خاطرات من از حج عمره
خاطرات سفر معنوی را مرور می کنم ، خاطراتی چند را در دست نوشته های قبلی ام نوشتم ، این زمان مانع نوشتن است ، بله زمان ، فرصت نوشتن دست به دست هم نمی دهند و یا اگر هم می نویسی باید مطمئن باشی که کار آمد ، این نوشته ها مورد استفاده دیگری قرار می گیرد وگر نه نوشتن که تلمبار کردن کلمات نیست . به خصوص در مورد موضوعی که معنوی است و با اعتقادات سرو کار دارد ، بگذریم ، اینبار به سعی بین صفا و مروه می پردازم ،
صفا
و مروه نام دو كوه در كنار مسجدالحرام است كه با فاصله تقریبى 428 متر،
روبروى یكدیگر قرار دارند و امروزه به صورت خیابانى سرپوشیده در آمده است.
زائران خانه خدا، وظیفه دارند هفت مرتبه فاصله میان این دو كوه را طى كنند.
این كار یادآور خاطرهى هاجر، همسر فداكار حضرت ابراهیم است كه براى پیدا
كردن جرعه آبى براى كودك خود اسماعیل، هفت بار فاصله این دو كوه را با
اضطراب و نگرانى و بدون داشتن هیچ گونه یاور و همدمى طى كرد.

رفتن از صفا ( که علامت آن سنگی است که دور آن حصار کشیده شده )
به مروه یکبار و برگشت از مروه به صفا نیز بار دیگر محسوب شده و بین دو
علامت سبز عمل هروله (دویدن) انجام می شود. سعی بین صفا و مروه هفت بار
است. حالا چرا هفت بار شاید به دلیل مقدس بودن عدد هفت باشد. ولی همه می
دانیم که هاجر بین صفا و مروه 7 بار رفت و آمد. هاجر این مادر مهربان مامور
و مکلف بود که بچه اش را سیراب کند ولی در آن بیابان آبی نمی یافت و او
هفت بار در آن گرمای سوزان و بیابان برهوت تلاش و سعی کرد و آب زمزم با
پاهای نحیف حضرت اسماعیل (ع) این کودک تشنه در آن وادی سوزان لبخند را بر
لبان مادری دلسوز و مهربان آفرید. البته سعی هاجر در این 7 بار پیام دارد.
چون کار خداوند بی حکمت نیست. پیام هاجر سعی و تلاش بود «ز کوشش به هر چیز
خواهی رسید » آری هاجر با چندین بار شکست ناامید نشد او برای حیات فرزندش
تلاش کرد چون حیات عزیز است آن هم برای حضرت اسماعیل نوزاد تشنه لب و حالا
آیا تعجب نمی کنید که این کار و تلاش هاجر برای یافتن آب برای فرزندش در
حال حاضر به صورت یکی از مناسک حج در آید؟ حتماً حکمتی در آن است و من می
گویم آیا این حکمت بهتر و مهمتر از آن نیست که برای امید برای زندگی و برای
حیات تلاش مستمر بکنم. این را باید الگو قرار داد و سختی ها را پشت سر
گذاشت. من متعجبم که چرا بعضی ها با کوچکترین مانع و سختی که روبرو می شوند
نا امید شده و آیه یاس را زمزمه می کنند آیا آنان هاجر و تلاش در بیابان
را به یاد نمی آورند. خداوند یکی از مناسک حج را سعی در صفا و مروه قرار
داده است یعنی همه مسلمانان از هر طبقه و صنفی و در هر لباس و مقامی باید
پا جای پای هاجر بگذارند. ولی آیا بهتر نبود همان صخره و کوه و بیابان و
خاک و شن سر جای خودش بود نه اینکه امروز در مکانی با سیستم های خنک کننده
آخرین مدل و سنگفرش زیبا و در هر 10 قدمی آب گوارا و با بهترین امکانات
برای ناتوانان حجاج هفت بار را به راحتی در بین صفا و مروه سعی می کنند به
نظر من آن سختی را کمتر احساس می کنند و فقط یادآور الگو و اعمال
امیدوارانه یک زن در گذشته هستیم.
ولی
باید از منظر دیگر به این موضوع نگریست. چرا ما باید در اعمال حج کاری را
که هاجر یعنی یک زن انجام داده است تکرار کنیم. اینجاست که مقام و منزلت زن
در اسلام مشخص می شود. زن تجلی جمال الهی است و جمال الهی مهرورزی دارد.
همیشه مهر مقدم و ارزشمندتر از غضب است. پس مظهر مهر یعنی زن یعنی محبت و
عاطفه مادری یعنی تلاش و دلبستگی زن پیشقراوال حاجیان خانه خدا می شود.
شاید هیچگاه به فکر حاجیان نمی رسید که باید اعمال و رفتار زن خوب، فرمانبر
پارسا را الگوی خویش قرار دهند. این موضوع در اسلام تازگی ندارد. حتماً به
یاد دارید که وقتی حضرت محمد (ص) از غار حرا برگشت. حضرت خدیجه اولین زن
در جامعه به او ایمان آورد و حتی او را تشویق کرد که بر خیز و رسالت
پیامبری خویش را انجام دهد.
صفا و مروه در قرآن
إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِن
شَعَآئِرِ اللّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَیْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلاَ جُنَاحَ
عَلَیْهِ أَن یَطَّوَّفَ بِهِمَا وَمَن تَطَوَّعَ خَیْرًا فَإِنَّ اللّهَ
شَاکِرٌ عَلِیمٌ؛
در حقیقت صفا و مروه از شعائر خداست [که
یادآور اوست] پس هر که خانه [خدا] را حج کند یا عمره گزارد بر او گناهى
نیست که میان آن دو سعى به جاى آورد و هر که افزون بر فریضه کار نیکى کند
خدا حق شناس و داناست .(سوره بقره، آیه 158)
نوشته های قبلی من :
روضه النبی
تصاویر سفر مدینه و مکه ( قسمت اول )
متشکرم
عمره مجدد به نیابت از تمام عزیزان
سلام از مدینه