در ساعت 8 صبح روز دوشنبه 30 بهمن 91 به مجتمع باری در سواحل دریاچه ارومیه رسیدیم ، اتوبوس ها یکی پس از دیگری از شهرستان های مختلف می رسیدند ، پس از پنج سال که این همایش برگزار می شود بسیار از افراد با همدیگر آشنا هستند ، اگر از امتیازات اینگونه همایش ها فقط دیدار و همفکر هم صنف گردشگری را ببینیم  شاید هدف همایش برآورده شده باشد ، دوستی هایی که ادامه همکاری و همفکری را به دنبال دارد .

مجتمع گردشگری ساحلی باری ارومیه یک مجتمع اقامتی است که توسط سرمایه گذاری بخش خصوص احداث شده است.



آتش صلح و دوستی در ورودی مجتمع روشن شده بود


بسیار از راهنمایان گردشگری امدند


فیلم سازان و فعالان محیط زیست نیز تشریف فرما شدند ، ما هم فرصت را غنیمت شمردیم تا در کنارشان عکسی به یادگار بگیریم ، جناب آقای ایرج میلانی ، مستندساز ، جستجوگر و مدیر و ابداع کننده شبکه واگو و سرکار خانم نادره باقری سعادت از مدرسین فدراسیون کوهنوردی


محوطه مجتمع باری در ارومیه ، سواحل دریاچه ارومیه

اولین موردی که توجه مرا به خود جلب کرد ساحل غریب این مجتمع گردشگری بود ، هر چند باری در کنار دریاچه ارومیه و بخش عمیق دریاچه احداث شده ولی پس روی ساحل و دیدن کشتی ها و قایق ها که بر ساحل آن ساکن شده اند ، تاسف فراوان را بدنبال دارد


کشتی هایی که بدون دریاچه مانده اند


ابهت و عظمت کشتی در روی آب دیده می شود ،


نماد افتخار آفرین ملی که بر بالا قایق ها نقش بسته بود، هم اینک تنهایی سنگینی را آغاز کرده اند






و در دوردست ها قایق به گل که نه به خاک نشسته است ، و چه غریبانه تنهایی را تجربه می کنند !!!



زمانی نه چندان دور دریاچه ارومیه جولانگاه این قایق ها بود و سواحلی که با امیدها و آروزهای بسیار تجهیز شده اند تا پیام آور شادی برای نسل امروز باشند ولی خود در گوشه ایی از سواحل گیر افتاده اند


چه کسانی می دانند این ها در زمان فعالیت شان چگونه با غرو روی دریاچه مسافران را جابجا می کنند ...


سواحل سکوت




من به ملاقات شان آمده ام تا حس کنم گوشه ایی از دردی را که اینان تحمل می کنند ولی فکر نکنم لمس کنم دردی را که یک سه چرخه از نبود خنده کودکانه می کشد


و جاده هایی که در دریاچه گسترش می یابند تا پیشروی خود را با پسروی آب دریاچه هماهنگ سازد




سواحل دریاچه ارومیه




به دیدار کشتی ها تنها مانده در بخشی از دریاچه می روم

 
به سراغ زخم هایش رفتم ، دیدم که در نمک گرفتار شده است شاید تا زمانی که آب به دریاچه بازگردد


اجازه گرفتم تا بر قامت او بیاستم ، شاید اینهم التیام زخمهایش نباشد ، ولی از تمام قسمت های دلجویی کردم ، امیدوارم با حرکت های سنجیده در آینده غرور از دست رفته این سفران شادی به آنها بازگردد ... امیدوارم




و جماعتی که برای همدردی اینجا هستند ، مشتاق همفکری و امیدوارم به تصمیمات فعالان و مسئولین فعلی که با تمهیداتی بتوانند این زخم وارد شده بر پیکره بخشی از میهن مان را التیام بخشند


عکس هایی که از بالای کشتی گرفته ام


و هنوز هم زیباست ، زیبایی ها دریاچه و کوه و آسمان اینجا


و عمق دریاچه که کمی بیش از مچ پاست در فاصله بیش از 500 متر از سواحل باری است


و دوستت خواهیم داشت ارومیه که در قلب هر ایرانی در هر کجای این کره خاکی که باشند جا داری و امیدوارم که احیای مجدد تو را ببینیم


عکس ها از : پرویز ستوده شایق