جمعه انفرادی صعود قله دارآباد
با سلام
همیشه کوه به من آرامش می ده ، کوه درس های بسیار زیادی برای ما کوهنوردان داره . بودن در اوج بلندی ها پس از یک صعودی سنگین ، بادهای خنک ارتفاعات شاید لذت بخش ترین لحظاتی باشه که کوهنوردان رو شیفته اون می کنه .
جمعه 88/2/25 دیر از خونه راه افتادم ، جای پارک برای ماشینم در پارکینگ نبود ، خیابان های منتهی به پارکینگ هم پر شده بود از ماشین و من اینقدر با عقب برگشتم تا رسیدم جلو بیمارستان دانشوری ،که تا مبداء حرکت فاصله زیاد بود ، اتفاقی یه نفر می خواست بره و من جای اون پارک کردم .
ساعت نه صبح به آرامی در مسیر قرار گرفتم و بعد از کافه قیدی سوار بر یال منتهی به قله شدم ، بوی ریواس و گلهای بهاری و رنگ قرمز شقایق های قبل و بعد از کافه منظره چشم نوازی رو به تصویر می کشید .
سه ساعت صعودم طول کشید ، با ریتم ثابتی می رفتم و به کوه و کوهنوردی می اندیشیدم ، دوستانی که با آنها بودم و کوه های بسیاری را با آنها صعود کردم ، صفای کوه نوردان قابل ستایش است . صمیمت در درون گامهای کوهنوردان است . زودتر از آنچه فکر می کردم به پناهگاه روی قله 3160 متری دارآباد رسیدم .
اینجا نسبت به مسیر توچال و کلکچال و حتی پلنگچال خلوتر بود . آرامش ویژه ایی به من می داد . استراحتی در داخل پناهگاه و کپی با دوستان کوهنورد دانشگاه تهران داشته فرصت بود در خط الراس دارآباد به توچال تا قله سنگی بی نامی حدود نیم ساعت ادامه داده و دوباره پس از تماشای مناطق اطراف به خصوص جاده اوشان و قسمت شمالی دارآباد به سمت مبداء بازگشتم .
مسیر باز گشت از سمت چشمه درازلش انتخاب گردید ، ریواس به وفور یافت می شد . استراحتی در کنار چشمه و ادامه مسیر از سمت بند بنفشه در ساعت 15 به مبداء کوهپیمایی شش ساعته من بود .
جمعه 88/2/25 دیر از خونه راه افتادم ، جای پارک برای ماشینم در پارکینگ نبود ، خیابان های منتهی به پارکینگ هم پر شده بود از ماشین و من اینقدر با عقب برگشتم تا رسیدم جلو بیمارستان دانشوری ،که تا مبداء حرکت فاصله زیاد بود ، اتفاقی یه نفر می خواست بره و من جای اون پارک کردم .
ساعت نه صبح به آرامی در مسیر قرار گرفتم و بعد از کافه قیدی سوار بر یال منتهی به قله شدم ، بوی ریواس و گلهای بهاری و رنگ قرمز شقایق های قبل و بعد از کافه منظره چشم نوازی رو به تصویر می کشید .
سه ساعت صعودم طول کشید ، با ریتم ثابتی می رفتم و به کوه و کوهنوردی می اندیشیدم ، دوستانی که با آنها بودم و کوه های بسیاری را با آنها صعود کردم ، صفای کوه نوردان قابل ستایش است . صمیمت در درون گامهای کوهنوردان است . زودتر از آنچه فکر می کردم به پناهگاه روی قله 3160 متری دارآباد رسیدم .
اینجا نسبت به مسیر توچال و کلکچال و حتی پلنگچال خلوتر بود . آرامش ویژه ایی به من می داد . استراحتی در داخل پناهگاه و کپی با دوستان کوهنورد دانشگاه تهران داشته فرصت بود در خط الراس دارآباد به توچال تا قله سنگی بی نامی حدود نیم ساعت ادامه داده و دوباره پس از تماشای مناطق اطراف به خصوص جاده اوشان و قسمت شمالی دارآباد به سمت مبداء بازگشتم .
مسیر باز گشت از سمت چشمه درازلش انتخاب گردید ، ریواس به وفور یافت می شد . استراحتی در کنار چشمه و ادامه مسیر از سمت بند بنفشه در ساعت 15 به مبداء کوهپیمایی شش ساعته من بود .
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت 11:35 توسط پرویز ستوده شایق
|
مدیر وبسایت : پرویز ستوده شایق