X
تبلیغات
نشاط کوهستان
کوهنوردی ، کوه پیمایی، طبیعت گردی ،آموزشی ،گردشگری مسئولانه ، اکوتوریسم ،داستان کوتاه

سلام و درود :

می دونید فردا کافه کوه برقراره ، اگه علاقمند به طبیعت هستید ، اگر دست به قلم دارید و در وبلاگ یا سایت می نویسید ، دوست دارید با وبلاگ نویسان آشنا بشید ، به جمع کافه کوه دعوت هستید ... بفرمایید

زمان : پنجشنبه 28 شهریور ماه ی92 ساعت 15

مکان : میدان تجریش ، میدان سربند ( میدان مجسمه کوهنورد ) ، سوار تله سی ایژ می شید ، آخرش پیاد شدید حدود 300 متر پیاده به سمت کوه بیایید می رسید به  کافه محمد تهرانی ، با یک تابلو آبی عمود به مسیر حرکت شما نشان داده شده ، اگه از هر کدوم از مغازه دارها بپرسید کافه محمد تهرانی بهتون نشون می دن



آخرین کافه کوه تابستان را جشن می گیریم.

.

تا حالا چه کسانی اعلام آمادگی کردن ؟

لیلی رهنما ، حسین رضایی ، پرویز ستوده شایق ، مرتضی بابای حسن ،  مامان حسن ، فرامرز نصیری ، عباس ثابتیان ،آقای خاکسار ،  آقای حبیبی ، فرشته احمدیان فر ،  مانی  ، علی سعیدی ، مرضیه  ، مهناز ،بهرام ،     .....

اسم خودتون را به لیست اضافه کنید ....

آرشیو گزارش کافه کوه های قبلی 

اگه دوست داشتید اعلام کنید  ....


برچسب‌ها: کافه کوه
+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 شهریور1392ساعت 7:34  توسط پرویز ستوده شایق  | 

دیوارها گِلی بود ، دوستی ها پایدار

یوسف دوستی ، یکی از مهربان ترین دوستانی است که از دوران دفاع مقدس برایم مانده است ، همرزم هم بودیم در کردستان ، در سال 1362 در سخت ترین شرایط در کنار هم بودیم ، مرگ را در کنار زندگی و زندگی را در آمیخته با مرگ تجربه کردیم . سی سال گذشت ، هنوز هم مانند یک برادر دوست اش دارم ، و خداوند برایش تندرستی و سلامتی آرزومندم . یکی از پاک ترین افرادی که در میان ما زندگی می کند اگه بخواهم نامش را ببرم یوسف است ، یوسف از صادق ترین و با ایمان ترین فردی است که می شود روی تمام دوستی هایش حساب ویژه باز کرد .  او هم در پیچ و خم زندگی همانند سایر رزمندگان خالص در زیر پوست این شهر زندگی می کند بدون اینکه کوچکترین توقعی از دیگری داشته باشد . یاد رشادت هایش همواره قوت قلبی در آن سنین جوانی برایم بود ، و عملیات هایی که با موفقیت در کنارش بودم ، خدایی بودنش را حس کردم .


یوسف نفری که چفیه مشکی بر دور گردن دارد و من نفر اول از راست

من و یوسف در عید سال 1387 در منزل ما


یوسف و همسرش در منزل ما عید 1387


برچسب‌ها: خاطرات جبهه
+ نوشته شده در  سه شنبه 26 شهریور1392ساعت 21:24  توسط پرویز ستوده شایق  | 

از عرش سلام سرمدی آوردند
آیینه ی حُسن سرمدی آوردند
با آمدن رضا (ع) از باغ بهشت
یک دسته گل محمدی آوردند
میلاد نور مبارک

برچسب‌ها: مناسبت ها
+ نوشته شده در  سه شنبه 26 شهریور1392ساعت 8:59  توسط پرویز ستوده شایق  | 

همسفر!


در این راه طولانی

که ما بی خبریم

و چون باد می گذرد،

بگذار خرده اختلاف هایمان، با هم باقی بماند

خواهش می کنم !

مخواه که یکی شویم، مطلقا یکی.

مخواه که هر چه تو دوست داری، من همان را، به همان شدت، دوست داشته باشم.

و هر چه من دوست دارم، به همان گونه، مورد دوست داشتن تو نیز باشد.

مخواه که هر دو، یک آواز را بپسندیم.

یک ساز را، یک کتاب را، یک طعم را، یک رنگ را

و یک شیوه نگاه کردن را.

مخواه که انتخابمان یکی باشد، سلیقه مان یکی، و رویاهامان یکی.

هم سفر بودن و هم هدف بودن، ابدا به معنی شبیه بودن و شبیه شدن نیست.

و شبیه شدن، دال بر کمال نیست. بلکه دلیل توقف است.

عزیز من !

دو نفر که عاشق اند، و عشق آنها را به وحدتی عاطفی رسانده است؛

واجب نیست که هر دو صدای کبک، درخت نارون، حجاب برفی قله ی علم کوه، رنگ سرخ و بشقاب سفالی را دوست داشته باشند.

اگر چنین حالتی پیش بیاید، باید گفت که یا عاشق زائد است یا معشوق.

و یکی کافیست.

عشق، از خودخواهی ها و خود پرستی ها گذشتن است.

اما، این سخن به معنای تبدیل شدن به دیگری نیست.

من از عشق زمینی حرف می زنم، که ارزش آن در "حضور" است،

نه در محو و نابود شدن یکی در دیگری.

عزیز من !

اگر زاویه دیدمان نسبت به چیزی یکی نیست، بگذار یکی نباشد.

بگذار در عین وحدت مستقل باشیم.

بخواه که در عین یکی بودن، یکی نباشیم.

بخواه که همدیگر را کامل کنیم، نه ناپدید.

بگذار صبورانه و مهرمندانه، درباب هر چیز که مورد اختلاف ماست، بحث کنیم.

اما نخواهیم که بحث، ما را به نقطه ی مطلقا واحدی برساند.

بحث، باید ما را به ادراک متقابل برساند، نه فنای متقابل.

اینجا، سخن از رابطه ی عارف با خدای عارف در میان نیست.

سخن از ذره ذره ی واقعیت ها و حقیقت های عینی و جاری زندگیست.

بیا بحث کنیم.

بیا معلوماتمان را تاخت بزنیم.

بیا کلنجار برویم.

اما سرانجام نخواهیم که غلبه کنیم.

بیا حتی اختلافهای اساسی و اصولی زندگی مان را، در بسیاری زمینه ها، تا آنجا که حس می کنیم دوگانگی، شور و حال و زندگی می بخشد،

نه پژمردگی و افسردگی و مرگ،... حفظ کنیم

من و تو، حق داریم در برابر هم قد علم کنیم.

و حق داریم، بسیاری از نظرات و عقاید هم را نپذیریم، بی آنکه قصد تحقیر هم را داشته باشیم.

عزیز من !

بیا متفاوت باشیم ...

 

نامه بسیار زیبای نادر ابراهیمی به همسرش


برچسب‌ها: عمومی
+ نوشته شده در  سه شنبه 26 شهریور1392ساعت 8:43  توسط پرویز ستوده شایق  | 

به نقل از مکث :

آخرین پنجشنبه شهریور ماه یک هزار و سیصد و نود و دو

ساعت پانزده

کافه محمد تهرانی


آخرین کافه کوه تابستان را جشن می گیریم.

آرشیو گزارش کافه کوه های قبلی



برچسب‌ها: کافه کوه
+ نوشته شده در  سه شنبه 26 شهریور1392ساعت 8:25  توسط پرویز ستوده شایق  | 

روزی مردی مستجاب الدعوه پای كوهی نشسته بود

كه به كوه نظری انداخت و از اونجا كه با خدا خیلی دوست بود

گفت: خدایا این كوه رو برام تبدیل به طلا كن. در یك چشم بر هم زدن كوه تبدیل به طلا شد.

مرد از دیدن این همه طلا به وجد آمد و دعا كرد: خدایا كور بشه هر كسی كه از تو كم بخواد.

در همان لحظه هر دو چشم مرد كور شد


برچسب‌ها: داستان کوتاه
+ نوشته شده در  سه شنبه 26 شهریور1392ساعت 7:49  توسط پرویز ستوده شایق  | 


اسکیمو: اگر من چیزی درباره گناهان و خدا ندانم آیا باز هم به جهنم می‌روم؟

کشیش: نه، اگر ندانی نمی‌روی.

اسکیمو: پس چرا می‌خواهی این ها را به من بگویی؟


برچسب‌ها: داستان کوتاه
+ نوشته شده در  سه شنبه 26 شهریور1392ساعت 7:47  توسط پرویز ستوده شایق  | 


آشنایی


برچسب‌ها: قلم رو
+ نوشته شده در  دوشنبه 25 شهریور1392ساعت 21:18  توسط پرویز ستوده شایق  | 



نشاط کوهستان پرویز ستوده شایقچه سخته آدم روی قله ی کوه باشه

ولی بازم احساس پستی کنه.


چه زیباست آدم تو پست ترین جاها زندگی کنه

ولی با غرور زندگی کنه.


برچسب‌ها: عمومی
+ نوشته شده در  دوشنبه 25 شهریور1392ساعت 12:4  توسط پرویز ستوده شایق  | 


     تعریف نقشه

    نقشه تصویر قائم عوارض سطح زمین است بر روی صفحه ای افقی که پدیده های سطح زمین به طور یکسان در آن کوچک شده باشد به عبارت دیگر، نقشه وسیله ای است که عوارض مرئی و نامرئی سطح زمین را با دقت هندسی و ریاضی در یک مقیاس کوچکتر نسبت به سطح زمین نمایش می دهند. مقصود از عوارض مرئی، پستی و بلندی ها، شهر ها، جاده ها و نظایر آنهاست و هدف از عوارض نامرئی آن قسمت از اطلاعات است که به طور عینی بر روی زمین نمی توان دید نظیر منحنی های میزان و اسامی مناطق مختلف

اهمیت نقشه

نقشه وسیله ای است که اگر بطور صحیح مورد بهره برداری قرار گیرد می تواند اطلاعات سودمندی از قبیل مسافت، موقعیت، ارتفاعات، راه های ارتباطی آگاهي با ساير مناطق و سرزمينها، و غیره را در اختیار استفاده کننده قرار می دهد. از این رو آشنایی با نقشه و نقشه خوانی هرچه بیشتر بر ااهمیت خود افزوده است تا آنجا که باید اذعان داشت کیفیت نقشه در برابر دانش استفاده کننده ودر درجه دوم اهمیت قرار گرفته است.به عبارتیبهترین و عالی ترین نقشه نیز در برابر عدم آگاهی وناآشنایی استفاده کننده،دارای هیچ ارزشی نخواهد بود.

نگهداری نقشه

از نکاتی که در نگهداری و حفظ نقشه باید مورد توجه قرار گیرد طرز جمع کردن وتازدن نقشه است. نگاره های 1و2 روش تا زدن نقشه را آنچنان که آنرا با اندازه دخواه وقابل حمل در آورده وبدون اینکه نیازی به باز کردن کامل آن باشد نشان می دهد.

نقشه را پس از تا زدن باید داخل پوشه یا لفافی قرار داد تا از فرسایش آن جلوگیری شود.آسترکشی یا پشت چسبانی نقشه یا اجــناس مناسب به ویژه در پشت قطعات  A، F،L،Q  (در نگاره 2) نیز یکی از طرقی که مــی تواند به دوام و استحکام نقشه بیفزاید.

یکی دیگر از طرق افزایش طول عمر نقشه روکش کردن آن بوسیله اجناسی مانند نایلون یا سلفون است. حسن این کار در این است که هنگام نوشتن و یا علامت گذاری نقشه از تماس مستقیم مدادهای رنگی ویا قلمها و ماژیکها و... با سطح نقشه جلوگیری شده و در ضمن پاک کردن این علائم علاوه بر آسانی،به نقشه نیزآسیب نمی رساند.

انواع نقشه و کاربرد آنها

نقشه های نظامی آن قبیل نقشه های هستند که برای استفاده عملیات زمینی،هوایی و دریائی نیروهای نظامی تهیه می گردند. چارتهای آبنگاری (هیدروگرافی)و هوانوردی(یاناوبری هوائی) جزء این سری نقشه ها می باشد.

نقشه ها رامعمولا از نظر مقیاس و نوع،بشرح زیر طبقه بندی می کنند:

الف– انواع نقشه از نظر  مقیاس

بطوریکه بعدا در مبحث مقیاس خواهیم دید،مقیاس عبارت از کسری است که نشان دهنده نسبت فواصل روی نقشه به فواصل مشابه آن در طبیعت است.

بطور کلی کوچکی و بزرگی مقیاس را از بزرگی ویا کوچکی مخرج کسر مقیاس می توان تشخیص داد. به طور مثال 5000/1 هر چیز از 500/1 همان جیز کوچگتر است. بعبارت دیگر هر قدرمخرج کسر بزرگتر باشد به همان نسبت مقیاس کوچگتر خواهد بود.

الف -1)نقشه های کوچک مقیاس         small scale maps

        نقشه هایی که مقیاس آنها از 1:100000 کوچکتر باشد نقشه های کوچک وقیاس نام دارند.این نقشه ها برای طرح ریزی ها وبررسیای کلی در مناطق وسیع بکار برده میشوند.

الف -2) نقشه های متوسط مقیاس    medium scale maps  

        نقشه هایی که مقیاس آنها از 1:25000 کوچکتر است نقشه های متوسط مقیاس بوده و برای طرح ریزی های عملیاتی شامل طی مسیرها،ومطالعات اولیه طرحها بکار میروند. 

الف -3) نقشه های بزرگ مقیاس          large scale maps

        نقشه های  با مقیاس 1:10000 و بزرگتر تا 1:500،جزء نقشه های بزرگ مقیاس محسوب گردیده و برای عملیات و همچنین امور اداری گروههای صحرائی بکار می روند.

ب_طبقه بندی نقشه از نظر نوع

ب -1)نقشه های پلانیمتری planimetric maps             

نقشه های پلانیمتری نقشه هایی هستند که فقط موقعیت مسطحاتی عوارض را نشان می دهند.

ب -2)نقشه های توپوگرافی topographical maps          

نقشه هائی که علاوه بر موقغیت مسطحاتی،ارتفاع عوارض را نیز مشخص سازند،نقشه های توپوگرافی نام دارند.

ب -3) نقشه های برجسته پلاستیکی   plastic relief maps   

این نقشه ها در واقع همان نقشه های توپوگرافی هستند که روی اوراق پلاستیکی p.v.cچاپ شده وبه آنها فرم سه بعدب داده شده است.

ب -4)نقسه عکسی(فتومپ)          photo map                           

نقشه هایی که از کنار هم چیدن عکسهای هوائی بوجود آید وعلاوه بر اطلاعات حاشیه ای،متن آن دارای شبکه بندی ونام عوارض ومانند آن باشد.

 ب -5) نقسه عکسی برجسته پلاستیکی plastic relief photo map   

این نقشه ها در واقع همان نقشه های عکسی هستند که روی اوراق پلاستیکی چاپ شده وبه آن فرم سه بعدی داده شده باشد.

ب -6)موزائیک عکسهای هوائیphotomosaic                  

موزائیک عکسهای هوائی از کنارهم چیدن عکسهای هوائی بدست آید، موزائیک عکسهای هوائی معمولا فاقد اطلاعات حاشیه ای وتوضیحات متن میباشد.


ب -7)نقشه نظامی شهرها military city maps                

این نقشه ها از جمله نقشه های توپوگرافی هستند که از شهرها تهیه گردیده وروی آنها اطلاعات مخصوصی مانند اماکن نظامی و امثال آن نمایش داده شده است.مقیاس این نقشه ها متناسب با اهمیت شهر و وسعت آن انتخاب میگردد.

ب -8)پیکتومپ                                              picotmap

در این نقشه ها که در واقع همان نقشه های عکسی (photp-map) هستند از رنگهای مناسبی برای نمای عوارض مختلف استفاده گردیده است.

ب -9)نقشه های ویژهspesial purpose map                    

نقشه های ویژه نقشه های هستند که برای مقاصد خاصی تهیه می گردند.معمولا نقشه های معمولی را با افزودن پاره ای اطلاعات که متناسب با نظر استــفاده کننده است می توان به نقشه های ویزه تبدیل نمود. از جمله مــی توان به موارد ذیل اشاره نمود :

1)شکل زمین و زمین شناسی

2)خصوصیات مجاری آب و زه آبها

3)روئیدنی ها

4)آب وهوا

5)بنادر و خطوط ساحلی

6)راهها وپلها

7)راه اهن

8)منابع سوخت

9)شهرها ومناطق مسکونی


برچسب‌ها: مطالب آموزشی, نقشه خوانی
+ نوشته شده در  دوشنبه 25 شهریور1392ساعت 11:17  توسط پرویز ستوده شایق  | 

بهانه ایی دست داد از پله ها استفاده کنیم ... اگر مشکل زانو نداریم، به میزان مصرف انرژی در هر پله دقت کنید


برچسب‌ها: عمومی
+ نوشته شده در  دوشنبه 25 شهریور1392ساعت 9:33  توسط پرویز ستوده شایق  | 

اینجا ایران است ، سرزمین اسطوره ها، با کوه هایی به وسعت دلهای مردمانش









اینجایی که من نشستم ، اوجِ جاییه که پاهام میتونن برن !

پس اوج جایی که قلبم میتونه بره کجاست ؟





برچسب‌ها: قله دماوند
+ نوشته شده در  دوشنبه 25 شهریور1392ساعت 8:27  توسط پرویز ستوده شایق  | 

معرفی لازم نداره ، عروسک ملی ماست ، دارا ... چقدر با آن آشنا هستیم ...









خوب این هم جورچین کوهنورد دارا و سارا


عروسک های سارا و دارا را به فرزندانمان معرفی کنیم ....


برچسب‌ها: عمومی
+ نوشته شده در  یکشنبه 24 شهریور1392ساعت 18:56  توسط پرویز ستوده شایق  | 

نشاط کوهستان پرویز ستوده شایقلینک نوشته های پیشین در نشاط کوهستان روی تاریخهای زیر کلیک کنید ....


شهریور 1392
مرداد 1392
تیر 1392
خرداد 1392
اردیبهشت 1392
فروردین 1392
اسفند 1391
بهمن 1391
دی 1391
آذر 1391
آبان 1391
مهر 1391
شهریور 1391
مرداد 1391
تیر 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389نشاط کوهستان پرویز ستوده شایق
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386


برچسب‌ها: آرشیو نوشته های نشاط کوهستان
+ نوشته شده در  یکشنبه 24 شهریور1392ساعت 16:58  توسط پرویز ستوده شایق  | 

کویر بخشی از بیابان است که دارای خاکهای ریز و رسی بوده که تحت تاثیر نمک زیاد می‌باشد این محدوده ناحیه ای بی آب و علف است که اختلاف دمای آن در روز نسبت به شب زیاد می‌باشد.

مناطق کویری و اصولاً کویر در طول روز بسیار گرم و هنگام شب خیلی سرد است و این اختلاف دما گاهی به 20 تا 30 درجه سانتی گراد می‌رسد. به طور طبیعی زندگی در چنین محیطی بسیار دشوار و طاقت فرسا می‌باشد.

2-2 مناطق کویری ایران

بیش از نیم میلیون کیلومتر مربع از خاک کشور جمهوری اسلامی‌ایران را مناطق کویری تشکیل می‌دهد. تراکم مناطق کویری در 8 استان کشور بیشتر است که این استان ها به ترتیب عبارتند از:

استان سیستان و بلوچستان ( کویر لوت)

استان خراسان (کویر نمک)

استان کرمان (کویر رفسنجان)

استان یزد (کویر بافق)

و استان‌های اصفهان، سمنان، فارس و استان مرکزی.

کویر‌های ایران دارای انواع مختلفی است که عبارتند از:

کویر‌های نمکی

کویر‌های صخره ای

کویر‌های شنی

 

الف- کویرهای نمکی

کویرهای نمکی همانگونه که از نام آنها پیداست دارای خاکهای رسی همراه با نمک زیاد است در ایران کویر نمک و کویر لوت از این نوع کویر هاست که در قسمت شمال شرقی و مرکزی ایران قرار دارند.

در کشور ما بیابان واقعی بیابان لوت است که یکی از خشک ترین و گرم ترین نقاط جهان می‌باشد حداکثر مطلق درجه حرارت در این کویر و آنهم در سایه حدود 59 درجه سانتی گراد می‌باشد. سطح وسیعی از کویر لوت فاقد پوشش گیاهی است و ماسه‌های روان سراسر آن را پوشانده است.

وسعت این بیابان حدود 80000 کیلومتر مربع است که در بخش جنوبی آن نزدیک به برخی از ارتفاعات پراکنده با استفاده از آبهای زیر زمینی کشت خرما و بعضی از محصولات دیگر انجام می‌شود در حوالی همین ارتفاعات پراکنده ی جنوب کویر لوت چند آبادی کم جمعیت نیز وجود دارد که ساکنین این آبادی ها با آب و هوای این مناطق خو گرفته اند.

ب- کویر‌های صخره ای

این نوع کویرها دارای زمین‌های سخت و صخره ای است که از بقایایی چین خوردگی‌های زیر دریاست و میلیونها سال پیش و شاید بعضی از آنها هزاران سال پیش زیر آب بوده اند و طی چهار دوره ی زمین شناسی و تحولات انجام شده در سطح کره ی زمین و جابجایی آنها و خشکی ها و گاهی عقب نشینی دریاها این سرزمین ها از آب بیرون مانده و به علت سفت و صخره ای بودن کمتر گونه ای از نباتات در این مناطق امکان رشد و نمو داشته و بتدریج به مناطق کویری و غیر حاصلخیز مبدّل گشته اند. کویرهای صخره ای در ایران در اطراف بوشهر (ریگ، دیلم، و لنگه)، امیدیه، گچساران و دو گنبدان دیده می‌شود.

            پ-کویر‌های شنی

از این نوع کویر در ایران کمتر وجود دارد و بهترین نمونه آن کویر «صحرا» است که بزرگترین کویر جهان و قسمتی از کویر شبه جزیره ی عربستان را که کاملاً شنی است در بر می‌گیرد.

کویرها در هر جای دنیا که قرار داشته باشند، محل تغییرات شدید و ناگهانی درجه حرارت هستند بطور کلی درجه حرارت بالاتر از 50 درجه سانتی گراد و اختلاف دمای بین 20 تا 40 درجه سانتی گراد در همه ی کویر ها عمومیّت دارد.


برچسب‌ها: کویرهای ایران
+ نوشته شده در  یکشنبه 24 شهریور1392ساعت 11:48  توسط پرویز ستوده شایق  | 

عسل طبیعی یعنی این ...


برچسب‌ها: عمومی
+ نوشته شده در  یکشنبه 24 شهریور1392ساعت 8:27  توسط پرویز ستوده شایق  | 

درد تو به هر نامردی نگو



تشکر از بهجت خانم بابت ارسال این مطلب


برچسب‌ها: عمومی
+ نوشته شده در  یکشنبه 24 شهریور1392ساعت 7:10  توسط پرویز ستوده شایق  | 


برچسب‌ها: خاطرات جبهه
+ نوشته شده در  شنبه 23 شهریور1392ساعت 19:40  توسط پرویز ستوده شایق  | 


در شرایط بحران  وبي‌آبي نکات زیر را در هنگام مصرف آب رعایت کنید:

در هنگامی که تشنه هستید آب بنوشید، آب را قورت ندهید بلکه آن را در دهان مزه مزه کنید و به آرامی بنوشید، از فعالیت‌های غیر ضروری پرهیز کنید و پناهگاهی برای در امان ماندن از تابش خورشید بیابید، در صورتی که هیچ سایه ای نیافتید بدن خود را در شنها دفن کنید و تکه پارچه ای بر روی سر خود بکشید تا از تابش مستقیم در امان بمانید، هرگز در گرما لباس‌های خود را در نیاورید این کار باعث شدت تعريق شما خواهد شد هرچند که احساس گرمای کمتری کنید، حتی صورت خود را نیز بپوشانید، در هنگامی که آب محدود در اختیار دارید مصرف غذا و نمک را کاهش دهید و در هنگامی که هیچ آبی در اختیار ندارید به هیچ عنوان غذا نخورید، بدن شما قادر است تا 10 روز بدون مصرف غذا در شرایط سخت به زندگی ادامه دهد.

برای خنک کردن آبی که همراه دارید پارچه‌ای نمناک به دور ظرف حاوی آب بپیچید، به گونه ای که کاملا آن را بپوشاند،  رطوبت پارچه در هنگام تبخیر حرارت آب درون ظرف را می گیرد و دمای آب را کاهش می دهد، این روشی بوده است که گذشتگان برای خنک نگاه داشتن آب از آن استفاده می‌کرده اند، پس از خشک شدن پارچه مجدداً آن را مرطوب کنید، برای مرطوب نگهداشتن پارچه می‌توانید از آب شور باتلاق‌ها استفاده کنید.

لازم است راه‌هاي دفع آب را شناخته و در جهت از دست دادن كمتر آب كوشيده و آب بدن را حفظ كرده تا در شرايط بي‌آبي، بتوان زنده ماند.

راه‌هاي دفع آب بدن، تعريق، ادرار، مدفوع و تنفس مي‌باشد كه در تعريق، دماي هوا، نوع و مقدار پوشش، مقدار فعاليت و استرس مي‌تواند نقش اساسي داشته باشد و در مقدار مصرف مواد قندي در دفع آب توسط ادرار موثراست، غذاهاي با طبع سرد،دردفع آب بدن توسط مدفوع نقش داشته و تنفس نا صحيح كه شامل دم توسط دهان مي‌باشد نيز در از دست دادن بيش از حد معمول آب بدن در تنفس، موثر مي‌باشد.

پس لباس مناسب بپوشيد و بياد داشته باشيد بدن بدون لباس بيشتر تعريق مي‌كند وآب بيشتري را از دست مي‌دهد، فعاليت كمتر و تنفس صحيح يعني دم با بيني و بازدم با دهان، در معرض تابش مستقيم آفتاب قرار نگرفتن و استرس نداشتن، كمك مي‌كند كه كوهنورد آب كمتري را از دست داده و بيشتر زنده بماند.

تجربه نشان داده‌است كه انسان با تمرين و ممارست مي‌تواند به دست يافتهايي برسد كه در شرايط عادي اين دست يافتها دور از ذهن به نظرمي‌رسد و باز به تجربه به اين مطلب رسيده‌ايم كه در اثر تكرار يك موضوع مثلاً غذا خوردن ويا خوابيدن دريك زمان خاص، بدن درست در همان ساعت احساس گرسنگي و يا خواب و... مي‌كند كه از اين  مسئله در مورد زنده ماندن در شرايط بي‌آبي مي‌توان بهره جست كه در شرايط بي‌آبي مطلق قصد گرفتن روزه مي‌تواند آمادگي‌هاي ناخودآگاه بدن و عادت‌هاي آن را فعال كرده كوهنورد را در تحمل شرايط بي‌آبي مطلق حفظ كرده و زنده نگهدارد، در هنگامي كه هيچ آبي براي نوشيدن بهمراه نداريد هرگز غذا نيز نخوريد، بدن شما مي‌تواند تا ده روز بي‌غذايي را تحمل كند.


برچسب‌ها: زنده ماندن در شرایط سخت
+ نوشته شده در  شنبه 23 شهریور1392ساعت 16:13  توسط پرویز ستوده شایق  | 

خاطراتی که در سخت ترین شرایط شکل می گیرد ماندگار ترند ، بسیاری از خاطرات پایدار ما در شرایط سخت بدست آمده است ، خوشی ها می آیند و می روند ، شاید اثرات آن به اندازه سختی ها نباشد ، بخشی از زمان به شرایط سخت دوران دفاع مقدس  متصل بود ، زمانی که جوانانی در کنار هم قرار می گرفتند و تا پای جان همراه هم بودند . این مرام مردانی بود که در راه قدم می گذاشتند ، علاوه بر عقیده یک فرهنگ بود ، فرهنگ دیدن اطرافیان ، در جایی که زمان نگهبانی تمام شده بود و تا صبح بیدار می ماندی تا همرزم ات کمی بیشتر استراحت کند ، زمانی که غذا به اندازه کافی در منطقه نبود و تو اولین کسی بودی که سیر می شدی ، و زمانی که قمقمه آب را بیشتر برای رفیق حمل می کردی تا خود و گاهی که لازم بود سنگری کنده شود تو اولین نفری بودی که سراغ بیل و کلنگ را می گرفت ، خدای را برای این فرهنگ باید شکر گزار بود . پس خدایا شکرت
خاصیت دوستی ها ماندن است ، هر چه شرایط بحرانی تر باشد ، همراه واقعی را بهتر می توان در کنار خود حس کرد .









عکس ها : پرویز ستوده شایق ، کردستان سال 1362

برچسب‌ها: خاطرات جبهه
+ نوشته شده در  شنبه 23 شهریور1392ساعت 15:34  توسط پرویز ستوده شایق  | 

مرور خاطرات  ، فیلم زندگی را با سرعت زیادی نمایش می دهد، سال 1385 دریاچه کوهسنگی مشهد مقدس ، همراه با پسرم امیرصادق و دخترم شیما


برچسب‌ها: خاطرات
+ نوشته شده در  جمعه 22 شهریور1392ساعت 23:55  توسط پرویز ستوده شایق  | 

تشکر از میزبان صعود قله سبحان ( سیپان ) بابت صعود بسیار عالی به قله سبحان به خصوص سرپرست برنامه آقای آدم گل در کشور ترکیه

برچسب‌ها: گزارش برنامه, قله سبحان
+ نوشته شده در  جمعه 22 شهریور1392ساعت 23:24  توسط پرویز ستوده شایق  | 

زایش و زندگی .... رویش 

طبیعت خالص ترین زیارتگاه خداست


برچسب‌ها: زندگی
+ نوشته شده در  جمعه 22 شهریور1392ساعت 23:16  توسط پرویز ستوده شایق  | 


گزارش جشنواره آش در شهرستان نیر


برچسب‌ها: همایش ها
+ نوشته شده در  جمعه 22 شهریور1392ساعت 20:17  توسط پرویز ستوده شایق  | 

پنجشبه 21 شهریور ماه 92

نام برنامه : صعود به قله دارآباد

نفرات : همسرم ، آرام ، بهجت و من

برنامه صعود به قله دارآباد ، را عمومی اعلام کرده بودم ، زمانبندی خیلی فشرده ایی در کار نبود ، به اتفاق همسرم و حضور سرکار خانم آرام و بهجت در یک روز صاف و آفتابی آنرا اجرا کردیم ، استراحت ها و توقف ها کمی طولانی شد ولی در مجموع صعود خوبی داشتیم و امیدوار هستم به همسر عزیزم و دوستان همراه خوش گذشته باشد .در پایان نیز در کافه قیدی شام را میهمان آقا مرتضی همسر محترم آرام بودیم .

