رهسپاریم با خمینی تا شهادت
فراموش شدگان جنگ . . . .
چقدر یه دفعه دلم تنگ جبهه ها شد . یاد دوستانم ، یاد یک رنگی ها ، یاد عشق واقعی
افتخارم این بود پشت پیراهن بسیجی ام نوشته " رهسپارم با خمینی تا شهادت " نقش بسته است .
چقدر یه دفعه دلم تنگ جبهه ها شد . یاد دوستانم ، یاد یک رنگی ها ، یاد عشق واقعی
افتخارم این بود پشت پیراهن بسیجی ام نوشته " رهسپارم با خمینی تا شهادت " نقش بسته است .
اینجا روستای عرب لنگ از روستاهای شهرستان سقز در کردستان سال ۱۳۶۲ غرش خمپاره ها هم خاطراتی داشت ، خاطرات غرور و سربلندی ، این دنیای فراموشی است که فراموش می کند ......
شب را تا صبح مانند جغد باید گردنت را می چرخاندی ، در تاریکی مطلق ، حتی صدای خش خش برگ ها هم راحتت نمی گذاشت . این بود که صبح طلوع آفتاب هم نمی توانست خواب را برهم زند .
سمت راست بسیجی پرویز ستوده شایق درسال ۱۳۶۲ گردان جند اله
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۸۶ ساعت 11:25 توسط پرویز ستوده شایق
|
مدیر وبسایت : پرویز ستوده شایق