بازآموزی مربیگری کوهپیمایی دوره اول آقایان برگزار شد

دوره اول باز آموزی مربیگری آقایان با حضور حدود 80 نفری طی روز های 28 ، 29 و 30 آبان ماه 1390 در رودبارک کلاردشت استان مازندران توسط کارگروه کوهپیمایی فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی برگزار گردید .

در این دوره مربیان محترم  از سراسر کشور در سمینارهای مطالب آشنایی با مباحث نوین در حوزه کوهنوردی ، مانند جستجو و نجات در کوهستان ، آشنایی با مطالب نوین جی پی اس ، حقوق ورزشی و تعالی سازمانی و .... حضور فعال داشته ، و همینطور از آخرین تغییرات دستورالعمل ها و طرح درس های آموزشی اطلاع یافتند و  در پایان نیز درآزمون کتبی شرکت داشتند .
همانطور که مستحضر هستید مربیان پس از دریافت مدارک مربیگری از فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی در دوره بازآموزی شرکت کرده و در صورت احراز امتیازات لازم به سمت مدرس ارتقاء می یابند تا در مسیر آموزش کوهنوردی قرار گرفته و مجوز لازم برای تدریس را کسب نمایند . مدرسین قبلی نیز هر سه سال یکبار جهت تمدید مجوز تدریس در این دوره ها حضور می یابند

تصاویری از این حضور تقدیم حضورتان

قرارگاه رودبارک محل برگزاری دوره بازآموزی مربیان کوهپیمایی

شاد و با نشاط باشید

جا دارد بدین وسیله از مسئولین محترم و کادر برگزار کنندگان کمال تقدیر و تشکر را داشته باشیم

دلتنگی

ساحل و صدف

مردي در کنار ساحل دورافتاده اي قدم مي‌زد. مردي را در فاصله دور مي بيند که مدام خم مي‌شود و چيزي را از روي زمين بر مي‌دارد و توي اقيانوس پرت مي‌کند. نزديک تر مي شود، مي‌بيند مردي بومي صدفهايي را که به ساحل مي افتد در آب مي‌اندازد.

- صبح بخير رفيق، خيلي دلم مي خواهد بدانم چه مي کني؟

- اين صدفها را در داخل اقيانوس مي اندازم. الآن موقع مد درياست و اين صدف ها را به ساحل دريا آورده و اگر آنها را توي آب نيندازم از کمبود اکسيژن خواهند مرد.

- دوست من! حرف تو را مي فهمم ولي در اين ساحل هزاران صدف اين شکلي وجود دارد. تو که نمي‌تواني آنها را به آب برگرداني خيلي زياد هستند و تازه همين يک ساحل نيست.. نمي بيني کار تو هيچ فرقي در اوضاع ايجاد نمي کند؟

مرد بومي لبخندي زد و خم شد و دوباره صدفي برداشت و به داخل دريا انداخت و گفت:

"براي اين يکي اوضاع فرق کرد."

عید قدیر خم مبارک باد

اوصاف وآداب وسنن عيد غدير در روايات

 

 -1بسيار صلوات فرستادن

 -2زيارت اميرالمؤمنين از نزديك و دور

 -3غسل نمودن

 -4روزي افطاري دادن به روزه داران

(يك مومن ؛ افطاري به روزه داراي دهد گويا يك ميليون نفر از پيامبران و شهيدان و صديقان را افطاري داده است )

 -5روز روزه داشتن،نماز خواندن وپيوند با برادران ديني

 -6روزي كه دعا در آن مستجاب مي گردد

 -7آن روز ،روز آراستن است   )مؤمن تميزترين و گرانمايه ترين جامه هاي خويش را بپوشد(