برنامه را صبح زود شروع کردیم تا صعود را در خنکای صبحگاهی انجام دهیم ، ساعت شروع را 5:30 قرار داده بودیم که زنگ تلفن صبحگاهی روشن نشدن ماشین بهجت و تاخیر ابتدایی را همراه داشت ، خلاصه 6:00 صبح از پارکینگ دارآباد شروع کردیم . 

راستی من امروز دوربین دیجیتال همراهم نبود ، چند تا عکس از برنامه  با دوربین موبایل ام گرفته ام که تقدیم می کنم ، اگر از کیفیت مطلوبی برخوردار نیست پوزش می خواهم ،

همنوردانم : همسرم ، بهجت



و آرام ( مامان حسن ) همنورد دیگرمان بود ، نگران نباشید  که جلوی صورتش را با دست گرفته ، نور خورشید باعث اینکار شده یا اتفاق تصادفی نمی دانم  ، ولی بعد فهمیدیم مادرش خورشید خانم بوده ، چه حسن تصادفی!


ابتدای مسیر را ملایم گام برداشتیم ، کافه قیدی را پشت سر گذاشتیم وارد جنگل و سپس درگیر شیب اولیه مسیر بودیم . عضلات فک نیز در حال نرمش اولیه بود .


کم کم صحبت ها به درازا می کشید ... بنده هم گاهی جلودار بودم و خیلی جلوتر می رفتم ، و گاهی عقب دارد و خیلی عقب می افتاده ، چرای اش را بهتر است نگویم ... ترجیح می دادم در خلوت دنیای زنانه شان حضور نداشته باشم !

گاهی آرام هم غزال تیز پا می شد و فاصله می گرفت تا به منطقه نظامی بین مسیر رسیدیم که با سیم خاردار محسور شده بود ، محل صرف صبحانه را آنجا قرار دادیم


ما هم در رکاب منزل بودیم !


پس از صرف صبحانه که بیشتر از پذیرایی از بنده گذشت  با همنوردان به محل دکل رسیدیم


به تابلو مشخصات مسیر در ارتفاعات 2980 متر رسیدیم



مسیر را پی گرفتیم

تا بالاخره جانپناه قله دارآباد از دور نمایان شد



بهجت زودتر به قله رسید ، آرام ، با اینکه خیلی جلوتر از ما بود منتظر شد تا ما هم برسیم ، این رفتار در نزدیک قله یک ارزش تعبیر می شود که منتظر همنوردان باشی تا آنها هم برسند و به اتفاق پای بر بلندای قله بگذارند ، این رفتار پسندیده را در آرام دیدم و چقدر خوشحال شدم که درک ارزش های کوهنوردی به خوبی صورت گرفته و انجام می شود ، این موارد شاید قابل آموزش نباشد ، شاید منظر ماندن برای دوستی انتظار زیادی باشد ولی آنکه در انتهای گروه می آید بداند که کسی هست که با او به قله پای نهد بر خود خواهد بالید و این احساس خوب را من با حرکت آرام داشتم نه برای خودم بلکه برای همسرم که لبخند رضایت را به چهره اش دیدم .


بالاخره به قلهدارآباد  رسیدیم


خوشحال و خندان


بیرون جانپناه استراحت کردیم


شکلات تلخ 86% خوردیم ( به یاد آرش و شیما )


و بازگشتیم

عکسی در ارتفاع 2980 متری در هنگام بازگشت



و دکل دیدبانی متروک را در بازگشت پشت سر گذاشتیم


و سرپرست پایان مسیر از منطقه نظامی تا کافه قیدی به عهده بهجت بود که مسیر دیگری را برای بازگشت پیشنهاد داده بود .


نمایی از شرق تهران و منطقه شهیدمحلاتی و لویزان از ارتفاعات دارآباد


عبور از کنار مخازن آب ، آبیاری درختان ، آبخیزداری


عبور از کنار ساختمان آبخیزداری داراباد



پس از عبور از کنار این ساختمان وارد جنگل های کاج بخش جنوبی آن شدیم و تا کافه قیدی را از شیب های تند و بین جاده کشیده شده گذر کردیم تا به کافه قیدی برسیم ، توقفی کوتاه برای خوردن چای در کافه قیدی داشتیم که این توقف طولانی شد ، و آقا مرتضی به اتقاق برادر و پسرش حسن از پایین به ما ملحق شدند و شام را در همان کافه قید میهمان آقا مرتضی بودیم و در ساعت 22:30 برنامه ما در پارکینگ دارآباد پایان یافت .

شاد و با نشاط باشید

پ ن :

منتظر گزارش و تصاویر زیبا با دوربین  آرام ( مامان حسن ) هستیم


برچسب‌ها: گزارش برنامه, قله دارآباد
+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 شهریور1392ساعت 23:0  توسط پرویز ستوده شایق  | 

فردا ساعت 5:30 قصد دارم به قله دارآباد برم ،

دوستانی که خواسته بودند با بیان ساعت 5:30 پارکینگ دارآباد منتظرشون هستم ، آن تایم باشیم 

کفش و پوشاک مناسب ، غذا و آب به اندازه کافی همراه داشته باشید

در صورت آمدن در قسمت نظر بدهید اعلام حضور بفرمایید . ( عمومی یا خصوصی )



برچسب‌ها: برنامه کوهنوردی
+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 شهریور1392ساعت 15:30  توسط پرویز ستوده شایق  | 

از طرف یکی از دوستان نشاط کوهستان

یاد این شعر از عرفان نظر آهاری افتادم:


این سماورجوش است

پس چرا می گفتی

دیگراین خاموش است؟!

باز لبخندبزن

قوری قلبت را

زودتر بندبزن

توی ان مهربانی دم کن

بعد بگذارکه آرام آرام

چای تو دم بکشد

شعله اش را کم کن

دست هایت

سینی نقره ی نور

اشکهایم

استکان های بلور

کاش

استکان هایم را

توی سینی خودت می چیدی

کاشکی اشک مرا می دیدی

خنده هایت قند است

چای هم اماده است

چای با طعم خدا

بوی ان پیچید

از دلت تاهمه جا


پاشومهمان عزیز

توی فنجان دلم

چای داغ بریز"


برچسب‌ها: شعر
+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 شهریور1392ساعت 12:12  توسط پرویز ستوده شایق  | 


خدا پرسید میخوری یا می بری؟
و من گرسنه پاسخ دادم میخورم
چه میدانستم لذت ها را می برند، حسرتها را می خورند … ؟
.
زنده باد حسین پناهی


برچسب‌ها: عمومی
+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 شهریور1392ساعت 11:26  توسط پرویز ستوده شایق  | 

كولاك:

طوفان زمستاني كه با ذرات برف همراه است را اصطلاحاً كولاك مي نامند. معمولاً كوهنوردان با اولين برخورد با كولاك عقب نشيني نمي كنند اما در شرايط بحراني، بهترين كار عقب نشيني از مسير برف كوبي شده قبلي است. در صورت شديد بودن كولاك و ميسر نبودن امكان برگشت، بايستي جانپناه طبيعي (با استفاده از سنگ، تنه و شاخ و برگ درختان) ايجاد كرده و اگر وسايل ساخت آن نيز مهيا نبود با استفاده از كوله پشتي ها و در آغوش گرفتن يكديگر، خود را از خطر سرماخوردگي مصون نگه داشت.


برچسب‌ها: خطرات کوهستان
+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 شهریور1392ساعت 9:27  توسط پرویز ستوده شایق  | 

 كوههاي ايران:

كوههاي ايران را مي توان به چهار دسته تقسيم كرد:

-كوههاي شمالي:

از ادامه كوههاي هندوكش در افغانستان شروع شده شامل كوههاي آذربايجان، كوههاي طالش و گيلان، ارتفاعات البرز و كوههاي پراكنده خراسان است. كه بلندترين نقطه اين رشته، علم كوه مي باشد.

- كوههاي غربي:

يا به اصطلاح زاگرس، از كردستان شروع شده تا خوزستان و فارس و كوههاي سواحل جنوبي ادامه مي يابند. به مراتب از البرز منبسط تر چينه هاي آن ساده تر است. بلندترين قله آن قاش مستان به ارتفاع 4550 متر مي باشد.

- كوههاي جنوبي:

از خوزستان تا سيستان و بلوچستان امتداد يافته و به كوههاي پاكستان مي پيوندند كه شامل كوههاي سپيدار، ميمند، بشاگرد و بهم پشت مي باشند.

- كوههاي مركزي و شرقي:

شامل كوههاي كركس، شيركوه، كوهينان مي باشند كه بلندترين قله اين كوهها هزار با ارتفاع 4465 متر مي باشد.


برچسب‌ها: کوههای ایران
+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 شهریور1392ساعت 9:22  توسط پرویز ستوده شایق  | 

می دونید وقتی دوربین در اختیار دارید می توانید تصاویر زیبایی را تهیه کنید ، شاید در آن لحظه براتون جالب نباشه ولی نگذارید دوربین دیجیتال و دوربین موبایل تان بیکار بماند ، همیشه سوژه ایی برای  عکاسی هست ، به شرطی که خوب نگاه کنید ، شاید بعضی از آنها جالب در نیاد اشکالی نداره ، باز هم به دور بر تون حساس باشید .
از بین عکس هایی که در صعود به قله دماوند گرفته ایم ، چند تایی از آنها را کنار هم قرار دادم دیدم موضوع جالبی است ، البته من اینطور فکر می کنم ، شاید برای شما هم جالب باشد ، تا نظر شما را بدانم ....

اسم این آثار طبیعی را چی بزاریم ، سنگ نگاره ، مجسمه های سنگی ، علائم طبیعت و .... هر اسمی دوست داشتید روی این آثار هنری طبیعت بگذارید ولی بدانید که بسیار زیبا هستند ، امیدوارم بتونید از نزدیک ببینید .....












برچسب‌ها: قله دماوند
+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 شهریور1392ساعت 8:26  توسط پرویز ستوده شایق  | 

نشاط کوهستان ، پرویز ستوده شایقشده بخشی از زندگی ام ، شده مسیر دوستی هام ، شده آرامش من ، شده دفترچه خاطراتم ، خاطرات تلخ و شیرینم را با نشاط کوهستان در میان می گذارم ، عجب دنیایی شده این دنیای دیجیتال ، بهش قول دادم که آرامش ام باشه ، خودش می دونه حتی نگفته هامو باهاش در میون می زارم ، شده خلوتگاه ام ...
خیلی دیر فهمیدم شده یک برند ، برند نشاط کوهستان ، در کوهستان رابط بین من و دوستانم شده ، خیلی ها با دیدن من یاد نشاط کوهستان می افتد ، نشاط کوهستان ی که سعی داره در دنیای مجازی دوستی های حقیقی را پایه گذاری کنه ، نشاط کوهستان به معنی واقعی  را در میان اقشار مختلف جامعه گسترش بده ، داستان های امیدوار کننده زندگی را پخش کنه ، شاید از این رهگذری اثر بخشی هر چند ناچیز را داشته باشه ، امیدوارم تا کنون چنین بوده باشه ، تا نظر دوستان چه باشد ؟


برچسب‌ها: نشاط کوهستان
+ نوشته شده در  سه شنبه 19 شهریور1392ساعت 23:4  توسط پرویز ستوده شایق  | 

خاصیت فرودگاه اینه که آدما میرن ، یا میان که برن ...



این جریان زندگی است که می مونه .... زندگی یعنی امید و حرکت


شاید زندگی آن جشنی نباشد که به آن دعوت شده ای ولی حالا که دعوت شده ای سعی کن خوب شادی کنی .


برچسب‌ها: عمومی
+ نوشته شده در  سه شنبه 19 شهریور1392ساعت 12:36  توسط پرویز ستوده شایق  | 

با برادر بزرگم ، حاج حیدر که خیلی دوستش دارم ، در ارتفاعات تله کابین رامسر




پ ن : خوب گاهی آدم دلش برای خودش هم تنگ می شه ، و گاهی دوست دارم از برادر هام بنویسم و خانواده ام ، برای اینکه دوست شون دارم .....


برچسب‌ها: شخصی
+ نوشته شده در  سه شنبه 19 شهریور1392ساعت 10:40  توسط پرویز ستوده شایق  | 



برچسب‌ها: عمومی
+ نوشته شده در  سه شنبه 19 شهریور1392ساعت 9:53  توسط پرویز ستوده شایق  | 

در مهد کودک های ایران ۹ صندلی میذارن و به ۱۰ بچه میگن هر کی نتونه سریع برای خودش یه جا بگیره باخته و بعد ۹ بچه و ۸ صندلی و ادامه بازی تا یک بچه باقی بمونه. بچه ها هم همدیگر رو هل میدن تا خودشون بتونن روی صندلی بشینن.

در مهد کودک های ژاپن ۹ صندلی میذارن و به ۱۰ بچه میگن اگه یکی روی صندلی جا نشه همه باختین. لذا بچه ها نهایت سعی خودشونو میکنن و همدیگر رو طوری بغل میکنن که کل تیم ۱۰ نفره روی ۹ تا صندلی جا بشن و کسی بی صندلی نمونه. بعد ۱۰ نفر روی ۸ صندلی، بعد ۱۰ نفر روی ۷ صندلی و همینطور تا آخر.
با این بازی ما از بچگی به کودکان خود آموزش میدیم که هر کی باید به فکر خودش باشه. اما در سرزمین آفتاب، چشم بادامی ها با این بازی به بچه هاشون فرهنگ همدلی و کمک به همدیگر و کار تیمی رو یاد میدن.

نه ما و نه بزرگانمان کارکردن با هم را نیازموخته ایم ، بلکه هر روز درس های جدیدی از تکنیک های حذف و زیر پا گذاشتن یکدیگر را می آموزیم!


برچسب‌ها: داستان کوتاه, عمومی
+ نوشته شده در  سه شنبه 19 شهریور1392ساعت 8:8  توسط پرویز ستوده شایق  | 

مردي به يك مغازه فروش حيوانات رفت و درخواست يك طوطي كرد.

صاحب فروشگاه به سه طوطي خوش چهره اشاره كرد و گفت: «طوطي سمت چپ 500 دلار است.»

مشتري: «چرا اين طوطي اينقدر گران است؟»

صاحب فروشگاه: «اين طوطي توانايي انجام تحقيقات علمي و فني دارد.»

مشتري: «قيمت طوطي وسطي چقدر است؟‌

صاحب فروشگاه: طوطي وسطي 1000 دلار است. براي اينكه اين طوطي هر كاري را كه ساير طوطي ها انجام مي دهند، انجام داده و علاوه بر اين توانايي نوشتن مقاله اي كه در هر مسابقه اي پيروز شود را نيز دارد.»

و سرانجام مشتري از طوطي سوم پرسيده و صاحب فروشگاه گفت: «‌ 4000 دلار.»

مشتري: «اين طوطي چه كاري مي تواند انجام دهد؟»

صاحب فروشگاه جواب داد:‌ «صادقانه بگويم من چيز خاصي از اين طوطي نديدم ولي دو طوطي ديگر او را مدير ارشد صدا مي زنند.»


برچسب‌ها: عمومی
+ نوشته شده در  سه شنبه 19 شهریور1392ساعت 7:46  توسط پرویز ستوده شایق  | 

«عظیم قیچی ساز» فاتح یازده قله بالای هشت‌هزار متر جهان، برایصعود دوازدهمین قله عازم «چوآیو» در تبت چین شد. 
بنا بر اعلام اداره کل ورزش و جوانان آذربایجان شرقی، این کوه‌نورد تبریزی برای فتح این قله که ۸۲۱۰ متر ارتفاع دارد، عازم این کشور شده است.
«قیچی ساز» برای صعود این قله ۳۰ تا ۴۰ روز زمان خواهد گذاشت و برای ورود به باشگاه هشت هزاری‌های دنیا، دو قله‌ی «لوتسه» و «شیشاپانگما» را نیز باید صعود کند.
 

برچسب‌ها: هیمالیانوردی
+ نوشته شده در  دوشنبه 18 شهریور1392ساعت 18:28  توسط پرویز ستوده شایق  | 

گزارش های قبلی :

بخش اول :   صعود به قله آرارات و قله سبحان ( سیپان ) در ترکیه با موفقیت انجام شد

بخش دوم :   گزارش تصویری از اعضاء تیم صعود کننده به قله آرارات

بخش سوم :  گزارش تصویری صعود به قله سبحان ( سیپان ) ترکیه

بخش چهارم : کمپ در آرارات ترکیه ( آغری داغی )

بخش پنجم بچه های آرارات ( آغری داغی )

بخش ششم : مبداء صعود قله آرارات ( آغری داغی )


تاریخ صعود 8 شهریور 92

بخش هفتم » تگرگ شدید در هنگام بازگشت از کمپ 4200 به 3200 

آسمان ابری شد ، باد همراهی کرد ، غرش رعد و برق ابتدا با صدایی آهسته سپس شدیدتر، ابرها هم متراکمتر شدند ، هوا تاریک و گویی گلوله های تگرگ به یک باره تشکیل شد ، بارش گرفت ، بارشی که بسیاری از کوهنوردان را که چادرهای خود را هنوز جمع نکرده بودند آزار داد . اکثر چادرها جمع شده بودند جایی برای پناه گرفتن نبود ، ما در حال حرکت بودیم ، تعدادی از نفرات زودتر از ما به سمت کمپ 3200 متری راه افتاده بودند ، سرعت حرکت مان زا زیاد کردیم ، تگرگ به دست ها و جاهایی که پوشش لباس کمتری داشت آسیب می رساند ، من دستکش را بدستم پوشیدم و به اتفاق مهدی سریعتر از دوستانمون به سمت کمپ پایین حرکت کردیم ، شدید تگرگ هر لحظه اضافه می شد و ما نیز به سرعت خود می افزودیم ، تا در کمپ پایین جایی مناسب برای چادر گروهی مان را انتخاب کنیم .  زمان از دستمان خارج شده و پس از حدود 40 دقیقه خود را به کمپ 3200 متری رساندیم ، در درون لباس هایمان خیس عرق شده بودیم ، من پانچو داشتم و تقریبا راحت بودم ولی چند دقیقه ایی بدون پانچو  باعث شده بود لباس های رویی خیس شوند . در کمپ 3200  بارش باران اکثر محل های برپایی چادر را پر از آب کرده بود ، و کاملاً گلی بود ، ولی مهدی جایی را پیشنهاد داد که چمن بود و بسیار مناسب برای چادر زدن ، فقط مقداری از چادرهای دیگر کنار بود که آنهم بد نبود .








کمپ 3200 پس از خاتمه بارش تگرگ





خدایا شکرت ، از اینکه سلامتی دادی تا در هوای پاک ، با دوستان همراه باشیم


کجا می ری آقا مهدی واسا یه عکس با هم بگیریم


بیا واسادیم ، اینجوری خوبه ، آخه موبایل آقای ستوده هم که عکس هاش ، عکس نیست ... ( کوجام )


یه نسکافه داغ پس از تعویض لباس و کمی گرم شده می چسبه نه ... !


پ ن :
برای شرایط بارانی تجهیزات مناسب همراه داشته باشیم ...


برچسب‌ها: صعود برون مرزی, قله آرارات, ترکیه
+ نوشته شده در  دوشنبه 18 شهریور1392ساعت 11:20  توسط پرویز ستوده شایق  | 


گزارش های قبلی :

بخش اول :   صعود به قله آرارات و قله سبحان ( سیپان ) در ترکیه با موفقیت انجام شد

بخش دوم :   گزارش تصویری از اعضاء تیم صعود کننده به قله آرارات

بخش سوم :  گزارش تصویری صعود به قله سبحان ( سیپان ) ترکیه

بخش چهارم : کمپ در آرارات ترکیه ( آغری داغی )

بخش پنجم بچه های آرارات ( آغری داغی )


بخش ششم : مبداء صعود قله آرارات ( آغری داغی )

6 شهریور 92

در مسیر صعود به قله آرارات ( آغری داغی ) ، آخرین نقطه ایی که کوهنوردان با خودرو طی مسیر می کنند روستای علی ( Eli ) می باشد ، می شود مبداء صعود به قله آرارات ،مکانی شبیه پارکینگ کوچک می باشد که کامیون ها و خودروهای ون بار و نفرات را از دوبایزید به آنجا منتقل می کنند و از آنجا نیز بارها توسط اسب به کمپ 3200 متری و پس از یک شب مانی به کمپ4200 متری انتقال داده می شود . برخی کوهنوردان ترجیح می دهند بارهای خود را خودشان حمل نمایند . چون هزینه هر کوله 75TL حدود 120 هزارتومان می شود .

دور نمایی از  روستای علی که با چند خانه ، تعدادی درخت و یک برکه آب مشخص است



حمل نفرات از دوبایزید تا روستای علی مبداء صعود به آرارات توسط خودروهای ون

کامیون حمل بار از دوبایزید تا مبداء صعود

تخلیه بارهای کوهنوردان

مبداء صعود به قله آرارات( حمل بار تا کمپ 3200 متری و سپس 4200 متری توسط اسب  )



گروه ما در مبداء حرکت
از راست : مهدی ، یعقوب ، من و خسرو


آماده حرکت می شویم

مبداء صعود به قله آرارات ، نزدیک روستایی علی( در بازگشت )



نیروهای امدادی در صعود به قله آرارات




برچسب‌ها: صعود برون مرزی, قله آرارات, ترکیه
+ نوشته شده در  یکشنبه 17 شهریور1392ساعت 10:50  توسط پرویز ستوده شایق  | 

گزارش های قبلی :

بخش اول :   صعود به قله آرارات و قله سبحان ( سیپان ) در ترکیه با موفقیت انجام شد

بخش دوم :   گزارش تصویری از اعضاء تیم صعود کننده به قله آرارات

بخش سوم :  گزارش تصویری صعود به قله سبحان ( سیپان ) ترکیه

بخش چهارم : کمپ در آرارات ترکیه ( آغری داغی )

بخش پنجم :   بچه های آرارات ( آغری داغی )

6 شهریور 92

در مسیر صعود به قله آرارات ( آغری داغی ) ، آخرین نقطه ایی که کوهنوردان با خودرو طی مسیر می کنند روستای علی ( Eli ) می باشد ، می شود مبداء صعود به قله آرارات ، در هنگام توقف برای صعود یا بازگشت معمولاً فاصله زمانی برای پیاده و سوار شدن کوهنوردان به خودروهای وجود دارد ، تعدادی از بچه های روستای علی برای دریافت شکلات یا تنقلات از کوهنوردان به این مکان می آیند و جهت گرفتن عکس به قدری تمرین دارند که به محض اینکه دوربین به طرف آنها می رود آرایش می گیرند و منظم در کنار هم می ایستند و یا هر طور که عکس بخواهد عمل می کنند . من هم چند عکس از این عزیزان با دوربین موبایل ام گرفته ام که تقدیم شما می نمایم .

عکس هایی از بچه های روستای علی که در بازگشت گرفته ام







برچسب‌ها: صعود برون مرزی, قله آرارات, ترکیه
+ نوشته شده در  یکشنبه 17 شهریور1392ساعت 9:38  توسط پرویز ستوده شایق  | 




از : +g

برچسب‌ها: عمومی
+ نوشته شده در  شنبه 16 شهریور1392ساعت 20:27  توسط پرویز ستوده شایق  | 

بخش اول :   صعود به قله آرارات و قله سبحان ( سیپان ) در ترکیه با موفقیت انجام شد

بخش دوم :   گزارش تصویری از اعضاء تیم صعود کننده به قله آرارات

بخش سوم :  گزارش تصویری صعود به قله سبحان ( سیپان ) ترکیه


بخش چهارم : کمپ در آرارات ترکیه ( آغری داغی )
در پست های قبلی نوشتم که در مسیر صعود قله آرارات پناهگاه وجود ندارد و برای صعود آن استفاده از چادر ، و برقرار کمپ مد نظر قرار می گیرد ، هنگام صعود در دو محل ارتفاع 3200 متری و 4200 متری معمولاً دو کمپ برقرار و دو شب مانی سپری می شود . کمپ 3200 متری مسیر هموارتری و جای بیشتری برای چادر زدن دارد ولی کمپ 4200 متری مسیری سنگلاخی و جای کمتری برای برقراری چادر وجود دارد .
ما در رفت و برگشت از محل مناسبی برای برقراری کمپ استفاده کردیم و به طبع خواب خوبی نیز قبل و بعد از صعود داشتیم .

کمپ در ارتفاع  3200 متری قله آرارات ترکیه




چادر تیم ما



بیرون چادر مزین به پرچم مقدس جمهوری اسلامی








کمپ در ارتفاع 4200 متری آرارات




چادر تیم ما در ارتفاع 4200 متری قله آرارات ترکیه





شاد و با نشاط باشید


برچسب‌ها: صعود برون مرزی, قله آرارات, ترکیه
+ نوشته شده در  شنبه 16 شهریور1392ساعت 15:14  توسط پرویز ستوده شایق  | 

صعود به ارتفاعات «قلعه موران رامیان»

عکس آرشیوی‌ست / از وبلاگ کلاغ‌ها

افتتاحیه همایش صعود قلم با حضور پیش‌کسوتان، وبلاگ‌نویسان و علاقمندان به ورزش کوه‌نوردی در سالن همایش دانشگاه آزاد «گنبدکاووس» و سپس بازدید از «برج قابوس» و صعود به ارتفاعات «قلعه موران رامیان» برگزار شد.

در این همایش که رؤسای هیئت‌های کوه‌نوردی استانهای شمالی و مناطق مختلف کشور نیز شرکت داشتند، «علی اسماعیلی» مدیرعامل باشگاه «البرز» گفت: این همایش در قالب حضور وبلاگ نویسان در زمینه کوه و کوه‌نوردی برگزار شد که امسال ۱۲۲نفر در مرحله اول ثبت نام کردند.
 
وی اظهار داشت: در این همایش که از ۱۳ تا ۱۵ شهریور برگزار شد؛ مهمانانی از همدان، مشهد، بیرجند، مهاباد، ساری، یزد و ... شرکت داشتند و یکی از اهداف آن شناسایی جاذبه‌های گردشگری استان و شهرستان گنبدکاووس است.

 
وی ارتقای کوه‌نوردی و توسعه این ورزش را از دیگر اهداف برگزاری همایش عنوان کرد و گفت: از اول خردادماه این کار در دست شکل گیری است و ۳۰ همایش در شهرستان برگزار شد.
 
در این همایش از چند وبلاگ نویس جوان و هم‌چنین «صدیق» از مهاباد، «لیلا صالحی» از کردستان، «حسن رهایی» رئیس کوه‌نوردی مازندران و «محمدباقر عیوضی» مدیر وبلاگ کرمانشاه تقدیر شد.

 

با تشکر از کوه نوشت ، برگرفته از: خبرگزاری مهر

-------------------
پ ن :
متأسفانه توفیق شرکت در همایش سالیانه «صعود قلم» را نداشتم! ضمن عرض خداقوت به دست‌اندرکاران و میزبانان این همایش، امیدوارم دوستان شرکت‌کننده، گزارش‌ها و تصاویر این رویداد خودجوش را به زودی منتشر نمایند.

- عکس از آرشیو صعود قلم در قله یخچال همدان

 


برچسب‌ها: صعود قلم
+ نوشته شده در  شنبه 16 شهریور1392ساعت 11:37  توسط پرویز ستوده شایق  | 

  درسي از سهرا ب


*سخت آشفته و غمگین بودم*
  *به خودم می گفتم: بچه ها تنبل و بد اخلاقند*

*دست کم می گیرند*

*درس ومشق خود را…*

*باید امروز یکی را بزنم، اخم کنم*

* و نخندم اصلا*

*تا بترسند از من*

*و حسابی ببرند…*

*خط کشی آوردم،*

*درهوا چرخاندم...*

* چشم ها در پی چوب، هرطرف می غلطید*

*مشق ها را بگذارید جلو، زود، معطل نکنید !*
*
اولی کامل بود،*
*
دومی بدخط بود*

*بر سرش داد زدم...*
*
سومی می لرزید...*

*خوب، گیر آوردم !!!*
*صید در دام افتاد*
*و به چنگ آمد زود...*

*دفتر مشق حسن گم شده بود*
*این طرف،
آنطرف، نیمکتش را می گشت*

*تو کجایی بچه؟؟؟*
*بله آقا، اینجا*
*همچنان می لرزید...*

*” پاک تنبل شده ای بچه بد ”*
*" به خدا دفتر من گم شده آقا، همه شاهد هستند"*
*” ما نوشتیم آقا ”*

*بازکن دستت را...*
*خط کشم بالا رفت، خواستم برکف دستش بزنم*
*او تقلا می کرد*
*چون نگاهش کردم*
*ناله سختی کرد...*
*گوشه ی صورت او قرمز شد*
*هق هقی کردو سپس ساکت شد...*
*همچنان می گریید...*
*مثل شخصی آرام، بی خروش و ناله*
*
ناگهان حمدالله، درکنارم خم شد*
*زیر یک میز،کنار دیوار،
دفتری پیدا کرد ……*

*
گفت : آقا ایناهاش،
دفتر مشق حسن*
*چون نگاهش کردم، عالی و خوش خط بود*
*غرق در شرم و خجالت گشتم*
*جای آن چوب ستم، بردلم آتش زده بود*
*سرخی گونه او، به کبودی گروید …..*

*صبح فردا دیدم*
*که حسن با پدرش، و یکی مرد دگر*
*سوی من می آیند...*
*خجل و دل نگران،
منتظر ماندم من*
*تا که حرفی بزنند*
*شکوه ای یا گله ای،
یا که دعوا شاید*
*سخت در اندیشه ی آنان بودم*

*پدرش بعدِ سلام،
**
گفت : لطفی بکنید،
و حسن را بسپارید به ما ”*
*گفتمش، چی شده آقا رحمان ؟؟؟*

*گفت : این خنگ خدا*
*وقتی از مدرسه برمی گشته*
*به زمین افتاده
بچه ی سر به هوا،
یا که دعوا کرده*
*قصه ای ساخته است*
*زیر ابرو وکنارچشمش، متورم شده است*
*درد سختی دارد،
می بریمش دکتر
با اجازه آقا …….*

*
چشمم افتاد به چشم کودک...*
*غرق اندوه و تاثرگشتم*
*
منِ شرمنده معلم بودم*

*لیک آن کودک خرد وکوچک*

*این چنین درس بزرگی می داد*
*بی کتاب ودفتر ….*

*
من چه کوچک بودم*
*او چه اندازه بزرگ*

*به پدر نیز نگفت*
*آنچه من از سرخشم، به سرش آوردم*
*
عیب کار ازخود من بود و نمیدانستم*

*من از آن روز معلم شده ام ….*

*او به من یاد بداد  درس زیبایی را...*
*که به هنگامه ی خشم*
*نه به دل تصمیمی*
*نه به لب دستوری**
**نه کنم تنبیهی*
*یا چرا اصلا من
عصبانی باشم*
*با محبت شاید،
گرهی بگشایم*
*با خشونت هرگز...*

**با خشونت هرگز...*


برچسب‌ها: شعر, عمومی
+ نوشته شده در  شنبه 16 شهریور1392ساعت 10:2  توسط پرویز ستوده شایق  | 

بخش اول : گزارش صعود به قله آرارات و قله سبحان در کشور ترکیه

صعود به قله آرارات و قله سبحان ( سیپان ) در ترکیه با موفقیت انجام شد


بخش دوم :گزارش صعود به قله آرارات و قله سبحان در کشور ترکیه


بخش سوم :  گزارش تصویری صعود به قله سبحان ( سیپان ) ترکیه
ما پس از صعود به قله آرارات بلافاصله به شهر دوبایزید برگشته و در استادیوم ورزشی این شهر با دوستان خداحافظی نمودیم و در ساعت 13:30 یک بلیط از دوبایزید به شهر کرد نشین دیاربکر ترکیه گرفتیم تا در بین مسیر نزدیک به روستای ایدینلار از اتوبوس پیاده شده و با هماهنگی که با سرپرست صعود آقای آدم گل داشتیم ، توسط یک ماشین به محل کمپ صعود قله سبحان منتقل شویم .

