گزارش جنگلپيمايی
خلخال به اسالم
برنامه جنگلپيمايي خلخال به اسالم در روزهاي
چهارشنبه 9 تا
جمعه 11 تير ماه 1389 توسط گروه كوهنوردي پژوهشكده مهندسي جهاد كشاورزي و
به
سرپرستی آقای جابر يوسفلو اجرا شد. گزارش کامل برنامه که توسط اينجانب
(احمد
غريبزاد) تهيه شده، در ادامه تقديم میگردد.
|
اسامي افراد شركتكننده و مسؤليت آنها
|
|
رديف
|
نام و نام خانوادگي
|
مسؤليت
|
|
1
|
جابر يوسفلو
|
سرپرست
|
|
2
|
غلامرضا
اينانلو
|
جانشين سرپرست
|
|
3
|
اصغر يوسفيه
|
عکاس
|
|
4
|
احمد
غريبزاد
|
گزارشنويس
|
|
5
|
حميد
مصطفوي
|
هميار
|
|
6
|
صمد يوسفي
|
هميار
|
|
7
|
كريم
حسنپور
|
تدارکات
|
|
8
|
رضا
غنيزاده
|
هميار
|
|
9
|
محرمعلي
محمدي
|
هميار
|
|
10
|
ابراهيم
اميري
|
هميار
|
|
11
|
غلامرضا
حبيبيفر
|
هميار
|
|
12
|
صمد
نجفي
|
هميار
|
|
13
|
حجت اله اميرآبادي
|
هميار
|
|
14
|
علي اصغر اينانلو
|
هميار
|
|
15
|
رضا صفرلو
|
هميار
|
|
16
|
عليرضا رضايي
|
هميار
|
|
17
|
مجيد
درخشاني
|
هميار
|
|
18
|
سميعاله لطيفي
|
راهنما
|
|
زمانبندي اجراي برنامه
|
|
ساعت
|
برنامه
|
|
نهم تير 89 ساعت 16
|
حركت از پژوهشکده مهندسي
|
|
24
|
رسيدن به خلخال
|
|
دهم تير ساعت 5:30
|
پياده روي از اندبيل خلخال
|
|
8:30
|
صبحانه در منطقه ييلاقي خرخوني
|
|
13:30
|
ناهار بعد از کافه شايان تا ساعت 15
|
|
19:30
|
جاده اصلي خلخال-اسالم نزديک روستاي
لاکهتاشون
|
|
20:45
|
شهر تالش
|
|
يازده تير ساعت
7:45
|
حرکت از تالش، گشت در ساحل گيسوم
|
|
15:30
|
پژوهشکده مهندسی و پايان برنامه
|
کوهستان جنگلي و بلند تالش در خاور خلخال از
شمال
به جنوب در حکم سدي ميان درياي خزر و استان اردبيل است که باران خزري در
دامنه شرقي
آن ريزش کرده و جنگل هاي تالش را بوجود آورده است. خلخال منطقهاي کوهستاني
با آب
و هواي معتدل و نسبتاً سرد مي باشد. جنگلپيمايي گروه کوهنوردي پژوهشکده
مهندسي از
خلخال (در استان اردبيل) به اسالم (در استان گيلان) برنامهريزي شده بود.
چهارشنبه 09/04/1389
رأس
ساعت 16:00 از پژوهشكده مهندسي با مينیبوس به مقصد استان اردبيل حركت
كرديم. مسير:
قزوين ـ لوشان ـ منجيل ـ رودبار ـ رستمآباد ـ
رشت ـ فومن ـ صومعهسراـ رضوان شهر ـ پرهسر ـ اسالم ـ خلخال.
شامِ از قبل آماده را قبل از فومن صرف کرده و نماز خوانديم. مسير بي نظير و
طبيعت
بسيار زيباي جاده اسالم به خلخال را شبانه طي کرديم. هوا هم بسيار لطيف و
خنك بود.
ساعت
24:00 به خلخال رسيديم. طبق هماهنگي كه از پيش صورت گرفته بود اعضاي گروه
شب را در
جهاد کشاورزي خلخال استراحت نمودند. همه خيلي زود به خواب رفتند...
پنجشنبه 10/04/1389
ساعت 4:10 بيدار باش بود. ساعت 5:05 آقاي
سميعاله لطيفي
ـ راهنماي مسير ـ به ما ملحق شده، همگي با مينيبوس به سمت ابتداي مسير
حركت كرديم.
