جمعه 4 اسفند ماه 91   لهاش ، جنگل الیمستان صعود به قله امامزاده قاسم (ع)

مکان اجرای برنامه :جنگل الیمستان در جاده هراز در حدود ٢٠ کیلومتری آمل قرار دارد.

بعد از گذشتن از روستای وارنا و طی آخرین تونل که شماره ١ و یا لهاش نام داره در سمت راست با تابلویی روبرو می شوید که شما را به سمت امامزاده  حسن لهاش هدایت می کند و پس از پشت سر گذاشتن امامزاده لهاش در جاده تابلویی نصب شده که سمت قله امامزاده قاسم (ع) را نشان می دهد از آنجا شروع می کنید به ارتفاع گرفتن . کل مسیر با تابلوها و روبان هایی که روی درختان مسیر گره زده شده مشخص می باشد .

مبداء شروع حركت: استان مازندران، جاده هراز

جغرافيايي منطقه: كوه پايه، جنگل و پوشش بدون گياه در قله

امكانات منطقه : آنتن دهي موبايل در بیشتر طول مسير تا قله-

پناهگاهها و جان پناههاي موجود در طول مسير:
  امكان شب ماني در زائر سراي امام زاده حسن لهاش با امكانات سرويس بهداشتي تميز، برق و آب – مقبره امام زاده قاسم در ارتفاع 2510 متر
– خانه هاي چوبي آقاي قاسمي بانيان امام زاده پايين قله  البته در زمستان تقریباً خالی از سکنه می باشد

چشمه و مكانهاي تهيه آب: روستاي لهاش

محل هاي مناسب جهت شب ماني: زائر سراي امام زاده حسن لهاش، بعد از روستاي اليمستان ابتداي شروع راه جنگلي، پايين قله كنار محل سكونت تابستاني بانييان امام زاده قاسم

مقدمه :

جاده هراز زیبایی های زیادی را در خود نهفته دارد که اگر اندکی وقت بگذاریم میتوانیم از این جاذبه ها بخوبی استفاده کنیم.

هرچند ساخت و سازهای مجاز و غیرمجاز چهره طبیعت اطراف جاده هراز را که روزگاری زیباترین چشم اندازهای طبیعی را در خود جای داده بود، خدشه دار کرده، ولی هنوز هم میتوان از طبیعتی که نفس های آخر را در مقابل سکوت ما میکشد، لذت برد!
اواسط بهار و اوایل پاییز بهترین فصل برای رفتن به جنگل است ولی مناظر زیبای زمستانی هم میتواند وسوسه انگیز باشد، البته بشرطی که تمامی اصول این گونه سفرها رعایت شود.

 گزارش سفر و صعود ما در زمستان 91 :

  پس از سفر سه روزه به ارومیه در استان آذربایجان غربی ، برنامه ای با گروه دکتر ماندگار ، در زمستانی که رنگ و بوی پاییزی داشت ، قدم به جنگل الیمستان گذاشتیم تا طبیعت را نه تنها در بهار و تابستان که در زمستان نیز ارج نهیم ، پاییز جنگل هم خود داستان تمام رنگها و زیبایی هاست و اما این برنامه که می خواست سرما و برف و سختی مسیر داشته باشد رنگ و بوی پاییزی هم داشت ، اصلا نمادهای دو فصل در هم ادغام شده بود ، برگ های پاییزی انباشته شده بر کف جنگل ولی بیصدا ، برف هایی که به مهربانی آنان را در بر گرفته بود و خزه های رشد یافته بر روی درختان و شاخ و برگ های خشکیده خود تابلویی بی بدیل در مقابل دیدگان شما قرار داده بود . حضور در جنگل در زمستان شاید سبزی بهار و پرباری تابستان و برگ ریزان پاییز را با خود نداشته باشد ولی داستان زندگی ما ، زندگی من و تو که چشمان به در دوخته تا در خزان زندگی کلام مهری را بشنویم و سپیدی موی زندگی را با دیدار اطرافیان نظاره گره باشیم ، آری دوستان حکایت رفتن به جنگل تجدید دیدار با زیبایی هاست ، اگر سبزی بهار و گرمی تابستان و رنگارنگ پاییز را به تن ندارد ولی جنگل در زمستان مهر و پایداری و امید را دل می پروراند ، این ما هستیم که نگاه هایمان را به جنگل سوق دهیم تا زندگی را از آن بیاموزیم ، ما هم در این سفر علی رغم مسیر طبیعی صعودهای زمستان جنگل را برگزیده ایم که احترام مان را به این دنیای پاکی دگر باره بسرائیم و در پیچ و خم جنگل خود را محو سازیم و شاید در تنهایی خود با جنگل نیز نجوایی داشته باشیم ، لباس های پوسیده درختان را که آماده نو شدن هستند را ببینم و بوسه به پیچ و خم گیسوان شاخه هایش بزنیم . این حداقل کاری است که برای خود انجام می دهیم تا پاس بداریم طبیعت پاکیزه جنگل و کوه و دشت هایش را ....

