|
|
|
|
|
رابرت داینس زو، قهرمان مشهور ورزش گلف آرژانتین، زمانی در یک مسابقه موفق شد مبلغ زیادی پول برنده شود. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 7 دی1388ساعت 10:37 توسط پرویز ستوده شایق
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام دوستان زمانبندی برنامه ؟ خوب پس از طبیعت کوههای شمال تهران می نویسم که امروز جمعه ۴ دی ۱۳۸۸ سراپا در مه گم شده بود ، شاید کل مسیر را در مه طی کردیم ، می دونید اگه یه مسیری پاکوب نباشه در مه احتمال گم شدن زیاده؟ یکی ازجمله هایش را در اینجا قرار می دهم در نبرد بین روزهای سخت و انسان های سخت این انسان های سخت هستند که می ماند نه روزهای سخت
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه 4 دی1388ساعت 21:36 توسط پرویز ستوده شایق
|
|
||
|
|
|
|
|
دستكش يكي از تجهيزات انفرادي است كه در برنامه هاي زمستاني نقش اساسي را در حفاظت از دسته ها ايفا مي نمايد . دستكش نسبت به برنامه هاي كه انجام مي دهيم متفاوت مي باشد ، دستكش هاي پر و دو انگشتي در برنامه هاي سنگين زمستاني و دست كش هاي پنج انگشتي و پلار در برنامه هاي سبك استفاده مي كنيم . ذيلاً نكاتي در مورد دستكش تقديم حضورتان مي گردد . دستكش را نبايد هيچ وقت از دست در اورد و روي زمين قرار داد بلكه داخل جيب يا لباس قرار دهيم چون داخل آن يخ مي زند و وقتي دوباره بخواهيم از ان استفاده كنيم انگشتان دچار سرمازدگي مي شوند.
از دستكش هاي پنج انگشتي در صعود يا در مواقع فني استفاده مي شود چون مي توان از هر پنج انگشت به راحتي استفاده كرد و از دستكش هاي دو انگشتي در طوفان ها يا هواي بسيار سرد از ان استفاده مي شود. دستكش هاي دو انگشتي گرم تر از دستكش هاي پنج انگشتي هستند چرا كه انگشتان در انها كنار هم قرار مي گيرند و يكديگر را گرم مي كنند. يك سيستم كه حاوي دستكش نخي با دستكش دو انگشتي روي ان باشد تا زماني كه باعث محدوديت گردش خون نشود خيلي خوب عمل مي كند. دستكش و يا دستكش هاي دو انگشتي هم مانند لباس هاي گرمايي بايد از الياف ساخته شده باشند. روكش دستكش هاي شما بايد انقدر بلند باشد كه بتوانند 10 تا 15سانتي متر از استين بادگير يا كاپشن شما را بپوشاند. به دستكش يا روكش دستكش خود ريسمان ايمني بدوزيد و ان را به لباس خود وصل كنيد با اين كار هنگام صعود از صخره و يا هنگام زدن كرم زد افتاب كه بايد دستكش هاي خود را در بياوريم ترسي از پائين افتادن انها نداشته باشيم. در مدتي كه در جانپناه(كمپ)هستيد استفاده ازدستكش هاي نخي يا دستكش هايي كه در قسمت نوك انگشتان سوراخ هست كار كردن با دستها در كارهاي ساده را اسان مي كنند و احتياج به در اوردن كامل انها در حين كار نيست. از : سايت معراج |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 3 دی1388ساعت 15:38 توسط پرویز ستوده شایق
|
|
||
|
|
|
|
|
نور به اندازه قابل توجهي اهميت دارد و جهت خريد وسايل نور پردازي سرمايه گذاري درستي انجام شود تا وسايلي با كيفيت بالا تهيه كرد. حداقل سعي كنيد چراغ هاي تهيه كنيد كه نسبت به رطوبت و اب حساس نباشد. چراغ قوه هاي ضد اب نسبت به قيمت بالاي خود ارزشمند هستند چرا كه در هر هوايي مي توان ان را استفاده كرد و اگر ماه ها هم بلا استفاده در زير زمين گاراژ افتاده باشد نقاط اتصال و باتري هاي انها بدون زنگ زدگي و سالم باقي مي ماند. » كليد هاي چراغ پيشاني : همه چراغ ها بايد داراي كليد هاي محكمي باشند تا بر اثر فشار درون كوله روشن نشوند كليد هايي كه در فرو رفتگي قرار دارند و يا چراغ هايي كه با چرخواندن بدنه روشن مي شوند مناسب هستند. اگر امكان روشن شدن چراغ بر اثر فشار دادن كوله پشتي وجود دارد مي توانيد كليد هاي ان را با چسب محكم كنيد يا لامپ ان را بيرون بياوريد و يا باتري ها را سر و ته بگذاريد. » تنظيم فكوس نور : چراغ هاي داراي قابليت تنظيم فوكوس نور بسيار عالي هستند. نور عريض و پخش شده براي انجام كارهايي در فاصله نزديك مناسب است و نور اسپات براي راههاي دور مفيد است و شما را قادر مي كند تا اشياء را در فاصله دور تر نسبت به چراغ هايي كه داراي اين كاربرد نيستند ببينيد. هميشه مطمئن شويد كه لامپ ها و باتري هاي اضافه كه با خود حمل مي كنيد كماكان سالم هستند. » لامپ هاي چراغ پيشاني : بعضي از امكانات تكنولوژيك باعث به وجود امدن چراغ هاي قوي تر با لامپ هاي هالوژن و يا گزنون شده است. ديويد هاي نوري معروف به LED باعث نور روشن تر و دوام بيشتر و طولاني تر شدن عمر باتري شده اند. هر چند اين وسايل از نظر نوردهي قوي نيستند ولي وزن كم انها نسبت به نورشان انها را تبديل به وسايل محبوبي براي كساني كه علاقمند حمل چراغ قوه نيستند نموده است. » انواع باطري : 1. باتري الكالين 2. باتري نيكل - كاديوم 3. باتري ليتيوم باتري الكالين : بهترين باتري براي مصارف عمومي است و در همه جا هم يافت مي شود. اين نوع باتري نسبت به باتري هاي سربي - روي انرژي بيشتري در خود ذخيره مي كند. مهمترين مسئله در مورد اين نوع باتري ها افت سريع ولتاژ به هنگام خالي شدن انها است و عمر انها توسط سرما خيلي سريع كوتاه مي شود. در هواي 18 درجه زير صفر قابليت 10 تا 20 درصد ظرفيت اصلي است. باتري نيكل - كادميوم : اين نوع باتري ها جهت كار كردن اسان تر هستند و قابل شارژند و در طول مدت عمر خود روشنايي خود را حفظ مي كنند و در هواي سرد هم خوب كار مي كنند. در هواي 18 درجه زير صفر انها با %70 ظرفيت اصلي كار مي كنند. اما انها نمي تو به اندازه باتري هاي الكالين انرژي در خود ذخيره كنند. باتري ليتيوم : اين باتري ها در مقابل قيمت بالاتري كه دارند كار بيشتري هم عرضه مي كنند. ولتاژ اين باتري ها در تمام طول عمر انها يكسان و يكنواخت است و در حرارت 18درجه زير صفر تقريبا به اندازه درجه حرارت معمولي قدرت دارند. يك باتري ليتيوم نسبت به باتري هاي هم اندازه و سايز خود مي تواند دو برابر برق بدهد. » باتري solarroll : اين باتري يك مدل از باتري هاي نيكل - كادميوم است كه قابل شارژ خورشيدي كه مي توان به كمك ان وسايل برقي از جمله gps و چراغ پيشاني و لپ تاب و دوربين ديجيتال در مدت هاي طولاني استفاده كرد. اين باتري قابل انعطاف در لوله 3 اينچي جا مي گيرد و به راحتي قابل حمل كردن است. از : سايت معراج |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 3 دی1388ساعت 12:47 توسط پرویز ستوده شایق
|
|
||
|
|
|
|
|
هوا بدجورى توفانى بود و آن پسر و دختر کوچولو حسابى مچاله شده بودند.
