در برنامه های کوهنوردی مشاهده نموده اید که بسیاری از همنوردان از اعلام علائم بیماری خود داری می کنند . موضوعی که نیازمند مطالعه و کار کارشناسی است ، امید که عزیزان متخصص در این امر دست به قلم شده و این موضوع را مورد نقد و بررسی قرار دهند ، موارد زیر نیز به نظر می رسد که قابل توجه باشد .... تا نظر شما چه باشد .....

1-عدم شناخت و توجه نسبت به بيماري و علائم آن:

گاه فرد اصلاً علائم بيماري را نمي شناسد و مثلاً پيش خود به هر دليلي براي سردردش مي انديشد غير از ارتفاع زدگي و اين عدم اطلاع و عدم شناخت باعث مي شود تا علائم را آنچنان مهم نبيند تا بيان كند و اين چنين فرصت گرانبهاي تشخيص بيماري از دست مي رود.

گاه فرد علائم بيماري را كم و بيش مي شناسد اما از آنجا كه بسياري از علائم ابتدايي و هشداردهنده بيماريهاي كوهستان علائم عمومي هستندكه كوهنورد يا به آنها توجه نمي كند يا آنها را به مشكلات ديگر مربوط مي كند از بيان يا توجه و دقت به آنه خودداري مي كند. مثلاً سردرد و تهوع ناشي از ارتفاع يا لرز و سستي ناشي از هيپوترميا علائمي هستند كه اگر دقت كنيد مي توانيد ببينيد كه در بسياري از بيماريهاي ديگر هم بوجود مي آيند و بسيار به مسائل ديگر مثل خستگي، مسموميتهاي غذايي، عفونتها و ... نسبت داده مي شود. اين يعني چشم پوشي از علائم ساده اي كه مي توانند خبر از اتفاقات بزرگ بدهند.

2-غرور يا ترس از دست دادن برنامه:

بعضي از افراد از بيان مشكلاتشان در كوه ابا دارند و آن را نوعي اظهار ضعف يا كسر شأن مي دانند يا مثلاً فكر مي كنند براي آنها خوب نيست جلوي افراد كم تجربه تر از مثلاً سردرد شكايت كنند، يا گاهي  فكر  مي كنند بيان مشكلاتشان مي متواند باعث شود تا ديگران يا سرپرست برنامه مانع صعود آنها شوند و آنها نيز براي از دست ندادن برنامه حرفي از مشكلاتشان نمي زنند و يا با نسبت دادن اين علائم به بيماريهاي ديگر مي كوشند خود را متقاعد كنند كه مشكلي نيست.

3-ترس از ايجاد مشكل براي ديگران:

گاهي هم كوهنوردان در شرايطي قرار مي گيرند كه فكر مي كنند بيان مشكلاتشان مي تواند برنامه تيم را با مشكل مواجه كند لذا براي رعايت حال ديگران از بيان مشكلشان خودداري مي كنند.

علت بيان نكردن مشكلات هرچه باشد (يا شايد هم همه اين عوامل و يا تعدادي از آنها تأثير داشته باشند) نتيجه اين مي شود كه كوهنورد تا آخرين لحظه و آخرين توانش به حركت و فعاليت ادامه مي دهد و زماني از پا مي افتد كه ديگر توان حتي يك گام برداشتن را ندارد. ضمن اينكه گاه پيشرفت برخي بيماريهاي كوهستان مي تواند منجر به اختلال قضاوت و هوشياري شود كه خود باعث عدم تصميم گيري درست و عدم ارتباط صحيح با محيط و اطرافيان شود.