 -8روز مژده دادن

 -9روز تبريك گفتن

 -10روز بخشش وارمغان

 -11روز لبخند زدن در چهره مؤمنان

 -12روز خواستن افزوني هاست

 -13گشاده دستي و افزودن امكانات خانواده

 -14بزرگترين عيد

 -15بزرگترين عيد خداوند

 -16روز ريزش گناهان

 -17استعمال بوي خوش

 -18هديه دادن

عروسی در بلندای سبلان

وسایل سفره عقد عروس خانم را از مشهد تا بالای کوه آورده بودند. زوج جوان همه دوستان کوهنوردشان را از همه جای ایران دعوت کرده بودند و قرار بود در یک جمع کوچک دوستانه آغاز زندگی مشترکشان را جشن بگیرند. با همه سختیهای راه، جشن ازدواج زوج کوهنورد به خوبی برگزار شد و آنها توانستند بهترین خاطره زندگیشان را در جایی بسازند که همیشه آرزویش را داشتند.
مسلم نجفی داماد جوانی است که «بله» عروسش را در ارتفاعات سبلان گرفته است. او کوهنوردی را از پدرش یاد گرفت برای همین حالا راهنمای کوهنوردانی است که برای کوهنوردی به ارتفاعات سبلان میروند و در یکی از همین کوهنوردیها بود که او با همسرش آشنا شد؛ «کار اصلی ام کابینت سازی است اما به خاطر اینکه از کودکی با پدرم به ارتفاعات سبلان میرفتم این منطقه را به خوبی میشناسم برای همین کوهنوردان دیگر را هم میتوانم راهنمایی کنم. در جریان یکی از این راهنماییها بود که با همسرم آشنا شدم.»
عروس خانم با یک گروه کوهنوردی از مشهد به اردبیل رفته بود؛ «اولین بار همسرم را در برنامه کوهنوردی در ارتفاعات سبلان دیدم بار دوم هم او را در صعود به علمکوه دیدم و همانجا بود که دیگر از او خواستگاری کردم.»

عروسی در ارتفاع
   زوج جوان بعد از آشنایی و انجام رسم و رسوم، عروسیشان را در ارتفاع ۴۸۱۱متری در کنار دریاچه زیبای سبلان برگزار کردند. البته تصور نکنید عروس خانم همه مسیر را با لباس عروس طی کرده و خودش را به دریاچه رسانده او در پناهگاهی در ارتفاع حدودا سه هزار متری لباس عروس پوشید و با مهارتی که داشت بقیه راه را تا دریاچه با لباس عروس بالا رفت. با همه سختیهایی که این کار داشت مهارت عروس کوهنورد باعث شد تا لباس آسیب زیادی نبیند.
از آنجا که داماد هم با کت و شلوار، کوهنوردی میکرد پیمودن راه کمی برایش سخت شده بود؛ اما همه این سختیها به پایان شیرین و خاطرهانگیزش میارزید. پایانی که برای آنها، آغاز یک زندگی مشترک بود.
آنها در کنار دوستان مشترکشان عروسی خود را جشن گرفتند؛ «چون در کوه با هم آشنا شده بودیم و سبلان باعث شده بود به هم برسیم، از همان اول این تصمیم مشترک را گرفتیم. با این کار میخواستیم که هم از تجملات دور باشیم و هم سادهزیستی را ترویج کنیم.»
مسلم و همسرش در شرایط معمولی چهار ساعت زمان میخواستند مسیر کوه را تا قله طی کنند اما آن روز کوهنوردیشان پنج ساعت طول کشید. در راه، کوهنوردانی که آنها را میدیدند اظهار خوشحالی میکردند و میخواستند با این عروس و داماد خوش ذوق عکس یادگاری بگیرند.
این ماجرا هم زمان رسیدن به قله را طولانیتر میکرد؛ «در میان کوهنوردانی که آن روز در کوه بودند یک کوهنورد از یکی از کشورهای همسایه آمده بود. او وقتی من و مریم را در لباس عروس و دامادی دید خوشحال شد و به عنوان هدیه عروسی، آذوقهای را که همراهش آورده بود به ما داد. او با من و همسرم عکس یادگاری گرفت.





پی نوشت : توجه داشته باشید این عروسی در شهریور ماه قبل از بارندگی شدید برف بوده ، لطفاً اگر چنین مراسمی دارید در زمستان اجرا نکنید ، شاد و با نشاط باشید
مرجع : سایت های خبری در اینترنت

شب و روز در یک نگاه

    مرز بین شب و روز ، تصویری از ناسا ، می خوابیم و بیدار می شویم ، سایه ایی بالای سرمان ظاهر می شود ، قصه های مادر بزرگ را در زیر ای سایه زمزمه می کنیم ، بچه ها رو روانه تخت خوابشون می کنیم و رمز و راز شبانه هر کسی را با خالق خویش به نظاره می نشیم ، شب ها و روزهایی جای همدیگر را می گیرند ، در گذران تلاش زندگی مان را شکل می دهیم ، شاد می شویم ، می خندیم ، غمین گین می شویم می گریم و عاطفه و احساس شهری را برای خود احداث می کنند که پستی و بلندی ، غم و شادی ، روز و شب و بسیاری تضاد های آنرا یک جا جمع می کنیم تا بگویم خدایا بابت سلامتی که در اختیارمان قرار دادی سپاسگزاریم .
بکوشیم در این مدت کوتاه عمر مهربانی را بیاموزیم و عشق بورزیم که غیر این صرف عمرمان در مسیری بیهوده خواهد بود .