از منطقه "اندبيل"، سه کيلومتري شمال شرقي خلخال گذشته و ساعت 5:30 بود
كه پس از حرکت کمي در جاده خاکي، در منطقه "مير عادل" (ارتفاع ۲024متر
با GPS ما) ـ شروع به پياده روي در
سربالايي نموديم. آقاي لطيفي جلودار و آقاي يوسفيه عقبدار بودند. هوا
بسيار عالي
بود.
از اين نقطه به بعد عموماً در جهت شمال شرقي و
شرق و
در شيب سربالايي در حركت بوديم. پوشش گياهي منطقه با درختان بلوط كوتاه
آغاز شد.
پس از طي مسافتي ساعت۷:۲۰ به "گيوري" يا بلندترين نقطه و گردنه رسيديم
(ارتفاع ۲375 متر). در سمت راست كوه نهربند و در سمت چپ آن كوه عجم واقع
شده است.
اين مسير در حقيقت راه قديم خلخال-اسالم و حدود 42 کيلومتر و خاکي است.
گردنه
مذکور مزر ميان استانهاي اردبيل و گيلان است.
در ابتداي سرازيري و شروع استان گيلان با
چوپان
جواني به صحبت پرداختيم که به گويش تالشي صحبت مي کرد و فارسي هم بلد بود.
از اينجا
ادامه مسير از دو طريق ممکن است. راه چپ که از روستاي کوهرود در دره گذشته و
به
روستاي ناو مي رسد. راه سمت راست از منطقه ييلاقي خدخوني گذشته به ناو مي
رسد. ما
سمت راست را انتخاب کرديم، زيرا به خاطر عبور از بلندي و يال، ديد بهتري
داشت و
احتمالاً خنکتر بود. همين پايين و در مسير
ما، ييلاق "کوه رود" چشمنوازي مي کند، ييلاقِ اسالمي ها و ناورودي ها.
تعدادي
اسب، گله گوسفند، منازل ييلاقي ، سرسبزي و تک درختها منظره بي بديلي را
آفريده
بودند. عکس هاي فراوان گرفتيم. کماکان از بالاي ييلاق به سمت شرق در
حرکتيم. هوا
کمي ابري است، لذا آفتابش سوزنده نيست. در اين جاده خاکي و درختان در دو
طرف،
نيسان (ماشين سازماني! اينگونه مناطق) از روبرو مي آيد و دستي تکان مي
دهيم.
7:15 از جاده خاکي خارج شده و مستقيم وارد
جنگل مي
شويم. در سمت راست و کمي دورتر و در خارج از مسير ما منطقه بيلي ديده مي
شود. خيلي
دوردست آبادي در بالاي گردنه، در جاده اصلي آسفالته اسالم-خلخال که ديشب طي
کرده
بوديم، ديده مي شود،. ساعت 8 از چشمه اي در ارتفاع 1556 متر، آب خورديم که
آب آن با
لوله نيمه استوانه هدايت شده بود.
ساعت 8:20 دقيقه در منطقه ييلاقي خدخوني و
زير درختي
براي صبحانه به مدت 50 دقيقه اتراق کرديم. چند خانواده به عنوان ييلاق در
آنجا
ساکن بودند، بچه، مرغ و خروس، سبزي کاري .
ساعت 10:15 به روستا و رودوخانه "ناو بالا
رسيديم. از بالا، خانه ها و مناظرش عالي بودند. از پل چوبي رد شديم. با
جنگلبان در
نگهباني سلام عليک کرديم و آقاي لطيفي گرمتر و آشناتر با ايشان خوش و بش
نمودند. از
جاده خاکي به سمت "ناو پايين" مي رويم و خاک ماشين نيسان را مي خوريم! در
ناو پايين در کافه سعداله نوروزی نوشابه و چاي مينوشيم و دمي مي آساييم.
پس از
نيم ساعت از اين ارتفاع 1037 متري در جاده خاکي با شيب کم به پايين به حرکت
ادامه
مي دهيم. جنگل اطراف تُنُک است. از چشمه ديگري در راه آب مي نوشيم. 12:25
به روستاي
"سَولَه سه ناو" مي رسيم که کافه و دبستان آل عمران آن هويداست. از پل
چوبي رد مي شويم. 13:10 تابلوي شرکت رنگين کمان ناورود را مي بينم که ماهي
قزل آلا
توليد مي کند و در فرعي قرار دارد. 13:20 به کافه شايان رسيديم و تابلوي
ايستگاه
هواشناسي خليان را در سهراهی دريابن ديديم که ارتفاع محل را 780 متر نشان
مي داد.
