رفاقت
دو تا رفیق بودند همیشه با هم شراب میخوردن. یکیشون میمیره
چند وقت بعدش اون یکی میره میخونه به ساقی میگه:2 پیک بریز
ساقی میگه: چرا 2 تا؟ میگه:یکی برای خودم یکی به یاد رفیقم.
سال بعد دوباره میره میخونه به ساقی میگه: 1پیک بریز
ساقی میگه:رفیقتو فراموش کردی؟
میگه:نه خودم توبه کردم.
میزنم بیاد رفیقم.
چند وقت بعدش اون یکی میره میخونه به ساقی میگه:2 پیک بریز
ساقی میگه: چرا 2 تا؟ میگه:یکی برای خودم یکی به یاد رفیقم.
سال بعد دوباره میره میخونه به ساقی میگه: 1پیک بریز
ساقی میگه:رفیقتو فراموش کردی؟
میگه:نه خودم توبه کردم.
میزنم بیاد رفیقم.
+ نوشته شده در دوشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۲ ساعت 12:7 توسط پرویز ستوده شایق
|
مدیر وبسایت : پرویز ستوده شایق