بنام خدا خالق تمام زیبائی ها

شعر از : حمید رضا ثابتی

سمت راست آقای ثابتی - سمت چپ ستوده 870331

بر قامتش برف را دیدم

زانو زدم  و بوسیدم

چه با شکوهست پایکوبی یمان در رقص برف

جشنواره ای از زیبائی و شکوه

بازیگوشی ابرها آغاز می شود . چون نشستن برفراز کوه را دوست دارند .

گوئی آسمان را به زمین میدوزند .

اینجا آسمان نزدیک است .

و فاصله ای وجود ندارد .

حضور ابرها را حس می کنی و بر روی آنها را میروی

شوق پرواز بالهایت را باز میکند

ایستاده در اوج به اوج میرسی

باد زوزه کشان ذره های بلورین برف را به آسمان پرواز میدهد

و شلاقش را بر بدنمان می کوبد

و سیلی زنان صورت گرممان را نوازش میکند

و از چهره مان مجسمه ای یخی میسازد .

رقص برف و شوق رفتن تا رسیدن بر فرازش فاتحانه عشق دیدن

قصه ی برف و زمستان است و بس