دلتنگی برای کوهستان
چند روز تعطیلی گذشت به دلیل کارهای مختلف نتونستم برم کوه ، امروز هم تا ظهر مشغول بودم نزدیک ظهر بیرون بودم ، رفتم میدان تجریش برای رفتن به دربند مسیر توچال شلوغ بود به سمت شرق ادامه مسیر دادم خودمو مقابل پارک جمشیدیه دیدم بدون اینکه فکر لباس ، کفش یا کوله کوهنوردی ام باشم ماشین رو در جای مناسبی پارک کردم و به راه افتادم . از خیابان کناری پارک ارتفاع گرفتم ، قصدم این بود که کمی با کوه باشم بعد از یک ساعت حرکت در مسیر کلک چال خودمو تو اردوگاه کلک چال دیدم . از مسیر تپه نورالشهداء بالا اومدم . بعد از پارک جمشیدیه بارش برف شروع شد در حالی که نه لباس و نه کفش مناسبی داشتم ولی نمی توانستم توقف کنم ، دلتنگ کوه بودم . به اردوگاه که رسیدم بارش برف شدید شده بود . پس از صرف مختصری غذا در رستوران اردوگاه کلک چال و گرفتن چندعکس با موبایل به سمت پایین به راه افتادم .
دلتنگی برای کوهستان عاملی بود که منو به اینجا کشونده بود . حتماً گاهی شما هم دلتنگ کوه رفتن می شید و از خودتون می پرسید خوب من با اینکه دوست دارم به کوه برم ولی نتونستم امروز برم . با خودتون قرار می گذارید عیبی نداره جمعه آینده می رم ، جمعه آینده هم می آد ، چکار می کنیم خوب معلومه ، موکولش می کنیم به جمعه بعد . گذر روزها رو یکی پس از دیگری تماشا می کنیم و ما هنوز منتظر فردای امروز هستیم . این فردا کی خواهد بود ؟
امروز همان فردایی است که دیروز منتظرش بودیم



رو تصویر زیر کلیک کنید - به آلبوم تصاویر می روید .
| 871208 kolak tanha |

مدیر وبسایت : پرویز ستوده شایق