پرندگان در آسمان شهرمان

امروز صبح در آسمان تهران پرندگان زیادی بودند ، هوای پاک و فرح بخش صبحگاهی نشاط زندگی را با نشاط کوهستان همراه کرده بود ، چنین تصاویری را به ندرت در آسمان شهرمان شاهد هستیم و من لذت می بردم از اینکه در آسمان شهرمان پرواز پرندگان را شاهد بودم برای همین ذوق زده شدم ، امیدوارم همیشه چنین تصاویری را در بالای سرمان شاهد باشیم ، زندگی بدون پرنده ، زندگی بدون حیوانات طبیعت ، زندگی با محیط زیست ، برف ، سرما ، گرما و سرسبزی امید به رشد و شکوفایی را ارتقاء می بخشد .

شاد و با نشاط باشید

آزمون ورودي دوره مدرسي نقشه‌خواني و كار با قطب‌نما برگزار شد

آزمون ورودی دوره مدرسی نقشه خوانی و کار با قطب نما امروز پنجشنبه 19 آبان 1390 در ارتفاعات توچال ( ولنجک ) برگزار شد .

  در کوهستان حوادث بسیاری به وقوع می پیوندند که ضرورت آموزش و یادگیری فنون نقشه خوانی ، مسیر یابی و به خصوص کار با ابزارهای ساده ایی همچون قطب نما را مشخص می نماید . اگر به کوه می رویم باید به این مسئله توجه داشته باشیم که هر یک از ما در حد توان خود باید بر علوم تئوریک و کاربردی کردن آن نیز اهتمام ورزیم ، تا بدینوسیله شاهد کاهش گم شدن در کوه و گرفتار شدن در شرایط متغییر آب و هوایی باشیم . وجود نقشه و قطب نما در کوله پشتی هر کوهنورد در مواقع ضروری می تواند بیشترین خدمات را برایش ارائه نماید .

تقدیر و تشکر از برگزار کنندگان :

بنده همراه تعدادی از دوستان کوهنورد در این دوره حضور داشتم که جا دارد بدینوسیله از اساتید محترم دوره  آقایان کاوه کاشفی ( رئیس هیات کوهنوردی استان تهران ) ، حمید شفقی ( رئیس بخش ناوبری و مسیریابی کارگروه کوهنوردی فدراسیون کوهنوردی و حامد حواله دار و نیز مسئولین محترم کارگروه کوهنوردی وبخش آموزش  فدراسیون کوهنوردی به خصوص جناب آقای رضا زارعی تقدیر و تشکر خود و دوستانم را اعلام نمایم .

تصاویر از برنامه

در پایان برای تمام دوستان آرزوی توفیق دارم

شاد و با نشاط باشید

پی نوشت :

شما با نقشه های توپوگرافی ، قطب نما ، گرفتن گرا ، حرکت در شب با قطب نما و .... چقدر اطلاعات دارید ؟

صدای پای عید می آید

صداي پاي عيد مي آيد
عيد قربان پاک ترين عيدها ست

عيد سر سپردگي و بندگي است

عيد بر آمدن انساني نو

از خاکسترهاي خويشتن خويش است
عيد قربان عيد نزديک شدن

دلهايي است که به قرب الهي رسيده اند
عيد قربان عيد بر آمدن روزي نو و انساني نو است
روز اوج بندگی و تجلی ایثار ابراهیمی مبارک...