هردو لباس هاى کهنه و گشادى به تن داشتند و پشت در خانه مى لرزیدند. پسرک پرسید:«ببخشین خانم! شما کاغذ باطله دارین» کاغذ باطله نداشتم و وضع مالى خودمان هم چنگى به دل نمى زد و نمى توانستم به آنها کمک کنم. مى خواستم یک جورى از سر خودم بازشان کنم که چشمم بهپاهاى کوچک آنها افتاد که توى دمپایى هاى کهنه کوچکشان قرمز شده بود. گفتم:«بیایین تو یه فنجون شیرکاکائوى گرم براتون درست کنم.» آنها را داخل آشپزخانه بردم و کنار بخارى نشاندم تا پاهایشان را گرم کنند. بعد یک فنجان شیرکاکائو و کمى نان برشته و مربا به آنها دادم و مشغول کار خودم شدم. زیر چشمى دیدم که دختر کوچولو فنجان خالى را در دستش گرفت و خیره به آن نگاه کرد. بعد پرسید:«ببخشین خانم! شما پولدارین» نگاهى به روکش نخ نماى مبل هایمان انداختم و گفتم:«من اوه… نه!» دختر کوچولو فنجان را با احتیاط روى نعلبکى آن گذاشت و گفت: «آخه رنگ فنجون و نعلبکى اش به هم مى خوره.» آنها درحالى که بسته هاى کاغذى را جلوى صورتشان گرفته بودند تا باران بهصورتشان شلاق نزند، رفتند. فنجان هاى سفالى آبى رنگ را برداشتم و براى اولین بار در عمرم به رنگآنها دقت کردم. بعد سیب زمینى ها را داخل آبگوشت ریختم و هم زدم. سیبزمینى، آبگوشت، سقفى بالاى سرم، همسرم، یک شغل خوب و دائمى، همه اینها بههم مى آمدند. صندلى ها را از جلوى بخارى برداشتم و سرجایشان گذاشتم واتاق نشیمن کوچک خانه مان را مرتب کردم. لکه هاى کوچک دمپایى را از کنار بخارى، پاک نکردم. مى خواهم همیشه آنهارا همان جا نگه دارم که هیچ وقت یادم نرود چه آدم ثروتمندى هستم. "دلم می خواد برای فردایی بهتر تلاش کنم" با تشكر از آقاي شاكري |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 1 دی1388ساعت 11:48 توسط پرویز ستوده شایق
|
|
||
|
|
|
|
|
شب یَلدا یا شب چِله آخرین شب آذرماه، شب پیش از نخستین روز زمستان و درازترین شب سال است. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام آن را مبارک میدارند و این شب را جشن میگیرند. این شب در نیمکره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است و به همین دلیل از آن شب به بعد طول روز بیشتر و طول شب کوتاهتر میشود. داستان يلدا هر شب بر بام آسمان و در حياط خلوت خدا راه ميرفت و لابهلاي خوابهاي زمين لالايياش را زمزمه ميكرد. گيسوانش در باد ميوزيد و شب به بوي او آغشته ميشد. يلدا شبي از خدا پارهاي آتش قرض گرفت. آتش كه ميداني، همان عشق است. يلدا آتش را در دلش پنهان كرد تا شيطان آن را ندزدد. آتش در وجود يلدا بارور شد. فرشتهها به هم گفتند: «يلدا آبستن است. آبستن خورشيد. و هر شب قطرهقطره خونش را به خورشيد ميبخشد و شبي كه آخرين قطره را ببخشد، ديگر زنده نخواهد ماند.» فرشتهها گفتند: فردا كه خورشيد به دنيا بيايد، يلدا خواهد مُرد. يلدا هميشه همين كار را ميكند؛ ميميرد و به دنيا ميآورد. يلدا آفرينش را تكرار ميكند. راستي، فردا كه خورشيد را ديدي، به ياد بياور كه او دختر يلداست و يلدا نام همان فرشتهاي است كه روزي از خدا پارهاي آتش قرض گرفت... "عرفان نظرآهاري" |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 29 آذر1388ساعت 22:41 توسط پرویز ستوده شایق
|
|
||
|
|
|
|
|
تصاويري از برنامه روز جمعه 27 / 9/ 88
پايين : محوطه اردوگاه پلنگچال ![]() مسير قبل از پناهگاه پلنگچال ![]() برف كوبي محمد حسين ![]() شرايط جوي منطقه توچال ![]() ![]() ![]() كاري از اهالي با ذوق كوهستان ![]() لينك تصاوير |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 29 آذر1388ساعت 13:29 توسط پرویز ستوده شایق
|
|
||
|
|
|
|
|
جمعه 27 آذر ماه 1388 برنامه صعود به اردوگاه پلنگ چال و سپس ايستگاه پنج توچال و فرود از مسير ولنجك برگزار شد. در نهايت ساعت دوازده و ربع به ايستگاه پنجم توچال رسيديم و پس از توقف كوتاه براي خوردن چاي و نسكافه به حركت خودمون به سمت پايين ادامه داديم . به نظر ما اين تصاوير فقط و فقط با حضور در محل قابل لمس است و با تعريف و به تصوير كشيدن هيچيك از آنها قابل انتقال نيستند . زندگي مملو از اين گذر طبيعت است ، فصول تغيير مي كند ، شرايط دگرگون مي شود ، بارش باران به برف تبديل مي شود و در يك آن ،شرايط آب و هوايي متبوع و هوا آفتابي مي گردد . شما كدام صنعت يا هنري را سراغ داريد كه به سرعت هر چه تمام تر پديده