مردي‌ درعالم رويا فرشته‌اي را ديد كه در يك دستش مشعل و در دست ديگرش‌ سطل‌ آبي گرفته ‌بود و در جاده‌اي ‌روشن وتاريك ‌راه مي‌رفت .
مرد جلو رفت و از فرشته ‌پرسيد: اين مشعل‌ و سطل‌ آب ‌را كجا مي‌بري‌؟
فرشته ‌جواب ‌داد: مي‌خواهم ‌با اين مشعل ‌بهشت ‌را آتش ‌بزنم و با اين سطل آب ، آتش هاي ‌جهنم ‌را خاموش‌ كنم

 .
آن ‌وقت ‌ببينم چه ‌كسي‌ واقعاً خدا را دوست ‌دارد. پس ‌بينديشيم ‌ به ‌راستي

 
‌اگر بهشت‌ وجهنم‌ نبود باز هم ‌خد ارا دوست ‌داشتيم .