قله اصلی چیست ؟ قله فرعی کدام است ؟

اغلب ما با گذر از رشته‌کوه‌ها و خط الرأس ها به قللی برخورد می‌کنیم که عنوان قلل اصلی و فرعی بر آن‌ها نهاده شده، اینکه چه قله ای قله اصلی است و چرا گروهی از قلل بعنوان قلل فرعی نامیده می‌شوند و اینکه چرا برخی قلل به رغم ارتفاع بالا بعنوان قله ای مجزا در نظر گرفته نشده و حتی نامگذاری نمی‌شوند، دارای علتی خاص است که به آن می پردازیم:

به طور کلی 3 تئوری متفاوت که سعی کرده اند مبنای یک قله مجزا را تعریف کنند، وجود دارد. در اینجا سعی خواهیم کرد که این ایده ها را خیلی مختصر توضیح دهیم، اما قبل از آن لازم است اشاره شود که هنوز تعریف بین المللی و قابل قبول واحدی برای مبنای در نظر گرفتن یک قله مجزا وجود ندارد، چه برسد به قانونی که چگونگی نام گذاری قله ها را تعریف و تعیین کند. حتی در برخی کشورها حداقل 2 قائده مختلف برای تعریف مبنای یک قله مجزا، به کار می‌رود.

 

1 -  تئوری برجستگی (Prominence):

 

برای این تئوری به تنهایی 3 تعریف جداگانه وجود دارد ! در اینجا مورد استفاده ترین و ساده ترین آن را شرح می‌دهیم. این تئوری برای دسته بندی و توصیف بلندی یک قله نسبت به قله یا قله‌های همجوار، به کار می‌رود.

بهترین تعریف:  اختلاف ارتفاع یک قله نسبت به گردنه مجاور آن. به عبارت دیگر، صرف نظر از مسیرهای عبور، برای قله ای با برجستگی P متر، شخص حداقل باید P متر برای رسیدن از آن قله به یک قله بلندتر، فرود آید. در واقع برجستگی را می‌توان به عنوان اختلاف ارتفاع عمودی بین آن قله و بلندترین گردنه ای که آن قله را به یک قله بلندتر (دور یا نزدیک) متصل می‌کند، در نظر گرفت.

در بخش‌هایی از ایالات متحده آمریکا، قانون برجستگی 100 یارد (91. 44 متر) به کار می‌رود که بدین معنی است که از فراز قله ای مجزا باید حداقل 91. 44 متر فرود بیایید تا به قله ای بلندتر صعودی دیگر کنید. اگر قله ای برجستگی کمتر از 91. 44 متر داشته باشد، نمی‌تواندبه عنوان قله ای مجزا که از قله بلندتر همجوارش جدا باشد، در نظر گرفته شود. اما کشورهای دیگری نیز داریم که در آن‌ها مقدار P، 20 – 30 متر در نظر گرفته شده است.

 

یک نمونه از اینکه تئوری برجستگی چگونه اعمال می‌شود را می‌توان در مثال زیر دید:

 

مطابق تئوری برجستگی، دومین کوه بلند دنیا؛ K2 به ارتفاع 8611 متر می‌باشد (P=3811m  نه قله جنوبی اورست که 8749 متر ارتفاع دارد (P=10m). این حقیقت که قله جنوبی اورست (P=10m) عملاً از K2 بلندتر است در درجه دوم اهمیت قرار دارد. قله جنوبی مانند یک فرزند تحت حمایت قله مادر (اورست) است و به عنوان قله ای مجزا در نظر گرفته نمی‌شود، بنابراین نمی‌تواندبه عنوان دومین قله بلند دنیا نامیده شود.

یک مثال دیگر؛ در شکل 1 ، قله E نمی‌تواندبه عنوان قله ای جدید در نظر گرفته شود، زیرا که برجستگی آن تنها 80 متر است که
 نمی‌تواندآنرا واجد شرایط یک قله جدید و مجزا قرار دهد. در این تئوری، برجستگی نسبی یک قله به دیگری عامل تعیین کننده برای مبنای یک قله مجزا است و نه ارتفاع حقیقی یک قله.

 

2 -  تئوری درصد:

بهترین راه برای توضیح تئوری درصد، شرح آن با یک مثال است:

فرض کنید که قانون 4 درصد را اعمال می‌کنیم و دو قله B، A نزدیک به همدیگر داریم. ارتفاع قله A؛ 4800 متر وقله B؛ 4606 متر است. 4 درصد ارتفاع بلندترین قله ای که در آن اطراف وجود دارد (A)، برابر است با 192 متر و چون اختلاف ارتفاع دو قله (194 متر) بیشتر از 4 درصد کل ارتفاع قله بلندتر (A) می‌باشد؛ پس مطابق این قانون، قله B یک قله جدید و مجزا می‌باشد. اما اگر قله B تنها 3 متر بلندتر بود (یعنی 4609 متر) نمی‌توانست به عنوان یک قله جدید در نظر گرفته شود.