 با ما همراه باشید با تصاویری از این برنامه که هم سنگین بود بدلیل کندی حرکت در مسیرهای گل آلود جنگلی و سر خوردن در آنها ، و هم فرو رفتن در برف نشسته بر  قله امامزاده قاسم ، هر چه بود این برنامه با شادی فراوان انجام شد ولی خاطره ایی از پازل خاطراتمان با طبیعت را تشکیل داد ، می خواهیم خاطراتش را با شما همراهان شریک باشید ، امید که بپسندید

   ساعت 5 صبح از غرب تهران سفرمان آغاز می شود ، ساعت 6:30 صبح در پیچ و خم های جاده هراز به پیش می رویم که در جاده عکسی از طلوع زیبای خورشید در حرکت می گیرم تا لبخند صبح به خیر خورشید را تقدیم شما عزیزان نمایم . صبح به خیر

 ساعت حدود 7 صبح ،  قبل از پلور دماوند زیبا را می بینیم و حیف مان می آید ادای احترام به این اسطوره تاریخ ایران زمین نداشته باشیم ، هر چند هوا سرد است ولی از مینی بوس پیاده شده و عکس به یادگار با دماوند سپیدپوش می گیریم



ساعت 8 صبح صبحانه را در رستوران کاچیلا صرف می کنیم ، هر چند کارگران این رستوران تمایل چندانی به پذیرایی از ما نداشتند ، شاید به دلیل اینکه با لباس های کوهنوردی وارد رستوران شدیم ، بهر حال پس از صحبت های آقای حاتمی و اینکه یکی از کارگرها همشهری در آمد توانستیم وارد رستوران شویم ، این هم از عجایب رستوران های بین راهی ماست ، یا به مدل ماشین توجه می شود و یا به مدل افراد !!!! عجب



ساعت 9 صبح امامزاده لهاش را پشت سر می گذاریم و در پیچ و خم جاده با مینی بوس حرکت می کنیم ، چه بلایی سر کوله ها در حین حرکت آمد که داستان مفصلی است و از حوصله  این پست خارج است ، در آخر هم جاده پیچید و ما پیچیدیم تا به مبداء صعود برسیم


رسیدیم به این تابلو و ابتدای مسیر حرکتی ما از همین مکان شروع شد


ابتدای مسیر


خانم های گروه




و رویش در زمستان

ادامه این پست را در پست بعدی ببینید
پ ن :
- در انتهای مسیر و بعد از امامزاده، چاله ای بزرگ در نزدیکی قله وجود دارد که گفته میشود حاصل برخورد شهاب سنگ به کوه، در گذشته می باشد.
- یال شمال شرقی قله دماوند در بسیاری از قسمت های جنگل تا قله قابل رویت است
-
مهمترین نکته ای که باید در سفر به جنگل رعایت کرد، پرهیز از ریختن آشغال، و خاموش کردن آتش است که چنانچه رعایت نشود، خسارات جبران ناپذیری بجا میگذارد.