دو تا رفیق بودند همیشه با هم شراب میخوردن. یکیشون میمیره

چند وقت بعدش اون یکی میره میخونه به ساقی میگه:2 پیک بریز

ساقی میگه: چرا 2 تا؟ میگه:یکی برای خودم یکی به یاد رفیقم.

سال بعد دوباره میره میخونه  به ساقی میگه: 1پیک بریز

ساقی میگه:رفیقتو فراموش کردی؟

میگه:نه خودم توبه کردم.

میزنم بیاد رفیقم.