هايي را به شما نشان دهد كه با لحظه قبل هيچ تشابهي ندارد . تازه اين ها ظواهر آن چيزي است كه ما مي بينيم ، ديگر در تصوير سرما و مقدار آنرا كه نمي تواني به كميت بكشي ،تازه اگر هم با ترفند هايي انكار را هم كردي حس سرما براي همه يكسان نيست . ما فقط مي توانيم با ديدن اين طبيعت سجده شكر بدرگاه خداوند آوريم كه از او سپاسگزار باشيم . خدايا شكرت كه سلامتي عطا كردي ، ديدي بخشيدي تا ببينيم بخشهايي كوچكي از نعمت هاي تورا كه برايمان ارزاني داشتي ساعت 16 به ايستگاه يك توچال رسيديم |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 28 آذر1388ساعت 9:2 توسط پرویز ستوده شایق
|
|
||
|
|
|
|
|
همه ما خودمان را چنين متقاعد ميكنيم كه با ازدواج زندگي بهتري خواهيم داشت، وقتي بچه دار شويم بهتر خواهد شد، و با به دنيا آمدن بچههاي بعدي زندگي بهتر.... ولي وقتي ميبينيم كودكانمان به توجه مداوم نيازمندند، خسته ميشويم. بهتر است صبر كنيم تا بزرگتر شوند.. فرزندان ما كه به سن نوجواني ميرسند، باز كلافه ميشويم، چون دايم بايد با آنها سروكله بزنيم. مطمئناً وقتي بزرگتر شوند و به سنين بالاتر برسند، خوشبخت خواهيم شد. با خود ميگوييم زندگي وقتي بهتر خواهد شد كه : همسرمان رفتارش را عوض كند،يك ماشين شيكتر داشته باشيم، بچه هايمان ازدواج كنند، به مرخصي برويم و در نهايت بازنشسته شويم..... حقيقت اين است كه براي خوشبختي، هيچ زماني بهتر از همين الآن وجود ندارد. اگر الآن نه، پس كي؟ زندگي همواره پر از چالش است.. بهتر اين است كه اين واقعيت را بپذيريم و تصميم بگيريم كه با وجود همه اين مسائل، شاد و خوشبخت زندگي كنيم. خيالمان ميرسد كه زندگي، همان زندگي دلخواه، موقعي شروع ميشود كه موانعي كه سر راهمان هستند ، كنار بروند: مشكلي كه هم اكنون با آن دست و پنجه نرم ميكنيم، كاري كه بايد تمام كنيم، زماني كه بايد براي كاري صرف كنيم، بدهيهايي كه بايد پرداخت كنيم و ... بعد از آن زندگي ما، زيبا و لذت بخش خواهد بود! بعد از آنكه همه اينها را تجربه كرديم، تازه مي فهميم كه زندگي، همين چيزهايي است كه ما آنها را موانع ميشناسيم. اين بصيرت به ما ياري ميدهد تا دريابيم كه جادهاي بسوي خوشبختي وجود ندارد. خوشبختي، خودٍ همين جاده است.. پس بياييد از هر لحظه لذت ببريم.. براي آغاز يك زندگي شاد و سعادتمند لازم نيست كه در انتظار بنشينيم: در انتظار فارغ التحصيلي، بازگشت به دانشگاه، كاهش وزن ، افزايش وزن، شروع به كار، ازدواج، شروع تعطيلات، صبح جمعه، در انتظار دريافت وام جديد، خريد يك ماشين نو، باز پرداخت قسطها، بهار و تابستان و پاييز و زمستان، اول برج، پخش فيلم مورد نظرمان از تلويزيون، مردن، تولد مجدد و... خوشبختي يك سفر است، نه يك مقصد.. هيچ زماني بهتر از همين لحظه براي شاد بودن وجود ندارد. زندگي كنيد و از حال لذت ببريد.. اكنون فكر كنيد و سعي كنيد به سؤالات زير پاسخ دهيد: 1. پنج نفر از ثروتمندترين مردم جهان را نام ببريد. 2. برندههاي پنج جام جهاني آخر را نام ببريد. 3. آخرين ده نفري كه جايزه نوبل را بردند چه كساني هستند؟ 4. آخرين ده بازيگر برتر اسكار را نام ببريد. نميتوانيد پاسخ دهيد؟ نسبتاً مشكل است، اينطور نيست؟ نگران نباشيد، هيچ كس اين اسامي را به خاطر نمي آورد. روزهاي تشويق به پايان ميرسد! نشانهاي افتخار خاك مي گيرند! برندگان به زودي فراموش ميشوند! اكنون به اين سؤالها پاسخ دهيد: 1. نام سه معلم خود را كه در تربيت شما مؤثر بودهاند ، بگوييد. 2.. سه نفر از دوستان خود را كه در مواقع نياز به شما كمك كردند، نام ببريد. 3. افرادي كه با مهربانيهايشان احساس گرم زندگي را به شما بخشيدهاند، به ياد بياوريد. 4. پنج نفر را كه از هم صحبتي با آنها لذت ميبريد، نام ببريد. حالا ساده تر شد، اينطور نيست؟ افرادي كه به زندگي شما معني بخشيدهاند، ارتباطي با "ترينها" ندارند،ثروت بيشتري ندارند، بهترين جوايز را نبردهاند، .... آنها كساني هستند كه به فكر شما هستند، مراقب شما هستند، همانهايي كه در همه شرايط، كنار شما ميمانند ... كمي بيانديشيد. زندگي خيلي كوتاه است. و شما در كدام ليست قرار داريد؟ نميدانيد؟ اجازه دهيد كمكتان كنم. شما در زمره مشهورترين نيستيد....، |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 26 آذر1388ساعت 11:57 توسط پرویز ستوده شایق
|
|
||
|
|
|
|
|
