عربلنگ دیروز :
بیست و هفت سال پیش دردوران دفاع مقدس به عنوان بسیجی در روستای عربلنگ از روستاهای شهرستان سقز در استان کردستان بودم ، شش ماه از دوران جوانی خود را در دفاع از جمهوری اسلامی در این منطقه بودم.
در سال ۱۳۶۱ که دشمنان رخنه در شهرهای مرزی و کردستان داشتند . مدتی که ترس و اضطراب و خوف دنیایی را تجربه کردیم ، در نگهبانی ها عضلات گردنمان مانند گردن جغد شده بود . جهت حمله دشمن خصوصاً در تاریکی شب قابل تشخیص نبود . روزهای شاید استراحت کمی معنا داشت ولی در شب هیچ بسیجی در این منطقه ایمن نبود ، تردد مطلقاً امکان پذیر نبود ، کمین بود و تامین جاده و هوشیاری ، اگر کوچکترین اشتباهی می کردی باید منتظر انفجار مین در جاده ، شلیک آر پی جی به طرف خودرو شما ویا سر بریده شدن توسط عوامل خود فروخته کومله و دمکرات می شدی . تک تیر اندازهای عوامل خود فروخته هم که فقط پیشانی را هدف قرار می داد . در این شرایط بودن در عربلنگ ، روستای خرم تا و گاه  و بیگاه تامین جاده در روستای کسنزان با حداقل امکانات کاری بس دشوار و طاقت فرسا بود . شش ماه بدون مرخصی بودن در میان منطقه ترس ، کجاست دوستانی که زنده ماندند ؟

مقابل مسجد روستای عربلنگ در سال 1361
نمای کناره مسجد روستا - پرویز ستوده شایق در حال شلیک خمپاره در سال ۱۳۶۱

دوستانم در سال 1361 در روستای عربلنگ
نفر دوم از راست پرویز ستوده شایق بسیجی در سال ۱۳۶۱
نفر دوم از راست یوسف دوستی که هنوز با او ارتباط دارم
سه نفر دیگر از بچه های ساوجبلاغ هستند که اسامی آنها را فراموش کرده ام

پریز ستوده شایق -مقابل مسجد روستای عربلنگ در سال 1361
اینهم عکس من در مقابل مسجد روستا در سال ۱۳۶۱
با عکس های امروزی مقایسه نکنید ، باور کردنی نیست ولی حقیقت دارد .
این عکس مدیر وبلاگ نشاط کوهستان است

عربلنگ امروز :
امروز باخوشی تمام سفری به کردستان و بازدید از منطقه هراس را که اینک به برکت جمهوردی اسلامی امنیت در آن برقرار شده است داشتم . شادی و زیبایی را می دیدم و شاید می خواستم در این سفر بیاندیشم که تغییرات صورت گرفته است . شما در این شرایط چه احساسی خواهید داشت .

مسجد روستای عربلنگ در سال 1388
نمایی از گوشه مسجد روستای عربلنگ در سال ۱۳۸۸

در گوشه همین مسجد در همین محل در سال 1361
نمایی از مسجد روستای عربلنگ در سال ۱۳۶۱
از راست اولین نفر تفنگ به دست من هستم

 بچه های روستای عربلنگ در سال 1388 و من
بچه های روستای عربلنگ ومن در فروردین ۱۳۸۸
دیگه خبری از جنگ و هراس و دلهره نیست