اینجا سه راهی روستای آیدینلار می باشد نرسیده به شهر عادیل جواز  که ما از اتوبوس پیاده شده و سوار یک ون شدیم تا ما را به محل کمپ برساند ، در ادامه راننده ون نیز به قله سبحان صعود نمود .

به نقل از سایت فدراسیون ترکیه ، تعداد 130 نفر از کوهنوردان ، با حضور سه کوهنورد از ایران در دهم شهریور ماه 1392 به قله سبحان Süphan Doğa صعود نمودند . این صعود سرپرستی Adem gül ve Sedat kaplancının  صورت گرفت .
اعضاء تیم صعود کننده به قله سبحان ( سیپان )


Süphan Dağı Barış Tırmanışı Gerçekleştirildi
Süphan Doğa Sporları Derneğinin ve Dağcılık İl temsilciğinin organizasyonu, Adem gül ve Sedat kaplancının rehberliğinde Türkiye'nin 26 farklı ili ile Çek Cumhuriyeti, Fransa, Amerika Birleşik Devletleri ve İran'dan gelen toplam 130 dağcı Süphan Dağı'na tırmandı. Tırmanışı barış adına gerçekleştirdiklerini belirten Dernek Başkanı Adem Gül, herkesin barışı haykırması gerektiğini söyledi. Gül, "Amacımız tırmanışımız la barışa dikkat çekmekti. Barış Günü nedeniyle, artık canlıların ve doğanın katledilip, insanların öldürüldüğü bir dünyanın ve ortamın olmamasını diliyoruz" dedi.


تصاویری از این صعود تقدیم شما

کمپ اصلی صعود به قله سبحان ، در نزدیک روستای آیدینلار

چادر تیم ما

تیم ما در کنار حامی برگزاری صعود مدیر ارشد آیدینلار که برای خوش آمدگی به تیم ما آمده بود



خوش آمدی گویی آقای آدم گل ، به تیم ما


ساعت 2:30 صبح حرکت از کمپ اصلی به سمت قله سبحان در ترکیه ، روستای آیدینلار ، شهر عادیل جواز




حرکت تیم ما در کنار کوهنوردان ترکیه




گذر از مسیر سنگلاخی و سنگ های غلطان که در اثر ریزش منطقه وسیعی را پوشش داده اند





به یاد آرش و شیما در صعود به قله سبحان

این هم نبشی ( نه جعبه ) قله ، که داخل آن یک دفتر ثبت اسامی صعود کنندگان قرار دارد


دور نمایی از قله سبحان ( این عکس هنگام بازگشت از قله گرفته شده )

در قله سبحان



پانسیون شهر عادیل جواز ، محل شب مانی ما پس از صعود به قله سیپان


در شهر کوچک عادیل جواز


حرکت از عادیل جواز به شهر ارجیش و سپس شهر وان


در مسیر ارجیش به شهر وان ترکیه ، از عادیل جواز به ارجیش نفری  10TL و از ارجیش به وان هم 10TL 


گشت و گذاری در شهر وان


حرکت از شهر وان به سمت شهر یوکساکوا نزدیک مرز سرو و ورود به ما از مرز سرو


در ساعت 12 شب روز دوشنبه وارد ایران شدیم ، از مرز سرو به ارومیه رفتیم ، وضعیت برخورد مسافر کش های شخصی در این مرز بسیار اسفناک است و کافی است که نخواهی با قیمت اعلام شده آنها به محل های مورد نظر از جمله ارومیه یا تبریز بروی در آن صورت حتی آماده برخورد فیزیکی می شوند ، رفتارهایی که در ظاهر امر هیچ قاعده و قانونی بر آنها حاکم باشد دیده نشد .
از ارومیه به تبریز رفتیم در ترمینال ارومیه نیز که ساعت 1:30 صبح روز سه شنبه بودیم وضعیت مانند مرز سرو بود ، رانندگان برای خودشان قانون تعیین می کنند ، یک راننده حدود یک ساعت ما را معطل کرد ، نه با هزینه اعلامی ما ( 45 هزار تومان تا تبریز ) موافقیت می کرد نه می گذاشت رانندگان دیگر ما را سوار کنند ، فکر می کنم در طول سفر در هر دو ترمینال کشور خودمان بیشترین اذیت را شدیم ، نمی دانم این موارد توسط مسئولین محترم نظارتی دیده می شود یا نه ولی کافی است در آخر وقت به عنوان یک مسافر عادی سری به این پایانه ها بزنند !!!

شاد و با نشاط باشید

پ ن:
نفرات شرکت کننده :
1- خسرو یوسفی
2-پرویز ستوده شایق
3-مهدی امیرخانی

اطلاعات بیشتر : سایت فدراسیون کوهنوردی ترکیه


برچسب‌ها: گزارش برنامه, قله آرارات, قله سبحان
+ نوشته شده در  جمعه 15 شهریور1392ساعت 11:29  توسط پرویز ستوده شایق  | 

بخش اول گزارش صعود به قله آرارات و قله سبحان در کشور ترکیه

صعود به قله آرارات و قله سبحان ( سیپان ) در ترکیه با موفقیت انجام شد


بخش دوم :

در هشتم شهریور ماه 1392 تیم چهار نفره صعودی به قله آرارات داشت ، تیم همراه با تیم چند کشور دیگر و کوهنوردانی از کشور میزبان ( ترکیه ) موفق به صعود قله آرارات شد .

اعضاء تیم ایران : مهدی امیرخانی ، یعقوب خالقی ، من و خسرو یوسفی ( سرپرست تیم )

در ابتدای مسیر ، روستای علی در دامنه کوه آرارات ( آغری داغی )



اعضاء تیم در کمپ 3200 متری ، در کنار علاالدین کاراجا رئیس فدراسیون کوهنوردی ترکیه


اعضاء تیم در مسیر ، قبل از کمپ 4200 متری


پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران در محل کمپ 4200 متری آرارات و در کنار پرچم کشورهای دیگر

نمایی از کمپ 4200 متری آرارات و همنوردمان مهدی امیرخانی از ارتفاع حدود 4250 متری


تابلو فلزی یادبودی از سامان نعمتی در ارتفاع حدود 4240 متری آرارات ، نصب شده روی یکی از سنگ های بزرگ مسیر صعود به قله آرارات


تصویری از اعضاء گروه در مسیر یخچالی قبل از قله آرارات

اعضاء تیم در قله 5137 متری  آرارات در کشور ترکیه


اهتزاز پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران ، افتخارمان در هر صعود





برچسب‌ها: قله آرارات
+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 شهریور1392ساعت 20:6  توسط پرویز ستوده شایق  | 


ساده که میشوی

همه چیز خوب میشود

 

خودت

غمت

مشکلت

غصه ات

هوای شهرت

آدمهای اطرافت

حتی دشمنت

 

یک آدم ساده که باشی

برایت فرقی نمیکند که تجمل چیست

که قیمت تویوتا لندکروز چند است

فلان بنز آخرین مدل ، چند ایربگ دارد

 

مهم نیست

نیاوران کجاست

شریعتی و پاسداران و فرشته و الهیه

کدام حوالی اند

رستوران چینی ها

گرانترین غذایش چیست

 

 

ساده که باشی

همیشه در جیبت شکلات پیدا میشود

همیشه لبخند بر لب داری

بر روی جدولهای کنار خیابان راه میروی

زیر باران ، دهانت را باز میکنی و قطره قطره مینوشی

 

آدم برفی که درست میکنی

شال گردنت را به او میبخشی

 

 

ساده که باشی

همین که بدانی بربری و لواش چند است

کفایت میکند

نیازی به غذای چینی نیست

آبگوشت هم خوب است 
ساده که باشی

 

 

آدمهای ساده را دوست دارم

بوی ناب آدم میدهند

ساده كه مي‌شوي

فرمول نمي‌خواهي

ايكس تو هميشه مساوي ايگرگ توست

ساده كه مي‌شوي

درگير راديكال، انتگرال و مشتق و رياضيات نيستي

هرجايي به راحتي محاسبه مي‌شي

ساده كه مي‌شوي

حجم نداري، جايي نمي‌گيري

زود به‌ياد ميايي و دير از خاطر ميروي

ساده كه مي‌شوي

كوچك مي‌شوي

توي دل هر كسي جا مي‌شوي

....


برچسب‌ها: عمومی
+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 شهریور1392ساعت 19:38  توسط پرویز ستوده شایق  | 

یک سفر به ترکیه از تاریخ 5 شهریور تا 12 شهریور و صعود دو قله آرارات و قله سبحان ( سیپان)  با فراخوان فدراسیون کوهنوردی ترکیه در قالب تیم بین المللی توسط تیم چهار نفره ما انجام شد .

نفرات :  صعود کننده به قله آرارات
1- خسرو یوسفی
2- پرویز ستوده شایق
3- مهدی امیرخانی
4- یعقوب خالقی















با رئیس فدراسیون کوهنوردی ترکیه



نفرات: صعود کننده در صعود به قله سبحان
1- خسرو یوسفی
2- پرویز ستوده شایق
3- مهدی امیرخانی

تصاویری از قله 4058 سبحان



صعود این دو قله مطرح را به همه همنوردانم و خوانندگان نشاط کوهستان تبریک عرض می کنم

گزارش برنامه به زودی


برچسب‌ها: گزارش برنامه, قله آرارات, قله سبحان
+ نوشته شده در  سه شنبه 12 شهریور1392ساعت 20:56  توسط پرویز ستوده شایق  | 


این چه رازی ست نهان در دل کوهستانها

که همه خستگی اش تازه نماید جانها

کوله بر دوش گرفتیم و کشیدیم به کوه

زیر برف خفن و چله ی تابستانها

حافظ خانه نشین داشت اگر دیوانی

ما سرودیم در این کوه بسی دیوانها

مردم شهر بگویند به ما : سنگ پرست

بر سر مذهب ما سوخت بسی ایمانها

گاه آزاد ز هر دولت و گاهی بی غم

گاه دیوانه بخوانند و گهی حیرانها

گاه گویند پری زاده ای آنجا سر کوه

پر کند از می نابش همه ی لیوانها

همه جا جلوه ی یار ا ست... بود کوه انگار:

باغی از آینه ها، چهره ی او در آنها

هر چه تحقیق نمودیم نشد بر ما فاش

که چه رازی ست نهان در دل کوهستانها


برچسب‌ها: شعر
+ نوشته شده در  دوشنبه 4 شهریور1392ساعت 9:39  توسط پرویز ستوده شایق  | 

به مناسبت روز ملی ترکیه ، فراخوانی برای صعود به قله آرارات توسط فدراسیون کوهنوردی کشور ترکیه داده شده بود که از کشورهای مختلف در این برنامه حضور خواهند داشت ، این برنامه 27 الی 31 آگوست 2013 مصادف با 5 تا 10 شهریور برگزار می گردد . ما نیز در قالب یک تیم چهار نفره از ایران در این صعود حضور خواهیم داشت .
 
نفرات :
1- خسرو یوسفی  ........... صدای کوهستان
2- پرویز ستوده شایق ....... نشاط کوهستان
3- مهدی امیرخانی
4- یعقوب خالقی

جهت مشاهده برنامه صعود و کل نفرات شرکت کننده از شهرهای مختلف ترکیه و از کشورهای مختلف به سایت فدراسیون کوهنوردی ترکیه مراجعه کنید .

آدرس سایت فدراسیون کوهنوردی  ترکیه



XIV.  Uluslararası 30 Ağustos Geleneksel Zafer Haftası Tırmanışı Duyurusu

27. AĞUSTOS. 2013 SALI:
Saat: 17.00 ‘de Doğubayazıt Gençlik ve Spor İlçe Müdürlüğü’nde toplanma, saat 19.00’da faaliyet hakkında bilgilendirme toplantısı.           

28 .AĞUSTOS .2013 ÇARŞAMBA:
Saat: O6.00 Doğubayazıt’tan 1. kampa (3200 m.) hareket, 3200 kampında çadırlarda geceleme.

29. AĞUSTOS .2013 PERŞEMBE:
Saat: 08.00 3200 m kampından 4200 m kampına hareket ve 4200 kampında geceleme.


30 .AĞUSTOS .2013 CUMA:
Saat:04.00 ‘de 4200m kampından zirve tırmanışı, zirveden geri dönüş, kampın toplanması 3200 m kampına iniş ve geceleme.

31. AĞUSTOS .2013     :
3200 m Kampından Doğubayazıt’a geri dönüş.
Saat: 20.00 Faaliyetin kapanış töreni.
N0T: Hava şartlarına göre programa bir gün ekleme yapılabilir.
  

برچسب‌ها: صعود برون مرزی, قله آرارات, ترکیه
+ نوشته شده در  دوشنبه 4 شهریور1392ساعت 9:18  توسط پرویز ستوده شایق  | 

 نشاط کوهستان

اطلاعیه شماره یک هشتمین همایش صعود قلم در شهرستان گنبدکاووس

ضمن تشکر از عزیزانی که در همایش هشتمین صعود قلم ثبت نام نموده اند ، بدینوسیله به اطلاع می رساند :

1 – ثبت نام شرکت کنندگان محترم در همایش روز چهارشنبه 13 شهریور 92  از ساعت 14 الی 16 در اداره ورزش و جوانان شهرستان گنبدکاووس ، واقع در خیابان 17 شهریور شرقی ، انجام خواهد شد .


2 – مراسم افتتاحیه همایش ، روز چهارشنبه 13 شهریور 92 راس ساعت 17  در سالن اجتماعات دانشگاه آزاد اسلامی گنبدکاووس واقع در کمربندی سپهبد صیاد شیرازی ، برگزار می گردد .


3 – دوستانی که روز چهارشنبه بعد از انجام مراسم همایش صعود قلم هشتم ، وارد شهرستان گنبدکاووس می گردند ، جهت هماهنگی به دفتر باشگاه البرز گنبد واقع در خیابان نامجو ، نبش کوچه بن بست دهم مراجعه نمایند .


مهمانانی که در روزپنجشنبه 14 شهریور 92 جهت انجام برنامه هشتیمن صعود قلم در ارتفاعات قلعه موران ، شرکت می کنند ، برای هماهنگی به آدرس ذیل مراجعه نمایند :

شهرستان رامیان ، روستای پاقلعه ، مدرسه میرزا کوچک خان جنگلی

تلفن تماس در روستای پاقلعه : 09119741330


توجه : شماره تلفنهای ذیل جهت هماهنگی

علی شاه محمدی : 09113768288

علی اسماعیلی ( مدیر باشگاه کوهنوردی البرز) : 09112764169

دفتر باشگاه کوهنوردی البرز گنبد : 3332655

 

 

نشاط کوهستاناطلاعیه شماره دو هشتمین همایش صعود قلم در گنبد کاووس

ضمن تشکر مجدد از عزیزانی که در همایش صعود قلم ثبت نام نموده اند بدین وسیله به اطلاع می رساند :

1 – داشتن کارت بیمه ورزشی سال 1392 برای شرکت کنندگان و همراهان محترم الزامی است.

داشتن کارت شناسایی جهت ثبت نام در روز چهارشنبه 13 شهریور برای شرکت کنندگان و همراهان محترم الزامی است .


2 – تجهیزات مناسب از قبیل ( چادر مناسب و کسیه خواب و کوله پشتی انفرادی جهت صعود به قله ) در روزهای پنج شنبه 14 شهریور و جمعه 15 شهریور برای شرکت کنندگان و همراهان محترم الزامی است .


3 – به علت گرمای هوا در منطقه تا حد امکان از آوردن مواد غذایی فاسد شدنی خودداری شود و صورت امکان مواد غذایی در شهرستان گنبدکاووس تهیه گردد.


4 – دوستانی که با وسیله نقلیه شخصی  وارد شهرستان گنبدکاووس میگردند ، روز چهارشنبه 13 شهریور جهت تردد از خوابگاه به سالن همایش دانشگاه آزاد و از سالن همایش به پارک قابوس ازاتوبوس  استفاده نمایند .  در روزهای پنجشنبه 14 شهریور و جمعه 15 شهریور میتوانند از وسیله نقلیه شخصی خود استفاده نمایند . پارکینگ جهت پارک وسیله شخصی مهمانان در روستای باقرآباد می باشد. 

مرجع : وبلاگ صعود قلم


برچسب‌ها: صعود قلم
+ نوشته شده در  یکشنبه 3 شهریور1392ساعت 12:43  توسط پرویز ستوده شایق  | 

 در مورد كوه پيمايان تفنني و كوه گردان كه بسيار پرجمعيت تر از « كوه نوردان جدي » هستند ، بسته به اين كه شهر در چه ارتفاعي باشد و مبدا صعود چند متر ارتفاع داشته باشد و همچنين بسته به ميزان دسترسي راههاي پاكوب مي توان يك حريم ارتفاعي تقريبي تعريف كرد و در درون اين حريم ، نيروهاي اطلاع رساني و امدادي پرشماري را به كار گمارد .براي مثال ، در تهران مي توان حد ارتفاعي اين حريم را حدود 2500 متر دانست ؛ زير اين ارتفاع را ميدان عمل شهروندان غير كوه نورد (اگرچه ،كوه پيما) و بالاي آن را حوزه ي كوه نوردي جدي فرض كرد . كوه پيمايي همگاني يا كوه گردي ، به طور كلي فعاليت پرخطري نيست و مي توان گفت كه از رانندگي در جاده هاي ايران هم كم خطر تر است . با اين حساب ، مي توان كوه پيمايي در مسيرهاي دم دست و داراي پوشش متعارف امدادگر را به عنوان ورزشي سالم و مناسب براي همه ، توصيه كرد

آموزش براي كوه پيمايان ، شامل اصول پايه ي گردش گري در محيط هاي باز (outdoor activities : طبيعت پيمايي ) است . در اين زمينه ، بايد در كتاب هاي درسي و رسانه هاي همگاني اقلام آموزشي گنجانده شود . همچنين لازم است كه در ابتداي راههاي كوه پيمايي (در تهران : ميدان سربند ، بوستان جمشيديه ، ولنجك ، دارآباد ، دركه ) تابلوهايي كه در بردارنده ي اصول عام كوه پيمايي و حفاظت محيط زيست و هشدارها باشد نصب شود . معمولاً كوه نوردان جدي هشدارهايي مانند اين كه « به دليل بارش برف تازه از رفتن به ارتفاعات خودداري كنيد » را جدي نمي گيرند و حتي اعلام راديويي اينگونه خبرها را مغاير با آنچه كه ترويج كوه نوردي  خوانده مي شود مي دانند ، اما درست همين است كه هشدارها و اعلام خطرهاي مكرر از سوي مقام هايي كه مسئول كوه نوردي يا جستجو ، نجات و امداد هستند  داده شود ، اين كه عده اي به اين هشدار توجه نخواهند كرد طبيعي است و نمي توان با استناد به آن نفس كار را نفي كرد . برعكس ، بايد اين گونه اطلاع رساني را تشويق كرد زيرا در يك شرايط هوايي پرمخاطره شمار زيادي از مردم آموزش نديده را از كوه دور مي كند كه اين سبب كم شدن تعداد حادثه ها و در نتيجه موجب كاهش خطرآفرين بودن كوه نوردي مي شود . به علاوه چنين هشدارها و اطلاع رساني ها تا حد زيادي رافع مسئوليت سازمان هاي « متولي » كوه نوردي و امداد خواهد بود .

در عين حال نبايد سازمان هاي مسئول امور كوهستان يا امداد و نجات را موظف به پوشش كامل كوهستان براي دور نگاهداشتن همگان از هرگونه خطر دانست ، زيرا قرار نيست و نبايد كه هر فرد آموزش نديده ايي سر به كوه نهاده و خودسري را كه تحت پوشش بيمه ورزشي نيز نمي باشد و دچار حادثه اي شده از هر ارتفاعي به بهترين و سريع ترين شكل ممكن پايين آورد ! حدي از مسئوليت پذيري ، براي همگان هم لازم است .


برچسب‌ها: مطالب آموزشی, کوهپیمایی عمومی
+ نوشته شده در  یکشنبه 3 شهریور1392ساعت 8:37  توسط پرویز ستوده شایق  | 

انسانهايي با افكار و خواسته ها و تمايلات متفاوت و انگيزه هاي مختلف به سمت كوه نوردي گرايش پيدا مي كنند و از كانال اين پديده به اغناي روحي دست پيدا مي كنند . افكار مختلف شخصيت هاي گوناگون ، معيارهاي خير و شر ،گروههاي سني مختلف وارد عرصه كوهنوردي مي شود و ما نبايد توقع داشته باشيم كه همه يكسان فكر كنند .

اينجا دنيا است ، ما متولد مي شويم و در جلوي روي ما بيكرانه هاي آسمان ها و زمين و ماوراي زمين قرار دارد ما فكر مي كنيم ، با شناختمان از محيط دنيا و تمايلات دروني معيارهايي از خوب و بد و از مثبت و منفي براي خودمان قرارداد مي كنيم و سپس حركت مي كنيم به سوي آنچه خودمان تشخيص داده ايم كه مثبت است .  بنابراين به تعداد ابناء بشر طرز تفكر وجود دارد، شايد بعضي به هم نزديك باشند ولي به هيچ وجه منطبق نيستند. تعدد ايده ئولوژي ها و طرز برداشت ها ازامور مختلف  به ما نشان مي دهد كه بشر نمي تواند منحني كامل خلقت را رسم كند و به همين دليل احساس غربت در زمين راباخوددارد .

ما غريبان خلقتيم از ابتداي كار تاكنون و در يك درد مشتركيم ، درد غربت و درد هجران . ريشه ما در كجاست؟ چنانچه حضرت مولانا مي فرمايد:

مرغ باغ ملكوتم نيم از عالم خاك

دوسه روزي قفسي ساخته اند از بدنم

مانده ام سخت عجب كز چه سبب ساخت مرا

يا چه بوده است مراد وي از اين ساختنم

من به خود نامدم اينجا كه به خود باز روم

آنكه آورد مرا باز برد تا وطنم

ما براي چه منظوري به مرتفع ترين نقاط كره زمين صعود مي كنيم ما براي قدرت نمايي اين كار را نمي كنيم ، براي مسابقه فعاليت نمي كنيم ، ما براي خرد كردن شخصيت ديگران مسابقه نمي دهيم .ما درد مشتركمان را با هم فرياد مي كنيم و ما پشتيبان همديگر در مسير صعود و گذر در تنگناهاي سخت زندگي هستيم ، ما به هم نوردانمان عشق مي ورزيم . ما با آمدنمان به جمع و خانواده بزرگ كوه نوردان به درياي بزرگ عشق پاي مي نهيم .


برچسب‌ها: مطالب آموزشی, فلسفه کوهنوردی
+ نوشته شده در  یکشنبه 3 شهریور1392ساعت 8:26  توسط پرویز ستوده شایق  | 

اول این لینک را ببینید ...         

در ادامه گزارش بازدید از آبشار ایگل در مورخه اول شهریور 92 تصاویر زیر تقدیم حضورتان می گردد ، بابت ارسال این تصاویر از محمدحسین تشکر می شود .

مسیر کوچه باغ های ایگل به سمت آبشار



محمدحسین، مرتضی و همسرشون و سهیلا




دوستان گروه نزدیک آبشار ، پس از صرف صبحانه ، بودن آقا مرتضی و همسرشون که از دوچرخه سواران زبده ایی هستند در کنار ما افتخار بزرگی بود




فلش های مسیر آبشار ، بازهم استفاده از رنگ در طبیعت ...


همسر همنوردم

در بالای آبشار محل گوسفند سرایی قرار دارد که برای عرض ادب به چوپانان نزد آنها رفتم و یک چای میهمان آنها بودم ، یک لیوان چای هم برای همسرم گرفتم ، مقداری نان و گردو نیز بنده تقدیم آین بزرگواران کردم ، اسم یکی شون حاجی علی و اسم دومی را نپرسیدم ، اهل افغانستان و بسیار با صفا بودند


لانه پرندگان در تخته سنگ بالا چشمه نزدیک کوسفند سرا

دره ایگل منتهی به آبشار


ناهار میهمان آقا مرتضی بودیم و ....

اینم کیک عباس آقا ، که توسط خانم ناظم تهیه شده بود ، با عکس فتوشاپ شده عباس و چاپ روی کیک




در محل آبشار


در این برنامه هوا آفتابی ، هوا صاف و لکه هایی از ابر در ارتفاعات بر زیبایی کوهستان افزوده بود

شاد و با نشاط باشید


در حاشیه برنامه :تمرینات یوگا در زمین چمن توسط نیما و نوید بسیار جذاب بود ،ما کمی زودتر از گروه جدا شدیم و به تهران بازگشتیم
مهربانی ها آقا مرتضی و همسرشون مثال زدنی بود

تقدیر و تشکر از :

محمد حسین بابت حمایت برنامه
مرتضی جهت پذیرایی و راهنمایی آبشار
خانم ناظم برای تهیه کیک و پشتیبانی برنامه
حبیب بابت هماهنگی ها لازم


برچسب‌ها: گزارش برنامه, دکتر ماندگار, روستای ایگل, آبشارهای ایران
+ نوشته شده در  شنبه 2 شهریور1392ساعت 19:54  توسط پرویز ستوده شایق  | 


پرسیدند : بهشت را خواهی یا دوست ؟

گفتم جهنم است بهشت بی دوست .


برچسب‌ها: عمومی
+ نوشته شده در  شنبه 2 شهریور1392ساعت 15:33  توسط پرویز ستوده شایق  | 

تاریخ اجرای برنامه : جمعه اول شهریور 92

مکان : آبشار ایگل ، روستای ایگل ، شهرستان اوشان ، رودبار قصران ، استان تهران

مسیر : از تهران ، اتوبان بابایی ( شرق ) ، خ استخر ( شمال ) ، جاده لشگرک به سمت فشم ، سه کیلومتر مانده به فشم به سمت اوشان ، روستای ایگل ( محل پارک خودرو ) ،

گزارش برنامه :

ساعت 7 ابتدای جاده لشگرک با یک دستگاه مینی بوس سرازیر شدیم به سمت فشم و سپس اوشان و روستای ایگل ، پس از دیدن آقا مرتضی و احوالپرسی با ایشان و همسر محترم شون راهی شدیم در امتداد رودخانه برای یک کوه پیمایی سبک ....

حرکت از روستای ایگل به سمت غرب و سپس پس از پایان جاده خاکی روستا و خروج از باغات روستا ، حرکت از سمت جنوبی رودخانه و  ادامه پاکوب به سمت جنوب و کاملا در مسیر پاکوب تا آبشار و بعد از آن که به یک گوسفند سرا ختم می شود ، ادامه بالای آبشار دو شاخه می شودکه یکی به سمت غرب و دیگری که اصلی تر است به سمت جنوب ادامه دارد ، در داخل رودخانه چشمه ایی وجود دارد و امتداد آن چند درحت کاج در دامنه ها وجود دارد .

نفرات : دکتر ماندگار ، خانم ناظم ، آقا مرتضی و همسرشون ( که ناهار میهمان آنان بودیم ) ، عباس آقا ، علی آقا ، آقا نیما ، خانم نوید ، حبیب ، بهجت ، سهیلا ، من و همسرم

مناسبت : تولد عباس آقا

اتفاق خوب : آشنایی با آقا مرتضی و خانواده محترم شون ، حسابی شرمنده مون کردند ، بسیار ازشون تشکر می کنیم ...

اتفاق بد : رَم دوربین دیجیتالم شکست ، عکس ها فعلا با گوشی گرفته شده تا عکس های گرفته شده با دوربین دکتر ماندگار برسد ....

