به یاد استاد ستوده شایق

    اینجانب در نوشتارهای ورزشی گاه از نمونه های مردان و زنان  این رشته در پستهای  مختلف نوشته ام،  این بار میخواهم از اسوه دیگری از چهره های ورزشی و کوهنوردی که قلم توانایی در ارائه مطالب اخلاقی و ورزشی داشت  و اخیراً به خدایش پیوسته است و حقیر نیز در بعضی  از نوشتارهایم  به تاُسی و استفاده از فضای مجازی نامبرده  استفاده می نمودم  برایتان بگویم . و جاداشت که به پاس گرامیداشت این چهره اخلاقی و ورزشی که بدون هیچگونه چشم داشتی بسیجی گونه در خدمت ورزش و کوهنوردی و فضای مجازی کشور بود  از این عزیز یادی کرده باشم.

براستی انسانهای شایسته چه زود این دنیای فانی را ترک میکنند، آرام و بی سر و صدا،  مرحوم پرویز ستوده شایق که به حق واژه استاد برایش برازنده است و در حالیکه از آخرین پیامهایش تحت عنوان  راز جاودانگی عاشورا  را در وب سایتش (نشاط کوهستان)  منتشر کرده بود به خدایش پیوست و جاودانه شد، اینجانب ازخبر در گذشت استاد بسیار متاثر شدم  زیرا او به همه امید میداد،  شور و حرکت میداد، درس اخلاق میداد و در یک کلام نشاط میداد. باورم نمی شد!  فکر کردم با خبر یکی از دوستان  مبنی بر اینکه نشاط درگذشت!   نشاط مجازی در گذشته است . بی درنگ به سراغ وبلاگش رفتم دیدم او که همیشه بروز بود، از روز بعد از عاشورا  دیگر پیامی از ایشان منتشر نشده است!  فهمیدم که منظور دوست ما متاسفانه صاحب نشاط واقعی بوده است که به خدایش پیوسته است .  اینجانب ایشان را از نزدیک ندیده بودم لیکن او را بسیار به خود نزدیک میدیدم و بهره ها از این استاد اخلاق و شجاعت می گرفتم.  خدایا به خانواده اش ، اقوام و دوستانش و من حقیر کمک کن تا بر این مصیبت (از دست دادن شخصی  که از نمونه های  اخلاق  و شجاعت واهل قلم بود ) صبر نماییم . به همین مناسبت مروری بر یاد داشتها و سفر نامه هایش داشتم  و منتخب تصاویری  از وبلاگ بانشاطش برگرفتم تا بنده هم به سهم خود یادی از استاد کرده باشم. و شما نیز با خواندن و دیدن تصاویرش و آشنا شدن بیشتر با این چهره محبوب و با تقدیر استفاده از نوشته هایش که گاه در بین پیامهایم به نظرتان میرسید با قرائت فاتحه ای روحش را شاد نمایید.

 

 از کودکی تا میانسالی استاد

 

استاد باخانواده ای نجیب

 


 

استاد در کوه وطبیعت

 

"او به ایران عشق می ورزید و به ایرانی بودن افتخار میکرد و دماوند که مظهر ایستادگی مقاومت است را از فراز کوههای اطرافش نظاره مینمود"

 

 

"در آرارات ترکیه "

 

"در آیلند پیک هیمالیا"

 

"با بزرگان درکوه و طبیعت (دکتر ماندگاراز متخصصان قلب به نام ایران، سمت چپ)"

 

استاد در جبهه

او مردجنگ بود و خاطراتش از آن زمانهای شور و حماسه خواندنی و جذاب.

 

"دفترچه خاطراتش درجبهه"

 

 

" در یکی از خاطراتش در ذیل این تصویر خاطر نشان کرده بود که بسیاری از همرزمانش که مشاهده می شود در جبهه های نبرد شهید شده اند. و تقدیر چنین بود که استاد ستوده  پس از خدمات شایانش و رسیدن به مدارج علمی و ورزشی در عاشورای 92 به خیل  دیگر یارانش بپیوندد"

 

مرحوم ستوده شایق  خاطرات خوبی از دوران جنگ  و دفاع مقدس درجبهه ها دارد که در وب سایتش نیز آورده است،  از جمله  خاطره ای تحت عنوان  شیر مرد کوچک. به شرح زیر،  که می رساند ایشان صاحب قلمی توانا بود و مخلصانه مینوشت.