ماه محرم هم فرا رسید فرا رسید ماه پیروزی خون بر شمشیر . ماه محرم تسلیت باد ماه محرم شد حسين جان عزاداريم غم عشقت خريداريم ... . فرمانده عشاق آگاه حسين است بيراهه مرو سادهترين راه حسين است از مردم گمراه جهان راه مجوييد نزديك ترين راه به الله حسين است
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 26 آذر1388ساعت 10:33 توسط پرویز ستوده شایق
|
|
||
|
|
|
|
|
در تصویر ردیف سوم ، از راست : ستوده - اینانلو - غریب زاد
دورهي آموزشي "فلسفهي طبيعت گردي و كوهنوردي" در تاريخ 18آبان ماه 1388 برگزار گرديد. گزارش برگزاري اين دوره را به قلم محمود بهادري در ادامه مي خوانيد: در ره روح پست و بالاهاست
كوه هاي بلند و درياهاست مولانا اين دوره ضمن اينكه بسيار سودمند و لذت بخش بود ميتواند سرآغاز روندي سودمند باشد كه در پايان اشاره كردهام. برخي دوستان شركت كننده در دوره گفتهاند: اما آنان كه بي قرارند و دل به آرام نسپارند، ادعا چنان كنند كه فريادش در كارگاه كوه شنيده اند . ابتدا بايد گفت كه به نظر ميرسد، كوهنوردان شايسته است دربارهي اين فعاليت بيشتر مطالعه، تحقيق و انديشه كنند. البته دغدغه تامل و گفتگو دربارهي كاركردهاي سودمند و مخرب اين فعاليت همواره بين كوهنوردان وجود داشته است اما خلا گفتگوي جدي تر و علمي برپايه مسايلي كه امروزه در دنيا مطرح است در جامعه كوهنوردي ايران احساس ميشود. استاد گرانقدر اين برنامه، اردشير منصوري بود كه دغدغه كوهنوردي و محيط زيست دارند و بر روي بحثي بينارشته اي در فلسفه با موضوع فلسفه اوقات فراغت و كوهنوردي بسيار مطالعه و انديشه نموده اند. سرفصلهاي مطرح شده عبارت بودند از: فلسفه چيست؟ 1- نكاتي در چيستي كوهها 2- فلسفة كوه و كوهنوردي، حوزهاي بينارشتهاي با نگاهي به تجارب جهاني 3- فلسفه فراغت؛ كوهنوردي، يك فعاليت فراغتي اصيل و غني (كارويژههاي ورزشي و روانشناختي كوهنوردي) 4- فلسفه و اخلاق محيط زيست، كوهستان، كوهنوردي در پايان پيشنهادهاي زير مطرح شد و اميدواريم جامعه كوه نوردي بتواند آنها را پيش ببرد. 1- تاليف مقاله و روشنگري در فلسفه طبيعت و تصحيح نگرش انسانها نسبت به محيط زيست. 2- تاليف مقالاتي در فلسفه طبيعت و معرفي استعدادهاي فراغتي كوهنوردي. 3- گزارش نويسي سفرها و برنامههاي كوهنوردي با ملاحظات فلسفي و اخلاقي. 4- سمينار يكروزه فلسفه كوهنوردي (بينارشته اي). 5- تدوين منشور اخلاقي كوهنوردي با همكاري فعالان، منتقدان و پيشكسوتان كوهنوردي. 6- پيگيري و همياري براي برگزاري متعدد، دورهي آموزشي "فلسفهي طبيعت گردي و كوهنوردي" در جامعه كوهنوردي. 7- ضرورت و خلا كتاب در اين زمينه با نظر به دغدغه ها جامعه طبيعت دوست ايران. 8- ضرورت پرداختن به موضوع فلسفه و اخلاق ِ محيط كوهستان و كوهنوردي در جامعه كوه نوردي و وبلاگ هاي دوستداران طبيعت و كوه نوردي. 9- پتانسيل بالاي اين موضوع براي برگزاري مسابقه يا نمايشگاه عكس و همچنين فراخوان مقاله. بخش فرهنگی و محیط زیست هیئت كوه نوردي و صعودهاي ورزشي استان تهران اين دوره را با همكاري انجمن كوه نوردي دانشجويان دانشگاه تهران برگزار كرد، از همهي عزيزاني كه براي برگزاري همياري نمودند، سپاسگذاريم. از : سایت هیات کوهنوردی استان تهران |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 23 آذر1388ساعت 16:44 توسط پرویز ستوده شایق
|
|
||
|
|
|
|
|
جمعه 20 آذر ماه 1388 چهلمین صعود من به قله توچال در شرایط انجام شد که باد و بوران در ارتفاعات توچال بیداد می کرد ، در سطوح پایین مه بو و در ارتفاعات پناهگاه امیری به بعد هوا آفتابی ولی کولاک و بوران شدید به طوری که احتمال منحرف کردن افراد توسط باد از مسیر حرکتی وجود داشت . ساعت 8/10 صبح به شیر پلا رسیدیم ، صبحانه مختصر صرف نمودیم ، البته این دومین صبحانه ما بود چون نزدیک ساعت 6 یک ظرف بزرگ حلیم بوقلمون که شب قبل همسر درست کرده بود در مبداء حرکت صرف نمودیم ، اگه می بردیم بالا سرد می شد و ما ترجیح دادیم روش مطمئن تری برای حمل آن انتخاب نماییم . ما حدود ساعت 11 به پناهگاه سیاه سنگ ( پناهگاه امیری ) رسیدیم ، فاتحه ایی به روح آقای امیری که در این نقطه چندین سال پیش جان به جان آفرین تسلیم کرده بود قرائت کردیم ، پس از خورد چای داغ و مقداری تنقلات ، در حالی پناهگاه را ترک کردیم که گروه های امدادی باشگاه آرش تهران در کنار آن چادر زده