تصاویری از برنامه تقدیم شما :

این عکسی از آبشار ایگل است که امروز گرفته شده ، خوشبختانه فعلا افراد زیادی اونو نمی شناسن و تمیز ماند ه، آی طبیعت گردا ، کوهنوردان محترم ، مراقب پاکیزگی مناطق مورد بازدیدتان باشید و البته باشیم



پای آبشار

این عکس تقریبا در اواخر مسیر نزدیک آبشار ایگل گرفته شده است





دکتر ماندگار ، خانم ناظم و علی آقا در محل صرف صبحانه

مسیر آبشار از ارتفاعات مجاور آن

پایان برنامه در ساعت 14:30 منزل آقا مرتضی در روستای ایگل و صرف ناهار در منزل ایشان و تشکر بیکران ، همه به جهت اخلاق نیکو و هم به جهت پذیرایی عالی شون

این کیک تولد عباس آقاست ، فناوری نوین چاپ عکس عباس جان روی عکس و خورده شدن کل عکس عباس جان توسط نفرات ، زحمت تهیه آن را خانم ناظم کشیدن و چقدر سلیقه به خرج دادن هم برای طراحی و سفارش و هم حمل سالم آن تا کاربران نهایی ... مرسی خانم ناظم فراوان

این مراسم جشن تولد عباس جان در منزل آقا مرتضی می باشد

این گزارش ادامه دارد



برچسب‌ها: گزارش برنامه, دکتر ماندگار, روستای ایگل, آبشارهای ایران
+ نوشته شده در  جمعه 1 شهریور1392ساعت 18:0  توسط پرویز ستوده شایق  | 

    کافه کوه مرداد ماه 92

محل تشکیل :
کافه محمد تهرانی واقع در میدان سربند( میدان مجسمه )، انتهای تله سی ایژ ، بعد از دو راهی امامزاده ، کافه محمد تهرانی

کافه کوه مرداد ماه 92 نیز در تداوم شادمانی ها و به یاد دوستانی کافه کوه ی برگزار شد ، جمع صمیمی که علی رغم نیامدن بسیاری از کافه کوه یان با جمعی محدودتر و به یاد خاطرات کافه کوه های قبلی با خنده ها و شادمانی ها دسته جمعی استمرار یافت ، چراغ کافه کوه را در مرداد ماه 92 آقا مرتضی روشن کرد ، شاید فکر نمی کردیم بابای حسن اولین نفری باشد که قدم در کافه کوه گذاشته ، او پس از صعود تا پناهگاه شیرپلا به صورت انفراد در بازگشت شمع کافه کوه را روشن و منتظر بقیه دوستان بود ، وجود بهرام عریز و فرشته مهربان کافه کوه کافی بود تا شادی ها را نوید دهد .



علی سعیدی
فتوبلاگر کافه کوه نیز با خنده ای زیبای اش شادی بخش کافه کوه بود ، تا اینکه بنده هم به جمع دوستان اضافه شدم ، بودن مهناز و رسیدن خانم نریمانی ، کوهنوردان صعود کننده به قله دماوند نیز توان بانوان کوهنورد را در کافه کوه افزایش داد ، خیلی تبریکات به این دو باید گفته می شد که به صورت جدی کوهنوردی خود را ادامه می دهند . گپ و گفت مان ادامه یافت ، امیرحسین ناظمی و آرش نقافی نیز شادی میان جمع گسترش دادند هر چند اتفاقی کوچکی برای ماشین امیرحسین افتاده بود ولی وجود امیرحسین همواره سرشار از انرژی است . شاعر کوهنوردی و کافه کوه ی عزیز آقای مصطفوی نیز کافه کوه را مزین به کلام زیبایش نمود . خانم نصیری و همراه شون و نیز تعدادی از کوهنوردان دیگر ترددی گذرا با کافه کوه داشتند تا کافه کوه مرداد نیز به یاد دوستان کافه کوه حضوری خوشرنگ داشته باشد .
تصاویری از کافه کوه مرداد 92 تقدیم شما بزرگواران
آقا مرتضی ، به نمایندگی از حسن و آرام حسن


فرشته کافه کوه


مهناز و فرشته کافه کوه


اینم علی آقا ، فتوبلاگر معروف کافه کوه


بهرام عزیز


آرش عزیز

ما چهار نفر



از راست :امیرحسین ، علی ، من ، بهرام ،آرش ، مهناز ، فرشته
نوش جان


این هم آقای مصطفوی ، در وقت دوم کافه کوه وارد شد


خانم های کافه کوه


همراه با خانم نصیری

بهرام جان به مغزت زیاد فشار نیار ، مسئله پیچیده ایی نیست ، سخت نگیرید


خانم نریمانی ، پس از کافه کوه عازم شب مانی در شیرپلا و صعود به قله توچال می باشند


کافه کوه مرداد 92


این هم آخرین عکس کافه کوه مرداد 92




جمله آخر از دوست رسیده نیکوست  :

گاهی وقت ها تکرار ها زیباست
عادی شدنها زیباست
دیدار ها زیباست
دلتنگی ها همه زیباست
مثل دلتنگی های دوستان کافه کوهی برای هم

کافه کوه مرداد با یاد دوستان وبا حضور دوسدارانش به پایان رسید..جای غایبان خالی بود
منتطریم تا ماه بعد،

به امید دیدار دوستان در کافه کوه شهریور ماه 92

تا درودی دیگر بدرود


برچسب‌ها: کافه کوه
+ نوشته شده در  پنجشنبه 31 مرداد1392ساعت 23:3  توسط پرویز ستوده شایق  | 

دماوند زیبا ، فروردین 92 از منطقه وانا تقدیم شما




برچسب‌ها: قله دماوند, دکتر ماندگار
+ نوشته شده در  پنجشنبه 31 مرداد1392ساعت 13:39  توسط پرویز ستوده شایق  | 

نشاط کوهستان  پرویز ستوده شایق

شاید در حدود 70 و یا 80 سال قبل، دیدن در تاریکی و یا هوای مه آلود بیشتر شبیه به داستانهای علمی و تخیلی بود اما امروزه این مسئله نه تنها دیگر یک رویا نیست و یک حقیقت ملموس به شمار می رود.

اکنون در بسیاری از ارتش های جهان و همین طور در بخش های تجاری، سامانه های دید در شب و دوربین های حرارتی به تعداد زیادی وجود دارند.

شاید با شنیدن واژه «دوربین دید در شب»، بسیاری از افراد به یاد یک فیلم جنگی و یا جاسوسی بیافتند که در آن فردی این دوربین ها را بر روی چشم خود می گذارد تا بتواند در تاریکی شب شخص مورد نظر را پیدا کند.

بر اساس یک تقسیم بندی کلی، سامانه های دید در شب بر اساس دو تکنولوژی کار می کنند؛ در یک حالت این سامانه ها با جمع آوری تشعشعات فرو سرخ که چشمان انسان توانایی دیدن آن را در حالت عادی ندارد و رساندن آن به میزان طیف مورد نظر، به ما کمک می کند که فضای رو بروی خود را ببینیم.

با دوربین های دید در شب عادی شما می توانید در شبی ابری و بدون نور ماه، انسانی را در فاصله حدودا 180 متری ببینید.

اما دومین حالت، زمانی است که شما با استفاده از سیستم های حرارتی مورد نظر و با استفاده از تشعشعات حاصل شده از حرارت سطح اشیاء و موجودات زنده قادر به دیدن آنها می شوید. از جمله مزیتهای سیستم دوم نسبت به سیستم اول این است که سامانه های حرارتی نه تنها در شب و بلکه در شرایط بد آب و هوایی مثل شرایط طوفانی و یا مه غلیظ و یا در مناطق جنگلی نیز کاربرد دارد.

این سامانه ها تاریخچه جالبی نیز دارند. در سال 1935 میلادی دکتر ولادیمیر زوریکین که یک کارشناس الکترونیک روسی الاصل مقیم آمریکا بود یک سامانه دید در شب را به بازار تجاری آمریکا معرفی کرد.

هرچند اولین استفاده نظامی از سامانه های دید در شب توسط کشور آلمان و در جنگ دوم جهانی صورت گرفت. کمپانی AEG آلمان از سال 1935 کار بر روی مدل نظامی سامانه های دید در شب را آغاز کرد و در اوایل سال 1939 میلادی اولین مدلهای نظامی سامانه های دید در شب به ارتش آلمان تحویل داده شد.

البته یکی از عمده مشکلات سامانه های دید در شب در سالهای گذشته، سنگینی وزن و بزرگ بودن حجم آنها بود که در طول سالهای مختلف سعی بر آن شد تا وزن و حجم این سامانه ها کاهش یابد.

اجزاء مهم تشكيل دهنده دوربين ديد در شب :

هر دستگاه دوربين ديد در شب داراي اجزاي مختلفي مي باشد كه به صورت ذيل است. لازم به ذكر است كه عدسي شيئي سلول تقويت تصوير و عدسي چشمي از اجزاي مهم اصلي دوربين مي باشند.

مجموعه شيئي :

مجموعه لنزهاي شيئي عمل جمع آوري نور بازتابي موجود در صحنه و متمركز كردن آن بر روي كاتد سلول تقويت تصوير را انجام مي دهند. در صورت ساكن بودن مجموعه شيئي ، عمل كانوني كردن مجموعه روي اشياء مورد نظر در صحنه بوسيله تغيير موقعيت سلول تقويت در مقر خود نسبت به لنزهاي شيئي انجام مي گيرد .

سلول تقويت تصوير :

سلول تقويت تصوير ، نور كانوني شده بوسيله عدسي شيئي را توسط فتو كاتد دريافت نموده و پس از تقويت آن تصويري با شدت قابل رويت بروي صفحه فتو فسفر ( صفحه نمايشگر ) ايجاد مي نمايد . مجموعه چشمي كه بروي صفحه نمايشگر كانوني شده است تصوير حاصل را با بزرگنمايي جهت رويت به خارج از مجموعه ارسال مي كند . سلول تقويت مجهز به سيستم تثبيت كننده بهره جريان خروجي مي باشد كه علاوه بر تغييرات شدت نور صحنه همواره داراي خروجي ثابت مي باشد . همچنين بهره گيري از كنترل اتوماتيك روشنايي (ABC ) ، سلول تقويت را از آسيب مربوط به عبور نور از منابع روشنايي با شدت بيش از حد مجاز محافظت خواهد نمود .
اين عنصر مي تواند امكان مشاهده تصوير را در تاريكي حدود چند هزارم لوكس ( LUX ) ( شرايط نور ماه و ستاره ) فراهم نمايد.

مجموعه چشمي

مجموعه چشمي كه بروي صفحه نمايشگر كانوني شده است عمل بزرگنمايي تصوير تشكيل شده روي صفحه نمايشگر را جهت رويت بوسيله چشم انسان بر عهده دارد . در دوربينها سيستم عدسي از نوع يك چشمي (Monocular ) و يا دو چشمي (Bincular ) مي باشد كه بعداً به شرح آنها خواهيم پرداخت .

نكته : مجموعه چشمي داراي قابليت تنظيم براي تعيين ميزان تصحيح چشم مي باشد كه امكان استفاده از سيستم براي افراد مختلف و با قدرت ديدهاي متنوع را فراهم مي كند . اين تصحيح بوسيله تنظيم حلقه كانوني كننده چشمي صورت مي پذيرد و واحد آن ديوپتر (Diopter ) است.

مجموعه رتيكل  

مجموعه رتيكل در مركز لنزهاي مجموعة شيئي تعبيه شده و بوسيله دكمه هاي كنترل كه روي بدنه مجموعه شيئي قرار گرفته اند عمل تنظيم در سمت و برد را انجام مي دهند . اين كار به اين صورت است كه تصويري از سطح رتيكل روي فتو كاتد سلول تقويت ايجاد مي شود كه اين تصوير با تصوير تشكيل شده توسط مجموعه شيئي از موضوع مورد نظر به هم منطبق مي گردند .


برچسب‌ها: مطالب آموزشی, دوربین دو چشمی, تجهیزات کوهنوردی
+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 مرداد1392ساعت 22:50  توسط پرویز ستوده شایق  | 

مقدمه :
در برنامه های طبیعت گردی و کوهنوردی های سبک به خصوص جنگل نوردی ، کویر پیمایی و ... و دوستانی که علاوه بر کوه پیمایی به پرنده نگری یا موضوعات مرتبط نیز می پردازد دوربین دو چشمی از ملزومات اصلی محسوب می شود ، داشتن یکی از این دوربین ها در حین برنامه شناخت بهترینی را نسبت به منطقه در اختیار خواهد گذاشت ، لذا شناخت دوربین دو چشمی نیز مفید خواهد بود ، امیدوارم مطالب این پست مورد توجه واقع شود .


همه دوستان مستحضرید که علایم شاخص دوربینها با اعدادی شبیه ۳۰×۶ یا ۳۵×۷ و ۴۰×۱۰ و امثالهم نشان داده می شود ولی اینها چه مفهومی دارند؟

اولین عدد سمت چپ یعنی ۱۰ یا ۷ یا ۸ یا ۶ قدرت بزرگنمایی دوربین و دومین عدد مبین قطر عدسی چشمی آن به میلیمتر است.

مثلا در دوربین ۳۰×۸ عدد ۸ بزرگنمایی دوربین و عدد ۳۰ قطر عدسی چشمی می باشد.

مجذور نسبت قطر عدسی چشمی بر بزرگنمایی را روشنایی نسبی می نامند.

مثال اگر دوربین را با دست بگیرید و به فاصله یک دست دور نگهداشته و داخل عدسی را نگاه کنید یک داره شفاف کوچکی را می بینید که آنرا مردمک  عدسی می نامند.

قطر این مردمک عدسی با خارج قسمت قطر عدسی چشم بر حسب میلیمتر به بزرگنمایی دوربین برابر است حال اگر این عدد را مجذور نمایید روشنایی نسبی بدست می آید.

بنابر این قطر دایره مردمک دوربین ۳۰×۶=پنج میلیمتر است: ۵=۶÷۳۰ و روشنایی نسبی آن ۲۵=۵×۵ یعنی بیست و پنج می باشد.

برای بدست آوردن قطر دایره مردمک عدد سمت راست دوربین را بر عدد سمت چب تقسیم میکنیم یعنی ۳۰ تقسیم بر ۶ که می شود ۵

وبرای تعیین روشنایی نسبی خارج قسمت که عدد پنج می باشد را در خودش ضرب می کنیم یعنی ۵×۵= که می شود ۲۵

خب حالا تا اینجا دانستید که دوربینهای ۳۰×۶ و ۳۵×۷ و ۴۰×۸ به یک اندازه و برابر است!

اگر مردمک چشم شما به عللی مانند ابری بودن یا سایه و روشنایی زیاد از حد کوچکتر و بزرگتر شود چشم انسان نمی تواند از روشنایی داخل دوربین که ان هم از مردمک عدسی چشمی خارج می شود استفاده نماید.

در حالت عادی دوربینها نامبرده شبیه هم هستند و دیدشان نیز تقریبا یکی است مثال یک دوربین ۳۵×۹ با قطر مردمک  ۳/۸ و روشنایی نسبی ۱۴/۴ به همان اندازه روشن و واضح است که یک دوربین ۵۰×۷ با قطر مردمک ۳/۸ و روشنایی نسبی ۵۰/۴ نشان میدهد.

البته این دوربینها باید از شرکتهای معتبر باشند و نه تبلیغ های دورغین!

اما در یک روز ابری و تاریک قطر مردمک چشم انسان بیشتر باز می شود با دوربین ۵۰×۷ که قطر مردمک چشمی آن ۷/۱ میلیمتر است اشیاء را خیلی واضحتر و روشن تر از دوربین نوع اول می توان دید.زیرا هرچه نسبت باز بودن مردمک چشم انسان به قطر مردمک عدسی دوربین بیشتر باشد تصویر اشیاء  واضحتر و بهتر دیده می شود.

البته فکر وزن دوربین هم باشید بعضی دوربینها مانند ۵۰×۷ و … وزنشان بسیار زیاد است و این دوربینها را دوربین شب نیز می نامند و اغلب در کشتیرانی و جاهایی که بخواهند در تاریکی شب و یا روشنایی کم اشیاء را به خوبی ببیند استفاده می کنند.

اگر مورد استفاده در دشتها و اتومبیل باشد مهم نیست ولی یادتان باشد که در کوه و شیبهای زیاد یک گرم وزن اضافه اشیاء ممکن است مشکل ساز باشد!

بنابرین بهترین دوربین دوربینی است که با وزن کم و میدان دید بیشتری داشته باشد.

میدان دید دوربین به آن قسمت از فضای خارج که از داخل دوربین دیده می شود گفته می شود،میدان دید دوربین دو نوع تعریف دارد:

یکی بوسیله زاویه بر حسب درجه و دیگری قطر میدان در فاصله ۹۰۰ متری مثلا زاویه رویت میدان دید دوربین ۳۰×۸ بوش ولمب برابر هشت درجه و بیست ونه دقیقه است.

و قطر میدان آن در فاصله ۹۰۰ متری ۱۳۵ متر می باشد.

در مورد دوربین ۳۵×۷ و ۳۵×۹ ساخت همان کارخانه، زاویه رویت میدان ۷ درجه و ۱۷ دقیقه و قطر میدان دید آن ۱۱۵ متر است.

هرچه میدان دایره شکلی که از داخل هر دوربین دیده می شود وسیع تر باشد از ان دوربین استفاده بیشتری می توان برد.

در کل نوع – وزن- میدان دید- و شرکت سازنده دوربین بسیار مهم است قبلا بعضی ها می گفتند یک دوربین خوب باید وقتی از بالا نگاه می کنی شصت پای خودتان را ببینید!

که البته صحت و غلط بودن این موضوع را من دقیق نمی دانم.

یادتان باشد بعضی دوربینهای ارزان قیمت در بازار هست که ابتدا دید روشنی دارد ولی بعد از یک سال دید دوربین تار می شود.

شرکتهای سازنده معروف زیاد هستند ولی معروفترین شان عبارتند از:

بوش ولمب در آمریکا- رس در انگلیس- هنسلوت و زایس و لایتز و استینر در آلمان بهترین کارخانجات سازنده دوربین های دو چشم می باشند.


پ ن :
برای دیدن پرندگان ( پرنده نگری ) دوربین دوچشمی راست بین مانند شکل بالا مناسب ترند .


برچسب‌ها: مطالب آموزشی, دوربین دو چشمی, تجهیزات کوهنوردی
+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 مرداد1392ساعت 21:30  توسط پرویز ستوده شایق  | 

Value and respect what you have.
Running after what you don't have without respecting what you have will lead you to loose what you have and even what you want to have.
فکر کنم تصویر گویاست ... ارزش داشته های خود را بدانیم ....



پنجشنبه 31 مرداد1392 ساعت: 12:25 توسط:ع- نوری از اصفهان
باسلام:
سعدی(علیه الرحمه) در گلستان نقل می کنه "هرگز از دور زمان ننالیده بودم و روی از گردش آسمان درهم نکشیده مگر وقتی که پایم برهنه مانده بود و استطاعت پای پوشی نداشتم به جامع کوفه در آمدم دلتنگ. یکی را دیدم که پای نداشت سپاس نعمت حق به جای آوردم و بر بی کفشی صبر کردم

برچسب‌ها: عمومی
+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 مرداد1392ساعت 10:38  توسط پرویز ستوده شایق  | 

 تاريخ اجرای برنامه :24 الی 26 مرداد 86

گزارش این پست مربوط به صعود قله سبلان در مرداد ماه 1386 می باشد که  بنا به درخواست یکی از دوستان  درج گردیده است ، امیدوارم مورد استفاده سایر عزیزان نیز واقع شود .... شاد و با نشاط باشید


به نام او، که همه هستی، از اوست

گزارش برنامه صعود به قله 4811 متری سبلان - از مسير شرقی

استان اردبيل-سرعين- منطقه آلوارس

صعود به ارتفاعات بالای 4000 متر دارای خصوصيات و شرايط ويژه ای است که ضعف فردی يا گروهی در يکی از اين موارد، به طور حتم منجر به اجرای ناموفق برنامه خواهد شد. برخی از اين ويژگی ها عبارتند از:

    هماهنگی های مربوطه قبل از اجرای برنامه

    داشتن آمادگی جسمانی لازم در حد صعود قله بالای 4000 متر ، این بخش توسط اجرای پیش برنامه به یکی از قلل مشابه از نظر ارتفاع و مدت اجرای برنامه تامین می گردد و هر چه تمرین قبل از برنامه بیشتر باشد در صعود اصلی با مشکلات کمتری مواجه خواهیم شد .

    برخورداری از تغذيه مناسب کوهستان

    برخورداری از آمادگی تنفسی مخصوص ارتفاعات ، چنانچه یک شب مانی در قل نزدیک 4000 متر باشد که مناسب است اگر قله ایی با این ارتفاع در نزدیک شما نبود می توانید در بلندترین قله منطقه خودتان یک شب مانی داشته باشید .

    برخورداری از پوشش مناسب ، بدلیل اینکه شرایط آب و هوایی کوهستان متغییر است ، داشتن پوشاک مناسب در برنامه ها ، حتی در تابستان برای کوهنوردان الزامی است .

    توجه به امر سرپرستی که در تیم ها ، چنانچه سرپرستی تیم به درستی انجام نشود یا فردی که در این سمت قرار می گیرد آمادگی لازم را نداشته باشد تیم را دچار مشکلات عدیده ایی می کند ، مقوله سرپرستی همواره به عنوان یک آیتم تاثیر گذار در اجرای درست برنامه ها مد نظر قرار گیرد .

    و نکاتی ديگر

ظهر روز چهارشنبه 24/6/86 ساعت 13:15 از مبداء پژوهشکده واقع در جاده قدیم تهران - کرج به سمت شهر سرعين واقع در استان اردبيل به راه افتاديم.

    نفرات همگی شاداب و سرحال بودند به طوريکه تقريبا تا انتهای مسير بيدار بوده و با يکديگر گفتگو می کردند.شام را در گردنه حيران صرف نموديم .

در ساعت 23:45 به شهر سرعين رسيديم و بلافاصله در منزل بستگان آقای پرویز ستوده شایق مستقر شديم. با آقای نجف پور يکی از کوهنوردان سرعينی که آشنايي خوبی با جبهه های مختلف سبلان داشت هماهنگ شد که ما را تا ابتدای مسير صعود همراهی نمايند. تا بخوابيم ساعت 1 بامداد شد و قرار گذاشتيم که در ساعت 3:45 دقيقه بيدار شويم.

با صدای دلنشين اذان مسجد جامع سرعین از خواب بيدارشديم و پس از انجام نماز و بستن تجهيزات به سمت محل قرار به راه افتاديم. آقای نجف پور در ساعت 4:30 با يکدستگاه موتور تريل به ما ملحق شد .پس از آشنايي مختصر با ايشان به سمت منطقه  روستای آلوارس(Alvars) حرکت کرديم.  روستای آلوارس بعد از روستای شایق در دامنه های سبلان واقع شده است . روستای شایق نزدیک کردن روستا به کارخانه آب معدنی واتا ( Vata )می باشد . 

منطقه آلوارس دارای يک پيست اسکی است که متاسفانه به صورت کارشناسی ساخته نشده است و به علت برخورداری نامناسب از گرمای خورشيد برف آن، مدت زمان زيادی نمی پايد.

با روشن شدن هوا، کوهستان سبلان خودنمايي می نمود. در ساعت 5:30 در آلوارس بوديم و بعد از يک انتظار 30 دقيقه ای با يک دستگاه نيسان که از آشنايان آقای ستوده بود به سمت "چای گوزی"ادامه مسير داديم.

در راه سگ های زيادی از ما استقبال نمودند که البته از ديد آنان انجام وظيفه بود و شايد ما را خوش نمی آمد ولی آنچه به چشم می آمد هيکل بسيار بزرگ برخی از آنان بود .

پياده روی ما در ساعت 7صبح از محل چشمه معروف به چای گوزی که عشایر در اطراف آن چادر زده بودند شروع شد .تيم با نشاط بود و پس از گرفتن اطلاعات ديداری منطقه از آقای نجف پور به اتفاق به سمت کوهستان اصلی به راه افتاديم. مناظر صبح بسيار نشاط انگيز و مفرح بودند . عشاير در سمت چپ ما حضور داشتند و برخی اوقات تعدای از سگ های آنان از ما استقبال و بدرقه راه می نمودند .بدين ترتيب در ساعت 8 صبح  به نقطه استراحت اول يعنی موقعيت مرحوم حاتمی رسيديم. ارتفاع در اين ناحيه 3683 متر از سطح دريا بود . در زمان اين پياده روی قادر بوديم مسير صعود شمال شرقی را به وضوح ببينيم.

در حين پياده روی متوجه شديم که دوربين فيلمبرداری را جا گذاشته ايم ولی چون مينی بوس رفته بود و کاری از دستمان بر نمی آمد اجبارا به دوربين های عکاسي مان اکتفا نموديم.

     با درگير شدن ما در سينه سبلان تازه متوجه شديم که چه شيب وحشتناکی را بايد طی نماييم و احتمال اينکه قوای جسماني مان يارای مقاومت را در اين زمان کم نداشته باشد زيادتر شد. سرقدم ها کوتاهتر بود اما ديگر نمی شد از يک حد متعارف کمتر شود چون زمان اين اجازه را نمی داد.

کم کم اثرات پهنه سبلان خود را نشان می داد و ما خود را گمشده هيبت و بزرگی آن می يافتيم. هر يک از لکه های کوچکی را که در ديدار دوردست ديده بوديم، اکنون به تخته سنگی بزرگ تبديل شده بودند. عبور از تخته سنگ ها اجرای فرمول" سرقدم های کوتاه" را غير ممکن می نمود و اين مسئله منجر به اتلاف انرژی بيشتر می شد.

مسير دارای شيب زیادی بود و تقابل با انبوهی از سنگ های بزرگ و مسيرهای شنی ، حداکثر توان را از ما می گرفت. پس از پشت سر گذاشتن شيب سنگی اول قدری استراحت کرديم . چند تن از چوپانان که در پايين دست قرار داشتند با فرياد خود، ما را به سمت راست هدایت می کردند ، اما مسير ما دقيق و صحيح بود و اگر به سمت مورد نظر آنها می رفتيم پس از 3 ساعت در راه صعود جبهه شمال شرقی ( اين مسير را تا کنون سه بار افراد گروه طی کرده بودند) قرار می گرفتيم و اين به آن معنی بود که زمان را بيش از حد از دست می داديم.

2 نفر از دوستان از ما جدا شده و راه پايين را در پيش گرفتند و البته بعدا متوجه شديم که به آنها بسيار خوش گذشته و مورد استقبال عشاير قرار گرفته اند.از ارتفاع 4000 به بعد حالات سردرد و سرگيجه در افراد تشديد می گردد و به ناچار لازم است تصميمات مقتضی در اين خصوص اتخاذ شود.

   ساعت 14:20 .

 حرکت تيم بسيآر عالي است . دوستان به ويژه آقای قاسم نژاد مرا تا ارتفاع 4650 متری ياری می کنند . آقای ستوده در همين ارتفاع در انتظار من است. برای برگشتن هم بايد توان خود را تا ميزان 30 درصد صعود حفظ نمود.

در ساعت 14:30 :

به سنگ محراب می رسيم . اينجا مکان مقدسی است که زيارتگاه بسياری از نيک فطرتان روزگار می باشد. وقت کم است و بايد به سوی درياچه رفت.

مسير دست يابی به درياجه دارای شيب زيادی نيست و می توان درمدت زمان کمی فاصله طولی 400 متر و ارتفاعی حداکثر 50 متر آن را پيمود.دست يابی به کناره درياچه يعنی قرار گرفتن در آغوش سبلان و تو گويي آب موجود درآن که قدمت چندين هزار ساله دارد با آدمی صحبت می نمايد.

نماز شکر در بلندای سبلان عالمی دارد و دوستان اين دنيای معنوی را فراموش نمی کنند.

ساعت 15:30 درياچه را ترک و راه پايين را در پيش می گيريم. راه شنی و نامناسب صعود، اينک برايمان حرکتی تند و سريع را پايه گذاری می نمايد. در مدت زمان سه ساعت، به پايين رسيده و در کنار موقعيت مرحوم حاتمی گرد هم می آئيم. صعود موفقيت آميزبه بام سوم ايران عزيز را به يکديگر تبريک گفته و به طرف محل قرارمان با خودرو نيسان به راه افتاديم.

در ساعت 18:30

در چای گوزی هستيم و به اتفاق همنوردان پس از نوشيدن آب بسيار سرد و گوارای آن منطقه عشايری از آنان خداحافظی نموده و راهی محل قرارمان با مینی بوس می شويم.

آقای نجفی مثل هميشه منظم و مرتب در انتظار ماست و به گرمی در ابتدای پيست اسکی الوارس از گروه استقبال می نمايد.به سمت سرعين حرکت کرده و در ساعت 21 در آب گرم موسوم به گاومیش گلی آنجا خستگی را از تن به در می نمائيم.

 شب را در منزل پدری آقای صمد نجفی  در یکی از روستاهای حومه شهرستان اردبیل به سر می بريم و ساعت 6:30 اردبيل را به سمت تهران ترک می نماييم .

آيا باز هم دامن پر مهر سبلان پذيرای ما خواهد بود؟

آيا باز هم می توانيم توفيق دست يابی به آن را داشته باشيم؟

 اگر عزم نموديم و خداوند نيز ياريمان نمود اين بار از مسير هرم ها يا مسير جنوب غربی سر به فلک سبلان خواهيم گذاشت.

نفرات شرکت کننده:

پرويز ستوده شايق ، محمد رضا گلدوز ، غلامرضا اينانلو ، کريم حسنپور ،  محمد رضا ياوری ، اصغر يوسفيه ،  مسعود امتی، نوربخش شمس ،  سعدا... سهيليان ، شعبانعلی قاسم نژاد ، رضا غنی زاده

با تشکر از آقای یاوری بابت تهیه گزارش 

پ ن :
تغییرات جزیی در گزارش اصلی داده شده است .

برخی دوستان از دیدن تصاویر زیاد خوشحال نبودند ، خواستم خوشحالی آنها را هم تامین کنم این گزارش بدون تصویر تقدیم حضورتان می گردد .


برچسب‌ها: گزارش برنامه, قله سبلان
+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 مرداد1392ساعت 8:3  توسط پرویز ستوده شایق  | 

گفت پیلی را آوردند بر سر چشمه ای که آب خورد خود را در آب می دید و می رمید 

پیل می پنداشت که از دیگری می رمد  نمی دانست که از خود می رمد.

همه اخلاق بد چون در توست نمی رنجی

چون آن را در دیگری می بینی می رمی و می رنجی ؟

با تشکر از ابوالحسن


برچسب‌ها: عمومی
+ نوشته شده در  سه شنبه 29 مرداد1392ساعت 13:33  توسط پرویز ستوده شایق  | 

مقدمه :
مطالب مربوط به آشنایی با جهت یابی بدون ابزار ، در آموزش های مقدماتی کوه پیمایی توضیح داده می شود ، در این روش بدون داشتن ابزار جهت های اصلی به صورت حدودی قابل تشخیص می باشد ، بسته به اینک روز باشد یا شب می توانیم جهت ها را پیدا کنیم . یکی از روش ها جهت یابی در روز استفاده از ساعت های عقربه ایی می باشد ، البته به شرطی که هوا صاف و خورشید در آسمان قابل رویت باشد می توانیم از این روش استفاده نماییم .