نشاط کوهستان پرویز ستوده شایق 

3 -  تئوری تفاضل ارتفاع:

با وجود اینکه این تئوری روش مرسوم آسان و به‌طور گسترده مورد استفاده قرار گرفته ای برای تشخیص یک قله مجزا می‌باشد، چند سوال مهم را بی جواب باقی می گذارد. فرض کنید که قانون 20 متر اعمال شود، آنگاه دو قله مرتبط نزدیک بهم که فقط 21 متر اختلاف در نظر گرفته شوند. این نکته قابل توجه است که عرفاً قله‌های بهم پیوسته و خیلی نزدیک به یک قله اصلی، نه بعنوان قله ای مجزا، بلکه فقط بعنوان قسمتی از آن قله اصلی در نظر گرفته می شده اند.

در ادامه مثال دیگری برای توضیح این قائده آمده است: اکنون تصور کنید که قانون تفاضل ارتفاع 80 متر را برگزیده ایم و می خواهیم دومین قله بلند دنیا را پیدا کنیم. قله اصلی اورست (M 8848) و قله جنوبی آن (M 8749) اختلاف ارتفاع 99 متری دارند. در اینجا ما می‌توانیم قله جنوبی را بعنوان یک قله جدید و دومین قله بلند دنیا در نظر بگیریم چرا که بین قله اورست و قله جنوبی آن اختلاف ارتفاع بیش از 80 متر وجود دارد. اما آیا این روش منطقی برای تعریف مبنای یک قله مجزا می‌باشد؟ آیا قله جنوبی اورست واقعاً یک قله جدید است یا فقط بخشی قله فرعی از قله اورست می‌باشد؟

بسیار خوب، قصد القای هیچ جوابی را نداریم و چیزی که می خواهیم در اینجا اشاره کنیم این حقیقت است که در منطقه کوهستانی اورست، چندین قله وجود دارد که در جهان جزو مرتفع ترین ها هستند و در مقایسه با خیلی از کشورهای دیگر، اعداد مبنایی که در آن‌جا انتخاب می‌شود (بدون توجه به اینکه کدام تئوری بکار رود) فقط مناسب برای آن ناحیه خاص می‌باشد. اگر همان اعداد برای مناطق دیگری که کوه‌های کوتاهتری دارند بکار رود، می‌تواند(به‌طور تئوری) تعداد قله‌هایی که قابل دسته بندی بعنوان قله‌های مجزا هستند را کاهش دهد.

بنابراین، این تئوریها نسبی هستند و بایستی طوری انتخاب شوند که بتواند شرایط خاص جغرافیایی و ارتفاع نسبی کوه‌های مارا در نظر بگیرد. اگر ما قانون برجستگی 91 متری را برای ایران انتخاب کنیم احتمالاً می‌تواندتعداد قله‌هایی را که امروزه بعنوان قله‌هایی مستقل و مجزا در نظر گرفته ایم کاهش داد.

موقعیت و ارتفاع نسبی یک قله فرعی نسبت به قله اصلی همجوار (قله مادر) موضوع مهم قابل بحث دیگری است ضمن اینکه چند تعریف مختلف نیز برای واژه قله مادر وجود دارد!

 

شکل زیر سه قله را نشان می‌دهد که همگی از قله D بلندتر هستند، هر کدام از این سه قله، برای قله D یک قله مادر هستند. اما اولین و شاید مهم‌ترین قله نسبت به قله D باید اولین قله همجوار قابل توجه و مرتفع یعنی قله C باشد. در اینجا همچنین می‌توانیم تئوری برجستگی را برای قله  D نسبت به C که نزدیکترین قله همجوار به قله D  میباشد تطبیق دهیم.

با اینکه  قله A برای قله‌های D,C,B قله مادر است ،مطمئنا قله C مهم‌ترین قله همجوار قله D است. بنابراین وقتی مبنای یک قله مجزا را بررسی می‌کنیم، موقعیت نسبی قله‌های مختلف به یکدیگر نیز اصل مهمی است که باید بدان توجه شود.