بود و باد برف های اطراف را به سر و صورتمام می کوفت ، با این حال شرایط قابل تحمل و بعضاً لذت بخش بود . ساعت 13/10 بود که به پناهگاه رسیدیم ، سرعت باد قبل از پناهگاه بسیار افزایش یافته بود و باد برف ها را به هوا می فرستاد ، هوا هم آفتابی بود . دماوند سرفراز با اقتدار تمام در شرق خود نمایی می کرد ، خیلی نزدیک به نظر می رسید و چقدر زیبا بود ، به زحمت تمام وارد پناهگاه شدیم ، در پناهگاه تعدادی از کوهنوردان هم حضور داشتند ، تعویض لباس های خیس شاید بهترین کاری بود که می شد انجام داد ، ماه هم نسکافه گرم و بعد یک عدسی گرم صرف کردیم ، خیلی بدنمان گرم شد ولی کسی جرات خارج شدن از پناهگاه را نداشت ، باد درب پناهگاه را با قدرت تمام بسته نگه داشته بود و بیرون هم شرایط زیاد مناسب نبود ، بطوری که خیلی از همنوردان تصمیم گرفتند خود را به مسیر تله کابین برسانند ، ما توقف مان در پناهگاه کمی طولانی شد ، منتظر بهتر شدن شرایط جوی بودیم ولی این اتفاق نیافتاد به ناچار در ساعت 14 از پناهگاه خارج شده چند تا عکس به زحمت با موبایل گرفتیم که فقط لباس های قابل رویت بود و به سرعت به سمت پایین حرکت کردیم . در ساعت 15/30 به شیرپلا بازگشتیم و نیم ساعت استراحت کردیم و با استفاده از بخاری پناهگاه لباس هایمان را که در اثر تعرق خیس شده بود خشک کرده و در ساعت 16 به سمت مبداء به راه افتادیم . کل مسیر یخ زده و لغزنده بود . در ساعت 17 به محل توقف ماشین رسیدیم و پایان برنامه این چهلمین صعود من به قله توچال بود و هر صعودی تجربه ایی ارزشمند به دنبال دارد . |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 21 آذر1388ساعت 9:57 توسط پرویز ستوده شایق
|
|
||
|
|
|
|
|
روز جهاني كوهستان در تهران 20 آذر 88 ![]() روز
جهانی کوهستان، امسال در نظر دارد تا آگاهی عمومی در مورد خطرهای طبیعی در
مناطق کوهستانی و آسیبپذیری جامعههای کوهستانی را بالا ببرد، جلب توجه
کافی به کشاورزی پایدار، مرتعها، چرای دام و جنگلبانی، پابهپای نیازی
که به گسترش هدفها و روشها در مقیاس ملی وجود دارد، به عنوان نکات کلیدی
برای کاهش خطرها و مدیریت بلاها و فاجعهها در محیطهای کوهستانی به شمار
میروند. انجمن كوه نوردان ايران با همكاري هيئت كوه نوردي و
صعودهاي ورزشي استان تهران و باشگاه فرهنگی ورزشی آرارات روز جمعه 20 آذر
ماه (11 دسامبر)مصادف با روز جهاني كوهستان را در تهران جشن خواهند
گرفت، اين مراسم كه با عنوان جشن كوهستان برگزار خواهد شد فرصتی برای
دیدار پیش کسوتان، اعضای گروه های کوه نوردی، و دیگر دوستداران کوهستان
خواهد بود. زمان: جمعه 20 آذر ماه 1388 ساعت 17:00 مكان: تهران - خيابان جمهوري اسلامي - كوچه نوبهار - پلاك 22 - باشگاه فرهنگي ورزشي ارامنه آرارات از : سایت هیات کوهنوردی استان تهران |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 18 آذر1388ساعت 15:59 توسط پرویز ستوده شایق
|
|
||
|
|
|
|
|
خیابان خلوت بود.پیاده رو هم. دسته گلی پژمرده روی زمین افتاده بود.زمین
سرد بود.آسمان ابری.دستش را روی قلبش گذاشت . دندان هایش را به هم فشرد و
با چشمانی پر از التماس به آسمان نگاه کرد.پیراهن نازکش را جمع کرد تا گرم
تر شود.درد ، امانش را بریده بود.این بار، هر دو دستش را روی قلبش فشرد تا
شاید آرام شود.به درخت تکیه داد و چشم های پر از اشکش را به برگ پاییزی
نارنجی رنگی که روی شاخه به شدت با باد مبارزه می کرد ، دوخت. زن لبخندی زدئ و رو به رویش نشست . لبخندش مثل مادر بود.هرچند که درست
لبخند مادرش را به یاد نمی آورد... از طاهریان |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 17 آذر1388ساعت 8:54 توسط پرویز ستوده شایق
|
|
||
|
|
|
|
|
۱-افزایش انرژی بدن
