغاز شد ، در صبحگاه روز جمعه جا برای پارک خودرو به سختی پیدا می شد ، مجبور شدم پس از پیاده کردن زهرا و آرام خیلی پایین تر خودرو را پارک کنم ، این را گفتم که بدانیم وضیعت پارک خودرو چگونه  است همین . مسیر را از کنار رودخانه آغاز کردیم ، یک مسیر دیگر نیز وجود دارد که از کنار مسجد می گذرد ما آن مسیر را نرفتیم .

اگر شما هم اراده کنید می توانید به اتفاق خانواده ، دوستان یا همکاران ، به این محل بیایید و روزی خوش را در طبیعت پاک کوهستان و در کنار دره و آبشارهای کوچک که در این فصل کم آب اند را بگذرانید . کافی است خیابان جنوبی دانشگاه شهید بهشتی را ادامه دهید تا به میدان درکه برسید ، جای مناسب خودروی خود را پارک کرده و راه بیافتید ، تا هر جا که توان و وقت تان اجازه می دهد . اصلا نگران مسیر نباشد ، مسیر کاملاً مشخص است و  تا مسافت های زیاد رستوران سنتی و فروشگاه هایی هستند که نیازهای شما را برآورده می کنند ، در انتهای مسیر هم پناهگاه پلنگ چال دارای رستوران و محل توقف امن می باشد . البته طبیعی است که هزینه آنها کمی بالاتر است . اگر فلاکس چای با خودتان داشته باشید و مختصری نان و غذا کفایت می کند ، میوه هم خوب است .

  در ابتدای مسیر محمدحسین عزیز به همراه حبیب حاتمی ، علی آقا و برادرش و سهیلا  خانم را دیدیم ، و چقدر تجدید دیدار شیرین است ، جمع مان شد 5+3 نفر ، سه نفر ما بودیم و پنج نفر آنها  ، از فرصت استفاده کرده عکسی را به یادگار گرفتیم تا یادمان باشد که لحظات ی که در کوهستان هستیم لحظات فراموش نشدنی و ماندگار است .

سهیلا هم خوشحال بود و خانم ها هم با هم عکس گرفتند ، جای خانم ناظم و بهجت هم خالی بود



رستوران های بین مسیر نیز ، کارشان را از ساعات اولیه صبح شروع کرده بودند و فضای تفرجگاهی خود را آب و جار می کردند و اجناس ویترینی خود را با نظم خاصی می آراستند . هندوانه و انار و میوه های دیگر ...


و تخت هایی که به روش های سنتی آماده پذیرایی می شد ، و هندوانه که در خنکای صبحگاه در حوض های چند طبقه به طرز دلربایی چیده شده بود ، اینجا ورود به محله درکه در شهرستان شمیرانات می باشد .

درکه را از میان کوچه باغ هایش پشت سر گذاشتیم



نوشته های زیبا را با رنگ بر روی سنگ دیدیم ، ای کاش موارد زیست محیطی آن نیز رعایت می شد و با ابزارهای زیست سازگار این اشعار دیده می شد .


و حواس ام به زیبایی ها نیز بود ، گل هایی که زمانی نه چندان دور تزیین کوچه و جلوپنجره ها را عهده دار بودند ، امیدوارم این مهم مجدد به فرهنگ ما باز گردد و شاهد این باشیم که از کنار هر چنجره ایی گلی شکفته است .


زیبایی های مسیر نیز باعث شده بود تا عکس های دیجیتال زیادی تهیه شود


و قاصدک ها نیز پیام آوران شادی هستند


خطر ریزش سنگ در مسیر


بخشی از مسیرکه ایمن سازی شده ولی بازهم خطر در صورت بی احتیاطی وجود دارد


آبشارها با جریان کم آب هنوز زندگی را در مسیر جاری می سازند


خدایا شکرت برای سلامتی و تندرستی که عطا فرمودی ، و برای بودن در طبیعت پاک کوهستان


باور کنید سهیلا و آرام  نیم ساعت هم باهم نبودند ، اگر برنامه بیشتری با هم باشند رفاقت هایشان چقدر خواهد شد


دوستان پنج نفره مون به سمت ایستگاه پنجم تله کابین توچال راهی شدند و ما پس از یک ساعت توقف در پناهگاه پلنگ چال به سمت درکه باز می گردیم ....

این هم تابلو مشخصات نصب شده در کنار پناهگاه پلنگ چال


بفرمایید میان وعده ، بین صبحانه و ناهار


میهمان


در زیر آفتاب گرمابخش پناهگاه دمی می آساییم تا خدا را شکر کرده باشیم ، دوستان زیادی از کوهنوردان در پناهگا بودند ، دوست عزیزم رضا نصراللهی تیمی از هلال احمر را بدانجا آورده بود و شقایق جهانگیری تیم بانوان هلال احمر را راهنمایی می کرد . گروهی از عزیزان هم طناب می زدند و مهارت بسیار خوبی در این خصوص داشتند .


بازگشت



به یاد شیما


همنوردان


و فصل رنگ ها چه زیباست


پایان برنامه

گل باشید


تشکر ویژه از همسرم که حضورش دلگرمی زندگی ام و همقدمی اش قوت قلب ی است برای صعودهای دیگرم


پ ن :
- خیلی در قید و بند زمان بندی نبودیم
-  مسیری که معرفی شد بسیار مناسب برای خانواده ها و کوه پیمایی سبک می باشد ، امیدوار عزیزان با خواندن این گزارش همت نموده و به اتفاق خانواده و دوستان شان به این مسیر سری بزنند .