" اینجا یکی از موقعیت های پس گرفته شده از دشمن در ارتفاعات سومار در غرب کشور ایران ، هم مرز با عراق و مشرف به شهر مندلی عراق در سال 1361 است. ( متاسفانه تصویر در وبلاگ استاد حذف شده بود) ما از طرف بسیج به خط مقدم جنگ اعزام شده ایم . شب گذشته عملیات سنگین مسلم ابن عقیل در این منطقه به وقوع پیوست مواضع از قبل پیش بینی شده به همت بسیجیان دلاور یکی پس از دیگری تسخیر شد . ما مشغول تحکیم استحکامات خود هستیم.

نوجوانی را می بینم که توجه مرا به خود جلب کرده است . من حتی نام فامیلی او را هم به یاد ندارم ، درسهای بسیاری از شهامت و مردانگی و بزرگی او آموختم . صفحه زندگی ام مربوط به این نوجوان هیچگاه از خاطراتم پاک نشده و نخواهد شد . نام او حیدر و وظیفه اش در خط مقدم ، شکارچی تانک دشمن با سلاح آر-پی-جی 7 بود ، برای شکار تانک به جلو رفته بود . تانک تی 72 یکی از شکارهایش بود که سالم به دستش رسیده بود . در عملیات های قبلی چندین بار مجروح شده بود ، دست چپش هنوز توی کچ بود و انگشتان دستش را گویی به چارمیخ کشیده اند ، ولی از بیمارستان فرار کرده و دوباره خودش رو جهت ضربه زدن به دشمن بعثی عراق به خط مقدم جبهه رسانده بود 
من نام او را شیر مردکوچک گذاشتم ، او با سنی کم نترس بود و دل شیر داشت. نمی دانم می گفتند شناسنامه اش را دستکاری کرده است . به نظر بیش از 14 سال نداشت ولی گویا تجربه چند زندگی را به همراه دارد . یک تنه به خط دشمن می زد و تمام تلاش من برای جلوگیری از او جهت احتیاط بیشتر و رعایت قواعد و اصول جنگ همیشه ناکام میماند . فرمانده ما چند ماه با حیدر تجربه جنگ داشت ، توصیه می کرد خودم را بابت نصیحت و توصیه حیدر خسته نکنم . من هم دیگر بجای نصیحت اوسعی کردم تا منش و رفتارهای او را الگو قرار دهم 

نمازهای شبانه اش همراه با هق هق گریه اش مانند بچه ایی می ماند که تک و تنها در تاریکی از والدین خود به دور مانده است . نمازهای اول وقت او باورهایش را تقویت می کرد و لبخند های روی لبانش به رایگان در اختیار همه بود ، کمک به دیگران و انجام کارهای مشترک او زبانزده همه شده بود "

 باورم نمی شد که این گریه های شبانه او می تواند نیروی جنگندگی او را هزاران بار افزایش دهد . ولی من به چشم خود دیدم ، نمازهای سر وقت او را ، لبخندهای دائمی ،کمک به کارگروهی از او مردی ساخته بود بزرگ ، در آن سال شاید خود من هم سن و سال زیادی نداشتم ولی او را کامل تر از خویش یافتم و آرزو می کنم اگه این پیام بدستش میرسه بهش بگم که حیدر ، اون دکتره گروهان مقداد تیپ محمد رسول الله (ص) ، ( بعداً گروهان به گردان و تیپ به لشگر تبدیل شد )که به حرفاش گوش نمی دادی منم و شاید دیر فهمیدم بزرگیت را به همین خاطر آرزو می کنم هر جا که باشی سالم و تندرست باشی ."  

یاد آوری می شود استاد ستوده شایق آنگونه که در خاطراتش می گوید بعلت اینکه در جبهه کار امدادی نیز انجام میداد به او دکتر نیز میگفتند.

 

و نمونه هایی از تصاویر هنری مرحوم استاد ستوده شایق در وب سایت ایشان

 

 

"او ولایتمدار بود و به ائمه اطهار و فرزندانشان عشق می ورزید و در جای جای پست های  مجازیش این عشق را ترسیم میکرد  و بسیاری از افراد ورزش دوست و کوهنورد را مجذوب ولایتمداریش مینمود"

 

و دست خطی از استاد فقید (ستوده) در وصف دماوند

 

و بالاخره استاد در ایام عاشورای 92 به حق پیوست  ودوستانش را به اینگونه ماتم زده کرد.

 

  در پایان یاد آوری این مطلب، اینکه مهم نیست انسان چه مقدار عمر کند بالاخره روزی بار سفر را باید بست، مهم این است که انسان دارای  زندگی بانشاط و عمری بابرکت و در خدمت خلق خدا باشد ، و استاد ستوده شایق ازجمله این افراد بود . 

 روانش شاد


پ.ن: برگرفته از وبلاگ طبیعت را زیبا باید دید