شما در بسیاری از مواقع بدون اینکه کاری انجام داده باشید، احساس خستگی می کنید، علت این خستگی ممکن است کمبود آب بدن باشد. آب باعث انتقال اکسیژن و سایر مواد غذایی به سلول های بدن می شود و کمبود آن باعث اختلال در رسیدن این مواد به سلول ها می شود.اگر بدن شما به اندازه ی کافی پر آب باشد، قلب شما نیز مجبور نیست برای رساندن خون به نقاط مختلف بدن، با شدت بیشتری کار کند. ۲- حفظ تناسب اندام اگر به دنبال کاهش وزن هستید، بدانید که آب باعث افزایش متابولیسم بدن می شود و باعث می شود احساس سیر بودن به شما دست دهد. بنابراین سعی کنید به جای نوشیدن نوشیدنی های پر کالری، آب بنوشید.همچنین چنانچه شما یک لیوان آب یخ بنوشید، بدن شما بایستی این آب را گرم کند، در نتیجه مقداری از این گرمای مورد نیاز را از سوزاندن چربی ها به دست می آورد. ۳- کاهش استرس ۸۵ درصد بافت مغز را آب تشکیل می دهد. به هنگام تشنگی، بدن و مغز، برای انجام فعالیت های خود با فشار و استرس مواجه می شوند. برای کاهش سطح استرس، همیشه به هنگام کار یک لیوان آب بر روی میز خود داشته باشید و یا به هنگام ورزش، یک بطری آب به همراه داشته باشید، تا با استرس کمتری به فعالیت بپردازید. ۴- جلوگیری از گرفتگی عضلات نوشیدن آب باعث می شود که عضلات کمتر دچار گرفتگی شوند و اکسیژن رسانی کافی و پاک سازی سموم از آن ها راحت تر انجام شود. همچنین آب به عنوان یک روان کننده در مفصل ها عمل می کند. هنگامی که بدن شما آب کافی داشته باشد، می توانید با قدرت بیشتر و با مدت زمان بیشتری کارهای بدنی را انجام دهید. ۵- تغذیه پوست خطوط ریز و شیارهای پوست به هنگام کمبود آب، بیشتر و عمیق تر می شوند. نوشیدن آب باعث چاق تر شدن سلول های پوستی و کاهش چین و چروک و جوان کردن پوست می شود. همچنین آب باعث بهبود بخشیدن به جریان خون در پوست می شود و پوست را از وجود ناخالصی ها پاک می کند و امکان تغذیه بهتر پوست را فراهم می کند. ۶- بهبود کارکرد دستگاه گوارش آب نیز همانند فیبرها باعث بهبود کارکرد دستگاه گوارش می شود. آب باعث تسهیل حرکت محتویات دستگاه گوارش در طول مسیر آن می شود. همچنین جذب بعضی از مواد معدنی از دستگاه گوارش با کمک مولکول های آب انجام پذیر است. ۷- کاهش خطر ابتلا به سنگ های کلیه و مثانه با کاهش نوشیدن آب، خطر ابتلا به سنگ های مجرای ادراری افزایش می یابد. آب باعث رقیق کردن نمک ها و مواد معدنی موجود در ادرار می شود و مانع از تشکیل کریستال های سنگ های مجرای ادراری می شود. سنگ های کلیه و مثانه در ادرار رقیق نمی توانند شکل بگیرند، بنابراین خطر ابتلا به این عارضه های دردناک کاهش می یابد. ضرورت مصرف آب برای کوهنورد استفاده از آب کافی و فراوان ، قبل ، بعد و هنگام کوهنوردی ، توازن فعالیت های فیزیولوژیکی کوهنورد را به دنبال دارد . در کوهنوردی سنگین در هر ساعت ، دو لیتر آب به شیوه های گوناگون ، از بدن خارج می شود که باید بی درنگ با نوشیدن مایعات کافی جبران کرد. با توجه به نوع فعالیت بدنی و شرایط محیطی مانند گرما ، سرما و باد در کوهنوردی ، نیاز بدن به آب بیشتر می شود . یک نکته را توجه داشته باشید تشنگی علامت خوبی برای نیاز بدن به آب نیست . تشنگی آخرین آلارم بدن برای نیاز به آب است به خصوص در هوای سرد و برنامه های زمستانی با اینکه بدن ما شدیداً نیاز به آب دارد ولی تشنگی را حس نمی کنیم .برای همین همیشه باید آب نوشید . |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 15 آذر1388ساعت 19:25 توسط پرویز ستوده شایق
|
|
||
|
|
|
|
|
يک مورچه در پي جمع کردن دانه هاي جو از راهي مي گذشت و نزديک کندوي عسل رسيد. از بوي عسل دهانش آب افتاد ولي کندو بر بالاي سنگي قرار داشت و هر چه سعي کرد از ديواره سنگي بالا رود و به کندو برسد نشد. دست و پايش ليز مي خورد و مي افتاد. از آقا سعید یو۲۴ |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 15 آذر1388ساعت 17:18 توسط پرویز ستوده شایق
|
|
||
|
|
|
|
|
دوستان چون برخی دوستان نتوانستند تصاویر کویر مرنجاب را ببینند در اینجا لینک تصاویر تقدیم حضورتان می گردد تا بطور مستقیم بتوانید آنها را ببینید پرویز ستوده شایق ........ سرپرست برنامه ابراهیم امیری ........... همنورد احمد غریب زاد ........... گزارش نویس سیدحمید مصطفوی ...... همنورد و عکاس مسعود صادقپور ......... همنورد پویا جعفر زاده .......... همنورد مرتضی آرمیده ........... راهنما از گروه کوهنوردی عارف قم |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 14 آذر1388ساعت 14:49 توسط پرویز ستوده شایق
|
|
||
|
|
|
|
|
طبیعت كره زمین در هرنقطه آن
و در هر فصلی زیبا و دارای جاذبه های خاص خوداست.حیات
وحش در فصل زمستان و نیز در مناطق قطبی كره زمین جذاب
و دیدنی بوده اما افسوس كه به دلایلی از قبیل پدیده
گرمایش زمین و عوارض ناشی ازآن ، شكار بی رویه و از
بین رفتن زیستگاه های طبیعی نسل جانوران این مناطق در
خطر انقراض است.
