فروپاشی گروه:

      هیچ‌گاه اجازه ندهید گروه از هم پاشیده شود، مگر دلیل مطلقاً قانع‌کننده‌ای درکار باشد. فروپاشی گروه در پیدایش سوانح کوهنوردی نقش مهمی داشته است. تنها در موارد خاص همچون  در خواست کمک،  جستجوی افراد گمشده و... سرپرست باید به این کار تن دهد. در صورت لزوم، گروه فرعی حداقل باید شامل دونفر باشد. در صورت وجود نفرات بیشتر، حتماً برای گروه فرعی سرپرست تعیین شود، دستورات روشن به وی داده شود، زمان بازگشت و نحوه‌ی برقراری ارتباط معین گردد و... به افراد انتهای گروه کمک کنید و آ نها را با بارشان به حال خود رها نکنید. قانون تماس چشمی هر عضو با افراد جلو و پشت خود را به‌ویژه در هوای مه‌آلود، کولاک و بارندگی مورد تاکید قرار دهید و هیچ‌کس را به تنهایی جایی نفرستید.

 گاهی گروه‌های کوهنوردی، در ضمن برنامه، گرفتار رخدادهای ناخوشایند یا وضعیت‌های خطرناك می‌شوند. در این صورت هدف اولیه‌ی گروه یعنی صعود به هدفی مهم‌تر یعنی تلاش برای بقا و حفظ جان اعضای گروه تبدبل می‌گردد. طبیعی است كه نقش و وظایف راهبر نیز به همین ترتیب تغییر می‌کند و وظیفه‌ی وی به عنوان تصمیم گیرنده‌ی نهایی، بسیار حساس و دشوار می‌شود. در این شرایط سرعت عمل و همكاری سازمان‌یافته‌ی اعضا برای كمك به عضو آسیب دیده، یك ضرورت آشكار است. در هنگام رخداد حادثه، به هیچ وجه نباید زمان را از دست داد، بلكه برای نجات مصدوم، اقدام فوری و موثر ضروری است و باید توسط سرپرستی آموزش دیده و با تجربه رهبری شود. راهبر باید حتی‌الامكان آزاد بوده و درگیر كارهای اجرایی نشود تا بتواند با آگاهی به مسائل، اعضای گروه را هدایت كرده و پیشاپیش در مورد مراحل بعدی كار اندیشه نماید. رهبری گروه در برخورد با شرایط بحرانی باید بر سه قانون اصلی نجات استوار باشد:

 

. ایمنی نجات‌گران  اولویت نخست و حتی مهم‌تر از نجات افراد آسیب دیده است.

. كلیه‌ی اقدامات مقابله با شرایط بحرانی باید به‌سرعت، اما با خونسردی و آرامش انجام گیرد.

. در شرایط بحرانی باید از شیوه‌های آشنا و تمرین شده بهره گرفت، زیرا هنگام حادثه، زمان تجربه كردن روش‌های تازه نیست.

 

      در مقابله با سوانحی كه برای کوهنوردان رخ می‌دهد، نتیجه‌ی كار به چگونگی كاركرد سایر کوهنوردان و به‌ویژه سرپرست  گروه بستگی دارد. البته معمولاً عوامل خارجی نیز بر نتیجه‌ی كار تاثیر می‌گذارند كه تحت كنترل اعضای گروه نیستند. در چنین شرایطی، بهترین كار این است كه راهبر بر پایه‌ی دانش و تجربه‌ی خود، طرح مناسبی بریزد، و سپس آن‌را با حداكثر ایمنی و كارایی كه شرایط موجود اجازه می‌دهد، عملی نماید. می‌گویند بهترین راه، پرهیز از مشكلاتی است كه انتظار آن‌ها را داشته باشیم. پس راهبر همواره باید درباره‌ی مراحل بعدی كار، پیشاپیش و به یاری جمله‌ی «چه می‌شود اگر... .؟» اندیشه و تدبیر نماید. هنگام حركت باید به چگونگی اجرای برنامه بیندیشد و هنگام اجرا به چگونگی بازگشت. او باید به نخستین نشانه‌های خستگی در میان اعضای گروه توجه كند، محل‌های بیتوته را در ذهن ثبت نماید، زمان را در نظر داشته باشد و به دگرگونی هوا توجه نماید. راهبر در طول مسیر و پیش از رسیدن به هر پلی، در ذهن خود از آن عبور می‌کند.

 او تلاش می‌کند همواره یك مرحله از گروه جلوتر باشد؛ بدین ترتیب مشكلات را كنار زده، از حوادث پرهیز، یا از تبدیل شدن آن‌ها به فاجعه جلوگیری می‌کند. سوانح معمولاً غیر مترقبه‌اند؛ اما با مطالعه و حضور ذهن می‌توان برای مقابله با آن‌ها آماده شد. کوهنوردان  باید علاوه بر کمک‌های نخستین، مهارت‌های كاوش، رهاسازی، تثبیت، نجات و سایر فنون اجرایی ضروری جهت انجام ماموریت‌های ویژه‌ی خویش را به‌خوبی آموخته باشند. ناگفته پیداست كه جستجو و نجات كاری سنگین، دشوار و تخصصی بوده، نیاز به مهارت‌های ویژه و همچنین آمادگی جسمی و روانی دارد.