نشاط کوهستان روش کار :

ساعت مچی معمولی (آنالوگ، عقربه‌ای) را به حالت افقی طوری در کف دست نگه می‌داریم که عقربه ی ساعت‌شمار به سمت خورشید اشاره کند. در این حالت، نیمسازِ زاویه‌ای که عقربه ی ساعت‌شمار با عدد ۱۲ ساعت می‌سازد (زاویه ی کوچک‌تر، نه بزرگ‌تر)، جهت جنوب را نشان می دهد. یعنی مثلاً اگر چوب‌کبریتی را [به طور افقی] در نیمه ی راه میان عقربه ی ساعت‌شمار و عدد ۱۲ ساعت قرار دهید، به طور شمالی-جنوبی قرار گرفته‌است.

نکات:

این که گفته شد عقربه ی کوچک ساعت به سمت خورشید اشاره کند، یعنی این‌که اگر شاخصی [مثلاً چوب‌کبریت] ای که در مرکز ساعت قرار دهیم، سایه‌اش موازی با عقربه ی ساعت‌شمار و در جهت مقابل آن باشد. یا این‌که سایه ی عقربه ی ساعت‌شمار درست در زیر خود عقربه قرار گیرد. یا مثلاً اگر چوبی ده-پانزده سانتیمتری را در زمین به‌طور عمودی قرار دهیم، ساعت روی زمین به شکلی قرار گرفته باشد که عقربه ی ساعت‌شمارش موازی با سایه ی چوب باشد.

دلیل این‌که زاویه بین عقربه ی ساعت‌شمار و ۱۲ را نصف می‌کنیم این است که: وقتی خوشید یک بار دور زمین می‌چرخد، ساعت ما دو دور می‌چرخد(دو تا ۱۲ ساعت). یعنی گرچه روز ۲۴ ساعت است (و یک دور کامل را در ۲۴ ساعت طی می کند)، ساعت‌های ما یک دور کامل را در ۱۲ ساعت طی می‌نماید. اگر ساعت ۲۴ ساعته‌ای می‌داشتید، که دور آن به ۲۴ قسمت مساوی تقسیم شده بود، هر گاه عقربه ی ساعت‌شمار را رو به خورشید می‌گرفتید عدد ۱۲ ساعت همیشه جهت جنوب را نشان می‌داد.

این روش وقتی سمت صحیح را نشان می دهد، که ساعت مورد نظر درست تنظیم شده باشد. یعنی اگر در بهار و تابستان ساعت‌ها را نسبت به ساعت استاندارد یک‌ساعت جلو می‌برند، ما باید آن را تصحیح کنیم(ابتدا ساعت‌مان را یک ساعت عقب ببریم سپس روش را اِعمال کنیم؛ یا نیمساز عقربه ی ساعت‌شمار را [به جای ۱۲] با ۱ حساب کنید). همچنین در همه ی سطح یک کشور معمولاً ساعت یکسانی وجود دارد، که مثلاً در ایران حدود یک ساعت متغیر است (ایران تقریباً بین دو نصف‌النهار قرار دارد؛ لذا ظهر شرعی در شرق و غرب ایران حدوداً یک ساعت فاصله دارد.) ساعت صحیح هر مکان همان ساعتی است که هنگام ظهر شرعی در آن در طول سال اطراف ساعت ۱۲ ظهر است. در واقع برای تعیین دقیق جهت‌های جغرافیایی ساعت باید طوری تنظیم باشد که هنگام ظهر شرعی ساعت ۱۲ را نشان دهد.

روش ساعت مچی تا ۲۴ درجه امکان خطا دارد. برای دقت بیشتر باید از آن در عرض جغرافیایی بین ۴۰ و ۶۰ درجه [شمالی یا جنوبی] استفاده شود؛ هر چند در عرض جغرافیایی ۲۳٫۵ تا ۶۶٫۵ درجه [شمالی یا جنوبی] نتیجه‌اش قابل قبول است.(البته در نیم‌کرده ی جنوبی جهت شمال و جنوب برعکس است.) در واقع هر چه به استوا نزدیک‌تر شویم، از دقت این روش کاسته می شود. ضمناً هر چه زمان به کار بردن این روش به ظهر شرعی نزدیک‌تر باشد، نتیجه ی آن دقیق‌تر خواهد بود.

اگر مطمئن نیستید کدام طرف شمال است و کدام طرف جنوب، به یاد بیاورید که خورشید از شرق بر می‌خیزد، در غرب می‌نشیند، و در ظهر سمت جنوب است.

توجه کنید که اگر این روش را در هنگام ظهر شرعی (یعنی ساعت ۱۲) اجرا کنیم، جهت عقربه ساعت‌شمار خود به سوی جنوب است. یعنی مانند همان روش «جهت‌یابی با سمت خورشید»، که گفتیم خورشید در ظهر شرعی به سمت جنوب است.

اگر از ساعت دیجیتال استفاده می‌کنید، می‌توانید ساعت عقربه‌داری را روی یک کاغذ یا روی زمین بکشید (دور دایره‌ای از ۱ تا ۱۲ بنویسید، و عقربه ی ساعت‌شمار را هم بکشید)، و سپس از روش بالا استفاده کنید.

حتی وقتی هوا آفتابی نیست و خورشید به راحتی دیده نمی شود هم گاه سایه ی خوشید را می‌توان دید. اگر یک چوب‌کبریت را عمود نگه دارید، سایه ی آن برعکس جهت خورشید می‌افتد.


برچسب‌ها: مطالب آموزشی, جهت یابی
+ نوشته شده در  سه شنبه 29 مرداد1392ساعت 11:5  توسط پرویز ستوده شایق  | 

به نقل از مکث :

در آخرین پنجشنبه اینماه درکنارهم دوستی را جشن میگیریم در کافه کوه مرداد ماه

ساعت 15 پنجشنبه کافه محمد تهرانی.

گزارش کافه کوه های قبلی را اینجا ببینید


برچسب‌ها: کافه کوه
+ نوشته شده در  سه شنبه 29 مرداد1392ساعت 9:29  توسط پرویز ستوده شایق  | 


دومین برنامۀ پاکسازی گروه «رفتگران طبیعت» پنج شنبه و جمعۀ هفتۀ جاری، در بارگاه سوم کوه دماوند انجام خواهد شد. این برنامه با شرکت گروه های کوهنوردی، فعالین محیط زیست و کوهنوردان همراه خواهد بود.

برای شرکت در این برنامه، با مسئول برنامه آقای کامران فخری هماهنگی فرمایید: 09355493901

از حضور سبز شما صمیمانه سپاسگزاریم.

نقل از : سایت دماوند کوه


برچسب‌ها: محیط زیست
+ نوشته شده در  سه شنبه 29 مرداد1392ساعت 9:0  توسط پرویز ستوده شایق  | 

   مجموعه گستردهاي از منابع طبيعي و فرهنگي با ارزش ، داشتههاي اكوتوريسم ايران را تشكيل ميدهند كه متأسفانه بسياري از آنها پراكنده و ثبت نشده است و كمتر مستنداتي نظير گزارش،‌عكس و فيلمهاي قابل ارائه و استاندارد دربارة آنها موجود است.
       اين داشته
ها طيف متنوعي از چشم اندازها و آثار و ذخاير طبيعي را شامل ميشود ايران با آن كه در جوار منطقه پرفشار حاره قرار دارد انتظار ميرود داراي اقليم خشك و نيمه خشك و چشم اندازهاي زيستي ناشي از اين پديده باشد ، مجموعهاي از چينخوردگيهاي دوران هاي اول ، دوم و سوم زمين‌شناسي موجب شده است تا يكي از بلندترين فلاتهاي دنيا باشد. دو رشته كوه مرتفع و وسيع البرز و زاگرس با دارا بودن بيش از 30 قلة مرتفعتر از بلندترين قلههاي اروپا و آمريكا در دل يك منطقة خشك و بياباني مجموعهاي از چشماندازهاي كوهستاني و جنگلي با شرايط اقليمي معتدل و حتي همراه با يخچالهاي دائمي ايجاد كردهاند.
     اين تنوع جغرافيايي علاوه بر فراهم كردن شرايط مناسب براي زيست گونه
هاي متفاوت گياهي و جانوري موجب تنوع فرهنگي و قومي ، آداب و سنن ، زبان و موسيقي و پوشاك و نحوة زيست در بين مردمان اين ديار نيز شده است. آنچنان كه ايران يكي از پنج كشور بهرهمند از تنوع زيستي كامل (داشتن چهارفصل و زيستگونههاي اصلي گياهي و جانوري) به شمار ميآيد.
     افزون بر اين وجود بزرگترين درياچة جهان در شمال كشور ، خط ساحلي 1200 كيلومتري با خليج فارس ، وجود 50 درياچه در داخل كشور كه از ميان آنها 18 درياچه در شمار درياچه
هاي كنوانسيون بينالمللي رامسر قرار دارند و نيز درياچة اروميه به عنوان يكي از 59 ذخاير زيستي كره زمين شناخته شده است.

وجود بازماندههاي جنگلهاي هيركاني در شمال غرب مازندران كه مربوط به 10000سال پيش است (بر اساس برخي مستندات از كرانههاي مديترانه تا خراسان بزرگ يا افغانستان كنوني را در بر ميگرفته كه بعد از آخرين دورة يخبندان از بين رفته است.

    جنگلهاي كنوني اروپا بعد از اين دوره ساخته شده است)، بيابانها و كويرهاي ايران با مناظر بديع، وهمانگيز و بيهمتا مانند كلوتها در حاشية غربي بيابان لوت كه به بزرگترين شهر كلوخي جهان مشهور است ، تالابهاي بينالمللي (مانند شبه جزيره ميانكاله و خليج گرگان ، درياچة پريشان در فارس و …) غارها، آبشارها، چشمههاي آب معدني، روستاهايي با جاذبههاي ويژه مانند كندوان، ماسوله و روستاي سرآقاسيد (در چهارمحال بختياري) و بالاخره مردمشناسي ايران ، اقوام گوناگون با فرهنگهاي خاص شعر و موسيقي و آداب و سنن و … كوچ نشينان و جوامع ايلي همه و همه از جاذبهها و ظرفيتهاي بينظير اكوتوريسم در ايران و برخي از آنها از قطبهاي بينالمللي اكوتوريسم در جهان ، به شمار ميروند.


برچسب‌ها: گردشگری و اکوتوریسم
+ نوشته شده در  دوشنبه 28 مرداد1392ساعت 23:51  توسط پرویز ستوده شایق  | 

چراغ گازی

سوخت داخل این کپسول ها LNG یا همان گاز مصرفی کپسول ها است که ترکیبی از پروپان و بوتان است

نقاط ضعف:

1- کپسول این گازها هرجایی پیدا نمی شود.

2- مصرف شان تقریبا زیاد است.

3- در شرایط باد روشن کردن و استفاده از آنها دشوار است.

4- حرارت زیادی تولید نمی کنند.

چراغ های الکل جامد

نقاط ضعف:

1- گاز حاصل از این قرص ها سمی است.

2- حرارت و شعله کمی تولید می کند

3- در باد سریع خاموش میشود

چراغ های نفتی و الکلی

نقاط ضعف:

1- پیدا کردن نفت کار آسانی نیست

2- روشن کردنشون کمی سخته

چراغ های بنزینی

نقاط ضعف این نوع:

1- کمی بزرگ است.

2- به دلیل نیاز به تلمبه زدن فشار داخل مخزن بالا است

3- کار با آن سخت است.

4- قیمتش بسیار بالاست.

با تشکر از رضا زارعی


برچسب‌ها: مطالب آموزشی, تجهیزات کوهنوردی, چراغ خوراک پزی
+ نوشته شده در  دوشنبه 28 مرداد1392ساعت 23:8  توسط پرویز ستوده شایق  | 

سلام و عرض ادب

ضمن تشکر از آقای نوری عزیز ، کامنت ایشان بهانه ایی شد تا متن زیر را تقدیم حضورتان نمایم . امیدوارم مورد قبول واقع شود .... انشاء الله 

سال 1361 منطقه عملیاتی گیلانغرب

گاهی دل نوشته های دوران دفاع مقدس ، نگاهی بسیاری از دوستان همرزم به خودش متوجه می کنه ، هر کسی در برهه های زمانی خاصی حس خوبی از زندگی داشته ، شرایط دشواری که سپری شده ، تبدیل شده به خاطره ، خاطره از این جهت که دیگر قابل تکرار نیست ، رزمندگانی که عزیزترین وجود خود را بر کف گرفته و آگاهانه به سوی شهادت پیش می رفتند ، این مسائل یکی از دغدغه های کسانی است که در آن زمان حضور داشتند می خواهند فرهنگ آن موقع را توضیح دهند . راستش گاهی خودم هم ادله ایی که ارائه می دهم ، گوشه نگاهم به جوانانی است که با علامت سوال بزرگی در مقابل قرار می گیرند ، قابل توضیح و توصیف نیست .

فقط می توان در مورد همدلی همگانی ، ایمان به حرکت و یقین به لطف پروردگار حرف زد ، خیلی از دردها را می نمی توانیم درک کنیم ، مگر اینکه نمونه کوچکی از آن را حس کرده باشیم ، اگر کسی تا کنون دندان درد ساده ایی هم نگرفته باشد ، نمی توانی کلافه گی زمان دندان درد و اتفاقات آن را به آن شخص توضیح دهی ، لمس دوران دفاع مقدس شاید برای کسانی که آنجا بوده اند با یک اشاره صورت می گیرد ولی توضیح اتفاقات آن برای کسانی که یقین حاصل نکرده اند تا لحظات دیگر مرگ به سراغ شان آمده و رفتن شان قطعی است کار دشوار است .

برای همین خاطرات دوران سخت همیشه ماندگار است .

در نبرد میان روزهای سخت و انسان ها سخت      این انسان های سخت هستندکه می مانند نه روزهای سخت


یکشنبه 27 مرداد1392 ساعت: 18:13 توسط:ع- نوری از اصفهان
باسلام :
نمیدونم چرا این گونه خاطرات را می خونم خود به خود گریه ام می گیره شاید از ادبیات خوبی است گه به صورت صادقانه وزیبا بکار می برین .خوش بحالتون که عکسهای خوبی دارین بنده از اون دوران که بیشتر در جنوب بودم کمتر عکس تهیه کردم یعنی دوربینی همراهم نبود وغبطه می خورم ولی لحظه های آن دوران هیچوقت یادم نمیره خدا کمکتون کنه که بیشتر از این روایات را بگزارین. نگران نباشین که کسی توجه نداره یا داره مهم اینه که خدا عنایت داشته باشه که مسلماً داره.سال گذشته یکی از خاطراتتون را در همایشی که حدود 500نفربودند به عنوان خاطرات یک رزمنده آن زمان خوندم اغلب مستمعین گریه شون گرفت همون خاطره ای که بیشتر دوستانتون را از دست داده بودین وشهید شده بودندخدا همشون رو رحمت کنه وشمارا برا انجام رسالتتون موفق.


برچسب‌ها: خاطرات جبهه
+ نوشته شده در  دوشنبه 28 مرداد1392ساعت 7:50  توسط پرویز ستوده شایق  | 


گـــــاهی نـــــه گریـــــه آرامت می کنــــدو نـــــــــــه خنــــــــده
نــــــــه فریـــــــــاد آرامــت می کنــــــــدو نـــــــه سکــــــــوت
آنجـــــاست کـــــه بـــا چشمانی خیس
رو بـــه آسمـــــان می کنی و می گویی
خدایــــــاتنهـــــا تــــو را دارم تنهـــــــایم مگـــــــذار...


برچسب‌ها: عمومی
+ نوشته شده در  یکشنبه 27 مرداد1392ساعت 23:43  توسط پرویز ستوده شایق  | 


برف می بارد
برف می بارد به روی خار و خارا سنگ
کوه ها خاموش
دره ها دلتنگ
راه ها چشم انتظار کاروانی با صدای زنگ
 
برنمی شد گر ز بام خانه ها دودی
یا که سوسوی چراغی گر پیامی مان نمی آورد
رد پاها گر نمی افتاد روی جاده ها لغزان
ما چه می کردیم در کولاک دل آشفتۀ دم سرد؟
آنک، آنک کلبه ای روشن
روی تپه، رو به روی من
 
در گشودندم
مهربانی ها نمودندم
زود دانستم، که دور از داستان خشم برف و سوز
در کنار شعلۀ آتش
قصه می گوید برای بچه های خود عمو نوروز:
 
«... گفته بودم زندگی زیباست
گفته و نا گفته، ای بس نکته ها کاینجاست
آسمان باز
آفتاب زر
باغ های گل
دشت های بی در و پیکر
 
سر برون آوردن گل از درون برف
تاب نرم رقص ماهی در بلور آب
بوی عطر خاک باران خورده در کهسار
خواب گندم زارها در چشمۀ مهتاب
آمدن، رفتن، دویدن
عشق ورزیدن
در غم انسان نشستن
پا به پای شادمانی های مردم پای کوبیدن
 
کار کردن، کار کردن
آرمیدن
چشم انداز بیابان های خشک و تشنه را دیدن
جرعه هایی از سبوی تازه آب پاک نوشیدن
 
گوسفندان را سحرگاهان به سوی کوه راندن
هم نفس با بلبلان کوهی آواره خواندن
در تله افتاده آهو بچگان را شیر دادن
نیمروزخستگی را در پناه دره ماندن
 
گاه گاهی
زیر سقف این سفالین بام های مه گرفته
قصه های در هم غم را ز نم نم های باران ها شنیدن
بی تکان گهوارۀ رنگین کمان را
در کنار بام دیدن
 
یا، شب برفی
پیش آتش ها نشستن
دل به رویاهای دامن گیر و گرم شعله بستن
 
آری، آری، زندگی زیباست
زندگی آتشگهی دیرنده پابرجاست
گر بیفروزیش، رقص شعله اش در هر کران پیداست
ورنه، خاموش است و خاموشی گناه ماست»
 
پیرمرد، آرام و با لبخند
کنده ای در کوره ی افسرده جان افکند
چشمهایش در سیاهی های کومه جستجو می کرد
زیر لب آهسته با خود گفتگو می کرد:
 
«زندگی را شعله باید برفروزنده
شعله ها را هیمه سوزنده
 
جنگل هستی تو، ای انسان!
 
جنگل، ای روییدۀ آزاد
بی دریغ افکنده روی کوه ها دامان
آشیان ها بر سر انگشتان تو جاوید
چشمه ها در سایبان های تو جوشنده
آفتاب و باد و باران بر سرت افشان
جان تو خدمتگر آتش
سر بلند و سبز باش، ای جنگل انسان!
 
«زندگانی شعله می خواهد»، صدا سر داد عمو نوروز
شعله ها را هیمه باید روشنی افروز
کودکانم، داستان ما ز آرش بود
او به جان خدمتگزار باغ آتش بود
 
روزگاری بود
روزگار تلخ و تاری بود
بخت ما چون روی بد خواهان ما تیره
دشمنان بر جان ما چیره
شهر سیلی خورده هذیان داشت
بر زبان بس داستان های پریشان داشت
زندگی سرد و سیه چون سنگ
روز بد نامی
روزگار ننگ
 
غیرت اندر بندهای بندگی پیچان
عشق در بیماری دل مردگی بیجان
 
فصل ها فصل زمستان شد
صحنۀ گلگشت ها گم شد، نشستن در شبستان شد
در شبستان های خاموشی
می تراوید از گل اندیشه ها عطر فراموشی
 
ترس بود و بال های مرگ
کس نمی جنبید، چون بر شاخه برگ از برگ
سنگر آزادگان خاموش
خیمه گاه دشمنان پرجوش
 
مرزهای ملک
همچو سرحدات دامن گستر اندیشه، بی سامان
برج های شهر
همچو باروهای دل، بشکسته و ویران
دشمنان بگذشته از سرحد و از بارو
 
هیچ سینه کینه ای در بر نمی اندوخت
هیچ دل مهری نمی ورزید
هیچ کس دستی به سوی کس نمی آورد
هیچ کس در روی دیگر کس نمی خندید
 
باغ های آرزو بی برگ
آسمان اشک ها پربار
گرم رو آزادگان در بند
روسپی نامردمان در کار
 
انجمن ها کرد دشمن
رایزن ها گرد هم آورد دشمن
تا به تدبیری که در ناپاک دل دارند
هم به دست ما شکست ما براندیشند
نازک اندیشانشان، بی شرم
که مباداشان دگر روز بهی در چشم
یافتند آخر فسونی را که می جستند
 
چشم ها با وحشتی در چشم خانه
هر طرف را جستجو می کرد
وین خبر را هر دهانی زیر گوشی بازگو می کرد

آخرین فرمان، آخرین تحقیر
مرز را پرواز تیری می دهد سامان
گر به نزدیکی فرود آید
خانه هامان تنگ
آرزومان کور
تا کجا؟ تا چند؟
آه! کو بازوی پولادین و کو سر پنجۀ ایمان؟»
 
هر دهانی این خبر را بازگو می کرد
چشم ها، بی گفتگویی، هرطرف را جستجو می کرد
 
پیرمرد، اندوهگین، دستی به دیگر دست می سایید
از میان دره های دور، گرگی خسته می نالید
برف روی برف می بارید
باد بالش را به پشت شیشه می مالید
 
صبح می آمد، پیرمرد آرام کرد آغاز
پیش روی لشکر دشمن سپاه دوست
دشت نه، دریایی از سرباز

آسمان الماس اخترهای خود را داده بود از دست
بی نفس می شد سیاهی در دهان صبح
باد پر می ریخت روی دشت باز دامن البرز
 
لشکر ایرانیان در اضطرابی سخت درد آور
دو دو و سه سه به پچ پچ گرد یکدیگر
کودکان بر بام
دختران بنشسته بر روزن
مادران غمگین کنار در
 
کم کمک در اوج آمد پچ پچ خفته
خلق، چون بحری برآشفته
به خروش آمد
خروشان شد
به موج افتاد
برش بگرفت و مردی چون صدف
از سینه بیرون داد
 
«منم آرش
چنین آغاز کرد آن مرد با دشمن
منم آرش، سپاهی مردی آزاده
به تنها تیر ترکش آزمون تلختان را
اینک آماده
 
مجوییدم نسب
فرزند رنج و کار
گریزان چون شهاب از شب
چو صبح آمادۀ دیدار
 
مبارک باد آن جامه که اندر رزم پوشندش
گوارا باد آن باده که اندر فتح نوشندش
شما را باده و جامه
گوارا و مبارک باد!
 
دلم را در میان دست می گیرم
و می افشارمش در چنگ
دل، این جام پر از کین پر از خون را
دل، این بی تاب خشم آهنگ
 
که تا نوشم به نام فتحتان در بزم
که تا کوبم به جام قلبتان در رزم
که جام کینه از سنگ است
به بزم ما و رزم ما، سبو و سنگ را جنگ است
 
در این پیکار
در این کار
دل خلقی ست در مشتم
امید مردمی خاموش هم پشتم
 
کمان کهکشان در دست
کمانداری کمانگیرم
شهاب تیزرو تیرم
ستیغ سربلند کوه مآوایم
 
به چشم آفتاب تازه رس جایم
مرا تیر است آتش پر
مرا باد است فرمان بر
 
ولیکن چاره را امروز زور و پهلوانی نیست
رهایی با تن پولاد و نیروی جوانی نیست
در این میدان
بر این پیکان هستی سوز سامان ساز
پری از جان بباید تا فرو ننشیند از پرواز»
 
پس آن گه سر به سوی آسمان بر کرد
به آهنگی دگر گفتار دیگر کرد:
 
«درود، ای واپسین صبح، ای سحر بدرود!
که با آرش تو را این آخرین دیدار خواهد بود
به صبح راستین سوگند!
به پنهان آفتاب مهربار پاک بین سوگند
که آرش جان خود در تیر خواهد کرد
پس آن گه بی درنگی خواهدش افکند
 
زمین می داند این را، آسمان ها نیز
که تن بی عیب و جان پاک است
نه نیرنگی به کار من، نه افسونی
نه ترسی در سرم، نه در دلم باک است»
 
درنگ آورد و یک دم شد به لب خاموش
نفس در سینه ها بی تاب می زد جوش
 
«ز پیشم مرگ
نقابی سهمگین بر چهره، می آید
به هر گام هراس افکن
مرا با دیدۀ خون بار می پاید
به بال کرکسان گرد سرم پرواز می گیرد
به راهم می نشیند، راه می بندد
به رویم سرد می خندد
به کوه و دره می ریزد طنین زهر خندش را
و بازش باز می گیرد
 
دلم از مرگ بی زار است
که مرگ اهرمن خو آدمی خوار است
ولی، آن دم که زاندوهان روان زندگی تار است
ولی، آن دم که نیکی و بدی را گاه پیکار است
فرو رفتن به کام مرگ شیرین است
همان بایستۀ آزادگی این است
 
هزاران چشم گویا و لب خاموش
مرا پیک امید خویش می داند
هزاران دست لرزان و دل پر جوش
گهی می گیردم، گه پیش می راند
 
پیش می آیم
دل و جان را به زیورهای انسانی می آرایم
به نیرویی که دارد زندگی در چشم و در لبخند
نقاب از چهرۀ ترس آفرین مرگ خواهم کند»
 
نیایش را، دو زانو بر زمین بنهاد
به سوی قله ها دستان ز هم بگشاد:
«برآ، ای آفتاب، ای توشۀ امید!
برآ، ای خوشۀ خورشید!
تو جوشان چشمه ای، من تشنه ای بی تاب
برآ، سر ریز کن، تا جان شود سیراب
 
چو پا در کام مرگی تندخو دارم
چو در دل جنگ با اهریمنی پرخاشجودارم
به موج روشنایی شستشو خواهم
ز گلبرگ تو، ای زرینه گل، من رنگ و بو خواهم
 
شما، ای قله های سرکش خاموش
که پیشانی به تندهای سهم انگیز می سایید
که بر ایوان شب دارید چشم انداز رویایی
که سیمین پایه های روز زرین را به روی شانه می کوبید
که ابر آتشین را در پناه خویش می گیرید
غرور و سربلندی هم شما را باد!
امیدم را برافرازید
چو پرچم ها که از باد سحرگاهان به سر دارید
غرورم را نگه دارید
به سان آن پلنگانی که در کوه و کمر دارید»
 
زمین خاموش بود و آسمان خاموش
تو گویی این جهان را بود با گفتار آرش گوش
به یال کوه ها لغزید کم کم پنجۀ خورشید
هزاران نیزۀ زرین به چشم آسمان پاشید
 
نظر افکند آرش سوی شهر، آرام
کودکان بر بام
دختران بنشسته بر روزن
مادران غمگین کنار در
مردها در راه
سرود بی کلامی، با غمی جان کاه
ز چشمان بر همی شد با نسیم صبح دم هم راه
کدامین نغمه می ریزد
کدام آهنگ آیا می تواند ساخت
طنین گام های استواری را که سوی نیستی مردانه می رفتند؟
طنین گام هایی را که آگاهانه می رفتند؟
 
دشمنانش، در سکوتی ریشخند آمیز
راه وا کردند
کودکان از بام ها او را صدا کردند
مادران او را دعا کردند
پیرمردان چشم گرداندند
دختران، بفشرده گردنبندها در مشت
هم او قدرت عشق و وفا کردند
 
آرش، اما همچنان خاموش
از شکاف دامن البرز بالا رفت
وز پی او
پرده های اشک پی درپی فرود آمد»
 
بست یک دم چشم هایش را عمو نوروز
خنده بر لب، غرقه در رویا
کودکان، با دیدگان خسته و پی جو
در شگفت از پهلوانی ها
شعله های کوره در پرواز
باد در غوغا
 
شامگاهان
راهجویانی که می جستند آرش را به روی قله ها، پیگیر
بازگردیدند
بی نشان از پیکر آرش
با کمان و ترکشی بی تیر
 
آری، آری، جان خود در تیر کرد آرش
کار صدها صدهزاران تیغۀ شمشیر کرد آرش
 
تیر آرش را سوارانی که می راندند بر جیحون
به دیگر نیمروزی از پی آن روز
نشسته بر تناور ساق گردویی فرو دیدند
و آن جا را، از آن پس
مرز ایران شهر و توران باز نامیدند
 
آفتاب
در گریز بی شتاب خویش
سال ها بر بام دنیا پاکشان سر زد
 
ماهتاب
بی نصیب از شبروی هایش، همه خاموش
در دل هر کوی و هر برزن
سر به هر ایوان و هر در زد
 
آفتاب و ماه را در گشت
سال ها بگذشت
سال ها و باز
در تمام پهنۀ البرز
وین سراسر قلۀ مغموم و خاموشی که می بینید
وندرون دره های برف آلودی که می دانید
رهگذر هایی که شب در راه می مانند
نام آرش را پیاپی در دل کهسار می خوانند
و نیاز خویش می خواهند
 
با دهان سنگ های کوه آرش می دهد پاسخ
می کندشان از فراز و از نشیب جاده ها آگاه
می دهد امید
می نماید راه
 
 در برون کلبه می بارد
برف می بارد به روی خار و خارا سنگ
کوه ها خاموش
دره ها دلتنگ
راه ها چشم انتظار کاروانی با صدای زنگ
 
کودکان دیریست در خوابند
در خواب است عمو نوروز
می گذارم کنده ای هیزم در آتشدان
شعله بالا می رود پر سوز

از : شعر آرش کمانگیر سیاوش کسرایی


برچسب‌ها: شعر
+ نوشته شده در  یکشنبه 27 مرداد1392ساعت 23:22  توسط پرویز ستوده شایق  | 


برچسب‌ها: تجهیزات کوهنوردی
+ نوشته شده در  یکشنبه 27 مرداد1392ساعت 11:9  توسط پرویز ستوده شایق  | 


تاریخ : 17و 18 مرداد 1392

اعضاء : پرویز ستوده شایق ، مهدی امیرخانی، حبیب اله داداشی،داود خالقی، سرداری، شهریار عدنان، حمید سفیدیان، خسرو یوسفی قولان

سپاس خدایی را که مرا عاشق کوهستانهایش قرار داد شیفته کمتال و سبلان و علم و دماوندش و....... نمود


ادامه گزارش در صدای کوهستان

ادامه گزارش در نشاط کوهستان 

تصاویر دماوند در امرداد 92



برچسب‌ها: گزارش برنامه, قله دماوند
+ نوشته شده در  شنبه 26 مرداد1392ساعت 12:24  توسط پرویز ستوده شایق  | 

تاریخ اجرای برنامه : جمعه 25 مرداد 92

نفرات : دکتر ماندگار ، خانم ناظم ، علی آقا ، حبیب و من

کلون بستک یکی از قلل بالای 4000 متر در شمال گردنه دیزین اینروزها پذیرای کوهنوردان بسیاری است که می خواهند ، صعود به قله دماوند داشته باشند و صعود به کلون بستک و شب مانی در آن را برای قرارگرفتن در ارتفاع انتخاب می کنند . این سومین صعود من در هفته های اخیر به قله کلون بستک می  باشد ، دو بار در ماه مبارک رمضان و یک بار هم امروز ، در صعود اول ماه مبارک قبل از ظهر به تهران بازگشتیم ، در صعود دوم خط الراس قله کلون بستک به سرکچال را رفتیم و صعود سوم را در حالی انجام دادیم که کوهنوردان بسیاری از داخل و خارج کشور اقدام به صعود و شب مانی در این قله را داشتند . در ادامه تصاویری از این برنامه تقدیم حضورتان خواهد شد .