![]() ![]()
تصویر زیبایی از دو پنگوئن امپراتور هنگام بازگشت از آبهای یخزده به روی قطعه
یخی در قطب جنوب. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 14 آذر1388ساعت 13:2 توسط پرویز ستوده شایق
|
|
||
|
|
|
|
|
عيد سعيد غدير خم .داستان غدير خم سال دهم هجرت بود و پيامبر از آخرين سفر حج خود باز مي گشت، گروه انبوهي كه تعدادشان را تا صد و بيست هزار رقم زده اند او را بدرقه مي كردند تا اين كه به پهنه بي آبي به نام غدير خم رسيدند. نيم روز هيجدهم ذي الحجه بود كه ناگهان پيك وحي بر رسول خدا صلی الله عليه و آله نازل شد و از جانب خدا پيام آورده كه: «اي رسول آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده به گوش مردم برسان و اگر چنين نكني رسالت او را ابلاغ نكرده اي و خداوند تو را از گزند مردمان حفظ خواهد كرد» پيامبر دستور توقف دادند و همگان در آن بيابان بي آب و در زير آفتاب سوزان صحرا فرود آمدند و منبري از جهاز شتران براي پيامبر ساختند و رسول خدا بر فراز آن رفته و روي به مردم كردند. ابتدا خداي را سپاس فرموده و از بديهاي نفس اماره به او پناه جست و فرمود: اي مردم بزودي من از ميان شما رخت بر مي بندم، آنگاه مي افزايد چه كسي بر مومنين در ارزيابي مصلحت ها و شناخت و تصرف در امور سزاوارتر است همه يك سخن مي گويند خدا و پيامبر داناترند. رسول گرامي مي فرمايد: آيا من به شما از خودتان اولي و سزاوارتر نيستم و همگان يك صدا جواب مي دهند كه چرا چنين است. آنگاه فرمود: من دو چيز گرانبها در ميان شما مي گذارم يكي ثقل اكبر كه كتاب خداست و ديگري ثقل اصغر كه اهل بيت منند. مردم، بر آنان پيشي نگيريد و از آنان عقب نمانيد. آنگاه دست علي (ع) را در دست گرفت و آن قدر بالا برد كه همگان او را در كنار رسول خدا ديدند و شناختند. سپس فرمود: خداوند مولاي من و من مولاي مؤمنان هستم و بر آنها از خودشان سزاوارترم. اي مردم هر كس كه من مولا و رهبر اويم اين علي هم مولا و رهبر اوست و اين جمله را سه بار تكرار كرد و چنين ادامه داد: پروردگارا، دوستان علي را دوست بدار و دشمنان او را خوار. خدايا علي را محور حق قرار ده و سپس فرمود: لازم است حاضران اين خبر را به غايبان برسانند. هنوز اجتماع به حال خود باقي بود كه دوباره آهنگ روح بخش وحي گوش جان محمد صلي الله عليه و آله را نواخت كه: «امروز دينتان را برايتان كامل نمودم و نعمت خود را بر شما به پايان رساندم و اسلام را به عنوان دين برايتان پسنديدم» و بدين سان علي (ع) از جانب خداوند براي جانشيني پيامبر (ص) برگزيده شد. علي در عرش بالا بي نظير است |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 14 آذر1388ساعت 8:19 توسط پرویز ستوده شایق
|
|
||
|
|
|
|
|
تصاویری از کویر مرنجاب تقدیم شما
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه 13 آذر1388ساعت 22:15 توسط پرویز ستوده شایق
|
|
||
|
|
|
|
|
با سلام خدمت دوستان
منتظر گزارش برنامه و تصاویر باشید |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 13 آذر1388ساعت 19:57 توسط پرویز ستوده شایق
|
|
||
|
|
|
|
|
اعلام برنامه : برنامه کویرنوردی گروه کوهنوردی پژوهشکده مهندسی جهاد یک روزه ، کویر مرنجاب ، استان اصفهان ، شهرستان آران وبیدگل روز پنجشنبه 12 آذر 1388 |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 11 آذر1388ساعت 12:22 توسط پرویز ستوده شایق
|
|
||
|
|
|
|
|
با آغاز فصل سرما و بارش برف و باران در ارتفاعات کشورمان، فدراسیون کوه نوردی و صعودهای ورزشی؛ ضمن سپاس از علاقه مندان به کوه نوردی در راستای رعایت نکات ایمنی و توجه به هشدارهای فدراسیون، توصیه های عمومی این فدراسیون را به این شرح اعلام کرد؛
- همراه داشتن پوشاک کافی و مناسب فصل - آگاهی یافتن از وضعیت آب و هوایی، قبل از صعود به ارتفاعات - آگاه نمودن خانواده، نزدیکان یا دوستان از جزئیات زمانی و مکانی صعود و برگشت - استفاده از مسیرهای مشخص و پاکوب شده جهت صعود و فرود -زمانبندی مناسب جهت به پایان رساندن برنامه قبل از تاریکی هوا (بهترین زمان اقدام به بازگشت: ساعت 14)... |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 10 آذر1388ساعت 13:59 توسط پرویز ستوده شایق
|
|
||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
تاريخ اجراي برنامه : 28 لغایت 29 آبان 1388
اسامي افراد شركت كننده
مقدمه
برنامه از پژوهشکده مهندسی واقع در جاده قدیم کرج کیلومتر 16 بوسیله مینی بوس آقای صمد نجفی که از قبل هماهنگ شده بودآغاز گردید و چون در روز پنجشنبه پژوهشکده تعطیل بوده وسرویسها در اینروز فعال نبودند مسیر برنامه طوری تنظیم گردید تا دوستانی که در تهران بودند بتوانند در نیمه راه به گروه بپیوندند. هر چند تمام نفرات به جزء آقایان ستوده شایق، یوسفیه و رحیمپور که با خودروی آقای یوسفیه آمدند و فقط اینجانب ساعت 8 صبح در میدان جهاد به گروه ملحق شدم، ساعت 10 صبح در میدان امام خمینی قم اول خیابان امام، با سوار نمودن آقای فریبرز الفتی (راهنمای گروه) مربی کوهنوردی و مدیر عامل مؤسسه آسوفراز قم به سمت مقصد حرکت کردیم. ساعت 10:35 دقیقه در امامزاده عبدا... قلعهچم جاده قدیم قم دلیجان چند لحظهای را توقف داشتیم. حدود ساعت 11 وارد جاده روستای حسینآباد نیزار (حدفاصل سلفچگان-دلیجان) شده و پس از گذشتن از روستاهای دولتآباد (11:06)، راوه (11:10) و کهک (11:22) از طریق جاده خاکی به سمت جنوبشرقی روستا میرویم و در ساعت 11:25 در نزدیکی غار توقف مینماییم.
دو کارگاه توسط آقایان ستوده شایق و الفتی آماده شد و 13 نفر افراد گروه در ساعت 12 از طریق آن از دهانه غار (به عمق حدود 8 متر) داخل غار گردیدند. ساعت 12:45 است و تمام نفرات که داخل غار شدند به سمت جلو حرکت میکنیم. مسیر راه با شیب متوسط 45 درجه و دارای تخته سنگها و سکوهای بزرگ و لغزنده و همچنین چاهها و حفرههای متوالی که در کف غار به مرور زمان بوجود آمدهاند میباشد. در ساعت 13:30 به تالاری رسیدیم که گروه 4 نفری که قبل از ما وارد غار شده بودند در آنجا شمعی را روشن نموده بودند.