 

بنابراین همه تئوریهای فوق، مزایا و معایب خود را دارند و ایرادهایی که باید رفع شوند. این تئوریها نسبی هستند و هیچ شماره ماخذ بین المللی ندارند و بر پایه آنچه تاکنون بیان شده بودند، می‌باشند. اگر می خواستم هریک از تئوریهای بالا را برای کوه‌های ایران پیشنهاد کنم، نتیجه می‌توانست بصورت زیر باشد:

A) برای تئوری برجستگی: 20 تا 40 درصد

B) برای تئوری درصد: 2 تا 4 درصد

C) برای تئوری تفاضل ارتفاع: 20 تا 40 متر

 

نامگذاری یک قله بی نام

امروزه پدیدار شدن روند رو به رشد درخواستها و نیازها برای داشتن اطلاعاتی بیشتر راجع به قله‌های مجزای فراوانی که بدون نام هستند، به تنهایی دلیل خوبی برای نامگذاری قله‌های بی نام می‌باشد. نامگذاری یک قله، اطلاعات ما را دقیق و اصلاح خواهد کرد و در نتیجه هدایت و مسیر یابی را آسان خواهد نمود. نامگذاری قله‌های بی نام نه تنها ارزش فرهنگی آن‌ها را بالا خواهد برد بلکه می‌تواندبه آن قله هویت بدهد، نه فقط برای یادآوری یک مکان با ارزش در دلها، افکار، خاطرات یا تاریخ، بلکه گذشته از این‌ها مردم تمایل بیشتری به فراگیری راجع به آن‌ها می یابند و به کوهنوردی، قدرشناسی و حفاظت از آن‌ها نیز گرایش بیشتری پیدا می‌کنند و حتی احترام بیشتری برای یک قله نامدار وجود خواهد داشت.

برگرفته از طرح درس فدراسیون

پا بهشت

روزی مردی خواب ديد که مرده و پس از گذشتن از پلی به دروازه بهشت رسيده است. دربان بهشت به مرد گفت: برای ورود به بهشت بايد صد امتياز داشته باشيد. کارهای خوبی را که در دنيا انجام داده ايد ، بگوييد تا من به شما امتياز بدهم.
مرد گفت: من با همسرم ازوداج کردم، 50 سال با او به مهربانی رفتار کردم و هرگز به او خيانت نکردم.
فرشته گفت: اين سه امتياز
مرد اضافه کرد: من در تمام طول عمرم به خداوند اعتقاد داشتم و حتی ديگران را هم به راه راست هدايت می کردم
فرشته گفت: اين هم يک امتياز.
مرد باز ادامه داد : در شهر نوانخانه ای ساختم و کودکان بی خانمان را آنجا جمع کردم و به انها کمک کردم.
فرشته گفت : و اين هم دو امتياز
مرد در حالی که گريه می کرد، گفت: با اين وضع من هرگز نمی توانم داخل بهشت شوم
فرشته لبخندی زد و ادامه داد:
تنها را ورود بشر به بهشت موهبت الهی است و اکنون اين لطف و موهبت پروردگار شامل حال شما شد و اجازه ورود به بهشت برايتان صادر گرديد برويد و شاد باشيد.

لینک من و نشاط کوهستان

ليستي از كارهايي كه هر روز مي توانيد آنها را انجام دهيد:

سلامتي:

1- آب فراوان بنوشيد.
2- مثل يک پادشاه صبحانه بخوريد، مثل يک شاهزاده ناهار و مثل يک گدا شام بخوريد..
3- بيشتر از سبزيجات استفاده کنيد تا غذاهاي فراوري شده.
4- بااين 3 تا
E زندگي کنيد:
ENERGY(انرژي)
ENTHUSIASM (شورواشتياق)
EMPATHY (دلسوزي و همدلي)
5- از ورزش کمک بگيريد.
6- بيشتر به ياد خدا باشيد .
7- بيشتر از سال گذشته کتاب بخوانيد.
8- روزانه 20 دقيقه سکوت کنيد و به تفکر بپردازيد.
9- 7 ساعت بخوابيد.
10- هر روز 10 تا 30 دقيقه پياده‌روي کنيد و در حين پياده‌روي، لبخند بزنيد.
شخصيت:
11- زندگي خود را با هيچ کسي مقايسه نکنيد: شما نمي‌دانيد که بين آنها چه مي‌گذرد.
12- افکار منفي نداشته باشيد، در عوض انرژي خود را صرف امور مثبت کنيد.
13- بيش از حد توان خود کاري انجام ندهيد.
14- خيلي خود را جدي نگيريد.
15- انرژي خود را صرف فضولي در امور ديگران نکنيد.
16- وقتي بيدار هستيد بيشتر اهداف خود را مجسم کنيد.
17- حسادت يعني اتلاف وقت، شما هر چه را که بايد داشته باشيد، داريد.
18- گذشته را فراموش کنيد.. اشتباهات گذشته شريک زندگي خود را به يادش نياوريد. اين کار آرامش زمان حال شما را از بين مي‌برد.
19- زندگي کوتاه‌تر از اين است که از ديگران متنفر باشيد. نسبت به ديگران تنفر نداشته باشيد.
20- با گذشته خود رفيق باشيد تا زمان حال خود را خراب نکنيد...
21- هيچ کس مسئول خوشحال کردن شما نيست، مگر خود شما.

