چند روزی بود که در جبهه های سومار ، ارتفاعات مشرف به شهر مندلی عراق حملات دشمن خیلی شدید شده بود ، بطوری که خودرو تدارکات به هیچ وجه نتوانسته بود آذوقه به رزمندگان یکی از خطوط نبرد برساند، مش رحیم ( اسم دقیقش نمی دونم این بود یا نه ) مسئول تدارکات گروهان با کیسه ایی نان خشک آمد ، قسمت های ضخیم نان کپک زده بودند و قسمت های نازک آن نیز مانند سنگ سفت شده بود ، چاره ایی نبود با یک کاسه آب به سراغ نان خشک ها رفتیم ، ابتدا با کراهت بسیار و سپس در اثر فشار گرسنگی با ولع تمام شروع کردیم به خوردن ..... دو روز به این منوال گذشت ، بعد از آن دیگر سر کنسرو بادمجان به جای کنسرو ماهی سر و صدا نمی کردیم ...

( خاطره ایی از جبهه در سال 1361 ) 

گردان مقداد تیپ محمد رسول الله ( ص )