6 نفر از اعضاء در این تالار توقف نمودند و 7 نفر دیگر به کمک طناب که توسط آقای الفتی آماده شد و با حمایت از صخره 6 متری بالا رفتند که این مهم حدود یک ربع طول کشید. از اینجا به بعد دیگر مسیر بصورت دهلیز و حفره و دالان بود که باید عمدتاً نشسته یا سینه خیز از آن عبور مینمودیم. دهلیز اول را بصورت خزیده رد نموده و پس از عبور از دالان و تالاری، مجدداً از دهلیز دیگری عبور کردیم. حالا به دهلیز سوم رسیدهایم که اینجا هم شاهد کم شدن نفرات بودیم چراکه این دهلیز آنقدر تنگ بود که عبور افراد فربهتر از آن مقدور نبود در اینجا بود که آقایان مصطفوی و مهرابی هم از ما جدا شده و نتوانستند دیگر به مسیر ادامه دهند. در مدخل ورودی این دهلیز بود که ما به گروه قبلی رسیده بودیم در حالیکه آنها تا انتهای غار رفته و در حال بازگشت بودند. حالا 5 نفر ماندهایم که با عبور از دهلیز آخر با تلاش زیاد عبور نموده و ادامه مسیر دادیم. در ادامه با زدن کارگاه و با حمایت آقای الفتی از ارتفاع حدود 12 متر پایین رفتیم. حالا ساعت حدود 14:50 است و نفر سوم (آقای یوسفیه) در حال پایین آمدن میباشد. دیگر چیزی به انتهای غار نمانده است. اگر یک صخره حدوداً 5 متری دیگر را به پایین برویم به تالار انتهای غار یا همان تالار آینه خواهیم رسید . با باقی گذاشتن طناب حمایتی (برای صعود در برگشت) و در ادامه به علت کمبود طناب مجبور شدیم انتهای مسیر را بدون حمایت و طناب پایین برویم. البته در این قسمت هم آقای یوسفیه از ادامه مسیر بازماند و ما ناچار 4 نفری قسمت آخر را ادامه دادیم. گل کلمی بسیار است مخصوصاً استالاگتیت ها و استالاگمیت های جلوه های ویژه ایی از زیبایی در درون غار پدید آورده اند . عقربههای ساعت 15 را نشان میدهد و ما به تالار آینه غار و تالار کوچکی که در آنجا قرار گرفته است رسیدهایم. البته دو تالار زیبای دیگر یعنی تالار عروس و تالار مرمر نیز وجود دارد ولی بدلیل فنی بودن و کمبود وقت حرکت مان را تا همینجا خاتمه دادیم . هر چند در طی مسیر حدوداًٌ 350 متری ما دوراهیهای فراوان وجود داشت که بدون راهنما واقعاً پیدا نمودن مسیر اصلی و رسیدن به انتهای غار مقدور نبود، اما اینجا تقریبا حالت بنبست را دارد و دیگر راه مناسبتری برای درپیش روی خود نمی بینم . از گروه 13 نفره، ما 4 نفر(الفتی«راهنما»ستودهشایق،غریبزادومحمدی) موفق به رسیدن به انتهای غار شدهایم که این با حمایت تمامی اعضای گروه صورت پذیرفت. با تبریک و گرفتن چند عکس یادگاری در انتهای غار، هدلایت های خود را خاموش نموده و حدود یک دقیقه در سکوت و تاریکی مطلق بودیم و سپس آماده برگشت شدیم. تصویر زیر بخشی از تالار آینه را نشان می دهد که زیبایی آن چشم ها را نوازش می دهد ، هر چند نور کم است و ما از آن همه زیبایی محدوده بسیار کمی را رویت می کنیم ولی با این مقدار اندک نیز خدای را سپاس می گوییم که فرصتی داد تا بتوانیم از نزدیک شاهد زیبایی های طبیعت باشیم .
ساعت 16 بود که بعد از صعود از صخرهها و عبور از دهلیز سومی که واقعاً سخت مینمود، به دهلیز دوم رسیدیم. وقتی از دهلیز سوم گذشتیم خبری از دونفر قبلی (مصطفوی و مهرابی) نبود آنها با 4 نفری که گروه قبلی ما بودند به تالار شمع بازگشته بودند. در این قسمت از برنامه لحظهای در راه بازگشت مسیر را به اشتباه رفتیم که خیلی سریع متوجه شده و پس از بازگشت به مسیر اصلی به راه خود ادامه دادیم. 10 دقیقه دیگر به دهلیز اول رسیدیم. واقعاً این مسیر خیلی خطرناک مینمود چرا که مسیر روبروی ما یک شیب تندی داشت که سطح آن بسیار لغزنده بود و در انتها هم یک چاله عمیق قرارداشت. بالاخره با عبور از این مسیر و گذشتن از دهلیز اول به بالای تالار اصلی رسیدیم. ساعت 16:30 دقیقه به تالار مذکور فرود آمده و به بقیه افراد پیوستیم و پس از گرفتن چند عکس یادگاری و کمی استراحت کردن به اتفاق بقیه اعضاء به سمت خروجی غار حرکت کرده و در ساعت 17:10 به پایین دهانه خروجی غار رسیدیم. آقای صمد نجفی اولین نفری بود که از غار خارج گردید و بقیه افراد به ترتیب خارج گردیدند. ساعت 17:50 دقیقه بود که همه از دهانه غار خارج شده بودند. در ساعت 18 همه در پایین کوه کُهک و درکنار ماشینها بودیم. برنامه غارنوردی ما حدود 6 ساعت طول کشید. پس از آن آقایان ستوده شایق، یوسفیه، رحیمپور و الفتی به سمت قم و تهران حرکت نمودند و ماهم به جاسب رفتیم و شب را در جاسب گذراندیم. صبح بعد از بیدارشدن و خواندن نماز صبح و زیارت عاشورا و صرف صبحانه به آبگرم محلات رفتیم. پس از آن به قم آمده و بعد از زیارت حرم حضرت معصومه(س) در ساعت 15:15 بود که به سمت تهران حرکت کردیم. ساعت 17 به میدان جهاد تهران رسیدیم. و پایان برنامه 30/17 در پژوهشکده بود . تقدیر و تشکر: از آقای علی محمدی بابت سرپرستی و پذیرایی دوستان در جاسب
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 10 آذر1388ساعت 11:36 توسط پرویز ستوده شایق
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
با سلام دوستان |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 7 آذر1388ساعت 0:13 توسط پرویز ستوده شایق
|
|
||