نفرات از راست : خانم ناظم ، علی آقا ، حبیب ، من و سید ( راننده ون )



و دکتر ماندگار


چای صبحگاهی سید ، در ابتدای مسیر


و بسکویت خانم ناظم و کیک صبح علی آقا

دکل مخابراتی در گردنه دیزین در ارتفاع 3400 متر دیگر تبدیل به یک پارکینگ بزرگ برای صعود به قله کلون بستک شده است .





آماده حرکت می شویم




ریبایی های کوهستان همواره در لابلای تیغ هایش نیز ستودنی است


گروه های بسیاری که در مسیر صعود قله کلون بستک بودند


و گروه کوچک ما که دیگر مشابه یک خانواده شده است ، لحظاتی که به لطف جناب آقای دکتر ماندگار گرد هم می آییم تا در طبیعت پاک کوهستان نفس بکشیم .




و دکتر ماندگار که کمتر در مقابل دوربین ظاهر می شود ولی من هم از هر فرصتی برای به تصویر کشیدن مهربانی هایش ، لنز دوربین را به سوی روانه می کنم و هیچگاه تصاویر گویای محبت های بیکران او نبوده است ، باید با دکتر همکلام و همنورد باشی تا اوج انسانیت او را لمس کنی ....
او که به تازگی از سفر اروپا و کانادا بازگشته است ، خاطرات بسیار شیرینی را از گشت و گذار در کوهستان های فرانسه و سوئیس و کانادا برایمان داشت ، بیس کمپ مون بلان ، کوهستان زیبای مت هورن و آیگر و ... سیستم های جا افتاده و برنامه ریزی شده کوهنوردی را که در آن راهنمایان کوهستان تشکیلات کاملاً جا افتاده ، بیمه های کوهستان و آموزش که رکن اصلی صعود به هر قله و مسیری است و کسی بدون تجهیزات اجازه قدم گذاشتن در کوهستان را ندارد ، وقتی صحبت از جریمه 2000 دلار برای ریختن یک زباله در کوهستان را می گفت من شرمنده کوهستان های زیبای کشورم بودم که بدون حامی تمام دامنه هایش را به زباله آلوده ایم .
به دکتر گفتم تا کی این بی ملاحظاتی ما نسبت به طبیعت تمام خواهد شد ؟
در جواب ایشان نیز بر امر آموزش از دوران ابتدای تحصیلی و وضع قوانین سخت گیرانه را مطرح فرمودند که کسی
به خود اجازه آلود محیط زیست را ندهد و دلسوزان واقعاً در عمل دلسوز باشند . آنانی که شعار می دهند خودشان عمل کنند باشند و .....


و خانم ناظم که همراه مهربان در کنار گروه است و حواس اش به تمام اعضاء گروه ، علی رغم خستگی مسافرت چند روزه همراه دکتر ماندگار ، در برنامه حاضر شاد تا تجربیات سفرش را به کوه های آلپ و مون بلان و شامونی و مت هورن و آیگر و کوهستان های دیگر بگوید ، او که تقریباً اکثر سفر را با کوله پشتی ، هوای کوهستان را تنفس کرده است و از شهرهای اروپا بدور و با کوهستان ها بیشتر مانوس بوده است ، واقعاً شنیدن دیده ای ایشان برایمان لذت بخش بود .


در ادامه توقفی کوتاه برای صرف صبحانه داریم که غذاهای ناهار را هم همراه با صبحانه در هوای پاک و خنک کوهستان صرف می کنیم ، تشکر از خانم ستوده بابت پوره و خوراک سیب زمینی ( اسم شو خودم هم نمی دونم )


و مسیر را در راستای صعود به قله کلون بستک پی می گیریم


قبل از قله کلون بستک


با همنوردان صعود به قله کازبک در کشور گرجستان و دوستان گروه کوهنوردی فرهنگسرای بهمن تهران


و همنوردان مسیر که نشاط کوهستان را به خوبی می شناسند


من و آقای مددی از همنوردان صعود به قله کازبک گرجستان در قله کلون بستک


و به اتفاق آقای دکتر ماندگار در قله کلون بستک


و خانم ناظم که از مسیری صخره ایی خود را به قله کلون بستک می رساند


علی آقا در قله کلون بستک ، علی آقا سیستم بی سیم موبایل اپل را بین خود ، آقای دکتر ماندگار و خانم ناظم برقرار کرد تا سیستم ارتباطات گروه نیز تقویت شود ، خدمت دوستان عرض کنم که گوشی های با سیستم عامل اندروید این قابلیت را دارند که به صورت گروپ افراد را به یک دیگر لینک دهند و چنانچه موبایل با سیم کار همراه اول یا ایران سل آنتنی دهی داشته باشند می توانند مانند بی سیم با همدیگر مکالمه داشته باشند . گوشی من این قابلیت را نداشت ولی شاهد مکالمه دوستان بودم و فکر می کنم می تواند در کوهنوردی بسیار کارآمد باشد ، به خصوص در جاهایی که بعد مسافت دارد و افراد از هم دور هستند . توجه داشته باشید ، این امکان جدای صحبت دو طرفه با موبایل می باشد .

بالاخره گروه 5 نفره ما در قله کلون بستک قرار گرفتیم


و دوستان ما در صعود به قله کازبک ، آقا ی سلیمیان  و بانو

با کوهنوردان گروه کوهنوردی فرهنگسرای بهمن



و نگاه به آزاد کوه از قله کلون بستک



با کوهنوردان آلمانی و تعدادی از کوهنوردان ایرانی در قله کلون بستک

بازگشت به پارکینگ و پایان برنامه


برای رفتن به گردنه دیزین :

1- تهران ، اتوبان بابایی (به سمت شرق) ، خیابان استخر (شمال ) ، جاده لشگرک ( سمت فشم ) ،فشم ، میگون ، شمشک ، گردنه دیزین ، چند متر مانه به گردنه دیزین یک جاده خاکی سمت راست دکل ، محل دکل

2- جاده کرج -چالوس ، سه راه دیزین ، به سمت پست اسکی و چمن دیزین ، گردنه دیزین ، محل دکل

پ ن :

تشکر از آقای دکتر ماندگار بابت حضور و حمایت شان از برنامه





برچسب‌ها: گزارش برنامه, قله کلون بستک
+ نوشته شده در  جمعه 25 مرداد1392ساعت 18:24  توسط پرویز ستوده شایق  | 


      سرپرستی هنر وادار کردن دیگران به انجام کاری است که شما می‌خواهید، به نحوی که خودشان هم همان را بخواهند. مهارت‌های پایه سرپرستی عبارتند از:  برنامه‌ریزی، سازماندهی، هدایت و پایش (POLC).

 

برنامه‌ریزیPlanning)):

      پرسش‌های کلیدی برای برنامه‌ریزی دقیق عبارتند از: کجا برویم؟ کی برویم؟ چه کاری انجام دهیم؟ چگونه به مقصد برسیم؟ چه چیزی برداریم؟ چه کسانی را همراه ببریم؟ چند نفر ببریم؟ اگر اتفاقی افتاد چه کنیم؟ و...

      سرپرست یک برنامه‌ی کوهنوردی، با توجه به ویژگی‌های خاص آن، باید انعطاف‌پذیر و سازگار با شرایط متغیر باشد، جاری بودن تا پایان برنامه و انطباق با تغییرات ضمن صعود را لحاظ کند و راه حل‌هایی برای مشکلات احتمالی ارائه دهد و سلسله اقدامات متفاوتی را برای موقعیت‌های مختلفی که ممکن است پدید آیند، پیش پای گروه بگذارد.

 

سازماندهی (Organizing):

      سازماندهی یعنی آماده‌سازی اعضای گروه برای انجام کارهای ضروری، در راستای اهداف گروه. سرپرست خوب کارها را میان اعضا تقسیم می‌کند تا خودش از اشتغال به کارهای روزمره آزاد شود و همه‌ی اعضا در فرآیند برنامه‌ریزی و اجرا، شریک گردند. سر پرست نه تنها باید اعضا را آموزش دهد، بلکه باید مطمئن شود که آموزه‌هایش روشن و استاندارد بوده و برای اعضا کاملاً قابل درک هستند. مثلاً در باد شدید یا نزدیک یک رودخانه‌ی خروشان، فرمان‌های سرپرست ممکن است به خوبی شنیده نشده، و فاجعه به بار آید. پس همه‌ی افراد گروه باید پس از شنیدن هر فرمان، با تکرار آن یا حرکت دادن دست، دریافت آن را اعلام نمایند.

 

هدایت (Leadership):

      تصمیم‌گیری، ضروری‌ترین مهارت سرپرستی است. شما به عنوان سرپرست، باید صدها تصمیم برپایه‌ی مشاهده‌ی دقیق گروه و محیط بگیرید. باید پیوسته از وضع روانی و جسمی هر یک از اعضا آگاه باشید و هم‌زمان به تغییرات محیط توجه نمایید. البته سرپرست خوب همه‌ی تصمیم‌ها را خودش نمی‌گیرد، بلکه گروه را هرچه بیشتر در تصمیم‌گیری شرکت می‌دهد. اگر بر پایه‌ی ارزیابی یا تجربه‌ی خود تصمیم به تغییر برنامه‌ی اولیه‌ی گروه می‌گیرید، باید آن را به آگاهی اعضا برسانید و اگر زمان اجازه می‌دهد، آن را به بحث بگذارید. البته در شرایط اضطراری یا زمانی که گزینه‌ی دیگری وجود ندارد، حرف آخر را سرپرست می زند. سرپرست باید به یاد داشته باشد که نخستین و مهم‌ترین وظیفه‌ی او تأمین امنیت تک تک اعضا است و موفقیت صعود، لذت اعضا و سایر اهداف، در درجات بعدی اهمیت جای دارند.

 

پایش (Control):

      اگرچه سرپرست کارها را تقسیم می‌کند، نظارت بر انجام درست آن‌ها با خود او است. مثلاً سرپرست باید پیش  از حرکت، از کامل و مناسب بودن تجهیزاتی که اعضا تدارک دیده‌اند مطمئن شود. در ضمن سرپرست باید با پرسش و مشاهده‌ی مستقیم، پیوسته وضعیت اعضا را کنترل نماید. سرپرستی که از مشاهده‌ی دقیق اعضای گروه غفلت می‌کند، ممکن است باوجود وضع وخیم برخی از اعضا (خستگی، گرمازدگی، سرمازدگی و...) همچنان گروه را به پیش ببرد و در آستانه‌ی فاجعه قرار دهد. فراموش نکنیم که مهارت‌های چهارگانه‌ی بالا، کاملاً مجزا از یکدیگر نیستند و در کنار یکدیگر معنی و مفهوم پیدا می‌کنند. مهارت‌هایی هست که شما را به یک راهبر نیرومند مبدل می‌نماید. البته این مهارت‌ها در شهر و خانه هم به اندازه‌ی صعود، ارزش و کارایی دارند. رفتار ضمن صعود، کارایی، ارتباط، قضاوت، تصمیم‌گیری، تحمل، خود آگاهی و بصیرت از مهم‌ترین این مهارت‌ها هستند. در ادامه به توضیح بیشتر این موارد می‌پردازیم.

 

ـ رفتار صعود: یعنی همکاری و تنش زدایی، کارگروهی و حفظ انگیزه‌ی خود و دیگران، حل شدن در یک گروه بسیار متنوع و ...

مثال: پس از چندین کیلومتر کوه‌پیمایی سنگین و خسته‌کننده، نوبت برپا کردن چادر در زیر باران فرارسیده، ولی همه خسته وخیس هستند. سرپرست بر می خیزد و با گفتن لطیفه‌ای، سرگرم باز کردن چادر و آماده کردن تیرک‌ها می‌شود.

 

 ـ کارایی: یعنی دانش، مهارت، سازماندهی، مدیریت و توانمندی‌های فنی

مثال: در ساعات پایان شب همه به چادرها پناه برده‌اند تا بخوابند ولی دو تن از اعضا بلند بلند حرف می‌زنند و می‌خندند. سرپرست با آرامش، ولی قاطعانه به آن‌ها می‌فهماند که از ایشان در آن ساعات انتظار سکوت و استراحت دارد.

 

ـ قضاوت و تصمیم‌گیری: یعنی گزینش تصمیم متناسب با شرایط، بهره‌گیری از تجارب موجود برای داوری درست، و یاری گرفتن از نقاط قوت، دانش و مهارت‌های اعضای گروه برای چیرگی بر دشواری‌ها.

مثال: جای مناسبی برای برپا کردن بارگاه پیدا کرده اید اما در مورد امنیت آن تردید دارید. با اعضای با تجربه گروه مشورت می‌کنید و با در نظر گرفتن مطالب مطرح شده، تصمیم نهایی را خودتان می‌گیرید.

 

ـ تحمل و شکیبایی: یعنی تاب آوردن و حتی لذت بردن از دشواری و مبارزه، سازگار شدن با تغییرات و ناشناخته‌ها، تبدیل کردن هرچالش به یک فرصت و تصمیم‌گیری درست و متمرکز بر هدف، در شرایط پر تنش.

مثال: در راه قله با واقعیت ناگوار تغییر شرایط جوی روبرو می‌شوید. رسیدن به هدف اصلی گروه (صعود قله) خالی از خطر نیست. از سوی دیگر بازگشت به شهر با دست خالی نیز نارضایتی اعضای گروه را در پی دارد. سرپرست با مرور گزینه‌های موجود، مسیر را تغییر داده و یکی از قلل نزدیک را، که دارای جانپناهی مطمئن و مناسب است، به عنوان هدف جدید گروه معرفی می‌کند.

 

ـ بصیرت: یعنی مشاهده و ارزیابی امکانات موجود در هر موقعیت، یافتن راه‌های برانگیختن اعضا و پیشبرد گروه، بهره‌گیری از اهداف گروه به‌عنوان راهنمای عملکرد و ایفای نقش آغازگری

مثال: مسیر صعود به قله بسیار طولانی و خسته کننده است و اعضای گروه انگیزه‌ی ادامه‌ی کار را از دست داده‌اند. شما مسیر دیگری می‌شناسید که چشم‌اندازهای بدیع و زیبا، و امکانات جذاب دیگری دارد. با توضیح ویژگی‌های مسیر تازه و تشویق اعضا به ادامه‌ی صعود از طریق مسیر جدید، می‌توان به هدف گروه دست یافت.

 

ـ هوشیاری و مشاهده‌گری: سرپرست باید تغییرات وضع هوا، دشوار شدن مسیر و هر تغییر محیطی دیگر را که بر گروه موثر باشد، به دقت مورد توجه قرار دهد. سرما، گرما، رطوبت و باد شدید می‌توانند خطرناک باشند. پیش از آن‌که شرایط، شما را وادار به اقدام نماید، اقدام ضروری را انجام دهید، زیرا ممکن است آن هنگام، دیر باشد. اطمینان از مناسب و کافی بودن پوشاک نفرات، یافتن یا برپا کردن به موقع سرپناه، پایین آوردن به موقع فرد دچار کوه گرفتگی و... از جمله‌ی این اقدامات هستند. توجه به علایم ناگفته، فشار و ناراحتی در اعضای گروه، و توجه بیش از پیش به وضعیت جسمی و روانی خود و دیگران، در هنگام وخیم شدن وضع هوا از دیگر نکات مهم و قابل توجه است؛ زیرا در  هوای نامناسب، تمام ذخایر جسمی و روانی گروه  برای عملکرد موثر مورد نیاز است.

منبع : طرح درس مربیگری کوه پیمایی درجه سه ویژه مربی 


برچسب‌ها: مطالب آموزشی, سرپرستی
+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 مرداد1392ساعت 23:11  توسط پرویز ستوده شایق  | 


       ×خطر چیست؟

به شرایطی كه گروه را از حالت عادی وطبیعی خود خارج کند خطر گفته می‌شود. اصولاً این حالت ناگهانی بوجود آمده و با آسیب رساندن همراه است. هیچ گاه نمی‌شود شرایط خطر را پیش بینی كرد. البته عملكرد خود انسان هم در بوجود آمدن این شرایط تاثیر دارد كه این حالت از قبل برنامه‌ریزی نمی‌شود. خطر عموما شرایطی است كه دراثر ضعف یا عدم تشخیص در مراحل كنترل گروه بوجود می آید. گاهی خطر به حدی پیشرفت می‌کند كه گروه را وارد شرایط اضطراری یا بحران می‌کند. لذا بایستی خطر را بدرستی شناخت و آمادگی كامل را برای مقابله بدست آورد.

انواع خطر

خطر به دودسته كلی تقسیم می‌شود.

الف) خطرات طبیعی (خطرهایی كه منشأ محیطی دارند).

كوهنوردان درمقابل خطرهایی كه طبیعت منشأ به وجود آمدن آن ها  است، هیچ توانی برای مقابله ندارند فقط می‌توانندبا این خطرات كنار آمده یا ازآن ها بگریزند. اصولا انسان به تنهایی توان مقابله با خشم طبیعت را ندارد؛ چرا كه یکی از ضعیف ترین موجودات در طبیعت است. خطرات طبیعی در کوهستان را به صورت زیر نمایش می‌دهیم.

 خطرات طبیعی در کوهستان

الف : برون زمینی

سیل

بهمن

صاعقه

طوفان

بوران

ب ) درون زمینی

زلزله

آتشفشان


ب) خطرهایی كه انسان در بوجود آمدن آن نقش مستقیم دارد. مانند: نداشتن دانش کوهنوردی، ریزش بهمن توسط انسان، پوشاك نامناسب، غذای بد، ریزش سنگ، برنامه‌ریزی غلط،  تصمیم‌گیری نادرست، كنترل نامناسب گروه و...

 

فلسفه دانستن خطر

دانستن خطر و ویژگی های آن درحفظ تعادل و برگرداندن شرایط عادی باتصمیم‌گیری های درست برای رسیدن به هدف لازم است

 

ویژگی هایی كه خطر با خود به همراه دارد عبارتند از:

1- تغییرات مكرر وضعیت

5- دنبال كردن اهداف شخصی درگروه

2- وجود تضاد و تعارض گسترده دربین اعضاء

6- ازبین رفتن هویت، باورها و ارزشها

3- نبرد و مبارزه با هر وسیله ممكن

7- پیچیدگی وعدم اطمینان به محیط پیرامون واعضاء گروه

4- تغییر میزان مشاركت اعضای گروه در کار گروهی    

8- بوجود آمدن ابهام، شك و تردید

 

ازطرفی دانستن خطر برای انسان امتیازاتی را به دنبال خواهد داشت كه عبارتند از:

 

1- درك صحیح ازشرایط حاكم برگروه 

5- آمادگی برخورد با موانع

2- برگرداندن آرامش به گروه           

6- كسب هدف ونتایج مورد نظر

3- مشكل گشایی از گره های كور

7- جایگزینی هدف و اولویت بندی دربرنامه

4- تلاش برای پیروزی

 

 

افرادی كه خطر را نشناخته و ندانسته به سمت آن می‌روند برای خود شرایطی را فراهم می‌کنند كه باعث بوجود آمدن نتایج جبران ناپذیری خواهد شد. مواردی كه زمان خطر بوجود می‌آید همانند:

1- هدر رفتن انرژی و توان

5- تسلیم شرایط شدن

2- تنش های مداوم برای سازمان گروه      

6- واپس گرایی

3- هدر رفتن منابع

7- شكست برنامه و اهداف گروه

4- عجز وناكامی

 

                                                             

با دانستن خطر می‌توان امیدوار بود درصد ریسك پذیری وموفقیت اهداف تعیین شده به بالاترین حد خود برسد.

 

       ×كارهایی كه قبل از خطر باید انجام داد:

اصولی ترین روش كنترل خطر و به نظم در آوردن شرایط، ایجاد فرهنگ سازمانی و توجه جدی به امر آموزش در گروه های كوهنوردی است. آموزش محور توسعه در هر سازمان می‌باشد. ایجاد بستر آموزش برای بالا بردن روحیه‌ی كار گروهی و مدیریت بحران در سطوح ملی، سازمانی، منطقه ای و گروهی لازم است. از طرفی ترغیب به ثبات و توسعه سازمان وتشكیلات، موفقیت گروه را دو چندان می‌کند. بستر آموزش، برای آرامش و اطمینان افراد در مقابل خطر پذیری و ایمن سازی در بحران می‌باشد.

وقتی خطر بوجود آمد تبعات آن از داخل گروه به بیرون می‌رود و بازتاب منطقه ای یا ملی آن می‌تواندباعث بوجود آمدن بحران شود. لذا خطر به سازمان و گروه پشتیبانی نیز ارتباط پیدا می‌کند.

اگر عوامل خطر را بشناسیم و اطلاعات كافی داشته باشیم، با استفاده از آن ها می‌توانیم از وقوع حادثه و تبدیل آن به بحران جلوگیری كنیم. همیشه پیشگیری بهتر از درمان است، تشكیل گروه های كوه نوردی آماده‌ی خدمات بحران و تدوین سازمان امداد و نجات و داشتن برنامه مناسب برای عملیاتی كردن هم زمان تمامی گروه های كوه نوردی شهر، از اقدامات مهم قبل از خطر است. در ادامه به نكاتی برای مثال اشاره می‌كنیم.

- آگاهی علمی از موارد خطر در كوهستان

- آموزش ومانورسرعت عمل، نحوه اطلاع رسانی، عملیات بحران، خطرات كوهستان، مدیریت بحران.

- مهره چینی و تقویت نیروهایی كه در زمان بروز خطر بكار می‌آیند.

- تهیه ابزار و تجهیزات مورد نیاز برای زمان خطر.

- كسب دانش نجات

- كد بندی وتعریف خطرات كوهستان برای اطلاع عموم با توجه به شرایط منطقه

- تمرین آرامش را دستوركار قرار دهید.

نكته: این سوال را همیشه به خاطر داشته باشیم:

چگونه می خواهیم در زمان خطر موفق عمل کنیم ؟


       ×كارهایی كه در زمان بروز خطر انجام می‌دهیم:

بحران دركوهستان از گروه های كوچك كوه نوردی شروع شده وتا سطح ملی هم می رسد. توجه داشته باشید كه در زمان بروز خطر خودتان می‌توانید بهترین خدمات را ارائه دهید پس هیچگاه خودتان را دست كم نگیرید. لازم است بدانید اولین ابزار بحران وخطر پذیری اعتماد به نفس و دانش مبارزه با خطر است.

 

در زمان بروز خطر واكنشهایی از انسان سر می زند كه عبارتند از:

1- مرحله بروز خطر                                      4- مرحله تشکیل یا بازسازی گروه و تجدید قوا وكمك رسانی

2- مرحله قهرمان نمایی                               5- مرحله فراموش كردن

3- مرحله مواجه با واقعیت                            6- مرحله گزارش حادثه و تهیه صورتجلسه

 

دانستن این موارد به انسان كمك می‌کند كه روحیه و حالت منسجم داشته و با عكس العمل منطقی با  خطر برخورد كند


برچسب‌ها: مطالب آموزشی, خطرات کوهستان
+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 مرداد1392ساعت 22:54  توسط پرویز ستوده شایق  | 


صعود تیمی از دوستان کوه‌نورد به قله‌ی «لنین»

بر اساس خبر ارسالی به «کوه‌نوشت»؛ یک تیم متشکل از دوستان کوه‌نورد، روز چهارشنبه ۲۳ مرداد ماه موفق به صعود قله‌ی ۷۱۳۴ متری «لنین» شدند. 

اعضای تیم که در قالب برنامه‌ای مستقل عازم این برنامه شده بودند متشکل از؛ ایرج معانی (سرپرست)، علی ولی زاده (مربی)، علیرضا بیاتانی (امدادگر)، روح اله علی اکبری (تدارکات)، علی توکلی، محمد جواد اکبری، نادر رضائیان پور، رضا حکیمی، مهدی هنرمند (از اعضای گروه کوه نوردی همت شمیران) و فاطمه توتونچی می‌باشند.

این گزارش حاکی‌ست: نفرات صعود کننده هم‌اکنون در کمپ یک به سر می‌برند و فردا به کمپ اصلی بازخواهند گشت.

شایان ذکر است؛ روابط عمومی گروه «همت شمیران» نیز با ارسال خبر دیگری اعلام کرده بود؛ اعضای این تیم مقارن با برنامه صعود قله، در جشنواره کوه‌نوردان برتر، به‌مناسبت سالگرد اولین صعود به قله «لنین» که توسط فدراسیون جهانی کوه‌نوردی برگزار شده است نیز شرکت کرده‌اند.

به یکایک اعضای این تیم به خصوص دوستان عزیز؛ «ایرج معانی» و «علی ولی زاده» صمیمانه تبریک عرض می‌نمائیم.

نشاط کوهستان نیز به نوبه خود صعود افتخار آفرین این عزیزان را تبریک عرض می نماید ....

نقل از : کوه نوشت


برچسب‌ها: اخبار کوهنوردی
+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 مرداد1392ساعت 14:56  توسط پرویز ستوده شایق  | 

بعضی از پست ها را برای دل خودم می نویسم ، این پست از اون بعضی هاست ، اگر دوست نداشتین تو این فضای قرار بگیرید این پست را گذر کنید ، یادی از ایام جوانی است و گاهی مرور خاطرات برام جذاب هستش ...

    برش های زمان برای افراد مختلف ارزش های ویژه ایی دارد ، در زمانی خاص حس و حالی به خصوص به انسان ها دست می دهد که تا پایان عمر فراموش نخواهد شد ، گذر زمان بر آن خاطرات تاثیر ندارد ، حس پاکی ها و دنیای پاکی در دورانی که یک قدم تا مرگ فاصله نداری از آن جمله خاطرات است ، دوستان به قدری نزدیک اند که یکی دیده می شوند ، رفیق بر خود آدم ترجیج داده می شود ، در جایی که باید از جان مایه بگذاری برای رفیق و دوست بدون اینکه او خبر دار شود اقداماتی انجام می دهی او بماند .
کسانی که دوران دفاع مقدس را حس کرده اند ، از اینگونه حس و حال به دور نیستند ، خاطراتی از دنیای پاکی ها بر می گردد به آن زمان ، لحظات قصه ساز بودند ، هر رفتاری خالصانه بود ، خاطره نبود نوعی زندگی بود ، زندگی که بخش هایی آن می توانست تا آخر عمر در بایگانی ذهن شما باقی بماند .
دیدن تصاویر آن زمان گویای ، آن بخش زیباست  ، به تمام همرزمانم درود می فرستم ......

تصاویری از کردستان ، شهرستان سقز  ،روستای عربلنگ سال 1362




همراه با دوستانی از شهرستان ساوجبلاغ



























پ ن :
عکس ها دیجیتان نیستند و بدلیل اسکن شدن کیفیت مناسبی ندارند ، این تمام چیزی است که در اختیار دارم ، نه آن چیزی کهدوست دارم داشته باشم تا تقدیم شما بزرگوراران نمایم .


برچسب‌ها: خاطرات جبهه
+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 مرداد1392ساعت 23:18  توسط پرویز ستوده شایق  | 
































شاد و با نشاط باشید


برچسب‌ها: قله دماوند
+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 مرداد1392ساعت 18:20  توسط پرویز ستوده شایق  | 

  شناخت طبیعت ایران ، اعم از کوه ها ، دشت ها ، دره ها ، رودها و ... می تواند در ورود به این مناطق اطلاعات مناسبی را در اختیارمان قرار دهد . بخشی از طبیعت ایران که رودها و رودخانه های کشور عزیزمان است ، بخشی از رودهای در داخل کشور قراردارند و تعدادی از رودها به سمت خارج از کشور سرازیر می شوند و تعدادی نیز از کشورهای همسایه آغاز و به کشور ما وارد می شود . مطلب این پست در نشاط کوهستان به رودهای مرزی ایران می پردازد امیدوارم براتون مفید باشید .
  کشور جمهوری اسلامی ایران با کشورهای همجوار دارای مرزهای آبی متعدد و متنوعی می باشند. نزدیک به 22درصد (1918 کیلومتر) از مرز مشترک کشور را 26 رودخانه کوچک و بزرگ تشکیل می دهند. (کل مرزهای کشور حدود 8755کیلومتر است که از این مقدار 2700 کیلومتر از آن دریائی و 4137 کیلومتر نیز خشکی میباشد).برزگترین مرز رودخانه ای مربوط به روخانه ارس به طول 475 کیلومتر و کوچکترین مرز رودخانه ای مربوط به رودخانه دریرج به طول تنها 5/2 کیلومتر و قسمتی از مرز مشترک ایران با عراق می‌باشد.تنها رودخانه مرزی قابل کشتیرانی ایران اروند رود به طول 86 کیلومتر با کشور عراق می باشد
. 


وضعیت مهمترین رودخانه های ورودی به کشور

به طور خلاصه مهمترین رودخانه های ورودی به کشور را می توان رودخانه های هیرمندو هریرود در شرق و ارس ، ساریسوو قره سو در غرب دانست که در ذیل به آنها پرداخته خواهند شد. 