چند نفر جلوتر رفته بودند. جاده خاکي ماشين رو سمت راست که از روي پل مي
گذشت، به
جاده اصلي اسالم-خلخال و کافه احمد منتهي مي شود. جاده سمت چپ که به زودي
به راه
مالرو تبديل مي شود، مسير جنگلپيمايي است که در نهايت به لاکهتاشون ختم
مي گردد.
چند متري از جاده سمت چپ رفته و براي ناهار و نماز در کنار رود اتراق
نموديم. رفتن
در داخل آب و يا شناکردن انصافاً خستگيزدا و نشاطبخش بود. سرجمع يک و نيم
ساعتي
بدينگونه سپري شد. دو نفر با وانت به وعدهگاه (کافه احمد، پايينتر از
تقاطع
لاکهتاشون) رفتند و بقيه ساعت 15 به جنگلپيمايي ادامه دادند. تأکيد آقاي
لطيفي
را به عينه ديديم اينکه در اين قسمت، جنگل بکرتر و پرتر بود و درختان نمي
گذاشتند
جنگل را ببينيم! بعد از مشاهده دو سه منزل روستايي، جاده تبديل به راه
مالرو شد. در
مسير گاهگاهي از ميوه هاي جنگلي از جمله گوجه سبز ريز وحشي نوش جان مي
کرديم. ساعت
16 استراحت مختصري کرديم. بعد از چند دقيقه به منطقه ريزشي رسيديم که بايد
تراورس
مي کرديم. عدهاي بدون ترس عبور کردند، ولي چند نفري جرئت نکردند، لذا
مجبور شدند
دو بار از رودخانه رد شوند که باعث معطلي 50 دقيقهاي شد. به نظر مي رسد از
نظر فني
و استفاده از ابزار، کمبودهاي جدّي داريم. خدا را شکر که مشکل جدي پيش
نيامد. ذر
همين محل و کنار رودخانه طعم تمشک را هم چشيديم.
در ادامه حرکت، از محل کافه پاشا رد شديم که
ديگر
آثاري از آن باقي نبود. همچنان از سمت چپ رودخانه حرکت مي کرديم. جاي سُم
قاطر روي
بعضي از سنگها ديده مي شد. 18:20 استراحت مختصري نموديم. اندک ترسي از
شبشدن در
بعضي وجود داشت. يکي گفت جنگل مثل کردستان زمان دفاع مقدس است که روزها دست
ما و
شبها دست کوموله و دمکرات بود! جنگل هم روزها دست کوهنوردان و شبها دست
حيوانات
وحشي درنده است!
ساعت 19 است و در طرف ديگر رودخانه
ساختمانهايي
ديده مي شود. راهنما جلوتر رفته و ما با ديدن پل کوچک شک کرديم که بايد آن
طرف
رودخانه برويم، ولي همين طرف را ادامه داديم. 19:10 به روستاي لاکهتاشون
رسيديم.
آبي به سر و صورت زديم و چند دقيقهاي منتظر بقيه مانديم. پِياده از کنار
شرکت
پرورش ماهي بلورين موج قزل رد شديم. سرانجام ساعت 19:35 به کنار جاده اصلي
اسالم
به خلخال (حدود کيلومتر 12) و پاي مينيبوس رسيده و ساعت 20 حرکت نموديم.
ساعت
20:45 بدون هماهنگي قبلي! در جهاد کشاورزي تالش مستقر شديم و شب سپري شد.
جمعه 11/04/89 : پس از صرف صبحانه در جهاد،
ساعت
7:45 راه افتاديم. سري به ساحل گيسوم زديم که به علت طوفاني و موّاجبودن
دريا،
فقط چند نفر مرغِ طوفان شنا کردند! از همان مسير رفت، برگشته و در رودبار
جهت
خريد، بهخصوص غذا براي توي ماشين توقفي داشتيم. سرانجام قبل از ساعت 15 به
کرج و
ساعت15:30 به پژوهشکده مهندسي رسيديم.
در پايان خدا را شكرميگويم كه اين برنامه
بهخوبي
پايان يافت و اميدوارم دوستان کاستيهاي اين برنامه را برما ببخشند. از همه
همياران عزيز تشكر ميكنم كه به صورت خودجوش كمك كردند. از تمام همنورداني
که مسؤليتي
دراين برنامه داشتند، به خاطر همه كمكهايشان تشكر ويژه دارم. از مسؤلين و
دستاندرکاران پژوهشکده مهندسي بابت پشتيباني و حمايتهايشان از گروه
کوهنوردي
تشکر مينمايم.
سرپرست برنامه: جابر
يوسفلو
تير ماه 1389
گروه
كوهنوردي پژوهشكده مهندسي جهاد كشاورزي
منبع : سايت تعادل