 

22- بدانيد که زندگي مدرسه‌اي مي‌ماند که بايد در آن چيزهايي بياموزيد. مشکلات قسمتي از برنامه درسي هستند و به مانند کلاس جبر مي‌باشند.
23- بيشتر بخنديد و لبخند بزنيد.
24- مجبور نيستيد که در هر بحثي برنده شويد. زماني هم مخالفت وجود دارد.
جامعه:
25- گهگاهي به خانواده و اقوام خود، مخصوصا پدر و مادر زنگ يا سري بزنيد.
26- هر روز يک چيز خوب به ديگران ببخشيد.
27- خطاي هر کسي را به خاطر هر چيزي ببخشيد.
28- زماني را با افراد بالاي 70 سال و زير 6 سال بگذرانيد.
29- سعي کنيد حداقل هر روز به 3 نفر لبخند بزنيد.
30- اينکه ديگران راجع به شما چه فکري مي‌کنند، به شما مربوط نيست.
31- زمان بيماري، شغل شما به کمک شما نمي‌آيد، بلکه دوستان شما به شما مدد مي‌رسانند، پس با آنها در ارتباط باشيد.
زندگي:
32- کارهاي مثبت انجام دهيد.
33- از هر چيز غير مفيد، زشت يا ناخوشي دوري بجوييد.
34- محبت درمان‌گر هر چيزي است.
35- هر موقعيتي چه خوب يا بد، گذرا است.
36- مهم نيست که چه احساسي داريد، بايد به پا خيزيد، تميزترين لباس خود را به تن کرده و در جامعه حضور پيدا کنيد.
37- مطمئن باشيد که بهترين هم مي‌آيد.
38- همين که صبح از خواب بيدار مي‌شويد، بايد از خدايتان شاكر باشيد.
39- بخش عمده درون شما شاد است، بنابراين خوشحال باشيد.

با تشکر از يک دوست 

باز باران ، کوه و پاکی ها در مسیر کلکچال

باران این نعمت الهی چند روزی است که پیام آوری شادی شده ،ارتفاعات را برف پاییزی پوشانده و در سطح شهرها و کوه پایه ها بارش باران صفایی خاص بخشیده است ، جمعه 6 آبان 1390 من و آرش در مسیر کلکچال تا اردوگاه در زیر بارش باران شدید رفتیم و بازگشتیم ، تصاویری از این برنامه تقدیم شما

زیبایی مسیر ستودنی بود


پاییز در فصل پاکی ها

برج کلکچال در مه و باران

همزیستی بخاری خاموش و پوشاک خیس


تصاویری از جزیره آشوراده ، نزدیک میانکاله ، بندرترکمن ، استان گلستان

شدت بارش باران به دوربین ها اجازه نمی داد تا عکس های بیشتر گرفته شود ، ولی چند تایی که در این شرایط گرفته شده در اینجا قرار می دهم و امیدوار اگر سری به سمت بندرترکمن زدید حتماً از این جزیزه بازدید داشته باشید ، شما می توانید توسط قایق های که برای این منظور تعبیه شده استفاده نمایید و کرایه آنهم زیاد بالانیست ( رفت و برگشت حدود 5 هزارتومان یا کمتر ) و می توانید در آنجا منزل هم اجاره کنید ، راستی چکمه و بادگیر خوب که آب در آن نفوذ نکند را فراموش نکنید ... لباس اضافی اگر در چنین شرایطی قرار گرفتید هم لازمه ، غذای کافیه نکته دیگر است که باید به همراه داشته باشید


کسب و کار

رطوبت

 

در بازگشت

اصطراب در یدک کش

محصول باد و باران و موج دریا

هیجان


همراهان

مسافر کوچک و بزرگ ( پدر و فرزند سید صاحب خانه در آشوراده )