·         رودخانه هیرمند

رودخانه هیرمند با آورد تقریبی سالانه حدود 5/8 میلیارد متر مکعب از کوههای غرب کابل سرچشمه گرفته و پس از طی 1050 کیلومتر وارد می شود در حال حاضر سهم ایران از آب رودخانه هیرمند حدود 26 مترمکعب در ثانیه با حدود 800 میلیون مترمکعب در سال است. 

·         رودخانه هریرود

رودخانه هریرود در شرق کشور با دبی متوسط سالیانه حدود 1/2 میلیارد مترمکعب جاری می باشد که طبق آخرین توافق انجام شده، کشور ایران حق استفاده از 50% آب را دارد. میزان برداشت فعلی آب از رودخانه هریرود حدود 150میلیون مترمکعب است و این رودخانه که حدود 112کیلومتر از مرز مشترک ایران و ترکمنستان را تشکیل می دهد پس از دریافت شاخه کشف رود از ایران خارج می شود. میزان آب خروجی از این نقطه شاید به دلیل کم اهمیتی آن تاکنون گزارش نشده است ولیکن به نظر می رسد این مقدار می تواند بعنوان درصدی از آب خروجی کشور به حساب آید. 

·         رودخانه های ساری سو و قره سو

این رودخانه ها در غرب کشور و در مرز کشور ایران و ترکیه قرار دارند. پروتکلهای در خصوص بهره برداری از آب آنها بین کشور ایران و ترکیه وجود دارد، ولی همواره بر سر اجرای آنها اختلافاتی با کشورهای مقابل وجود داشته است .

این رودخانه از کشور ترکیه سرچشمه گرفته و پس از طی 1070کیلومتر به دریای خزر می ریزد که 475 کیلومتر از آن مرز بین کشور ایران با ارمنستان و آذربایجانرا تشکیل می دهد. حجم آورد سالیانه ارس در قسمتهای مختلف رودخانه به دلیل اضافه شدن سرشاخه ها به آن متفاوت است. این مقدار در محل سد ارس طبق گزارشات موجود حدود 4/8 میلیاردر مترمکعب می باشد. بهره برداری از آب رودخانه ارس به نسبت مساوی 50- 50 بین ایران و کشورهای همسایه تقسیم شده است. 

 

وضعیت مهمترین رودخانه های خروجی از کشور

در این بخش نیز مهمترین رودخانه های خروجی از کشور را می توان رودخانه های شمال استان خراسان، رودخانه اترک و رودخانه های غرب کشور دانست که توضیحات اجمالی پیرامون آنها در ذیل آورده میشود. 

·         شمال استان خراسان

این رودخانه ها عمدتا به صورت متوالی از ایران سرچشمه گرفته و با آورد سالیانه حدود 120 میلیون مترمکعب از کشور خارج می شوند حقابه ایران از آب این رودخانه ها طبق پروتکل های موجود عمدتا50 - 50 می باشد از وضعیت بهره برداری از آنها در حال حاضر اطلاع دقیقی وجود ندارد . 

·         رودخانه اترک

این رودخانه از بخش اترک خارجی که از خاک ترکمنستان سرچشمه گرفته و بزرگترین شاخه آن رودخانه سمبار است و اترک داخلی که در داخل کشور ایران جریان دارد تشکیل یافته است. این دو شاخه در محلی که نام چات تلاقی کرده و پس از طی 80 کیلومتر از مرز در کشور در محلی بنام داشلی برون به طرف خاک ترکمنستان تغییر مسیرداده و از طریق خاک ترکمنستان وارد دریای خزر می شود. حجم جریان سالیانه در محل چات حدود 440میلیون مترمکعب است که 220میلیون مترمکعب از آن سهم ایران بوده و 85میلیون مترمکعب در حال حاضر در دست بهره برداری است . 

·         رودخانه های غرب کشور

این رودخانه ها را به طور کلی می توان به دو دسته رودخانه های با آبدهی کم تا متوسط و رودخانه های با آبدهی زیاد تقسیم بندی کرد. 

در بخش رودخانه های با آبدهی کم تا متوسط رودخانه هائی چون قوره تو، کنگیر، میمه ، دویرج و ... وجود دارند که عموما از ایران سرچشمه گرفته و به صورت متوالی می‌باشند. رودخانه هائی که خط مرز دو کشور را قطع می کنند متوالی و رودخانه های در امتداد مرز دو کشور را محاذی می گویند. 

پروتکلهای موجود بهره برداری از آبها اغلب به میزان 50 - 50 می باشد. 

در بخش رودخانه های با آبدهی زیاد رودخانه های ذاب و سیروان قرار دارند رودخانه های ذاب و سیروان مجموعا آورد متوسط سالیانه حدود 3-4 میلیارد مترمکعب را از کشور خارج کرده و هیچگونه پروتکلی جهت بهره برداری از آب آنها با کشور مقابل وجود ندارد. 

·         رودخانه آستارا جای

این رودخانه از ارتباطات مشترک در کشور ایران و آذربایجان در شمال غربی ایران سرچشمه گرفته آورد سالیانه أی حدود 70 میلیون مترمکعب را جمع آوری و به دریای خزر می ریزد. این رودخانه در قسمت اعظمی از طول کوتاه خود مرز دو کشور را تشکیل می دهد و تاکنون نیز پروتکل رسمی در خصوص بهره برداری از آب آن بین دو کشور منعقد نشده است. 


برچسب‌ها: مطالب آموزشی, رودهای ایران
+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 مرداد1392ساعت 12:13  توسط پرویز ستوده شایق  | 

تعداد چشمه ها و مقدار آب آنها گاهی اوقات بستگی به چگونگی ساختار سنگ‌های کوهستان نیز دارد، برای مثال کوهستانی که از نوع سنگ‌های آهکی باشد، بالطبع آب راه خود را بهتر باز نموده و از مناطق مختلفی می‌جوشد و بیرون می‌آید ولی در مناطقی با سنگ‌های سخت تر و مقاوم تر، این کار کمتر اتفاق می‌افتد.

به هر تقدیر با وجود کم آبی، تغییر فصل و نوع سنگ‌های کوهستان همانگونه که اشاره شد بندرت کوهستانی پیدا می‌کنید که در هر زمان و هر فصل از سال در آن آب پیدا نشود لذا خیلی زودتر و راحت تر از سایر مناطق خشک به آب دسترسی پیدا خواهید کرد، این امر فقط نیازمند مقداری تلاش و هوش شما می‌باشد.

بنابراین در این مبحث چند روش از چگونگی یافتن آب در کوه به منظور افزایش سطح آگاهی شما عزیزان ارایه می‌گردد امیدوارم که مفید واقع شود :

الف- در کوهستان هنگام بارش باران به علت ساختار طبیعی منطقه، آبها به طرف دره سرازیر می‌شوند و به دلیل شیب کوهپایه ها جریان همیشه به طرف پایین بوده و در ته دره جمع می‌شوند مقداری از این آبها در زمین نفوذ کرده و بقیه آب به جریان خود ادامه می‌دهد آبی که در زمین نفوذ می‌کند در طبقات زیرین زمین ذخیره می‌شود در چنین دره‌هایی بیشتر ناحیه‌های آن اشباع شده است و کافی است اقدام به کندن چاله ای به عمق حدود 120 سانتی متر نمایید تا به راحتی به آب‌های ذخیره شده در زمین دسترسی پیدا کنید.

ب- آبی که از شیب‌های تند به جریان خود ادامه می‌دهد نمی‌تواند به زمین نفوذ کند و از طریق تبخیر نیز از بین نمی‌رود در نتیجه به طرف عمیق ترین نقطه دره سرازیر می‌شود و در آنجا معمولاً به صورت گودال‌هایی پر از آب تا مدت ها باقی می‌ماند علت تداوم این گودال ها ادامه جریان آب است که معمولاً و جود دارد هر چند بعضی اوقات کم یا زیاد می‌شود این محل اغلب یکی از منابع دسترسی به آب در کوهستان می‌باشد.

پ-بعضی از صخره ها و سنگ‌های بزرگ کوهستانی به علت داشتن رسوبات آهکی و در اثر فرسایش سالیان متوالی حالت گود مانندی به خود گرفته اند، یعنی اطراف سنگ که محکم و خارا بوده باقی مانده و وسط سنگ که رسوبات آهکی بوده به تدریج طی سالیان زیاد فرسایش یافته و به شکل یک دیگ بزرگ در آمده که اصطلاحاً در طبیعت به آن دیگ غول می‌گویند. این دیگ ها محل بسیار خوبی جهت جمع آوری آب باران است و معمولاً در آنها آب پیدا می‌شود.

ث- با حفر نمودن چاله یا گودالی در مجاورت دامنه ها می‌توان آبهای فروکش شده و به حال ذخیره را که به صورت مخزن یا چشمه ای در آمده است بیرون کشید. برای این منظور مناطق سبز دامنه ها را انتخاب کنید و در سبز ترین نقطه آن گودالی حفر نموده و منتظر تراوش آب از آن نقطه باشید.

ج- سنگ‌های آتشفشانی به علت داشتن شکافهای مختلف و متعدد، منابع بسیار خوبی جهت جوشیدن و تراوش آب از محل‌های ذخیره شده زمین از لابلای این شکاف ها است به همین سبب اگر در کوهستانی هستید که دارای سنگهای آذرین است باید در طول دیواره ها و دره‌هایی که از این نوع سنگها تشکیل شده است دنبال آب بگردید.

چ- در هر جای کوهستان که به طبقات سنگهای دارای خلل و فرج برخوردید، مطمئن باشید همانجا یا آب وجود دارد ویا به راحتی می‌توانید با حفر نمودن چاله، آب پیدا کنید.

ح- در مناطقی که دارای خاکهای سست و نرم می‌باشد آب به مراتب بیشتر است و آسانتر از قسمت‌های سنگلاخی می‌توان آب یافت، برای دستیابی به آبهای زیرزمینی در چنین مناطقی، کف نزدیکترین دره یا دامنه کوه را حفر نمایید زیرا در این مناطق بیش از هر جای دیگر منابع آب زیرزمینی به سطح زمین نزدیک تر است.

خ- داخل دره ها در قسمت فوقانی مصب رودخانه ها، حتی اگر خشک هم باشد با کمی‌جستجو می‌توان چشمه‌های آب پیدا نمود و اگر چشمه پیدا نکردید سبزترین و مرطوب ترین نقطه آن محل را حفر نمایید تا به آب دسترسی پیدا کنید.

بطور کلی هر گاه برای بدست آوردن آب تصمیم به حفر زمین کردید بهتر است ابتدا در جستجوی علایم حاکی از وجود آب در آن محل و یا نقطه مورد نظر باشید برای مثال کف دره ای را که در انتهای سراشیبی تند باشد و یا نقطه سرسبزی را که دارای دامنه ای مرطوب و یا در مجاورت چشمه ای بوده است حفر نمایید همچنین در رودهای جلگه ای آب به سطح زمین نزدیکتر است و در نتیجه در چنین مناطقی با اندکی حفر و گود کردن زمین می‌توان به منبع خوبی از آب دسترسی پیدا نمود.

د - اگر در فصل سرما و زمستان در کوهساران مجبور به اقامت اضطراری شدید مساله آب بدون هیچ مشکلی برای شما حل شده است زیرا در چنین فصلی حتی دامنه‌های کوهستان پر از برف است البته در همین فصل هم اگر در نزدیکی محل فرود شما آب چشمه و یا دیگر منابع آبی پیدا شود خیلی بهتر از آب برف و یخ ذوب شده است، ولی در صورت عدم دسترسی به دیگر منابع آبی، باید آب مورد نیاز خود را از طریق ذوب کردن برف و یخ تهیه نمایید.

شایان ذکر است آبی که از یخ ذوب شده بدست می‌آید نسبت به برف ذوب شده دارای حجم بیشتری است زیرا از پنج فوت مکعب برف فقط یک فوت مکعب آب بدست می‌آید، در حالیکه از همان حجم یخ حدود دو فوت مکعب آب مورد بهره برداری قرار می‌گیرد ولی از لحاظ سرعت ذوب شدن برف سریع تر آب می‌شود ( هر فوت مکعب برابر است با 317/28 سانتی متر مکعب است )

البته گاهی ممکن است آبهای بدست آمده از یخ و برف آلوده باشد پس بهتر است بعد از ذوب، آنها را جوشانده و بعد بیاشامید. در نظر داشته باشید که حتی المقدور از یخهای کهنه به رنگ آبی استفاده کنید نه از یخهای تازه که به رنگ خاکستری هستند.

در مواقع اضطراری خوردن مقدار کمی‌برف جهت رفع تشنگی اشکالی ندارد به شرط آنکه از لایه‌های زیرین و عمیق برف برداشته شود. خوردن برف موجب ترک خوردگی لبها می‌شود پس بهتر است به منظور جلوگیری از ترک خوردگی و بریدگی لبها برف را در دهان گذاشته و بمکید تا رفع عطش شود و از خوردن زیاد آن پرهیز نمایید.

در صورتی که در نظر دارید از برف جهت تهیه آب استفاده نمایید و در حال حاضر وسیله ای برای ذوب آن ندارید می‌توانید مقداری برف در ظرف پلاستیکی خود بریزید و درب آن را محکم بسته و بین دو لایه لباس خود بگذارید تا با دمای غیر مستقیم آب بدن آب شود.


برچسب‌ها: مطالب آموزشی, بقاء در طبیعت
+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 مرداد1392ساعت 9:57  توسط پرویز ستوده شایق  | 


 ایران کشوری کوهستانی است که حدود نیمی‌از مساحت آن را کوهها و ارتفاعات پوشانده است.

کوههای ایران از چهار رشته کوه اصلی تشکیل یافته که عبارتند از:

- رشته کوههای غربی

- رشته کوههای جنوبی

- رشته کوههای مرکزی و شرقی

- رشته کوههای شمالی

رشته کوههای شمالی ایران  از کوههای آرارات در ترکیه شروع شده و به ترتیب به کوههای علمدار، سهند، سبلان، طالش و قافلانکوه در آذربایجان و رشته کوههای البرز در شمال استان تهران و قسمت جنوبی استان‌های گیلان و مازندران متصل است و تا کوههای آلاداغ، بینالود، هزار مسجد و قره داغ در خراسان ادامه یافته و در افغانستان به کوههای هندوکش می‌پیوندد. بلند ترین قله ایران در این رشته کوهها قله دماوند با ارتفاع 5671 متر ( 5609 متر در آخرین برآورد ) می‌باشد .

رشته کوههای غربی ایران  نیز از آرارات شروع شده و از شمال غرب به سوی جنوب شرق امتداد می‌یابند این رشته کوه، کوههای ساری راش، چهل چشمه، پنجه علی، الوند، کوههای بختیاری، پیشکوه، پشتکوه، اشترانکوه و زرد کوه را در بر می‌گیرد که رشته کوههای زاگرس نیز جزو همین کوههاست، بلند ترین قله این رشته کوهها قله دنا با ارتفاع 4276 متر است.

رشته کوههای جنوبی ایران از استان سیستان و بلوچستان امتداد یافته و به کوههای سلیمان در پاکستان می‌پیوندد. این رشته کوه شامل کوههای سپیدار، میمه، کوههای بشاگرد و کوه بم پشت می‌باشد .

کوههای مرکزی و شرقی ایران شامل کوههای کرکس، شیرکوه، کوهنیان، جبال بارز هزار بزمان و تفتان است بلند ترین نقطه این رشته کوه در مرکز و جنوب ایران به هزار متر می‌رسد.

اشخاص عادی و کوهنوردان باید اطلاعاتی هر چند نسبی راجع به کوهها، آب و هوای این مناطق، نحوه کوه پیمایی و تردد در کوهستان، تهیه آب و غذا، نحوه پوشاندن و گرم نگاه داشتن بدن و خیلی مسائل و موارد دیگر در رابطه با چگونگی زیست در این مناطق بدانند که اگر احتمالاً به هر دلیلی مجبور به اقامت در مناطق کوهستانی شدند بتوانند به راحتی با مشکلات زندگی در این مناطق کنار بیایند.


برچسب‌ها: کوههای ایران, رشته کوه البرز, رشته کوه زاگرس
+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 مرداد1392ساعت 8:15  توسط پرویز ستوده شایق  | 

 

روزی دوستی از ملانصرالدین پرسید : ملا ، آیا تا بحال به فکر ازدواج افتادی ؟

ملا در جوابش گفت : بله ، زمانی که جوان بودم به فکر ازدواج افتادم

دوستش دوباره پرسید : خب ، چی شد ؟

ملا جواب داد : بر خرم سوار شده و به هند سفر کردم ، در آنجا با دختری آشنا شدم

که بسیار زیبا بود ولی من او را نخواستم ، چون از مغز خالی بود

به بغذاد رفتم : دختری دیدم بسیار تیزهوش و دانا ، ولی من او را هم نخواستم ،

چون زیبا نبود

ولی آخر به شیراز رفتم و با دختری آشنا شدم که هم بسیار زیبا و همینکه ، خیلی

دانا و خردمند و تیزهوش بود . ولی با او هم ازدواج نکردم

دوستش کنجاوانه پرسید : چرا ؟

ملا گفت : برای اینکه او خودش هم به دنبال چیزی میگشت ، که من میگشتم

NOBODY IS PERFECT

هیچ کس کامل نیست


برچسب‌ها: داستان کوتاه
+ نوشته شده در  سه شنبه 22 مرداد1392ساعت 21:49  توسط پرویز ستوده شایق  | 

تاریخ : 18 مرداد 92 در مسیر جنوبی دماوند

این تصاویر واقعی است :

تاسف خوردم که دوربین حرفه ایی در اختیار نداشتم تا از این رنگین کمان زیبا تصویر بهتری بگیرم . هنگام بازگشت از قله دماوند و قبل از رسیدن به گوسفند سرا در حالی که خورشید سمت غرب در حال غروب کردن بود ، مه غلیظی از جنوب به شمال دره منتهی به گوسفند سرا را پر می کرد  ،اثر تشعشع خورشید بر مه یک رنگین کمان دایره ایی زیبایی را ایجاد کرده بود . اگر شما بین مسیر خورشید و رنگین کمال قرار می گرفتید سایه از شما در داخل رنگین کمال تشکیل شده ایجاد می شد که بسیار زیبا بود ولی ثبت این زیبایی با دوربین معمولی من خیلی شاید واضح نباشد ولی امیدوارم خوشتون بیاد ... ببینید





در این تصویر در کنار من آقای خسرو یوسفی ، شهریار عدنانی و حمید سفیدیان نیز هستند

برچسب‌ها: گزارش برنامه, قله دماوند
+ نوشته شده در  سه شنبه 22 مرداد1392ساعت 10:45  توسط پرویز ستوده شایق  | 

كوهستان

   خاموش بود 

و دره ها

    در پیچ و تاب رسیدن به پائین دست...

     *                                                       

یالهای بی عبور 

نوازش های هیچ نسیمی را

                بر خود

               احساس نمی كردند 

و سكوت را

    تنها صدای گامهای من بود

                             که می شكست 

من به قله فكر میكردم 

و به لبخند برفهایی

 كه بر شانه هایش آب می شدند

***

و فکر میکردم که آن هنگام

آیا 

كوه تنها تر بود

             یا من ؟ 

اما هر دو با هم بودیم 

و این چه  حس خوبی داشت

درست مثل تمام آن روزهایی

                               كه من

              در میان همهمه های  دوستانم 

                                تنها بودم 

                                       و به قله فكر میكردم

در هوای کوهستان


برچسب‌ها: شعر
+ نوشته شده در  دوشنبه 21 مرداد1392ساعت 12:33  توسط پرویز ستوده شایق  | 

تاریخ اجرای برنامه 17 و 18 مرداد ماه 1392

هر سفری خاطراتی را بر جای می گذارد ، خاطرات روزهای سخت همواره ماندگار ترند و کسانی می توانند از سفر خود بیشتر لذت ببرند که با برنامه ریزی و با اتکا به دوستان  و افرادی که در مسیر سفر هستند به گونه ایی هماهنگ باشند ، این برنامه ریزی از منزل و اهالی آن آغاز می شود و با همراه آغاز می شود و با دوستانی که دور و برم مان هستند ادامه می یابد . در این صعود که من آنرا بخشی از سفر زندگی می دانم کسانی بودند که یار و یاور تیم و نقطه قوت آن بودند . به گوشه از آنها اشاره می کنم تا بدانیم باید همواره قدردان و قدرشناس کسانی باشند که در موفقیت برنامه با ما همراه اند و تمام عوامل و اِلمان های به کمک ما می آیند تا ما صعود موفق را داشته باشیم .

دوستان و همنوردان :

ابراهیم صادق نیا ، از دوستان شهرستان رینه و از همنوردانم در صعود به قله کازبک در کشور گرجستان ، حاج ابراهیم و آقای حسن فرامرزی ، در صعود کازبک از آماده ترین نفرات بودند و در امر راهنمایی تیم های صعود کننده به قله دماوند سابقه طولانی دارند . حاج ابراهیم و حسن فرامرزی ساکن رینه هستند و معمولا در قرارگاه قدیمی فدراسیون در رینه استقرار دارند .



این هم تصویر از دوستان دیگر قرارگاه رینه که اکثر اوقات آنجا هستند و کمک رسان کوهنوردان صعود کننده به دماوند .


خسرو یوسفی ، همنوردی که بیشترین زحمات به عهده ایشان بود ، صدای کوهستان یکی از همنوردانی است که از همه لحاظ می توان به او اطمینان و اتکا داشت و به سر قدمی صعود نیز به عهد ایشان بود .


آقای داداشی از همنوردان بسیار خوب که مصاحبت با او افتخار بزرگی است و تجربیات او قابل ستایش است


بعد از صعود به علم کوه این دومین برنامه بنده با آقای مهدی امیرخانی است ، دوست داشتنی ترین کوهنوررد و از همنوردان همراه می باشد .


آقای خالقی


آقای سرداری

شهریار عدنانی از اردبیل که همراه دوست شان آقای حمید سفیدیان در این برنامه همراه بودند ، اولین ها همیشه خاطرات فراوان به همراه خود می برند و شهریار نیز اولین صعودش را با ما انجام داد امیدوارم باخاطرات خوشی این صعود را جشن بگیرد .


حمید سفیدیان

باربری در صعود به قله دماوند :
باربری در صعود به دماوند
نیز به یک شغل دائمی مبدل شده است ، ترمینال که وسیله نقلیه آن را قاطرها تشکیل می دهند تا کوهنوردان بتوان بخشی از مسیر را سبک بروند تا در روز صعود بتوانند گام هایشان را استوارتر به پیش ببرند .


باید بارها را در کیسه قرار دهید تا بارها بدون آسیب به مقصد برسند و در اکثر اوقات بارها زودتر از شما به بارگاه سوم در ارتفاع 4200 متر انتقال داده می شود .


اگر کیسه بار نداشته باشید ، با پرداخت 1500 تومان می توانید یک گونی بزرگ تهیه کنید که کوله شما در آن جا می شود . البته بسیاری از کوهنوردان ، کوله ها را خودشان حمل می کنند ، این کوله ها فقط تا ارتفاع 4200 حمل می شود و روز صعود وسایل اضافی در چادر یا پناهگاه می ماند ، موقع بازگشت نیز شما می توانید خودتان حمل کنید یا باز هم از قاطرها استفاده نماید . میزان کرایه هر کوله حدود 20 کیلوگرمی 30 تا 35 هزار تومان است . موقع بازگشت چون مواد غذایی مصرف می شود و کوله هم سبک تر بنابرین اکثر موقع بازگشت خودشان کوله ها را حمل می کنند ، فقط ایراد کار خستگی پاهای کوهنوردان است که هر کیلو بار به نظر سنگین تر می آید.







صعودهایی از نوعی یادمان :
دوستانی که به یاد کوهنوردان بزرگ صعودهایش را برنامه ریزی و اجرا می کنند تابگویند همواره به یادشان هستند .


مجسمه های سنگی در مسیر صعود دماوند :
و سنگ نگاره هایی که اگر با دقت بیشتری نگاه کنید زیبایی های بیشتر را در آنها خواهید دید . بیشترین تعداد این نوع سنگ ها در فاصله حدود نیم ساعتی بعد از مسجد صاحب الزمان قرار دارند و اگر دوست داشتید آنها را ببیند با ماشین تا مسجد بروید و نیم ساعت پیاده روی شما را برای دیدن آنها می رساند . امیدوارم فرصت دیدار آنها را داشته باشید ، معمولا کوهنوردان چون برنامه مشخص صعود دماوند دارند کمتر فرصت می کنند برای دیدن آنها وقت بگذارند ولی شما که اهل ذوق هستید و احیاناً نمی خواهید قله را صعود کنید می توانید برای دیدن این مناظر و مناظر مشابه به منطقه بیایید .



چادرگاه در محل بارگاه سوم ، جنوبی دماوند :
  وجود چادر به عنوان یکی از مهمترین تجهیزات در برنامه های کوهنوردی که شب مانی دارد ضروری است ، به دلیل اینکه کوهنوردی افزایش کمی قابل توجهی در بین جوانان و مردم پیدا کرده است واضج و مسلم می باشد ، دیگر هیچ پناهگاه و جانپناهی گنجایش این تعداد کوهنورد را ندارد ، پس به ناچار باید از چادر ها استفاده شود . محل استقرار و نحوه برپایی چادر دارای اصولی است که کوهنوردان آنرا رعایت می کنند ولی مشکل در خدمات رسانی و بستر سازی برای جمع آوری زباله های تولید شده و سازماندهی مناسب و در شان کوهنوردان می باشد ، نمی دانم کی و از کجا باید این موارد را یکبار برای همیشه حل خواهیم کرد ولی دیگر یک ضرورت است ، نباید بگذاریم کوهستان های زیبای کشورمان به دست خودمان چهره ایی نازیبا پیدا کند . هنوز هم حجم زیادی از زباله در اطراف بارگاه چشم ها را آزار می ده ، هنوز خدمات آبگرم در پناهگاهی که گاهی بیش از هزاران استفاده کننده کوهنورد دارد وجود ندارد ، مگر کشورهای دیگر چکار می کنند ، زیر ساخت هایشان و بسترسازی برای اینکار از قبل دیده شده است ، چه چیزی مانع می شود ما نتوانیم این خدمات را داشته باشیم ، البته به طوری که شرایط زیست محیطی حفظ شود و ساختمان سازی نشود ...... فکر می کنم اکثر شما این سوال ها را بارها از خودتان پرسیده اید ، دیگران را هم متهم نکنیم ، بیاندیشم و راهکار ارائه دهیم ، امید که به ثمر نشیند



پناهگاه بارگاه سوم در ارتفاع 4200 متر ، جنوبی دماوند :
نقش پناهگاه در کوهنوردی و موفقیت صعودهای کوهنوردی به خصوص در زمستان بسیار حیاتی است طا، شما اگر هم نخواهید قله دماوند را صعود کنید در مدت 3 تا 4 ساعت یا کمی بیشتر می توانید از محل پارک ماشین تا اینجا را بیایید ، اگر هم نمی خواهید کوهنوردی کنید پیشنهاد می کنم شبی را در این پناهگاه بگذرانید ، پناهگاه داری اطاق های مستقل برای 8 تا 10 نفر و نیز ساکن بزرگ عمومی دارد که برای هر شب مبلغ 10 هزار تومان باید پرداخت نمایید . پناهگاه یک فروشگاه مواد غذایی دارد و شما می توانید اقلام مورد نیاز خودتان را از آنجا هم تهیه نماید به طبع هزینه آن به خاطر هزینه حمل و عرضه آن در ارتفاع بیشتر از شهر خواهد بود . یک سوپ معمولی جو گرم را می توانید با 5000 تومان تهیه نماید .


برچسب‌ها: گزارش برنامه, قله دماوند
+ نوشته شده در  یکشنبه 20 مرداد1392ساعت 17:48  توسط پرویز ستوده شایق  | 

نشاط کوهستان     www.neshate-koohestan.ir
برف تابستانی در پنجاهمین روز فصل تابستان، چهره شهر کلاردشت و ارتفاعات علم کوه را سفیدپوش کرده است.

به گزارش خبرنگار مهر، در گرمترین ماه سال، مرداد ماه و پس از گذشت ۵۰ روز از تابستان امسال، بارش برف تابستانی، ارتفاعات علم کوه کلاردشت را سفید پوش کرد.
بسیاری از مردم کلاردشت بواسطه سرما، لباس گرم برتن دارند و شب ها شوفاژ و بخاری روشن می کنند. هوای بارانی و سرد باب دل ومیل گردشگران کلاردشت است.

در پنجاهمین روز از فصل تابستان بارش برف مناطقی از علم چال و سیاه کمان راسفید پوش کرد و سبب غافلگیری گروه های کوهنوردان خارجی وایرانی حاضر در منطقه شد.

منبع خبر : خبرگزاری مهر


برچسب‌ها: اخبار کوهنوردی
+ نوشته شده در  یکشنبه 20 مرداد1392ساعت 12:12  توسط پرویز ستوده شایق  | 

انتخاب عنوان برای صعود قله دماوند در تاریخ 18 مرداد 92 کمی برایم دشوار شده است ، صعود در شرایطی انجام شد که بسیار از تیم ها بدلیل شرایط بسیار متغییر دماوند به خصوص در ارتفاع بالای 5000 متر نگرانی های بسیار را در پیش رو قرار می داد ولی به لطف خدا و داشتن تجهیزات مناسب زمستانی در تابستان در قالب یک تیم 8 نفره  توانستیم قله دماوند را از جبهه جنوبی صعود نمایم .
صعود از جهات بسیاری برایم مان ارزشمند بود ، دوستانی از تبریز و دو تن از عزیزان ازدبیل که به صورت  اتفاقی به تیم اضافه شدند و اولین باری بود که به دماوند صعود داشتند و مهربانی های عزیزان تبریزی خیلی خاطرات خوشی را در این صعود برایمان ترسیم که امیدوارم این دوستی ها پایدار و گسترش یابد .

نفرات :
آقای داداشی ، خالقی ، سرداری ، مهدی امیرخانی ، خسرو یوسفی ، و من
دوستان اردبیل : شهریار عدنان و حمید سفیدیان

گزارش برنامه :
قرار مان ساعت 9 صبح در ترمینال شرق تهران بود ، ابتدا می خواستیم با اتوبوس گذری به جاده هراز و شهر رینه بریم که بعدا به دو سواری تغییر کرد . دوستان اردبیلی را هم آقای یوسفی در ترمینال دیدند که می خواستند به دماوند بروند و دعوت شان کردیم که با ما همراه شوند ، با حدود نیم ساعت تاخیر به راه افتادیم و حدود ساعت 11 به قرار گاه رینه رفتیم ، با آقای فرامرزی قرار گذاشته بودیم که ما را مسجد صاحب الزمان مبداء صعود ببرد . آقای محمد فرامرزی متولی ساختمان قدیمی قرار گاه فدراسیون کوهنوردی می باشد که با ساخت قرارگاه جدید در پلور از آن کمتر استفاده می شود ولی اخلاق و منش خانواده آقای فرامرزی که از راهنمایان بسیار قدیمی دماوند نیز می باشند باعث شده افراد زیادی به خصوص آنهایی که از نسل های گذشته هستند از این قرارگاه برای آغاز کوهنوردی شان در دماوند استفاده نمایند .
خلاصه آقای حسن فرامرزی مسافر به مسیر شمالی دماوند برده بود و ما را با یک نیسان متعلق به پسر عموی اش محمد فرامرزی راهی  مسجد صاحب الزمان نمود . ساعت حدود 13:30 به محل مورد نظر رسیدیم ( همان گوسفند سرا ) و پس از تعویض لباس ها در ساعت 14 به سمت بارگاه سوم راه افتادیم در حالی قله دماوند پوشیده از ابر بود و بررسی سایت های هوا شناسی برای روز پنجشنبه هوای آفتابی و برای بعد از ظهر جمعه بارش برف را پیش بینی کرده بودند .

حرکت به سمت بام ایران


شقایق هایی که عمر گل دهی شان به پایان رسیده است ولی هنوز هستند تا سالهای بعد نیز زیبایی هایشان را به مسافرین دماوند عزیز هدیه دهند .


گذر از کنار گوسفندسرایی با گوسفندهای در حال استراحت ، صحنه هایی در راستای تامین زندگی ماست

آرام آرام از مبداء صعود فاصله می گیریم

سنگ هایی که شکل های ویژه ایی به خود گرفته اند تا نگاه های ما را به خود جلب نمایند ، بسیار از دوستانی که از این مسیر عبور کرده اند ، اشکالی با تنوع زیاد را رویت کرده اند که می تواند موضوعی جالبی برای عکاسی و بازدیدهای هنری وابسته به طبیعت باشد




گروه های زیادی در مسیر بودند و از تعطیلات آخر هفته برای صعود دماوند استفاده کرده بودند


چقدر باید خسته باشی تا روی سنگ به این آرامی به خواب بروی ، امیدوارم دوستان استفاده از رنگ در طبیعت را کنار بگذارند ، روی سنگ ها را ببینید ، لطفا این کارها را متوقف کنید که علاوه بر مشکلات زیست محیط ظاهر طبیعت و آلودگی منظر ایجاد می کند .



گاهی ابرها کنار می روند تا دماوند را بهتر رویت کنیم

پس از سه ساعت و نیم به بارگاه سوم رسیدیم ، پناهگاهی که پر شده بود از کوهنوردان ایرانی و خارجی حتی پاگردهای آن نیز در اختیار کوهنوردان قرار داده شده بود ، شهر چادرها در اطراف بارگاه سوم دماوند نیز منظره ایی است که هر عکاسی را برای گرفتن عکس ترغیب می کند .




نمایی از بارگاه سوم و من در شمالی ترین نقطه این شهرچادرها



نمایی از جانپناه قدیمی دماوند که آن هم جهت استفاده در اختیار کوهنوردان می باشد ولی امکانات موجود هیچ تناسبی با تعداد کوهنوردان وارد شده به منطقه ندارد


پس از برپایی چادر برای هم هوایی ارتفاع گرفتیم ، نمایی از خط الراس دو برار در جنوب و قرار گرفتن در بالای شهرهایی که در مه پوشیده شده اند منظره ایی بی بدیل را بوجودآورده است که طی زمانی که ما در منطقه بودیم شهرهای پلور ، رینه و لاریجان در پوششی از مه مخفی شده بودند


آقای یوسفی ، مهدی و من به اتفاق برای هم هوایی ارتفاع گرفتیم


روز دوم  جمعه 18 / 5 / 92
صبح ساعت 3:30 از محل شب مانی به راه افتادیم ، در حالی که کوهنوردان بسیار از نیمه شب شروع به حرکت کرده بودند ، زنجیره ایی از نور هدلایت ها در مسیر قله دیده می شد ، منظره بسیار زیبایی را بوجود آورده بود که رفته رفته دانه های این زنجیر بیشتر و بیشتر می شد ، بطوری که حس می کردی مسیر بارگاه تا قله را چراغ کشی کرده اند . ما نیز در میانه این زنجیره نورانی به راه افتادیم . متاسفانه گرفتن عکسی از دانه های نورانی برایم مقدور نبود . هوای صبحگاهی سرد همراه با وزش باد بود .



شهریار و حمید همنوردان مان  از اردبیل


دوستان مان از گروه کوهنوردی اسپیکا که صعود برای یاد بود فاتحان برودپیک به دماوند داشتند و به افتخارشان عکس با آنها گرفتم


حرکت ما در صبح در تاریکی بود ، بدلیل اینکه ماه در آسمان نورافشانی نمی کرد تاریکی بیش از زمان های دیگر حکم فرما بود ، هوا مه گرفته بود بطوریکه طلوع آفتاب رویت نشد ، سرعت باد افزایش یافته بود و دانه های ریز برف که سطح سنگ ها را پوشانده بود .


آب و هوای متغییر به خصوص در ارتفاع حدود 5000 متری باعث بازگشت بسیار از تیم ها شد


چه خبر بود در مسیر دماوند .......


شرایط هر لحظه ایی تغییرات ویژه ایی داشت


بالاخره به تپه گوگردی رسیدیم


تعداد تیم هایی که از این شرایط عبور کرده بودند زیاد نبودند ولی از اینجا به بعد را هر چند باد گردو غبار و گوگرد را متوجه چشم ها می کرد تا سوزش چشم ها اگر عینک توفان نداشته باشی هم شما با مشکل مواجه نماید
بالاخره پس از 7 ساعت تلاش در بلندای ایران ، دماوند قرار گرفتیم و خدا را شکر کردیم


پاینده باد ایران ، بر فراز باد پرچم مقدس جمهوری اسلام ایران



خدایا شکرت

و بازگشت به بارگاه سوم و سرازیر شدن به سمت مسجد صاحب الزمان در انتهای برنامه ،از بارگاه سوم تا قله را 7 ساعته رفتیم و این مسیر را در بازگشت سه و نیم ساعته آمدیم ، از بارگاه سوم هم تا مسجد سه ساعت زمان برد .


و برای بدرود بارگاه سوم دماوند در ورودی آن عکسی می گیریم تا ما را برای دفعات بعد نیز به یاد داشته باشد هر چند این وظیفه ماست که یادی از دماوند مهربان داشته باشیم


شاد باشید


برچسب‌ها: گزارش برنامه, قله دماوند
+ نوشته شده در  شنبه 19 مرداد1392ساعت 11:1  توسط پرویز ستوده شایق  | 

قدر بشناسید مستان آخرین پیمانه را

ساقی امشب می کند تعطیل این پیمانه را

گو به مهمانان که مهمانی به پایانش رسید

خورده یا ناخورده باید ترک کرد این خانه را

یوسف می دانست تمام درها بسته هستند، اما به خاطر خدا حتی به سوی درهای بسته دوید و تمام درهای بسته برایش باز شد.

اگر تمام درهای دنیا هم به رویتان بسته شدند، به طرف درهای بسته بدوید، چون خدای تو و یوسف یکی است.

در این شب های پایانی ماه رمضان بهترین ها را از خدا برایتان خواهانم

نشاط کوهستان  پرویز ستوده شایق


التماس دعا
با تشکر از حمیدرضا سعدی


برچسب‌ها: مذهبی
+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 مرداد1392ساعت 22:6  توسط پرویز ستوده شایق  | 

 ساعت 11 صبح امروز جناب آقای عبدالعظیم برهمنی وارد فرودگاه امام خمینی  ( ره  ) شد و مورد استقبال خانواده و تنی چند از کوهنوردان از جمله سرکار خانم پروانه کاظمی و سهند عقدایی قرار گرفت .






امروز دخترم ( شیما ) نیز از چین به ایران آمد که با ورود آقای برهمنی همزمان شد .


تقدیم به دخترم شیما


برچسب‌ها: هیمالیانوردی
+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 مرداد1392ساعت 15:20  توسط پرویز ستوده شایق  | 

DAKOTA PIT FIRE - A Dakota Pit Fire is another way to make an efficient fire that uses very little fuel, and can warm you and your food easily. Whereas it is contained in a hole, it is easy to hunch over it for warmth, or to place food or water over it for cooking. The second hole is to allow oxygen to get to the fire, thus preventing it from being easily smothered. It is scalable depending solely on the size of the pits you dig.

آتش روشن کردن زمانی که هیزم شما اندک است و می خواهید با آن گرم شوید و غذای خود را نیز گرم کنید . مطابق شکل و انیمیشن زیر قابل تهیه خواهد بود .

مرحله 1: دو حفره روی زمین بکنید

مرحله 2: یک کانال بین دو حفره ایجاد کنید 

مرحله 3 : چوب و مواد سوختی را درون یکی از حفره های قرار دهید

مرحله 4 : ننوشته منظورش چیه ....

مرحله 5 : آتش را از سمت تونل مشتعل کنید..





A Dakota Pit Fire is also used when one wants to be inconspicuous. This is one of the fire types that the Air Force teaches for use by downed pilots who must evade an enemy whilst surviving. This is due to the fact that it does not throw much light, and is therefore primarily used for warmth. These can be used in conjunction with various types of shelters to warm them while drawing air from outside the shelter, but care must always be taken when a fire is used inside your shelter.


برچسب‌ها: مطالب آموزشی, بقاء در طبیعت
+ نوشته شده در  سه شنبه 15 مرداد1392ساعت 17:2  توسط پرویز ستوده شایق  | 

در برنامه‌هاي كوه‌نوردي يكي از مواردي كه كوه‌نوردان با آن مواجه هستند، موضوع شب‌ماني در كوهستان مي‌باشد...

شب‌ماني در كوهستان به صورتهاي مختلف مانند اقامت در قرارگاه‌ها، پناهگاه‌ها، جان‌پناه‌هاي پيش‌ساخته و دست‌ساز، بيواك، كمپينگ  و... مي‌باشد.  «برقراري كمپ»  پيش زمينه‌ي كمپينگ مي‌باشد. در ادامه، روند برقراري كمپ و كمپينگ بطور خلاصه آورده مي‌شود :

 کمپینگ درکوهستان

الف) روند برقراري كمپ، شامل:

 تعيين «مكان كمپ» :

- در محلي دور از باد باشد (روي يالها و خط‌الراس‌ها باد با شدت بيشتري مي‌وزد فاصله و ارتفاع مطمئن از كناره‌ي رودخانه داشته باشد

- و از چادر زدن در كف دره‌ها اجتناب شود

- عدم برپايي چادر در زير درختان. اين عمل هر چند كه در ابتدا مانع ريزش نزولات جوي بر روي چادر مي‌شود؛ ولي در صورت بارندگي و تشكيل قطرات بزرگتر بر روي برگ درختان و ريزش آنها بر روي چادر، باعث خيس شدن بيشتر آن مي‌گردد.

- عدم برپايي چادر در مسير حركت حيوانات وحشي منطقه

- و در نظر گرفتن فاصله‌ي مطمئن عدم دسترسي حيوانات اهلي داشتن

- دسترسي مناسب به آب آشاميدني

- در معرض ديد بودن محل استقرار، به امنيت و احتمالاً راحتي جستجو براي گروه‌هاي امداد و نجات كمك خواهد كرد

- محل چادر مي‌بايست در معرض خطر ريزش سنگ، بهمن و... نباشد

- چادر حتي‌المقدور نبايد در مسير رفت و آمد كوه‌نوردان ديگر يا افراد محلي قرار گيرد.

زيرسازي چادر:

تسطيح مناسب زير چادر (براي راحتي بيشتر)، چه از نظر عوارض طبيعي مثل سنگ و خاشاك و چه از نظر شيب .سطح زير چادر تقريباً بايد موازي افق محلي باشد استفاده از يك نايلون بزرگ در زير چادر براي جلوگيري از نفوذ رطوبت زمين به داخل و عدم آسيب‌پذيري كف چادردر صورت امكان از جابجايي سنگ هايي كه ريشه در خاك دارند خودداري كنيد، زيرا معمولاً محل لانه‌ي حشرات و خزندگان است.

 برپايي چادر:

محور طولي چادر بايد به گونه‌اي قرار گيرد كه دهانه‌ي ورودي چادر در معرض باد (جهت غالب باد) نباشد

در زمان برپايي چادر، حتي‌المقدور طنابهاي مهار به گونه‌اي محكم شود كه سطح بيروني چادر (سقف) عاري از هر گونه چين و چروك و پستي و بلندي باشد .

- براي جلوگيري از تجمع آب روي چادر در هنگام بارندگي چند سنگ بزرگ بر روي ميخ‌هاي مهار چادر به منظور ايجاد مقاومت بيشتر قرار دهيد. سنگها بايد به نحوي قرار گيرد كه كمترين تماس را با طناب مهار داشته باشد؛ زيرا در صورت وقوع باد، سايش طناب به سنگ، باعث پارگي طناب و خوابيدن چادر مي‌گردد (در صعودهاي زمستانه از كلنگ، بعنوان مهار چادر استفاده مي‌گردد. در شرايط طوفاني و اضطراري كه خطر شكستن تيركها، پاره شدن چادر يا حتي عدم امكان برپايي چادر وجود دارد، مي‌توان بدون استفاده از تيركها تنها از پارچه‌ي چادر استفاده نموده و به داخل آن خزيد. در اين حالت بدن شخص حكم تيرك را خواهد داشت

- ايجاد راه آب و كانال دور چادر و ايجاد شيب مناسب به منظور هدايت آب باران احتمالي و...

 ايمني كمپ:

پاشيدن مقداري توتون بصورت كمربندي در اطراف چادر، مانع از نزديك شدن مار به داخل چادر مي‌گردد

بسته بودن در چادر، بخصوص در فصول گرم و در مناطق خشك (براي جلوگيري از ورود مار و ساير جانوران گزنده) يكي از مهمترين موارد مي‌باشد

- قرار دادن مواد غذايي در محلي كه از دسترس حيوانات به دور باشد، مثل آويزان كردن آنها از درخت و در ارتفاع مناسب

- عدم استفاده از چراغ‌هاي خوراك‌پزي و روشنايي گازي، نفتي، بنزيني، الكلي و... (بطور كلي هر نوع وسيله‌ي روشنايي و گرمايشي كه داراي شعله باشد) به دليل خطر بالقوه‌ي ايجاد حريق و خطر گازگرفتگي. در صورت اجبار، حتماً يكي از پنجره‌ها و يا در چادر را باز بگذاريد تا تهويه‌ي هوا به خوبي انجام پذيرد. از سويي از استقرار صحيح و استحكام موقعيت چراغ اطمينان حاصل نماييد (در چادرهايي كه در راس چادر يك قلاب تعبيه شده است، مي‌توان از لامپهاي LED آويز، جهت روشنايي استفاده نمود

ب) كمپينگ،

شامل استفاده از زيرانداز مناسب(sleeping pad)  براي جلوگيري از نفوذ سرماي زمين به كيسه خواب (sleeping bag)  و نرمي بيشتر محل استراحت ديواره‌ي داخلي چادر را در زمان بارندگي و تعرق لمس نكنيد، زيرا سطح داخلي چادر شروع به چكه كردن مي‌كند

- رعايت نظافت كامل در محل استقرار، بالاخص داخل چادر انتقال كفشها، كوله، كيسه خواب و هر وسيله‌ي ديگر به داخل چادر براي جلوگيري از نفوذ باران، رطوبت شب هنگام مناطق كوهستاني، ورود جانوران گزنده‌ي كوچك و سرقت احتمالي آن در صورتيكه مجبور به قرار دادن وسايل در خارج از چادر باشيم، اين كار بايد به نحوي انجام شود كه امكان ورود جانوران گزنده و آب باران به داخل آنها منتفي شود. مثلاً كفشها را در كيسه‌اي محكم قرار دهيد، در كوله‌ها را ببنديد و كيسه خواب را جمع كرده و در كيسه مخصوص بگذاريد و فراموش نكنيد كه قبل از پوشيدن لباسها و كفشها آنها را خوب تكان دهيد بهتر است در زمان استراحت در چادر، يك چراغ قوه يا چراغ پيشاني يك قمقمه و هر آنچه را كه ممكن است در شب بدان نياز پيدا كنيد، طوري در دسترس قرار دهيد كه در تاريكي مطلق نيز قادر به استفاده از آنها بوده و به راحتي آنها را بياييد در هواي سرد و در كيسه خواب معمولاً سرما از قسمت انتهايي نفوذ كرده و موجب آزار مي‌گردد.

به پا كردن جوراب گرم و خشك (ترجيحاً جوراب پر) و به دست كردن يك جفت دستكش در طول شب كمك به سزايي مي‌كند در شب‌ماني‌هاي كوتاه مدت و بين راهي (يك شب)، بهتر است كه فقط لوازم ضروري را از كوله خارج و پس از استفاده، مجدداً در كوله قرار دهيم؛ تا اولاً صبح روز بعد زمان كمتري صرف برچيدن وسايل شود، ثانياً در صورت وقوع خطر، احتمال نجات وسايل بيشتر گردد، ثالثاً در فضاي خلوت و مرتب، شخص احساس آسايش بيشتري نسبت به فضاي شلوغ و درهم و برهم خواهد داشت
- در هواي سرد استفاده از يك چشم‌بند كه پلكها را گرم نگه دارد كمك قابل توجهي به استراحت چشمها مي‌كند
-  بيشترين اتلاف گرمايي از طريق سر انجام مي‌شود. به سر گذاردن يك كلاه پشمي يا بافتني تا حدود زيادي از اتلاف گرما جلوگيري خواهد كرد
- اگر در ارتفاعات بالا و سرماي زياد، كفشهاي خود را هنگام خواب در آوريد، با يخ‌زدن كفشها و مشكلات مرتبط با آن (سرمازدگي پاها و..) مواجه خواهيد شد
. پس در اين مواقع بهتر است كيسه‌اي روي كفشها كشيده و با كفش به داخل كيسه خواب برويد. يا در صورت وجود جاي كافي در داخل كيسه خواب، مي‌توان كفشها را از پا بيرون آورده و آنها را در يك كيسه قرار داد و سپس به داخل كيسه خواب منتقل كرد تا از يخ‌زدگي آنها جلوگيري شود...


برچسب‌ها: مطالب آموزشی, بقاء در طبیعت, کمپینک در کوهستان
+ نوشته شده در  سه شنبه 15 مرداد1392ساعت 16:24  توسط پرویز ستوده شایق  | 

 وقتی که خاطرات ورق می خوره ...
عنوان غذای ایرانی همینه ، گوشت کوبیده مربوط به آبگوشت ، غذایی که قدر اون کمتر شناخته شده ،چند وقت پیش یکی از دوستان به یک تیم کوهنوردی خارجی که به ایران آمده بودند ، آبگوشت داده بود ، اینقدر خوش شون اومده بود که کلی تعریف می کردند . گفتم تا افطار امسال تموم نشده ، یه گوشت کوبیده مجازی را هم داشته باشید ، مگه یکی آستین بالا بزنه و افطاری دعوت بشید . بساط آبگوشتی که در تصویر زیر می بینید مربوط به برنامه روستای مشانه در شهرستان آوج استان قزوین می باشد ، بله برای یک تیم کوهنوردی و خانواده هاشون  آبگوشت تهیه شده بود ... با تشکر از آقای غلامرضا اینانلو و خانواده شون ...بفرمایید

26 اردیبهشت 87 روستای مشانه 


 طرز تهیه شو که خودتون می دونید ، دو تا گوشت کوب ، و ...



برچسب‌ها: غذاهای ایرانی
+ نوشته شده در  سه شنبه 15 مرداد1392ساعت 14:29  توسط پرویز ستوده شایق  | 

روزی روزگاری....

پادشاهی سه پسر داشت و باید از بین آنها یکی را به عنوان ولیعهد خود انتخاب می کرد. انتخاب مشکلی بود چون هر سه پسر بسیار زیرک و شجاع بودند. با وزیر خود مشورت کرد و ....                  

  هر سه پسر را نزد خود خواست و به هر کدام یک کیسه دانهء گل داد و گفت: من مدتی به سفر می روم و از شما انتظار دارم تا وقتی برمی گردم این دانهء گلها را تر و تازه به من باز گردانید. و هر کس بهتر از دیگران از آنها مواظبت کند ولیعهد من خواهد بود. پسر اول دانه ها را در صندوقچه ای آهنین گذاشت و درش را مهر و موم کرد.  پسر دوم آنها را به بازار برد و فروخت و نزد خود اندیشید وقتی پدرم بازگشت به بازار میروم و دانه های تازه میخرم و به او بازمیگردانم.  پسر سوم دانه ها را به باغچه برد و همه را کاشت.  .......

بعد از مدتی پدر از سفر بازگشت.

 پسر اول در صندوقچه را باز کرد. تمام دانه ها پوسیده و از بین رفته بودند. پسر دوم زود به بازار رفت و  دانه های تازه خرید و به نزد پدر آورد. پادشاه کار او را تحسین کرد.  و اما پسر سوم پدر را به باغچه برد و گلهای شاداب را نشانش داد و گفت: به زودی همهء گلها تخم تازه خواهند داد و آن دانه ها را به شما خواهم داد.پدر به هوش و زیرکی پسرسوم آفرین گفت و او را به عنوان ولیعهد خود  انتخاب کرد. این دقیقا کاری بود که با دانهء گل باید میکرد.

دانهء گل برای کاشتن و پرورش دادن و استفاده از زیبایی و عطر آن است.  و درون همهء ما خداوند دانه های استعداد های بسیاری گذارده است. آنها را در صندوقچه نگذاریم تا از بین بروند. به بطالت هم از دستشان ندهیم. بلکه آنها را بکاریم و آبیاری کنیم و پرورش دهیم تا هر کدام  گیاهی سبز شاداب و باطراوت شوند. و اگر شجاعت به سلطه گرفتن نفس مان را داشته باشیم روزی این گیاه  به گل خواهد نشست. گلی زیبا و معطر!

دانهء عشق و محبت را در دل بکاریم!


داستان های بیشتر بخوانید


برچسب‌ها: داستان کوتاه
+ نوشته شده در  سه شنبه 15 مرداد1392ساعت 13:3  توسط پرویز ستوده شایق  | 



برچسب‌ها: همایش ها
+ نوشته شده در  سه شنبه 15 مرداد1392ساعت 12:51  توسط پرویز ستوده شایق  | 

لینک های زیر به معرفی تجهیزات کوهنوردی اختصاص یافته ، لطفا ملاحظه بفرمایید .

آرشیو مطالب تجهیزات کوهنوردی


کفش کوهنوردی :

کوله پشتی :

کوله پشتی  ، چيدن کوله پشتي و نگهداري از آن  ،  راهنماي خريد و تنظيم كوله پشتي   ،  کوله پشتی کوه نوردی ،  کوله پشتی ،   چیدمان و حمل کوله ،    کوله پشتی   ،  كوله پشتي كوهنوردي Mountaineering backpacks  ، راهنمای خرید، تنظیم و نگهداری کوله پشتی کوهنوردی ،

پوشاک کوهنوردی :

مقابله با سرما ( لباس ) ، قابله با سرما (کلاه) ، مقابله با سرما ( کفش )  ،     لایه بندی پوشاک ،    گرم نگه داشتن بدن در مناطق پربرف كوهستان   ،    نکاتی در مورد گرتکس      ،   پوشاک کوهنوردی     ،    پلار : (پولار)    ،     انواع پوشاک کوهستانی و ورزشهای هوازی ( بالاتنه) در سیتم پوشاک 3 لایه   ، پوشاک کوهنوردی   ،   پوشاك کوهنوردی     ،


باتون کوهنوردی :

عصای کوهنوردی (باتون ) : استفاده کنیم یا استفاده نکنیم ؟ ،   چوبدستي‌ها در كوهنوردي (باتون ) ،   تحقیقی جدید در زمینه فایده استفاده از باتون  ،  راهنمای استفاده و خرید باتون کوهنوردی ،


برچسب‌ها: تجهیزات کوهنوردی
+ نوشته شده در  سه شنبه 15 مرداد1392ساعت 7:52  توسط پرویز ستوده شایق  | 

گزارش برنامه صعود به گنو ( قله بابا نصیری ) در بهمن ماه 1387به نقل از وبلاگ سر پهنه گی زنده یاد ساجده کشمیری تقدیم شما


نوشته گزارشی  بر صعود دوستان و هم نوردان مهندسی جهاد کشاورزی تهران به گنو قله ی نصیری

شروع از کلمه و شکل نوشتاری افتاد که مسیر ها یکی شوند برای رفتن –

 قرار ساعت یک بعد از ظهر بود که رسیدم خیابان راه آهن – ایستاده سایه درخت باد داشت پر از بوی بچه گی - هنوز منتظر ایستاده ام قرار بود یکی از هم نوردهام من رو هم راهی کنه که خبری ازش نه شد- که می نی بوس دوستان کوهنورد جهاد کشاورزی از راه می رسد- دیدن دوستان نه دیده هیجان خودش را دارد که روبه رو بودم – از همان ابتدای صحبت ها با آقای یاوری و ستوده گفتگو به پرس و پاسخ و انوع ادبیات کشیده شد تا به جاده پی چی های مسیر کوهستان گنو رسیدیم و هوا حسابی گرم بود به نسبت روزهای قبل-

با بودن / یاوری – ستوده- مصطفوی- یوسفلو- حق بیان – حبیبی فر-محمدپور- غریب زاد- غنی زاده – امیرآبادی – سهیلیان- یوسفی- شریفی- کشمیری

و روز شد صدای کوهستان   نشات کوهستان  

 

بعد از یک ساعت و نیم به ساختمان محیط زیست رسیدیم و قبل از حرکت به سمت مسیر اصلی دوستان از پازن ها و بز کوهی های که در منطقه حفاظت شده هستند دیدن کردن و در مسیر اصلی به سمت چشمه ی رمر حرکت کردیم 20 دقیقه بعد چشمه ی کم آب رمر و محل شب مانی- دوستان وقت زیادی داشتن برای گشت زدن در اطراف و تماشای دور نمای قله های گنو-

شام را همه گی با هم در کلبه ی روستایی رمر/ کوتوک/ با نشات آقای ستوده خوردیم و برای لذت بردن از آسمانی صاف و پر ستاره بیرون دور و نزدیک آتش گرد هم جمع شده و از هر دری گفتگو کردیم – اگر چه بیشترش حول ادبیات شعر و هنر گذشت- آشنایی با هم نوردای که دارای افکار ایده ایمان و اعتقاد متفاوتی دارند برایم جالب بود-

ساعت 11 برای خاب آماده می شدم که SMS هم نوردی که قرار بود مرا هم راهی کند رسید که 12 سر جاده می رسم بیا دنبالم – با هم راهی آقای یاوری سرپرست گروه و آقای ستوده به سمت جاده برای آوردنش رفتیم و برگشتیم به ماند که چه حرف ها به زده شد و تا سبح دم نه زد-

ساعت 6 به سمت دره جرکت کردیم و یک ساعت نیم بعد به سنگ قرار رسیدیم و نیم ساعت وقت برای صبحانه خوردن و حرکت به سمت بالا- هوا کاملن آفتابی و گرم بود و دوستان با پاهای خوبی در مسیر صعود می کردند پر از انرژی و هما هنگی-

به گردنه می رسیم که پوشش گیاهی شمالی آن متفاوت از جنوبی است و از آن جا تکه تکه های برف جا مانده از بارش هفته قبل باقی بود و برای آنها عجیب بود دیدن برف در ارتفاعات بندر عباس و هر چه جلو تر می رفتیم بیشتر می شد و دیدنی تر و هوا سرد تر با بادی که تند و تند تر شده بود-

حالا در مسیر دست به سنگ های شیب قبل از قله هستیم و نیم ساعت تا قله باقی است و دوستان به هیجان آمده اند از دیدن دور دست ها و طبیعت متفاوت گنو-

دست در دست هم دیگر به سمت قله می روند و می خانند ای ایران ای مرز پر گوهر ... –

خیلی از اعتقادات و پایبندی ها و ایمان های وجود دارد که تا از نزدیک برخورد نه داشته باشی نمی توانی درک و دریافتی داشته باشی و همه ی داشتن ها برای کسانی که دارا و سرشار آن دارایی هستند خوب و داشتنی است-

داشتن چیزهای که مسیر می دهد راه برنده است و از سطح ارتفاع می دهد –

مسیر رفت را برمی گردیم و من همه اش به وطن به جنگ به نوع برخورد ها و به گذاشتن جان بر سر همان داشتن ها ذهن می چرخانم تا گفتگوی من و آقای ستوده بر سر شکل گیری کوه ها نوع سنگ ها شروع می شود که علم و آگاهی او خیلی خوب بود و در مورد خیلی چیزهای دیگر هم –

حسابی گرسنه ام و ناهار را در محل کمپ رمر می خوریم و 5 عسر می نی بوس ایستاده را سوار می شویم به سمت آبگرم گنو –

21:30 شب می رسیم بندر عباس و دوستان را ترک می کنیم- صعود ها هیچ شبیه  هم نیستند در هر چند باره ی یک مسیر به تکرار نمی افتند در جواب نفری که می پرسد خسته نمی شه از این تکرار مسیر گنو همه اش گنو !؟

داشتن و بودن انسان های که سطح گرفته اند با رهایی شکل های بیرونی هر نفر از نفر راتشکیل می دهد که همه چیز اش خوب می شود و دم می زنی آی خوب همه چیز -

عکس هایش به ماند تا به دست ما برسد کند -


صعود به گنو به روایت تصویر

http://neshate-koohestan.blogfa.com/category/83


برچسب‌ها: گزارش برنامه, قله گنو
+ نوشته شده در  دوشنبه 14 مرداد1392ساعت 18:44  توسط پرویز ستوده شایق  | 



برچسب‌ها: گزارش برنامه, قله کلون بستک, قله سرکچال
+ نوشته شده در  دوشنبه 14 مرداد1392ساعت 13:10  توسط پرویز ستوده شایق  | 

 
http://www.blogfa.com/layouts/mblue/leftc.gif